تبليغاتX
 زنده در یاد
زنده در یاد
نکوداشت بزرگان موسیقی ایران زمین با نگاهی ویژه به جایگاه استاد شجریان
زنده در یاد
خانه | آرشيو | ايميل


اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ...
در هنر می شود نوای هستی را شنید
معراج در این عرصه روی می دهد :
پروازی به فرازستان معنا !

"محمدرضاشجریان"

------------------------

ماهنرمندان تمام عمر زير پروژكتور نگاه زندگي مي كنيم . الآن به خود مي گويم : آيا مي شود جايي بروم كه كسي مرا نشناسد ، آزاد باشم ، روي چمن بنشينم ، دراز بكشم و كسي چشم به من ندوخته باشد. من مي خواهم براي خودم زندگي كنم ، اما نمي شود . گاهي آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ، چون ديگر نمي تواند خودش را پيدا كند ، اينهاست كه بين هنرمند و مردم فاصله ايجاد مي كند. هنرمند حس مي كند كه از لحاظ عاطفي نمي تواند جوابگوي مردم باشد...واقعا آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ...آنچه كه بيش از همه براي من خوشحال كننده است ، آن است كه عده يي اهل دل به صداي من گوش مي كنند و از آن لذت مي برند و همين، بالاترين سعادت من است. وقتي مي بينم كه پس از سال ها زحمت و خدمت براي هنر اين سرزمين، گروهي پيدا ميشوند تا قدرشناسي كنند، خستگي ام بر طرف مي شود...از من انتظار مي رور كه توليد هنري در عالي ترين سطح داشته باشم ، شاگرد تربيت کنم ، مرتبا كنسرت برگزار كنم، ودر موسيقي ايراني پدري كنم ، واقعا از عهده ي يك نفر بر نمي آيد...من با مردم زندگي مي كنم وبا آنها درد مشترك دارم ، براي همين است كه مي دانم چه مي خواهند...
"استاد محمد رضا شجريان"

×××××××××××××××××


امکانات و ابزارها نوشته هاي پيشين
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
لينکدوني

دود عود - استان شجريان
دریچه نیمه باز
باران و باد
گريزي بر موسيقي اصيل ايراني
بازگشت به سوی او
حکایت دل
راميان دات كام
روان شناسی روابط
نكته هايي از قرآن کریم
وب‌گل
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
عاشقانه ترین 7 فیلم تاریخ
شیطونک
رابطه پنهان
ک. پ:تنها گناه من دروغ نگفتنه و بس...!
موسيقي ما
لينك باكس
بدو بازی
شاه بیت آواز ایرانی: استاد ایرج
من ایرانیم ....غرب هرگز
ایران میهن من
وعشق صدای فاصله هاست
جاویدان هنر
عکسهای ایرانی . مسعود شرقی
همایون شجریان
ghazi خبری - ورزشی
شاهگل
داستانسرا
سعدی و مولانا
گلزار سخن کرمانشاهان
ترانه هاي كودكان
همكنون
به منزل شخصی amoo خوش آمديد
شاه گل
سهیل پرنده
زنگهای موبایل از موسیقی ایرانی
زنده رود
استاد شجريان (سر عشق)
خدا و عشق
پهلوان خورشید
موسیقی ملی ایران
محمد رضا شجریان استاد آواز ایران
بزرگان موسيقي ايراني
کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
dj30ma.blogfa
عاشقان فیزیک دانشگاه پیام نور دامغان
دلشدگان
چکاد
استاد پرویز یا حقی
استاد گلپایگانی
بزرگان موسیقی ایران
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
عشق پاك

 

عشق پاك

 آپلود عکس   

ای شب به پاس صحبت دیرین خدای را

با او بگو حکایت شب زنده داریم

با او بگو چه می کشم از درد اشتیاق

شاید وفا کند بشتابد به یاریم

ای دل چنان بنال که آن ماه نازنین

آگه شود ز رنج من و عشق پاک من

با او بگو که مهر تو از دل نمی رود

هر چند بسته مرگ کمر بر هلاک من

ای شعر من بگو که جدایی چه می کند

کاری بکن که در دل سنگش اثر کنی

ای چنگ غم که از تو به جز ناله برنخاست

راهی بزن که ناله از این بیشتر کنی

ای آسمان به سوز دل من گواه باش

کز دست غم به کوه و بیابان گریختم

داری خبر که شب همه شب دور از ان نگاه

مانند شمع سوختم و اشک ریختم

ای روشنان عالم بالا ستاره ها

رحمی به حال عاشق خونین جگر کنید

یا جان من ز من بستانید بی درنگ

یا پا فرا نهید و خدا را خبر کنید!

آری مگر خدا به دل اندازدش که من

زین آه و ناله راه به جایی نمی برم

جز ناله های تلخ نریزد ز ساز من

از حال دل اگر سخنی بر لب آورم

آخر اگر پرستش او شد گناه من

عذر گناه من همه چشمان مست اوست

تنها نه عشق و زندگی و آرزوی من

او هستی من است که آینده دست اوست

عمری مرا به مهر و وفا آزموده است

داند که من آن نیم که کنم رو به هر دری

او نیز مایل است به عهدی وفا کند

اما اگر خدا بدهد عمر دیگری!!

آواز عشق پاک (981 KB)


[ ]
+
حال که تنها شده ام می‌روی

 

حال که تنها شده ام می‌روی

  آپلود عکس

حال که تنها شده ام می‌روی
واله و رسوا شده ام می‌روی

حال که غیر از تو ندارم کسی
این‌همه تنها شده ام می‌روی

حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سراپا شده ام می‌روی

حال که در بزم خراباتیان
همدم صهبا شده‌ام می‌روی

حال که در وادی عشق و جنون
لاله‌ی صحرا شده ام می‌روی

حال که نادیده خریدار آن
گوهر یکتا شده‌ام می‌روی

حال که در بحر تماشای تو
غرق تماشا شده‌ام می‌روی

این‌همه رسوا تو مرا خواستی
حال که رسوا شده‌ام می‌روی

خواننده: استادمحمد رضا شجریان
نی: محمد موسوی
اجرای خصوصی
دستگاه: ابوعطا

شاعر: حسن معنوی

دانلود آهنگ


[ ]
+
این مرد را دوست دارم ...
 
این مرد را دوست دارم ...
 
 آپلود عکس  
 
1) پسر ، شش ساله بود ... پدر داشت با خود زمزمه مي كرد . دعا مي خواند . زيارت مي خواند . اما ، زيبا ... زيبا مي خواند .
گوش پسر نسبت به صدا حساس شد ... تحت تاثير آواها قرار گرفت ... گريه كرد ...
مادر پرسيد : چرا گريه مي كني ؟ تب داري ؟ پسر گفت : نه ... و بغضش تركيد كه : پدر چه مي خواند ؟ من از خواندن پدر گريه ام گرفت ...
مادر با دست اشاره اي به نشانه تحقير و استهزا مي كند و مي گويد : چه غلط ها !!! تو برو بگير بخواب !!! واه واه !!! چه غلط ها !!!
پسر خوابيد ... و بعد ...
پسر ، محمد رضا شجريان شد ... صاحب آواز .

2) جوان تازه ديپلم گرفته بود ، معلم شد ، معلم پنجم و ششم دبستان ... در نقطه اي دور از شهر ...
فرخنده گل افشان نيز آنجا معلم بود ...
عاشق شدند ... هر دو جوان ... هردو زيبا ... هر دو هم سن ... چه مي دانستند از آينده ؟ كه جوان يك روز قبله جوانان كشور مي شود ؟ كه جوان ، يك روز ، خسرو آواز مي شود ؟
باري ...
جوان ، سنتور ديد ... اسير شد ... نجار شد ... عاشق شد ... سنتور ساخت ...
قصه شروع شد ...

3) پيرنيا سرش را از روي كاغذها بلند كرد ... گفت : اين را چه كسي خوانده بود ؟ گفتند : از شهرستان آمده ... از مشهد .
پيرنيا گفت : برگ سبز 216 باشد ... من همين را پخش مي كنم ... اسمت چيست جوان ؟
- محمدرضا .
- اهل مشهدي ؟
-آري .
- بايد منتقلت كنم تهران ... بايد تهران باشي ... حيف است .
جوان گفت : استاد اگر خواستيد صداي من را پخش كنيد ، بگوييد سياوش است . سياوش بيدكاني .
پيرنيا گفت : ميداني بيدكاني يعني چه ؟
جوان گفت گوشه اي در دشتي است .
پيرنيا گفت آفرين ... پس بلدي . حالا بگو چرا بگويم سياوش بيدكاني ؟
جوان گفت : پدر حساس هستند . مذهبي هستند . شديدا تعصب دارند . اصلا در خانه نه راديو داريم نه تلويزيون . ايشان حتي نمي داند كه من بلدم آواز بخوانم . بفهمند بد مي شود .
پيرنيا گفت : خيالت راحت ... نوشت : برگ سبز 216 ... سياوش بيدكاني ... آذر 1345 .


4) جوان ، جدي شد . هوشيار شد . حواسش را جمع كرد . تازه داشت هنرمندان را در واقعيت مي ديد . تازه كاباره ديده بود ... شراب ، دود ، سكس ، ... ‌، ... ، ...
جوان محتاط شد ... با عبادي آشنا شد ... عبادي نصيحتش كرد ...
- تو حيفي ... مراقب باش . مراقب باش در اين راه به بيراهه نروي ... كج نروي ... بقيه را ببين ... عبرت بگير ... در اين راه انحراف هست ... راه درست هم هست ...
جوان با خودش تكرار كرد : منحرف نشوم ... راه انحرافي زياد هست ... من حيفم ... حواسم به خودم باشد ...
جوان رفت صفحه خريد ... از بنان ، قمر ، ظلي ، آذر ، ... عاشق قمر شد ... قمر عجيب مي خواند ... جادويي ... جوان بعدها خودش هم با صدا جادو كرد .

5) جوان از صبح تا شب تمرين مي كرد ... تمرين ... تمرين ... تمرين ...
خودش داشت صداي خودش  را مي شناخت ... زير ، بم ،‌ اوج ،‌ فرود ... خش ،‌ زنگ ، زلال ...
مهرتاش را شناخت ... دوامي ... پيش بنان رفت ... شاگردي كرد ... بي هيچ غروري ... بي هيچ حرفي ... زانوي ادب زمين زد ...
جوان سختي كشيد ...
و ...
جوان داشت دو تغيير مي كرد ... مرد مي شد ... و معروف مي شد .

6) دور ، دور ستاره ها بود ... مرد تازه نفس بود ... سخت بود بتواند صدايش را به گوش كسي برساند .
قمر و ني داوود و تاج نبودند ... اما گلپا ، بنان ،‌ حميرا ، مرضيه ، هنگامه ، و خيلي ها بودند كه همه خيلي دوستشان داشتند .
مرد اما با دلش خلوت كرد ...
دل گفت : محمدرضا ، شايد درون تو چيزي باشد ، كه درون بقيه نباشد ... شايد اصلا خدا استعدادي چيزي بيشتر به تو داده باشد .
مرد ماند.

7) مرد خيلي معروف شد ... خيلي ... خيلي ...
وقتي جايي مي رفت ، چندين هزار نفر بلند مي شدند ... بيست دقيقه دست مي زدند .
مرد حرف دل مردم را زد ... مرغ سحر ، ناله سر كن ... داغ مرا تازه تر كن ...
مرد غصه خورد ... تحمل مي كنم با درد ، ..... قناعت مي كنم با زخم ... ها ها ي ي ي آخ داددد ......
مرد گفت : همه عاشق باشيد ... عاقلان نقطه پرگار وجودند ولي ... عشق داند كه در اين دايره سرگردانند ...
مردم ، مرد را خيلي دوست داشتند ... خيلي ... رويش حساب مي كردند ... مرد گفت : من خاك پاي مردم ايران.

8) مرد در دنيا معروف شد ...
- الو ،‌ استاد شجريان ؟
- بفرماييد ؟
- استاد يه تكه پا تشريف بياوريد اين طرف آب يك جايزه جهاني هست تحويل بگيريد ...
- شما ؟
- من از يونسكو هستم استاد ... نشان چشم پيكاسو را قرار شد به شما بدهيم ...
...

9) استاد پرنده شد ... پرواز دور جهان ... آلمان ... انگليس ... آمريكا ...
همه جا وقتي گفتند موسيقي شرق ؟؟؟ مي گفتند : محمدرضا شجريان هست . يكي از اساتيد موسيقي شرق است .

10) استاد ... عشق شد ... بت شد ... شد سمبل ... ايران ... دماوند ... خسرو ... محمدرضا شجريان ... همه يكي شد .

