| ||
موسيقی در نزد هنديان ، چينيان و مردم آشور و سومر سابقه ای طولانی دارد . در اثر اکتشافات باستان شناسی برخی آلاتموسيقی را يافته اند که ۵۰۰۰ تا ۷۰۰۰ سال سابقه تاريخی دارد. بودائيان اساسآ کتب مذهبی خود را با نوعی موسيقی ميخوانند و آداب مذهبی آنان همراه رقص و آواز است . در زمانی که حماسه های همر را برای تشجيع سربازان می خواندند عده ای نوازنده بودند که آن اشعار را همراهی می کردند .در تاريخ يهود نيز به داوود و سليمان بر می خوريم که حدود سه هزار سال پيش می زيسته اند ، داوود آوازی خوش داشت و سليمان و پدرش به موسیقی علاقه مند بودند . موسيقی کم کم راه کمال می پيمود. در سال ۹۳۰ ميلادی موسيقی تقسيمات تازه ای يافت و با حروف الفبا اصوات را نشان می دادند تا اينکه سر انجام در سال ۱۴۵۰ ميلادی نت تکميل شد و در چهار خط موازی علائم نهادند (دو ، ر ، می ، فا ، سل ، لا ، سی ) اين تکامل مرهون و نتيجه موسيقی کليسايی بود و بعد ها آوازها نيز نام گذاری شد به اين ترتيب : کوندوکتوس - موتت - روندل و روتا .شواهدی وجود دارد که همراه با پيشرفت موسيقی فولريک و عاميانه و حماسی نيز در خارج از محيط و انحصار کليسا رونقی داشت تا اينکه برخی از موسيقی دانان از آهنگهای عاميانه الهام گرفتند . خلاصه اينکه آواز دسته جمعی (کور) به وجود آمد و بالا خره فکر ايجاد ارکستراسيون در قرن هفدهم پديدار گشت .
دستگاه در موسیقی ایرانی
صاحبان نظر در موسیقی ایران، در مواجه با واژهی « دستگاه»، سعی نموده تأملی در این کلمه داشته و هر یک به فراخور حال و ذوق خود برداشتی از این واژه داشتهاند. چه بسا که تمامی آنها در توجیه خود ذیحق بودهاند و برداشتشان صحیح.
در این خصوص زندهیاد استاد حنانه از یک درشکه و یک ساختمان به عنوان یک دستگاه نام میبرد و دستگاه را چنین تعریف میکند: مجموع اجزاء یک آهنگ که در یک گام یا مقام با حفظ فواصل خاص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد.
استاد روحالله خالقی نیز دستگاه را به عنوان « آوازهای بزرگ » معرفی کردهاند و فرهنگ عمید آن را « یک آهنگ کامل موسیقی » بیان کرده است.
اگر اولین و ابتداییترین آلت موسیقی در ایران را چیزی شبیه عود و تار بدانیم و قبول کنیم که در سرزمین قدیم ایران، برای اولین بار چیزی شبیه عود و تار امروزی ساختند، میتوان کلمه دستگاه را در ارتباط با این دو نوع ساز بهتر و راحتتر بررسی کرد.
با بیانی سادهتر در موسیقی ردیف، مجموعهی گوشهها و آوازها و دیگر قطعات منسوب به دستگاهی، تشگیل یک دستگاه را میدهند و هر دستگاه نیز بخش مهمی از موجودیت موسیقی ردیفی ایران را تشکیل میدهد.
اما در اصل، این مجموع گوشه و آواز، بوجود آورندهی دستگاه نیست، بلکه گوشهها و آوازها، شکل گرفته از فرم اصلی دستگاه هستند که به یک معنی و در حقیقت فرزندان و منسوبان دستگاه به حساب میآیند نه معنا و مفهوم آن.برای مثال در گفتو گوی معمولی و یا به اصطلاح روزمرهی مربوط به موسیقی نیزگوشهی شهناز و حسینی و آواز ابوعطا و ترک به شور نسبت داده میشوند و حال و هوای شور را دارند، ولی « دستگاه شور » نیستند.
هر دستگاه را فواصل مشخص نتها در یک گام، فیگور یا حالت خاص یک نت تشکیل میهد. و در واقع این حالت نتها و فاصلهی آنها هستند که لحن و حال و هوای خاص دستگاه را موجب میشوند.
بنابراین بر روی دستهی تار، دست نوازنده باید بر روی نتهای گام آن دستگاه گردش کند (دستگاه). و با حالت دیگر نتها کاری نداشته باشد و نوازنده فرض میکند که آن حالتها اصلا وجود ندارد.
هر قطعه نواخته شده در یک دستگاه « حال و هوای خاص» خود را داراست. و همین خصوصیت برای اهل فن وسیلهایست برای تشخیص اهل فن و پیبردن به آن دستگاه توسط ایشان.
مبتدیان با مددگیری از جمله و عبارت یا تداعی نغمهای شناخته شده، پی به دستگاه موسیقی میبرند. اما اهل فن چنین نمیکنند. اساتید نیازی به کمک گرفتن از تداعی جملهای ندارند. آنان از درک « حال و هوای خاص » هر دستگاه پی به وجود دستگاه میبرند. نتیجه میگیریم که حداقل در تعریف « احساسی » و خودمانی، کلمهی « دستگاه » با عبارت « حال و هوای خاص » سادهتر و مطمئنتر و گویاتر است. دستگاه چارچوبیست از موسیقی که مستقل بوده و نیازی به دیگر دستگاهها ندارد و در بیان احساس سراینده و نوازنده اقتدار کافی دارد.
معمولا موسیقی ایران را شامل هفت دستگاه میدانند از این قرار: ماهور، همایون، سهگاه، چهارگاه، شور، نوا و راست پنجگاه. این طبقهبندی از چهل پنجاه سال قبل معمول و امروز هم متداول است و ردیفهای مختلف موسیقیدانهای دوره اخیر از قبیل ردیف مرحوم حسینعلی و میرزاعبدالله و درویش از روی همین ترتیب است.
باید گفت که در میان دستگاههای هفتگانهی فوق شور از همه بزرگتر است. زیرا هر یک از دستگاهها دارای یک عده آوازها و الحان فرعیست ولی شور غیر از آوازهای فری دارای ملحقاتیست که هر یک به تنهایی استقلال دارد. آوازهای مستقلی که جزء شور محسوب میشود و هر یک استقلال دارد از این قرار است: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی.
یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان میباشد که آنرا از متعلقات دستگاه همایون دانسته اند.
دکتر مسعودیه در کتاب ردیف آوازی ایران هر دستگاه را شامل پنج قسمت میدانند: پیش درآمد، آواز، چهارمضراب، تصنیف و رنگ که در واقع همان حال و هوای خاص که به تفصیل به آن اشاره شد در تمام این پنج قسمت به وضوح شنیده میشود.
برای آشنایی بیشتر با ماهیت هر دستگاه، در بحثهای بعدی به خصوصیت هر دستگاه نیز اشارهای خواهد شد.
رمز صوت تماشاي صدا موسيقي ايران در اين نمايشگاه كه آثار دست ساز محمدرضا ژاله به نمايش درآمد حدود ۲۰ ساز ايراني كه اين هنرمند ساخته است، حضور داشت. ژاله در ساختن اين آثار از فضاي طبيعي اطراف خود بسيار استفاده كرده است، به گفته خودش سازي ساخته كه روزي از ديدن قو در رودخانه چنين طرحي به ذهنش رسيده. اين ساز كه شبيه قو است صداي كمانچه مي دهد و يا سازن
ديگري كه از پروانه در ساختن آن الهام گرفته است. در واقع تار است البته سازنده ساز معتقد است صداي اين ساز از صداي تار بهتر است. به هر حال اين نوازنده، طبيعت را در ساختن اين سازها كه جنبه كاربردي هم دارد بسيار دخيل دانسته است.
