X
تبلیغات
زنده در یاد
زنده در یاد
نكوداشت بزرگان هنر و ادب ايران زمين با نگاهي ويژه به جايگاه رفيع استاد شجريان
زنده در یاد
خانه | آرشيو | ايميل


من بنام کمترین بنده هنر و هنرمندان ، برگ سبزی را ارمغان تو ساختیم وبا دلی سوخته آنچه میدانستیم و میتوانستیم به پای تو ریختیم تو هم بیا و به گفته روانشاد حافظ شیرازی که میفرماید:«تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز » از خود برون شو و باگوش خداوندی به زمزم این درددل گوش کن چون با چنان گوشی از آوای خروس سحرگاهی هم پیام خدا را می شنوی که میفرماید:«سحرها با یاد خدا بیدار باش چون کاروان نیکبختی همیشه سحر بار میکند» اگر همه با هم چنین باشیم بی پرده می بینیم که چراگفته اند:

آسمان رشک برد بهر زمینی که درو

دو نفر یک دو نفس بهر خدا بنشینند


×××××××××××××××××

خاك پاي مردم ايران زمين
محمدرضا شجريان

امکانات و ابزارها



نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
به ياد پير دوتار
 

به ياد پير دوتار

حاج قربان سليماني

قربان سليماني معروف به حاج قربان پيشکسوت دوتار نواز ايران در سال 1299 در روستاي علي‌آباد قوچان به دنيا آمد.

او از کودکي به دو تار نوازي علاقه داشت و افتخارات زيادي در عرصه‌هاي داخلي وخارجي به دست آورد که کسب مقام اول جشنواره موسيقي ليون فرانسه، احراز مقام ستاره جشنواره اوينيون فرانسه، اجراي ده‌ها دوتار نوازي در کنسرت‌هاي موسيقي کشورهاي اروپايي، آسيايي و آمريکا از آن جمله است.

قربان سليماني در داخل کشور هم مقام‌هاي برتر جشنواره موسيقي فجر ايران بين سال‌هاي 69 تا 71 را به دست آورد و 12 دوره متوالي داور ثابت جشنواره‌هاي موسيقي مقامي کشور بود.

اين نوازنده چيره‌دست خراسانی از دست سيدمحمدخاتمی رييس جمهوری وقت نشان درجه 2 فرهنگ و هنر دولتی دريافت کرده بود.

قوت در پنجه و انگشت‌گذاري شفاف از جمله ويژگي‌هاي بارز حاج قربان سليماني بود.

حاج قربان درسال 1385 با اهداي دو تارش به پسرش عليرضا سليماني با موسيقي وداع کرد.

قربان سليماني استاد پيشكسوت موسيقي مقامي خراساني يكشنبه 30 دي 1386در سن 87 سالگي در قوچان دارفاني را وداع گفت.

خاطراتي از استاد

كنجشك ها هم ميگفتند حاجي بنواز

استاد می گفت:
هر بار لب بالکن می نشينم ودوتار می زنم ،گنجشکی می آيد و روی دسته ی سازم می نشيند ، من که می نوازم او هم می خواند و وقتی از ساز زدن باز می ايستم ، گنجشک خاموش می شود و نگاهم می کند که: بنواز !

 استاد حاج قربان درمورد آشنايي با استا دشجريان اينگونه ميفرمايد:

سال 69 يا 70 ، دهه فجر كه تمام شد، ما خواستيم بياييم قوچان، اون زمان شجريان را من نمي شناختم. پارك دانشجو برنامه داشتيم. برنامه ما ساعت شش و نيم بعد از ظهر اجرا مي شد. يك آقايي با پالتو و كلاه آمد با آقاي بياني. آقاي بياني گفت: ايشون رو مي شناسيد؟
گفتم نه !با تعجب پرسيد يعني تو شجريان رو نمي شناسي؟! گفتم اسمش رو شنيدم ولي خوب نديدمش كه.
شجريان گفت من داماد قوچاني ام،چه جوري من رو نمي شناسي؟ گفتم خوب من كه تمام قوچان رو نمي شناسم. شجريان آشنايي داد. آشناييتي كه بر مي گشت به 40 يا  50 سال پيش.من اون زمان حافظه ام خوب كار مي كرد. اين كتابهايي رو كه مي بينيد همه شون رو حفظ بودم. خلاصه، من شجريان رو شناختم و اون يك شب ما رو دعوت كرد به خانه شان. من مشورت كردم گفتن اون مي خواد آهنگهاتون رو ضبط كنه. منم گفتم خوب ضبط كنه، صداي من كم ميشه يا شعر من تمام ميشه؟
از اين جريان گذشت و ما آمديم، دهات. يك ماهي گذشت و روز 7 فروردين، زنمان گفت كه بيا خانه مهمان داريم. ما آمديم ديديم شجريان با عليرضا برادرش و دخترش مژگان و پسرش و چند نفر ديگه آمدند و «ياد ايام» رو از من ضبط كردند.
بعد شجريان كاست «ياد ايام» را داد و وقتي با او مصاحبه كردند، تنها گفت كه اين آهنگ از آن شمال خراسان است و نامي از قوچان و اينكه چه كسي آهنگ را به او داده، نبرد. بعد از يك سال عليرضا برادرش آمد خانه ما، صحبت از همين نوار «ياد ايام» شد. من گلايه كردم كه چرا شجريان در مصاحبه اشاره اي نكرده است كه آهنگ را از چه كسي گرفته است. بعد عليرضا رفته بود و به شجريان گفته بود. شجريان هم نام ما را در «شب، سكوت، كوير» آورد در حالي كه در آنجا من يك پنجه هم نزدم، پسرم زد. من و استاد حاج علي، فقط نشستيم و نگاه كرديم.

روحش شاد و يادش جاودان


[ ]
+
يادي از خنياگر سرزمين بلوطها


يادي از خنياگر سرزمين بلوطها

 

هنرمندانی كه با زبان نغمه منادی عشق بودند همیشه در خاطره ملت ها ماندگارند. مجتبی میرزاده هنرمندی از تبار عشق یك عمر با زبان پاك و بی آلایش موسیقی نغمه سرداد، از عشق گفت و از عاشق شدن نواخت و با آثاری كه خلق نمود یاد و خاطره خود را برای همیشه در میان مردم هنر دوست و مجامع هنری با افتخار به ثبت رسانید و اگر او را یكی از نوابغ گرانبهای موسیقی ایران بنامیم سخنی به گزاف نگفته ایم
كارنامه هنري ميرزاده همچون باغي پر گل است كه عطر ابتكار و نوآوري در جاي جاي آن تبلوري عيني دارد.تكنيك ها و شگردهاي منحصر به فردش در نوازندگي ويلن و تكنوازي هاي او در برنامه گل ها تا رهبري اركستر بزرگ راديو ايران، ساخت موسيقي متن بيش از 56 فيلم ايراني و خلق آثار بي بديع در موسيقي كردي ميرزاده را در جايگاهي رفيع در عالم موسيقي به عنوان يك چهره بين المللي قرارداد و از معدود هنرمنداني بود كه تمام زمينه هاي موسيقي را به خوبي تجربه كرده و به بهترين شكل اجرا و به منصه ظهور رسانيد.

 


آثار خلق شده او با صداي هنرمنداني همچون مرحوم حسن زيرك، مظهر خالقي، عزيز شاهرخ، تا اكبر گلپايگاني، شهرام ناظري، عليرضا افتخاري، پيام عزيزي و ده ها خواننده ديگر گواهي صادق بر اين ادعاست.استاد سيد مجتبي ميرزاده در نوازندگي اكثر سازهاي ايراني تسلط و مهارت خاصي داشت و به واقع خودش به تنهايي يك اركستر كاملي بود، و بايد گفت هنرمندي همچون ميرزاده در عرصه موسيقي كردي و ملي ايران هيچگاه تكرار نخواهد شد.
در مصاحبه هاي متعددي كه با آن هنرمند فقيد انجام دادم - و آخرين مصاحبه ام با ايشان چندي پيش در روزنامه كيهان به چاپ رسيد - از عالم موسيقي سخن ها گفت و شكوه و شكايت هاي مختلفي را از اوضاع و احوال اين هنر مطرح نمود و معتقد بود كه موسيقي در مسير اصلي خود دچار انحراف شده است، در اين ميان بايد اذعان داشت كه شأن و جايگاه والاي اين هنرمند برجسته توسط مسئولين دستگاههاي فرهنگي ناديده گرفته شد و در اين اواخر در كنج عزلت خود، بيشتر به تربيت شاگردان بسنده مي كرد.
ميرزاده كه متولد سال 1324 در شهر كرمانشاه است سواي نوازندگي ويلن و كمانچه كه صاحب سبكي مشخص و شناخته شده بود، بلكه آنچه كه در موسيقي امروز مشرق زمين از آن به عنوان بداهه نوازي ياد مي كنيم عيناً در شيوه نوازندگي او مشهود بود و به گفته اساتيد موسيقي آنچه كه در استوديو ها به صورت نت به وي مي دادند در ذهن هميشه خلاق او روح و جاني تازه به خود مي گرفت و به زيباترين شكل اجرا مي شد.
استاد سيد مجتبي ميرزاده در تنظيم آهنگ نيز منحصر به فرد بود، به شكلي كه اكثر آهنگسازان برجسته موسيقي، تنظيم آثار خود را به او مي سپردند، چرا كه در سازبندي و اركستراسيون سازهاي كلاسيك غربي و ايراني و محلي قريحه اي سرشار داشت و هارموني هاي موسيقي تنظيمي او در آثار محلي كاملاً حس و حال محلي را انتقال مي داد و در تنظيم آثار سنتي و پاپ هم شيوه اي منحصر به فرد داشت.
در يكي از روزهاي پاياني سال گذشته كه توفيق حضور در خدمت ايشان را در منزلشان داشتم از مظلوميت هنرمندان موسيقي كرد سخنان جالبي را مطرح مي كرد و مي گفت: متأسفانه اغلب هنرمندان كرد ناشناخته مانده اند و مرگ آنها هم بسيار اسفبار است، از مرحوم حسن زيرك تا حشمت ا... لرنژاد و منوچهر طاهرزاده و...
مجتبي ميرزاده از سال 1338 يعني در سن 14 سالگي رسماً وارد فعاليت جدي موسيقي شد و اولين همكاري او با اركسترهاي راديو كرمانشاه و سپس راديو تازه تأسيس سنندج بود.
در زمان مديريت استاد مظهر خالقي بر راديو تلويزيون كرمانشاه، با اين هنرمند آشنا شد و دوستي ديرينه ميرزاده و خالقي سبب خلق آثار ارزشمندي گرديد كه تا ابد بر تارك موسيقي كردي خواهد درخشيد و آثاري كه ميرزاده براي خالقي ساخته و تنظيم كرد و خصوصاً تكنوازي هاي او با صداي گرم خالقي زبانزد دوستداران موسيقي كردي است.
در يكي از مصاحبه ها مي گويد: (من شاگرد هيچ كس نبودم، در همان زمان كه ويلن خريدم 14 ساله بودم و معلمي در كرمانشاه جهت تدريس اين ساز وجود نداشت فقط شخصي بود كه شيوه درست گرفتن ويولن را برايم توضيح داد و گفت ماهي پانزده تومان شهريه مي گيرم و به تو آموزش مي دهم، من هم اين موضوع را به پدرم گفتم، كه شديداً عصباني شد و با يك چوب آنقدر مرا كتك زد و بعد ويلن را از من گرفت و مخفي كرد و گفت: ساز را خريدي حالا مي خواهي ماهي 15 تومان هم شهريه بدهي، خلاصه با پادرمياني و اصرار مادرم ساز را بعد از چند روز به من داد و در كل استاد من فقط كنجكاوي چشم و گوش من بود.)
همزمان با انقلاب اسلامي در سال 1357 به ساخت و تنظيم آهنگ هاي انقلابي پرداخت و همگام با شور و حركت مردم، با آنها همنوا شد و آهنگ هاي معروف و متعددي ساخته يا تنظيم نمود كه هر ساله در ايام دهه فجر از صدا و سيما مكرراً پخش مي شود. از جمله آنها »ديوچوبيرون رود فرشته درآيد، تواي طراح معمار و حرم برخيز، شهيد مطهر، به لاله درخون خفته و ...« كه در مجموع 200 آهنگ براي صدا و سيما ساخته يا تنظيم كرد.
زنده ياد استاد مجتبي ميرزاده بعد از انقلاب اسلامي همكاري وسيعي با گروه هاي مختلف موسيقي داشت و به جرأت مي توان گفت كه اكثر آثار منتشره موسيقي با همكاري و اهتمام او اجرا مي شد و كنسرت هاي متعددي را در سراسر ايران خصوصاً در مناطق كردنشين غرب و كشورهاي اروپايي و آمريكايي اجرا كرد.اين هنرمند فقيد با توجه به اينكه شاگرد هيچ كس نبود اما شاگردان متعددي داشت كه نه تنها در تهران بلكه هنرجوياني از شهرهاي رشت، كرمانشاه، اصفهان و ... هفته اي يك بار به تهران و منزل ايشان مي آمدند و از استاد ميرزاده مشق موسيقي مي گرفتند.
خودش در اين باره مي گفت: »به ياد دارم كه در همان دوران كودكي يا نوجواني چند بشقاب و كاسه را كنار هم مي چيدم و با قاشق روي انها مي زده و صدايي از آن بيرون مي آوردم، بعدها يك تخته چوبي روي آن را سيم مي كشيدم و براي شل و سفت كردن سيم ها سكه هاي 5 شاهي و ده شاهي و يك قراني زير سيم ها مي گذاشتم تا سفت شودو يك صدايي بدهد.«خصوصيات اخلاقي ميرزاده نيز منحصر به فرد بود، انساني شوخ طبع و گشاده روي كه در هنگام كار در اركسترها و يا در هنگام تدريس بسيار جدي و دقيق بود.و خلاصه پايان كتاب زندگي استاد مجتبي ميرزاده نابغه بزرگ موسيقي در روز يكشنبه 26 تيرماه جاري در منزلش واقع در خيابان ميرداماد تهران به وقوع پيوست.
استاد مجتبي ميرزاده با پرواز به سوي دوست گنجينه هنرناب موسيقي و خلاقيت ها و شگردها، خود را براي هميشه به خاك سپرد، و بايد گفت درگذشت اين هنرمند برجسته كرد ضايعه اي جبران ناپذير و اسفناك بر پيكر موسيقي كردي و سنتي ايران بود.قلب كسي كه ساعت ها خستگي ناپذير عمر خود را در استوديوهاي ضبط موسيقي سپري كرد و با دقت و حساسيتي بي بديل برگ هاي زريني به موسيقي افزود اينك براي هميشه از تپش ايستاد.
 روحش شاد و يادش گرامي
باد.