11) دو سه نفر در تاريكي با هم صحبت مي كردند ... اولي پرسيد : اين يارو چرا استاد شده ؟ خوب ميخونه ؟
دومي جواب داد : فقط خوب خوندنش كه نيست ... وقتي كه شعر انتخاب مي كنه بايد بياي ببيني ... شعرايي كه انتخاب ميكنه با روح آدم بازي مي كنه ... تو لحظه پروازت مي ده .. واقعا كه شعر شناسه ...
سومي گفت : خودش ميگه شش ماه واسه انتخاب شعر وقت مي گذاره ... ميگه پيام بايد داشته باشه هنر ... پيام كار من در شعريه كه ميخونم... تازه يه چيز ديگه هم ميگه ... ميگه هر شعري رو تو هر دستگاه و گوشه نميشه خوند ... روح اون گوشه بايد با روح شعر يكي باشه ... اينه كه ميگن آوازش بدجوري رو دل آدم اثر ميذاره ...
اولي گفت : يعني چي ... مسخره بازيه مگه ... كسي جز ما و گروه ما ، استاد نيست ... چطوري ميشه خرابش كرد ؟
دومي و سومي گفتند : ميشه ... صبر كن ...

12) مرد ، مردترشده بود ... همسرش هم زن تر ... چهار فرزند بزرگ و هنرمند و محترم داشتند . هر دو اهل فرهنگ بودند ...
مرد و زن همديگر را دوست داشتند ... خيلي ... اين را نزديكان و فاميل مي دانستند .
اما ...
زن گفت : من ديگر نمي توانم ... از هفت صبح تا دوازده شب يا داري روي گوشه ها و نوارها و صفحه ها مطالعه مي كني ... يا داري آواز تمرين مي كني ... يا شعر ميخواني ...
مرد گفت : آخه من كه فقط هفت دستگاه و پنج آواز رو كار نكردم كه ... من در بوي باران پرسه خواني را براي اولين بار نشان دادم ... درويش خاني ... من چيزهاي جديدي از اين موسيقي نشان دادم ... وگرنه گوشه ها و دستگاه ها را كه همان جواني هم بلد بودم ... مگر شما شب سكوت كوير را نشنيدي ؟ محلي نخواندم ؟‌ تحرير محلي نزدم ؟
زن گفت : همه قبول ... من هم دوستت دارم ... اما كمي بيشتر با ما باش ...
...
...
ريش سفيد ها آمدند ... گفتند از هم جدا شويد ...
مرد گفت : چرا ؟ من عاشق اين زنم ...  دوستش دارم ...
گفتند : به خاطر آينده موسيقي ... به خاطر موسيقي اين كشور ... اين خانم هم خسته هستند ... آرامش مي خواهند ... شما هم كه واله و شيدا ... راهي نداريد .
زن گفت : من هم عاشق اين مردم ... دوستش دارم ...
ريش سفيدان گفتند : شما چهار فرزند بزرگ داريد ... همه ازدواج كرده اند ... اگر جدا شويد هم اشكالي در آن نيست ... با هم اما دور از هم ...
مرد و زن با رضايت كامل جدا شدند ...

13 ) آن سه نفر كه در تاريكي صحبت مي كردند ، تا خبر را فهميدند ، پوزخندي زدند ... خوب شد ... ميشه رو اين كار كرد ... هوس ... سكس ... مانكن ... طلاق ... عاليه واسه داغون كردن همه سالهاي زحمت يك نفر .

14) همه به مرد مي گفتند استاد ...

15 ) استاد دوباره ازدواج كرد ... اين خانم جديد برايش مهم نبود كه استاد چند ساعت در روز تمرين مي كند ... چون عاشق بود .
عاشق ... در نگاه استاد غرق مي شد ... در صداي استاد محو .
استاد هم ، شايد دوستش داشت ... من نمي دانم ... بعيد است كسي هم بداند ...
خود استاد اعلام كرد ... چيزي نبود كه بخواهد پنهان كند ...

16) استاد و همسر اولش ، هنوز همدل و همصدا بودند ... اين را خيلي ها مي گويند كه به استاد نزديكند ... بهترينش دخترها ... افسانه ...مژگان ...
اصلا مگر دختر ، عاشق پدر هوس باز مي شود ؟ ... ؟ نمي شود ... اما دخترها عاشق پدر هستند ... پس ... چيزي هست ... ما نمي دانيم .

17) سه نفر توي تاريكي ، كارشون رو شروع كردند ...
- اسطوره قرن مرد هوسبازي از آب در آمد .
- استاد شجريان بزرگ عاشق اندام يك مانكن شد .
- شكايت همسر اول استاد به دادگستري .
- خاك پاي مردم ايران خاك پاي پول است ...
استاد ساكت و خاموش ... چيزي نمي گفت ... تا وقتي شور و دشتي هست چرا كسي حرف بزند ؟ آواز مي خواند ... غمگين تر از هميشه ...

18) سال ها گذشت ... استاد ، پير شد ...
اين حرف ها هيچ تاثيري نكرد و استاد ، استاد باقي ماند ...
كنسرت گذاشت ...
هجده هزار نفر براي ديدن استاد رفتند ... نه ، نه ... هجده هزار نفر در سالن جا شدند ...
استاد مي خنديد اما ... از تنهايي خود گفت :
چون خروشم بشنود هر بي خبر گويد خموش / مي تپد دل در برم ميسوزدم جان ، چون كنم ؟
و به جوان ها توصيه كرد :
رو سر بنه به بالين ،‌تنها مرا رها كن  / ترك من خراب ،‌ شبگرد مبتلا كن ...
...
...
بعضي ها گريه كردند ... استاد بغض كرد فقط .

19) سه نفر در تاريكي گفتند : اين كه نشد ... اينو كه هنوز مردم دوست دارند .
و اين بار اينطور شروع كردند :
- شجريان به جاي خواندن ، جيغ مي زند .
- افتضاح شجريان در بليط فروشي براي كنسرت .
- چرا بليط ها گران است ؟ استاد بنده پول شده است ...
- بم ، محلي براي كلاهبرداري استاد بزرگ آواز .
- صدها نفر در سرما در صف ماندند ولي شجريان به آن ها بليط نفروخت !!!!!
و...


20) استاد فقط به آن چهل و پنج سالي فكر مي كند كه گوشت پخته نخورد ... خيلي چيزهاي ديگر نخورد ... و خيلي كارها نكرد ... فقط براي حفظ اين حنجره ... فقط براي ادامه حيات اين موسيقي .
استاد مي ديدي كه به خوانندگان جديد مي گويند بايد چندسالي سيب زميني سرخ كرده نخوريد ، و بلافاصله داد مي زنند كه اي آقا ... مگه ميشه ...
استاد به روزهايي فكر مي كرد كه راديو در خانه نداشت ، و به سمساري سر كوچه مي رفت ... و قمر گوش مي داد .
استاد به چيزهايي كه خوانده بود فكر مي كرد .
استاد آرزو مي كرد كاش مردم بفهمند بليط ها را من نفروختم ... البته من اشتباه كردم كه مسئوليت اين كار را به آدم نالايق دادم ... اما من كه بليط فروشي نكردم ... من فقط آمدم خواندم ... بقيه اش  را كسان ديگر انجام دادند ... اصلا اينجا ايران است ... سيستم يك سري بي نظمي هايي دارد ... براي همه هينطور است ...
استاد به خانواده خودش فكر كرد ...
فكر كرد : همه زندگي و عمرم را فداي اين آواز كردم ...
... تمام زندگي ام فداي موسيقي شد ...
...
استاد فكر كرد ... تحمل مي كنم ... وقتي بميرم ... شايد بفهمند ... شايد .


  •  سه نفر در تاريكي ... مي خنديدند... اولي گفت : موفق شديم ... نه ؟
    دومي گفت : اما هنوز خيلي طرفدار دارد .
    سومي گفت : يواش يواش ... بگذاريد كمي بگذرد ... بالاخره دير با زود دوباره اشتباه مي كند و در ايران كنسرت مي گذارد ... بالاخره اگر در ايران كنسرت بگذارد دوباره همينطور مي شود ...
    آن وقت كار را دوباره ادامه مي دهيم ... موفق مي شويم نترس ...   منبع: وبلاگ دل آواز

[ ]
+
آلبوم موسيقي «مي گلي» منتشر شد

 

آلبوم موسيقي «مي گلي» منتشر شد

مي گلي

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين اثر كه توسط توسط شركت نهاله رودكي منتشر شده، قطعاتي چون «تصنيف من بي مايه» به آهنگسازي رضا محسني پور با شعري از سعدي ، آواز به همراهي ساز تار در درآمد همايون، قطعه بي كلام چكاوك به آهنگسازي پاشا هنجني، آواز به همراهي ساز تار در گوشه چكاوك، تصنيف بيگانه نواز در دستگاه اصفهان به آهنگسازي حميد محسني‌پور با شعري از خليل ساماني، تكنوازي تار به همراه آواز اصفهان، قطعه بي كلام چشمه ساخته علي پژوهشگر ، آواز به همراهي ساز كمانچه در درآمد بيداد ، تصنيف چنين و چنان از پاشا هنجني با شعري از حافظ، تكنوازي تار در فرود همايون و تصنيف فكر بلبل به آهنگسازي رضا محسني‌پور با شعري از حافظ به چشم مي‌خورد.
آلبوم «مي گلي» در فضاي عرفاني ساخته شده كه آماده سازي آن بيش از 2 سال به طول انجاميده است.
بنابراين گزارش، در اين اثر نوازندگاني چون مجيد اخشابي : سنتور، پاشا هنجني: ني، علي پژوهشگر: عود، حميد محسني‌پور و علي اكبر خادم: تنبك،حسين رضايي نيا: دف ،حميد محسني پور: فلوت، داوود منادي: ويلنسل ، ماني بلوري: كمانچه و قيچك، مهسا السادات مرعشي: كمانچه ، تهمينه شهسواري: سه‌تار، ايمان مشايخي: دايره و كوزه، رضا محسني‌پور: تار و تارباس، عليرضا مرعشي را به عنوان خواننده همراهي مي‌كنند.
عليرضا مرعشي در كارنامه اين اثر آورده است: موسيقي سنتي ايران كه مرسوم به موسيقي دستگاهي است هويت راستين خود را پس از دوره قاجار به دست آورده است.به راستي نسخه‌اي شهري از موسيقي‌هاي نوايي و مقامي ايران زمين است كه در شرح و بسط اين نوع موسيقي بسيار مي‌توان گفت و نوشت و پرداخت كه داراي ويژگي‌‌هايي همچون مداليته، ريزپرده، مترهاي آزاد و ... است.
بنده بعد از سال‌ها مهروزي و شاگردي در محضر بزرگاني چون آقاي صالح عظيمي ، اكنون فقط براي تجربه خويش به توليد اثر «مي‌گلي» پرداختم.
«مي گلي» در استوديو نهاله رودكي و با نظارت «پژمان بلورچي» ضبط شده است و هم اكنون در بازار موسيقي موجود است.


[ ]
+
به استاد شجريان راي بدهيد
 

به استاد شجريان راي بدهيد

http://www.negahak.com/album/mus/m-shajar_1388314_ppo09i.jpg

الا اي طوطي گوياي اسرار...

 

لطفاً به آدرس زير مراجعه و به استاد شجريان به عنوان برترين خواننده تاريخ موسيقي جهان راي بدهيد

 

این صفحه


[ ]
+
ستاد آواز ایران، نامزد عنوان بهترین خواننده‌ی جهان

 

استاد آواز ایران، نامزد عنوان بهترین خواننده‌ی جهان

به‌تازگی «رادیوی عمومی ملی» مشهور به NPR (به انگلیسی: National Public Radio) که برای شنوندگان داخل آمریکا پخش می‌گردد، نظرسنجی‌ای را بر روی سایت اینترنتی خود قرار داده و از کاربران خواسته پنج خواننده‌ی برتر تاریخ موسیقی جهان را از دید خود برگزینند. طبق گفته‌ی NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در ژانویه‌ی سال ۲۰۱۰ (دی‌ماه ۸۸) اعلام می‌شود. در اوایل ماه اکتبر، NPR از کاربران خود خواسته بود تا نام خوانندگان محبوب خود را برای تشکیل فهرست اولیه‌ی بهترین خوانندگان دنیا به این سایت بفرستند که بیش از ۳۰۰۰ کامنت، ۳۵۰۰ ایمیل، ۱۲۰۰ پست فیس‌بوک و صدها تگ توییتر در همین ارتباط فرستاده شد و فهرست نهایی از میان نظرات مردم شکل گرفت.