در اين نمايشگاه مهدي روشن نوازنده تار و محمد روشن نوازنده تنبك به صورت بداهه قطعاتي را در شور و دشتي و ۴ مضراب شور و زرد ميلجه استاد ابوالحسن خان صبا اجرا كردند.
در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه سرخيوسيئرابرنال وزير مختار و نفر دوم سفارت مكزيك نيز حضور داشت.
وي با اشاره به دليل حضورش در اين نمايشگاه كه علاقه ويژه به هنر ايران است، گفت:« اين نمايشگاه سابقه بسيار طولاني تمدن و فرهنگ ايراني و غناي فرهنگ ايراني و همچنان قدرت خلاقه هنرمندان ايراني در گذشته و امروز را نشان مي دهد.»
وي با اشاره به چگونگي ساخت اين سازها همچنين افزود:« قدرت خلاقه اي براي ساخت اين سازها به كار رفته كه نشان دهنده حضور استاد بزرگي است كه چنين سازهايي را ساخته. البته براي نواختن اين سازها به مهارت زيادي نياز است چرا كه وقتي نوازنده شروع مي كند به نواختن در واقع آغازگر خلاقيت است.»
ولي در خصوص برگزاري نمايشگاه هايي به اين شكل در مكزيك و يا بالعكس آن نمايش سازهاي مكزيكي در ايران عنوان كرد:« برگزاري چنين نمايشگاه هايي بسيار اثرگذار است چون از طريق آلات و ابزار موسيقي دو فرهنگ، قوم و ملت مي توانند همديگر را بهتر بشناسند با توجه به اين كه تكنيك و فنون كشورهاي مختلف متفاوت است.»
سيئرابرنال در ادامه مشاركت و برنامه ريزي در برگزاري چنين نمايشگاه هاي مشتركي را بسيار مثبت و مهم دانست و گفت:« اگر بر اين اساس برنامه فرهنگي، آموزشي و هنري بين دو كشور پايه ريزي شود البته به شرط درست عمل كردن در حيطه آن نتيجه مثبتي خواهيم گرفت.»
در بروشور اين نمايشگاه آمده است:«از لحظه اي كه بشر صدا را شنيد بي شك به موسيقي و گرماي روح بخش آن پي برد. موسيقي نسيم و برگ درختان، باد و باران، جوشش چشمه از دل سنگ، بازي موج و صخره، صداي فرو ريختن بهمن، پژواك كوه و سكوت كوير را احساس كرد و دل سپرد به آواي بيكران نغمه پرندگان و از همان روز تا كنون با ساخت آلات موسيقي سعي به بازنمايي انعكاس نواي دروني خود نموده است.»
ما مي انديشيم كه بتوانيم به موسيقي گوش فرا دهيم كه در آن انديشيدن فراموش نشده باشد. اين انديشه شامل ارزش هايي است كه از گذشته به ما رسيده و ما با برداشت امروز خود آن را باور مي كنيم. موسيقي ناب از انساني حاصل مي شود كه خود در راستاي اين هنر جدي بوده و زندگي او بيانگر هنر و كار جدي او باشد.
نكته اي كه در اين برخورد بسيار پراهميت است، جان مايه ملي و آئيني اين هنر است كه آن را ايراني نگه مي دارد و هر ساز ملي تنها مي تواند در چارچوب انديشه و تفكر ايراني راه خود را باز يابد و با دانش امروز به جلو هدايت شود. بي شك در اين ميان سازندگان ساز بار سنگيني را به دوش مي كشند.
موسيقي ايراني بدن را به چرخه مي آورد. آواز، پيغام هايي را كه از جانب عرفاي ايراني در قالب وزن و قافيه برايمان آورده اند به صوتي خوش در گوش جانمان مي نشاند. نقاشي و تذهيب چاكراه هاي بصري را روشن مي كند. نقش برجسته ها بر روي سفال، سنگ، فلز يا چوب از طريق چشم حس هاي لامسه را بيدار مي كند و تمام هنرهاي ايراني كه از ايران به تمام خاورميانه يا گاهاً خاور دور پراكنده شده اند و بر تمام تمدن جهاني تاثير گذاشته اند پوشيده در رمزهاي ناگشوده اند. نگاهي بيندازيد به موسيقي هاي محلي تمام نقاط ايران، هركدام با نوا و صوتي متفاوت به ظهور مي رسند. در اين ميان رقص ها نيز به مثابه پيروي از موسيقي به شكل خاص بومي درمي آيند.بدن در اختيار صوت قرار مي گيرد. در موسيقي نواحي جنوبي قسمت هاي بالايي بدن به حركات ريز و خرد به حركت درمي آيند. در موسيقي كردي كل بدن از جا كنده مي شود در جهت بالا و پايين به حركت درمي آيد و در نگاه كلي موسيقي ايراني در گروه و حركات دسته جمعي ديده مي شود. يعني اينكه پيوستگي نه تنها روح كه جسم را به همراه دارد و روح هاي بيشماري را به يگانگي مي خواند. آيا به اين انديشيده ايد كه دانش و حكمت ساخت سازهاي ايراني چگونه پديد آمده اند، از كجا مردم ايران پي برده اند كه با گذاشتن چند سوراخ بر روي ني، يك شاخه از يك گياه مي توانند به صوتي دست پيدا كنند كه به تمام روان آدمي تاثير بگذارد.
بر گرفتن وسيله موسيقي به سادگي يك ني از زمين و قرار دادن سوراخ هايي به تعداد عدد مقدسه ۷ در يك سو و تك سوراخي در سوي ديگر ني كامل كننده اعداد ۷ به ۸ بر روي ني چندان اتفاقي نيست و چرا از هر منطقه اي گويشي خاص، لباسي خاص، موسيقي خاص، رقصي خاص و هنري خاص برخاسته است؟ چرا تمام تاريخ ما هيچگاه از ياد نرفته است بلكه از صورتي ديگر تبديل گشته است؟ آيا تاريخ مجموعه اي از انرژي هاي پيدا و پنهان نيست و آيا تمام حركت زمين در پرده هاي پنهان رمزها قرار نگرفته است؟ پرده هايي كه شعر و ادبيات فارسي در آنها پنهان گشته و كلام را به روشني آشكار نمي نمايد، وزن و قافيه اند. اين وزن و قافيه علاوه بر اينكه موسيقي را به شعر حاصل مي كند معني روشن شعر را در پرده خود مي پوشاند و اين بدان علت نيست كه پيغام پنهان بماند بلكه بدان نيت است كه شنونده سطح آگاهي خود را تا جايي بالا بكشد كه در حد فهميدن معني هاي عميق تر براي كشف رمزهاي بالاتر گردد و بدين نگاه است كه عرفان در قالب شعر مستتر مي گردد و شعر در قالب قافيه و وزن در قالب زيبايي و تكرار. اينگونه است كه كلام به صراحت رمز نمي گشايد! اما آنان كه بايد، به دريافت ها مي رسند و ديگران را نيز آگاه مي كنند و پرده از پرده برمي دارند. اين پرده ها براي چيست؟
براي اينكه سطح شعور و آگاهي عمومي براي ديدن نور واقعي هنوز به پختگي نرسيده است و اين نور واقعي چيست؟
اين نور واقعي آن خداوندي است كه در قرآن از آن ياد شده است
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:50 توسط همايون
تاثير موسيقي
.(2.98x2.72).3140.gif)
برتر از هر هنری موسیقی است/ که فرید است و ندارد همتا نگذارد به دلی بار غمی / سبک و نرم بود همچو هوا هر سیستم موسیقی به منظور افزایش گنجینه فرهنگی خود می تواند با اتکا به ریشه ها و ارزش های خود و متناسب با نیازهای زمان، رشد و تکامل یابد. این تکامل باتوجه به نقشی که موسیقی به عهده دارد شامل ارزش هایی مانند نیازهای روحی، مذهبی، اخلاقی، ذهنی، روان تنی، عاشقانه، تفریحی، آئینی، فنی، حرفه ای، دفاعی و غیره است. به عنوان مثال نقش مذهبی موسیقی مانند نوحه خوانی، مرثیه خوانی، مداحی، تعزیه و قرائت قرآن کریم و سایر موارد مانند سماع و بزم درویشان، اصوات روحانی، با ریتم های مناسب وسیله باارزشی است که مجریان و شنوندگان را بیش از بیش به تعمق و تمرکز واداشته و آنها را به فضایی روحانی نزدیک می سازد، گوئی موسیقی غذائی است که هنرهای دیگر مانند ادبیات، سینما، نقاشی وغیره به منظور توان بخشی و توان یابی به آن نیاز دارند تا پیامشان گویاتر و نافذ تر شود . استفاده از موسیقی به هنگام کار، از زمان های قدیم یکی از ابتکارات بشر بمنظور جلوگیری از خستگی و بالا بردن میزان بازدهی بیشتر و همچنین ایجاد هماهنگی در تسریع آن بوده است. بهترین نمونه کشتی های رم قدیم است که پارو زنان آن برده بودند و با استفاده از ضربه های منظم طبل و ایجاد هماهنگی در حرکات پاروی آنان ، کشتی قدرت و سرعت بیشتری می یافت. همچنین آوازهای کارکه بوسیله بردگان سیاه آمریکا خوانده می شد و باعث سرگرمی و جلوگیری از خستگی آنان می شد . از طرفی چون موسیقی دارای ریتم منظم است کارگران با هماهنگی و سرعت یکسانی بکار خود ادامه می دادند. اخیراً به اثبات رسیده است که پخش موسیقی راندمان کار را برای کسانی که به کارهای دستی اشتغال دارند از سه تا شش درصد افزایش داده است . موسیقی زبانی است که از صداهای طبیعی موجود که اسیر سرپنجه سلیقه و ظرفیت پذیر بشر شده اند صحبت می کند . بیزارم از آن گوش که آواز نی اشنود / و اگاه نشد از خرد و دانش نائی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:40 توسط همايون
|
| |||
| |||
|
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، محمدرضا روحبخش چند روز پيش در حال سفر به يزد در اثر تصادف به اغما رفته است. | |||
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:36 توسط همايون
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:31 توسط همايون
به گزارش ايسنا، گفته ميشود سرگرداني كاربران مشتاق كه در خوششانسترين موقعيت، با صفحهي قديمي اطلاعيه مواجه شده، تا فردا مرتفع خواهد شد.
