جشنواره موسيقي بانوان آواي مهر بانوان موزيسين را معرفي ميكند
|
|
به نقل از روابط عمومي معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، سودابه سالم، آهنگساز و سرپرست گروه موسيقي كودكان ايران زمين درباره برگزاري جشنواره موسيقي بانوان آواي مهر از سوي شهرداري تهران گفت:به عقيده من در اين ايام بيخبري موسيقي و كم توجهي به اين بخش از هنر، هر حركتي از جمله برگزاري اين جشنواره كه هدفش مطرح كردن بانوان نوازنده و موزيسين است، بسيار خوب است. البته ناگفته نماند كه با ايدهآل خيلي فاصله دارد اما همين توجه كوچك هم خيلي عالي است.
سرپرست گروه موسيقي كودكان ايران زمين با بيان اينكه من به مرزبندي جشنوارهها از جهت مردانه يا زنانه بودن آنها اعتقادي ندارم، اظهار داشت: توجه به موسيقي بانوان خيلي خوب است اما زنانه و مردانه كردن آن براي من اصلا معنايي ندارد و من مخالف اين خط كشي بين زنان و مردان هستم.
اين آهنگساز در خصوص جايگاه موسيقي بانوان و موزيسينهاي زن در ادامه افزود: ما اصولا با ركودي در زمينه موسيقي چه در انتشار اثر و چه در برگزاري كنسرت روبرو هستيم. متاسفانه در زمينه موسيقي نسل جوان اهميتي داده نميشود و صحنهاي در اختيارشان قرار نميدهند. صحنه فقط براي كساني است كه متقاضي زيادي دارند و از جنبه اقتصادي پول سازند . اما هنر فقط جنبه اقتصادي ندارد بلكه تاثيرگذاري و كاركرد فرهنگياش به مراتب بيشتر است.
سالم با اشاره به اينكه كيفيت كار بانوان نسبت به آقايان بيشتر است، گفت: با توجه به اينكه مشكلات بانوان در زمينه فعاليت موسيقي نسبت به آقايان مضاعف است، اما در اين قشر استعدادهاي خوبي وجود دارد و از نظر كميت تعداد زيادي از خانمها در حوزه موسيقي فعاليت ميكنند.
وي با اشاره به جشنواره موسيقي آواي مهر افزود:به نظر من چنين جشنوارهها ميخواهند، نشان دهند كه حتي كيفيت كار خانمها از نظر نوازندگي، توانايي اجرا و آهنگسازي كمتر از آقايان نيست و حتي بيشتر هم هست.
سالم در خصوص رشد موسيقي بانوان نسبت به گذشته گفت: به عقيده من رشد زماني اتفاق ميافتد كه آثار و تفكرات جديد به عرصه هنري وارد شود اما من در حال حاضر چيزي نميبينيم .
سرپرست گروه موسيقي كودكان ايران زمين در پايان مشكلات مضاعف بانوان موزيسين را دليل انتشار كم آثار موسيقي از سوي آنها دانست و بيان داشت: آثار بسياري از سوي بانوان تهيه ميشود كه متاسفانه به دليل مشكلات موجود انتشار نمييابند اما ما با همه اين مشكلات مي بينيم خانمها خيلي خوب روي صحنه هستند و كار و تلاش مي كنند.
سومين جشنواره موسيقي بانوان آواي مهر همزمان با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و هفته گراميداشت مقام مادر و روز زن از 2 تا 4 تير از سوي مديريت امور موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران برگزار ميشود.همچنين آيين پاياني اين جشنواره چهارم تير در تالار انديشه حوزه هنري برگزار خواهد شد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:4 توسط همايون
آثار مشترك اركستر ملي اصفهان و اركستر سمفونيك تهران منتشر ميشود

كيوان ساكت آهنگساز و رهبر اركستر ملي اصفهان گفت:آلبومی شامل 8 قطعه از ساختههاي من كه به طور مشترك با اركستر ملي اصفهان و اركستر سمفونيك تهران ضبط شدهاندبزودی منتشر میشود.
وي افزود:قطعات اين آلبوم به صورت سازي و آوازي است كه با صداي سعيد لاري ضبط شده است كه به عقيده من حركت نويي در آهنگسازي و نگاه جديدي به موسيقي ملي ايران است.
اين آهنگساز با اشاره به كنسرت اركستر ملي اصفهان اظهار داشت:با اين اركستر 4 تا 9 تير در دو شهر قائن و بيرجند به روي صحنه ميرويم و قطعاتي از ساختههاي من را در دو بخش سازي و آوازي به خوانندگي سعيد لاري اجرا خواهيم كرد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:55 توسط همايون
نصرالله ناصحپور حضورش را در ائتلاف خوانندگان تكذيب كرد

چندي پيش خبري مبني بر تشكيل ائتلاف خوانندگان ايراني با حضور خوانندگاني چون فاضل جمشيدي ، رامبد صديف ، هنگامه اخوان،جمال الدين منبري،نصرا... ناصحپور و فريبا داودي همزمان با انتخابات كانونهاي خانه موسيقي منتشر شده بود كه ناصحپور خواننده پيشكسوت حضورش را در اين ائتلاف تكذيب و گفته است:ضمن احترام به تمامي نامزدهاي شركت كننده در مجمع عمومي كانون خوانندگان سنتي خانه موسيقي ،بنده در هيچ ائتلافي شركت نداشته و به عنوان نامزد مستقل انتخابات هيئت مديره كانون خوانندگان سنتي خانه موسيقي حضور دارم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:52 توسط همايون
گزارش ایسنا از کنسرت:
سرانجام آواي مرغ سحر در شبهاي تهران پيچيد
سرانجام پس از گردش تور دور دنيا، حاشيهها، سرگرداني مشتاقان و فروش دوساعتهي تمام بليطها، بليطهاي يكصدو50 هزار توماني، حذف همهجانبهي خبرنگارها و...، صداي استاد آواز ايران بلند شد.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمدرضا شجريان با گروه "شهناز" در تالار بزرگ کشور در حالي همراه شد كه اين برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، بهخاطر آنچه كه "مستقرنشدن بهموقع حاضران، گيرافتادن تعدادي از عوامل در آسانسور تالار و طولانيبودن صف سرويسها" اعلام شد، با تأخير يك ساعته، در نخستين شب ساعت 21 آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان شدن اين عوامل حوالي ساعت 20:30 اجرا شد. محمدرضا شفيعي كدكني و هوشنگ ابتهاج ازجمله ميهمانهاي ويژهي شجريان بهشمار ميرفتند. برخي از مسؤولان و معاونان وزارت كشور نيز در اين كنسرت حاضر بودند.
گروه با همان لباسهاي رنگي اجراي سالهاي گذشته در تهران و اصفهان به صحنه آمدند. تنظيم صدا مشكلاتي را در اجرا به تكرار بهوجود ميآورد. تا جايي كه باعث عصبانيت محمدرضا شجريان شد.
بخش نخست اجرا "رندان مست" بود در دستگاه "همايون" و پيشدرآمدي از ساختههاي مجيد درخشاني آغاز شد.
پس از نخستين قطعهي شجريان در حالي كه از ميزان زياد دوربينهاي موبايلي كه در دستان حاضران به هوا بلند شده بودند بهخشم آمده بود، به حاضران تاكيد ميكرد در صورت ادامه عكاسي و فيلمبرداي اجرا را ادامه نميدهد. اين اعتراض در طول اجرا و شب دوم هم ادامه داشت تا جايي كه وي حتا مورد به مورد تذكر ميداد.
اين درحالي است كه سالهاست هيچ عكاس خبري اجازهي عكاسي از كنسرتهاي ايران محمدرضا شجريان را ندارد.
به گزارش ايسنا، در ادامهي اجرا، گروه قطعهي "زنگ شتر" را اجرا كردند و بعد از آن قطعهي ساز و آوازي با غزل حافظ؛ "چشم ياري" را شجريان خودش ساخته بود، با غزلي از حافظ شيراز:
ما زياران چشم ياري داشتيم
خود غلط بود آنچه ميپنداشتيم
تا درخت دوستي كي بر دهد
حاليا رفتيم و تخمي كاشتيم
نور چشم و آب روي خويش را
ديده از خاك رهت انباشتيم
گفتوگو آيين درويشان نبود
ورنه با تو ماجراها داشتيم
شيوهي چشمت فريب جنگ داشت
ما غلط كرديم و صلح انگاشتيم
كوي عشقت سر فلك خواهم زدن
چون ملك اينك علم افراشتيم
گفت خود دادي به ما دل حافظا
ما محصّل بر كسي نگماشتيم
مجيد درخشاني اما تنظيم اين آهنگ را برعهده داشت؛ تصنيف بعدي هم "باد صبا" بود باز هم با تنظيم مجيد درخشاني؛ كنسرت در بخش نخست با همخواني گروه، آواز شوشتري، چهارمضراب بيداد و رندان مست بهپايان رسيد.
پس از تنفسي طولاني كه به حدود 45 دقيقه ميرسيد، اجرا در بخش دوم، با "مرغ خوشخوان" در دستگاه شور همراه شد.
قطعات اين بخش را محمدرضا شجريان با تنظيم مجيد درخشاني و شعرهايي از حافظ شيراز و مولانا ساخته بود.
امسال اما تقاضاي اجراي تصنيف "مرغ سحر" از سوي حاضران در دوشب نخست كنسرت جواب داد.
تالار يكپارچه خواند:
مرغ سحر ناله سر كن
داغ مرا تازه تر كن
زآه شرربار اين قفس را
بر شكن و زير و زبر كن
بلبل پربسته زكنج قفس درآ
نغمه آزادي نوع بشر سرا
وز نفسي عرصه اين خاك توده را
پر شرر كن؛ پر شرر كن
ظلم ظالم، جور صياد
آشيانم، داده بر باد
اي خدا اي فلك اي طبيعت
شام تاريك ما را سحر كن
نو بهار است... گل بهبار است
اشك چشمم ژالهبار است
اين قفس چون دلم تنگ و تار است
شعله فكن در قفس اي آه آتشين
دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين
بيشتر كن... بيشتر كن... بيشتر كن
مرغ عاشق شرح حجران ... مختصر... مختصر كن
ساعت از 24 گذشت كه مردم مرغ سحر خوانان با دوربينهاي روشن موبايلهاشان تالار را ترك كردند.
نوازندگان گروه شهناز متشكل از سينا جهانآبادي - کمانچه، شاهو عندليبي - ني، حامد افشاري - قيچک باس، مهرداد ناصحي - قيچک آلتو، کاوه معتمديان - کمانچه، رادمان توکلي - تار، رامين صفايي - سنتور، حميد قنبري - تنبک، حسين رضايي نيا - دف، محمدرضا ابراهيمي - عود، مژگان شجريان - سهتار و مصطفي عميديفرد - بم تار و رباب، بودند.
کنسرت محمدرضا شجريان با گروه شهناز پنج شب ديگر، - اول، دوم، ششم، هشتم و نهم تيرماه جاري- برگزار خواهد شد.
كساني که در خريد دوساعتهي بليطها از طريق اينترنت موفق نشده بودند، طي برگزاري دوشب گذشتهي اجرا از حدود ساعت 17 مقابل تالار بزرگ كشور حاضر شده بودند و پيش از ايشان دلالهاي بازار سياه در محل ورودي سالن حضور داشتند؛ بليطها دستكم به سه تا چهار برابر قيمت خريد و فروش ميشد. قيمت برخي از رديف بليطها تا يكصدو 50 هزار تومان و بيشتر هم ميرسيد.
دو شب گذشته بليط روزهاي ديگر کنسرت نيز با همين قيمتها در حال خريد و فروش بودند.
گفته ميشود عوايد حاصل اين اجرا به ساخت مقبرهي شمس تبريز در شهر خوي اختصاص مييابد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:39 توسط همايون
گزارشی از کنسرت دیشب استاد شجریان و گروه شهناز
باز هم شجریان آزرده شد

کنسرت دیشب استاد شجریان وگروه شهناز مانند همیشه با حواشی تاسف باری همراه بود که باعث شد استاد شجریان مثل اکثر کنسرتهایش با خاطری آزرده و اعصابی ناراحت کنسرت را اجرا کند. در کنسرت دیشب چند تن از پرسنل اصلی تدارکات کنسرت بیش از نیم ساعت در آسانسور گیر کردند. همین مسئله موجب تاخیر حدود یک ساعنه کنسرت شد. استاد شجریان هم در آغاز کنسرت همه این مسائل و نا بسامانی وضعیت سالن های کنسرت ایران را مجددا یاد آور شد. اما کو گوش شنوا.
با وجود این همه حاشیه کنسرت در قسمت اول در دستگاه همایون آغاز شد. پیش در آمد ساخته آقای درخشانی که تمام شد استاد با اشاره به گروه خواستار توقف اجرا شد. سپس از حضار خواهش کرد که از تصویر برداری و عکسبرداری با موبایل خودداری کنند. چون این همه نور و فلاش موجب عدمتمرکز گروه میشود.
بخش اول، در دستگاه «همایون» و با عنوان «رندان مست» اجرا شد. کنسرت با یک «پیشدرآمد» از ساختههای مجید درخشانی آغاز گردید. سپس قطعهی «زنگ شتر» که از ردیف «میرزا عبدالله» برگرفته شده بود، اجرا شد. بعد از آن نوبت به ساز و آوازی با غزل حافظ رسید. اولین تصنیف کنسرت، «چشم یاری» ساختهی استاد شجریان و با غزلی از حضرت حافظ بود با این مطلع: «ما ز یاران چشم یاری داشتیم / خود غلط بود آنچه میپنداشتیم» پس از این تصنیف که توسط مجید درخشانی تنظیم شده بود، ادامهی ساز و آواز با شعر حافظ اجرا گردید.
تصنیف بعدی، اثر قدیمی «باد صبا» بود که از ساختههای «حسامالسلطنه مراد» است و مجید درخشانی آن را تنظیم کرده بود. این تصنیف پیشتر با ضرباهنگی کندتر در آلبوم «خزان»، از آثار قدیمی استاد آمده بود و البته تنظیم آن نسخه بر عهدهی استاد «جواد معروفی» بوده است. آواز «شوشتری» با شعری از شیخ اجل، سعدی، بخش بعدی کنسرت بود. اولین و آخرین قطعهی بیکلام بخش اول، چهارمضراب شنیدنی «بیداد» اثر مجید درخشانی بود. پس از چهارمضراب، آخرین قطعهی آوازی با غزلی از سعدی اجرا و به تصنیف «رندان مست» ساختهی مجید درخشانی متصل شد. شعر این تصنیف از غزلیات شورانگیز مولانا بود. با اجرای «رندان مست» بخش نخست کنسرت به پایان رسید.
پس از انتراکتی نسبتاً طولانی، بخش دوم، در دستگاه «شور» و با عنوان «مرغ خوشخوان» آغاز گشت. تمامی قطعات این بخش از ساختههای محمدرضا شجریان بود با تنظیم مجید درخشانی و اشعار حافظ و مولانا. پس از اجرای پیشدرآمد و مقدمهی آواز، تصنیف «پیام نسیم» با غزل حافظ اجرا شد. بعد از این تصنیف قطعهی آوازی سنگینی اجرا شد که قطعهی چهارمضراب هم در آن گنجانده شده بود. در نهایت و پس از اجرای «آواز مثنوی»، تصنیف «مرغ خوشخوان» پایانبخش برنامهی رسمی کنسرت استاد بود.
اما آنچه که پس از اتمام کنسرتهای استاد، چه در اجراهای داخلی و چه خارج از کشور اتفاق افتاده و دیگر به یک عادت بدیهی بدل شده؛ تقاضای اجرای تصنیف نوستالژیک و محبوب «مرغ سحر» از سوی حاضران بود که بر خلاف شبِ اول پارسال، این بار اجرا شد و علاقهمندان پرشمار این تصنیف را سیراب کرد. برنامه رأس ساعت ٢٤ و پس از تشویقهای بیامان حاضران خاتمه یافت. در واقع میتوان گفت، برنامهی امسال با ٤ ساعت (مفید و غیرمفید) طولانیترین برنامهی اجراهای اخیر داخلی را رقم زد.
پس از اتمام برنامه که بههمراه یکی از علاقهمندان استاد، نظر مردم را پیرامون اجرا میپرسیدیم، اکثراً ضمن اعلام رضایت از این کنسرت، معتقد بودند از مجموع کنسرتهای سالهای گذشته لذت بیشتری بردهاند که بررسی دقیقتر و موشکافانهی این قضیه را به مجالی مناسبتر وا مینهیم.
یادآور میشود، همنوازان گروه «شهناز» را _ بهترتیب از راست به چپ روی صحنه _ حسین رضایینیا (دف و دایره)، رامین صفایی (سنتور)، کاوه معتمدیان (کمانچه)، سینا جهانآبادی (کمانچه)، شاهو عندلیبی (نی)، رادمان توکلی (تار)، مجید درخشانی (تار)، مژگان شجریان (سهتار)، مهرداد ناصحی (قیچک آلتو)، حامد افشاری (قیچکباس)، محمدرضا ابراهیمی (بربت)، مهدی امینی (رباب و بمتار) و حمید قنبری (تنبک) تشکیل میدادند.
عوامل اجرایی و پشتصحنهی این کنسرت هم، همان افرادی بودند که در اجراهای قبلی استاد آواز ایران را یاری کرده بودند. ریموند موسیسان کار صدابرداری را بر عهده داشت. طراح لباسها گیتی حسابی و طراح صحنه و گرافیک، مطابق معمول، مژگان شجریان بود. عکسهای بروشور کنسرت هم توسط علیرضا سلطانی و علی تبریزی گرفته شده بود. ضمن آنکه خط زیبا و دلربای استاد یدالله کابلی نیز مثل همیشه، بروشور کنسرت را تزیین کرده بود.
شش شب دیگر از کنسرت استاد و گروه شهناز باقیست که در تاریخهای ٣٠ خرداد، اول، دوم، ششم، هشتم و نهم تیرماه برگزار خواهد شد: ۶ شب رؤیایی دیگر...