صفحه‌ی اصلی نظرسنجی

اما آنچه بر جذابیت این نظرسنجی نزد ما ایرانیان می‌افزاید، حضور محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در میان نامزدهای این نظرسنجی‌ست. تا زمان نگارش این مطلب، نام ۱۲۶ خواننده در صفحه‌ی رأی‌گیری سایت NPR دیده می‌شد که علاوه بر محمدرضا شجریان، نام‌های آشنایی چون باب دیلن، لئونارد کوهن، الویس پرسلی، فرانک سیناترا، ادی پیاف، عالیم قاسم‌اف، نصرت فاتح‌علی‌خان و بسیاری دیگر نیز به چشم می‌خورد. نکته‌ی جالب آنکه برای معرفی محمدرضا شجریان در صفحه‌ی اصلی نظرسنجی به عبارت Mohammad Reza اکتفا شده؛ اما پس از کلیک بر روی عکس استاد، نام کامل نمایش داده می‌شود. همچنین قطعه‌ای کوتاه از آواز استاد به‌عنوان نمونه قرار داده شده است. کاربران به هنگام شرکت در این نظرسنجی می‌توانند لیست ۱۲۶نفره را بر اساس حروف الفبا، یا سال تولد و یا به‌صورت تصادفی مرتب کرده و سپس پنج خواننده‌ی محبوب خود را با کلیک بر روی عبارت My Top 5 انتخاب کنند.

اگر شما هم یکی از علاقه‌مندان صدای بی‌همتای استاد محمدرضا شجریان هستید، به این صفحه بروید و در نظرسنجی شرکت نمایید. همچنین این موضوع را با دوستان‌تان در میان بگذارید و از آنها بخواهید که در این نظرسنجی شرکت کنند. چنانچه از اینترنت Dial up استفاده می‌کنید، به هنگام بارگذاری صفحه‌ی نظرسنجی صبور باشید. در ضمن بین خودمان بماند؛ امکان شرکت چندباره در نظرسنجی هم وجود دارد که این می‌تواند ضعف جدی این سیستم نظرسنجی باشد.منبع:وبلاگ همایون


[ ]
+
كنسرت استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز در قونيه - ترکیه

كنسرت استاد محمدرضا شجريان و گروه شهناز در قونيه - ترکیه

alt
در پي دعوت رسمي بنياد بين المللي مولانا، استاد محمدرضا شجريان به همراهي گروه شهناز در شهر قونيه، آذر ماه سال 88 همزمان با مراسم بزرگداشت مولانا، كنسرت موسيقي خواهند داشت.
اين كنسرت در دو بخش همايون ( مرغ خوشخوان ) و شور ( رندان مست ) با اشعاري از حافظ و مولانا اجرا خواهد شد.
تاريخ اجراي كنسرت، 12، 13، 15 و 16 دسامبر 2009 برابر با 21، 22، 24 و 25 آذر 1388 از ساعت 18 الي 21 در سالن مجموعه فرهنگی صدرالدين قونيوي مي‌باشد.
بليت اين كنسرت از طريق سايت رسمي فروش بليت كنسرت‌هاي استاد محمدرضا شجريان به نام
WWW.SHAJARIANCONCERT.COM  از تاريخ يكشنبه 24 آبان 1388 ساعت 10 صبح آغاز مي‌شود.
اطلاعات فردي كليه علاقه‌مندان كه در طي سالهاي گذشته در اين سايت ثبت نام كرده‌اند، موجود بوده و نياز به ثبت نام مجدد نخواهند داشت. كليه عزيزان جهت اصلاح اطلاعات فردي خود مي‌توانند قبل از خريد بليت با مراجعه به سايت فروش بليت، اقدام نمايند. بديهي است پس از صدور بليت تغيير اطلاعات مقدور نمي‌باشد.
وجوه بليت كنسرت توسط كارت‌هاي بانكي عضو شتاب به صورت آنلاين (اينترنتي) پرداخت و همزمان بليت اينترنتي در بخش كاربر، صادر خواهد شد. بليت خريداري شده توسط خريدار قابل چاپ مي‌باشد، بدين رو كليه مسئوليت نگهداري بليت بر عهده خريدار بليت خواهد بود و برگزار كننده تنها پاسخگوي عزيزاني خواهد بود كه بليت متعلق به شخص خريدار بوده و اطلاعات فردي خصوصاً كد ملي را صحيح در سايت وارد نموده‌اند. بدين رو خواهشمند است نسبت به تهيه بليت از افراد ثالث خودداري فرماييد.

هفدهم آبان ماه 88
روابط عمومي شركت فرهنگي هنري دل‌آواز

[ ]
+
خواستم ساز سازان را سر لج بیاورم

 

خواستم ساز سازان را سر لج بیاورم

http://potin.ir/wp-content/uploads/2009/06/0061.jpg

وقتی دیدم هیچ ساز سازی، ساز جدیدی نمی سازد تصمیم گرفتم که دست به کار شوم تا ساز سازها را سر لج بیاورم و بگویند شجریان که خواننده است چرا دست به ساز سازی می زند؟ من شروع کردم تا آنها نیز شروع کنند.

به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا شجریان شب گذشته در جریان برگزاری مراسم بهره برداری ازموزه موسیقی ضمن شرح انگیزه خود در خصوص ساخت سازهای ابداعی ، با تجلیل از استاد قنبری مهرگفت: امروز نمی دانم بگویم چه جسارتی است که سازهای من در کنار سازهای استاد قنبری مهر قرار می گیرد. اعتقاد دارم این کار مانند ترقه در کردن نزد توپچی است و لازم می دانم تا همین جا عذرخواهی کنم و دست استاد قنبری مهر را ببوسم.

 استاد آواز ایران در ادامه افزود : بد نیست موضوعی را در مورد منش و بزرگواری استاد ابراهیم قنبری مهر خدمت شما عزیزان عرض کنم. من افتخار این را داشتم که مدتی را در خدمت ایشان شاگردی کنم و استاد چراغی را به واسطه بزرگواری شان در دل من روشن کردند تا توشه راهم باشد.

 وی افزود: ماجرایی را که برای شما تعریف می کنم مربوط به سال 64- 65 می شود که من خدمت استاد قنبری مهر عرض کردم اگر اجازه بدهید من در کارگاه شما بتوانم چیزی از شما بیاموزم. پرسیدند چه می کنید؟ گفتم کارگاه کوچکی دارم و کارهایی هم انجام می دهم. استاد گفت خوب من به کارگاه خود شما می آیم و به شما آموزش می دهم. گفتم من جسارت نمی کنم ولی اگر خودتان می فرمایید حرفی نیست.

 استادهمچنین تصریح کرد: آن زمان منزل من در فلکه چهارم تهرانپارس قرار داشت و منزل استاد در قنبری مهر میدان پاستور بود. گفتم استاد پس هر وقت امر کنید من می آیم دنبال شما. گفت نه شما خانه باشید. گفتم پس اجازه بدهید کسی را دنبال شما بفرستم یا حد اقل برایتان تاکسی بگیرم اما باز هم قبول نکرد. گفتم پس اجازه بدهید من کاری انجام بدهم. گفت نه شما فقط آدرس را به من بدهید من خودم با اتوبوس می آیم.

 شجریان ادامه داد: اتوبوس آن زمان تا فلکه چهارم تهرانپارس می آمد؛ گفتم پس حداقل اجازه بدهید با ماشین تا فلکه چهارم دنبال شما بیایم اما باز هم قبول نکرد. من هیچ وقت این بزرگواری این مرد را فراموش نخواهم کرد. ایشان همیشه 5 دقیقه مانده به ساعت 8 زنگ منزل ما را می زد و وارد می شد. فرزند استاد دادبه هم می آمد. تا ساعت 11 که چایی می خوردیم و استراحتی می کردیم اجازه پذیرایی کردن را نمی دادند. بعد خودشان هم سیگاری می کشیدند و دوباره تا ساعت یک ادامه می دادیم و بعد هم ناهاری می خوردیم.  

 استاد آواز ایران در ادامه افزود: بعد هرچه می گفتم استاد اجازه بدهید شما را برسانم قبول نمی کرد و می رفت. به این شکل من مدتی را مزاحم این مرد بزرگ بودم و افتخار داشتم که از محضرش چیزی یاد بگیرم. 

 رئیس شورای عالی خانه موسیقی همچنین گفت: ساخت این سازها فقط به خاطر این است که کاری در زمینه موسیقی انجام داده باشیم و اصلا هدف خودنمایی نیست. امروز هم باید تشکر کنم از همه کسانی که باعث شدند تا این موزه درست شود. چندین سال است که بسیاری در تکاپو بودند تا این بخشی از فرهنگ ما با یادگار بماند. مجموعه ای از فرهنگ ایرانی شکل بگیرد و آیندگان بتوانند آن را آبیاری کنند.

گفتنی است این مراسم با حضور مسئولان، استادان،هنرمندان و چهره های برجسته در محل موزه واقع در خیابان مقصود بیک، کوچه نمازی برگرار شد.


[ ]
+
حضار شجريان پس از بازگشت
احضار استاد شجريان پس از بازگشت

http://www.kosoof.com/photo/00465-mohammadreza-shajarian.jpg


منابع خبري به نقل از وكيل شجريان اعلام كردند: شنبه هفته گذشته پس از بازگشت استاد شجريان به كشور، ماموران امنيتي مستقر در فرودگاه او را براي گفت‌وگو و اداي پاره‌اي از توضيحات دعوت كردند و استاد شجريان   روز(دوشنبه) براي گفت‌وگو در اين محل حاضر شد و به مدت دو ساعت و نيم گفت‌وگويي بين او و مسئولان مربوطه انجام شد و شجريان در آن گفت‌وگو از مواضع خود دفاع كرد.

اما خبر گزراي ايسنا نيز امروز خبر ديگري را منتشر ساخت :

وكيل مدافع محمدرضا شجريان گفت: اخبار منتشره مبني بر بازداشت موكلم كذب است.


محمدحسين آقاسي  اظهار كرد: در زمان ورود موكلم به كشور در فرودگاه به وي دعوتنامه‌اي داده شد تا در دفتر گذرنامه رياست جمهوري حضور پيدا كند كه دوشنبه هفته گذشته وي در اين دفتر حضور يافت.


وي گفت:‌ وقتي موكلم در دفتر گذرنامه‌ حاضر شد با ايشان برخورد مودبانه‌اي شد كه عنوان بازجويي روي آن نمي‌توان گذاشت.


آقاسي افزود: موكلم ممنوع‌الخروج نيست و در مورد مسائل كاري نيز از كشور خارج مي‌شود


[ ]
+
نكوداشت شهريار فريوسفي برگزار شد
 

نكوداشت شهريار فريوسفي

http://www.harmonytalk.com/wp-content/uploads/2009/07/shahryar-faryouseifi_orig190.jpg

مراسم نکوداشت زنده ياد شهريار فريوسفي نوازنده تار و سه تار، پنج ماه بعد از درگذشت اين هنرمند با حضور جمعي از هنرمندان در فرهنگسراي هنر برگزار شد. در اين مراسم بعد از پخش نماهنگي از زندگي اين هنرمند، هوشنگ ظريف نوازنده تار گفت؛ «شهريار فريوسفي از 11 سالگي که به هنرستان موسيقي آمد تا آخرين روزهاي مرگش به موسيقي پرداخت و اين بزرگداشت بجاست اما اي کاش قبل از فوت اين هنرمندان به تجليل آنها بپردازيم.» در ادامه اين مراسم يکي از ساخته هاي پدرام فريوسفي با عنوان «پرواز پدر» با دکلمه يي از پانيذ فريوسفي اجرا شد و سپس ارکستر زهي تهران به سرپرستي حسين ميشگان قسمت دوم کنسرتو ويوالدي را نواختند. حسين عليزاده نيز در ادامه اين مراسم با اشاره به جايگاه فريوسفي مطرح کرد؛ «چهره زيباي شهريار نگاه به دوردست دارد و عشق و اميد را در دل ها زنده مي کند، پس بهتر است که امروز به جاي يأس و نااميدي از چهره او درس بگيريم و زندگي را ادامه دهيم. »او اضافه کرد؛ «امروز همه ما از شهريار به خاطر زنده بودن و زنده ماندنش درس مي گيريم. زيرا با بودن و نبودنش به ما زندگي مي دهد. مرگش براي همه ما سخت است اما فکر کردن به خوبي هاي او، موسيقي و وجود شادش به ما زندگي و انرژي مي دهد و از سوي ديگر فرزندان او وقتي ساز مي زنند، احساس پدرشان را به ما منتقل مي کنند.» به گزارش ايسنا عليزاده گفت؛ «در اين مجالس احساس مي کنيم که خانواده يي بزرگ دور هم جمع شده اند، چرا که ما همگي عضو خانواده يک ملت هستيم و به همين دليل وقتي مردم هنرمندي را از دست مي دهند، گويي عضو خانواده شان را از دست داده اند. اين مجالس هم قوت قلبي براي ما و مردم است تا غم و کمبود هنرمند را به تنهايي به دوش نکشيم.» نوازنده شورانگيز با قدرداني از هوشنگ ظريف گفت؛ «تمام شاگردان هوشنگ ظريف موسيقيدانان و انسان هاي خوبي هستند و از آنجا که در موسيقي ايران حضور شفاهي استاد و انتقال سينه به سينه آموخته هاي او به شاگردش هميشه بوده است اما اين افراد تنها چند نت و رديف را انتقال نداده اند بلکه روح، منش و دل پاکشان شاگرد را مي سازند و اين قدرداني جامعه ما از هوشنگ ظريف است که تمام وجود و روحش در شاگردانش نهفته است. همه خوبي هاي شهريار فريوسفي و ديگر شاگردان موسيقي همچون او مديون هوشنگ ظريف است.» بزرگداشت زنده ياد «شهريار فريوسفي» با اجراي گروه موسيقي «دالاهو» به سرپرستي مسعود حبيبي پايان يافت. در اين مراسم هنرمندان و مديراني همچون فاضل جمشيدي، عبدالحسين مختاباد، سهيل محمودي، هادي منتظري، مسعود حبيبي، بيژن بيژني، قاسم رفعتي، عباس سجادي، محمدعلي خبري و... حضور داشتند. اعتماد