[ ]
+
موسیقی باد و باران و آب و آتش
 

               موسیقی با زبان باد و باران و آب و آتش

امروز از موسیقی ای خواهم گفت که در زمان شوروی ممنوع بود. از «تووا» می‌گویم که کشوری‌ست در سرزمین امروزی فدراسیون روسیه و پایتخت این کشور شهر «کیزیل» است.



کشور «تووا» در شمال با سیبری و در جنوب با مغولستان هم‌مرز است و زبان این مردم از گروه زبان‌های ترکی‌ست.

مشخصا از گروه «الش» خواهم گفت که سبک موسیقی متفاوت و غیرعادی دارد. به سبک آنها در فارسی «حنجره‌خوانی» و در انگلیسی «throat singing» می‌گویند.

گروه «الش» از نسل جوان خوانندگان این نوع سبک در «تووا» ست که مردمش با کمک این هنر باستانی، تلاش می‌کنند خود را زنده نگه دارند.





گروه «الش»

این نوع موسیقی همیشه با روح و دنیای غیر زمینی سر و کار داشته است. به همین دلیل نیز زمان حکومت شوروی ممنوع شد و خوانندگان این نوع موسیقی زندانی و فراری بودند.

اما حالا که مردم «تووا» به استقلال رسیده اند، موسیقی قدیمی و مردمی خود را دوباره زنده ساخته و به میدان آورده‌اند.

اما نسل کنونی به دلیل مخالفت‌های زیاد دولت شوروی با موسیقی سنتی محلی، بیشتر با موسیقی‌های دیگر سرزمین‌ها و همچنین موسیقی پاپ و مدرن آشنایی پیدا کرده‌اند و کمتر به این نوع موسیقی توجه می‌کنند.





سین کوارک، جوان آمریکایي هم حنجره خوانی می کند و هم برنامه ریز و ترجمان این گروه است، در سمت راست

اما گروه «الش» که همه شاگردان استادان بزرگ سبک حنجره‌خوانی در «تووا» هستند، به جز حنجره‌خوانی کار دیگری را دنبال نمی‌کنند و چنین به نظر می‌رسد که این روزها بازار گرم و شهرت گسترده‌ای کسب کرده‌اند.

در سرزمین «تووا» سال‌های دور، موسیقی جزء قدرت این مردم محسوب می‌شده و با کمک حنجره‌خوانی آنها در شکار، مبارزه با قدرت‌های بد و یا ارواح خبيسه موفق بوده‌اند.

در آن زمان، مردان محل جمع می‌شدند و حنجره‌‌خوانی می‌کردند تا شکارشان باثمر باشد، بیمارشان شفا یابد و یا حیوانات وحشی از حدود محل آنان دور شوند؛ درواقع حنجره‌خوانی اسلحه‌ای برای این مردم بوده است.





زن و مرد تووای با لباس محلی خود

وقتی فیلم‌های کوتاه کودکان از روزگار و زندگانی کودکان «تووا» و یا سیبری را می‌دیدم، یک دنیای دیگر مقابل چشمانم بود؛ دنیای پوشیده از برف و صداهای مشکوک.

دنیایی که گاهی گرگ می شد و آدم گرگ و یا کودکی به راحتی می‌توانست به پرنده‌ای تبدیل شود و پرواز کند و خواهر خود را که بر فراز کوه میان برف مانده، نجات دهد.

اما گاهی چنین فیلم‌هایی نیز بودند که مردم «تووا» و سیبری را به اشتراک به روزگار سوسیالیستی دعوت می‌کردند و به ساختن راه‌آهن. همه این‌ها باعث می‌شد مردم «تووا» و سیبری فرهنگ قدیمی و رسم و آیین‌های خود را از دست بدهند.

صدای گروه «الش» مرا به یاد آن روزگار می‌اندازد، اما شما که از آن فیلم‌ها کم دیده‌اید و یا شاید اصلا ندیده‌اید، باید حدس بزنم شاید یاد سفیدی برف و یا تاریکی جنگل پر از حیوانات می‌افتید و به قدرت صدای انسانی می‌اندیشید.

مردم «تووا» معتقدند انسان و حیوانات هم ریشه‌اند و قادر به درک زبان همدیگر هستند. آنها در کشوری به سر می‌برند که دوست خانوادگی‌شان خرس و گرگ و سگ‌های شکاری و تازی هستند.





پاستر فیلم «موسیقی بلوز چنگیزی»

آنهایی که با سگ و یا حیوانات دیگر آشنایی دارند خوب می‌دانند که سگ وفادارترین دوست انسان می‌تواند باشد. اما برای مردم «تووا» بز مقدس است و خرس و گرگ هم حیواناتی هستند مثل سگ.

اینها را می‌گویم که به منطق این موسیقی بیاندیشید وگرنه هیچ‌راه دیگری نیست که با گوش دادن به این نوع موسیقی از آن لذت ببرید.

گروه «الش» گاهی در اجراهای خود اسباب موسیقی محلی را نیز به کار می‌برد، اما گفته شده که استادان نسل قدیم که در این نوع موسیقی نام برآورده بودند بدون استفاده از اسباب موسیقی حنجره‌خوانی می‌کردند.

می گویند این نوع سبک موسیقی از قدیمی‌ترین موسیقی‌های دنیاست؛ یعنی مربوط به وقتی که انسان‌ها هنوز قبیله‌ای زندگی می‌کردند و هنوز زبانی برای گفت‌وگو نداشتند.

صداهایی که آنها از خود در می‌آوردند شبیه به صدای چیزی بود که می‌خواستند؛ مثل آب، باد، باران و همین‌طور صدای حیواناتی که باید شکار می‌کردند.

صدای پرنده‌ها در موسیقی و آواز دیگر مردم دنیا نیز به گوش می‌رسد، اما در حنجره خوانی‌های مردم «تووا» هنوز همان سبک قدیمی با جزئیات بیشتری باقی مانده و دلیل آن هم شاید شرایط زندگی یا جغرافیای این کشور باشد.

اولین‌بار وقتی فیلم «موسیقی بلوز چنگیزی» به صحنه آمد و تکه‌هایی از این سبک آوازخوانی در آن استفاده شد، جهانیان به این سبک آوازخوانی توجه بیشتری پیدا کردند و در واقع شناخته و معروف شد.





رودخانه «الش» در تووا

این فیلم که با انگلیسی به عنوان «Genghis Blues» سال 1999 به کارگردانی «راکا بیلیک» Roko Belic ساخته شد، کمکی بود که حنجره خوانی مردم «تووا» را در سطح بین‌المللی مطرح کرد و از آن زوایای بسته‌ای که زمان شوروی دور این نوع هنر قرار گرفته بود، فراتر رفت.

نام گروه «الش» اسم دریایی‌ست در «تووا». کشور «تووا» به چند صفت معروف است؛ بیشترین تعداد رودخانه، حنجره‌خوانی و تمبرهای پستی که همیشه عکس حیوانات و به خصوص عکس بز را نشر می‌کند.


[ ]
+
غمگسار

 

غمگسار

اولین بار که این آّهنگ رو گوش کردم تمام بدنم لرزید. یخ کردم. موهام سیخ شد. تنظیم خوب آهنگ زیبا و شعری بی همتا . واقعا اثر در تارو پود آدم نفوذ میکنه. صدای همایون هم صاف و زلال مثل همیشه.

 

چه غریب ما ندی ای دل نه غمی نه غمگساری

نــه بــه ا نـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار ا نـتــظــاری

غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد

کــه دگــر بــدیـن گــرا نـی نـتـوان کشیــد بــاری

سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته‌ ست

تــو بـکــش که تا نیفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاری

نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم

منـم آن درخـت پیـری که نـداشـت بـرگ و بـاری

                                                             

غمگسار

 