این هم خلاصه ای از کنسرت:
بخش اول:رندان مست
دستگاه همایون
۱-پیش در آمد ساخته مجید درخشانی
۲-زنگ شتر برگرفته از ردیف میرزا عبدالله
۳-ساز و آواز حافظ
۴-تصنیف چشم یاری ساخته استاد شجریان - تنظیم درخشانی حافظ
۵-ادامه ساز و آواز حافظ
۶-تصنیف باد صبا ساخته حسام السلطنه مراد- تنظیم درخشانی ملک الشعرای بهار
۷-آواز شوشتری سعدی
۸-چهار مضراب بیداد ساخته مجید درخشانی
۹-ساز و آواز سعدی
۱۰-تصنیف رندان مست ساخته مجید درخشانی مولانا
انتراکت
بخش دوم مرغ خوشخوان
دستگاه شور
ساخته استاد شجریان با تنظیم درخشانی و اشعار حافظ و مولانا
۱- پیش در آمد
۲- ساز و آواز
۳-تصنیف پیام نسیم
۴- ساز و آواز
۵-چهار مضراب
۶-آواز مثنوی
۷-تصنیف مرغ خوشخوان
آنچه در این کنسرت بسیار مشهود بود اجرای فوق العاده و بی نظیر استاد شجریان بود. پس از عمل جراحی ایشان شایعات متععدی در مورد افت قدرت صدای استاد توسط عده ای معلوم الحال گفته میشد. اما استاد دیشب مسلط تر از همیشه خواندند.
گروه نوازی اعضا خوب بود اما به نظر حقیر تکنوازی ها در حد استاد شجریان نبود.
جاودان بمانی استاد .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:15 توسط همايون
آواز «شجريان» بدون «همايون» از فردا در تهران ميپيچد
![]() |
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت گروه شهناز متشكل از نوازندگاني چون سينا جهانآبادي: كمانچه، شاهو عندليبي:ني، حامد افشاري:قيچك باس، مهرداد ناصحي: قيچك آلتو، كاوه معتمديان:كمانچه، رادمان توكلي: تار، رامين صفايي:سنتور، حميد قنبري:تنبك، حسين رضايي نيا:دف، محمدرضا ابراهيمي: عود، مژگان شجريان: سهتار و مصطفي عميديفرد:بم تار و رباب به همراه استاد آواز ايران در دو بخش به اجراي برنامه ميپردازند.
در اين كنسرت كه همايون شجريان پدرش را همراهي نميكند،قطعاتي از اشعار مولانا، حافظ و سعدي توسط گروه اجرا ميشود و بخشي از درآمد حاصل از اين برنامه به بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در شهرستان خوي اختصاص خواهد يافت.البته شجريان سال گذشته در سفرش به شهرستان خوي درخواست برگزاري كنسرت در اين شهرستان و نيز تبريز را مطرح كرد اما با مسؤولان به توافق نرسيد.
كنسرت شجريان با گروه شهناز 29 و 30 خرداد، 1، 2، 6، 8 و 9 تير در تالار بزرگ كشور برگزار ميشود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:3 توسط همايون
عدم خبرنگاران در كنسرتاستاد شجريان
عليرغم حضور گسترده خبرنگاران در كنسرتهاي قبلي شجريان، متاسفانه در كنسرت جديد استاد آواز ايران با گروه شهناز خبرنگاران امكان حضور ندارند
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در طول سالها فعاليت استاد آواز ايران هميشه خبرنگاران در كنار وي در انعكاس همه جانبه اخبارشان حضور داشته و به وظيفه خود عمل كرده اند.
هر زمان خبر برگزاري كنسرت شجريان اعلام ميشد از مدتها قبل رسانهها اين رويداد هنري را حمايت و اقدام به درج اخبار آن ميكردند كه البته اين مسئله در خصوص كنسرت جديد استاد آواز نيز همانند گذشته انجام شد.
اما به دلايل نامعلوم و بر خلاف گذشته اين كنسرت بدون هيچ كنفرانس خبري در خصوص چگونگي اجرا ،مسير برگزاري خود را طي كرد تا بدانجا كه امشب، اولين شب اين كنسرت بدون در نظر گرفتن جنبههاي خبري برگزار ميشود.
به گزارش فارس،عدم برگزاري كنفرانس خبري تنها تفاوت قابل ملاحظه اين كنسرت با ساير كنسرتهاي شجريان نيست بلكه در نظر نگرفتن خبرنگاران براي اين اجرا بيشتر قابل بحث است چرا كه اين قشر عليرغم پوشش كامل اين رويداد هنري از ماهها پيش، از چشم مسئولان برگزاري اين كنسرت دور ماندهاند.
هر چند كه عكاسان رسانهها نيز از سال پيش به دلايل مختلف اجازه حضور در اين برنامه و كنسرتهاي اين چنيني را ندارند.
بر اساس اين گزارش،در برگزاري كنسرتهاي گذشته ،شركت فرهنگي هنري دل آواز مسئوليت بخش ارتباط با رسانهها را نيز برعهده داشت كه متاسفانه اين مركز نيز ديگر پاسخگو اين مسئله نيست چرا كه از هفتههاي گذشته اين موسسه و مسئولين برگزاري و اشخاص مرتبط با اين كنسرت حتي حاضر به پاسخ دادن تلفنهاي خود نيستند.
كنسرت استاد آواز ايران از امروز در تالار بزرگ كشور برگزار ميشود و تا كنون نيز
پيگيريهاي فارس در خصوص عدم دعوت خبرنگاران به اين كنسرت به نتايج مثبتي نرسيده و شنيدهها حاكي از آن است كه اينبار خبرنگاران هم همانند عكاسان نميتوانند به كنسرت راه يابند.
اين گزارش ميافزايد:بر اساس برخي شنيدهها مراكزي چون معاونت هنري ارشاد و بخشهاي مرتبط با موسيقي نيز درخواست خريد بليت را از موسسه دل آواز داشتهاند اما با جواب منفي روبرو شدهاند كه اين موضوع موجب ابهاماتي شده است.
اشكالات فراوان در خريد اينترنتي بليتهاي اين كنسرت يكي ديگر از مواردي است كه به اين برنامه وارد است.چگونه ممكن است يك سايت در روزهاي خريد هميشه با مشكل مواجه شود و بعد در كمتر از يك ساعت تقريبا 15 هزار نفر بليت خود را براي حضور در 7 شب كنسرت خريداري كنند و جالبتر اينكه در شبهاي برگزاري افرادي با در دست داشتن تعداد قابل توجهي بليت اقدام به فروش غير قانوني آنها با قيمتهاي گزاف ميكنند.
با ذكر تمام اين موارد كنسرت شجريان از امشب بدون حضور حتي يك خبرنگار و در سكوت كامل خبري در تالار بزرگ كشور به روي صحنه ميرود.
تلاش خبرنگار فارس براي تماس با برگزاركنندگان اين كنسرت در موسسه دلآواز طي روزهاي گذشته بينتيجه ماند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:58 توسط همايون
پس از ماه ها انتظار : امروز اولين اجراي كنسرت استاد شجريان

نخستين كنسرت استاد محمدرضا شجريان در سال جاري ، با گروه شهناز ، و به مدت هفت شب از امروز (چهارشنبه) در تالار بزرگ وزارت كشور آغاز ميشود.
يكي از مسوولان شركت دل آواز در گفت و گو با خبرنگار حوزه موسيقي ايرنا با اعلام اين خبر افزود: كنسرت استاد در روزهاي ۳۰ ، ۲۹خرداد ، و اول ، دوم ، ششم ، هشتم، و نهم تير به اجرا در خواهد آمد.
وي افزود : اين برنامه در دوبخش اجرا خواهد شد ، كه بخش اول در دستگاه همايون و به نام رندان مست ، و بخش دوم در دستگاه شور و به نام مرغ خوشخواناست.
وي هم چنين گروه شهباز را كه براي اولين بار است ، استاد شجريان با آن همكاري ميكند، گروهي ديرپاخواند كه از سال ۱۳۵۲شكل گرفت ، و به افتخار استاد جليل شهناز ، به نام شهناز ملقب شد.
اين مسوول گفت: سرپرست گروه شهناز در اين اجراها، مجيد درخشاني خواهد بود وي ديگر نوازندگان اين گروه را در اركستر استاد ، مژگان شجريان سه تار، حسين رضايي نيا دف و دايره، رامين صفايي سنتور، كاوه معتمديان، كمانچه، سينا جهان آباديكمانچه، شاهو عندليبي ني، حامد افشاري قيچك باس، مهرداد ناصحي قيچك آلتو، رادمان توكلي تار، حميد قنبري تنبك، محمدرضا ابراهيمي عود، و مهدي اميني، رباب عنوان كرد.
شركت دل آواز ، برگزاركننده كنسرتهاي استاد شجريان در ايران است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:57 توسط همايون

حال که تنها شدهام میروی؟
حال که رسوا شده ام میروی
واله و شیدا شده ام میروی
حال که غیر از تو ندارم کسی
اینهمه تنها شده ام میروی
حال که چون پیکر سوزان شمع
شعله سرا پا شده ام میروی
حال که در وادی عشق و جنون
وامق عذرا شده ام می روی
حال که نادیده خریدار آن
گوهر یکتا شده ام می روی
حال که در بحر تماشای تو
غرق تماشا شده ام میروی
اینهمه رسوا تو مرا خواستی
حال که رسوا شده ام میروی .....

این ترانه در یک محفل خصوصی نواخته شده و تاکنون پخش نشده است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:26 توسط همايون
معرفي گروه شهناز
استاد محمد رضا شجريان به همراه گروه شهناز تا چند روز ديگر در تالار بزرگ كشور كنسرت خواهند داشت.اكثر اسامي اين گروه براي علاقه مندان نا آشنا است. در اين جا براي آشنايي بيشتر علاقه مندان به معرفي مختصري از اين گروه مي پردازم:
اعضای گروه شهناز:
«سینا جهانآبادی» نوازندهی کمانچه
«شاهو عندلیبی» نی
«حامد افشاری» قیچک باس
«مهرداد ناصحی» قیچک آلتو
«کاوه معتمدیان» کمانچه
«رادمان توکلی» تار
«رامین صفایی» سنتور
«حمید قنبری» تنبک
«حسین رضایینیا» دف
«محمدرضا ابراهیمی» عود
«مژگان شجریان» سهتار
«عمیدی» بمتار
و مجيد درخشاني

مجيد درخشاني
نوازندهي تار، آهنگساز و سرپرست گروه
مجيد درخشاني متولد ١٣٣۵ در سنگسر سمنان است. فراگيري موسيقي را از دوران نوجواني آغاز كرد و با قبولي در رشتهي موسيقي دانشكدهي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به جمع كساني پيوست كه موسيقي را به شكلي جدي پي گرفتند.
وي همزمان با تحصيل در دانشگاه، به فراگيري موسيقي نزد استاد محمدرضا لطفي در دانشگاه و خارج از آن در قالب آموختن رديف (تار و سهتار) پرداخت.
در سال ١٣۵۵ به عضويت گروه موسيقي «شيدا» در آمد و در توليد و خلق مجموعهي آلبومهاي «چاووش» مشاركت داشت و نيز عضو مؤسس «كانون چاووش» شد. انتشار آلبومهاي «بچهها بهار» (با حسين عليزاده) و آلبوم «قاصدک» (با صداي مهدي اخوان ثالث) از تلاشهاي مستقل درخشاني در دههي شصت بود.
وي در سال ۱۳۶۳ به آلمان عزيمت كرد و در شهر کلن ساکن شد. در مدت ٢٠ سال اقامت، وي در راهاندازي كانون موسيقي «نوا» و برقراري كنسرتها و سمينارهاي سالانهي مرتبط با موسيقي ايراني و انتشار آلبومهايي چون «نسيم صبحدم»، «گمگشته»، «نيريز» و... در اين كشور تلاشهايي جدي صرف نمود. اوج كار درخشاني، همكاري با محمدرضا شجريان در انتشار آلبوم «در خيال» بهسال ۱۳۷۵ بود كه همزمان با آن، آلبوم «بيكران» را هم به بازار موسيقي عرضه كرد.
وي در اوايل دههي ٨٠ و پس از قريب ٢٠ سال به ايران بازگشت و به انتشار آلبومهايي چون «من طربم» و «يبداردلان» دست يازيد. پايهگذاري و شكلدهي به گروه ٣٠ نفرهي خورشيد در سال ١٣٨٤ و برگزاري ١۵ كنسرت در تهران و شهرستانها و نيز كشورهاي چين و فرانسه از ديگر تلاشهاي مجيد درخشاني بود. انتشار آلبوم «فصل باران» با صداي عليرضا قرباني (بهار ١٣٨۵)، «آسمانه» با صداي غلامرضا رضايي (زمستان ١٣٨۶) و همكاري با گروه «آوا» و اجراي كنسرت در يونسكو و نيز تالار بزرگ كشور و همزمان انتشار آلبوم «غوغاي عشقبازان» بهعنوان نوازندهي تار از آخرين فعاليتهاي هنري مجيد درخشاني بهشمار ميرود.
نکتهي جالب آنکه، درخشاني در آزمون «کارگاه آواز» استاد شجريان هم به عنوان همنواز تار هنرآموزان را همراهي ميكرد. وي در تابستان ١٣٨۶ نيز بههمراه گروه خود و نيز دو گروه از تاجيكستان و افغانستان در يونسكو بهمناسبت هشتصدمين سالگرد تولد مولانا كنسرتهايي را در پاريس اجرا كرد.

محمدرضا ابراهيمي
نوازندهي بربت
متولد ۱۳۵۰
تحصيلات: فارغالتحصيل رشتهي موسيقي از دانشگاه هنر
اساتيد: مجيد درخشاني، ارشد طهماسبي، محمدرضا لطفي و هوشنگ ظريف
سابقهي فعاليتهاي هنري:
از سال ١٣۶٨ آغاز آموزش عالي و فعاليتهاي اجرايي از قبيل ضبط موسيقي، اجراي کنسرت نزد استاد حسين عليزاده، مدرس موسيقي در دانشگاه هنر و هنرستان موسيقي، انتشار آلبوم تکنوازي عود به نام «ثنا» در سال ۱۳۸۶، همراهي با گروه موسيقي «آوا» و استاد محمدرضا شجريان در کنسرت سال ٨۶ در اصفهان.

حميد قنبري
نوازندهي تنبک
متولد ۱۳۵۳ در تهران
تحصيلات: شيمي کاربردي - فارغالتحصيل رشتهي موسيقي
استاد: از سال ۱۳۷۳ نزد بهمن رجبي
سابقهي فعاليتهاي هنري:
اجراي کنسرت با گروههاي «آفتاب»، «آفاق»، «مهر»، «آوا» و «مهتاب» در تهران و ديگر شهرهاي ايران. همکاري با ارکستر سمفونيک تهران بهرهبري فريدون ناصري. شرکت در تهيه و اجراي موسيقي فيلم تئاتر و سريالهاي تلويزيوني. همکاري در اجراي آلبومهاي «سايه روشن مهتاب» به آهنگسازي احسان ذبيحيفر و خوانندگي بيژن کامکار، «آتش و ني» و «راز عشق» بههمراه بهزاد فروهري و مجيد وطنيان، آلبومهاي «ميشنيدم از پرنده» و «بخوان با من» در زمينهي موسيقي کودک به آهنگسازي محمدرضا فياض، آلبوم «پرسه در آينه» بههمراه گروه آفتاب، دو آلبوم بر اساس موسيقي لري و آلبوم «نظم و نثر» با همراهي عود سعيد نايبمحمدي. همکاري با پدرام خاورزميني در ويرايش کتاب «نتنوشتههاي امير ناصر افتتاح» و تهيهي آلبومي براي سازهاي کوبهاي بهنام «کوتاه»، منتشرشده در ايران و اروپا.

رادمان توکلي
نوازندهي تار
متولد ١٣۵٣ در تهران
تحصيلات: کارشناسي مهندسي عمران از دانشگاه تهران
اساتيد: امير نادرزاده، فريبرز عزيزي و استاد حسين عليزاده
سابقهي فعاليتهاي هنري:
اجراي کنسرتهاي متعدد در تهران و شهرستانها بههمراه گروههاي موسيقي «پرنيان»، «چاووش» و «خورشيد». برگزيدهي جشنوارهي تارنوازان بزرگداشت استاد حسين عليزاده در سال ١٣٨١.

شاهو عندليبي
نوازندهي ني
متولد ١٣۵٣ در سنندج
تحصيلات: کارشناس ارشد رشتهي نوازندگي موسيقي ايراني از دانشگاه هنر
اساتيد: ايرج عندليبي (مقامهاي کردي و آواز)، از سال ١٣۶٨ نزد جمشيد عندليبي (ني)
سابقهي فعاليتهاي هنري:
اجراي کنسرتهاي متعدد در فستيوالهاي داخل و خارج کشور، همکاري با گروه «مولانا» بهسرپرستي جليل عندليبي، گروه «تنبور شمس» بهسرپرستي کيخسرو پورناظري. نوازندگي در آلبومهاي موسيقي «مستان سلامت ميکنند» با صداي بيژن کامکار، «سکوت» با صداي زندهياد ايرج بسطامي و...، همراهي با گروه موسيقي «آوا» و استاد محمدرضا شجريان در کنسرت سال ٨۶ در اصفهان.