[ ]
+
همچو فرهادم و كوه كني پيشه‌ي ما

تصنیفی قدیمی و زیبا  این بار با صدای سالار عقیلی

http://www.zendehrood.com/files/images/item/fixed/salar-eeee8992.jpg

همچو فرهادم و كوه كني پيشه‌ي ما
كوه ما سينه‌ي ما ناخن ما تيشه‌ي ما

بهر يك جرعه‌ي مي ، منت ساقي نكشيم
اشك ما باده‌ي ما ديده‌ي ما شيشيه‌ي ما

ماه من ، شاه من ، بيا دمي به برم بيا اي تاج سرم

دل به يار بي وفاي خويشتن
دادم و ديدم سزاي خويشتن

زخم فرهاد و من از يك تيشه بود
او به سر زد من به پاي خويشتن

هر كه ننشيند به جاي خويشتن
اوفتد و بيند حبيبم سزاي خويشتن

اگر دل مي بري جونوم روا باشد كه دلداري
ميان دلبران الحق به دل بردن سزاواري

دلا ديشب چه مي كردي تو در كوي حبيب من
الاهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من

تصنیف بیات ترک ، همچو فرهاد 

Listen Icon


[ ]
+
جزييات شکايت شجريان از صدا و سيما و کيهان
 
جزييات شکايت شجريان از صدا و سيما و کيهان

 محمدحسين آغاسي وکيل محمدرضا شجريان از احضار مجدد حسين شريعتمداري مديرمسوول کيهان به دادسراي عمومي و انقلاب خبر داد و آخرين جزييات دو پرونده شکايت عليه صدا و سيما و شکايت عليه مديرمسوول کيهان را تشريح کرد. او در گفت وگو با «اعتماد» توضيحي درباره احضار شجريان ارائه نداد؛ «چون استاد علاقه مند به طرح رسانه يي اين موضوع نيست.» آغاسي از آخرين مراحل رسيدگي به پرونده شکايت عليه صدا و سيما چنين گفت؛ «بر اساس تحقيقاتي که بازپرس رسيدگي کننده به شکايت من به وکالت از استاد شجريان عليه صدا و سيما به عمل مي آورد، روز يکشنبه گذشته مديرکل حقوقي و قائم مقام مديرکل حقوقي صدا و سيما در محضر بازپرس حاضر شدند و من ضمن توضيح مجدد شکايتم از صدا و سيما تقاضاي صدور قرار قانوني عليه مسوولان صدا و سيما کردم.» وکيل شجريان ادامه داد؛ «مديرکل حقوقي صدا و سيما و قائم مقام او با طرح اين مطلب که صدا و سيما صرفاً در راستاي وظيفه خودش مبني بر ترويج موسيقي اصيل ايراني که نماد آن آثار استاد شجريان است، اقدام به پخش آثار استاد کرده و منافع مادي در پخش اين آثار نداشته است، در نهايت يک هفته مهلت خواستند تا پاسخ قانوني به مطالبي که مطرح شد، بدهند.» به گفته محمدحسين آغاسي پس از گذشت يک هفته از آن مهلت هنوز پاسخي از صدا و سيما ارائه نشده است؛ «اما با وجود اينکه يک هفته از آن تاريخ گذشته و هنوز پاسخي به آن توضيحات از سوي صدا و سيما داده نشده، امروز (دوشنبه) از آقاي بازپرس خواهش کردم تصميم خودشان را اتخاذ کنند.» صدا و سيما البته موضوع ديگري را در اين پرونده مطرح کرده؛ «در ضمن صدا و سيما معتقد است مطالبي که استاد طي مصاحبه اش با يکي از رسانه هاي خارجي عنوان کرده، دلالت بر اين دارد که قبلاً راضي به پخش آثارش از صدا و سيما بوده اما اکنون از اين اجازه اش عدول کرده است. بنابراين بنده از بازپرس پرونده خواهش کردم اجازه دهند شخصاً مصاحبه را که به صورت سي دي به بازپرس ارائه شده، بازبيني کنم و ظرف يک هفته پاسخ خودم را ارائه کنم.» آغاسي ادامه مي دهد؛ «با توجه به همه مطالبي که عنوان شده، در مورد شکايت عليه صدا و سيما منتظريم بازپرس تصميم قانوني را اتخاذ کند.» محمدحسين آغاسي درباره شکايت شجريان عليه حسين شريعتمداري نيز چنين توضيح مي دهد؛ «در مورد شکايت عليه مديرمسوول کيهان، پرونده در شعبه ديگري از شعب بازپرسي دادسراي عمومي و انقلاب ويژه رسيدگي به جرائم کارکنان دولت مطرح شده و آقاي شريعتمداري براي پاسخگويي به شکايت، يک بار حدود يک ماه پيش حاضر شده و با تاکيد بر اينکه اعتقاد دارد حرف هاي استاد شجريان در اروپا و امريکا مصداق وطن فروشي است، مجدداً مطالبي را که در روزنامه کيهان مطرح شده بود، تکرار کرد.» پرونده اين شکايت اکنون در شعبه ديگري رسيدگي مي شود؛ «الان خوشبختانه اين پرونده به شعبه يي ديگر که ساير پرونده هاي «کيهان» نيز در آن شعبه رسيدگي مي شود، ارجاع شده و به نظر مي رسد بازپرس با جديت به موضوع نگاه قانوني دارد.» به گفته آغاسي «ظاهراً مديرمسوول کيهان براي اتخاذ تصميم قانوني به بازپرسي دعوت شده است.» محمدحسين آغاسي البته به خواسته شجريان درباره خبر احضار موکلش که ديروز در برخي سايت ها منتشر شده بود، توضيحي نداد.در همين حال خبر مي رسد فروش بليت کنسرت محمدرضا شجريان و گروه شهناز در قونيه آغاز شده است. اين کنسرت در دو بخش همايون (رندان مست) و شور (مرغ خوشخوان) با اشعاري از حافظ و مولانا اجرا خواهد شد. تاريخ اجراي کنسرت 12 ، 13 ، 15 و 16 دسامبر 2009 برابر با 21 ، 22 ، 24 و 25 آذر 1388 از ساعت 18 الي 21 در سالن مجموعه فرهنگي صدرالدين قونيوي است. علاقه مندان مي توانند با مراجعه به سايت فروش بليت کنسرت به آدرس اينترنتي www.shajarianconcert.com نسبت به تهيه بليت اقدام کنند.  اعتماد


[ ]
+
محمدرضا درویشی:نهادها از مشکاتیان حمایتی نکردند
 

محمدرضا درویشی:نهادها از مشکاتیان حمایتی نکردند

درویشی با شرکت درمراسم گرامیداشت پرویز مشکاتیان در دانشگاه تهران که دیروزدر سالن شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار می شد گفت : با کسب اجازه از خانواده مشکاتیان و شجریان که اینجا حضور دارند مختصری در مورد پرویز مشکاتیان سخن خواهم گفت چرا که من از حدود 35 سال قبل تا کنون به عنوان همکلاسی، هم دانشگاهی، هم خانه، همسایه، رفیق و همدل با او ارتباط داشتم و با فراز و فرودهای زندگی هنری و شخصی او به خوبی آشنا هستم.

وی در ادامه این برنامه که به همت انجمن اسلامی پردیس هنرهای زیبای دانشکده فنی دانشگاه تهران ترتیب داده شده بود افزود: روزگاری ما پرویز را تنها گذاشتیم و حالا بعد از مرگش به سراغ او رفته ایم و فهمیده ایم که می بایست بیش از اینها برایش هورا می کشیدیم. البته همین واکنش های عاشقانه نیز نسبت به پرویز جای تقدیر دارد.


درویشی که در حضور دانشجویان و همچنین چهره هایی چون سعید فرجپوری، همایون شجریان، مجید درخشانی،  حمیدرضا نوربخش، حسام الدین سراج، خانواده مشکاتیان و زهرا رهنورد سخن می گفت تصریح کرد: پرویز مشکاتیان موسیقیدان مهم و بزرگی بود. احتمالا این سئوال مطرح خواهد بود که چرا چنین می گویم؟ یا اینکه سیر او چگونه بوده که در پایان عمر خود توانست به چنین جایگاهی دست یابد؟ من این را به جرات می گویم که سیرزندگی هنری او به هیچ هنرمند دیگری شبیه نبود. به خاطر دارم تیر و مرداد سال 1353 بود که پرویز از نیشابور و من از شیراز به تهران آمدیم تا در کنکور شرکت کنیم؛ اتفاقا هر دو نیز قبول شدیم و از سال 54 نیز همخانه شدیم.


این موسیقیدان همچنین تاکید کرد: من در آن سال ها همواره شاهد ممارست پرویز بودم که روزی بین 10 تا 12 ساعت و حتی بیشتر به طور مداوم تمرین می کرد. ساز زدنش ادراکی بود و در همین دوره 2-3 ساله بود که اولین ویژگی های هنری اش ظهور کرد. در آن زمان بهترین دانشجویان سال سوم و چهارم موسیقی جذب مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به سرپرستی دکتر داریوش صفوت می شدند. پرویز ازجمله استثنائاتی بود که در نیم سال دوم تحصیلی خود به این مرکز دعوت شد.


محمدرضا درویشی با اشاره به روند تحولات هنری مشکاتیان افزود: به دلیل پشتکاری که داشت توانست تا سال 56 ردیف دستگاهی را به طور کامل درک کند و از آن به بعد با درکی که از موسیقی ایرانی و ردیف پیدا کرده بود راه خود را پیدا کرد. سال 56 در واقع آغاز مرحله دوم زندگی پرویز محسوب می شد. من به خوبی به یاد دارم سنتوری که پرویز در سال 85 می نواخت تفاوت چندانی با سنتور نوازی او در سال 58 نداشت. نه اینکه در طی این سال ها رشد نکرده باشد بلکه این موضوع نشان می داد پرویز بسیار زود به پایان و سطح عالی موضوعی رسیده بود که خیلی ها تمام عمرشان را صرف آن می کنند.


وی گفت: در نیشابور پرویز امکان رشد نداشت و با ورودش به تهران توانست در همان 2- 3 سال اول مسئله ردیف را هضم کند. هضم عمیق ردیف و تسلطش بر شیوه ها و تکنیک های سنتور نوازی، او را بسیار زود وارد عرصه خلاقیت کرد به طوری که به جرات می توان گفت شیوه سنتور نوازی اش شبیه به هیچ استاد دیگری نبود.


این محقق و پژوهشگر موسیقی افزود: اگر امروز آثار پرویز جزو فرهنگ ایران شده و احتمالا در آینده جزو سنت موسیقایی ما خواهد شد علاوه بر ویژگی هایی که قبلا به آن اشاره کردم به تسلط او بر ادبیات و شعر نیز باز می گردد. من هیچ موسیقیدانی را سراغ ندارم که به اندازه پرویز اهل مطالعه بوده باشد. حافظه عجیب او در زمینه به خاطر داشتن اشعار دیوان های مختلف مثال زدنی است که من نزد هیچ آهنگسازی ندیده ام.


درویشی با آثار مشکاتیان گفت: اگر سال های اول حیات پرویز و همچنین سال های آخر را که دیگر فعالیتی به آن شکل نداشت حذف کنیم او حدود 20 سال به طور مستمر فعالیت هنری کرد و اگر حجم و موفقیت آثار او را در نظر بگیریم به طور قطع چنین حجمی بی نظیر است. این مقدار آثار ماندگار به طور طبیعی باید حاصل 50 سال کار یک موسیقیدان سطح عالی باشد اما پرویز در مدتی حدود 20 سال چنین کاری را انجام داد.


این آهنگساز همچنین تصریح کرد: تقلید از پرویز ممکن نیست و اگر کسی روی به تقلید از او بیاورد به طور قطع آینده هنری خود را به باد داده است چرا که آثار پرویز حاصل اندیشه اوست و اگر کسی بتواند به اندیشه او برسد شاید بتواند قرائت دیگری از پرویز مشکاتیان را اجرا کند.


وی در پایان گفت: پرویز به سهم خود دینش را به ایران و هنر این مملکت ادا کرد و مردم نیز هم در زمان حیات او و هم بعد از مرگش او را دوست داشتند و دوست می دارند اما متاسفانه مشکل ما نهادهای دست اندرکاری است که هیچ حمایتی از موسیقی نکردند و نمی کنند. این نهادها هیچ گاه نه از پرویز مشکاتیان و نه از موسیقی حمایت نکرده اند.