موسسه متصدي فروش و برگزاري كنسرت تاكنون دربارهي تغيير شيوهي فروش و مشكلات برقراري ارتباط با سايت فروش بليط كنسرت اظهارنظري نكرده است.
اين درحالي است كه برگزاركنندگان اعلام كرده بودند، به دليل بروز مشكلات در ارايه بليت كنسرتهاي گذشته محمدرضا شجريان، جنجال آفريني، پشت در ماندن عده زيادي از علاقمندان و...، ارايه بليط از شكل حضوري به شيوهي خريد اينترنتي تغيير كرده است.
قرار بود فروش بليط از ظهر روز دوشنبه ششم خرداد 1387، بدون رزرو آغاز و اقدامهاي لازم براي آن در دو بخش مقدمات خريد و خريد بليط انجام شود. اما اين تاريخ به دهم و پس از آن به يازدهم خرداد موكول شد و تاكنون اعلام رسمي مبني بر تغيير روش تهيه بليط مطرح نشده است.
برگزار كنندگان با اشاره و توجه به بار ترافيکي سنگين سايت اينترنتي، فروش بليط کنسرت را در دو مرحله رزرو و پرداخت اينترنتي تعريف و اعلام كردند در مرحله اول، پس از انتخاب و تاييد، بليطها رزرو شده و تا 72 ساعت فرصت پرداخت وجود دارد. در مرحله دوم سامانه فروش جهت کاهش بار براي هر فرد نوبت پرداختي مشخص ميکند تا بر اساس نوبت اعلام شده در منوي يا گزينه "بليطهاي رزروي" نسبت به پرداخت اقدام كنند. علاوه بر نوبت اعلامشده از ساعت 12 شب تا 7 صبح بدون محدوديت ميتوان نسبت به پرداخت اقدام کرد. کساني که به هر دليل تا ساعت 12 ظهر روز سهشنبه 14 خرداد موفق به پرداخت نشوند، رزرو بليط اين افراد باطل ميشود.
سيستم فروش اينترنتي کنسرت شجريان سال گذشته نيز مشکلاتي را براي مخاطبان مشتاق ايجاد كرد و سرانجام بليطها در مراكز فروش فروخته شدند.
كنسرت شجريان با گروه جوان شهناز - رودكي - روزهاي 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تيرماه 1387 در تالار بزرگ كشور - تهران - برگزار خواهد شد و بليط كنسرت يادشده با قيمتهاي 10 تا 35 هزار توماني بهفروش ميرسند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 8:36 توسط همايون
استاد شجریان در ایران نیستند

با درک کامل همه ی زحمات و سختی هایی که شما دوستان تحمل می کنید، دیدم عده ای سعی کرده اند انگشت اتهام را به سمت شخص استاد شجریان نشانه بروند، و با دلیل تراشی و از جمله این که مگر ایشان بت هستند و ما انسان نیستیم و ... ،شاید بد نباشد به همه ی شما یادآوری کردد که استاد شجریان در حال حاضر هفته هاست که اصلا در ایران نیستند و در ادامه ی تور کنسرتهای کانادا و آمریکای خودشان روز سوم ژوئن در هوستون کنسرت دیگری خواهند داشت.
عده ای گفته بودند که استاد شخصا معذرت خواهی کنند، عده ای گفتند که همه چیز مستقیما زیر نظر ایشان است و ... . تنها اشکالی که ممکن است بر استاد شجریان وارد باشد، سپردن کار به کسانی است که متاسفانه علی رغم تجربه ی پیشین، هنوز کاردان نشده اند. اما اگر فکر کرده اید استاد خودشان دقیقه به دقیقه در حال نظارت بر روند فروش بلیط هستند و خودشان تمام دستورها را صادر می کنند و خودشان اصرار کرده اند و دارند که با فلان بانک و بهمان شرکت قرارداد ببندیم و ... سخت در اشتباه هستید.
کمی منصف باشیم. ایرادات خود را به شرکت دل آواز و تیم برگزاری کنسرت آزادانه مطرح کنید . اما برگرداندن انگشت اتهام به سوی خود استاد شجریان و متهم کردن ایشان و تیر تیز انتقادها را به سمت ایشان نشانه رفتن، فکری سطحی و اوج بی انصافی و قضاوت عجولانه است.
آمار هر دقیقه ۶۰۰۰۰ بازدید به روشنی بیانگر ترافیک وحشتناک مشتاقان تهیه ی بلیط است.