سينا جهانآبادي
نوازندهي کمانچه
متولد ١٣۵٤ در تهران
تحصيلات: کارشناس ارشد رشتهي نوازندگي موسيقي ايراني از دانشگاه هنر
اساتيد: داود گنجهاي، کامران داروغه، اردشير کامکار و علياکبر شکارچي
سابقهي فعاليتهاي هنري:
نوازندگي کمانچه و تنظيم آهنگ در تعداد زيادي از آلبومهاي موسيقايي از جمله آلبومهاي مستقل همايون شجريان، عضو گروه ارکستر صدا و سيما، حضور در کنسرتهاي متعدد داخل و خارج از کشور، همراهي با گروه «مولوي» و استاد شهرام ناظري در کنسرتهاي خارج از کشور در سال ٢٠٠۷، همراهي با گروه موسيقي «آوا» و استاد محمدرضا شجريان در کنسرت سال ٨۶ در اصفهان.

حسين رضايينيا
نوازندهي دف و دايره
متولد ۱۳۵۴ در تهران
استاد: از سال ١٣۷١ نزد استاد بيژن کامکار
سابقهي فعاليتهاي هنري:
آغاز فراگيري موسيقي در سال ۶٩ با ساز سنتور و سپس يادگيري دف در مرکز حفظ و اشاعهي موسيقي، تدريس ساز دف در خانهي تنبور شمس، نوازندهي دف سمفوني «ايثار» بهرهبري مجيد انتظامي، برگزاري کنسرتهاي متعدد با گروه موسيقي «شمس» و «مولوي» (استاد شهرام ناظري)، نوازندگي دف در آلبومهاي گوناگون از جمله «گل آتش»، «پنهان چو دل» و «غوغاي عشقبازان»، همراهي با گروه موسيقي «آوا» و استاد شجريان در کنسرتهاي تهران و اصفهان سال ٨۶ و تور کنسرت بهاره در آمريکاي شمالي در سال ٢٠٠٨.

حامد افشاري
نوازندهي قيچک باس
متولد ١٣۵۶ در تهران
تحصيلات: دکتراي پزشکي
استاد: علي صائمي (تنبک)، مرحوم استاد اسدالله ملک (ويلن)، فرهاد هراتي (سلفژ و مباني هارموني) و محمدرضا لطفي (ريتمهاي ادواري)
سابقهي فعاليتهاي هنري: همکاري با گروههاي «چاووش» (زيدالله طلوعي)، «پرنيان» و «خورشيد» در اجراي کنسرتهاي متعدد.

مهرداد ناصحي
نوازندهي قيچک آلتو (و کمانچه)
متولد ١٣۶١ در تهران
تحصيلات: فارغالتحصيل از هنرستان موسيقي و دانشکدهي سوره
اساتيد: از سال ١٣۷۶ سعيد فرجپوري، علياکبر شکارچي، اردشير کامکار، مجيد درخشاني و محمدرضا لطفي
سابقهي فعاليتهاي هنري:
برندهي ديپلم افتخار و تنديس نخستين جشنوارهي موسيقي و سرود محله، برگزيدهي جشنوارهي سراسري «موسيقي؛ آواي همبستگي»، همکاري با گروههاي موسيقي «صنم»، «چکاوک»، «بنان»، «همايون»، «مضراب» و «خورشيد» در کنسرتهاي متعدد داخلي و خارجي، تکنواز ارکستر «موسيقي نو» بهسرپرستي عليرضا مشايخي، خوانندهي کر در ارکستر سمفونيک تهران و صدا و سيما.

رامين صفايي
نوازندهي سنتور
استاد: هنرآموختهي مکتب استاد فرامرز پايور
سابقهي فعاليتهاي هنري:
تدريس ساز سنتور، پايهگذار و سرپرست گروه موسيقي «چنگ» از سال ١٣٨١ و اجراي كنسرتهاي مختلف در استانهاي تهران، خراسان، اصفهان، شيراز، سمنان، گلستان و...، نوازندگي سنتور در آلبوم موسيقي محلي «درد آشنا»، اهتمام در نگارش کتاب «غوغاي ستارگان»: گلچيني از تصنيفها و ترانههاي خاطرهانگيز براي سنتور.

مژگان شجريان
نوازندهي سهتار
متولد ١٣٤٨ در تهران
توضيح: دختر سوم استاد محمدرضا شجريان و طراح گرافيک آثار پدر. آواز را نزد استاد شجريان و در کنار همايون و خواهرانش فرا گرفته و قرار است در کنسرت تابستان ٨۷ سهتار بنوازند. مژگان شجريان همخوان احتمالي استاد در اين کنسرت خواهد بود!
کاوه معتمديان
نوازندهي کمانچه
متولد ۱۳۶۲ در شهرکرد
تحصيلات: دانشجوي كارشناسي ارشد موسيقي در دانشگاه تهران
اساتيد: اردشير كامكار، سعيد فرجپوري و هادي منتظري
سابقهي فعاليتهاي هنري: همراهي با گروههاي موسيقي «سپيدار» و «ريرا» در برگزاري کنسرتهاي داخلي.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:15 توسط همايون
چرا استاد شجریان؟
چراشجريان استاد است ۲
*********
محمد رضا شجریان در سال 1321 در شهر مقدس مشهد به دنیا آمد. خانواده شجریان هم اهل ذوق و هنر هستند و پدر و جد او دارای صدای خوب و رسا بودند.
زیبا نویسی و نقاشی و موسیقی در این خانواده موروثی است. محمد رضا وقتی تحصیل می کرد سنتور هم فرا گرفت و گاهی با این ساز دلنشین صدای خود را همراهی می کرد و یا قلم مو را به دست می گرفت و آثار نقاشی قشنگ خلق می کرد، او به استخدام وزارت فرهنگ در آمد (به عنوان دبیر خط و نقاشی) ولی شاگردان او تا مدت ها نمی دانستند که هنر اصلی آقای دبیر آواز است...
محمدرضا ودتی با استاد احود عبادی و بعد استاد مهرتاش و بالاخره استاد عبدالله دوامی (یکی از قدیمی ترین استادان ردیف شناس) کار کرد. شجریان مدت ها با دوامی کار کرد و با گوشه های ناشناخته ی موسیقی آشنا شد، او می خواست که تمام ردیف ها و گوشه های موسیقی ایرانی را که کسی نمی داند بداند، برای نیل به این هدف سراغ هر کسی که می توانست کمکش کند رفت تا بدآن جا که گوشه ناشناخته ای برایش باقی نماند و ردیف ردیف خوانی را به درجه بالای خود رساند. شجریان در رادیو با نام مستعار "سیاوش" کارش را آغاز کرد و با همان اولین برنامه ها نام خود را جزو بهترین ها تثبیت کرد. تصانیف و گوشه های قشنگ گذشته را یکی پس از دیگری به اجرا درآوردو تازگی بخشید و تمام اساتید موسیقی تاییدش کردند و خدمات ارزنده اش را ارج نهادند. شجریان به همان حقوق اندک دبیری قناعت نمودو هرگز صدایش را نفروخت. تصانیف و گوشه های آوازی که شجریان اجرا کرده است همه از تکنیک و مهارت کامل او نشان دارند و می توانند جهت آموزش خوانندگی و اجرای صحیح موسیقی ایرانی مورد استفاده هنرجویان آواز قرار گیرد.
2- چرا «استاد شجریان»؟
در سال 1341 که استاد شجریان کار خوانندگی را تازه در رادیو ایران شروع کرده بودندیکی از کاباره داران که با من دوستی داشت فکر کرد بتواند شجریان را برای کار خوانندگی به کاباره خود دعوت کند، پیشاپیش به او گفتم "فکر نمی کنم قبول کند". با این همه اصرار داشت که موضوع را با او در میان بگذارم. وقتی که اصرارش را دیدم قبول کردم که با محمد رضا خان صحبتش را بکنم. چند روز بعد وقتی او را در رادیو دیدم خواهش کردم در فرصتی ملاقاتی با هم در کلاس من داشته باشیم.خیلی فروتنانه دعوت مرا پذیرفت و روزی به کلاس من آمد. پس از حرف های حاشیه ای و قدری تعریف از هنر خوانندگی ایشان، جریان دعوت صاحب کاباره را با او در میان گذاشتم. قدری مکث کرد و گفت "فکر نمی کنم بشود" بالاخره پیشنهاد کار شبی دو سه هزار تومان (که در آن زمان رقم چشمگیری بود) را رد کرد و مذاکرات به جایی نرسید.
دوستی من و محمدرضا خان شجریان (که در آن زمان دوستان او را سیا صدا می زدند) به سالهای دهه چهل بر میگردد. آهنگ "مگه نه" ساخته اینجانب (با شعری از بیژن سمندر) یادگار همان زمان هاست:
من و قصه یک کهنه کتابیم مگه نه؟
راجع به استاد شجریان در کتاب "گلستان موسیقی ایران" مفصل صحبت کرده اماما حالا در این فرصت می خواهمتوضیح دهم که چرا او را "استاد شجریان" می خوانیم و باید بخوانیم.
در سال های 45-1343 از دوست نازنینی به نام تاروردی که به معاونت اداری رادیو منصوب شده بود درخواست کردم که در صورت امکان یکی دو نفر از کارکنان فنی رادیو را با یک ضبط صوت به نقاط مختلف ایران اعزام فرمایند که آهنگ های محلی را ضبط و برای استفاده رادیو آماده نمایند. ایشان از این پیشنهاد استقبال کردند و قرار شد آن را با وزیر اطلاعات وقت (جناب نصرت الله معینیان) در میان بگذارند و با موافقت ایشان دو سه نفری را برای ماموریت در نظر بگیرند. به هر حال موافقت اعلام می شود و دو سه نفر برای این کار می روند و پس از چند ماه با هفت نوار ریل (با کیفیت عالی) بر می گردند. من این را شانس را داشتم که یک کپی از آن سوی آهنگ های اصیل محلی را داشته باشم که امروزه همان ها بهترین مونس و بزرگ ترین موجودی من در غربت اند.
در میان این آهنگ ها نواهایی نظیر ملا ممد جان یا نوایی (که کاملا اصیل و دست نخورده است) و ده ها آهنگ جالب دیگر وجود دارد که اگر عمری باقی باشد آن ها را تنظیم و اجرا خواهم کرد. وقتی آهنگ ها را گوش می کردم در بین آن ها آهنگ هایی نفیس و دلپذیر و بعضا گوشه هایی می شنیدمکه در کتاب ها و ردیف های موجود و معمول سابقه نداشت. مثلا گوشه ی بسیار دلنشینی در شهر خاف ضبط شده بود که آرزو می کردم کاش در ردیف موسیقی ما جا می گرفت.
یکی دو سال قبل به نواری از استاد شجریان گوش می کردم که دیدم آن گوشه را با مهارت کامل در آواز خود جا داده و اجرای استادانه ای از آن نوار مهجور نموده است که بی اختیار زبان به تحسین این بزرگوار موسیقیدان ایرانی گشودم. آری، عنوان استاد شجریان برازنده اوست.
شجریان در موسیقی ایران چیزی را نیاموخته به جا نگذاشته است. او برای فراگیری و تکمیل هنر خود به هر زحمت و مشقتی تن داده است. شنیده ام او برای فراگیری اندوخته های استاد دوامی به او مراجعت می کند ولی استاد به علت کهولت سن تن به تدریس نمی دهد. شجریان که نمی تواند از این نعمت و یادگار هنری که در سینه این مرد یکصد ساله نهفته است صرف نظر کند به قول معروف در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد حاضر می شود که در کارهای خانه مثل خرید و غیره به ایشان کمک کند و بالاخره پس از مدت ها در برابر پرداخت مبلغی آن چه استاد در سینه داشت به سینه همیشه جستجوگر استاد شجریان منتقل می شود.
شجریان گنجینه ای است از آواز دیروز و امروز ایران. اگر بگویم باید به شجریان ببالیم چیزی به اغراق نگفته ام. انسانی است والا و هنرمندی در حرفه و هنر خود به معنی واقعی کلمه دانا.
نه به دیدار و به دینار و به سود و به زیان
هر بزرگی که به فضل و به هنر گشت بزرگ
نشود خرد به بد گفتن بهمان و فلان
گرچه بسیار بماند به نیام اندر، تیغ
نشود کند و نگردد هنر تیغ نهان
ور چه از چشم نهان گردد ماه اندر، میغ
نشود تیره و افروخته باشد به میان
شیر هم شیر بود، گر چه به زنجیر بود
نبرد بند و قلاده، شرف شیر ژیان
باز هم، باز بود گر چه که او بسته بود
شرف بازی از بازی، فکندن نتوان
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:41 توسط همايون
چرا شجریان استاد است ۱
واژه استاد در فرهنگ ما هیچ پشتوانه رسمی یا حقوقی ندارد. هر شخص به سلیقه خود هر کسی را دوست دارد، استاد خطاب می کند. چون معیار مکتوب و مدونی هم نیست، نمی شود گفت کدام درست و کدام غلط است. با این وجود هر علاقه مندی برای کاربرد این واژه دلایل خودش را دارد و احتمالاً در جای خودش قابل احترام است. بنابراین نمی توان برای دیگران تعیین تکلیف کرد. من هم وقتی این مطلب را می نویسم، برای اینکه پیشوند استاد را به شجریان بچسبانم، دلایل خودم را دارم که ممکن است مورد قبول کسی نباشد. در واقع فکر می کنم برخی از کارهای ایشان کلاس درس مفصلی برای اهل موسیقی هستند و در این زمانه پر ازدحام که دیدن حضوری آدم ها خیلی سخت شده است، بهترین استفاده را از نمونه کارهای شاخص ایشان می توان برد. بر این اساس با توان محدودم، در چند شماره بعضی از این ویژگی های خوانندگی استاد شجریان را خواهم نوشت.

استادی جناب شجریان در درجه اول، فهم و درک صحیح ایشان از زبان فارسی است. به قول استاد گرانمایه مصطفی کمال پورتراب "کسی که زبان فارسی را عمیقاً درک کرده باشد، هم خوب حرف می زند و اگر صدای خوشی داشته باشد، خوب هم می خواند." ایشان توصیه موکدی به آهنگسازان و خوانندگان می کنند که "وقتی با شعر فارسی برخورد می کنید، چنین تصور کنید که می خواهید با فردی حرف بزنید. آنگاه متوجه خواهید شد واژه ها را با چه کیفیتی ادا کنید." این دقیقاً همان نکته ای است که یگانه آوازخوان دوران ما، آن را خوب بلد است و خیلی خوب هم ادا می کند.
مصرع اول بیت نخست را باز هم پرسش گونه و البته با تأکید بیشتر می خواند، غم زمانه خورم یا فراق یار كشم، و سپس کمبود طاقت خود را با صدایی لرزان و ملتمسانه چنان ادا می کند که شنونده باورش می شود او کم طاقت است، به طاقتی كه ندارم كدام بار كشم، خواننده که بین دو گزینه "غم زمانه" و "فراق یار" سرگردان است، عبارت "کدام بار کشم" را پرسشی و البته کمی طلبکارانه ادا می کند و بلافاصله پس از آن با حالتی استدلالی به شنونده تفهیم می کند که نه صبری دارم که عقلم را یاری کند و نه عقلی که به من دلداری بدهد، نه دست صبر كه در آستین عقل برم نه پای عقل كه در دامن قرار كشم
با حالتی منطقی درد دل می کند که از نظر روحی توان کناره گرفتن و فراموش کردن او را ندارم، نه قوتی كه توانم كناره جستن از او، و با همان حالت استدلال می کند که قدرتی هم برای این که به وصالش برسم، ندارم، نه قدرتی كه به شوخی در كنار كشم، پس از این که حرف دلش را گفت، درد دلش را بیرون می ریزد و با تحریر طولانی درد پنهان را آشکار می سازد.

در بیت چهارم با تغییر لحن آشکار به خود نهیب می زند که وقتی ظلم و ستم دشمنان را می توانی تحمل کنی، چو می توان به صبوری كشید جور عدو و آنگاه با همان حالت نهیب گونه، لحن پرسشی هم به خود می گیرد و از خود می پرسد چرا این آستانه تحمل را برای جور یار نداشته باشی، چرا صبور نباشم كه جور یار كشم و آنگاه برای اینکه دو بیت بعدی را در فضایی آرام تر می خواهد بیان کند، از اوج به فرود می آید.
دو بیت پایانی ماهیت اندرز گونه دارند و از آنجا که نصیحت همواره در صداهای بم ادا می شود، تأثیر مطلوب خود را می گذارند. گوشه رهاب غالباً در چنین مواردی خود نمایی می کند.
شراب خورده ساقی ز جام صافی دوست ضرورت است كه درد سر خمار كشم
گلی چو روی تو گر در چمن بدست آید كمین دیده ی سعدی پیش خار كشم
* نمونه های صوتی این مطلب از کیفیت پایینی برخوردارند. علاقه مندان برای شنیدن اصل آواز می توانند سی دی یا نوار "نوا مرکب خوانی" استاد را تهیه کنند. اثری به یاد ماندنی با آهنگسازی پرویز مشکاتیان و جواب آواز تکرار ناشدنی استاد محمد موسوی.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:34 توسط همايون
یادی از مرحوم استاد شامیرزا مرادی، مروارید اقیانوس ها
نخستین بار در زمستان سال 1372 منزل یکی از آشنایان در محله آریاشهر تهران او را دیدم. ظاهراً برای اجرا در یک کشور خارجی به همراه پسرش شاهرضا به تهران آمده بود تا به پرواز برسد. وقتی فامیلمان گفت او شامیرزا مرادی است، فوری لقب مروارید اقیانوس ها به ذهنم خطور کرد که در مطبوعات آن زمان بازتاب داشت. با خود گفتم چگونه یک پیرمرد تکیده و سیه چرده می تواند مروارید اقیانوس ها باشد.