[ ]
+
شجريان به ياد مشکاتيان خواند و گريست
جايزه ويژه خانه موسيقي به نام مشکاتيان
 
 
 
 
اهالي موسيقي و هنر شامگاه چهارشنبه -20 آبان ماه - گرد هم آمدند تا ياد موسيقيداني را گرامي بدارند که مي پنداشت «هدف هنر تعالي تبار انسان است». مراسم يادبود و بزرگداشت زنده ياد «پرويز مشکاتيان» با همکاري خانه موسيقي و فرهنگستان هنر در موسسه فرهنگي- هنري آسمان برگزار شد. محمدرضا شجريان در آغاز اين مراسم با تاسف از نبود استاد سنتورنوازي ايران گفت؛ «پرويز را از دست داده ايم ولي يادش براي ما جاودان است و با آن زندگي مي کنيم و به عنوان يک فرد کوچک از خانواده موسيقي و خانه موسيقي از تمام شما که در سراسر ايران يادش را گرامي داشتيد و با احترام او را بدرقه کرديد سپاسگزارم و ما خانواده هنر تک تک شما مردم را سپاس مي گوييم که هنر را مي شناسيد و هنرمند را قدر مي دانيد و به راستي که ما وامدار محبت هاي شما هستيم و سعي مي کنيم تا بخشي از اين وام را در برابر شما ادا کنيم.» به گزارش ايسنا، در ادامه اين مراسم، اعضاي سابق گروه «عارف» متشکل از اردشير کامکار، بهداد بابايي، ارژنگ کامکار و حميدرضا نوربخش قطعاتي از ساخته هاي زنده ياد مشکاتيان را به ياد او نواختند. حميدرضا نوربخش با يادآوري خاطره ساخت اين دو قطعه در زمان حيات زنده ياد مشکاتيان گفت؛ «پيش از کنسرت گروه عارف يک شب در منزل او جمع شده بوديم و من غزلي از مولانا را که پيش از اين در اجرايي ديگر خوانده بودم زمزمه مي کردم. همان جا بهداد بابايي پيشنهاد ساخت آهنگي براي اين شعر را داد و کمتر از يک هفته پرويز اين قطعه را ساخته بود و از آنجا که خاطره آن براي ما عزيز است تصميم گرفتيم در چنين شبي آن را به ياد مشکاتيان اجرا کنيم.»
 

 

در ادامه اين مراسم محمد سرير مديرعامل خانه موسيقي نيز به نيابت از اين مجموعه گفت؛ «ميراث دار ارزش هاي ما جوانان هستند و حضور مشکاتيان در سال هاي شروع فعاليتش خستگي را از ميان آنها برد و انگيزه هاي جديدي را ايجاد کرد تا همگان ياد بگيرند چگونه ادامه دهند. در واقع ايده او نجات بخش بود و به همين دليل خانه موسيقي ايران براي ايجاد زمينه تکثير اين ايده ها جايزه ويژه يي را به ياد پرويز مشکاتيان برگزار خواهد کرد.» به گفته سرير، اين جايزه در دو بخش نوازندگي سنتور و ساخت قطعات ضربي برگزار خواهد شد و فراخوان آن به زودي منتشر مي شود. حسين عليزاده از اعضاي سابق گروه عارف نيز در بخش ديگري از اين مراسم نيز از پرويز مشکاتيان سخن گفت. عليزاده گفت؛ «وقتي جنازه دوست مان را به گورستان مي برديم مردم با شيريني از ما پذيرايي کردند و همان جا اشک شوق ريختيم و جنبه ديگري از اين حس را تجربه کرديم. اين همان حسي است که هنرمند هنگام خلق اثرش دارد يعني نمي توان گفت او آن زمان غمگين يا شاد بوده، بلکه حس او فراتر از اين غم و شادي است و اي کاش از اين پس در شادي هاي هم سهيم شويم.» در بخش پاياني اين مراسم گروه شهناز به سرپرستي مجيد درخشاني و با صداي محمدرضا شجريان قطعه بلندي را به ياد مشکاتيان اجرا کرد و در فراق او گريست.


[ ]
+
طالع نحس کنسرت هاي تابستان
 
طالع نحس کنسرت هاي تابستان

آزاده شهميرنوري

برگزاري کنسرت هاي تابستاني در چند سال اخير، همه علاقه مندان موسيقي و طرفداران پر و پا قرص موسيقي زنده را آماده تابستاني داغ کرده بود اما برخلاف انتظار، موسيقي شش ماه اول امسال را در آرامش و سکوت سپري کرد. تابستان هايي نه چندان دور، شاهد برگزاري کنسرت ها و اتفاقات بزرگي در جهان موسيقي بوديم که با هم تنها چند روزي فاصله داشتند. کنسرت حسين عليزاده و کامکارها، کنسرت گروه عارف، دستان، کنسرت استاد شجريان و گروه شهناز و همين طور شهرام ناظري. بسياري از اين گروه ها قرار بود در تابستان 88 هم به اجراي کنسرت بپردازند. اگرچه اجراي آنان به صورت رسمي اعلام نشده بود اما هر کدام از دست اندرکاران اين برنامه ها اشاراتي در اخبار و گفت وگوهاي مختلف داشته اند. لغو اين برنامه ها، نقش و تاثير فضاي مناسب و همراه با آرامش در جامعه براي هنر و هنرمند را شايد بعد از اين تابستان بيش از هر زمان ديگري نشان داد. تنها قربانيان حوادث تابستان 88، کنسرت ها و برنامه هاي معلق شده هنرمندان سرشناس و بزرگ نبود. آلبوم هاي موسيقي، ميزگردها و برنامه هاي علمي اين حوزه هم تابستان معلقي را مي گذراندند.

ارکستر موسيقي ملي

خبرها حاکي از آن بود که نخستين روزهاي تابستان ارکستر موسيقي ملي به رهبري فرهاد فخرالديني و با حضور کيوان ساکت به عنوان تکنواز تار ارکستر، اجرايي در تالار وحدت خواهد داشت. اين کنسرت به دليل فضاي ملتهب جامعه در روزهاي اول تابستان و شرايط نامساعد براي برگزاري به زمان ديگري موکول شد. فرهاد فخرالديني اعلام کرده بود؛ «برنامه هاي اين ارکستر تا به دست آمدن آرامش مناسب در جامعه به تعويق افتاده است.» کنسرت به تعويق افتاده ارکستر موسيقي ملي تا امروز هم برگزار نشده است.

هنگامه اخوان

اولين روزهاي تابستان همچنين قرار بود هنگامه اخوان به همراه گروه موسيقي بهار کنسرتي براي بانوان اجرا کند. اين کنسرت نيز لغو شد اما با تاخيري تقريباً يک ماه و نيمه در اواسط مردادماه برگزار شد.

گروه موسيقي آريان

گروه موسيقي آريان نيز که چند سال متوالي بود در جشنواره تابستاني منطقه آزاد کيش به اجراي کنسرت هايي در اين جزيره مي پرداخت امسال کنسرت خود را لغو کرد. البته گروه آريان قرار بود در تيرماه 88 هم کنسرتي در تهران برگزار کند. محسن رجب پور در تدارک برگزاري کنسرتي مستقل از جشنواره ها و برنامه ها در کاخ سعدآباد بود اما به دليل مساعد نبودن شرايط، گروه براي برنامه ريزي در مردادماه متمرکز شد. با اين حال باز هم تلاش هاي اين گروه براي اجرا راه به جايي نبرد و کنسرت اين گروه مثل چند سال گذشته باز هم به تعويق افتاد.

رکود موسيقي و فرهنگ

با توجه به فضاي سياسي کشور در روزهاي نخست تابستان، چندان هم دور از انتظار نبود که شاهد رکود در اجراها و برنامه هاي موسيقي و به طور کلي فرهنگ باشيم. اما تفاوت فعاليت هاي حوزه فرهنگ با فعاليت هاي حوزه هاي ديگر مثل اجتماعي يا اقتصادي اينجا بيشتر از گذشته خود را نمايان مي کند. پس از وقفه يي يکي دوماهه فعاليت هاي حوزه هاي ديگر به دليل ارتباط تنگاتنگ فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي باز از سر گرفته شد اما همچنان که شاهديم فعاليت هاي حوزه فرهنگ هنوز هم به حالت عادي خود بازنگشته و همچنان لنگ مي زند. همچنان که هنوز هم برگزار کنندگان کنسرت نتوانستند خود را جمع و جور کنند و البته شايد جامعه هم هنوز چندان تمايلي براي کنسرت ديدن ندارد.

عليرضا قرباني

عليرضا قرباني هم يکي از هنرمنداني بود که براي تابستان امسال چند کنسرت برنامه ريزي کرده بود که هيچ کدام از آنها برگزار نشد. قرباني اعلام کرده بود دو کنسرت بزرگ در تابستان برگزار مي کند اما سرنوشت آنها نيز مثل ديگر برنامه هاي تابستاني موسيقي بود. اين وقفه طولاني قرار است در آذرماه به اتمام برسد و عليرضا قرباني بخش هايي از کار جديد خود را با فردين خلعتبري به اجرا درآورد. يعني کنسرت با وقفه يي پنج، شش ماهه برگزار مي شود.

گروه موسيقي کامکارها

گروه هاي ديگري هم در تدارک اجراي برنامه براي اواخر تابستان بودند که يکي از آنها گروه موسيقي کامکارها بود که هنوز هم از اجراي بعدي آنها اطلاع دقيقي در دست نيست.

محمدرضا شجريان

همچنين محمدرضا شجريان طبق گفته هاي رسمي خودش حداقل در يک سال آينده کنسرتي در ايران نخواهد داشت.

جشن خانه موسيقي

در آخر تابستان هر سال هم شاهد برگزاري جشن خانه موسيقي بوديم. اين جشن که سابقه برگزاري مستمر آن تا 9 سال رسيده بود، در دهمين سالگرد برگزاري به برگزاري مراسمي کوچک و خودماني اکتفا کرد در حالي که جشن خانه در دو دوره گذشته طول و عرض زيادي پيدا کرده بود و برگزاري آن به همراه اجراهاي کنسرت يک هفته يي به طول مي انجاميد. اگرچه توضيحي درباره اين وضعيت از سوي خانه موسيقي ارائه نشده است اما اين طور به نظر مي رسد که برگزار نشدن جشن دهم خانه موسيقي هم بي ارتباط با وقايع تابستان 88 نبوده است. نگاهي کوتاه به آرشيو اخبار موسيقي در سال گذشته، رخوت اين روزهاي موسيقي را بيشتر از گذشته نشان مي دهد. نيمه اول سال 87 با اجراي کنسرت نام هاي بزرگ موسيقي ايران از جمله محمدرضا لطفي، محمدرضا شجريان و گروه شهناز، همايون شجريان، گروه دستان، پورناظري ها و شهرام ناظري رقم خورد و امسال ليست کنسرت هاي موسيقي 88 هنوز خالي است.


[ ]
+
نشست خانه موسیقی با حضور استادان برگزار شد

 

نشست خانه موسیقی با حضور استادان برگزار شد

 نشست ویژه اهالی خانه موسیقی به مناسبت ثبت ردیف های موسیقی ایران در سازمان یونسکو و همچنین دهمین سالگرد تاسیس این خانه با حضور بزرگان موسیقی کشور برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در این نشست که از ساعت 30/15 امروز(29 مهر) در محل خانه موسیقی آغاز شد استادانی چون محمدرضا شجریان،حسین علیزاده،منصور نریمان، احمد ابراهیمی، هوشنگ کامکار، داریوش طلایی، محمد سریر، هنگامه اخوان، داود گنجه ای، مصطفی کمال پورتراب، مجید کیانی، حاتم عسگری،  نصرالله ناصح پور و بسیاری دیگر از اهالی موسیقی حضور داشتند.

 

در ابتدای این نشست محمد سریر ضمن خوش آمد گویی به حاضران، ثبت ردیف های موسیقی ایرانی را تبریک گفت وهمچنین دهمین سالگرد تاسیس خانه موسیقی را گرامی داشت. پس از صحبت های مدیرعامل خانه موسیقی 10 دقیقه از فیلم مستندی از ردیف های موسیقی ایرانی تهیه و به یونسکو ارسال شده بود برای حاضران نمایش داده شد.

 

در ادامه این مراسم حسین علیزاده نیز ضمن بیان ویژگی ها و پتانسیل های ردیف های موسیقی ایرانی از آن به عنوان یکی از نقاط قوت فرهنگ و هنر ایران یاد کرد و خاطره اساتیدی را که در راه حفظ این میراث معنوی ملی جانفشانی کرده اند را گرامی داشت.