خطاب به سایر دوستان هم عرض کنم که، چه می شود کرد وقتی مخاطبان شما و پیمانکاران شما دروغ می گویند؟ مشکلات سیستم بانکی بر گردن کیست؟ شما چاره ای جز این ندارید که به حرف های کارشناس بانک در زمان عقد قرارداد اعتماد کنید. شما شرایط و نیازهای خود و تعداد مراجعین را به بانک می گویید، و بانک هم تایید و تصدیق می کند که بله چشم، حتما مهیا می شویم، و شما هم قرارداد را می بندید. حال اگر در روز کنسرت دیدید که طرف شما زیر قولش زده است و اصلا مهیای چنین قراردادی نشده است، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ چرا هیچ کدام از ما از مسئولان بانک ها سوال نمی کنیم؟ و از سیستم پرداخت الکترونیک آن ها؟ قطعا آن ها توسط مسئولان کنسرت از تعداد احتمالی مراجعین آگاه بوده اند، آیا مطابق تعهد خود به فراهم آوری تجهیزات و بهسازی سیستم خود اقدام کرده اند؟
در پایان مجدداْ یادآوری میگردد که استاد در سوم ژوئن در هوستون کنسرت دارند و هم اکنون در آن سوی کره ی زمین هستند!!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:54 توسط همايون
|
|
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:28 توسط همايون

به اطلاع کلیه دوستداران گرامی می رسانیم فروش بلیط کنسرت استاد محمد رضا شجریان در ساعت 16:45 دقیقه به اتمام رسیده و آخرین بلیط سیستم رزرو گردید، خواهشمندیم در زمان تعین شده جهت پرداخت بهای بلیط به سایت مراجعه فرمایید.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:35 توسط همايون
| |||
|
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين جشنواره كه از 17 تا 20 جولاي مصادف با 28 تا 31 خرداد در زمينه هنرهاي تجسمي، تئاتر، موسيقي و سينما در شهر تورنتو كانادا برگزار خواهد شد، محمدرضا لطفي به همراه گروه همنوازان شيدا ،عباس كيارستمي، آيدين آغداشلو، غلامحسين نامي، نيلوفر بيضايي و ... حضور مييابند. | |||
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:29 توسط همايون
بلیط کنسرت کمتر از سه ساعت تماماُ بفروش رسید

فروش بلیط کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز از ساعت ۱۲ امروز به صورت اینترنتی آغاز شد و کمتر سه ساعت تمامی بلیط ها به فروش رفت . امسال با وجود پاره ای مشکلات بهتر سالهای قبل کار فروش بلیط انجام گرفت . ما که شانس آوردیم ۳ تا گرفتیم . شما رو نمیدونم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:10 توسط همايون
| |||
|
كنسرت استاد مسلم آواز كه هنوز در مرحله فروش بليت قرار دارد قبل از برگزاري تمديد ميشود.
| |||
|
زمان و روش فروش بلیط کنسرت تابستان 87
|
بهای بلیط و جانمایی در سالن
بهای بلیط کنسرت تابستان 87 استاد محمد رضا شجریان در
تالار بزرگ کشور به شرح زیر می باشد :

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:50 توسط همايون
بیوگرافی استاد شهرام ناظری
استادشهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی کردی و فارسی در سال ۱۳۲۸در كرمانشاه كوچه يخچال ودر خانواده اي اديب و فرهنگ دوست و اهل موسيقي متولد شد.
وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش در خانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر و مادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيفی داشت و از سبك قدما و خوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش را تحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثر موسيقي دانان كرمانشاه را با نت و موسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود از شاگردان درويش خان و كلنل وزيري بوده است.
پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشهها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد.
اين محيط مناسب هنري موجب میشود تا وي در سن ۹ سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي؛ از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد.
وي سپس در سن ۱۱ سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتر كردن درك موسيقي خود ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خان خراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن داشتهاند برقرار كرد.
وي همواره در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده است. در سال ۱۳۴۵ براي بهره گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي، نورعلي خان برومند، عبدالعلي وزيري، محمود كريمي و. .. مقيم تهران میشود و ضمن بهره گيري از محضر اين اساتيد سه تار را نیز نزد استادان احمد عبادي، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد.
شهرام ناظري به مدت يكسال در تبريز با نوازندگان و موسيقيدانان آن ديار مانند بيگجه خاني محمود فرنام قيطانچيان كه از شاگردان اقبال آذر بودند درزمينه موسيقي ايراني كار مي كند.
درسال ۱۳۵۴ بنابه پيشنهاد نورعلي برومند به استخدام راديو تلويزيون در مي آيد و اولين برنامه خود را با گروه شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي با مثنوي مولانا و ترانه اي از شيخ بهايي اجرا مي نمايد و پس از آن با گروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان همكاريش را ادامه مي دهد.
وي درسال ۱۳۵۵ درنخستين كنكور موسيقي سنتي ايران (باربد) مقام اول رابه دست مي آورد.
درسال ۱۳۵۶ همراه باگروه سماعي به سرپرستی اصغر بهاري و حسن ناهيد براي اجراي كنسرت در جشنواره توس انتخاب میشود.
و درسال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش كه خود از اعضاي اصلي آن بود در سخت ترين شرايط صداي موسيقي سنتي و اصيل ايران را به گوش مردم هنردوست كشور رساند.
شهرام ناظري از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پي گير و بي وقفه آلبومهای چاووش (۲) (۳) (۴) (۷) (۸) را با همكاري گروه چاووش، گروه شيدا و گروه عارف به سرپرستي محمد رضا لطفي، حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان، آلبوم مثنوي موسي و شبان را با همكاري جلال ذوالفنون و بهزاد فروهري، شعر و عرفان را با همكاري نوازندگان مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران و گروه مولانا به سرپرستي جليل عندليبي، آلبوم سخن عشق باهمكاري گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همكاري گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان تهيه كرد.
او در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعاليت خود کاست و به طرق مختلف مشغول تدريس موسيقي و رديف هاي آوازي به علاقه مندان گرديد .
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همكاري گروههاي موسيقي ايراني كارهاي زيبايي را به بازار موسيقي عرفاني و اصيل ايرانی عرضه ساخت كه از درخشان ترين اين آثار رامي توان : شور انگيز با همكاري استاد حسين عليزاده، گل صد برگ و آتش در نيستان با همكاري استاد جلال ذوالفنون ، كنسرت اساتيد با همكاري گروه استاد فرامرز پايور و بي قرار با همكاري گروه جليل عندليبي را نام برد. شهرام ناظري طي فعاليت هنري خود براي اجراي كنسرت هايي موسيقي اصيل ايراني و عرفاني سفرهاي بيشماري به كشورهاي آسيايي اروپايي و آمريكا داشته است و در فستيوال هاي جهاني نيز حضور به هم رسانيده است .
وي درسال هاي اخير باحضوري بيشتر در كنسرت هاي داخلي كه با همه زحمات و مشقات اجراي آنها به دليل كمبود امكانات و مشکلاتی که همواره در سال های پس از انقلاب اسلامی در ایران پیش روی هنرمندان و به ویژه اهالی موسیقی بوده است به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است. حضور او درجشنواره موسيقي فجردرسال ۱۳۸۰ به همراه فرزندش حافظ ناظري را شايد بتوان يكي از مهمترين وقايع در دوران اين جشنواره به حساب آورد چنان كه جايزه اول اين فستيوال به عنوان بهترين خواننده موسيقي اصیل ایرانی را نصيب او ساخت.
وی جايزه مخصوص هيئت داوران را نيز از جشنواره مهر دريافت داشته است. اما بدیهی است که چنین تقدیر و بزرگداشتهایی در این سطح هیچ گاه نخواهد توانست تقدیری شایسته از استادانی چون ناظری باشد. کسانی که با جهد خود موسیقی اصیل ایرانی را به قلههای امروزی رسانیده اند.
«شهرام ناظری» خوانندهی مشهور و محبوب ایرانی در سفری که مهرماه 1386 به فرانسه داشت، نشان «شوالیه ادب و هنر» (Chevalier des Arts et Lettres) را از سوی دولت فرانسه دریافت کرد. این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه است و پاسداشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژهای در اعتلای فرهنگ و هنر انجام میدهند. وي از طرف مجمع آسياسوشيتي به عنوان هنرمند برتر آسيا انتخاب و از طرف پارك كي وون دبير كل سازمان ملل متحد تقديرويژه شد.استاد همچنين در سال 1998 جايزه بهترين موسيقي عرفاني جهان را در مراكش كسب نمود.