[ ]
+
موسیقی قوم لر
 

موسیقی قوم لر

موسیقى لرى از سرچشمه‌هاى موسیقى «ردیف» و ردیف‌نوازى است که بخش مهم آن از طریق کمانچه و کمانچه‌نوازى محلى در موسیقى رسمى ایران (ردیف) نیز تأثیر گذاشته است. موسیقى محلى لرستان چندان ناشناخته نیست؛ ولى برخلاف بسیارى از موسیقى‌هاى نواحى دیگر ایران، از حیث مقامات محدود است و معمولاً در «دستگاه ماهور» اجرا مى‌شود. موسیقى لرستان به چهار بخش : موسیقى کار، موسیقى مراسم، موسیقى عروسى و موسیقى ترانه‌هاى روز تقسیم شده است. ترانه‌هاى لرى با همهٔ‌ پیوندى که با ریشهٔ‌ زبان فارسى دارند، ‌براى همهٔ فارسى‌زبانان قابل فهم نیستند. این موسیقى، ‌از لحاظ اجرایى، ظریف و پیچیده است. غناى کلامى فراوان دارد و مهم‌تر از همه، ‌از روحیهٔ سلحشورى و حماسى برخوردار است. مهم‌ترین ترانه‌هایى که در استان لرستان خوانده مى‌شود عبارتند از : «شه‌نومه خوانی» (شاهنامه‌خوانی) که جزو موسیقى حماسى است و سخاوتمندى و سلحشورى را همراه با تاریخ پردرد بیان مى‌کند و معمولاً در «چهارگاه» اجرا مى‌شود. «بزمیری» که بیش‌تر براى تلف شدن حیوانات اهلى خوانده مى‌شود. هالوه گَنِم خَرِم، دوره دوره، ‌کَشکِلَه شیرازى خرم‌آبادى که قصهٔ‌ عشق و عاشقى و مهر و دوستى سادهٔ روستایى است که در هر منطقه به فراخور حال خود تا حدودى تغییراتى در آن داده‌‌اند. على دوستى یا على سونه در اصل اسم شخص بوده که بعدها به نام همان فرد معروف شده است. کشکله شیرازى گرمسیرى، کوکلاشیرى جو، ‌کوش طلا که بیش‌تر همسرایى زنان و مردان در غم از دست دادن یکى از نزدیکان است. بمیرم، میوله سیت بیارم، شیرین و خسرو و دایه‌ دایه که قصهٔ مبارزه‌ها و جنگ‌آورى‌ها و رشادت‌ها است که زبانزد همگان شده است. میرى، ‌قدم‌خیر، اى اى وى وى، ضرب سنگین سماع، ضرب سه‌پا و ضرب دوپا که براى مراسم رقص و عروسى است. سازهاى محلى لرستان عبارت‌اند از : کمانچه، ‌نى، سرنا، دهل، تنبک، دوزله و یک نوع ساز که مخصوص مراسم مذهبى فرقهٔ‌ اهل حق است و نام محلى آن «تمیره» است. ترانه‌ها و رقص‌هاى لرى بیش‌تر جنبهٔ‌ حماسى دارند و ترانه‌هایى که جنبهٔ تغزلى دارند، ‌کمتر متداول و معمول‌اند. رقص‌هاى بومى لرى نیز متنوع‌اند و به صورت گروهى اجرا مى‌شوند. برخى از این رقص‌ها با آهنگ ملایم و برخى دیگر با آهنگ تند انجام مى‌گیرند. در لرستان، ‌هنگام شادى و عروسى رقص‌هاى گروهى انجام مى‌گیرند. معمولاً چند تن از مردان که هر یک چوب‌هایى به دست دارند، ‌حرکاتى موزون و هماهنگ را با هم انجام مى‌دهند و زنان هم جدا از مردان، ‌با در دست داشتن دستمال‌هاى رنگى و جنباندن موزن آن‌ها در بالاى سرشان به صورت دایره‌وار، مى‌رقصند.
در سرزمین باستانی لرستان، قرن هاست که سه فرهنگ مختلف در کنار هم به حیات خود ادامه داده اند. فرهنگ « لری »، « لکی » و« بختیاری ». این سه قوم که هر کدام پشتوانه ای بسیار غنی از فرهنگ و تاریخ دارند، در حوزه های خاصی بر هم اثر گذاشته یا از یکدیگر تأثیر گرفته اند و با وجود همبستگی تاریخی و فرهنگی، هرکدام وجوه مستقل فرهنگی خویش را نیز دارا بوده اند.
در حوزه موسیقی، موسیقی بختیاری حریم خود را بیشتر حفظ کرده و عنصرهای خارج از فرهنگ خود را کمتر پذیرا شده است. البته گاه دیده می شود برخی ترانه ها که منشاء لری – و گاه لکی – داشته اند، در ایل بختیاری نیز رایج شده اند. در این زمینه می توان به آهنگ « دایه دایه » اشاره کرد. به جز آنچه گفتیم، تفاوت موسیقی و برخی آداب و رسوم میان بختیاری های لرستان و بختیاری های چهار محال و بختیاری و بویر احمد و کهکیلویه ثابت می کند که فرهنگ و موسیقی بختیاری نیز به سبب همسایگی با فرهنگ لری، طی قرن ها، تأثیرات مرئی و نامرئی بسیاری را پذیرا شده است. اما در یک نگاه کلی می توان چنین پنداشت که نفوذ فرهنگ بختیاری به مناطق همجوار بیش تر از نفوذ فرهنگ های لری و لکی به قلمرو فرهنگ بختیاری بوده است. « مرجنگه » و « شیر علی مردون » از جمله نغمه های بختیاری اند که مورد توجه لرها و لک ها نیز واقع شده اند. موسیقی لرستان از تنوع و پیشینه‌ای کهن برخوردار است. به علت روحیه سلحشوری، اشعار و سرودهای یشان بیشتر پیرامون مبارزات و مسایل اجتماعی است.
مردم لرستان اصولا“ براین باور هستند كه سرودخواندن دركارهای دسته جمعی باعث تقویت در كارشان می شود.
درهنگام برداشت محصول هم ریتمهای ویژه ای دارند مانند ( دوره دوره ). ندای موسیقی آنها از درونشان است بصورتی كه بسیار سوزناك است، بطوریكه براحتی شنونده با شنیدن آن پی به غم واندوه موجود درآن می برد وبا آن موسیقی هم آوا می شود.
نوازندگان و سرایندگان این سرزمین توشمالها هستند كه ازجایگاه ویژه ای برخوردارند.
▪ در لرستان نواهای گوناگونی وجود دارد :
- یاری و سحری نام دو آهنگی است كه ویژه سوگواری است و برای مراسم خاكسپاری مورد استفاده قرار می گیرد.
ـ آهنگ سواركاری كه ویژه سواركاران است و سرشار از هیجان می باشد.
ـ رارا، آهنگی است كه درسوگ فردی نواخته می شود كه همراه با رقص واشعار مور است.
ـ ( چمری ) یا ( چمریانه )، آهنگ عزایی است كه در مراسم سوگ زده می شود.
ـ تبرزكویی، این نوایی بهاری است كه درهنگام كوچ نواخته می شود.
ـ نواهای خدیوی و مال ژیری كه ویژه فصل پائیز وهنگام كوچ است.
ـ آوازهای شكارگری كه به صیادی مشهور ومعروف می باشد.
درمراسم سوگواری برای هرفردی بنابه ارزش و جایگاهش در آن قوم آوراز ویژه ای می خوانند چنانكه تفاوت زیادی میان اشعار سوگ كودكان وجوانان ناكام با مردان بزرگ قوم می باشد.


موسیقی‌های آوازی (کلامی) و موسیقی‌های سازی                                     


موسیقی آوازی لرستان


كنكاش در وقایع گذشته بر مردم لرستان و سیری در ژرفاژرف سرگذشت فرهنگی و تاریخی آن، در گرو بررسی موشكافانه در چهره‌های ناشناخته زندگانی نیاكان سخت‌كوش این مرز و بوم است.  
نیاكانی كه با طبیعت و سرشت گیتی، انس و الفتی ژرف و با پدیده‌های پیرامون خویش پیوندی ناگسستی داشتند و در برخورد با مشكلات، با تبیین پدیده‌های ناشناخته، تجلیات ذهنی را به گونه‌های مختلف بر پردهٔ زندگانی، نقشی آشكار و جاوید می‌زدند. هر چند بازشناسی بخشی از ویژگیهای زندگی این مردم، با بررسی آثار دست و اندیشه آنها كه در قالب عناصر مادی و مینوی تجلی یافته و به یادگار مانده‌اند، شدنی است، ولی گذرگاه ورود به ك‍ُنه زندگانی آنها و اشراف بر بسیاری از ویژگیهای ناشناخته زیست و زندگی این مردم دلیر، جز مطالعهٔ دقیق و همه جانبهٔ چند و چونیهای جلوه‌های گوناگون امروزی نخواهد بود.
با وجود اینكه با مطالعه و معرفی آثار فرهنگ مادی و معنوی هر جامعه و پژوهش علمی در همین گذرگاه سخت و دقیق می‌توان به این جهان ناشناخته راه یافت، ولی بررسی فرهنگ‌ عامه مرز و بوم لرستان و پرداختن به همه عناصر فرهنگی آن شدنی نیست، اما با هدف نمایش گوشه‌هایی از تبلور فرهنگ عامه مردمان خردمند این مرز و بوم و ترغیب بیشتر پژوهشگران مشتاق به دریای بیكران فرهنگ موسیقایی، روزنه‌هایی از این تصویر توصیف‌ناپذیر را می‌گشاییم.
آوازهای بدون ریتم یا با متر آزاد
علی سونه (علی دوستی)
به طور كلی همان‌گونه كه از این عنوان پیداست، آوازهای لری كه گاهی نام مقام نیز می‌گیرند، بدون ریتم هستند و با متر آزاد اجرا می‌شوند. متداول‌ترین این آوازها، كه نقش بسیار مهمی را در این موسیقی ایفا می‌كنند، علی‌سونه است كه توسط مردان، به شیوهٔ تكی یا گاه به صورت مكالمات چهار یا پنج نفری (به حالت سؤال و جواب) همراه با كمانچه كه ساز ویژهٔ موسیقی لری است، اجرا می‌شود.
این آواز، گاه در دلتنگی، گاه در اوقات فراغت، در حال كار، در شادمانی و سور، گاهی به انگیزه تهی كردن درون از فشارهای روحی و شكوه و شكایت از جور روزگار، پند و اندرز و گاه در جلوه غم عشق، از حنجرهٔ توانایان این شیوه و با دست و پنجهٔ نوازندگان زبردست خوانده و نواخته می‌شود. مضامین اشعار آن با گویش لری و در قالب تك‌بیتهایی كه با حال و هوای آن موسیقی یگانگی دارد، گوش نیوشندگان راستین آن را می‌نوازد. برخی اوقات نوازندگان، این مقام را بدون آواز و با ساز تنها، به عنوان مقدمه‌ای برای خواندن ترانه‌ها، قطعات ضربی و رقص اجرا می‌كنند. در بیان قدمت این آواز همین بس كه آن را اصیل‌ترین، محبوب‌ترین، رایج‌ترین و مردم‌آشناترین نوای كهن می‌شناسند. برخی از اشعار این آواز عبارت‌اند از:
بار كنیت تا بار كنیم دی ملك دلگیر
تو دِ غصه مه د حسرت هر دك پبیم پیر
رخت بر بند تا رخت بربندم از این سرای دلگیركه تو از غصه و من از حسرت، هر دو با هم پیر شده‌ایم.
پیركه بیم كوركه بیم دو تا دو تامه
موز بره دگزم منسم پایامه
پیر و كور گشتم و پشتم خمیده شد،
عصا در دستم گویی پاهای من است.
عزیزبکی و میرنوروزی (عزیزبیگی و میرنوروزی)
این دو گونهٔ آوازی نیز همچون آواز علی‌سونه همراه با كمانچه و توسط مردان خوانده می‌شود. نام این آوازها منسوب به دو شاعر هنرمند و توانای لر زبان، عزیزبیگ و میرنوروز هستند. در فرم اجرای این آوازها كه بنا به ذوق و اندیشه این دو شاعر، آفریده شده‌اند، از اشعار ایشان استفاده می‌شود.
این دو آواز شاخه‌هایی از آواز علی‌سونه هستند كه نه حالت مویه را دارند و نه به صورت خاص، علی‌سونه محسوب می‌شوند و همین نكته نشانهٔ قدمت دیرینهٔ علی‌سونه و بنیادی بودن این مقام در آوازهای محلی لری است.
نمونه آواز عزیزبكی:
درد دل یا می‌كشم تا می‌كنم پیر
یا مورم دو قورس‌ُ یا وطن دیر
درد دل یا می‌كشد مرا یا پیرم می‌كند،
یا به گورستان و یا به وطنی دور می‌برد مرا.
نمونهٔ آواز میرنوروزی:
گردش چرخ فلك نی و مرادم
شادی رت د خاطرم غم من و یادم
گردش روزگار به كامم نیست،
شادی از خاطرم رفت و غم به یادم مانده است.
ساری خونی (ساریه خوانی)
از دیدگاه اهمیت آوازها در لرستان، ساری‌خونی با شهرتی تقریباً هم‌ردهٔ علی‌سونه، از حال و هوایی ویژه برخوردار است. غم و حزن مشهود در این آواز بارزترین ویژگی نهفته در آن است. ساری‌خونی عمدتاً به مویه نزدیك‌تر است و این غم‌انگیزی و حزن‌آلودی، گاه تا بدانجاست كه در مراسم سوگ نیز از آن استفاده می‌شود. این آواز را مردان به همراهی كمانچه می‌خوانند و با اشعاری به گویش لری، فضای حزن‌انگیز موسیقی آن را غمی دو چندان می‌بخشند.
آسمو اوری گرت تیره و تیره
كی دیه كرو بواَ وایك بمیره؟
آسمان را ابری تیره فرا گرفته است.
كه دیده است پدر و پسر با هم بمیرند؟
ای دله سی دیلرو هه می‌زنی زار
یه تونو به دیلرویه دینه یار
ای دل از هجر دهلران (كه یارت در آنجاست) پیوسته در زاری و ناله‌ای.
این هم تو و دهلران و دیدن یار.