 

محمدرضا شجریان نیز به عنوان سخنران بعدی این نشست صمیمانه ضمن ابراز خوشحالی از گردهمایی اساتید موسیقی، این اتفاق را ستودنی عنوان کرد و خواستار ادامه چینی برنامه هایی شد. پس از سخنرانی کوتاه استاد شجریان علی جهاندار دو قطعه آوازی کوتاه را در آواز ابوعطا و همچنین آواز بیات اصفهان اجرا کرد.

 

در بخش دیگری از این مراسم از عوامل جمع آوری مستندات ردیف های موسیقی ایرانی و ارسال آن به یونسکو تقدیر شد و جوایزی به مصطفی شیری(کارگردان مستند ردیف های موسیقی ایرانی)، لیلا صمدی(گوینده نریشن مستند)، بهروز وجدانی، داریوش طلایی، حاتم عسگری، احمد ابراهیمی، حسین علیزاده، داود گنجه ای، محمد سریر، مجید کیانی، داریوش پیرنیاکان و محمدرضا شجریان اهدا شد.

عطا جنگوک و حسین علیزاده

مصطفی کمال پورتراب، محمد سریر، محمدرضا شجریان

منصور نریمان نوازنده عود


[ ]
+
کنسرت گروه شمس براي نخستين بار در ووداستاک
 
کنسرت گروه شمس براي نخستين بار در ووداستاک
 
 
گروه فرهنگي؛ براي اولين بار در عمر 40 ساله ووداستاک از يک گروه ايراني براي اجراي برنامه دعوت به عمل آمده است. گروه شمس در کنار بيش از 100 گروه موسيقي جهان براي بزرگداشت صلح، عشق و معنويت 25 اکتبر در ووداستاک امريکا برنامه اجرا مي کند. کيخسرو پورناظري سرپرست گروه شمس با اعلام اين خبر گفت؛ «آثاري همچون «در حصار شب»، «ساربان»، «آي وي يو» و «مستان سلامت مي کنند» با اشعار مولانا و دکتر محمدرضا شفيعي کدکني به آهنگسازي تهمورث پورناظري و خوانندگي سهراب پورناظري توسط گروه شمس در اين کنسرت اجرا مي شود.»

پورناظري در ادامه افزود؛ «دليل انتخاب و اجراي اين قطعات اين است که آثار و انديشه هاي مولانا سرشار از معنويت، عشق و صلح و دوستي است بنابراين با هدف ووداستاک که مخالفت با سياست هاي امريکا و بزرگداشت صلح و عشق و معنويت است، هماهنگي دارد و از سوي ديگر مي تواند معرف شايسته يي براي فرهنگ و هنر ايراني باشد.» ووداستاک شهري نزديک نيويورک است که 40 سال قبل در اين شهر گروهي از هنرمندان موسيقي متشکل از جيمي هندريکس و جون بائز در اعتراض به سياست امريکا و جنگ ويتنام کنسرتي را برپا کردند. آنان پيش بيني مي کردند 40 هزار تماشاگر براي ديدن اين برنامه بليت تهيه کنند، ولي بيش از 500 هزار نفر به صورت رايگان از اين برنامه ديدن کردند که از اين اتفاق به عنوان بزرگ ترين اتفاق موسيقايي مردمي ياد مي شود. از آن پس هر سال در بزرگداشت صلح و معنويت کنسرت ووداستاک برگزار مي شود و امسال براي اولين بار گروهي از ايران در اين کنسرت برنامه اجرا مي کند. کنسرت بزرگ ووداستاک 25 اکتبر در سان فرانسيسکو براي 100 هزار بيننده اجرا خواهد شد. گروه شمس به همراه بيش از يکصد گروه در گلدن گيت پارک سان فرانسيسکو به اجراي برنامه مي پردازند. گروه شمس متشکل از نجمه تجدد (همخوان)، حميدرضا تقوي (سنتور)، روبين واسي (پرکاشن)، حسين ذهاوي (پرکاشن)، شهاب پارنج (پرکاشن)، ندا خاکي (تنبور و همخوان) همراه با کيخسرو، تهمورث و سهراب پورناظري در چهلمين ووداستاک شرکت مي کند.

[ ]
+
آموزش موسيقي و سرفصل هاي درسي
 
همشاگردي سلام

پوريا پارسا

عجب رويداد شگفت انگيزي است اين ماه مهر و شروع سال تحصيلي؛ از کودکاني که شش سال شان تمام شده تا جواناني که کابوس پشت کنکور ماندن شان تمام شده است و از فرماندهان انتظامي تا بازرسان بهداشتي و امور سلامت جمعي همه را به تکاپو واداشته است. معلم ها، دانشجويان، دانش آموزان، خانواده ها و در نهايت کليه نيروهاي خرد و کلان کشوري و لشگري همگي به نوعي در اين روزها متوجه بازگشايي مدارس و دانشگاه ها هستند و خود را براي رويارويي با اين مهم آماده مي کنند. با نزديک شدن به اين روزهاي جالب موضوعي جالب تر و البته درخور اين روزها مطرح شده است و آن اصلاح سرفصل هاي درسي است؛ اصلاحاتي که از بلندپايه ترين مقامات تا بخش کثيري از آحاد ملت را به تعمقي شگرف فروبرده و وارد عمل کرده است و اين سوال بنيادي را پيش آورده است که آيا تا به حال به بيراهه مي رفتند؟ با توجه به آنچه رفت بر آن شدم تا در باب يکي از سرفصل ها و گرايشات اصلي که از دغدغه هاي چندساله ام است مطالبي را تحرير کنم.

1

اگر دفترچه هاي راهنماي انتخاب رشته هر يک از دانشگاه ها را مطالعه کرده باشيد و به قسمت هنر و موسيقي برخورده باشيد حتماً دريافته ايد که کليه داوطلبان تحصيل در اين رشته (موسيقي) به «جبر» بايد يکي از دو گرايش «موسيقي ايراني» يا «موسيقي جهاني» را قبول و انتخاب کنند. اين در حالي است که در هر يک از کنسرواتوارها، کالج ها و دانشگاه هاي معتبر غربي و شرقي ده ها گرايش براي تحصيل در رشته موسيقي وجود دارد که هر يک از آنها به شاخه هاي تخصصي تري تقسيم مي شود. با همين توضيح مختصر ديگر بايد دريافته باشيد که در دانشگاه ها و هنرستان هاي موسيقي در ايران چقدر کلي گويي مي شود و از هر دري سخني ايراد مي شود و هنرجويان تا چه اندازه کم تخصص تربيت مي شوند.

2

آنچه به آن عبارت «موسيقي ايراني» اطلاق مي شود، موسيقي رديف دستگاهي ايران است که عقبه و تاريخ آن متعلق به نوار مرکزي ايران (تهران، اصفهان و شيراز) است، در صورتي که انواع ديگر مکاتب موسيقي ايراني چون موسيقي آذري (مقامي و عاشيقي)، موسيقي کردي (مقامي- مذهبي و مردمي)، انواع موسيقي رايج در نوار جنوبي ايران (قشم، بوشهر و...)، موسيقي بلوچي و سيستاني، موسيقي شمال و جنوب خراسان، موسيقي گيلکي و مازندراني، ترکمن و... هيچ جايي (توجه کنيد هيچ جايي) در آکادمي هاي آموزش موسيقي در ايران ندارند. در حالي که اين مکاتب از موسيقي ايراني هر کدام ابزار و ساز مخصوص، شعر، کلام و مفاهيم مخصوص، مجري و مخاطب مخصوص و از همه مهم تر پيشينه و تاثير مخصوص به خود را بر جامعه و تاريخ داشته و دارد. حال ديگر پرواضح است که هنرجويان موسيقي با گرايش «موسيقي ايراني» تا چه اندازه از انواع مکاتب ژرف و غني موسيقي اصيل (اصلي) ايران بي بهره مي مانند و چقدر عبارت «موسيقي ايراني» براي سرفصل هاي درسي موجود و چقدر سرفصل هاي درسي فعلي نامناسب براي عبارت «موسيقي ايراني» است.

3

آنچه جوهره اصلي همت تحرير اين يادداشت شد  تعريف عجيب مسوولان آموزش و پرورش و آموزش عالي کشور از عبارت موسيقي جهاني است. به راستي چه چيز جهاني است؟ آن گونه از موسيقي که عبارت «موسيقي جهاني» را در ايران يدک مي کشد موسيقي کلاسيک اروپا است ولاغير. فارغ از ارزش هاي کمي و کيفي اين مکتب خاص از موسيقي اين نتيجه عيان است که نمي توان به گونه يي خاص (هر چند غني) از موسيقي که برگرفته از تاريخ و فرهنگي خاص از منطقه جغرافيايي خاص است، نام جهاني بگذاريم. به ياد دارم در مقاله يي پژوهشي مي خواندم ساز «ني» با همان ظاهر و فيزيک ايراني اش نه تنها در کل منطقه خاورميانه که در بسياري از کشورهاي آفريقايي، امريکاي جنوبي، شرق دور و... قرن هاست موجود است. اين يعني مردم کشورهاي گوناگون با سلايق و زيباشناسي هاي گوناگون در طول تاريخ بدون تماس با يکديگر به صداي اين ساز نياز داشته اند، آن را ساخته اند و با آن به اشاعه درونيات شخصي و قومي شان پرداخته اند. حال جواب اين سوال با شماست؛ ساز «ني» سازي جهاني است يا سازي مثل توبا، توومبون و... که تنها و تنها در بخشي از اروپا مي توان حضور تاريخي و اجتماعي اين سازها را مشاهده کرد؟ پيش از پاسخ به اين سوال به نکته يي هم توجه کنيد که سازها در طول تاريخ و با در نظر گرفتن نيازها و توانايي هاي اقوام مختلف در جهان ساخته شده اند. اگر هم منظور از جهاني همان جهانشمول است پس بايد عرض شود ساز جهاني يا موسيقي جهاني را رسانه ها براي ما تعريف کرده اند. ساز جهاني و موسيقي جهاني آن نوع از موسيقي نيست که قدرت هاي سياسي و اقتصادي جهان با ضرب و زور رسانه يي شان وارد يک کشور و فرهنگ يک قوم کنند. به عنوان نمونه اگر هند توان سياسي، اقتصادي، نظامي، ديپلماسي و رسانه يي کشورهاي اروپايي را داشت يحتمل امروزه قبل از آنکه در همه دنيا ارکستر سمفونيک يا چيزي شبيه به آن وجود داشته باشد، موسيقي راگايي (کلاسيک هند) و ارکسترهاي آن موجود بود. يا اگر اين توانايي ها را ايراني ها در دهه هاي گذشته مي داشتند امروزه همه جاي دنيا سازهاي ايراني يا گروه هاي اساتيد، شيدا، عارف و... مي ديديم. باري...

بازمي گردم به همان موضوع جالب توجه اصلاح سرفصل هاي درسي. اگر به واقع هدف تحليل و آسيب شناسي دروس مدرسه يي و دانشگاهي است پس بي تبعيض بايد همه رشته ها را با يک معيار و خط کش ارزيابي کرد. مگر ما چقدر در حوزه موسيقي کلاسيک اروپا (به قول دوستان موسيقي جهاني) کار و تحقيق کرده ايم؟ چقدر در اين زمينه کتاب نوشته ايم؟ چقدر استاد مبرز در اين زمينه داريم؟ چقدر از استادان ما در اين رشته مورد اعتبار دانشگاه هاي جهاني هستند؟ سطح علمي چقدر از دانشجويان ما با معيارهاي جهاني مطابقت دارد؟ مگر تمام کتب ما در اين زمينه غربي و ترجمه شده نيستند؟ پس چطور 50 درصد از دانشجويان رشته موسيقي با اين گرايش فارغ التحصيل مي شوند؟ دقيقاً به علت همين سوءبرداشت و عدم درک و دريافت صحيح و کامل از موسيقي غني کلاسيک اروپاست که هنوز ما ارکسترهاي قوي در اين رشته نداريم تا در جهان مطرح باشند و فارغ التحصيلان اين گرايش از موسيقي همگي بيکار مي مانند و به اصطلاح استعدادسوزي مي شود. پس حداقل اگر قرار است نوعي از موسيقي را با اين وسعت، آن هم با نام سنگين «جهاني» در مراکز و آکادمي هاي آموزش موسيقي ارائه کنيم پس بهتر است کمي هم به کيفيت تدريس و تحصيل آن بينديشيم. 

4

 بر فرض محال که موسيقي کلاسيک اروپا همان موسيقي جهاني است پس تعريف از موسيقي هم بايد با همان معيار جهاني باشد. دو عامل اصلي تشکيل دهنده موسيقي نغمه (ملودي) و وزن (ريتم) است. اين تعريف مختصري از تعريف غربي موسيقي است. با اين توضيح ديگر جايگاه ريتم در تعريف موسيقي به اصطلاح جهاني مشخص مي شود. حال آنچه بسيار عجيب است عدم تدريس سازهاي کوبه يي به عنوان مرجع و مجري اصيل ريتم در موسيقي است.