فهرستی از آثار
-
مثنوی موسی و شبان - مثنوی مولانا جلال الدین بلخی - 1358
-
صدای سخن عشق (از صدای سخن عشق) - موسبقی عرفانی ایران - گروه نتبور شمس - سرپرست گروه: علی ناظری - 1358
-
بهاران آبیدر - شهرام ناظری بیژن کامکار - آهنگساز: هوشنگ کامکار -بهمن ماه 1364
-
باد صبا (باد صبا میآید) - جلال ذوالفنون
-
شعروعرفان (بنمای رخ) - سرپرست: جلیل عندلیبی - اجرا: گروه مولانا - مرداد 63
-
یادگار دوست - اثری از کامبیز روشن روان- به مناسبت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا جلال الدین محمد بلخی - ارکستر سمفونیک 1364
-
ساقی نامه و صوفی نامه ۱ (سوته دلان) - موسیقی: کامبیز روشن روان - 1367
-
ساقی نامه و صوفی نامه ۲ (نسیم صبحگاهی) - موسیقی: کامبیز روشن روان - 1367
-
نجوا - آهنگساز: حسن یوسف زمانی - گروه سلمک - پاییز 1363
-
بشنو از نی آهنگساز و سرپرست گروه: فریدون شهبازیان
-
سخن تازه -آهنگساز و سرپرست اجرا: مهدی آذرسینا -اجرا و ضلط در سال 1367
-
دیوان شمس -محمد رضا لطفی
-
لاله بهار - گروه عارف - سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان - 1365
-
شورانگیز - آهنگساز و سرپرست گروه: حسین علیزاده - گروه شیدا و عارف - تالار وحدت تابستان 1367
-
سروش پیروزی - گنجینه سروش -موسیقی دفاع مقدس - آهنگساز: جلیل عندلیبی محمدعلی کیانی نژاد - خواننده: محمد گلریز شهرام ناظری
-
درگلستانه -به مناسبت شصتمین سال تولد سهراب سپهری - آهنگساز: هوشنگ کامکار - زمستان 1366
-
زمستان - موسیقی: محمدرضا درویشی - سروده مهدی اخوان ثالث
-
کنسرت اساتید موسیقی ایران - سرپرست گروه: فرامرز پایور - پاییز 1368
-
گل صدبرگ - به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا - موسبقی عرفانی ایران - همنوازی سه تار - سرپرست گروه: جلال ذوالفنون - 1360
-
آتش در نیستان (آتشی در نیستان ) - همنوازی سه تار - سرپرست گروه: جلال ذوالفنون - سال انتشار 1367 - نوار و لوح فشرده این آلبوم کمی متفاوت است
-
20 سال با آثار پرویز مشکاتیان-شهرام ناظری- علیرضا افتخاری- علی رستمیان- حمیدرضا نوربخش- تابستان 82
-
چشم به راه - آهنگساز: عطا جنگوک - گروه شهرآشوب - اردیبشت 1370
-
کنسرتی دیگر (ساز و آواز) - داریوش طلایی - سال انتشار بهار 72
-
دل شیدا (اصفهان) - گروه اساتید موسیقی ایران - سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور - زمستان 1371
-
کیش مهر - تصنیف های ایرانی - آهنگساز و سرپرست گروه: جلیل عندلیبی
-
مهتاب رو (طرب مهتاب رو) - گروه نتبور شمس - سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
-
بی قرار - آهنگساز: جلیل عندلیبی
-
حیرانی - موسبقی عرفانی ایران - گروه نتبور شمس - سرپرست گروه و آهنگساز: کیخسرو پورناظری
-
لیلی و مجنون - موسبقی سنتی - گروه اساتید - سرپرست گروه: استاد فرامرز پایور - ضبط 1368
-
ساز نو آواز نو - گروه دستان - حمید متبسم - راست پنجگاه
-
کنسرت ۷۷ (98s Concert) -کامکارها شهرام ناظری- گرامیداشت یادروز حافظ- شیراز 20 مهر 1377
-
کنسرت کامکارها - مجموعه ورزشی انقلاب - مدیر هنری گروه و سرپرست: هوشنگ کامکار - تابستان 76
-
آواز اساطیر (شاهنامه کردی)-آهنگساز: علیرضا فیض بشی پور
-
سفر به دیگر سو (خط سوم) - یادواره شمس تبریزی - گروه دستان -عنوان خط سوم برگرفته از مقالات شمس و کتاب خط سوم نوشته دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی و سفر به دیگر سو نوشته کارلوس کاستاندا
-
غم زیبا - آهنگساز و سرپرست ارکستر: مسعود شناسا - بهار 82
-
لولیان - گروه دستان - آهنگ سازی و تنظیم قطعات: حمید متبسم
-
مولویه (شور رومی) - آهنگساز : حافظ ناطری 2007
- یکسری نوار به نام چاووش از شماره 1 تا 10 که در اکثر آنها همکاری دارد حتب اگر نخوانده باشد نقشی داشته است
-
چاوش ۲ - گروه شیدا - موسیقی: محمد رضا لطفی - خوانندگان: محمد رضا شجریان شهرام ناظری
-
چاوش ۳ - گروه شیدا - سرپرست گروه: حسین علیزاده
-
چاوش ۴ - گروه شیدا و عارف - موسبقی ملی ایران - کانون فرهنگی و هنری
-
چاوش ۷ - گروه شیدا و عارف - به مناسبت سالگرد انقالب - محمد رضا شجریان شهرام ناظری
-
چاوش ۸ (موسبقی اصیل ایرانی)- گروه شیدا - سرپرست: محمد رضا لطفی - کانون فرهنگی و هنری چاوش - شهرام ناظری سیما بینا
آثار منتشر شده تنها در اروپا:
-
نوروز (ایران کردستان) - سرپرست گروه: حسین علیزاده - اجرا 1990 آلمان - انتشار 1995- شرکت:World network
-
بیعت با مولوی (Homage to Molavi_Rumi): شهرام ناظری و گروه دستان - Through Eternity - Persian devotional music
آثار منتشر نشده:
-
مرکب خوانی - به علت عدم دریافت مجوز ضبط نشده
-
کنسرت افشاری - کاخ سعد آبلد - 21-23 شهریور 80 - آماده انتشار - تصویری
-
زاگرس - ناتمام
سایر آثار:
-
کنسرت افشاری ۶۲
-
نوار تمرین محمد رضا شجریان و شهرام ناظری - ماهور - اجرای خصوصی
-
نوار تمرین محمد رضا شجریان و شهرام ناظری - همایون - اجرای خصوصی
-
مناجات های ناظری - شامل 5 نوار که بعضا قبل از اذان از رادیو پخش میشود و فاقد موسیقی قابل توجهی میباشد
آثار تصویری:
-
سلیمانیه عراق - کردی
-
گل صدبرگ - کنسرت آمریکا
-
صدای سخن عشق - کنسرت لندن
-
آتش در نیستان
-
شورانگیز
-
برادران کامکار - مجموعه ورزشی انقلاب - تابستان 76
-
کنسرت ۷۷
برای اطلاع بیشتر از جزئیات آثار و شنیدن آنها کلیک کنید:
شهرام ناظری
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:35 توسط همايون
داروک کی می رسد باران؟

امسال سال کم بارانی را در پیش داریم . خالی از لطف نیست که آهنگ بی نظیر داروک را یک بار دیگر با هم گوش کنیم.
این شعر زیبا با صدای استاد محمدرضا شجریان و آهنگ استاد محمد رضا لطفی از آلبوم بت چین را گوش کنیم:
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه
گرچه می گویند: «می گریند در ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران»
قاصد روزان ابری داروگ، کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریکم، که ذره ای با آن نشاطی نیست.
و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم، دارد از خشکیش می ترکد
- چون دل یاران که در هجران یاران-
قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟
آهنگ را از اینجا دانلود کنید با حجم 2.8 مگابایت .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:13 توسط همايون
|
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:5 توسط همايون

هنرمندی جوان با سازی شیوا وپخته
سینا جهان آبادی(1354 تهران)
جهان آبادی ابتدا در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ویلن رازیر نظر داود گنجه ای فرا گرفت.سپس وارد هنرستان موسیقی شد و نوازندگی کمانچه را نزد کامران داروغه اغاز نمود و همزمان از تجربیات اردشیر کامکار بهره برد.کارشناسی را در دانشگاه سوره زیر نظر علی اکبر شکارچی به پایان رسانده و کارشناسی ارشد را در رشته ی نوازند گی ساز کمانچه از دانشگاه هنر اخذ نمود ه است.در خصوص ویلن کلاسیک از ارسلا ن کامکار و ابراهیم لطفی بهره برده و در زمینه اهنگسازی و تنظیم اهنگ نیز فعالیت دارد .وی همچنین از محضر حسن الهامیان-وارطان ساهاکیان-علیرضا مشایخی و حسین دهلوی نیز بهره ها برده است.