انواع موسیقی آوازی
آواهای کار
برزگری ,خرمنکوبی (گاهوله)، شیردوشی (گا دوشی)، مشک زنی، برنج کوبی
آواهای شادمانه
سیت بیارم، بینا بینا، سوزه سوزه، بزران بزران، هی لُو هی لُو
آواهای عاشقانه
کشکله شیرازی، کوش طلا، گنِم خر، قدم خیر، اَی اَی، آفری قمرتاج، آواهای عاشقانه، کیودار، کلنجه زرد، ماله ژیر، بزران بزران، شیرین و شامیرزا، هاریلُو
کلام‌های دینی
کلام‌های یارسان، چل سرو
مویه‌ها
سرلشونه، مور، ساری خوانی، هوره -ژَن چِر-، گورانی
آواهای دلتنکی و غریبی
علیدوستی، عزیز بگی، هوره«کو چر» و «سوار چر»
آواهای حماسی
شیرین و خسرو، شاهنامه خوانی لری ولکی، قی دادُوا، حماسه کرمی، دایه دایه
آواهای طنز
ماس فروش، هورم هورم، هی را سی سله، دُز ناشی
آواهای هجو
لالایی ها
موسیقی سازی
سازهای لری
سرنا، دهل، کمانچه (تال)، تنبک (تمک)، تنبور. دوزله، بلور
مقام‌های شادی – عروسی
رقص (سنگین سما، دوپا، سه پا، شانه شکی، اشکاری. چو بازی. سوارونه)
انوع ساز (سرنا، دهل، تنبک و کمانچه)
رقص و آواز (بینا بینا، کیودار، کلنجه زرد. هی لُو هی لُو. بزران)
مقام‌های سوگواری:
نوع ساز (دهل، سرنا)
پاکتلی، چمری سحری، شیونی، یاری (یاره هو)
مقام‌های عاشقانه و دلتنگی :
کمانچه، تنبک
قدم خیر، کشکله شیرازی (دو گونه: گرمسیری و خرم آبادی)، علیسونه


ترانه های محلی اولین پایه تجربه موسیقی هر کشور به شمار می روند. غم و شادی، سور و سوگ، کار و فراغت و.... در بازتاب این آینه از ارزش خاصی برخوردارند. به دیگر سخن سرمایه اصلی موسیقی یک کشور نغمه های بومی و فولکلور آن کشور است.
شاید پیشینه ی هنرهایی چون رقص و موسیقی به تمدنهای نخستین بشری بازگردد، آن هنگام که مردان و زنان نخستین به شکرانه ی شکار به پایکوبی و رقص می پرداختند.
پیشینه ی موسیقی نیز در سرزمین کهن لرستان به هزارن سال قبل و به تمدنهای کهن چون کاسیان بازمی گردد؛ سفالینه هایی از هزاره ی چهارم قبل از میلاد، ابزار و ادوات مفرغین و... انسانهایی را در حال رقص و پای کوبی نشان داده اند.
شایان ذکر است که جای دارد پیشینه ی موسیقی دیار کهن لرستان، با تحقیقات و پژوهشهایی بسیار معرفی گردد همچنان که کارهایی ارزشمند نیز صورت گرفته است، غرض حقیر بیشتر فتح بابی برای دوستان هنر دوست است.
موسیقی در لرستان از دیرباز از اهمیت و نقش به سزایی برخوردار بوده است و در جای جای زندگی مردمان این دیار حضوری پررنگ داشته است، غم و شادی، سور و سوگ، کار و فراغت و مردم لرستان از دیرباز با موسیقی انس و الفت خاصی داشته اند. موسیقی لرستان به دلیل محدودیت جغرافیایی این خطه و محصور بودن آن درمیان کوههای سر به آسمان ساییده زاگرس و عدم هم مرزی این سرزمین با کشورهای بیگانه نسبت به موسیقی سایر مناطق کشور بکرتر ودست نخورده تر مانده است.
سازهای متداول در لرستان سه گروه اند:


سازهای زهی ( کمانچه و تنبور)
سازهای بادی ( سرنا و دوزله)
سازهای ضربی ( دهل و تنبک )


موسیقی لری را می توان به انواع زیر تقسیم کرد:


موسیقی شادیانه: در مراسم شادمانی نواخته می شود و گاه با رقص و آواز همراه است
موسیقی عزا: در مراسم عزاداری اجرا می گردد و اجزای آن عبارت است از« سحری (اعلام مرگ کسی)»، « چمریانه »، «هرا» و مویه ها نیز که در رثای از دست دادن عزیزان خوانده می گردد و بدون همراهی ساز است از این نوع به شمار می رود
موسیقی «کار»: 
موسیقی کار در فعالیت های جمعی مختلفی چون لایروبی جوی ها، برنج کوبی، درو، خرمن کوبی، حصیر بافی، مشک زنی، چیدن پشم، دوشیدن دام ها، حمل پشته های هیزم و... کاربرد داشته است. اجرای این آوازها از یک سو برای تحمل کارهای طاقت فرسا و سنگین و از سوی دیگر، برای سرعت بخشیدن به آهنگ کار و هماهنگی میان انجام دهندگان کار بوده است.
موسیقی آوازی : شیوه های آوازی در لرستان بدین شرح است:
میرنوروزی که آوازهای عاشقانه می باشد. عزیزبک خوانی، ساری خوانی، شاهنامه، نظامی خوانی، هوره و مویه ازدیگر انواع آوازهای لرستان است.
موسیقی اهل حق : نوعی موسیقی عرفانی است که توسط اهل حق لرستان اجرا می شود.
موسیقی خبر رسان : نوعی موسیقی است که به وسیله آن پیامهای مورد نظر به دیگران اعلام می شود مانند موسیقی سحری ( اعلام مرگ کسی ) و موسیقی تولد و جنگ و... شایان ذکر است که موسیقی لرستان همواره دارای جنبه ای اجتماعی وسیاسی بوده است. و همواره رنج و غم وستمهایی که بر مردمان این دیار تحمیل شده است در صدای هنرمندان این دیارپدیدار بوده است



اگر بخواهیم از کوشندگان موسیقی دیار لرستان یادی بنمائیم باید از هنرمندان گمنامی چون میرنوروز، علیدوست، عزیزبگ و.... صدها عزیز گمنام دیگری که با تمام وجود در این راه گام برداشته اند بیاغازیم، لیک نام تنی چند از عزیزانی را که برای این اعتلای این هنر کوشیده اند، در این مقال می آوریم: (به ترتیب حروف الفبا سیف الدین آشتیانی، مجید احمدی، بهمن اسکینی، شکراله الماسی، زنده یاد امامقلی امامی، حمید ایزدپناه، رمضان پرورده، زنده یاد غلام جمشیدی، زنده یاد علیرضا حسین خانی، زنده یاد سبزعلی درویشیان، زنده یاد حشمت اله رشیدی، حشمت اله رجب زاده، ایرج رحمانپور، حسین سالم، زنده یاد همتعلی سالم، رضا سقایی، فرشاد سیفی، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، زنده یاد پیرولی کریمی، زنده یاد شاهمیرزا مرادی، محمد میرزاوندی، زنده یاد نجفعلی میرزایی، داریوش نظری، رحم خدا نوری شاد و....
با توجه به اینکه رقص نیز در لرستان از پیشینه ای کهن برخوردار است، جا دارد مختصر اشاره ایی نیز به این موضوع داشته باشیم، گفتنی است که در لرستان از واژه ی رقص استفاده نمی گردد و معمولاً از واژه هایی چون «باخته»، «بازی»، «دَس گِرِتِه» استفاده می گردد؛ چونان که حکیم توس بازی «کراد» خواهر بهرام چوبین نزد خسرو پرویز را اینگونه هنرمندانه به نظم درآورده است:
بزرگان به بازی به باغ آمدند  همه میش و آهو به راغ آمدند
فرد رقصنده را نیز «بازِنَه» می گویند؛ شایان ذکر است که لفظ رقص و رقاص در بین لران کاربردی ندارد و گاه نیز موهن قلمداد می گردد.
رقصها در لرستان عموماً چهره آیینی و فرهنگی به خود گرفته اند. و همواره با حضور مردان وزنان لر صورت گرفته است. وشامل انواع گوناگونی چون: دوپا، سه پا، شانه شَکی، سنی سما و، سوار هو، اوشاری و... است.


[ ]
+
موسیقی امواج

 

                                                        موسیقی امواج

در ساحل Zadar در کرواسي ابزار موسيقي عجيبي وجود دارد که نوازنده اش کسي نيست جز امواج دريا! این اولين ارگ دنياست که به وسيله دريا نواخته ميشود. لوله هاي اين ارگ در زير پلکان بتوني قرار گرفته است. امواج با برخورد به اين لوله ها و دميدن هوا به انها اصوات تصادفي ولي هارمونيکي ايجاد ميکنند. صداي اين امواج بسته به شدت و سرعت و بزرگي اونها نت هاي متفاوتي رو ايجاد مي نماید.

          

         

 این موسيقي اعجاب انگيز رو از اينجا بشنويد.


[ ]
+
دومين نمايشگاه تلفيق خوشنويسي و موسيقي برپا مي‌‌شود

 

دومين نمايشگاه تلفيق خوشنويسي و موسيقي برپا مي‌‌شود

 

 دومين نمايشگاه تلفيق «خوشنويسي و موسيقي» شامل جديدترين آثار خوشنويسي اسرافيل شيرچي زمستان امسال در خانه هنرمندان ايران برپا مي‌شود.
در اين نمايشگاه حدود 70 تابلو خوشنويسي نستعليق و شكسته نستعليق به نمايش گذاشته مي‌شود كه در كنار آن برنامه‌هاي موسيقي شامل تك‌نوازي، دونوازي و يا گروه نوازي نيز اجرا خواهد شد.
در دومين نمايشگاه تلفيق دو هنر «خوشنويسي و موسيقي» از نظرات كارشناسان و صاحب‌نظران در خصوص تلفيق اين دو هنر در قالب ميزگرد، سخنراني و مقاله استفاده خواهد شد.
اين نمايشگاه روز جمعه 25 بهمن گشايش خواهد يافت و تا يكم اسفندماه ادامه خواهد داشت.
اسرافيل شيرچي به همراه فاضل جمشيدي مدير هنري اين نمايشگاه تاكنون نمايشگاه‌هاي بسياري را در داخل و خارج ازكشور در زمينه تلفيق دو هنر خوشنوسي و موسيقي و بررسي نقاط تقاطع اين دو هنر برگزار كرده‌اند.


[ ]
+
اركستر ملي كرمان و اصفهان كنسرت مي‌دهند

 

اركستر ملي كرمان و اصفهان كنسرت مي‌دهند

 

كيوان ساكت در بيست و دومين جشنواره موسيقي فجر

كيوان ساكت رهبر اين اركسترها گفت:اركستر ملي كرمان با حمايت حوزه هنري كرمان به رياست آقاي سالاري تشكيل شد و پس از آن تمريناني را با اين اركستر آغاز كرديم كه به دنبال آن كنسرتي را طي روزهاي 30 و 31 خرداد و 1 تير در كرمان برگزار خواهيم كرد.
وي افزود: در اين اجرا اركستر كرمان در دو بخش سازي و آوازي به اجراي قطعاتي از ساخته‌هاي من خواهد پرداخت كه در قسمت سازي آقاي كربلايي به عنوان خواننده اركستر را همراهي خواهد كرد.
اين آهنگساز ادامه داد:كنسرت بعدي من با اركستر اصفهان خواهد بود كه 4 تا 9 تير در دو شهر قائن و بيرجند به روي صحنه مي‌رويم.قطعات اجرايي اين كنسرت نيز سازي و آوازي خواهد بود كه سعيد لاري خوانندگي بخش سازي را بر عهده خواهد داشت.
ساكت با اشاره به آلبوم جديد خود كه با اركستر اصفهان ضبط كرده،اظهار داشت:هم اكنون آلبوم جديدي را با اركستر اصفهان به خوانندگي سعيد لاري ضبط كرده‌ام كه در مرحله گرفتن مجوز قرار دارد.
اين آهنگساز بيان داشت: آلبوم ديگري را با صداي لاري و به صورت مشترك با اركستر سمفونيك تهران و اركستر ملي اصفهان ضبط كرده‌ام كه شامل 8 قطعه سازي و آوازي است.
وي گفت:فكر مي‌كنم اين آلبوم حركت نويي در زمينه آهنگسازي و نگاه جديدي به موسيقي ملي ايران باشد.


[ ]
+
«عليرضا قرباني» در تهران مي‌خواند

عليرضا قرباني خواننده

 

 

«عليرضا قرباني» به همراه گروه اشتياق در تهران كنسرت‌هايي را برگزار مي‌كند.

 

اين كنسرت توسط گروه اشتياق به خوانندگي قرباني در تهران به مدت چند روز برگزار خواهد شد اما هنوز زمان و مكان دقيق اين كنسرت مشخص نشده است.
گروه در حال حاضر رايزني هاي خود را براي زمان و مكان اين كنسرت انجام مي‌دهد كه بدون تداخل با برنامه موسيقي ديگري برگزار شود.
قرباني در حال حاضر خود را براي اين اجرا و كنسرت با اركستر موسيقي ملي آماده مي‌كند اما كنسرت مستقل او با گروهش قبل از اجرا با اركستر ملي خواهد بود.
گروه اشتياق توسط عليرضا قرباني با حضور نوازندگاني چون حميد رضا خبازي و علي قمصري:تار،اسحاق چگيني:ني،سامان صميمي:كمانچه،رشيد كاكاوند: تنبك و سازهاي كوبه‌اي تشكيل و در طول يك سال گذشته كنسرت‌هايي را در خارج از كشور برگزار كرده است.


[ ]
+
اسامي نامزدهاي انتخابات خانه موسيقي

 

اسامي نامزدهاي انتخابات خانه موسيقي اعلام شد

اسامي نامزدهاي كانون‌هاي خانه موسيقي براي انتخابات هيئت مديره اعلام شد.