اين به آن معني است که با فرضي که در ابتداي اين بند تحرير شد نظام آموزشي کشور نيمي از پديده موسيقي را از دانشگاه ها و هنرستان هاي موسيقي حذف کرده است و کليه سازهاي کوبه يي (داخلي يا خارجي) را خارج از موضوع اصلي تدريس و تحصيل گذاشته و هيچ هنرجويي هيچ امکاني را براي فراگيري آکادميک هنر نوازندگي سازهاي کوبه يي ندارد. به راستي اين سرفصل هاي درسي تعيين شده براي رشته موسيقي چقدر کارا، قابل اتکا و درخور اعتنا است؟

نتيجه اول

ايراد سخن در باب نقاط ضعف دانشگاه هاي موسيقي احتياج به حوصله يي زياد و قلمي فولادين دارد. اما اميدوارم اين يادداشت ناچيز گامي باشد تا هنرجويان و دانشگاهيان اين عرصه تا هر چه بيشتر به اين موضوع بينديشند و قدم در راه اصلاح نظام آموزشي اين رشته هنري بگذارند.

نتيجه دوم

بايد تاکيد کرد موضوع اصلاح سرفصل هاي درسي موضوعي است درخور کار و تفکر که بايد توسط تمام اقشار جامعه مورد پيگيري و مطالعه قرار گيرد چرا که براي رساندن سطح کيفي دانشگاه ها و در ادامه سطح علمي کشور بايد اصلاحاتي صورت گيرد و به طور کلي اصلاحات تنها راه پيشرفت در اين زمينه است.   اعتماد


[ ]
+
گفت وگو با سينا سرلک به بهانه انتشار آلبوم «يکيست»
 
صداي من شخصيت مستقلي دارد

محمود توسليان

سينا سرلک از جمله خوانندگان جوان موسيقي ايراني محسوب مي شود. چندي پيش آلبوم «يکيست» با صداي او و آهنگسازي محمدمهدي باطني منتشر شد. به همين بهانه به گفت وگو با او نشستيم.

---

-به نظر مي رسد حضورتان نسبت به گذشته کمرنگ تر شده است؟

حقيقت اين است که تمام اتفاقات تحت تاثير شرايط اجتماعي و سياسي دچار يک بي ثباتي شده است و همين بي ثباتي راه را روي هر فعاليتي مي بندد. خودتان بهتر مي دانيد که شرايط مساعدي براي برگزاري يک کنسرت حرفه يي در جامعه وجود ندارد. براي برگزاري کنسرت بايد فضاي جامعه مناسب باشد تا آن کاري را که مي خواهيد، روي صحنه انجام بدهيد و به هدف تان برسيد. از طرف ديگر بايد وضعيت و موقعيت شنونده هم در نظر گرفته شود که آيا با آمدن به کنسرت شما چيزي به اندوخته هايش افزوده مي شود و پيامي با خود به خارج از سالن مي برد يا خير. مساله ديگر عدم توجه حاميان و کنسرت گذاران است که توجه چنداني به موسيقي اصيل ندارند و اگر هم باشد فقط سراغ يکي دو نفر مي روند.

-منظورتان حاميان خصوصي است؟

بله چون اصلاً من تا حالا با حاميان بخش دولتي کار نکرده ام. به هر حال در همکاري با بخش هاي دولتي محدوديت هايي وجود دارد که اجازه نمي دهد شما آن طور که دلت مي خواهد، موسيقي ات را ارائه بدهي. با اين وجود، من از دايره فعاليت ها و حضور موسيقايي خارج نشدم. کنسرت هايي داشتم در کشورهاي مختلف از جمله امريکا، کانادا و قاره اروپا. تقريباً يک سالي شد.

-برخورد مخاطب هاي غيرايراني با موسيقي ايراني را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

کنسرت هايي که با گروه «دالاهو» داشتيم در کانادا، امريکا و پاکستان، در واقع حضورهاي فستيوالي بود. بيننده هاي اين کنسرت ها اغلب خارجي ها بودند مگر تعداد اندکي مخاطب ايراني. اما با اين وجود سالن ها لبالب مي شد. فکر مي کنم در ذات موسيقي ايراني چيزي فراتر از يک حس فرهنگي و وطني وجود دارد که آن را براي مخاطب غيرايراني هم گوش نواز مي کند. در واقع فضايي در موسيقي ايراني وجود دارد که مخاطب غيرايراني را هم تحت تاثير قرار مي دهد.

-با اين وجود تفاوتي بين تفکر موسيقايي امريکايي ها و اروپايي ها ديديد يا نه؟

همه چيز در اين کنسرت ها حاکي از آن بود که مخاطبان اروپايي بيشتر اهل تفکرند و اصولاً از پديده هاي شرقي خوب استقبال مي کنند. به زبان خودمان آنها نسبت به موسيقي ايراني خونگرم اند و آن را دوست دارند، به خصوص در کشورهايي مثل اسپانيا و ايتاليا.

-شايد به خاطر فرهنگي تر بودن و قدمت اين کشورها در اروپاست.

فکر مي کنم به خاطر نزديک بودن موسيقي هايمان به همديگر است.

-فکر مي کنيد برگزاري کنسرت موثر است يا ارائه آلبوم؟

آلبوم را همه مي توانند تهيه کنند و خيلي در دسترس است اما کنسرت را همه نمي توانند ببينند. به همين خاطر مشتاقان کنسرت بيشترند چون مردم زنده اند و زنده بودن را دوست دارند. يک مخاطب علاقه مند که مثلاً آلبوم ما را خريده است، دوست دارد آن را زنده و با نوازنده و خواننده روي صحنه ببيند. اين روند هيجان دارد و فضاي کاذبي نيست. به همين خاطر اسمش را گذاشته اند اجراي زنده . از سوي ديگر برگزاري کنسرت و جذابيت هاي پنهانش موجب مي شود فروش آلبوم هم بيشتر شود چراکه فرهنگ ما بر اساس يک تفکر شفاهي منتشر مي شود و هنگامي که يک نفر از کنسرت خوشش آمده باشد به افراد مختلفي پيشنهاد مي دهد بروند و آلبوم فلان خواننده را که من در کنسرتش بودم، بخرند.

-اگرچه محدوديت ها هيچ وقت دامن موسيقي ما را رها نخواهد کرد، با اين وجود گهگاه شاهد اجراي کنسرت از سوي هم نسلان شما هستيم اما شما در اين زمينه خيلي کم کاريد.

اول بايد ديد آن کنسرت و رپرتوارش به مردم چه چيزي خواهد داد. من هم مي توانم سالي 10 کنسرت بدهم اما آيا برگزاري صرف يک کنسرت هدف است؟ من اگر کنسرتي هم برگزار کرده ام، کنسرتي بوده که در اجراي آن ارائه مفهومي والا، هدف بوده است. آخرين کنسرتم - که اجرا هم نشد- کنسرت با ارکستر موسيقي ملي بود؛ ارکستري که هم تعريف دارد و هم جايگاه. ما چندين تيم ملي ورزشي داريم اما يک تيم ملي موسيقي داريم به نام ارکستر موسيقي ملي ايران به رهبري استاد فخرالديني. افتخار مي کنم که خواننده اين ارکستر هستم و اگر شما بيش از حد در معرض ديد مردم باشيد، به يک عنصر تکراري بدل مي شويد و کسي از شما استقبال نمي کند. دوست دارم در يک فضاي مناسب، با يک گروه خوب کنسرت بدهم.

-منظورتان از فضاي مناسب چيست؟

فضايي که مردم حوصله رفتن به سالن کنسرت را داشته باشند.

-با اين اوصاف نبايد فضاي مناسبي براي برگزاري کنسرت وجود داشته باشد.

من هيچ وقت هنرم را با سياست قاطي نمي کنم و اصولاً آدمي نيستم که خودم را داخل مسائل سياسي کنم. وقتي فضاي جامعه، سياسي مي شود من ترجيح مي دهم سکوت کنم و کارم را انجام دهم و پيام خودم را به وسيله هنرم منتقل کنم. هنرمند، هنرمند است در غير اين صورت اگر مي خواهد با هنرش کار سياسي کند بايد برود سياستمدار شود. کمااينکه هستند کساني که دائماً سراغ مي و مطرب مي روند و بي آنکه به هنر آواز آراسته باشند، دم از هنر مي زنند. در اين شرايط که همه چيز گل آلود است، عده يي هم از سر بي اطلاعي مي آيند و جذب مي شوند. هنرمند بايد با هنرش حرف بزند.

-آلبوم جديدتان «يکيست» عنوان جالبي دارد.

اين اسم از شعر زنده ياد عماد خراساني برگرفته شده که مطلعش اين است؛ «پيش ما سوختگان مسجد و ميخانه يکيست».

-استارت ضبط اين اثر از کجا زده شد؟

حس و حال حاکم بر قطعات و روند ملوديک آنها برايم خيلي جذاب بود. محمدمهدي باطني که آهنگساز، نوازنده و شاعر باذوقي است، اين قطعات را ساخت و بعد به من پيشنهاد داد، به دلم نشست و خواندم. نکته جالب توجه در «يکيست» اين است که با وجود اينکه بسياري از آثار اينچنيني درآمده است، اما مخاطب را دعوت مي کند به شنيدن.

-آلبوم «يکيست» با وجود جدي بودنش بسيار عمومي و همه فهم است، اين ويژگي ريشه در چه چيزي دارد؟

ببينيد در موسيقي ما انتخاب شعر و نوع تلفيق آن با کلام از اهميت زيادي برخوردار است. وقتي در يک مجموعه، از اشعاري استفاده شود که علاوه بر داشتن ابعاد هنري از زاويه هاي ذوقي و حسي هم برخوردار باشد، پيداست که مخاطب هم زودتر آن را مي فهمد و ارتباط برقرار مي کند. انسان ها سرنوشت مشابهي دارند که اگر بتوانند خودشان را در قالبي بيابند، بي شک به سمت آن قالب مي روند. فکر مي کنم اشعاري که در اين اثر مورد استفاده قرار گرفت تا حد زيادي توانسته اين پيوند را ميان خود و مخاطبش ايجاد کند. در واقع اشعاري که در اين اثر به کار گرفته شده بسيار صميمي و مورد علاقه عموم مردم است.

-به طور کلي اين اثر از جذابيت هاي ديناميکي بالايي برخوردار است؟

در واقع ترکيب هاي خوبي صورت گرفته است که در اين ترکيب ريتم و ملودي- که ويژگي هاي بارز موسيقي ما هستند- به شکل دلنشيني موقعيت هاي درستي براي يکديگر ايجاد مي کنند. همين موضوع سبب شده قطعات روان و سيال به نظر بيايند. نکته ديگري که کمتر در موسيقي ما اتفاق مي افتد، مجموعه هنرمنداني هستند که در خلق يک اثر با هم کار مي کنند. گروهي که در اين آلبوم هنرنمايي کردند از نوازنده هايي تشکيل شده که بسيار توانا، فروتن و دوست داشتني اند. فکر مي کنم تاثير اين عامل کمتر از ذوق آهنگساز، انتخاب اشعار و... نباشد. اين آلبوم در يک فضاي بسيار دوستانه رشد کرد و پا گرفت. اگر چنين فضايي ميان نوازندگان نباشد، شک نکنيد که اثر لطمه بزرگي خواهد ديد. همه چيز از صداقت و سادگي شروع مي شود و من فکر مي کنم اين دو خصيصه در محمدمهدي باطني وجود داشت.

-«يکيست» به رغم سادگي هايش، پيچيدگي هايي نيز در روند ملوديک و ريتميک دارد. در واقع به نوعي سهل و ممتنع است و اجراي آثار سهل و ممتنع، فقط در ظاهر آسان است.

دقيقاً، به خاطر اينکه در چنين آثاري خواننده بايد بسياري از فضاها را با ادوات تحريري و تسلط بر فن صداسازي پر کند. دوم اينکه اين کار فراز و فرودهاي بسياري دارد. در برخي لحظات به قدري نت ها بالاست که به يک صداي چپ کوک نياز دارد. من هم از نوجواني روي تکنيک آوازخواني قمرالملوک وزيري کار کرده بودم و فکر مي کنم توانستم از عهده اش بربيايم. فکر مي کنم وقت آن رسيده که ما بتوانيم و بخواهيم با صدايمان هيجاني در شنونده ايجاد کنيم. به همين خاطر نقطه بم همان صداي اوج در بعضي قطعات گنجانده شده است که اين خودش به زيبايي اثر کمک شاياني کرد.

-نظرتان درباره استفاده از شعر شاعران معاصر چيست؟

شعراي معاصر به دليل زندگي در اجتماعي که مخاطبان ما آن را درک کرده اند و به نوعي با درددل آنها آشنايند گزينه هاي بسيار خوبي براي موسيقي ايراني هستند. آنها شرايط اجتماعي روز را مي دانند و طبيعي است هنگام سرايش به فکر مردم پيرامون خود باشند. فکر مي کنم استفاده از اشعار اجتماعي شاعران معاصر مي تواند براي مردم جذاب باشد و آنها را در پيوند با موسيقي عميق ايراني قرار دهد. البته اين جملات حمل بر اين نشود که شعر کلاسيک ما ديگر کاربردي ندارد، بلکه بايد بگويم در کنار اشعار قله هاي شعر فارسي مي توان و بهتر است از سروده هاي مناسب شاعران معاصر استفاده کرد.