کنسرت آینده وی با استاد بزرگ موسیقی ایران زمین محمد رضا شجریان بدون تردید نقطه عطفی در فعالیت هنری ایشان است که باعث ترقی فوق العاده سریعش خواهد شد.
بشنوید همنوازی جهان آبادی را با همایون شجریان در قسمت آواز دریای دل آلبوم شوق دوست:
|
|
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:20 توسط همايون

دوستان احتمالا مطلع هستند که استاد رضا سقایی چندی است که در بیمارستان بستری است. و قطع یقین دلهای هنر دوست لرستانی نیز به خاطر کسالت استاد در تب و تاب است. متولیان هنر و هنردوستان رضا سقایی را دریابید. باشد که دعای و صفای باطن لرستانی ها و خرم آبادی ها در شفای این مروارید ثمین اقیانوس هنر لرستان کارگر افتد. به امید شفای سلطان آواز لرستان.
«تا اسم رضا می آید، رضا سقایی خواننده شهیر لر را می گویم که الان 30 روز است در بستر بیماری است، یاد بیشه ای گسترده می افتم که در آن اولین بار به شکلی غیر قابل باور صدای بی مهار رضا را که می رفت سر به آسمان بساید، شنیدم. حس می کردم همه ی درختها با او دم گرفته اند و گرنه حنجره آدمیزاد با حریم آسمان کاری ندارد، در مقام علیدوستی می خواند :
«چه خوَه سایه کَمَر ناله کَموتر
چه خوَه بازی بَکی وا زلفِ دختر»
رضا سقایی در سال 1318 در محله ی قدیمی پشت بازار شهرستان خرم آباد متولد شد. به علت شرایط ویژه در همان دوره ی ابتدایی درس و مشق را رها کرد و نهایتاً شد خیاط. در دهه ی 40 با آن صدایی که گفتم ترانه های «گنم خر» (خریدار گندم) و «کؤش طلا» (کفش طلا) را خواند و موسیقی لری را با شکوهی بی نظیر به عرصه ی ملی کشاند.
و اغراق نیست اگر بعضی ها می گویند که پیش از انقلاب، خرم آباد همواره برای غیر بومی ها با نام قلعه ی فلک الافلاک و صدای رضا سقایی تداعی می شده است.
اما اتفاق عظیم تر، برای شناسایی این موسیقی و توانایی حنجره استاد رضا سقایی زمانی به اوج رسید که در سال 56 موسیقیدان توانمند شادروان مجتبی میرزاده برای بازسازی هنرمندانه ی ترانه های«دالکه»، «تفنگ»، «زندگی»، «قدم خیر»، «دایه دایه»، «موتورچی» و ... به کمک سقایی آمد و کاری کارستان در موسیقی ایران اتفاق افتاد.
سقایی متأسفانه در سال 57 به علت عمل لوزه و محاسبات غلط پزشک جراح، آن حنجره و صوت اساطیری را به خاطره ها سپرد ولی گهگاه بی تابی او را وا می داشت در محافل دوستانه چیزی زمزمه کند که همین زمزمه های دلتنگی هم بر اثر بمباران شهر ازنا توسط هواپیمیای عراقی به ایلغار رفت.
نهایت اینکه سقایی در شب 19 اسفند سال گذشته در کرج دچار سکته ی مغزی می شود. 10 روز در بیمارستان شهید رجایی کرج تحت مراقبت است و بعد از آن به علت شرایط خاص خانوادگی توسط خواننده ی محبوب و معروف لرستانی «داریوش نظری» که در ضمن خواهرزاده استاد سقایی است با کمک دوستان عزیز شهرام کیمیایی و عزیز کلهر او را به بیمارستان عشایر خرم آباد انتقال می دهند .
امسال نیز مجدداْ حال وی نا مساعد میشود و به تهران منتقل میشود.
خلاصه اینکه صاحب آن ترانه های اعجاب انگیز، روح نواز و عاشقانه های لری اینک به سقف بیمارستان نگاه می کند و گویی نگاهش هم مثل صدای زیبایش می خواهد سقف بیمارستان را به آسمان بدوزد.
بیاییم به خاطر زمزمه های عاشقانه ای که او در جان ما انداخت برایش کاری بکنیم... ای که دستت می رسد کاری بکن.»
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:58 توسط همايون
گزارشی متفاوت از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان
شنبهشب، 16 فوریه 2008 ، همایون شجریان به همراه گروه دستان و در ادامهی تور کنسرتهای اروپا، اجرایی در آمستردام، در تأتر تروپن داشت که خالی از بحث نبود .
این کنسرت در دو بخش «دشتی» و «اصفهان» اجرا شد. برنامه بر خلاف بیشتر برنامههای ایرانی، بدون هیچگونه اعلام و صحبت (بهویژه برای غیر فارسیزبانان) آغاز شد و این برای همه جای پرسش و شگفتی داشت.
![]()
بخش نخست برنامه، در «دشتی»، از کارهای حمید متبسم و آوازهایی با تنظیم همایون تشکیل میشد. کنسرت با اجرای ترانهی« عاشقانه» از متبسم آغاز شد؛ کاری آشنا که پیش از این بارها از گروه «مضراب کوچک» شنیده شده بود؛ البته با اجرایی کاملأ مغایر!
برخی از حاضرین که این ترانه را شنیده بودند به گوششان آشنا بود اما متوجهي تفاوت اجرا نشدند و به همین دلیل می پرسیدندکه این ترانه؟... البته تنظیم آن برای گروهی به کاملی ِ دستان بسیار زیباتر، جذابتر و رساتر شده بود اما تفاوت اجرایی آن کاملأ مشهود بود. این بار، همایون با سبک آوازی «شجریانی» آن را خواند که به دور از سبک «متبسمی» است. اما صدای دلپذیر همایون از زیبایی آن نکاست و تنها از سبک آن دور شد. هرچند که این قطعه تا آخر نیز اجرا نشد و اوج آن که بخش زیبای کلامی آن است خوانده نشد.
![]()
در بخش «ساز و آواز» بده و بستان سازهای آوایی کوتاه، جذاب و زیبا بود. همچنان که در موسیقی اصیل ایرانی شنیدهایم، این بده و بستانها که بین یک ساز و آواز است، در اینجا همچنان ادامه می یافت به سازهای دیگر و مثلأ در جایی که تار و بربط به هم پاسخ می دادند، و کمانچه در زیر این پاسخ و پرسش شنیده می شد زیبا بود. معمولأ «دشتی»هایی که حمید متبسم تنظیم و اجرا می کند بوی خراسان را به سالن کنسرت میآورد و در این بخش هم همینطور در جریان بود. با توجه به کارهای اخیر او که از حال و هوای سنتی و « یک خطی» دور شده، این رنگ و بوی خراسانی حالی دیگر به کارهای دشتی آن شب بخشیده بود.
آواز در اینجا اما، با توجه به تفاوت زنگ صدای همایون از صدای پدر (محمد رضا شجریان) و با شنیدن رد پای سبک « شجریانی» همچنان حال مغایری داشت؛ هرچند که به نظر عوام همیشه او در قالب پدرش می خواند، در این اجرا همایون بیش از اوقات دیگر و به ویژه وقتی با پدر هم آوایی می کند، به سبک خودش نزدیک بود و رنگ « شجریانی» آن کمتر بود؛ البته تنها در بخش دشتی.