انتخابات كانون‌هاي خانه موسيقي در اين ماه انجام خواهد شد بر اين اساس هر كدام از اعضاي خانه موسيقي در هر كانون نامزدي خود را براي انتخابات اعلام كردند به طوري كه هنرمنداني چون رضا موسوي زاده، سلمان سالك، اميرحسين امين شريفي، احمدرضا خواه، حميد سكوتي، شهرام صارمي، مير جعفر حيدري، داريوش پيرنياكان، علي اكبر شكارچي، كيوان ساكت، زيد الله طلوعي در كانون نوازندگان ايراني نامزد و وحيد رستگاري، سيدمرتضي الهي نيا، ويدا روستا، سيد احسان عابدي به عنوان بازرس اعلام حضور كرده‌اند.
در كانون آهنگسازان نيز تقي ضرابي، مازيار حيدري، ناصر چشم آذر، اميرعلي بكان، كيوان كيارس، وارطان ساهاكيان، سعيد محمدي مطلق، سيد محمد ميرزماني، محمد جليل عندليبي، امير مهيار تفرشي پور، حسين پيرنيا، محسن كوهستاني كانديد شده‌اند و كورش متين، امير معيني و بهنام خدا رحمي نيز به عنوان بازرس كانديد شده‌اند.
هنگامه اخوان، نصرالله ناصح پور، حميد رضا نوربخش، مظفر شفيعي، فاضل جمشيدي، ملك بابايي، سيدعبد الحسين مختاباد، رامبد صديف، جمال الدين منبري، قاسم رفعتي به عنوان خواننده و فريبا داوودي، فاطمه مقدم، علي شيرازي و حسين عليشاپور به عنوان بازرس نامزد كانون خوانندگان سنتي شدند.همچنين روح الله تاتار، سودابه شمس، مسعود عالمي،شهلا ميلاني، نسرين ناصحي، فريبا قنادي اسدي،مهرداد سرفراز،پوژنگ پروازي محمد وافري، ساسان متين، علي غفوري نامزدي خود را براي حضور در كانون خوانندگان كلاسيك اعلام كرده‌اند كه در اين كانون بهروز كيانوش، حميد پناهي و محمدرضا صفي نامزد بازرسي آن شده‌اند.
در كانون نوازندگان كلاسيك نيز فرزاد دانشمند، اميرپدرام طاهريان، مهرك صفائيه، فرشيد نوابي، سيمون آيوازيان و ميثم ميريان به عنوان نوازنده و خسرو بهرامي به عنوان بازرس نامزد شده‌اند.در كانون سازندگان ساز نيز محمد آقا ابراهيمي فرد، عبد العلي باقري، امير همتي، ابراهيم برزي، احمد ناظمي، محمدرضا عبادي، يدالله گودرزي، سيد عباس سجادي و تورج جمالي نامزد شده‌اند كه عليرضا جاويد مقدم نيز در بخش بازرس اين كانون كانديد شده است.
در كانون مدرسان خانه موسيقي درويش رضا منظمي، آذر هاشمي،داود گنجه‌اي و محمد سرير كانديد شده‌اند كه براي بازرس اين كانون مهناز ناصر روستا اعلام حضور كرده همچنين ابوالحسن مختاباد و حميدرضا عاطفي كانديد كانون پژوهشگران و ارشد سرافراز نامزد بازرس اين كانون شده است.
بر اساس آيين نامه انتخابات خانه موسيقي اگر تعداد نامزدهاي هر كانون كمتر از ده نفر باشند در روز مجمع داوطلبان مي‌توانند نامزدي خود را اعلام كنند.


[ ]
+
ماندگار باد دهل و ترانه هاي بومي لر
                                    
 
                                              ماندگار باد دهل و ترانه هاي بومي لر
 
                    ایرج رحمانپور
 

خشك چوب و خشك سيم و خشك پوست
از كجا مي آيد اين آواي دوست

موسيقي محلي

ترانه هاي عاميانه با احتياج هنري ملت تطبيق مي كند حس هنر و زيبايي انحصار طبقات عالي  تربيت شده نيست، نابغه اي ساده نيز وجود دارد كه در محيط هاي ابتدايي تولد يافته احساسات خود را بي تكلف و با تشبيهات ساده به شكل آهنگ ها و ترانه هاي عاميانه بيان مي كند. گاهي به قدري ماهرانه از عهده اين كار برمي آيند كه اثر آنها جاوداني مي شود. اين نابغه هاي گمنام مؤلفين ترانه هاي عاميانه مي باشند.
009810.jpg

به هر حال ترانه هاي محلي اولين پايه تجربي موسيقي هر كشور به شمار مي روند. غم ها، شادي ها، شكست ها، پيروزي ها، قهرمانان و شخصيت هاي برجسته مردم به اين موسيقي راه مي يابد. از اين رو از ارزش هاي ويژه اي برخوردارند. به عبارت ديگر سرمايه اصلي موسيقي يك كشور نغمه هاي بومي و محلي آن كشور است. البته اين بدان معني نيست كه موسيقي يك ملت تنها نغمه هاي محلي آنست ولي هيچگاه از آن بدور نيست ،زيرا زبان و روحيه يك ملت به شمار مي رود و خلاصه آن كه ترانه و آواز مهمترين گونه موسيقي است كه معرف و بيانگر فرهنگ و خلق و خوي و روحيه ويژه هر قوم و ملتي مي باشد. بايد دانست نوازندگان روستايي  آثار خود را با سازهايي كه از انواع ني و زه و موي اسب و پوست جانوران ساخته شده اجرا مي كنند و بيشتر آثارشان از مايه شور سرچشمه مي گيرد و نكته ديگر آن كه ترانه هاي بومي در ايران از نظر فرم موسيقي به اشكال زير است:
* ترانه هاي بومي آوازي كه به صورت دسته جمعي يا انفرادي خوانده مي شوند.
* رقص هاي محلي سازي، كه با سازهاي محلي اجرا مي شوند
اما ترانه ها از منظر موضوع نيز اقسامي دارند:
۱- ترانه هاي مخصوص تشريفات مختلف مانند (نوروز- جشن ها و تولدها)، ۲- ترانه هاي حرفه اي كار، ۳-ترانه هاي قهرماني و حماسي، ۴- ترانه هاي عاشقانه، ۵- ترانه هاي توصيفي، ۶- ترانه هاي مذهبي، ۷- ترانه هاي سوگواري، ۸- ترانه هاي كودكان و لالايي ها. و بايد اشاره كرد هر گوشه ايران برحسب شرايط فرهنگي، قومي، محلي و جغرافيايي موسيقي و ترانه هاي مخصوص بخود دارد مانند موسيقي آذري، كردي، خراساني، گيلاني، مازندراني، تركمني، سيستاني، بندري، لري و غيره و از ميان انواع فوق به طور مثال به بيان موسيقي لري مي پردازيم.
قوم لر كه در چند استان به اشكال مختلف حضور دارند به دوسته تقسيم مي شوند. لر بزرگ و لر كوچك. لر بزرگ به بختياري ها مي گويند و لر كوچك به اهالي استان لرستان اطلاق مي شود. اينك به طور مشخص به موسيقي و ترانه هاي محلي آنان اشاره خواهيم كرد.
موسيقي و ترانه در لرستان
موسيقي در لرستان مانند ديگر جوامع ايلي از اهميت و نقش بسزايي برخوردار است. در سوگواريها، عروسي و پايكوبي ها، در ناف بري* فرزندان، مراسم مذهبي، دوشيدن شير گوسفندان و گاوان تا كار طاقت فرسا و دشوار دروگري و جنگ آوري هاي دلاوران تماماً بر موسيقي استوار است. مردم لرستان ا صولاً بر اين باورند كه سرود خواندن در كارهاي دسته جمعي باعث تقويتشان دركار مي شود از اين رو هنگام كار گروهي به خواندن مي پردازند. در برداشت محصول آهنگها و ريتم هاي ويژه اي دارند مانند دوره دوره. اين آهنگ ها ساز ويژه اي ندارد. در عروسي ها و شادماني ها ساز مي زنند و رقص گروهي خواهند داشت. در مراسم سوگواري، حركت ايل، شكار، رجزخواني در جنگ ها شب نشيني ها زير سياه چادرها از موسيقي خاص خود بهره  مي گيرند و اما سازهاي متداول در لرستان به سه دسته تقسيم مي شوند: زهي، بادي وضربي. سازهاي زهي مانند كمانچه و تنبور، سازهاي بادي مانند دوزله و سرنا و سازهاي ضربي مانند تنبك يا تمك و دهل.
اصولاً ترانه هاي لري به دو دسته تقسيم مي شوند: نخست ترانه هاي بسيار قديمي كه ساخته و پرداخته ذوق و تفكر سالم صحرانشينان گمنامي است كه خالق اين الحان و آهنگ ها معلوم نيست و از نسل ها سينه به سينه به يادگار مانده است. دسته دوم ترانه هايي است كه به وسيله اشخاص و مخصوصاً نوازندگان محلي خلق و ابداع گرديده است. بعضي از اين آهنگ ها با اين كه فاقد تواني منظم از نظر پرده و نيم پرده و فراز مي باشند لكن از نظر آهنگ ها و فطرت آهنگين قابل توجه اند. از ترانه هاي قديمي و دلكشي  كه آوازه آن مرزهاي لرستان را درنورديده و در اكثر شهرهاي ايران هم هوا خواهان بسيار دارد، آهنگ معروف «دايه دايه» است كه از ترانه هاي حماسي و پرشور مي باشد و يادآور جنگ ها و شجاعت هاي قوم لر است.
مايه اين آهنگ در ماهور گام RE ماژور و پايه و ريتم آن شش هشتم است. دومين ترانه مشهور و زيبا و حماسي لرستانيها ترانه ايست كه با آري قدم خير شروع مي شود. قدم خير نام زنيست شجاع و بي باك كه به شكل حمايل قطار تير مي بست و تفنگ برمي داشت و در كنار برادران و همرزمانش بگاه ضرورت مي جنگيد. از چهره او عكسي نيز در كتابي به نام لرستان وجود است.
و اما موسيقي و ترانه هاي بختياري
در سرزمين بختياري اهميت نغمه هاي محلي در اشعار آنست البته اين سخن بدان معنا نيست كه آهنگ هاي محلي آن قلمرو ديدني، اهميت چنداني ندارند بلكه اشعار محلي و بومي آنجا از اهميت فراوانتري برخوردارند. اساساً موسيقي بختياري به دو بخش عمده تقسيم مي شود.اول موسيقي شاديار و دوم موسيقي چپ يا موسيقي سوگواري. به نوازندگان و سرايندگان در هر دو قلمرو بختياري و لرستان توشمال مي گويند كه از لحاظ طبقات اجتماعي در ايل از جايگاه والايي برخوردارند. آنها نوازندگان محلي، پيامگذار و راويان تاريخ نگاشته نشده اين مرز و بوم هستند كه با ساز و آواز خويش تاريخ مردم و سرزمين  خود را از نسلي به نسل ديگر انتقال مي دهند. سرود توشمال ها انگيزه اي ژرف  دارد و تنها از روي تفنن سرچشمه نمي گيرد. از باب اطلاع بايد اشاره كرد سازهاي بختياري محدود مي شود به كرنا و سرنا و دهل بزرگ و دهل كوچك. كرنا و سرنا و دهل كوچك و بزرگ در عروسي ها مورد استفاده گروه موسيقي يا همان توشمال ها قرار مي گيرد. اما در مراسم عزاداري كه بختياري ها به آن توشمال چپي مي گويند از سرنا و دهل كوچك استفاده مي كنند. دركتب مورد تحقيق آمده است آهنگ عزاداري زنان بختياري بيشتر به آهنگي شبيه است كه در كليساها اجرا مي شود. چگونه اين قرابت شگفت بين آهنگ هاي محلي بختياري و كر موسيقي ارامنه و آسوري وجود دارد معلوم نيست در حالي كه مناطق بختياري به علت كوهستاني بودن ارتباط چنداني با مناطق ديگر نداشتند حتي اقوام مهاجم نمي توانستند به كوهستانهاي آنجا راه يابند. به هر حال درعروسي بختياري ها البته ترانه هاي مختلفي خوانده مي شود از ميان آن ترانه ها ترانه  آهاي گل مشهورتر است نام برخي ديگر از ترانه هاي معروف ايل بختياري عبارتند از: دي بلال، شيرعلي مردان، دختر بويراحمدي، شاهبانو، شليل، دست به دستمالم نزن، گل صحرا، داغ گل، تيناي ناي و غيره.
009805.jpg

جالب است بدانيد در مراسم عروسي، مردان و زنان در يك حركت و چرخش دسته جمعي كه به آن دستمال بازي مي گويند مشاركت دارند البته تركه بازي يا چوب بازي يك بازي مردانه است و نياز به دو طرف دارد. در بختياري واژه رقص كمتر به كار مي رود. حركت هاي شاد و شادمانه آنها به نام دستمال بازي و چوب بازي نام برده مي شود و بختياري ها كه مقيم شهرند گاه ديده شده چون در مراسم عزاداري هاي خود به توشمال چپي دسترسي ندارند، از كاست هايي كه روي آنها آهنگ هاي غمناك لري ضبط شده نيز استفاده مي كنند. اين ترانه ها بسيار حزن آور است و مراسم عزاداري را بسيار تأثرانگيزتر مي كنند. به هر حال تا زماني كه با گويش بختياري آشنا نباشي و مفاهيم ابيات اين ترانه ها را درك نكني تأثير اين آهنگ ها برايت چندان قابل حس نيست.
البته آهنگ اين ترانه ها هم حتي بي كلام نيز بسيار غمبار و اشك آور است و زنان لر بختياري گاه چندان در غم سنگين عزيزان خود دچار حالت تلخ و دردآوري مي شوند كه چنگ بر چهره مي كشند يا گيسوي خود را مي برند. همين قدر بدانيد تحمل ديدن اين صحنه ها بسيار مشكل است.
* وقتي دختري را از بدو تولد براي پسري خواستگاري مي كنند به اين مراسم شادي، مراسم ناف بري مي گويند. گويا بوشهري ها هم چنين مراسمي داشته اند.