-اين روزها بحث هاي زيادي درباره تقليد از آقاي شجريان مطرح است. از اينکه شما هم در حلقه انتقادشوندگان قرار بگيريد، هراسي نداريد؟

فکر مي کنم اين انتقاد ها به رغم اينکه در بسياري موارد بجاست اما در مورد من موضوع چيز ديگري است. اجازه بدهيد با يک مثال موضوع را روشن کنم. وقتي يک جوجه قناري به دنيا مي آيد و بلافاصله صداي مادرش را در يک اتاق مي شنود، طبيعي است که اين جوجه قناري هم مثل مادرش بخواند. تقليد لازمه کار يک آوازخوان است به شرطي که از يک استاد برجسته و درجه يک تقليد کند که خودش صاحب سبک و صاحب نظر باشد. استاد شجريان يگانه هنر در اين سرزمين است. آن مثال را به اين خاطر زدم که شما مرا قياس کنيد و به جواب برسيد. طبيعي است وقتي من از 11سالگي با ايشان رشد کرده ام و آوازهاي ايشان دائم در گوش من است بخشي از آنچه اجرا مي کنم وامدار ايشان باشد. من هيچ وقت مثل استاد شجريان نمي توانم بخوانم که هيچ، بلکه هيچ کس مثل ديگري نمي تواند بخواند. اما مسلماً يک جاهايي به دليل همين،اين تاثير در بيان من مشهود است. منتها تقليدي که شما از آن حرف مي زنيد و خيلي ها گرفتار آن هستند تقليد کورکورانه است؛ يک تقليد اشتباه و طوطي وار. شما هرچه به طوطي ياد بدهيد بلافاصله به شما مي گويد؛ چه حرف خوب، چه حرف بد چون اين آگاهي را ندارد که چگونه تقليد کند. فرق انسان با حيوان هم در همين دريافت و آگاهي اوست. در واقع بعضي تقليدها به شعور آدم توهين مي کند. کسي بايد از استاد شجريان تقليد کند که در آن مکتب آموزش ديده باشد.

-با اين وجود شما بايد مرحله تقليد را پشت سر گذاشته باشيد. فکر مي کنيد از چه زماني وارد عرصه استقلال شديد؟

فکر مي کنم خيلي وقت است. شايد از همان سال هاي آغازين. تقليد مي کردم که به استقلال برسم. از طرف ديگر ما بايد لحن و تمبر صداي خواننده را از هم جدا کنيم. طبيعي است که بخشي از لحن من در آوازخواني شبيه استاد شجريان باشد، اما شک نکنيد که صداي من از کاراکتر مستقلي برخوردار است.

-بعد از اين آلبوم، آلبوم ديگري داريد؟

بعد از «يکيست » به زودي آلبوم «رومي 2 » به آهنگسازي پدرام درخشاني منتشر خواهد شد که مطمئن هستم اثري متفاوت با قابليت هاي بين المللي است. چرا ما بايد در هر ده کوره يي در جهان صداي سلن ديون و مايکل جکسون را بشنويم اما خبري از يک خواننده مطرح موسيقي ايراني نباشد؟ فکر مي کنم توانايي هايي در اين ميان وجود دارد که ناديده گرفته شده است و بخشي از اين ناتواني به ما اهالي موسيقي برمي گردد. ساخت «رومي2» با چنين رويکردي صورت گرفت. استفاده از فرهنگ هاي مختلف موسيقايي و سازهاي متفاوت، از اين اثر چيزي ساخته که شنيدني خواهد بود. خيلي جاي تاسف است که ما از اينجا تا دوبي که مي رويم، مي بينيم آنها خواننده هاي درجه چندم دنيا را مي شناسند اما بزرگ ترين خواننده هاي ما را فقط به اسم مي شناسند. اين همه خواننده جوان چه مي کنند؟ چرا هيچ وقت راديو و تلويزيون ما به موسيقي به عنوان يک هنر زنده موجود نگاه نکرده است؟ اين همه محصول در تلويزيون ما تبليغ مي شود، اما خبري از موسيقي نيست که نيست، وقتي به آقاي حقاني گفتم تلويزيون يا راديو براي پخش صداي من حتي يک تلفن هم به من نمي زند، داشت از تعجب پس مي افتاد. اينجا متاسفانه مجري برنامه اسمي هم از خواننده و آهنگساز نمي برد چه رسد به اينکه بخواهند حق و حقوق هم بدهند. در چنين شرايطي است که فلان ورزشکار و فلان بازيگر در تمام مطبوعات و راديو و تلويزيون مطرح مي شود، اما يک خواننده موسيقي اصيل ايراني که سال ها شاگردي و ممارست کرده و خون دل خورده بايد در کمال ناشناسي و تنهايي به زندگي اش ادامه بدهد. اعتماد


[ ]
+
نمي توان هم متولي موسيقي بود هم چوب لاي چرخ گذاشت
 
نمي توان هم متولي موسيقي بود هم چوب لاي چرخ گذاشت
 


مراسم بزرگداشت پرويز مشکاتيان نوازنده برجسته سنتور و آهنگساز در شيراز برگزار شد. ساعت هنوز به 19(هفت بعدازظهر) پنجشنبه نرسيده بود که در مقابل در هاي شيشه يي مجموعه فرهنگي- هنري حافظ بودم، پشت خيل مشتاقاني که براي بزرگداشت استاد مسلم موسيقي ايران پرويز مشکاتيان به دعوت انجمن موسيقي فارس به اين مکان آمده بودند. بعد از مدت ها سالن اصلي مجموعه فرهنگي حافظ را مملو از جمعيت مي ديدم؛ جمعيتي که با پخش کليپ و سخنان مشکاتيان در مراسم بزرگداشتش، ابراز احساساتي وصف ناشدني کرد، آن زمان که آن موسيقيدان مي گفت؛ «بايد قدر هنرمندان را تا زماني که زنده هستند بدانيم. هنرمندان شناسنامه يک سرزمين هستند. اگر آنها را از جامعه جدا کنيم، جامعه سرگردان و بي ريشه يي بيش نخواهد ماند.» پرويز مشکاتيان در آن مراسم بزرگداشتش که تنها يک بار و به گفته يار 35ساله اش محمدرضا درويشي در ميانه سال هاي خانه نشيني و سکوت او و به همت سازمان فرهنگي - هنري شهرداري تهران برگزار شده بود، تاکيد کرد؛ «از دست دادن يک هنرمند ضايعه نيست، زيرا ضايعه قابل ترميم و جبران است. از دست دادن يک هنرمند براي جامعه فاجعه است.» سپس بعد از پخش اين کليپ، محمدرضا درويشي آهنگساز و پژوهشگر موسيقي ايراني با اشاره به سخنان مشکاتيان که در کليپ پخش شد، گفت؛ «پرويز مشکاتيان اگر امروز هم اينجا بود، همان حرف هاي ساده اما عميق را مي گفت.» درويشي که سال ها و از دوران دانشکده در سال 53 با استاد همراه و همنشين بود، ادامه داد؛ اگر استاد بود در اين سالن و روي اين سن خاک گرفته (اشاره به سن پر از خاک تالار حافظ) حتي اگر مجوز هم داشت، اجرا نمي کرد. به گزارش ايسنا، محمدرضا درويشي پژوهشگر و محقق و موسيقيدان معاصر گفت؛ «مرحبا بر انجمن موسيقي فارس که اين بزرگداشت را برگزار کرد و زمينه يي فراهم کرد که به بهانه آن استاد کنسرت احتمالاً بدون مجوزي برگزار شود.» درويشي که به ابراز احساسات و قدرداني مشتاقان موسيقي حاضر در سالن هنگام برگزاري تکنوازي آقايي اشاره داشت، ادامه داد؛ «اگر نواي سنتور آقايي و نواي گروه هاي موسيقي اين سرزمين قرار است شنيده نشود پس چه چيز را بايد شنيد؟» درويشي با يادآوري اينکه استاد مشکاتيان 14 سال به خاطر غم زمانه در سکوت به سر برد، گفت؛ «بايد شرايط را براي يک هنرمند طراز اول مهيا کرد. نمي توان هم متولي موسيقي بود هم چوب لاي چرخ گذاشت و هم حمايت نکرد.» درويشي با تاکيد بر اينکه طي دوران فعاليت استاد مشکاتيان تنها يک بار از او تجليل شد، گفت؛ «اين تجليل در دوران سکوت آن مرحوم بود، چرا زماني که بمب صحنه بود کسي از او تجليل نکرد. امروز او را اسطوره مي خوانيم، چرا زماني که زنده بود نگفتيم اسطوره است و قدرش را ندانستيم و چرا از زنده ها تجليل نمي کنيم.» نويسنده دايره المعارف سازهاي ايران، با تصريح اينکه قاطبه فعالان موسيقي در ايران و شخص او سياسي نيستند، گفت؛ «آنها نه چپ هستند نه راست، آنها فرهنگ را مي خواهند، آنها آزادي را طلب مي کنند. بعد از قرن ها استبداد با وقوع انقلاب اسلامي در سال 57 در اکثر حوزه ها پيشرفت و رشد را شاهد بوديم؛ حوزه هايي که نه کار من است نه تخصص ام، با قاطعيت مي گويم در عرصه موسيقي نه تنها همراهي نشد بلکه چوب لاي چرخ گذاشتند.» پژوهشگر عرصه موسيقي و موسيقيدان معاصر اذعان داشت؛ براي دريافت مجوز يک تکنوازي افرادي مانند سيامک آقايي بايد بارها و بارها به ادارات دولتي بروند. آقايي که نواي سازش سحرانگيز است چرا بايد مجوز بگيرد، چه کسي صلاحيت دادن مجوز به او را دارد، چه کسي صلاحيت دارد به شجريان مجوز برگزاري کنسرت را بدهد، چه کسي صلاحيت داشت به مشکاتيان مجوز کنسرت بدهد. درويشي با يادآوري اينکه در 10 سال گذشته استاد مشکاتيان تنها يکي دو بار در صحنه اجرا ظاهر شد، اعتقادش را اين گونه مطرح کرد؛ «بساط مجوز اضافه است، بايد جمع بشود، آنها که تکليف شان روشن است نبايد نيازي به مجوز داشته باشند.» او مميزي را امري اضافه دانست و در عين حال گفت؛« وظيفه ارشاد صدور مجوز است پس کار خود را انجام دهد. استاد مشکاتيان به دليل اين فضا خانه نشين شد، ناصر فرهنگ فر خانه نشين شد، محمدرضا درويشي ادامه داد؛ «برگزاري کنسرت نه تنها خطري ندارد بلکه به دليل لطافت و زيبايي موسيقي تنش هاي کاذب را کم مي کند، از بين مي برد. نفس موسيقي حرام نيست.» او که در ميان تشويق بسيار طولاني و بلند حضار بارها سخنانش قطع شد، در حالي که از شرکت کنندگان درخواست مي کرد اجازه دهند سخنانش را بر زبان بياورد، گفت؛ «شما براي پرويز دست مي زنيد، من با او هم خانه بودم، بچه هاي من و او با هم بزرگ شده اند، ما با هم وارد دانشکده شديم. ما دو خانه در قالب يک خانواده بوده و هستيم، اين نشست و برخاست ها، اين همراه بودن ها باعث شده امروز من حرف دل پرويز را بگويم، حرف هاي من حرف هاي او است.» درويشي ادامه داد؛«پرويز مشکاتيان يک آرتيست بود، يک آرتيست به سادگي به وجود نمي آيد. او يک هنرمند خاص بود، شخصيت و منش و زندگي او زور را قبول نمي کرد و در مقابل کسي گردن کج نمي کرد.» او ادامه داد؛ «مشکاتيان بزرگمردي بود که مجبور شد 13 ، 14 سال در کنج عزلت نشيند و من به عنوان نزديک ترين دوست او اعتقاد دارم روح پرويز 14 سال قبل مرد، ولي شخصيت او تا روزي که زنده بود تغييري نکرد و ماند. کنسرت هايي که برگزار کرد تنها تشويقي بود براي فعالان موسيقي.» به گزارش ايسنا، مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان فارس نيز در سخنان کوتاهي با بيان اينکه اين مراسم، بزرگداشت مردي است که عمري را در اعتلاي موسيقي و فرهنگ ايران زمين گذراند، گفت؛ «تجليل از اين افراد تجليل از فرهنگ ايران است.» در بخشي از اين مراسم گروه «خموش» قطعاتي را اجرا کرد و در بخش ديگري از آن نيز سيامک آقايي از سنتورنوازان معاصر و شاگردان پرويز مشکاتيان قطعاتي را اجرا کردند.

[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!