این گذشت تا اینکه در تابستان سال بعد با کمک دوستی به نام حبیب الله اسماعیلی که در روزنامه همشهری قلم و در دانشگاه ما فقط قدم می زد! کانون موسیقی دانشگاه صنعتی امیر کبیر (پلی تکنیک تهران) را پایه ریزی کردیم. انتخاب عنوان و نوشتن شرح وظایف این تشکل دانشجویی را او به انجام رساند و برنامه ریزی برای نخستین حرکت عملی این جمع نو پا را من بر عهده گرفتم. پیشنهاد این بود که گام اول را با موسیقی محلی ایران آغاز کنیم. در نهایت با نظر علی اصغر بیانی نوازنده نام آشنای دوتار و سه تار، دو نفر انتخاب شدند، عبدا... سرور احمدی از تربت جام و شامیرزا مرادی از لرستان.
عنوان برنامه را نوای کهن گذاشتیم. انتخابش خیلی آگاهانه نبود. همیجوری فکر کردیم نوای کهن باشد بهتر است. سرانجام پاییز 1373 از راه رسید و وعده دیدار دو چهره ممتاز از موسیقی محلی ایران تحقق یافت. ابتدا سرور احمدی هنر نمایی کرد و بعد نوبت شامیرزا رسید که خیلی هم دیر به جمع دانشجویان پیوست. اتوبوس مربوطه، هنرمندان ما را از درود به تهران با تأخیر و کلی کوفتگی آورده بود. وقتی دوباره دیدمش، بار دیگر عنوان مروارید اقیانوس ها در ذهنم تداعی شد. اما تصویری واقعی از این عنوان نداشتم. فوری لباس محلی لری برتن کرد و به اتفاق پسرش از میان جمعیت به روی صحنه رفت. از نگاه دانشجویان مشتاق پیدا بود که آنها نیز همانند من چیزی از این موسیقی و مجری مربوطه اش نمی دانستند و در واقع منتظر اجرایی شبیه به سایر کنسرت های موسیقی ایرانی بودند.
وقتی صدای سحرانگیز سرنا از لابلای ریتم آرام و موقر دهل سرک کشید، چشمان مشتاق جمعیت، دیدنی بود. خود من با آنکه از کودکی با نوای سرنا و بیشتر کرنا مأنوس بودم، حال دیگری داشتم. لحن سرنای لرستان و مشخصاً شامیرزا مرادی خیلی با شنیده های قبلی من تفاوت داشت. آغازش با نغمه ای در شور و دشتی بود. براحتی می شد لحن موسیقی دستگاهی را در برخی لحظات شنید. گویا شامیرزا با علم به موسیقی دستگاهی عمداً چنین گردش هایی می کرد. اما وقتی به ناگهان سر از سه گاه درآورد، مانند مجنون ها شدیم! اصولاً در مخیله ما دورگردانی ناگهانی از شور به سه گاه نمی گنجید. فقط همان کلیشه های ردیف دستگاهی را شنیده بودیم. پس از پایان برنامه مشتاقانه به دورش حلقه زدیم و هر کس چیزی می پرسید. مانند آدم هایی که فکر می کنند خیلی چیز بلدند، پرسیدم آیا با دستگاه های موسیقی ایرانی آشنا هستی؟! گفت: بله، اول شور زدم که دقیقاً مال لرستان نبود ولی در ادامه نغمه های لری می زدم. مقداری هم سه گاه نواختم که در الان موسیقی لرستان شناخته شده است.
از ریتم های دو چهارم و سه چهارم شهری پرسیدم، گفت: ما با اینها کاری نداریم. اول سنگین سماع نواختم، بعد سه پا و دست آخر هم دوپا. با این جواب حسابمان برابر شد. واژه های او نیز برای من تازگی داشت. با خط کش ریتم های شناخته شده شهری به دنبال اندازه گیری چیزهایی بودم که دقیقاً نمی شناختم. دست آخر هم دلم را خوش کردم که منظور شامیرزا از دوپا، همان دوچهارم شهری است. بعداً فهمیدم به طور اتفاقی درست خیال کردم!

شامیرزا مرادی نوازنده ای بود که علاوه بر حفظ اصالت های موسیقی لرستان، این اجازه را به خود می داد تا از برخی الحان خارج از حوزه موسیقی لری، در نواخته هایش استفاده کند. منتهی تبحر و تسلط وی بر ساز سرنا و همچنین موسیقی منطقه خود، مانع از آن بود که سر از ناکجا آباد در بیاورد. او نغمات غیر لری را با چنان مهارتی در لابلای آهنگ های لری می نواخت که شنونده، در مجموع لری می شنید. البته به زبان امروزی ها، نغمه ها را سرهم بندی نمی کرد. می توان گفت به معنی کلمه تلفیقی از نغمات اصیل زادگاهش با الحانی از فرهنگ های همجوار ارائه می داد. برای نمونه در اثر کوهسار با آهنگسازی علی اکبر شکارچی، بخشی از موسیقی همسایگان بختیاری خود را هم نواخته است.
بعد از اجرای سال 73 در دانشگاه دیگر ندیدمش، تا اینکه سال 77 خبر فوتش را در روزنامه ایران خواندم. به نظرم خیلی زود رفت. با وجود کهولت سن هنوز هم می توانست نسل جدید غالباً نا آشنا با این نوع موسیقی را مسحور سازد، همان کاری که در فستیوال آوینیون با فرانسوی ها کرد. دو سال پیش در تابستان 84 پسرش شاهرضا را در جشنواره موسیقی آیینی نیاوران دیدم. به همراه نوازنده دهل که دامادشان بود، برای لحظاتی یاد پدر را با سرنای به ارث رسیده از او زنده کرد. خوب می زد ولی نغمات شامیرزا در گوشم لانه کرده بودند و می گفتند این شامیرزا نیست. پذیرفتم که او دیگر نیست و شاید هیچ وقت نظیرش نیاید. همینطور پذیرفتم این سرنوشت رقت بار موسیقی های کهن ایران زمین است که همگی به نوبت مقهور جهانی شدن می شوند!
هوشنگ ساماني
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:27 توسط همايون
يك عمر زندگي ... يك عمر عشق

شجريان ، نام آشنايي كه از مرزهاي دل ها ، عبور مي كند و بر ضمير ها مي نشيند . شجريان ، همان آوايي كه با سوز و گدازش ، اشك ها ريخته ايم و با ضرب و آهنگش ، دل ها داده ايم و با حزنش ، غم ها خورده ايم ، و با هر فراز و فرودش ، خاطره ها داريم ...
شجريان ، نام بلندي كه بر ستيغ آواز ايران زمين نشسته است و چشمان نگرانش ، پدرانه ، روح ها را مي نگرد ، تا بتواند آنجا كه بايد و آنجا كه لازم است ، آبي شود بر آتش دل هايي كه از هزار و يك رنج زندگي در ميان مرده هاي زنده ، به امان آمده اند ...
مگر نه اين است كه عاشقان دور از معشوق را ديد و در خيال خواند : " خبرت خرابتر كرد جراحت جدايي ، چو خيال آب روشن كه به تشنگان نمايي " ... و با دلدادگان همدل شد و در ميان گل ها اينطور خواند كه : " مرا دو چشم به راه و دو گوش بر پيغام ، تو فارغي و به افسوس مي رود ايام " ... مگر آنجا كه ياران از يار بريده را ديد با غصه هاشان همراه نشد و در معماي هستي اينگونه نگفت : " ما ز ياران چشم ياري داشتيم ، خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم " ... و مگر صحبت سوختگان به معنا راه يافته را اينطور نخواند كه : " من از آن گذشتم اي دوست كه بشنوم نصيحت ... " ... مگر وقتي درماندگي عاشقان را در برابر استدلاليان و عاقلان ديد با درد آنها همزبان نشد كه : " عاقلان نقطه پرگار وجودند وليك ، عقل داند كه در اين دايره سرگردانند " ... مگر همين آخرها نبود كه فرياد بي صداي هزاران عاشق را اينطور فرياد كرد كه : " مي خواهم فرياد بلندي بكشم ، كه صدايم به شما هم برسد ... من دچار خفقانم خفقان " ... و مگر همانجا نبود كه براي مصيبت چشيدگان بم ، دلداري نامه خواند و گفت : " برسان باده كه غم روي نمود اي ساقي ، اين شبيخون بلا باز چه بود اي ساقي " ... مگر وقتي ديد دل ها سياه شده است و نور زندگي در حال خاموشي است اينگونه ندا در نداد كه : "بگذار بر شاخه اين صبح دلاويز ، بنشينم و از عشق سرودي بسرايم " و همانجا بود كه گفت : " اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار ... شيشه غم را نكوبي گر به سنگ ... هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ " ... مگر آنگاه كه بي كسي تنهايان را ديد نخواند : " دلي ديرم چون مرغ پاشكسته ، چ و كشتي بر لب دريا نشسته ، همه گويند طاهر تار بنواز ، صدا چون مي دهد تار شكسته " ... مگر در گلبانگ به معشوقگان بي وفا اينگونه پيغام نداد كه : " اگر تو فارغي از حال دوستان يارا ... مرا فراغت از تو ميسر نمي شود " ... و مگر وقتي قرار شد از خودش بگويد و معرف خودش باشد ، سر را زير نينداخت و با تواضع نگفت : " ما گدايان خيل سلطانيم ... " ... و دريغ وافسوس كه وقتي گفتند درد دلش را بگويد ، گفت : " چون خروشم بشنود هر بي خبر گويد خموش ، مي تپد دل در برم مي سوزدم جان چون كنم ؟ " ...
شجريان را البته بيشتر از آنكه در حرف ها و تعريف ها و تمجيد ها بخواهيم بشناسيم ، بايد با كارنامه هنري اش و سوابقش شناخت . كارنامه اي كه سراسر افتخار و غرور است و در گوشه گوشه اش شاهكارهاي هنر ايران زمين در موسيقي ديده مي شوند . كارنامه اي كه در آن نه تنها موسيقي و آواز ايران جاني دوباره گرفته است ، بلكه اشعار بسياري از بزرگان نيز با آواز شجريان گويا دوباره زنده شده اند.
نويسنده تحرير ، بررسي اجمالي اي بر روي آلبوم هاي استاد شجريان انجام داده است و سعي كرده معرفي سودمندي از آنها انجام دهد ، حاصل زحمت او را با هم مرور مي كنيم :
آثار استاد شجریان تاکنون از جنبه های مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. در این مطلب قصد دارم آلبوم های استاد شجریان را از دید "آهنگسازی" و "نوازندگی" مورد بررسی قرار دهم.
آثار رسمی استاد شجریان تاکنون از طریق کمپانی شخصی ایشان (دل آواز) و شرکت های دیگر مانند آوای شیدا ، سروش ، ماهور ، ... -در داخل کشور- و کلتکس رکوردز و ترانه -در خارج از کشور- منتشر شده است.
این آثار بر اساس نوازنده و آهنگساز دسته بندی شده است:

استاد محمدرضا لطفی ( استاد لطفی در همه آثار ذیل به عنوان آهنگساز و نوازنده با استاد شجریان همکاری داشته اند. )
1) جان جان – سه گاه ( اجرای سال 1355- جشن هنر طوس)
2) بیاد عارف – بیات ترک (اجرای سال 1356 – استودیو بل)
3) سپیده – ماهور (اجرای سال 1358 – دانشگاه شهید بهشتی)
4) راست پنجگاه (اجرای سال 1354 – حافظیه ، تنبک : مرحوم ناصر فرهنگفر)
5) چهره به چهره - نوا (اجرای سال 1356 – حافظیه – گروه شیدا)
6) عشق داند - ابوعطا (اجرای سال 1359 – در این اثر فقط از ساز تار استفاده شده)
7) چشمه ی نوش – راست پنجگاه (اجرای 1374 – اجرای پاریس - تنبک : مجید خلج)
8) معمای هستی - شور (اجرای 1376 – کلن – نی : افشارنیا – تنبک : همایون شجریان)

استاد پرویز مشکاتیان (آهنگسازی تصانیف و قطعات آلبوم های ذیل توسط استاد مشکاتیان انجام شده )
1) بیداد - همایون (اجرای سال 1361 – گروه عارف – روی آ : سنتور : مشکاتیان / روی ب : تکنواز تار : استاد بیگجه خانی – تنبک : جمشید محبی)
2) نوا – مرکب خوانی (اجرای سال 1361 – گروه عارف : تکنواز نی : استاد محمد موسوی)
3) سرّ عشق – ماهور (اجرای سال 1361 – سه تار : مشکاتیان – نی : محمد موسوی)
4) آستان جانان – بیات زند و بیات کرد (اجرای سال 1364 – سنتور : مشکاتیان - تنبک : مرحوم ناصر فرهنگفر)
5) جان عشاق – بیات اصفهان، شور (اجرای سال 1362 – ارکستر سمفونیک – آهنگساز : مشکاتیان - روی آ : پیانو : زنده یاد استاد جواد معروفی / روی ب : سه تار : داریوش پیرنیاکان)
6) گنبد مینا - دشتی (اجرای سال 1364- ارکتسر سمفونیک – روی ب : تصنیف ساز قصه گو - اجرای سال 1359 – استاد فرامرز پایور ، آواز ماهور و چهارگاه - اجرای سال 1374 - تار : داریوش پیرنیاکان – تنبک : همایون شجریان )
7) دستان - چهارگاه (اجرای سال 1366 – گروه عارف – سنتور : مشکاتیان – تار : پیرنیاکان – نی : عندلیبی)
8) دود عود (اجرای سال 1366 – ارکتسر سمفونیک – همنوازان آواز : استاد علی اصغر بهاری – داریوش طلایی)

استاد فرامرز پایور :
1) انتظار دل – سه گاه ، افشاری (اجرای سال 1358 – روی آ: سنتور : استاد پایور – تنبک : محمد اسماعیلی – روی ب : گروه اساتید به سرپرستی استاد پایور – تار : استاد جلیل شهناز – کمانچه : استاد بهاری – سنتور : استاد پایور – نی : محمد موسوی – تنبک : استاد اسماعیلی)
2) راز دل – دشتی (اجرای سال 1358 – گروه پایور – سنتور: پایور – کمانچه : رحمت الله بدیعی – تار : هوشنگ ظریف- تنبک : اسماعیلی)
3) خلوت گزیده – شور (روی آ : اجرای سال 1359 - سنتور : فرامرز پایور – نی : محمد موسوی / روی ب : اجرای سال 1362 – سنتور : مشکاتیان – تنبک : فرهنگ فر)
4) بهار دلکش
5) بت چین
6) خزان (هر سه آلبوم حاوی ترانه های استاد شجریان با تنظیم استاد فرامرز پایور – ناشر : کلتکس رکوردز)
7) ساز قصه گو (اجرای سال 1359 – تصنیف به آهنگسازی استاد پایور و شعر جواد آذر)
8) دیلمان (اجرای گروه پایور - این اثر در بازار موسیقی موجود نیست)
استاد حسین علیزاده :
1) دلشدگان (اجرای 1370 – موسیقی فیلم دلشدگان - کارگردان : علی حاتمی)
2) زمستان است – داد و بیداد (اجرای سال 1379 – کمانچه : کیهان کلهر – تنبک : همایون شجریان)
3) بیتو بسر نمی شود - نوا (اجرای سال 1380 - کمانچه : کیهان کلهر – تنبک : همایون شجریان)
4) فریاد – راست پنجگاه و مرکب خوانی (اجرای سال 1381 - کمانچه : کیهان کلهر – تنبک : همایون شجریان)