![]()
همایون شجریان
جای بسی امید که این روزها همه میکوشند صدا و کارشان رونوشتی از کار شجریان باشد و واژهی «سبک» برایشان محلی از اعراب ندارد، اما همایون که از ده سالگی تحت آموزش مستقیم پدر بوده، خوشبختانه نشان داد که می تواند خودش باشد. همایون در اجرای آواز به دور از کپیکاریهای متداول روز، اگر بخواهد می تواند نوعی دیگر بدرخشد و با گوشی کارشناسانه درمی یابیم که رنگ صدایش بسیار خوش طنین و دلنشین است، نوع صدادهی حنجره اش بسیار لطیف و تأثیر گزار، به شرطی که با حس خودش بخواند و خودش باشد. این نکته در آوازهای آن شب، در بسیاری جاها به ویژه در «دشتی» کاملأ محسوس بود.
در جواب آوازها ظرافت زیادی به کار میرفت، هرچند که جواب آواز تار با آواز هماهنگ نبود، یعنی منطبق با سبک اجرای آواز نبود، اما همکاری سازها وانتقال جواب آواز از سازی به ساز دیگر، همچنان زمینهای بودن ساز سوم از مهارت ویژهای برخوردار بود؛ به ویژه جایی که کمانچه صدای زمینهای بود برای پرسش و پاسخ تار و بربط، کمانچه صدایی صحرایی و رمیده داشت.
ترانه ی «غیژک کولی» ساختهی متبسم، در وزنی سنگین، زیبا و نه چندان ساده اجرا شد، انتخاب شعر و هماهنگی کلام با زاویههای آوایی تصنیف، نشانگر توانایی آهنگساز و چیرگی خواننده بر موسیقی و شعر بود.
قطعهی «مستانه» که بدون آواز اجرا میشد در وزنی حماسی ساخته شده و جایی که تنها صدای تار شنیده می شد، سبک ویژهی آهنگسازی واجرای متبسم بسیار پر رنگ بود. پنجه گرفتنهای روی کمانچه نیز که کاری نوست در این قطعه.
دونوازی سازهای کوبه ای که در ابتدا جذاب بود، به دلیل کش آمدن و یکنواختی از گوشنوازی به در شد و شنونده را از حال و هوای خاص شنیداری بیرون می کشید.
باز به ساز و آواز می رسیم که در اینجا جواب آوازها با تار است و باز دچار همان ناهماهنگی که همایون منطبق بر سنت می خواند و تار منطبق با سبک «متبسم». اما باز که به بده و بستان های سازها می رسیم، همان مهارت و ظرافت شنیده میشود.
ورود این بخش به آخرین قطعه که تصنیفی بسیار قوی از متبسم است به وسیلهی سازهای کوبهای صورت میگیرد که به خوبی از پس آن بر میآیند. تصنیف «زهی عشق» کاری منحصر به فرد است که بسیار جای مانور دارد اما با انتظاری که از همایون میرود، به گوش کارشناسانه، خالی از هر مانوری به پایان رسید و می توانست بهتر از این اجرا شود.
بخش دوم کنسرت به آثار سعید فرجپوری در مایهی اصفهان اختصاص داشت که در میانه سفری نیز به ابوعطا میکرد و باز به فضای اصفهان برمیگشت. آغاز آن با آواز اصفهان بود که دو چندان لطیفتر و قویتر از آواز دشتی بود. دلیل آن هم این بود که کارهای فرجپوری بیشتر با سبک سنتی انطباق دارند و تسلط همایون نیز در این مقوله بیشتر است، اما متأسفانه در این حوالی است که او از خودش دور می شود و بیشتر به صدای پدر نزدیک میشود و تنها وقتی که بم می خواند ما باز صدای خودش را می شنویم.
در این بخش به جز سازهای کوبهای از لحاظ صدادهی، شنونده به لحاظ ملودی و وزن به یاد کارهای «کارگاه چاووش» می افتد. حتی تار متبسم نیز در این بخش، از سبک خودش دور شده و کاملأ در قالب سنتی نواخته می شود. البته در بخش اصفهان صدای تار نیز بیشتر شنیده میشود.
بهنام سامانی مانند همیشه با دف مهارت خودش را نشان داده و با کنترل صدای دف به چیرگی او بیش از پیش اطمینان پیدا می کنیم.
جایی که فضا رنگ ابوعطا می گیرد، آواز بسیار زیبا می شود اما نه بینظیر که بسیار به صدای استاد شبیه میشود و تنها در القای حس است که میتوان به تفاوت همایون با پدر پی برد. تأثیر گذاری او بیش از پدر است، زمانی که او در جوانی ابوعطا می خواند.
تصنیف «اسرار عشق» علاوه بر اجرای خوب، از ملودی و وزنی غنی برخوردار است. البته درهمهی ضربیهای این بخش، رد پای موسیقی کردستان پیداست و معمولأ از فرجپوری کمتر، از این دست تأثیرات در کارهایش می شنویم و این نکتهی مثبت کار اوست.
بازگشت به اصفهان، با کمانچه بسیار نرم و سحرانه صورت می گیرد؛ و در انتها تصنیف «وطن» با شعری از سیاوش کسرایی اجرا می شود که با نوازندگی و خوانندگی بسیار خوب همهی گروه، رایحهی شاهنامه در فضای سالن می پیچد و همهی حاضران را تحت تأثیر قرار میدهد.
![]()
برای ترانهی درخواستی نیز مرغ سحر اجرا شد که دور از انتظار بود اما ظاهراً رضایت عامهی تماشاچیان جلب شد.
* * *
اما نسبت به کل کنسرت، واکنش تماشاچیان بسیار متناقض بود. برخی بسیار مشعوف بودند و برخی سرخورده! مشعوف از اینکه پسر جای پدر را گرفته است و شور و هیجان اجرا بسیار بود؛ و سرخورده از اینکه پسر هم که شد کپی برابر اصل پدر و یا در اجراها تعداد تصنیف ها زیاد بود و اجرای آواز کم و ....
درست نیست که همایون کپی پدر شود و یا هر خوانندهی دیگری کپی استادی دیگر. هر هنرمندی باید خودش باشد و سبک خودش را داشته باشد. همانطور که محمد رضا شجریان هم در سبک خودش میخواند و نه کپی طاهرزاده؛ اگرچه تحت تأثیر سبک اوست اما مانند او نمیخواند و در تاریخ موسیقی آوازی ایران به نام «صاحب سبک» ثبت شده است. امیدواریم که همایون شجریان هم به مرور سبک خودش را به دست آورده و او نیز در تاریخ، نامی اینچنینی برای آیندگان به جای بگذارد. دیر نباشد آن روز!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:32 توسط همايون
![]()
دشت
در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد،
در سرود نرم رود،
خون گرم زندگی جوشيده بود
نوشخند مهر آب،
آبشار آفتاب،
در صفای دشت من کوشيده بود
شبنم آن دشت از پاکيزگی
گويا خورشيد را نوشيده بود
روزگاران گشت و گشت
داغ بر دل دارم از اين سرگذشت…
ياد باد آن خوشنوا آواز دهقانان شاد،
ياد باد آن دلنشين آهنگ رود
ياد باد آن مهربانیهای باد،
ياد باد آن روزگاران ياد باد
دشت با اندوه تلخ خويش تنها مانده است
زان همه سرسبزی و شور و نشاط
سنگلاخی سرد بر جا مانده است
آسمان از ابر غم پوشيده است
چشمهسار لالهها خوشيده است
جای گندمهای سبز، جای دهقانان شاد،
خارهای جانگزا جوشيده است!