[ ]
+
مجید اخشابی

 

 

مختصری از  مجيد اخشابي



مجيد اخشابي ازچهره‌‌هاي موسيقي كشور است كه اکثر آثار او با اقبال خاص مخا طبان مواجه شده است .
او در27 دی ماه سال 1351 در خانواده‌اي هنردوست در شهر تهران چشم به جهان گشود علاقه او به موسيقی در سنين کودکی به حدی بود که صدای هر سازی، خصوصا سنتور وی را شديدا تحت تاثير قرار مي‌داد.
در سن 9 سالگی با استفاده از وسائل ابتدايي توانست سازی شبيه به سنتور بسازد و خود را با نواختن آن سرگرم کند. با توجه به اين علاقه وافر، والدين او يک ساز سنتور برای وی تهيه کردند و جالب اينکه او توانست بدون هيچگونه آموزش قبلی، اين ساز را به درستی کوک کند و بنوازد! البته در آن زمان به دليل سکونت در يکی از شهرستانهای شمال کشور، امکان دسترسی به استاد برای وی ميسر نبود و او تنها از طريق مراجعه به کتابها و نوارهای کمک آموزشی مي‌توانست امر فراگيری را دنبال کند که خوشبختانه از همين طريق در مدت کوتاهي به پيشرفت قابل توجهی دست يافت. همچنين در کنار فراگيری نوازندگی، هنر آهنگسازی و خوانندگی را با علاقه دنبال مي‌نمود. به هر حال در تمام اين دوران او مجبور بود که خود، استاد خود باشد!

فعاليت حرفه‌اي وی از سال 1370 در زمينه‌های نوازندگی، آهنگسازی، تنظيم، نظارت بر ضبط و توليد آثار موسيقی آغاز شد. حاصل اين تلاش آثار متعددی در گونه‌ها و فرمهای مختلف موسيقی است که به صورت کاست و CD منتشر شده است. وی از سال 1375 با تشکيل گروه هنری مهرآوا ضمن همکاری با صدا و سيما کنسرتهای متعددی را در ايران و مراکز معتبر علمي‌ و فرهنگی کشورهايی چون انگلستان، روسيه، اسپانيا، ژاپن (فستيوال مين اون)، کره، هندوستان، مالزی و ... به اجرا در آورده که همگی آنها به لطف الهی با موفقيت روبرو بوده است.
مجيد اخشابی بدون ترديد از جوانان فعال، با استعداد و موفق در عرصه هنر موسيقی کشورمان است که افتخار همکاری با استادانی چون محمدعلی معلم، فريدون شهبازيان، همايون خرم و بسياری از هنر‌مندان صاحب نام ديگر تجربيات ارزنده‌اي را برای وی به ارمغان آورده است. تحصيلات وی در رشته مهندسی عمران است و دوره کارشناسی دانشکده موسيقی مي‌باشد.
آثار مجید اخشابی در بازار موسیقی عبارتند از:
گمگشته ، همراز و پریزاد.
آثار دیگر مجید اخشابی :
موسیقی انتهایی برنامه مردان آهنین -موسیقی انتهایی برنامه گل بیار گل ببر- تیتراژ پایانی سریال متّهم گریخت- تیتراژ پایانی سریال خانه به دوش{ آهنگ، تنظیم } - آسمان اطلسی{ آهنگ، تنظیم }
- تنها - مژدگانی بهار است{ آهنگ، تنظیم } - شیشه عمر اهرمن{ آهنگ، تنظیم } - دريا{ آهنگ، تنظیم } - رايحه فيض - قاصدك{ آهنگ } - وصف علی ( از آلبوم ماه غریبستان از محمد اصفهانی) { آهنگ } - وقت سحر ( از آلبوم گلچین از محمد اصفهانی) {آهنگ، تنظیم } - یار دلنواز ( از آلبوم قصه شمع از علیرضا افتخاری) { آهنگ، تنظیم } و...


                                                   75.JPG

 

در پایان یکی از آهنگهای این هنرمند جوان را برای شنیدن تقدیم میکنم

 

تیتراژ سریال یک وجب خاک


[ ]
+
گروه شمس
 

گروه شمس

گروه شمس در سال 1359 به همت کیخسرو پورناظری بنیان نهاده شد و برای نخستین بار موسیقی عرفانی را با ساز و تنبور و اشعار مولانا به صحنه‌ی موسیقی حرفه‌ای ایران معرفی کرد. آثاری همچون: صدای سخن عشق، مهتاب رو، حیرانی، افسانه تنبور، نیشتمان، مستان سلامت می‌کند، دیار مهر پنهان چو دل و … را با صدای هنرمندانی چون شهرام ناظری، حمیدرضا نوربخش، بیژن کامکار، نجمه تجدد، فرشاد جمالی و … منتشر کرد.
گروه شمس یکی از بنیانگذاران همخوانی در ایران بود و علاوه بر کنسرت‌هایی در ایران در جشنواره‌هایی همچون: آوینیون (فرانسه) گرگ (اسپانیا) ترانه‌های شرق (ازبکستان) صوفی (هند) موسیقی کرد (فرانسه و کردستان عراق) و جاده ابرشیم (آمریکا) اجرا داشته‌اند.
این گروه همچنین درکشورهایی چون آلمان، سوئیس، ایتالیا، بلژیک، هند، چین، آمریکا و کانادا کنسرت داشته است.
گروه شمس افتخار دارد در همایش ملی بیستون و به دلیل ثبت کتیبه‌ی بیستون در آثار جهانی از سوی سازمان یونسکو نوای موسیقی آن سرزمین را زخمه نواز باشد.

 

گروه شمس در جشن بيستون

معرفی کامل آخرین آلبوم گروه شمس


 


« پنهان چو دل »

آلبوم پنهان چو دل | گروه شمس | كيخسرو پورناظری | حميدرضا نوربخش

سرپرست گروه: کیخسرو پورناظری
آواز: حمیدرضا نوربخش
موسیقی: پورناظری‌ها

حميدرضا نوربخش ؛ خوانندهكيخسرو پورناظری ؛ سرپرست گروه
   حميدرضا نوربخش ؛ خواننده                                كيخسرو پورناظری ؛ سرپرست گروه

فهرست قطعات

۰۱. دانلود کنید مگذار و مگذر 
۰۲. دانلود کنید هيهای دل
۰۳. تکنوازی سه‌تار
۰۴. نقش‌آفرين (جانسوزخوانی)
۰۵. دانلود کنید صورتگر
۰۶. آفتاب
۰۷. همایونتار
۰۸. دانلود کنید همه تو
۰۹. دانلود کنید تکنوازی کمانچه
۱۰. آواز امید
۱۱. دانلود کنید پنهان چو دل

توجه: شش فایل نمونه (sample) از میان قطعات آلبوم انتخاب شده و برای دانلود در اختیار عزیزان قرار گرفته است. این فایل‌ها همگی کوتاه بوده و تنها برای آشنایی علاقه‌مندان با اثر و حال و هوای آن تهیه شده‌اند. علاقه‌مندان در صورت تمایل می‌توانند این آلبوم را که توسط شرکت سروش روانه‌ی بازار شده از نوارفروشی‌های معتبر تهیه نمایند.

 

نوازندگان گروه شمس
www.shamsensemble.com

گروه شمس | سهراب پورناظری | ندا خاكی | تهمورس پورناظری | حميدرضا تقوی | حسين رضايی‌نيا | شهاب پارنج | كاوه گرايلیکیخسرو پورناظری
       تار، سه‌تار
تهمورس پورناظری
       تار، بم‌تار، سه‌تار، بربت
سهراب پورناظری
       کمانچه، سه‌تار، بندیر، ضرب زورخانه
حمیدرضا تقوی
       سنتور
حسین رضایی‌نيا
       دف
شهاب پارنج
       تنبک، دمام، کوزه، مالاکاس
كاوه گرايلی
       سه‌تار
ندا خاکی
       باران، جرس
روبین واسی
       واتردرام

 

دیگر نوازندگان

ارسلان کامکار
       ویلن، ویولا
بردیا کیارس
       ویلن
عماد نکوئی
       ویلن، ویولا
کریم قربانی
       ویلنسل
علیرضا خورشیدفر
       کنترباس
محمدرضا عقیلی
       هورن، مثلث، طبل باس، تیمپانی
سحر ابراهیم
       قانون
جمشید عندلیبی
       نی (آهنگ آفتاب)
مجید اخشابی
       سنتور (آهنگ آفتاب)

 

يادداشت

يا دوست
پنهان چو دل، نوایی است بر آمده از
جان و دل خنیاگرانی که پیشه و اندیشه جز عشق ندارند،
و در این فراگرد،
ترا ای مهربان، نیوشاگر پاک‌نهاد،
به همدلی با خویش می‌خوانند،
تا آنچه را كه از نهاد سپنتای این
سرزمین مینوی،
با گوهر دل به توان ساز و آواز سفته‌اند،
به فرگاه تو ارزانی دارند.
... آری از پس این آوازها،
این رازها پیامی نتوان شنیدن،
جز مهر و دلدادگی، نیایش و کرنش
به درگاه آن همیشه بود هست جاوید
آن با من ِ پنهان چو دل

 

توضیح قطعات و اشعار

مگذار و مگذر
مقـام دشتـی
آهنـگ: کیخسرو پورناظری
تنظیم: تهمورس پورناظری
شعر: یدالله عاطفی

دلـگـیـــر دلـگـیــــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
از غصـه مـی‌مـیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
بـا پـای از ره مـانــده در ایـن دشــت تــب‌دار
ای وای مـی‌مـیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
سـوگنــد بر چشمـت که از تـو تــا دم مــرگ
دل بــر نمـی‌گیـــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
بالله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست
بی‌جـرم و تقصیــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
بـا شـهـپــر انـدیـشـــه دنـیـــــا گــردم امـــا
در بـنــد تـقــدیـــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر
آشــفـــتـــه تــر ز آشـفــتـــگـــــان روزگـــارم
از غــم بـه زنـجـیـرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذر

هـیـهـای دل
مقام دشتی
موسیقی: تهمورس پورناظری
شعر: حضرت مولانا

رفـــت عــمــرم بــر ســر ســودای دل
وز غـــم دل نـیــســتـــــم پــــروای دل
خــواب را بـر چشـم خـود کـردم حـرام
تـا ببـیـنــم صـبـحــدم سـیــمــــای دل
دل بـه‌قصــد جــان مــن بـرخــاسـتــه
مـن نشـستــه تـا چـه باشـد رأی دل
این جهان یک تابش از خورشیـد جان
وآن جهــان یـک قـطــره از دریــای دل
لـب ببند ای جان به گـردون می‌رسـد
بـی‌زبــان هیـهـــای دل هیـهـــای دل

نقـش‌آفـرین
مقام دشتی
جانسوزخوانی
شعر: پرتو کرمانشاهی

مـن آن نقـش آفـریـن نقـاش پیـرم
تـو آن نقشی که در دامت اسیرم
زدم بــر پــرده صــد بــارت دریـغـــا
نه آن بودی که هستی در ضمیرم

صـــورتـگـــر
مقام دشتی
آهنگ و تنظیم: کیخسرو پورناظری
شعر: حضرت مولانا

صـورتگــر نقاشـم هـر لحظـه بتــی سـازم
وآنـگــه همه بـت‌ها را در پیش تو بگــدازم
صـد نـقــش برانگـیـــزم بــا روح درآمـیـــزم
چـون نقـش تـو را بینـم در آتشـش انـدازم
تو سـاقـی خمــاری یا دشـمـن هشیـاری
یا آن‌که کنی ویران هر خانه که می‌سازم
جـان ریختـه شـد بر تو آمیختـه شـد بـا تو
چون بوی تو دارد جان، جان را هلـه بنوازم
هر خون که ز من روید با خاک تو می‌گوید
با مهــر تـو هم رنگـم با عشـق تو هنبـازم
در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل
یـا خـانــه در آ جـانـــا یـا خـانــه بـپـــردازم

آفــتـــاب
مقام همایون
آهنگ و تنظیـم: تهمورس پورناظری
شعر: حسین ولایت، علیرضا شهاب