داریوش پیرنیاکان و گروه آوا :
1) سرو چمان (اجرای 1369، آمریکا – تار : پیرنیاکان، نی : جمشید عندلیبی، تنبک : مرتضی اعیان)
2) پیام نسیم - ابوعطا (اجرای 1369، آمریکا – تار : پیرنیاکان، نی : جمشید عندلیبی، تنبک : مرتضی اعیان)
3) دل مجنون – بیات زند و افشاری (اجرای 1369، آمریکا – تار : پیرنیاکان، نی : جمشید عندلیبی، تنبک : مرتضی اعیان)
4) آسمان عشق – سه گاه (اجرای 1370 – اجرا در قالب گروه آوا)
5) یاد ایام – شور (اجرای 1371، آمریکا – تار : پیرنیاکان، نی : جمشید عندلیبی، تنبک : همایون شجریان)
6) رسوای دل – سه گاه (اجرای 1375 ، دوبی - اجرای گروه آوا)
7) آرام جان – افشاری (اجرای 1377، وین )
8) آهنگ وفا (اجرای سال 1378 – گروه آوا –در این اثر داریوش پیرنیاکان گروه آوا را همراهی نمیکرد-)
آثار استاد شجریان با همراهی دیگر اساتید :
1) گلبانگ شجریان 1 – بیات اصفهان ، ماهور (اجرای سال 1356 - تنظیم : فریدون شهبازیان - روی آ : سنتور : فرامرز پایور / روی ب : تار : هوشنگ ظریف )
2) گلبانگ شجریان 2 – ماهور ، دشتی (تنظیم : حسین یوسف زمانی – روی آ : سه تار : استاد احمد عبادی – روی ب : کمانچه : استاد اصغر بهاری)
3) طلوع محمد (آواز مشترک با ایرج و وفایی – به مناسبت میلاد پیامبر اکرم – اثری از مهدی سهیلی – این اثر در بازار موسیقی موجود نیست)
4) پیوند مهر – شور، ابوعطا (اجرای سال 1363 – تار : استاد فرهنگ شریف – تنبک : زنده یاد جهانگیر خان ملک)
5) همایونمثنوی – همایون (اجرای سال 1363 – سنتور : زنده یاد استاد منصور صارمی)
6) جام تهی - ماهور (اجرای دهه ی 50 – تنظیم : فریدون شهبازیان - روی آ : آواز ماهور – ویولون : زنده یاد استاد حبیب ا... بدیعی / روی ب : تصنیف در کوچه سار شب – آهنگساز : استاد محمدرضا لطفی – راپسودی برای سنتور و ارکستر، سنتور : استاد فرامرز پایور – راپسودی برای تار و ارکستر، تار : حسین علیزاده)
7) در خیال – سه گاه ، بیات زند (اجرای سال 1374 – آهنگساز و نوازنده ی تار : مجید درخشانی)
8) شب وصل – ماهور (اجرای سال 1376- تار : داریوش طلایی – کمانچه : سعید فرج پوری – تنبک : همایون شجریان)
9) شب؛ سکوت؛ کویر – موسیقی محلی خراسان (اجرای سال 1376 – آهنگ، تنظیم و تدوین : کیهان کلهر)
10) بوی باران – افشاری، پرسه خوانی (اجرای سال 1378 – تنظیم : استاد حسین یوسف زمانی – روی آ : آواز با پیانو- پرسه خوانی - پیانو : حریر شریعت زاده / روی ب : آواز افشاری – تار : شهرام میرجلالی)
11) بیاد پدر (تلاوت) 1 و 2 (قرائت قرآن مجید)
آثار استاد شجریان به همین تعداد محدود نمی شود. استاد شجریان با ارائه ی حدود 200 آواز در برنامه ی گلهای رادیو (گلهای رنگارنگ – گلهای تازه – برگ سبز و یک شاخه گل) ، و اجرای های متعدد خصوصی با اساتید بزرگ موسیقی ایرانی (اساتیدی چون جلیل شهناز، احمد عبادی، اصغر بهاری، حسن کسایی، حبیب ا... بدیعی، پرویز یاحقی، اسدا... ملک، فرهنگ شریف، مجید نجاحی، همایون خرم، منصور صارمی، محمد موسوی، جلال ذوالفنون، لطفی، مشکاتیان و ...) کارنامه ی درخشان و پرباری از خود بجای گذاشته اند. در این مطلب فقط آثار زسمی استاد (آثاری که بطور رسمی منتشر شده اند) مورد بررسی قرار گرفت. در مطالب بعد سعی خواهم کرد به دیگر آثار استاد شجریان نیز پرداخته شود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:41 توسط همايون
نگاهی به برنامه موسیقیایی نیستان تولیدی شبکه فرهنگ رادیو

صدا و سیما برای خالی نبودن عریضه و بستن راه انتقاد ، یک برنامه موسیقیایی به نام نیستان در رادیو فرهنگ راه اندازی کرده است که دو روز در هفته(روزهای شنبه و دوشنبه) به مدت دو ساعت(9تا 11 صبح) پخش میشود و البته در سایت صدا و سیما موج رادیو اف ام این برنامه اشتباه درج شده است!!! .
در این برنامه سعی شده است به شکلی فراگیرتر و تخصصی تر به موسیقی اصیل ایرانی پرداخته شود و از کارشناسانی نیز در این امر بهره می برد. اگر شنونده این برنامه بوده باشید حتما تلفنهای پخش شده را شنیده اید که شنوندگان چگونه به سبب این برنامه اظهار خشنودی و رضایت میکنند و حتی یکی از شنوندگان اظهار کرده بود که اگر قرار است یکی از دست اندرکاران این برنامه خدای ناکرده مریض شود وی به جای او مریض شود تا خدشه ای به تولید این برنامه وارد نشود !!!(برنامه روز 16/2/87)
بر هیچکس پوشیده نیست که موفقیت این برنامه نه به خاطرتراوشات و فیوضات فکری دست اندرکاران است که تنها و تنها به سبب موسیقی هایی است که هنرمندان موسیقی ایران زمین طی زحمات خود آنها را خلق کرده اند وکاری که این برنامه میکند این است که آنها را ارائه میدهد و مردم هم از این برنامه تشکر میکنند!! علاقمندان ، به موسیقی ملی عشق می ورزند و دست اندرکاران برنامه خیال کرده اند که برنامه شان خیلی عالی است !!
همچنین به بی تفاوتی همین دست اندرکاران نسبت به تقاضاهای مردم باید توجه کرد و باید ازتملقات مجری آن نیز صحبت کرد که دهها بار تقاضاهای مردم را از زبان خود گفته است و تا کنون به آنها عمل نشده است. مجریی که با بازی با کلمات مرتب از شنوندگان تقدیر میکند ولی بسیاری از مردم درخواست اضافه شدن وقت برنامه و پخش آن در همه روزهای هفته شده اند و تهیه کنندگان برنامه بی توجه به این خواسته همچنان به تمجید و تعریف از شنوندگان می پردازند . از همه نامناسب تر آنکه این شبکه ، تحت عنوان شبکه فرهنگ است ، ولی پخش مستقیم ، جلسات مجلس را در دستور کار خود دارد! احتمالا مسئولین صدا و سیما ، مجادلات و مباحثات مجلس را امری فرهنگی تلقی کرده اند و خواسته اند بدین وسیله به اشاعه فرهنگ مجلس در جامعه بپردازند !!
.. واما نکته مهم و اصلی این است که نبود برنامه دیداری و با ارزش موسیقی ایرانی در تلویزیون ، باعث شده است که شنوندگان به رادیو روی بیاورند و این برنامه را مطلوب بپندارند ، چرا که کاچی به از هیچی است!!
اگر تلویزیون به صورت دیداری ، یک برنامه درخور موسیقی ملی با نشان دادن ساز و خود هنرمندان داشت کسی به این برنامه توجه نمیکرد و همه شیفته دیدن تار نوازی و سنتور نوازی و کمانچه نوازی و ... می شدند که میتوانند به راحتی حرکات دست و ریتم آنها را ببینند. تصور کنید همین برنامه نیستان بدون توجه به سیاستهای پوچ تلویزیون و به صورت معقولانه از تلویزیون پخش شود ، در آن صورت آیا نیستان رادیو فرهنگ میتوانست این همه مخاطب سینه چاک و پیش مرگ داشته باشد!!!؟
چگونه بود که تا چندی پیش بر زبان آوردن ایراج و گلپا جرم بود ولی در نیستان ، ایشان را استاد ایرج و استاد گلپا صدا می زنند و برخی مواقع آوازهایی از این هنرمندان نیز پخش میشود .؟
نیستان به سبب خلا برنامه های موسیقی تلویزیون نیستان شده است. حتی دو برنامه موسیقیایی تلویزیون هم حذف می شوند تا نیستان بیشتر پر و بال بگیرد . برنامه "با کاروان شعر و موسیقی" و "آوای ایرانی" هر دو ظرف مدت کوتاهی تعطیل شدند و صدا و سیما که همیشه به فکر مخاطبانش است!!! هیچ توضیحی در این باره نداد.
همچنین در این برنامه به هنرمندان جوان و آثارشان بها داده نمیشود وهمیشه آثاری از سده و دهه های گذشته پخش می شود .
کارشناس ردیف نوازی برنامه در تاریخ 21/2/87 اظهار نمود که مردم باید موسیقی های شاد گوش دهند و به موسیقی های غمگین گوش فرا ندهند . معلوم نیست ایشان چگونه میتوانند توجیه کنند که مثلا آواز دشتی و یا همین اصفهانی که تدریس میکنند جزو موسیقی شاد است یا غمگین و آیا باید به اینها گوش داد یا نه؟!!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 8:53 توسط همايون

علی اصغر شاهزیدی به سال 1327شمسی در اصفهان متولد شد. از همان دوران کودکی شیفته آواز بود و همواره توجه زیادی به مکتب آوازي استاد بی بدیل آواز ایران استاد تاج اصفهانی داشت. در سال 1349 شاهزیدی که از طریق رادیو اصفهان، سبک و شیوه تاج را دنبال می کرد، به کلاس درس تاج راه می یابد و تا آخر عمر این استاد بزرگ موسیقی ملی ایران(1360)، از محضرش بهره ها می برد. شاهزیدی در سال 1357 در آزمون موسیقی باربد در بخش آواز به مقام نخست دست می یابد. سبک آوازخوانی شاهزیدی در مکتب اصفهان، همان شیوه زنده یاد تاج است و از مختصات شیوه او، درک صحیح شعر، تلفیق متناسب و دلپذیر شعر با گوشه های آوازی، بیان درست شعر و تلفظ صحیح کلمات است که همه اینها در قالب اصل مهم و انکارناپذیر «مناسب خوانی» شکل میگیرد. شاهزیدی از سال 1358 در هنرستان موسیقی اصفهان به تربیت هنرجویان رشته آواز پرداخته و از سال 1360 که ستاره درخشان هنر، استاد تاج افول کرد، او همچنان نگاهبان و چراغدار مکتب استاد خویش است.از آثار گرانقدر او آلبومهای چرخ گردون و سروش آسمانی را میتوان نام برد
شعر دلانگيزي از بيژن ترقي، همراه با تكنوازي خداوندگار تار ايران، استاد جليل شهناز، به اضافه آهنگسازي حرفهاي فريدون شهبازيان، و دست آخر صداي گرم علي اصغر شاهزيدي، خاطره استاد تاجاصفهاني را با تصنيف زيبايي به نام «چرخ گردون» زنده ميكند.
چرخ گردون
شاعر: بیژن ترقی(متولد تهران1308)، آهنگساز: علی تجویدی(متولد تبریز1298)
اجرا: علی اصغر شاهزیدی(متولد اصفهان1327)، تنظیم: فریدون شهبازیان(متولد تهران1321)
تاریخ اجرا: زمستان 1369 با همراهی تار استاد جلیل شهناز(متولد اصفهان1300)
دستگاه دشتی به مدت 6دقیقه و 10ثانیه
می و میخانه مست و می کشان مست
زمین مست و زمان مست، آسمان مست
نسیم از حلقه زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت
شد زمین مست آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست
تو زمزمه چنگ و عود منی
نغمه خفته در تار و پود منی
تو باده و جام و سبوی منی
مایه هستی و های و هوی منی
گرچه مست مستم نه می پرستم
به هر دو جهان مست عشق تو هستم
تا من چشم مست تو دیدم
ز ساغر عشقت دو جرعه چشیدم
شد زمین مست آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست
دانلود کنید:دانلود
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 8:37 توسط همايون
شعر و ساز
.jpg)
پیش ساز تو من از سحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ، ندارد سخنم
ره مگردان و نگه دار همین پرده راست
تا من از راز سپهرت گرهای باز کنم
چه غریبانه تو با یاد وطن مینالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن در فکنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آّه از این باد بلا خیز که زد در چمنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد
من ز بی هم نفسی ناله به دل میشکنم
بی تو آری ، غزل سایه ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:37 توسط همايون
استاد شجریان و استاد علیزاده برترینهای موسیقی ایران در سال ۸۶
بر اساس یک نظر سنجی استاد محمدرضا شجریان برترین خواننده و استاد حسین علیزاده برترین آهنگساز در سال ۱۳۸۶ انتخاب شدند
اين نظرسنجي را ماهنامه «فرهنگ و هنر» در شماره بيستم خود كه ويژه خرداد و تير سال 87 است، انجام و منتشر كرده است.
اين نظرسنجي طي روزهاي 25 اسفند سال گذشته تا پايان فروردين امسال از طريق پايگاه خبري مجله «فرهنگ و آهنگ» برگزار شده بود كه در آن از مخاطبان خواسته شده بود در دستهبنديهاي مختلف بهترينهاي موسيقي سال 86 را انتخاب كنند.
![]() |
نتايج اين نظرسنجي به شرح زير است:
*خوانندگان برتر:
در اين نظرسنجي محمدرضا شجريان با 313 امتياز، محسن نامجو با 236 امتياز، همايون شجريان با 167 امتياز، شهرام ناظري با 132 امتياز و افسانه رثايي با 64 امتياز به عنوان بهترين خوانندگان سال 86 انتخاب شدهاند.
*قطعات برتر:
از سوي ديگر قطعه «ساز خاموش» از آلبوم «ساز خاموش» با 64 امتياز، «ساقيا» از آلبوم «غوغاي عشقبازان» با 52 امتياز، «بزن زخمه» از آلبوم «ساز خاموش» با 35 امتياز، «ترنج» از آلبوم «ترنج» با 24 امتياز و «نواي همساز» از آلبوم «در سايه باد» با 24 امتياز به عنوان بهترين قطعهها انتخاب شدهاند.
*نوازندگان برتر:
نوازندگان برتر سال 86 نيز به ترتيب حسين عليزاده با 280 امتياز، محمدرضا لطفي با 165 امتياز، پيمان يزدانيان با 68 امتياز، بهداد بابايي با 61 امتياز و اردوان كامكار با 56 امتياز بودهاند.
*آهنگسازان برتر:
همچنين حسين عليزاده با 392 امتياز، محسن نامجو با 93 امتياز، هوشيار خيام با 76 امتياز، پرويز مشكاتيان با 63 امتياز و پيمان يزدانيان و محمدرضا لطفي با 57 امتياز به عنوان بهترين آهنگسازان از سوي شركتكنندگان در اين نظرسنجي انتخاب شدهاند.
*بهترين كنسرتها:
گروه همآوايان به سرپرستي حسين عليزاده در تالار وزارت كشور با 288 امتياز، گروه آوا به سرپرستي محمدرضا شجريان در تالار وزارت كشور با 236 امتياز، بداهه نوازي محمدرضا لطفي در كاخ نياوران با 145 امتياز، گروه كامكارها در تالار وزارت كشور با 57 امتياز و رسيتال پيانو به سرپرستي پيمان يزدانيان در تالار وحدت با 48 امتياز بهترين كنسرتهاي سال گذشته بودهاند.
*بهترين آلبومها:
«غوغاي عشقبازان» از شجريان با 173 امتياز، «ساز خاموش» از شجريان، عليزاده و كلهر با 132 امتياز، «ترنج» از محسن نامجو با 123 امتياز، «تاتاري» از هوشيار خيام با 96 امتياز، «شور رومي» از شهرام ناظري با 79 امتياز و «زير تيغ» از حسين عليزاده با 79 امتياز بهترين آلبومهاي سال گذشته بودند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:26 توسط همايون
حریر شریعت زاده

يك پيانوى سفيد رنگ كه گاه صداهاى عجيب و غريب از آن در مى آيد و در گوشه سرسراى كاخ مظفر الدين شاه خاك
مى خورد . اين تمام آن چيزى است كه ما پيانو مى ناميديم. حالا كه تقريباً دويست سال از آن روزگار مى گذرد، ما از اين ساز صدايى كاملاً آشنا مى شنويم. حرير شريعت زاده ، از نوازندگان چرب دست اين ساز و متولد ۱۳۵۶ است .
بزرگ ترين اتفاق زندگى اش شايد همنوايى با استاد شجريان در نوار بوى باران باشد . شريعت زاده از پنج سالگى ، نواختن و آموزش پيانو را نزد استاد محمود رضايى آغاز كرده و سه سال هم شاگرد استاد جواد معروفى بوده است ، اما بيش از هر كس ديگرى در آموزش پيانوى ايرانى ، خود را مديون فخرى ملك پور مى داند . حالا با زبان خودشان بیشتر با این نوازنده پيانوى ايرانى را آشنا میشویم:
سبك من در نوازندگى پيانو سبك استاد مرتضى محجوبى است ، كه ايشان پيانو را به روش كاملا ً ايرانى آن مى نواختند .
من حدود سه سال شاگرد استاد معروفى بودم. از سال ۶۹ تا سال ۷۲ يعنى درست تا يك هفته قبل از اين كه ايشان فوت كنند . البته از استاد معروفى بهره ها بردم، ولى استاد به من پيانوى ايرانى آموزش نمى دادند و بيشتر كلاسيك كار مى كردند . من هميشه علاقه داشتم كه پيانو را به روش ايرانى ياد بگيرم.
علاقه من به موسيقى ايرانى و سنتى مربوط به كودكى من است و اين كه هميشه در خانه ما نواى موسيقى ايرانى شنيده مى شد . نوارهايى مثل نوارهاى استاد شجريان ، استاد بنان ، تار استاد جليل شهناز و ... من از كودكى با اين صداها و موسيقى سنتى بزرگ شدم .
خدمت خانم جواهرى ، يكى از شاگردان استاد معروفى ، رفتم و نواختن موسيقى ايرانى را بيشتر دنبال كردم.
يك روز در منزل خانم جواهرى ، نوارى از استاد محجوبى شنيدم كه مرا متحول كرد و به اندازه اى تحت تأثير قرار گرفتم كه حال خودم را نمى فهميدم و دچار حيرت شده بودم كه واقعاً چه طور يك نوازنده ايرانى با يك ساز كاملاً غربى مى تواند چنين صدايى را در بياورد . آن هم با اين تأثير گذارى !
اين قدر به كار و سبك استاد محجوبى علاقه مند شدم كه لحظه به لحظه نوارهايشان را گوش مى دادم و به طور كل غرق سبك و سياق استاد محجوبى شدم.
در سال ۷۴ خدمت خانم فخرى ملك پور ، تنها شاگرد بازمانده استاد مرتضى خان محجوبى ، رسيدم و ايشان به من در اين راه كمك زيادى كردند .
سبك استاد معروفى يك سبك مخلوط است . ايشان در نوازندگى از هارمونى هاى موسيقى كلاسيك استفاده مى كردند ، ولى سبك استاد محجوبى كاملاً ايرانى است . يك موسيقى خالص ايرانى ، كه هيچ كس تا به حال نبوده كه مثل ايشان بنوازد و خيلى از استادان موسيقى هم معتقدند كه براى دادن جواب آواز به خواننده تنها سبك استاد محجوبى است كه خوب با آواز چفت مى شود .
بايد بگويم كه هميشه از بچگى آرزو داشتم كه استاد شجريان را ببينم و هميشه با مادرم در تمام برنامه هاى ايشان شركت مى كرديم حالا هر جايى يا هر شهرى كه بود، فرقى نمى كرد و مى توانم بگويم همكارى با استاد در اين كار به عنوان اولين اثر من شگفت انگيز بود.