بانگ برمیدارم از دل:
خون چکيد از شاخ گل، باغ و بهاران را چه شد؟
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟
سرد و سنگين کوه میگويد جواب
خاک خون نوشيده است
دانلود كنيد : تصنيف " دشت " با صداي همايون شجريان
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:18 توسط همايون
|
شجریان و تکرار تجربه تلخ | |
|
نحوه فروش بلیت کنسرت استاد محمدرضا شجریان موجب گله مندی بسیاری از مخاطبان شده است. | |
|
هزاران نفر از متقاضیان شرکت در کنسرت استاد شجریان به علت سردرگمی برای تهیه و خرید بلیت اعتراض داشته واز نحوه فروش بلیت که به صورت اینترنتی اعلام شده است گله مندند. عده ای از مخاطبان معترض نداشتن دسترسی خود را به اینترنت بیان کرده و بعضی از آنها نیز با اعلام اینکه مشکلات فنی سایت ارائه دهنده بلیت مانع از خرید آنها شده است از رسانه ها خواسته اند تا مراتب نگرانی و سردرگمی خود را به اطلاع استاد شجریان برسانند. از سوی دیگر سایت مسئول فروش بلیت کنسرت اخیرا در اطلاعیه ای چنین نوشته است : "با پوزش مجدد از مشکلات پیش آمده، فروش بلیت کنسرت به روز شنبه یازدهم خرداد موکول شد، با توجه به آمار بسیار بالای ثبت نام کنندگان در سایت کنسرت و تماس های مکرر شما عزیزان، در صدد تمدید روزهای برگزاری کنسرت می باشیم که این مهم نیازمند به هماهنگی با سالن برگزاری و عوامل دیگر است، لطفا تا روز شنبه از تماس با شرکت دل آواز و تالار بزرگ کشور خودداری نموده و روز جمعه برای اطلاع از ساعت فروش به سایت مراجعه فرمایید. پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم." توجه به آمار بسیار بالای ثبت نام کنندگان در سایت کنسرت و تماس های مکرر شما عزیزان، در صدد تمدید روزهای برگزاری کنسرت می باشیم که این مهم نیازمند به هماهنگی با سالن برگزاری و عوامل دیگر است، لطفا تا روز شنبه از تماس با شرکت دل آواز و تالار بزرگ کشور خودداری نموده و روز جمعه برای اطلاع از ساعت فروش به سایت مراجعه فرمایید. پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم. |
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:4 توسط همايون
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي كنسرواتور تهران در اين مراسم كه روز گذشته از ساعت 17:30 الي 19:30 در سالن كنسرواتوار تهران برگزار شد فيلمي از استاد به نمايش درآمد و قطعاتي از وي توسط دانشجويان و يكي از اساتيد اجرا شد و فرزندان استاد هرمزي گوشههائي از خاطرات خود با پدر را براي حضار بازگو كردند كه مورد استقبال قرار گرفت.
يادي از استاد هرمزي | |||
استاد سعید هرمزی در سال 1276 خورشیدی در تهران، محله سنگلج (پارک شهر فعلی) دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم میرزاحسین خان ثقه السلطنه از مدیران و صاحب منصبان دوران قاجار و مادرش شاهزاده ملوک خانم بود که از معلمین خصوصی پیانو، زبان فرانسه و انگلیسی را آموزش دیده بود و با این هنرها آشنا بود. فرزندان هم کم و بیش در کنار مادر هنرمند و هنردوست علاقه ای به این هنرها پیدا کرده بودند.
یکی از فرزندان این خانواده به نام ابوالفتح نیز آموختن تار را پیش خود و سپس در محضر میرزا حسینقلی، استاد و نوازنده چیره دست تار و یکی از پیشگامان موسیقی ایرانی فراگرفت و به گفته برادرش تار را به زیبایی می نواخت. شنیدن صدای تار برادر، آنچنان تاثیری در دل برادر کوچکتر گذاشت که در خواست خرید تار و مشق در خدمت برادر را کرد.
پس از مدتی به خدمت استاد درویش خان که خود از بهترین شاگردان میرزاحسینقلی و صاحب ابداعات پیش درآمد یا رنگ ها در موسیقی ایرانی بود، رفت و با عشق و کار شبانه روزی موفق به آموختن ذخائر هنری استاد خویش، درویش شد و از استاد، تبرزین طلا را که درویش به بهترین شاگردان می داد گرفت.
سپس در سال 1307 در خیابان شاپور، کلاس مشق موسیقی دائر نمود و شاگردان زیادی داشت. پس از مدتی به علت کار در بانک سپه و انتقال به مشهد، کلاس تعطیل شد. اما استاد از پای ننشست و در مشهد به تعلیم شاگردانی پرداخت و به گفته خود وی، یکی از شاگردانش اندوخته های استاد را فراگرفته و به خوبی می نواخت.
پس از بازگشت از مشهد، در خلوت خود ساز میزد و مدتی هم نزد استاد حاج علی اکبرخان شهنازی فرزند خلف میرزاحسینقلی، رنگها و ضربیهای وی را فراگرفت و همچنین پیش درآمدها و تصنیف های موسی خان نی داوود و رکن الدین خان مختاری را که از نوازندگان و موسیقیدانان بزرگ بودند یاد گرفت و به زیبایی با شیوه خود می نواخت.
استاد به علت کسالت و عمل جراحی، وزن تار و صدای آن به گوششان سنگین می آمد و سه تار را برای نواختن ترجیح دادند.
در سال 1350 بنا به درخواست رادیو تلویزیون ملی ایران در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به تعلیم نوازندگانی که خود از فارغ التحصیلان رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودند و اکنون از اساتید موسیقی هستند، مشغول شدند. از آن جمله: آقایان لطفی، طلایی، علیزاده، جنگوک و خانم توفیق.
استاد به درخواست همین موسسه تمام دستگاههای ایرانی را توسط مرحوم کمالیان، که خود سه تار می ساخت و مدتی هم شاگرد استاد بود، ضبط نمود که در آرشیو حفظ و اشاعه موجود است.
متاسفانه هیچ یک از شاگردان نتوانستند سبک استاد را یاد گرفته و بنوازند، اگرچه تا حدودی نواختن سه تار مرحوم کمالیان شباهتی به استاد داشت.
مرحوم استاد هرمزی تمام اندوخته هایی را که از استادش فراگرفته بود به خوبی می نواخت. انگشت راست محکم و چپ روان و سریع داشت که با قدرت و سرعت و نرمی روی سه تار حرکت می کردند.
استاد با مرحوم استاد سلیمان امیر قاسمی که از اساتید بنام آواز موسیقی ایران بود، دوستی فراوان داشت و هر هفته یک بعد از ظهر در منزل استاد امیر قاسمی حضور پیدا می کرد و دمی را با هم به نواختن و آواز خواندن و یادآوری موسیقی می پرداختند و اینجانب هم افتخار همراهی را داشتم و درس آواز را با آنها تعلیم می گرفتم و نوازهایی را از ساز و آواز این دو استاد و اجرای خصوصی آنها در اختیار دارم.
از دوستداران مخلص ایشان مرحوم استاد شهریار، شاعر بزرگ زمانه بود که هر فرصتی در تهران پیدا میکرد به منزل استاد می رفت و از مجالست و شنیدن صدای ایشان لذت میبرد و شعری را هم در وصف استاد سرود. استاد هرمزی سرانجام پس از یک عمر تلاش و کوشش در راه اعتلای موسیقی اصیل ایرانی، پس از طی یک دوره مریضی طولانی در 9 مهر ماه 1355 در منزل کوچک شخصی خود در خیابان شاپور سابق دار فانی را وداع گفت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. روحش شاد.
سروده ای از استاد شهریار در وصف استاد سعید هرمزی:
ای جگر گوشه! کیست دمسازت
با جگر حرف میزند سازت
تار و پودم در اهتزاز آورد
سیم ساز ترانه پردازت
نازنینا! نیازمند توام
عمر اگر بود میکشم نازت
حیف، نای فرشتگانم نیست
که کنم ساز دل هم آوازت
شور فرهاد و عشوه شیرین
زنده کردی به شور و شهنازت
چشم من در پی تو خواهد بود
در کجا بینم ای پسر! بازت
گاهی از لطف سرافرازم کن
شکر سرو قد سرافرازت
شهریار! این نه شعر حافظ بود
که بسر زد هوای شیرازت
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 7:51 توسط همايون












