نه ستــاره‌ی سـرشـکـی، نه مـهـی، نه ماهتـابی
نه به دل قرار و صبری، نه به چشم خسته خوابی
شده دل ز غصه خونیـن، همه جا سکـوت سنگین
ز فــراق نـــالـــم امـــا نــدهــد کــســم جـــوابـــی
نگــر ای سپهــر گــردون چـه کنــی دل مــرا خـون
نفـســـی ز عـمـــر مـانــده چـو حـبـــاب روی آبـی
نه نـسـیــــم ســـرد آبـــی، نه شـــرار آفــتــــابـی
تــو هــم ای نــگــــاه گیــرا ز چــه بـر دلــم نتـابـی
بـه شـکـوه تلـخ مستـی، به ستـاره‌های هستـی
هـمـــه تـیـــره‌روزیــم مــن تــو زلالـــی شـــرابـــی
مــنــم آسمـــان ابـــری، تــویــی آفـتـــاب شرقـی
بـه امـیـــد آن پـگــاهـم کـه بـرافـکـنـــی نـقــابــی

هــمـــه تـــو
مقام همایون
آهنگ و تنظیم: تهمورس پورناظری
شعر: حسین منزوی

بی‌تو به سامان نرسم، ای سـر و سامان همه تو
ای به تـو زنـده همـه مـن، ای به تنم جان همه تو
مـن کـه بـه دریـاش زدم، تـا چــه کنی بـا دل مـن
تختـه و ورطـه همه تو ، ســاحــل و توفان همه تو
ای هـمـه دستـان ز تو و مستـی مستـان ز تو هم
رمـــز میـسـتـــان همـه تـو، راز نیـسـتـــان همه تو
همـتـی ای دوست که این دانه ز خـود سر بکشد
ای همــه خورشـیــد تـو و خـاک تـو بــاران همه تو
شــور تــو آواز تـویــی ، بــلـــخ تــو شـیــــراز تـویـی
جـاذبـه‌ی شـعــر تــو و گــوهـــر عــرفـــان همه تو
تـا بـه کجــایم بـری ای جذبـه‌ی خـون ، ذوق جنون
سلسله بر جـان همه من، سلسله‌جنبان همه تو

آواز امید
مقام اصفهان
شعر: ابوسعید ابوالخیر

دل جای تو شد وگرنه پرخون کنمش
در دیـده تویـی وگرنه جیحـون کنمش
امیــد وصــال تـوسـت جــان را ور نـه
از تــن به هــزار حیـلــه بیرون کنمش

پنهان چـو دل
مقام اصفهان
موسیقی: سهراب پورناظری
مـلـــودی: سهراب و تهمورس پورناظری
شعر: حضرت مولانا

ای بـا مـن و پنهــان چـو دل از دل سلامت می‌کنم
تـو کـعبــه‌ای هــر جــا روم قصــد مقـامــت می‌کنم
هـر جـا که هستــی حاضــری از دور در ما ناظــری
شب خانه روشـن می‌شود چون یاد نامت می‌کنم
در هــوش تـو، در گــوش تـو وانـدر دل پـرجــوش تو
این‌ها چه باشد تو منی ویـن وصف عامـت می‌کنم
گــه هـمچـو باز آشـنـــا در دسـت تـــو پـر مـی‌زنـم
گــه چون کبوتر پــرزنـــان آهـنــگ بـامـــت مـی‌کنم

 

ترجمه‌ی اشعار به زبان انگلیسی

Don't leave me alone
Magzaar-o Magzar
Music: Kaykhosro Pournazeri
Arrangement: Tahmoures Pournazeri
Lyric: Yadollah Atefi

I'm so sad, don't leave me alone
or I die from sorrow, don't leave me alone
with exhausted feet, I depart in this fevered field
swear to your eyes, on the verge of death, you'll be in my heart,
swear to God, I committed no sin, but lovin' you
fluttering mind over the world, but chained by faith,
most agitated in this life, imprisoned
by sorrow, don't leave me alone.

Heart's Moan
Heyhay-e Del
Music: Tahmoures Pournazeri
Vocal Arrangement: Hamidreza Nourbakhsh
Lyric: Rumi (Molana)

Spending my life on heart's desires, to have no fear of sorrow
never slept at nights to see heart's face in dawn
perishing my soul, heart intends to,
I surrender the settle
world, a ray of soul's sun,
the other, a drop of heart's sea
getting to the heaven, heart's moan
needs no word, silent so.

Naghsh Afarin (Depictor)
Lyric: Parto Kermanshahi

I'm that old painter, you the painting
like a captive, I've fallen in love with you
never maiched what you were in me
a hundred times I painted you

Souratgar (The Painter)
Music: Kaykhosro Pournazeri
Lyric: Rumi (Molana)

I the painter,
picturing an idol all the time
them, then destroy
'cause against you they're none
I drawing hundreds of painting,
bestowing them
but as see your picture,
set to fire all
finally, what picture are you,
whatever I make, not becom in you
I sacrificed my soul and it joined you
I worship it because,
my soul smells you
in this transient world,
heart feels so bad,
not to be with you
show me yourself or, I leave this
world, to go too.

Aftab (Sunlight)
Music: Tahmoures Pournazeri
Lyric: Hossein Velayat & Alireza Shahab

No crystalized tears,
no moon and moonlight
no peace at heart,
and no rest for sleepless eyes
bloody heart from sorrow,
heavy silence everywhere
from seperation I groan, but nobody answers
O! universe, why does it all to me?
no breath to take,
like bubble on water
no cold breeze, no sunlight heat
you! fascinating look,
why don't shine on heart
swear to bitter magnificence
of intoxication, to stars
I adversity, you limpid wine
I cloudy sky, you eastern sunlight
I count on the morning, you show me the face right

Ham-e to (All you)
Music: Tahmoures Pournazeri
Lyric: Hossein Monzavi

Getting no where without you 'cause
you're my peace
you bestower of my life, why
you are my soul
I took the plunge, let see what you do
you means of salvation, the storm, the shore
you origin of everything, all existence in whole
aid this grain to grow 'cause you're the sun, water & soil
you're passion & song, essence of mysticism
fascination of poetry
madness, where you take me to
you the savior, me! chain on the soul

Avaz-e Omid (Hope Song)
Lyric: Abousaeed Abolkhayr

My heart is where you should be
if not so, sorrowfull would be
if my eyes can't see you,
turn to the sea of tears
reaching you is the only will of soul
if not so, from the corpse,
I push out the soul

Penhaan cho Del (Hidden as Heart)
Music & Arrangement: Sohrab Pournazeri
Theme from Tahmoures & Sohrab pournazeri
Lyric: Rumi (Molana)

You who are with me,
but hidden as heart
from bottom of my heart, I salute you
you're such a temple, wherever I am,
will come to you
you're omnipresent & see inside me,
during the nights,
mentioning your name,
home wants luminous to be
you're in consciousness,
you're in ear and restless heart
all in a vulgar and usual depict,
cause you're me
Landing on your hand like a tamed hawk,
sometimes perch on your rooftop like
fluttering dove

 

ديگر اطلاعات

ناشر: شركت سروش www.soroush-media.ir
ضبط موسيقی: استودیو بل، استودیو شمس
صدابرداران: ایـرج فهیمـی، تهمورس پورناظری
نظــارت ضبــط: سـهـراب و تهمورس پورناظری
ميكس، ويرايش و تدوين: تهمورس پورناظری
مسترينگ: محمد عليـزاده، تهمورس پورناظری
عكس: آتليه ثـمــره  |  مترجم: مانی مجـاهد



[ ]
+
شجریان منادی هنر ناب ایرانی در فراسوی مرزها

 

شجریان منادی هنر ناب ایرانی در فراسوی مرزها



                             
 
   

 

 

پس ازگذشت چند ماه از بهبود کامل محمدرضا شجریان، شاهد برگزاری کنسرت‌های دوره‌ای وی در آمریکا و کانادا هستیم که کسانی چون فرج پوری و همایون شجریان نیز در کنار سایر اعضای گروه آوا وی را در این تور همراهی می‌کنند.

این در حالی است که با توجه به شرایط خاص سیاسی ایران و روابط حساس دیپلماتیک بین ایران و امریکا این قبیل کارها جای قدیر و ستایش بسیار دارد، آن‌هم توسط استادی که نگاهی گذرا به آثار وی خود بررسی تکاملی موسیقی آوازی سنتی یا ملی مارا با توجه به استفاده مناسب از ساز و آواز در آثارش در پی دارد.

اما نکته مهم این جاست که چرا در عرصه موسیقی سنتی ملی هیچگاه به طور جدی و بنیادین به نقد و بررسی ارزشی آثار بزرگانی چون شجریان، شهنازی، کسایی، لطفی، پایور، مشکاتیان و... پرداخته نشده است.

حدود یک دهه است که موسیقی پاپ و اخیرا پاپ سنتی به طور فراگیر در جامعه مورد اقبال عمومی قرار گرفته است که فضای تبلیغاتی رسانه ها را نیز در این امر نمی توان نادیده انگاشت.

اما موازی با این جریان موسیقی سنتی با توجه به اینکه به ارائه کارهای نوین همراه با تلفیق مناسب شعر و موسیقی تاکید بر آکسان ها در شعر و استفاده از شعر نو و نوگرایی و خطا و آزمون در عرصه ساز و آواز مسیر رشد خود را طی می کند در جذبه و روزمرگی موسیقی پاپ ادغام شده است.

شاید مهمترین علت این امر بی توجهی و عدم حمایت رسانه ها و مسوولین فرهنگی کشور از موسیقی ملی با توجه به غنای نهفته در آن می باشد و این در حالی است که موسیقی سنتی به تدریج از هویت اصلی خود فاصله می گیرد و حتی از موسیقی پاپ نیز تاثیر می گیرد.

این در شرایطی است که بزرگانی چون شجریان همچنان به عنوان منادیان هنر ناب ایرانی در ایران و فراسوی مرزها زبان ادبیات کلاسیک ایرانی و فرهنگ ارزشمند آن هستند. اما با این حال کمتر کسی است که با کارهای شجریان آشنا باشد و نداند که زمانی که وی به دریافت جایزه یونسکو نائل شد کمترین بازتاب را در رسانه ها داشتیم.

لذا ارزش نهادن به شخصیت و آثار هنرمندانی چون شجریان صرفا به معنای جانبداری احساس گونه نسبت به آنان نیست آنچنان که چندی پیش در مطبوعات بحث شجریان زدگی به عنوان بحث روز موسیقی سنتی مطرح بود.حال آنکه این ارزش گذاری نه تنها حمایت از موسیقی سنتی که موسیقی هویت ماست می باشد بلکه خود بررسی و نقد تاریخ موسیقی سنتی را نیز به همراه دارد.

به عنوان مثال ستایش و قدردانی از هنرمندی چون شجریان به علت آثار بی نظیر و ماندگار وی در کنار توانایی علمی در اجرای ردیف و موسیقی دستگاهی مرکب خوانی استفاده از پرده های مختلف صدایی انتخاب مناسب شعراستفاده بجا از تحریرو سایر برتری هایی است که وی را از سایر خوانندگان جدا می‌سازد. مسلما در آثار هنرمندانی چون کسایی، لطفی، علیزاده، ذوالفنون، پایور،فرهنگ شریف،مشکاتیان و... نیز در عرصه نوازندگی این گونه است.

بنابراین تاکید بیش از حد بر شخصیت و آثار این هنرمندان آشنایی و احساس قرابت و توجه خاص مردم به موسیقی سنتی می‌باشد. چرا که این موسیقی نماد هویت ایرانی ما است. لذا در کنار موسیقی های رایج و روزمره مسلما توجه به موسیقی سنتی بدون توجه به منادیان آن نمی تواند تاثیر گذار و موثر باشد.

اما مشکل دیگر که مانع بزرگی بر سر راه رشد و تعای موسیقی سنتی می باشد توجه روز افزون به موسیقی پاپ و اخیرا پاپ سنتی بدون در نظر گرفتن تلفیق مناسب شعر و موسیقی و هویت آن می باشد. زیرا در این نوع موسیقی آن قدری که بر کمیت و جذابیت اثر تاکید می شود بر ارزش هنری و کیفیت آن تاکید صورت نمی گیرد، به صورتی که این شیوه در خلق آثار موسیقی سنتی نیز تاثیر گذارده است تا آنجا که در برخی از آثار مشخص نیست که موسیقی سنتی است یا پاپ. لذا شالوده و بن مایه اثر بدون در نظر گرفتن هویتی مشخص که بر مبنای تئوری موسیقی و یا موسیقی دستگاهی می باشد مبهم و مورد سوال است.

در چند سال اخیر این گونه آثار بسیار رواج یافته اند به طوری که حتی خوانندگانی هم که سالها در عرصه موسیقی سنتی کار کرده اند از این تاثیر دور نمانده اند. از سویی توجه بیش از اندازه به ملودی وبی اهمیت واقع شدن شعر نیز از پیامدهای این گونه آثار می باشد.