در سال ۷۴ همراه با آقاى عقيلى كنسرتى را در بزرگداشت استاد بنان اجرا كرديم، كه آقاى عقيلى يكى از آثار استاد بنان را مى خواندند ؛ من هم به سبك استاد محجوبى پيانو مى زدم ، كه اين كار از طريق واسطه به گوش استاد شجريان رسيد و ايشان در ملاقاتى كه داشتيم، نوار را چند بار شنيدند. برايشان خيلى جالب بود كه جوانى در سن ۱۸ سالگى بتواند به سبك استاد محجوبى بنوازد و خيلى تشويق كردند .
واقعاً تجربه بى نظيرى بود و خيلى خوشحال بودم . هم استاد را ملاقات كردم و همين كه ايشان از كار من تعريف كردند .
حدود دو سال بعد استاد با من تماس گرفتند و پيشنهاد اين كار را دادند و گفتند كه كارى هست كه دوست دارم تو به روش استاد محجوبى با من همراهى كنى و با توجه به اين كه فرصت خيلى كم بود من شبانه روز تمرين مى كردم و با گوش دادن به نوار صداى استاد به ايشان جواب آواز مى دادم . حتى خود استاد چند بار به منزل ما آمدند و با وسواس زياد با من تمرين كردند .
بايد در اينجا بگويم كه يكى از افتخارات من بود كه با استاد همراهى كردم و واقعاً از ايشان متشكرم، دست مرا گرفتند و خيلى خوشحالم كه اولين نوارم با استاد بى همتاى آواز ايران شكل گرفت.
در پیانو ربع پرده ، نواى ساز را بيشتر به سمت نواى شرقى نزديك مى كند . ما علاوه بر ايران در كشورهايى مثل تركيه و عربستان هم ربع پرده داريم ، كه ربع پرده باعث مى شود پيانو از حالت كلاسيك و غربى بيرون بيايد و به آن رنگ و بوى موسيقى سنتى بدهد .
محمد صادق خان اولين كسى بوده كه پيانو را كوك ايرانى كرده و آن را با ربع پرده مى نواخته . مشير همايون شهردار و مفخم الممالك نيز از نوازندگان شاخص اين ساز بوده اند . استاد محجوبى هم شاخص ترين چهره اى است كه پيانو را كاملاً ايرانى مى نواخته است .
تنها كسى كه در حال حاضر در اين زمينه شاخص است، خانم فخرى ملك پور هستند كه البته كسان ديگرى مثل خانم افليا پرتو و فريبا جواهرى هم در سبكهاى ديگرى فعاليت مى كنند.
البته من خيلى سعى مى كنم تا اين جريان حفظ شود و در اينجا بايد از خانم فخرى ملك پور تشكر كنم كه ايشان با حوصله زياد، هرچه را كه مى دانند، به من ياد مى دهند.
از سال۷۴ به بعد كه اولين كنسرتم در بزرگداشت استاد بنان با آقاى عقيلى بود، جاهاى مختلفى كنسرت برگزار كردم كه بيشتر در خارج از كشور بوده. كنسرت هاى مختلفى در آلمان، فرانسه و اسپانيا داشتيم، مثلاً در شهر استراسبورگ فرانسه برنامه اى در بزرگداشت مولانا بود.
در ايران براى اجرا كردن برنامه موانع زيادى هست كه كار را سخت مى كند، به طورى كه حتى تا يك روز قبل از برنامه هم مطمئن نيستى كه آيا برنامه اجرا مى كنى يا نه؟ به عنوان نمونه ، سال قبل بزرگداشت مفصلى در مقام حافظ در اتريش بود، كه از شش ماه قبلش با ما تماس گرفتند و پرسيدند: زاويه ميكروفن شما كدام طرف است؟ شما كدام سمت مى نشينيد؟ رنگ لباسهايتان چه رنگى است، تا مانور سالن را تنظيم كنيم؟ اينها همه حاكى از اين بود كه تا چه حد در كارشان نظم وجود دارد.
خوشبختانه من و سالاربا هم تفاهم كامل داريم. بايد بگويم كه تا قبل از ازدواج مادرم مشوق اصلى من بود و الآن هم هر وقت در موسيقى دچار افسردگى مى شوم مادرم به من كمك فكرى مى دهد. بعد از ازدواج با آقاى عقيلى هم ايشان در كار موسيقى خيلى پشتيبان من است و هميشه تشويقم مى كند كه تمرين بيشترى داشته باشم.
از تمام كسانى كه در اين كار به من كمك كردند، از جمله مادر و پدرم تشكر مى كنم. و همين طور از همسرم آقاى سالار عقيلى كه در زندگى يار و ياور و حامى من است و در آخر باز هم بايد از استاد عزيزم خانم فخرى ملك پور و زحمات بى دريغ شان تشكر كنم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:3 توسط همايون
|
افتخاری کیست؟
افتخاری در کنار استاد تاج اصفهانی
| |
|
معمولا آلبومهای «علیرضا افتخاری» خواننده ی پر طرفدار سالهای اخیر موسیقی ایرانی، طبق روال سر و صدای زیادی بین اهالی موسیقی بپا کرده و انتقادات زیادی را به دنبال داشه است.به موازات این انتقادات طرفداران افتخاری نیز آشفته شده اند و به طرق گوناگون در جهت حمایت از خواننده ی محبوبشان بپاخاسته اند. نقد اثار افتخاری و اجراهای پر ایراد او در سایتهای موسیقی پر شد و به همین ترتیب هواداران افتخاری نیز جوابیه هایی صادر کردند. در این مطلب سعی بر این است که به اصل این انتقادات پرداخته شود و نه به حواشی ... شاید با معرفی کامل تر افتخاری و آثارش هواداران هدف از این انتقادات را بیشتردرک کنند.
|
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:36 توسط همايون
حرمت استاد شجریان

هر جا که نامی از استاد شجریان می آید بی درنگ فرهنگ ناب و اصیل ایرانی با تمام معیار ها و مشخصات بارز و مثبتش به ذهن خطور میکند. هر مکان وجایگاهی که منتسب به ایشان باشد موظف به حفظ حرمت و جایگاه بلند فر هنگی ایشان است.
نمیدانم کدام یک از شما عزیزان برای دریافت بلیط خریداری شده کنسرت استاد به پارک سوار بیهقی واقع در میدان آرژانتین تشریف برده اید . قبل از ورود فکر میکنی هم اکنون با مکانی منظم و فرهنگی با رعایت تمام مسائل ممکن روبرو میشوی. اما هنگام ورود به این مکان تنها چیزی که به چشم نمیخورد نظم و رعایت احترام مراجعه کنندگان و جایگاه بزرگ استاد شجریان است. عده ای جوان بچشم میخورند که بیشتر از انجام کار مراجعین فقط به شوخی های زننده و صحبتهای بی ربط مشغولند.(وضعیت پوشش آنها بماند).
متا سفانه اکثر مراجعین از این وضعیت ناراضی و متعجب بودند. امیدواریم دست اندر کاران امور مربوط به کنسرت یا هر موضوع منتسب به استاد شجریان دقت نظر بیشتری به خرج دهند تا خدشه ای در جایگاه رفیع یگانه آواز ایران وارد نشود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:33 توسط همايون
افسوس از استاد شجریان و گروه شهناز ... !
؟
سال موسیقایی پار سال همراه بود با کنسرت استاد محمد رضا لطفی به همراه گروه شیدا . شاید تلاش می کردم که اجرای گروه شیدا را از دست بدهم که آنقدر پس از سالهای سال انتظار کنسرت بداهه نوازی قافله سالار موسیقی ایران در سال گذشته توی ذوقم خورده بود که در این یک سال همه تلاش خود را کرده ام که لطفی ای در ذهنم نقش ببندد که خالق سپیده و به یاد عارف و راست پنجگاه باشد و نه استاد این روزها ...
افسوس خود را باید هزاران برابر بیشتر برای آنچه که طی روزهای اخیر از کنسرت استاد آواز ایران محمد رضا شجریان شنیده ام باید ابراز کنم . اصولا برای من و هم نسلانم که شجریان برایشان نه یک خوانند موسیقی سنتی بلکه درگاه ورود آنها به دنیای هنر و ادبیات کلاسیک ایران بوده است ، سخن گفتن از شجریان کار دشواری است ، اما باید افسوس خود را از اجرای پیش روی استاد شجریان ابراز کنم .
شجریان در موسیقی ایران چنان نام بزرگی است که اگر حتی به تنهایی بر روی صحنه بزرگترین سالن اجرای موسیقی کشور حاضر شود ، تمام بلیط های اجراها در شبهای متمادی در همان ساعات اولیه فروش می رود اما آیا این استقبال را باید با هر کیفیتی از اجرا پاسخ گفت ... ؟
متاسفانه نگاهی به گروه تازه شکل گرفته ی شهناز و نوازندگان این گروه که در اجرای پیش روی در کنار شجریان به روی صحنه می روند ، بیانگر آن است نوازندگانی در کنار استاد به روی صحنه می روند که کمترین سنخیتی با جایگاه شجریان دارند . گروه شهناز که حتی همایون شجریان را هم به دلیل همراهی اش با گروه دستان در کنسرت های اروپای این گروه ، در آن حضور ندارد ترکیبی عجیب از نوازندگانی جوان و کم سابقه است که علاقمندان موسیقی سنتی در توانایی و کیفیت برخی از نوازندگان این گروه کاملا به دیده شک می نگرند ....
اعضاي گروه شهناز «سينا جهان آبادي» نوازنده کمانچه، «شاهو عندليبي» ني، «حامد افشاري» قيچک باس، «مهرداد ناصحي» قيچک آلتو، «کاوه معتمديان» کمانچه، «رادمان توکلي» تار، «رامين صفايي» سنتور، «حميد قنبري» تنبک، «حسين رضايينيا» دف، «محمدرضا ابراهيمي» عود، «مژگان شجريان» سه تار و «عميدي» بم تار و رباب هستند. و به این ترتیب «همايون شجريان» به عنوان نوازنده تنبک و همخوان در اين کنسرت حضور نخواهد داشت. شاید غیر از محمد رضا ابراهیمی و سینا جهان آبادی و برخی دیگر از دوستان که هنرمندان و نوازندگان توانایی هستند ، باقی نوازندگان حقیقتا در سطح اجرایی از محمد رضا شجریان نیستند . گروه شهناز که دست پروده مجید درخشانی است را با گروه هایی که شجریان شاهکار های هنری اش را با آنها خلق کرده است مقایسه کنید تا پی به تفاوت ها ببرید .
در تاریخ نگاری موسیقی استاد شجریان دوره های همراهی با بزرگانی موسیقی ایران همانند دوره همراهی با محمد رضا لطفی و خلق آثاری چون سپیده ، راست پنجگاه و ... دوره همراهی با استاد مشکاتیان و خلق دستان ، نوا ، آستان جانان و ... دوره همراهی با داریوش پبرنیاکان و خلق سرو چمان ، یاد ایام و ... و دوره همراهی با استاد علیزاده و خلق فریاد و زمستان است و ... را که بررسی کنید ، خواهید بود که اوج هنر شجریان همواره در کنار هنر آهنگسازی و نوازندگی بزرگان موسیقی ایران بوده است ...
اما افسوس و صد افسوس آن جاست که استاد شجریان با توجه به آنکه می دانند که اجراهایی که در اروپا و آمریکای شمالی به روی صحنه می رود نمی تواند با هر کیفیتی ارائه شود ، اجراهای این روزهایشان در آمریکا را به همراه بزرگانی چون ، حسین بهروزی نیا ، سعید فرجپوری ، مجید درخشانی ، همایون شجریان و ... به روی صحنه می برند و اجرای تهران را به همراه گروه نا آشنایی همانند گروه شهناز ... !
آیا حق علاقمند موسیقی ایرانی در ایران است که در تمامی این سالها در اکثر اجراهای استادان موسیقی سنتی ایران ، بی کیفیت ترین اجراها در ایران شکل بگیرد . اجراهایی که با توجه به عطش علاقمندان موسیقی داخلی ، با هر کیفیتی که باشد همواره با استقبال مواجهه می شود ؟
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:6 توسط همايون

-
مهمترین نکتهای که در این خبر به چشم میخورد، اجرای کنسرت با حضور گروهی موسوم به «شهناز» است. محمدرضا شجریان که پس از پایان همکاری با «حسین علیزاده» و «کیهان کلهر» همکاری خود را با «مجید درخشانی» و «سعید فرجپوری» آغاز کرده و سال گذشته نیز با گروه «آوا» که سالهای پیش توسط خودش تاسیس شده بود به روی سن رفت، این بار با افزایش تعداد نوازندگان و تغییراتی در ترکیب آنها گروه جدیدی به نام «شهناز» را به روی صحنه میبرد. جالب اینجاست که شجریان در تور کنسرت آمریکا و کانادا با گروهی به نام «رودکی» متشکل از درخشانی، فرجپوری، «حسین بهروزینیا» و «همایون شجریان» کنسرتهای خود را برگزار میکند. به این ترتیب این سومین گروهی است که طی یکسال اخیر از سوی شجریان معرفی شده است.
در اين کنسرت قطعاتي در دستگاه همايون و با اشعاري از مولانا، حافظ و سعدي اجرا خواهد شد. قرار است بخشي از درآمد حاصل از اين کنسرت براي بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در شهرستان خوي صرف شود.
پيش از اين مجيد درخشاني سرپرست گروه شهناز از انتشار نخستين آلبوم اين گروه با صداي شجريان خبر داده بود که آواز اين آلبوم را شجريان قبل از سفر به امريکا و کانادا خوانده است. در اين اثر پيش درآمد در همايون، زنگ شتر، چهار مضراب در بيداد، تصنيف «ما ز ياران چشم ياري داشتيم» از ساخته هاي شجريان و همچنين تنظيم جديد بر قطعه «باد صبا» از آثار حسام السلطنه ضبط شده است که همزمان با اجراي کنسرت در تهران ارائه مي شود.
اعضاي گروه شهناز «سينا جهان آبادي» نوازنده کمانچه، «شاهو عندليبي» ني، «حامد افشاري» قيچک باس، «مهرداد ناصحي» قيچک آلتو، «کاوه معتمديان» کمانچه، «رادمان توکلي» تار، «رامين صفايي» سنتور، «حميد قنبري» تنبک، «حسين رضايينيا» دف، «محمدرضا ابراهيمي» عود، «مژگان شجريان» سه تار و عميدي بم تار و رباب هستند. به این ترتیب «همايون شجريان» به عنوان نوازنده تنبک و همخوان در اين کنسرت حضور نخواهد داشت.
عدم حضور شجریان جوان در این کنسرت به برنامه او با گروه دستان در داخل کشور در تابستان امسال باز میگردد. پیش از این حمید متبسم در گفت و گو با فرهنگ و آهنگ از کنسرت مشترک دستان و همایون شجریان در مرداد ماه خبر داده بود. گزارشها حاکی از آن است که مذاکرات نهایی با مسوولان وزارت کشور برای برگزاری این کنسرت انجام شده و همایون شجریان به فاصله یک ماه از پدر مستقلا به روی صحنه خواهد رفت. با اين حساب مژگان شجريان (دختر محمدرضا شجريان) که به عنوان نوازنده سه تار گروه شهناز را همراهي مي کند، يکي ديگر از شجريانهاي حاضر در کنسرتهای استاد آواز ایران است که این بار با نام گروه «شهناز» برگزار میشود. گفتنی است انتخاب نام «شهناز» برای این گروه به علاقه و احترام زیاد شجریان به «جلیل شهناز» نوازنده شهیر تار باز میگردد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 17:55 توسط همايون
نوشته ای برای "رشید کاکاوند" و سه شنبه شبهایش

هر گاه به سخنان بزرگان و مسن ترها گوش میدهیم همیشه از برنامه هایی که در جوانی از رادیو پخش میشد ، یاد میکنند . از برنامه ها یی که امروزه به خاطره ها سپرده شده اند . همیشه در حسرت برنامه ی بودم که مانند جوانان گذشته به خاطر آن برنامه به خانه بیایم برنامه ریزی کنم و سر ساعت رادیو را روشن کنم و آن را بشنوم . و امروز برنامه ای از رادیو پخش میشود که میتواند روزی برای ما خاطره ای باشد از عشقی که به آن داشتیم و منتظر می نشستیم تا شروع شود .
شبکه ی رادیویی پیام مدتی ست سه شنبه شبها از ساعت22 تا 2 بامداد برنامه ای را با عنوان "شب مضراب و حنجره" پخش میکند که در آن از تاثیر گذاران موسیقی ایران دعوت میشود تا در گفتگویی چهار ساعته به مسائلی که خود در نظر دارند بپردازند .ابن برنامه از مرداد ماه به شروع شد . پیش ازآن برنامه با نام و رنگ و بوی شعری برگزار میشد که باز هم با حضوز همین مجری بود . کاکاوند در مصاحبه اش با "جام جم " اشاره به این کرد که و"وحید رستگاری" به او پیشنهاد کرده که برنامه ی چهار ساعته ی سه شنبه شبها ی خود را به موسیقی اختصاص دهد و بامسئولان رایزنی کرد و آنها نیز پذیرفتند و تنها شرط کاکاوند برای قبول این برنامه ، سه شنبه شب بودن آن برنامه بود که ظاهرا کار تمام شد.وحید رستگاری برنامهی وزین نیستان را در رادیو فرهنگ در کارنامهی خود داشت . او عود مینوازد و کارشناس موسیقی رادیوست .همچنین تهيه کننده برتر راديو در سالهاي 80 و82 و۸۳ بود عشق و تسلطش به موسیقی اورا به طراحی و تهیه کنندگی این برنامه واداشت .اجرای "رشید کاکاوند" به عنوان یک علاقه مند به موسیقی ایرانی و یک استاد زبان فارسی که هم شاعر است و هم سمت مدیر گروهی رشته ی ادبیات دانشگاه کرج را دارد ، یک حسن این برنامه است .در شبهای دیگر میتوانیم صدای هنر مندانی چون ساعد باقري ، محمد صالح اعلا، سهيل محمودي ، صدرالدين شجره و...را بشنویم اما برای ما موسیقی دوستها قطعا سه شنبه شبها شبی دیگر است . گاهی همین بهانه که بعد از سالهای سال بدور از تمام تحریمها و تحقیر ها شبی را در رادیو به نام موسیقی نامگذاری کردند برای ما بس است تا شاعت 10 شب رادیو را روشن کنیم و به صدای بهروز رضوی گوش فرا دهیم که با صلابت و مهر درونی میگوید" سه شنبه شبهای رادیو پیام، شبی با صاحبان نغمه های ماندگار..." .
بارها در صحبتهای فعالان عرصه ی موسیقی این شکایت وجود داشته که ما در رسانه ی ملی یک برنامه ی خاص موسیقی نداریم . برای من به شخصه بسیار جالب بود که برنامه ای در رادیوی پر شنونده ای مثل رادیو "پیام" یک موسیقیدان به طور مستقیم و زنده چهار ساعت با مردم درد و دل کند . با فال حافظ همراه شود گاهی چنان مجذوب شعر حضرت خواجه شود که در میان کار ابراز احساسات کند . جالب است در این ساعت از شب که معمولا حال و هوای خاصی دارد ، و بسیاری از مهمانان اهل دل آنرا درک کرده اند هرگز مانند دیگر گفتگوها به سخن گفتن در نیامده اند. از مهمانان این برنامه میتوان به چهره های شاخصی چون لوریس چکناوریان ،حسین دهلوی، محمد موسوی، جلال ذوالفنون، حمید نوربخش، محمد سریر، حسین یوسف زمانی ، جلال محمدیان ، علیرضا قربانی، مجید درخشانی، کامبیز روشن روان ، بیژن بیژنی، اعضای گروه دستان (به طور مجزا) و بسیاری دیگر از استادان و موسیقی دانان اشاره کرد. در این میان تنها یک برنامه به گفتگو با "خشایار اعتمادی"(خواننده ی پاپ) که آن هم در هفته ی های اول برنامه بود اختصاص داده شد. و دیگر نامی از موسیقی پاپ برده نشد . لحن صحبت" رشید کاکاوند" در آن شب با" اعتمادی" بسیار تفاوت داشت با گفتگو های دیگرش. "کاکاوند" به نوعی شاید ناراضی به نظر میرسید حتی جایی میشد ناباوری اش را هنگامی که" اعتمادی" در مورد حافظ ابراز ارادت کرد، دریافت. در هفته های دیگر این برنامه اجرای زنده ی سه تار جلال ذوالفنون هنگام قرائت فال حافظ شنیدنی و بی نظیر بود . و در شب "محمد موسوی" سخنان وی بسیاد دلنشین بود . آن حال هوای استاد حسین دهلوی منحصر به فرد بود استاد خسته بود ولی به ناچار تا ساعت 1 بامداد در برنامه نشست و سخن گفت با آن که حتی شام هم نخورده بود! " رشید کاکاوند" بسیار موقر و آرام سخن میگوید آرامشی عجیب در صدایش نهفته وحتی در روبرویی با جوانی مثل "علیرضاقربانی"که گاهی باغرور سخن میگفت نیز آرامشی مثال زدنی داشت.

مجری توانای این برنامه میتواند رد پای بزرگی در تاریخ موسیقی حک کند. پس باید دانش خود را از موسیقی بیشتر کند و هرگز کار خود را به عنوان اثری زود گذر فرض نکند . او هم عاشق موسیقی ست هم حجب و حیایی دارد که در گفتگو با اساتید گرچه نام آنان را بدون القاب میآورد ولی احترام ذاتی آنرا حفظ میکند و برای مسئولان صدا ی ایران توصیه ای دارم که هرگز این برنامه را لوث نکنند و صرفا به موسیقی ایرانی بپردازند .از مسئولان صدا تمنا دارم این برنامه را همواره ادامه دهند و بگذارند مرجعی باشد برای اهل موسیقی . برای "وحید رستگاری " گرامی هم آرزوی توفیق داریم .امید است به همت او برنامه هایی ایندر رادیو و شاید ... روزی تلویزیون ساخته شود
در پایان از همه ی شما دوستان دعوت میکنم سه شنبه شبهای رادیو پیام را هر هفته بشنوید .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:43 توسط همايون
نقدی بر برنامه رادیویی شبستانه

به رادیو گوش می دهید؟ اگر به رادیو گوش می دهید خصوصاَ شبکه ی رادیویی فرهنگ ، حتماَ نام شبستانه برایتان آشناست. شبستانه نام یک برنامه ی رادیویی ست که هرشب ساعت 12 از رادیو فرهنگ پخش می شود . این برنامه اختصاص دارد به موسیقی ایرانی و پخش آهنگ های درخواستی در این زمینه . این برنامه با شعار " فرصتی برای آرامش و آگاهی " به مدت 2 ساعت پخش می شود اما متاسفانه مانند دیگر برنامه های صدا و سیما ، برخورد مناسبی با موسیقی ایرانی ندارد . می توان به چند نکته اشاره کرد که شاهد براین سخن است :