کافی است نگاهی کوتاه بر تاریخ شعر و موسیقی بیاندازیم آنگاه درخواهیم یافت که همانطور که در شعر توسط نیما و شاگردان و پیروانش تغییرات اساسی پدید آمد در موسیقی نیز این تغییرات و اصلاحات به تدریج وبه تناسب شرایط جامعه با سرعتی کندتر صورت گرفته است در عرصه آواز نیز شجریان را می توان در این سیر تاریخی پیشرو و پرچمدار دانست.

اما زمانی که توجه به کارهای هنرمندانی مانند شجریان به صورت فراگیر و توسط رسانه ها ضعیف باشد موسیقی پاپ مسلما جای موسیقی سنتی را خواهد گرفت آنهم زمانی که با ملودی به راحتی می توان شنونده را به طور لحظه ای تحت تاثیر قرار دارد.

همه روزه شاهد پخش بسیاری از قطعات موسیقی در سیمای جمهوری اسلامی به عنوان پرطرفدارترین رسانه هستیم اما کارهای مسیقی اصیل ایرانی را که از غنا و کیفیت بالایی برخوردار هستد را صرفا باید در بازار یافت. شاید ارزشمندترین برنامه تلویزیونی در این رابطه آوای ایرانی می باشد که در مدت کوتاهی مخاطبان بسیاری را جذب کرده بود ولی برنامه دیگری را نمی توان یافت که باهدف ترویج موسیقی اصیل ایرانی در سیما پخش شده باشد. حال آنکه توجه خاص مردم به موسیقی ای که نمایانگر هویت فرهنگی و تاریخی آنان می باشد منوط به سرمایه گذاری معنوی رسانه هایی مانند صذا و سیما می باشد که البته صدای جموری اسلامی در این زمینه قوی تر و بهتر کار کرده است.

در نهایت پرسش اساسی این است که جایگاه موسیقی سنتی که نماد هویت ایرانی و بازتاب ادبیات کلاسیک و غنای فرهنگ ما است در جامعه کنونی کجاست؟


[ ]
+
يادي از نكيساي موسيقي ايران

 

حسينعلي خان نکيسا تفرشي عراقي (اراکي)



نکيسا فرزند حاجي مؤذن [حاج ملا رجبعلي] و متولد 1300 هجري [قمري] است. در ترخورانِ تفرش متولد شد و چون از طفوليت صدايي رَسا، مليح و مطبوع داشت، پدرش، استادش بود و رموز خوانندگي را به او ياد داد. از ديگر اساتيدش مي توان ميرزا بابا را نام برد.
هنوز به سن بلوغ نرسيده بود که خوانندگي او مورد توجه قرار گرفت و از شبيه خوانهاي تکيه دولت شد. و بعدها از شبيه‌خوان‌ها و خوانندگان معروف گرديد.

نکيسا در 5 آبانماه 1352 فوت کرده و در مصاحبه اي در 1349 يا 50 ضبط کرده اند و در آن هنگام نکيسا حدود 100 سال عمر داشته. با اينحال چنان سرزنده است که مصاحبه کننده به نکيسا ميگويد "کاش اين روحيه شما رو ما هم داشتيم!"

از راه خيابان بازار، خانه قديمي نکيسا را (که الان خراب شده) مي توان ديد. خانه را دکتر مظاهر مصفّا (برادرزادة نکيسا و فرزند اسماعيل خان مصفا) از ورثه خريده بود تا نگهداري کند. ولي بعد از اينکه همسايه ها از ويراني و خطر احتمالي خبر ميدهند، دکتر مصفا خانه را (که گويا بسيار زيبا و مجلل بوده) خراب ميکند.

صفيه خانم همسر دوم نکيساست. او وقتي با نکيساي هشتاد و چند ساله ازدواج ميکند زير بيست سال سن داشته! و اکنون سنش کمتر از شصت است.
پسر سيداحمدخان (خواننده) بازيگر بوده و خودکشي کرده، علي مصفّا (فرزند دکتر مظاهر مصفّا و نوة برادر نکيسا) بايد براي رفتن بر مزار نکيسا از ترخوران به سمتِ "شازده احمد" حرکت کرد. شازده احمد از نوادگان امام هفتم (ع) است و در 2 کيلومتري جنوب شهر (بين تفرش و روستاي کوهين) واقع است.

مقبرة نکيسا دو سنگ دارد؛ يکي سنگ قديمي و ديگري سنگِ جديد - که حاتم عسگري، خواننده و شاگردِ نکيسا براي پاسداشت يادِ او بنا کرده.
دو قبرِ کنارِ هم در نزديکي مقبرة نکيسا، نقشهايي بر اين دو قبر حک شده؛ نقش شانه و شانة چوبي و قيچي و تسبيح و ... – مي توان حدس زد که شانه و تسبيح نشانِ مرد است و قيچي و شانة چوبي نشانِ زن. امّا مثالهاي نقضِ زيادي آنجا مشاهده مي شود. در ضمن دو نيمدايره هم به شکلِ کلاه بر روي سنگِ قبرها موجود بود.

نزديک ترين روستا به مزار نکيسا، کوهين نام دارد. در انتهاي روستا و بيرون از آن تعدادي زمين زراعي وجود دارد. نکيسا هم در سالهاي پايان عمر در همين حوالي زمين داشته و کار ميکرده. از قول صفيه خانم، همسر نکيسا تعريف ميکنند که نکيسا کار نميکرده؛ بلکه هر روز، بيشتر براي گذران وقت و استفاده از طبيعت به سرِ زمين ميآمده. با شناخت سطحي که از روحية نکيسا وجود دارد، اين حرف خيلي دور از ذهن نيست. بهر حال نکيسا پايان عمرش را در اينجا گذرانده. ميگويند خودش را هم براي ديدار آخرت آماده کرده بود؛ لباس سفيدي بر تن ميکرد و محاسني هم گذاشته بود و گويا گاوي هم داشته و خلاصه با تمام اين اوصاف قيافه اي معنوي به هم زده بود.
فاصلة روستا – که زمين زراعي نکيسا آنجا بوده – تا خانة قديمي او، بسيار زياد است. ولي جالب اينجاست که صفيه خانم تعريف کرده که وقتي نکيسا (با گاوش) از سر مزرعه ميامده، به محض رسيدن به روستاي کوهين شروع به خواندن ميکرده و از آن فاصله صفيه خانم متوجه صداي همسرش و برگشتن او از سرِ کار ميشده و چاي را آماده ميکرده!

ذکر خاطرة ديگر هم بي لذّت نيست. دکتر مصفّا – گويا – تعريف کرده که روزي پدرش – اسماعيل مصفّا – که به سفر رفته بود، به تفرش بازميگردد و وقتي خبر بازگشتش را به برادرش يعني نکيسا ميدهند، در همان نزديکيهاي مزرعه، از خوشحالي شروع به خواندن ميکند: مژده ايدل! که مسيحا نفسي ميايد... و اينقدر اين بيت را با شوق و ذوق ميخوانَد که مردم روستا از خانه بيرون ميايند و از يکديگر ميپرسند: "ملّا رجبعلي زنده شده؟"

ملّا رجبعلي، پدر نکيسا مؤذّن و تعزيه خوان شهر بوده و صداي معرکه اي داشته و مردم هم به او اعتقاد عجيبي داشته اند. تا آنجا که مثلاً نباتي را که به دهن ميگذاشت براي تبرّک ميبُردند.
ميگفتند کلمة آواز ملارجبعلي از فاصلة دور معلوم بوده و همينطور از اذان گفتنهاي او در سحرها ياد ميکند.
نکيسا هر روز بر روي ايوان خانه آواز ميخوانده. برادرِ نکيسا نيز خوب ميخوانده. اسماعيل خان مصفّا ست. گويا او بسيار خوب "مثنوي" ميخوانده و در مثنوي خواني حتّي بهتر از نکيسا بوده.

در جايي از نوار، نکيسا آوازي ميخوانَد و بعد، از – به زعم خودش – بَد خواندنش - به خاطرِ پيري - عُذرخواهي ميکند و ميگويد "شرمنده!" اين واژه را با لحني خاص اَدا ميکند؛ لحني بسيار مهربانانه...
در پايان مصاحبه،پرسش کننده ميگويد اميدوارم بچّه هاي ما قدرِ اين نوار را بدانند. نکيسا هم در پاسخ ميگويد: "اين رو داشته باشيد. نگه داريد هميشه. من ديگه عمرِ خودمُ کردم. ميميرم. وقتي شنيديد، يه "خدامُرزي" ميکنيد برام." و ما هم برايش فاتحه اي ميخوانيم...

---

او تحت تعليم ”‌ميرزا بابا” روش خوانندگي، دستگاه‌ها و گوشه‌هاي موسيقي ايراني را فرا گرفت و در كنسرتي با تار علي اكبر شهنازي شركت كرد.

نكيسا خواننده تعزيه و خواننده رديف موسيقي ايراني بود. نكيسا صفحه هايي با علي اكبر شهنازي (تار) و مرتضي ني داوود (تار) ضبط كرده است.

نيكسا همراه با حسين هنگ آرين در اعياد انجمن، خوانندگي مي‌كرده است. نكيسا از پيشكسوتان خوانندگي است صداي زير پر تحرير و ممتازي داشته است.

حسينعلي نكيسا ، علاوه بر مهارت در تعزيه‌خواني در آوازخواني به سبك نرم نيز مهارت داشته، تعدادي صفحه از او به يادگار مانده است. پدرش حاجي ملارجبعلي موذن نيز از خوانندگان و تعزيه‌خوان‌هاي مشهور عصر ناصري است.

نكيسا 112 سال عمر كرد و در اين عمر طولاني بيشتر گوشه‌هاي مهجور موسيقي ايراني را فرا گرفت و به شاگردانش تعليم داد. اين هنرمند ارزنده ولي گمنام در سال 1355 ش در گذشت. استاد حاتم عسگري آوازه‌خواني به شيوه قدما را نزد او فرا گرفت. به گزارش ايسنا، يكي از قطعات باقي مانده از نكيسا آواز او در دستگاه شور با تار شادروان حاج علي اكبر خان شهنازي با شعري از شاعر بزرگ ايران سعدي شيرازي است كه مي‌گويد: يك روز به شيدايي در زلف تو آويزم. اين آواز ” شور” با چنان مهارتي اجرا شده است كه يكي از شاهكارهاي آواز در موسيقي ايراني به شمار مي‌رود.

مرحوم نكيسا، كار دولتي قبول نكرد كشاورز بود و نياز مالي هم نداشت مردي متدين بود كه هيچ گاه بي وضو آواز نمي‌خواند او موسيقي را راز و نياز معنوي و عاطفي با خالق يكتا مي‌دانست.

مرحوم نكيسا با مرحوم اميري فيروز‌كوهي خيلي صميمي بود و به منزل او زياد رفت و آمد داشت. ذكر مولود نبي (ص) كه با تار اميري فيروزكوهي و سه تار مرحوم حسن مشمون اجرا شده است،موجود است.

عنوان “نكيسا” موسيقيدان ايران باستان براي حسينعلي مصفا، حاكي از جايگاه رفيع او در عالم موسيقي است.


[ ]
+
بليت‌هاي برگشتي كنسرت «شجريان»

بليت‌هاي برگشتي كنسرت «شجريان» فردا به فروش مي‌رسد

 

بليت‌هاي برگشتي كنسرت «شجريان» فردا به فروش مي‌رسد

خبرگزاري فارس:بليت‌هاي برگشتي كنسرت شجريان فردا 20 خرداد در سايت كنسرت شجريان به فروش مي‌رسد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،فروش اينترنتي بليت‌هاي كنسرت شجريان 11 خرداد در سايت www.shajarianconcert.com آغاز و در همان روز به فاصله يك ساعت به اتمام رسيد بعد از اين مرحله كساني كه موفق به خريد شده بودند با پرداخت هزينه بليت‌هاي خود را دريافت نمودند اما بليت هاي كساني كه موفق به پرداخت بها نشده‌اند، باطل گرديده و از فردا در سايت براي فروش در اختيار ساير علاقمندان قرار خواهد گرفت.
به گزارش فارس،فروش اينترنتي اين بليت‌ها 20 خرداد ساعت 12 خواهد بود.
همچنين علاقمنداني كه در مرحله اول بليت خريداري نموده‌اند، نمي‌توانند در اين مرحله بليت رزرو كنند.
بليت‌هاي كنسرت استاد آواز ايران به قيمت 10 تا 35 هزار تومان به فروش مي‌رسد.
گروه شهناز در اين كنسرت به خوانندگي «محمدرضا شجريان» قطعاتي از موسيقي ايراني را اجرا مي‌كند كه بخشي از درآمد حاصل از اين برنامه به بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در شهرستان خوي اختصاص خواهد يافت.


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
  • کد نمایش افراد آنلاین
  •