1/ استاد بزرگ ردیف آوازی و تصنیف و ضرب شناس ، " عبدالله دوامی " ( 1359-1270 ) در خطاب به مجید کیانی یکی از شاگردانش ، می گوید : قدما هنگام شب ابتدا شور می نواختند و سپس آوازها یا دستگاههای دیگر را ؛ همچنین هنگام روز اول ماهور می زدند و بعد دستگاههای دیگر را . استاد کیانی دستگاهها و آواز ها را از لحاظ روحی و متافیزیکی نیز چنین تبیین می کند* : " شور " آغاز شب است و آواز های آن ادامه ی راه این آغاز هستی و آفرینش است . تلاش است و جستجو ست و طلب . " سه گاه " سپیده دم است پایان شب و آغاز روشنایی یا آغاز زندگی انسان ، آنهم عشق است . " چهارگاه " بر آمدن آفتاب ، سرآغاز زندگی ف تابش نور ، دیدن و شناختن و معرفت است . " ماهور " آغاز روز ، شور و جوانی ، غرور و توانگری ، بی نیازی ، سلحشوری و استغنا است . " همایون " ادامه ی روز ، تداوم زندگی ، اتحاد عشق و عاشق و معشوق ، توحید است . " راست پنج گاه " پایان روز است ، فرو شدن خورشید و خزان زندگی ف سرگشتگی و حیرت است . " نوا " سرانجام نیایش زندگی و انسان است . سرانجام آهنگ روشنایی روز که به تاریکی و نیستی می رسد ، فقر و فناست ، نوید شبی تازه را می دهد که سرانجام تولدی ست تازه و آن تکرار مدار که همان ابتدای آن شور است .
البته هر چند که گوش دادن به موسیقی ایرانی در هر لحظه ای به دل و جان انسان ( البته اهلش ) می نشیند و وقتی ندارد اما همان طور که بزرگان هم بر آن تکیه داشته اند هر آوازی و نغمه ای وقت مناسب خودش را می طلبد تا تاثیر خود را بر روح آدمی بگذارد . ساعت 12 – 1 نیمه شب شنیدن ماهور چگونه است؟
2/ رکن اصلی و اساس موسیقی ایرانی آواز است ، اما خیلی کمتر شاهد پخش آواز در این برنامه هستیم و بیشتر وقت برنامه صرف پخش تصنیف ه و ترانه ها می شود . که البته با مدت زمانی که برای این برنامه در نظر گرفته شده ( 2 ساعت ) توجیهی برای این مطلب نیست و به راحتی می توان دو یا سه آواز پخش کرد .
3/ ترویج فرهنگ خواننده سالاری ( خوب یا بد ؟ ) از شاهکار های دیگر برنامه می باشد . معمولاً در این برنامه می شنویم که گوینده می گوید : " فلان آهنگ را بشنوید با صدای ... " یا " یکی از کار های .. (نام خواننده ).. را بشنوید " یعنی آهنگ ساز و دیگر عوامل هیچ ؛ حتی با وجود اینکه معمولاً تعداد نوازندگان در موسیقی ایرانی کم است ، نام نوازندگان را می توان هم ردیف آهنگساز و خواننده نام برد .
4/ همچنین استفاده از لفظ " استاد " برای هنرمندانی که لقب استاد برایشان کمی سنگین به نظر می رسد . مثلاً استاد همایون شجریان یا استاد علیرضا افتخاری یا استاد شهرام ناظری ( البته با همه ی احترمی که برای این عزیزان و همچنین دوستدارانشان دارم ) لفظ استاد برازنده ی کسیست که به مقام استادی به تمام معنا رسیده باشد . به قول استاد شجریان : ... واژه استاد را آنقدر بي جا و بي مورد به کار برده اند که براي شهناز اين لقب کم است !!! .
5/ پخش تصنیف های تکراری را می توان از مواردی دانست که باعث شده کیفیت این برنامه پایین بیاید . اگر چند شب پیاپی شنونده ی این برنامه باشید ، به خوبی این مطلب را درک خواهید کرد . البته شاید توجیه سازندگان این برنامه درخواست مخاطبان باشد اما اگر از پخش این برنامه هدفی دنبال می شود باید مسیری طی کند و راهی مشخص داشته باشد .
6/ و باز هم همان حکایت همیشگی ؛ زنان ، این موجودات حذف شده از هنر و از موسیقی . سخن در این زمینه بسیار است و گفتنش بی فایده . زنان هنرمند محکومند به سکوت !!!
با همه ی این تفاسیر ، خط سیر صدا و سیما نسبت به موسیقی – مخصوصاً موسیقی ایرانی – مشخص است اما بهتر است نیمه ی پر لیوان را هم نگاهی بیندازیم . جای شکرش باقی ست که لا اقل می توانیم 2 ساعت موسیقی ایرانی بشنویم ! حتی اگر تکراری باشد یا سطح بالایی نداشته باشد و یا هزاران عیب و ایراد دیگر .
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 9:30 توسط همايون
دربارهی خانه موسیقی
" خانه موسيقي" به عنوان تشكيلات صنفي, غيردولتي و غير سياسي كليه هنرمندان دست اندر كار موسيقي در رشته هاي مختلف است که به انگيزه حفظ , گسترش ،اعتلا، اشاعه و معرفي موسيقي و موسيقي دانان ايراني بر مبناي اصول فرهنگي قانون اساسي جمهوری اسلامی ایران تاسیس شده است.
اهداف:
• حفظ ميراث هنري ايران در بخش موسيقي،
• ارتقاء كيفي و رشد ارزش هاي معنوي موسيقي ايراني مبتني بر فرهنگ ملي،
• حمايت از حقوق قانوني و معنوي موسيقي دانان در نقاط مختلف ايران در زمينه هاي مختلف موسيقي،
• هدفمند نمودن فعاليت هاي موسيقي دانان و هنر جويان ايراني به منظور تداوم حضور سنن ملي موسيقي در جامعه ،
• شناسائي و باروري استعدادهاي هنري به منظور رشد كيفي موسيقي ايراني،
• معرفي و عرضه موسيقي ايران به ملت هاي ديگر،
• تلاش جدي در امر پژوهش موسيقي قديم و نوين ايران جهت شناخت ظرفيت هاي موسيقي ملي،
• حضور فعال در جشنواره هاي مختلف موسيقي در خارج از كشور به منظور معرفي و شناساندن موسيقي و موسيقي دانان ايراني و آشنائي با تحولات موسيقي در جهان،
• تلاش جهت اجرا و نشر آثار موسيقي دانان ايراني در خارج از كشور ،
• تلاش براي انتشار نشريه موسيقي در چار چوب توسعه فرهنگ ملي،
• تلاش به منظور تأمين امور رفاهي اعضاء با حمايت مسئولين دولتي و بخش خصوصي
خانه موسیقی در تاريخ شانزدهم مرداد 1379 ( ششم آگوست 2000 ميلادي ) به ثبت رسيده است0
(مجمع عمومی،عضویت وتاسیس شعب)
اركان خانه موسيقي ايرانْ
هيئت موسس
شوراي عالي خانه موسيقي
هيئت مديره
مديرعامل
مجمع عمومي
كميته هاي تخصصي
بازرسان
اعضای هیات موسس :
علي تجويدي ، حسين دهلوي ، مصطفي كمال پورتراب ، فرهاد فخرالديني،حسن ریاحی، محمد سریر، مجيد كياني ،احمد پژمان، کریم صالح عظیمی، فريدون ناصري ،حسین علیزاده، محمد رضا درويشي، داريوش پيرنياكان، داود گنجه اي ، کامبیز روشن روان،محمد سعيد شريفيان ، حميد رضا اردلان ، آذين موحد ، سيد نورالدين رضوي سروستاني.
شوراي عالي خانه موسيقي:
شوراي عالي خانه موسيقي بالاترين مرجع تخصصي و فني خانه موسيقي است و هفت نفر اعضاي آن از ميان موسيقي دانان برجسته , متعهد و خوش نام كه حداقل سي سال سابقه فعاليت در زمينه هاي مختلف موسيقي در كشور داشته و عضو خانه موسيقي باشند، به پيشنهاد هيات مديره و تصويب مجمع عمومي براي مدت سه سال انتخاب مي شوند
اعضاي شوراي عالي سابق خانه موسيقي :
حسين دهلوي : آهنگساز ورهبر اركستر (رياست شورا)
علي تجويدي : آهنگساز ونوازنده ويولن (نايب رئيس )( در اسفند 1384 درگذشت)
مصطفي كمال پور تراب : آهنگساز، مدرس و نويسنده
احمد پژمان : آهنگساز
فرهاد فخرالديني : آهنگساز و رهبر اركستر
كامبيز روشن روان:آهنگساز و مدرس
حسين عليزاده : آهنگساز و نوازنده تار و سه تار
اعضاي شوراي عالي فعلی خانه موسيقي :
محمدرضا شجریان(رییس شورا) ، مصطفی کمال پورتراب (نایب رییس)
کامبیز روشن روان(دبیر و سخنگو)
هوشنگ ظریف، فرهاد فخرالدینی،شاهین فرهت،داود گنجه ای
هيئت مديره:
هيئت مديره مركب از هفت نفراز اعضاي كميته هاي تخصصي است كه با رأي مجمع عمومي براي مدت دو سال انتخاب مي شوند و وظيفه سياست گذاري و نظارت بر فعاليتهاي خانه موسيقي را به عهده دارند
اعضاي كنوني هيئت مديره عبارتند:
1- محمد سریر ( رئيس هيئت مديره ) ، 2- داود گنجه ای3-هوشنگ ظريف
4 -داریوش پیرنیاکان( دبيرو سخنگو)5- حمیدرضا نوربخش( عضو ومدیرعامل)6-ساسان فاطمی
7- رامین جزایری- بازرس : ابوالحسن مختاباد
مديرعامل :
اعضاي هيئت مديره از بين خود يا خارج از آن يك نفر را به عنوان مديرعامل با راُي اكثريت مطلق اعضاي حاضر ، براي مدت دو سال با اختيارات اجرائي معين انتخاب مي نمايد
در حال حاضر حمیدرضا نوربخش عهده دار سمت مديرعاملي خانه موسيقي است.
مجمع عمومي:
مجمع عمومي ضمن انتخاب هيئت مديره و بازرسان و تاُئيد اعضاي شوراي عالي ، تصويب سياستهاي كلي و چگونگي عملكرد و فعاليت هاي هيئت مديره به عهده دارد
کانون های تخصصي:
اعضاي پيوسته و وابسته درجه يك هر كميته مي توانند به عنوان اعضاي هيئت رئيسه كميته خود انتخاب شوند.
در حال حاضرهشت کانون تخصصي نوازندگان سازهاي ايراني ، نوازندگان سازهاي غربي ، خوانندگان موسيقي ايراني ، خوانندگان كلاسيك غربي ،آهنگسازان ،رهبران كر واركستر، مدرسان موسيقي، پژوهشگران موسيقي، سازندگان ساز، تشكيل گرديده و فعاليت مي نمايند
بازرسان:
اعضای اصلی هیات مدیره های کانون های نه گانه خانه موسیقی
اعضای هیئت مدیره کانون خوانندگان ایرانی
1- هنگامه اخوان ( رئیس هیئت مدیره ) 2- نصراله ناصح پور 3-فاضل جمشیدی 4-حمیدرضا نوربخش 5- مظفر شفیعی -فریبا داوودی( بازرس )
اعضای هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای ایرانی
1- هوشنگ ظریف ( رئیس هیئت مدیره ) 2- داریوش پیرنیاکان 3-محمدعلی کیانی نژاد4- علی اکبر شکارچی5- میرجعفرحیدری-ویدا روستا ( بازرس )
اعضای هیئت مدیره کانون پژوهشگران
1- ساسان فاطمی ( رئیس هیئت مدیره ) 2- ابوالحسن مختاباد 3-فرشاد توکلی 4-منصوره ثابت زاده 5- هما افسری -حمیدرضا عاطفی ( بازرس )
اعضای هیئت مدیره کانون خوانندگان کلاسیک
1-شهلا میلانی( رئیس هیئت مدیره 2- فریبا قنادی اسدی 3-نسرین ناصحی 4- روح الله تاتار 5- سودابه شمس -مسعود عالمی( بازرس )
اعضای هیئت مدیره کانون سازندگان ساز
اعضای هیئت مدیره کانون مدرسان
اعضای هیئت مدیره کانون آهنگسازان
1-تقی ضرابی ( رئیس هیئت مدیره ) 2- محمدجلیل عندلیبی 3- محمد میرزمانی 4- ناصرچشم آذر5- علی بکان- ابراهیم نظری ( بازرس )
اعضای هیئت مدیره کانون نوازندگان سازهای غربی
1-فرزاد دانشمند( رئیس هیئت مدیره ) 2-سیمون آیوازیان 3- مهرک صفائیه 4-فرشید نوابی
5-امیرپدرام طاهریان-خسروبهرامی( بازرس )
اعضای هیئت مدیره کانون صدابرداران
سوسن بخشایش (رئیس هیئت مدیره )، مهندس سید حسن درخشان (نایب رئیس و سخنگو)، رحیم شب خیز، رحیم بقائی و محسن فرهانی ،محمود آیت (بازرس)
نشانی خانه موسیقی:
تهران،انتهای خیابان دکترفاطمی،نبش جمالزاده،شماره 284
تلفن:12و66917711
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 9:13 توسط همايون
|
موسیقی را خوب گوش کنیم یا موسیقی خوب گوش کنیم!؟
| |||
|
موسیقی خوب چیست؟
واقعا چه معیاری برای تمیز دادن موسیقی خوب و غیر خوب وجود دارد؟ به نظر اینجانب جواب دادن به این سوال ها غیر ممکن است زیرا تعریف موسیقی این هنر را همانند سیالی خیالی معرفی می کند که در هر ظرف اندازه گیری به همان شکل ظرف در می آید و طبقه بندی کردن آن همانند این است که ما بگوییم که فقط یک ظرف با یک اندازه تعریف شده و یا سلیقه یی وجود دارد.
موسیقی یک هنر انتزاعی است که در هنگام ساخت آن فقط روح خالق هستی به روح خالق موسیقی مرتبط می شود و اگر در این میان فیلترهای ممیزی و باید و نباید های اشخاص دیگر وجود داشته باشد، آن موسیقی خشک و بی روح می شود، درست همانند بسیاری (نه همه) موسیقی های مجازی که امروزه بیرون می آید. بدون توجه به ژانر (سبک) شناسی موسیقی و قبول احتمال سنت شکنی؛ قالبی که برای موسیقی به اصطلاح قالب « موسیقی خوب » و« موسیقی قابل قبول » ساخته شده بسیار کلیشه یی و سلیقه یی خواهد بود. تمامی آهنگ سازان معروف دنیا در هر سبکی که فعالیت می کنند در اصل تنوع در ساخت موسیقی متفق القول هستند وگر نه تمامی موسیقی های آنها تکراری و خسته کننده می شود. در اصل اول موسیقی ساخته می شود بعد ژانر ویا سبک آن طبقه بندی می شود (نه ممیزی) و در موارد متعددی آهنگسازان در سبک های مختلف آهنگ سازی می کنند. حال با توجه به موارد مطرح شده موسیقی خوب چیست؟ به نظر من همه موسیقی ها! شاید این جواب برای افرادی که طرفداران سرو سخت یک ژانر موسیقی هستند گران تمام شود. ولی،اگر به این مسئله بصورت کلی و از بیرون (نه از درون) نگاه کرد، آیا خوب بودن موسیقی فقط نظر مخاطبان آن نیست؟ یعنی اگر شما برای یک گروه از طرفداران موسیقی کلاسیک، موسیقی محلی بومیان استرالیا را پخش کنید، آیا به نظر آنها این موسیقی خوب است؟ بیایید کمی سوال را سخت تر کنیم، اگر برای گروهی که طرفدار پروپا قرص موسیقی سنتی باشند موسیقی پانک راک پخش کنیم ،آیا آنها حاضر خواهند بود حتی به یک دقیقه از آن موسیقی گوش کنند؟ بدون توجه به شناخت کامل از معقوله ژانر شناسی موسیقی و قبول این مسئله که هردر جامعه پویا سلیقه های بی شماری هستند که احترام به آن سلایق نشانه رشد فکری و اجتماعی است نمی توان عنوان "موسیقی بد" را برای هیچگونه موسیقی گذاشت. بنابراین با قبول این امر که هرگونه اثر هنری قابل نقد است باید قبول کرد که ممیزی موسیقی در هر صورت (چه قبل و چه بعد از پخش) کاملا بی معنی است و فقط عنوان سانسور را می توان به آن داد. در هر جامعه پویا و رو به رشد این مراکز فرهنگی وایستگاه های رادیو و تلویزیون ها هستند که می توانند با پخش انواع موسیقی در ژانر های مختلف در برنامه های مختلف، آموزش سبک شناسی را به مردم بدهند و در نتیجه مخاطبان موسیقی های مختلف را (با ژانرهای مختلف) طبقه بندی کرده و در نهایت آمار واقعی سلیقه مردم را بدست بیاورند. این آمار در نهایت به صنعت موسیقی رشد کافی را می دهد تا بتوانند در انتخاب هنرمندان مورد قرارداد خود حرفه یی تر عمل کنند. این آمار می تواند نشان دهد که هر سبک موسیقی در جای خود طرفداران و مخاطبین خود را دارد و اگر آن مراکز تخصصی و بدون اعمال سلیقه کلی گرایی عمل کنند موجب رشد همه سبک ها خواهد بود و از آنجائیکه در کشور ما صدا و سیما دولتی است، این برنامه ریزی می تواند بدون معضل اعمال فشار شرکت های تولید موسیقی انجام گیرد، معضلی که در بسیاری از کشورهای دنیا جلوی رشد موسیقی های کم طرفدارتر را گرفته است. در نهایت در دنیای امروزی که بسیاری از شرکت های تولید موسیقی به صنعت دیجیتال و پخش و فروش اینترنتی موسیقی روی آورده اند و رادیو ها و تلویزیون های اینترتی و ماهواره یی گوی سبقت را ربوده اند مراکز فرهنگی ما باید با سرعت عمل و آزادی عمل بیشتری فعالیت کنند تا عملا از عقب ماندگی موسیقی کشور جلوگیری کنند. ساخت و پخش و اجرای موسیقی برای آهنگسازان و نوازندگان هر ژانری از موسیقی مانند نفس کشیدن و یا غذا خوردن است. هر چه این امر عادلانه تر منسجم تر و سریعتر انجام گیرد رشد موسیقی بیشتر خواهد بود و تعداد موسیقی های خوب نیز بیشتر خواهد بود،زیرا برای مخاطبین هر ژانر، آن موسیقی "خوب" خواهد بود.
تنظیم کننده حساسیت خود را از دست بدهد. یکی از مهمترین تاثیرات این عمل این خواهد بود که شنونده دیگر به موسیقی اهمیت ندهد ویا فقط به شعر آن دقت کند در صورتی که در بسیاری از سبک های موسیقی (که در آن کلام وجود دارد) خود موسیقی دارای اهمیت بسیار زیادی است وبرای این گروه در اصل این موسیقی است که ژانر را مشخص می کند. مشکل فنی دیگری که در حال حاضر نه تنها در ایران بلکه در خیلی از کشورهای دنیا به آن دست به گریبان هستند مسئله شدت صدا بین برنامه های مختلف است. حتما دقت کرده اید که گاهی به یک قطعه موسیقی در رادیو گوش فرا می دهید که ناگهان برنامه بعدی با صدای بسیار بلندتر تمامی هوش و حواس شما را در هم می ریزد و به قول استادی؛«هنگام گوش کردن به قطعه یی از موسیقی ملایم صدای تبلیغ نخود فرنگی با صدای بسیار بلندتر از موسیقی همانند فرو کردن میخی در گوش انسان را می آزارد.» این دو معضل در اصل مسائل فنی هستند که با توجه به تماس هایی که نویسنده با صدا وسیما داشته در حال برطرف شدن است با اینکه مسئله اول به صدابردار برنامه و دستگاهی که موسیقی را از آن گوش می کنیم نیز مربوط می شود. 1- گیج شدن شنونده 2- نا امید کردن آهنگساز و یا خواننده 3- بی هویت شدن ارزش هنری برنامه 4- ارايه نادرست موسیقی از دیدگاه ژانر شناسی موسیقایی خواهد بود که هم اکنون دست به گریبان جامعه ما است. به نظر نویسنده این مشکل بیشتر از نا آگاهی برنامه سازان از معقوله سبک شناسی موسیقی می باشد تا عملی از پیش برنامه ریزی شده. |
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:20 توسط همايون
پدران و پسران موسیقی ایران
کشور عزیزمون ایران از گذشته تا امروز مهد موسیقی دانان بزرگی بوده
از باربد و نکیسا و بامشاد دوره ساسانی تا صبا و درویش و خوش نواز و خالقی و بنان و...
اما امروز بسیاری از چهره های شاخص نسل جدید موسیقی،
پسرانی هستند که پا جای پای پدرانشون گذاشتن و ایران
تداوم موسیقی خودشو تا حدودی مدیون این عزیزانه
سیاوش و پشنگ کامکار
در خونواده بزرگه کامکارها که موسیقی یه امر مورثیه
وجود پدران و پسران و دختران و … عجیب نیس خونواده ای که همه می نوازند و
همه خوش می درخشن اما آخرین اثرشون تک نوازی سنتور سیاوش
پسر پشنگ بود و سیاوش هم با وجود سن کم نشون داد که
میتونه توگروه جایی واسه خودش داشته باشه
همایون و محمد رضا شجریان
همایون بدون شک موفق ترین این نسل دومی هاست وقتی
اولین آلبومش "نسیم وصل " را منتشر کرد شاید خیلی ها
به خاطر پسر شجریان بودنش آلبوم رو خریدن اما تونست
ثابت کنه که لیاقت به دوش کشیدنه نام پدر رو داره و
با انتشار چندین آلبوم در سال های بعد تونست طرفداران زیادی رو پیدا کنه
احسان و ایرج خواجه امیری
احسان پسر ایرج این روزها طرفداران زیادی داره
وقتی رو اولین آلبومش"من و بابا" عکس خودشو پدرش رو گذاشته بود
همه فکر کردیم از نام پدر داره سواستفاده میکنه اما کم کم با خوندن
چند تیتراژ سریال هنرشو نشون داد
حافظ و شهرام ناظری
حافظ زمانی در کنسرت های پدر دف و سه تار میزد
برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و پایان نامه خودشو با
موضوع تلفیق موسیقی شرق و غرب ارائه کرده و
قطعاتی رو آماده کرده که به زودی منتشر میشه
بامداد و بابک بیات
بامداد تا چند سال پیش مستقل کار نمی کرد و فقط ملودی های
پدر رو تنظیم میکرد حتی خودش در این مورد گفته بود
از زبون بعضی ها شنیده که می گفتن ملودی ها رو
بابک به اسم پسرش می سازه تا اونو معروف کنه و
بامداد دوست داره حالا که مستقل کار میکنه اسمش بامداد بیات باشه
نه پسر بابک بیات
کاوه وکورش یغمایی
کاوه و کامیل پسران کورش یغمایی نیز دنباله رو
راه پدر هستند گرچه بیشتر در زمینه موسیقی بدون کلام کار می کنند
نوید و مهدی سپهر
مهدی سپهر از خوانندگان قبل انقلاب و اوایل پاپ بعد از انقلاب
که پسرش نوید هم در زمینه آهنگسازی فعالیت داره
کامبیز و داود گنجه ای
کامبیز در کنار استاد بزرگ کمانچه ، داود، بسیار خوب تمبک می زنه
آیین و پرویز مشکاتیان
آیین اخیرا با همکاری پدر آلبومی رو منتشر کرده که
همراه پدر سنتور و تمبک مینوازن
صبا و حسین علیزاده
صبا و نیما پسران حسین علیزاده هر دو در رشته عکاسی تحصیل کردن
اما در موسیقی نیز تبحر دارن و صبا در گروه نور کمانچه میزنه
آریا و منوچهر صهبایی
آریا نوازنده ویولن پسر منوچهر صهبایی استاد بزرگ موسیقی و رهبر ارکستر
در کنار این موارد هنرمندان بزرگی هم هستن که
خودشون در زمینه ای دیگه فعالیت میکنن و
موسیقی این سرزمین رو سپردن دست فرزندانشون
مجید و عزت ا.. انتظامی
در زمینه موسیقی متن فیلم
نادر و جمشید مشایخی
رهبر ارکستر
گلشیفته و بهزاد فراهانی
با ساز تخصصی پیانو
پگاه آهنگرانی و منیژه حکمت
فارغ التحصیل هنرستان موسیقی با ساز ویولنسل
و...
در میان این خانواده ها ی موسیقی چند تن از أنها هستند که فرزندشان مسیر درست راه پر آسیب و حساس موسیقی را بهتر شناخته و ادامه داده اند که شاخص ترین آنها همایون فرزند خلف استاد محمد رضا شجریان را مینوان نام برد. که به خوبی توانسته ادامه دهنده راه یگانه آواز موسیقی ایران باشد. راهی بس دراز و مشکل . امید است موفق باشند.
زندگینامه همایون شجریان
همایون شجریان ,فرزند چهره ی شاخص ایران,در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خوانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود . از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بودتا با تشخیص پدر تزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر اواز را شروع کردو دورن بلوغ روزانه تکنیک اواز و صدا سازی را به صورت فشرده فرا کرفت.در همان زمان به همرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه ی فراگیری هن نزد اردشیر کامکار پرداخت . از سال 1370 پدر و گروه اوا را در کنسرتهای امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از 1378 به بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر همخوانی را اغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از گشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به اهنگسازی محود جواد ضرابیان , اولین برنامه ای است که همایون به تنهایی خوانندگی انرا به عهده دارد. با ارزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی که در پیش روی دارد
با تشکر از :http://ronakkalhor.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 0:41 توسط همايون
اي که دور از تو چون ، مرغ پر شکسته ام
بي تو در باغ غم ، منتظر نشسته ام
مي نويسم امشب از صفاي دل
نامه اي پر آرزو براي تو
که به ديدنم بيا
دور از اين بهانه ها
تو طنين شعر عاشقانه اي
همچو روح شادي زمانه اي
تو بيا که بشکفد
به لبم ترانه اي
...
چه شود گر بدهي جواب نامه ي مرا 
بنويسي دو سه جمله با کلام بي ريا
که در آنجا ز خيال من نمي شوي رها
پس از اين هم نپري به عشق ديگري تو را
مي نويسم امشب از صفاي دل
نامه اي پر آرزو براي تو
که به ديدنم بيا
دور از اين بهانه ها
تو طنين شعر عاشقانه اي
همچو روح شادي زمانه اي
تو بيا که بشکفد
به لبم ترانه اي
"نامه" (کیفیت خوب . حجم 3.19MB)

"نامه" (کیفیت متوسط . حجم 1.61MB)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:43 توسط همايون
به یاد آن گذشته
![]() |
نمیدونم تا حالا این آلبوم رو گوش کردید یا نه. ولی توصیه میکنم حتما تهیه و گوش کنید.
بسیار زیبا و لطیف است.
آهنگساز: مرحوم استا د حبیب الله بدیعی . رحیم معینی کرمانشاهی و حسین معینی کرمانشاهی
تنظیم برای ارکستر : مرحوم استاد مجتبی میرزاده
خواننده: همایون کاظمی
|
۱-به یاد آن گذشته
| |||||||||||||||||||
|
|
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:36 توسط همايون






















