تبليغاتX
 زنده در یاد
زنده در یاد
نکوداشت بزرگان موسیقی ایران زمین با نگاهی ویژه به جایگاه استاد شجریان
زنده در یاد
خانه | آرشيو | ايميل


اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ...
در هنر می شود نوای هستی را شنید
معراج در این عرصه روی می دهد :
پروازی به فرازستان معنا !

"محمدرضاشجریان"

------------------------

ماهنرمندان تمام عمر زير پروژكتور نگاه زندگي مي كنيم . الآن به خود مي گويم : آيا مي شود جايي بروم كه كسي مرا نشناسد ، آزاد باشم ، روي چمن بنشينم ، دراز بكشم و كسي چشم به من ندوخته باشد. من مي خواهم براي خودم زندگي كنم ، اما نمي شود . گاهي آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ، چون ديگر نمي تواند خودش را پيدا كند ، اينهاست كه بين هنرمند و مردم فاصله ايجاد مي كند. هنرمند حس مي كند كه از لحاظ عاطفي نمي تواند جوابگوي مردم باشد...واقعا آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ...آنچه كه بيش از همه براي من خوشحال كننده است ، آن است كه عده يي اهل دل به صداي من گوش مي كنند و از آن لذت مي برند و همين، بالاترين سعادت من است. وقتي مي بينم كه پس از سال ها زحمت و خدمت براي هنر اين سرزمين، گروهي پيدا ميشوند تا قدرشناسي كنند، خستگي ام بر طرف مي شود...از من انتظار مي رور كه توليد هنري در عالي ترين سطح داشته باشم ، شاگرد تربيت کنم ، مرتبا كنسرت برگزار كنم، ودر موسيقي ايراني پدري كنم ، واقعا از عهده ي يك نفر بر نمي آيد...من با مردم زندگي مي كنم وبا آنها درد مشترك دارم ، براي همين است كه مي دانم چه مي خواهند...
"استاد محمد رضا شجريان"

×××××××××××××××××


امکانات و ابزارها نوشته هاي پيشين
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
لينکدوني

به ياد مشكاتيان
دریچه نیمه باز
باران و باد
گريزي بر موسيقي اصيل ايراني
بازگشت به سوی او
حکایت دل
راميان دات كام
روان شناسی روابط
نكته هايي از قرآن کریم
وب‌گل
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
عاشقانه ترین 7 فیلم تاریخ
شیطونک
رابطه پنهان
ک. پ:تنها گناه من دروغ نگفتنه و بس...!
موسيقي ما
لينك باكس
بدو بازی
شاه بیت آواز ایرانی: استاد ایرج
من ایرانیم ....غرب هرگز
ایران میهن من
وعشق صدای فاصله هاست
جاویدان هنر
عکسهای ایرانی . مسعود شرقی
همایون شجریان
ghazi خبری - ورزشی
شاهگل
داستانسرا
سعدی و مولانا
گلزار سخن کرمانشاهان
ترانه هاي كودكان
همكنون
به منزل شخصی amoo خوش آمديد
شاه گل
سهیل پرنده
زنگهای موبایل از موسیقی ایرانی
زنده رود
استاد شجريان (سر عشق)
خدا و عشق
پهلوان خورشید
موسیقی ملی ایران
محمد رضا شجریان استاد آواز ایران
بزرگان موسيقي ايراني
کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
dj30ma.blogfa
عاشقان فیزیک دانشگاه پیام نور دامغان
دلشدگان
چکاد
استاد پرویز یا حقی
استاد گلپایگانی
بزرگان موسیقی ایران
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
]
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
رمز جاودانگي

 

رمز جاودانگي

paj59o7kegg44psv8kx.jpg

 

صداي محمدرضا شجريان حرمت دارد. اين موضوع را هم استاد مي‌داند و هم دوستداران صداي او.

مردم براي صداي شجريان حرمت قائل‌اند،‌ از سكوت سالن هنگام اجرا و يا خاموش كردن تلفن‌هاي همراه كه اين روزها تبديل به معضلي براي اهالي هنر شده است مي‌توان متوجه اين احترام شد. حرمت و ارزشي كه به آساني به دست نيامده است و خود استاد بهتر از هر كس ديگري قدر اين حرمت را مي‌داند و براي آن ارزش قائل است. ابتداي كنسرت زماني كه استاد از مردم به‌دليل فيلمبرداري در سالن عذر‌خواهي مي‌كند، اين رابطه دو طرفه شكل مي‌گيرد و سكوت چنان در سالن حكمفرما مي‌شود كه مي‌توان صداي هواكش سالن وزارت كشور را در بين قطعات شنيد.

بازار سياه دم در سالن وزارت كشور، كه گله و نارضايتي شركت دل آواز و خود محمد رضا شجريان را به همراه دارد هم نشان از طيف گسترده علاقه‌مندان او دارد. علاقه‌مندان او همه قشري را شامل مي‌شوند به هر قيمتي مي‌خواهند صداي او را بشنوند،‌ نكته مهم‌تر تلاش اين هنرمند براي از بين بردن بازار سياه است و دغدعه او براي رفع اين معضل.در تمام مدت كنسرت، مسئولان سالن به درخواست خود استاد و دست‌اندركاران شركت دل آواز بارها به مردم تذكر دادند كه از ضبط تصاوير توسط دوربين و گوشي موبايل خودداري كنند. دليل آن هم ساده است؛ حق مؤلف.

اما با تمام تاكيد شجريان بر سر اين موضوع، زماني كه به درخواست مردم، او آواز «مرغ سحر» را خواند تمام موبايل‌ها و دوربين‌هاي خانگي روشن شد و تصوير اجرا را هم در گوشي بغل دستي ات مي‌توانستي ببيني و هم در گوشي نفر جلويي، اما اين بار هيچ‌كس به مردم تذكر نداد. حتي مراقبان سخت گير هم در اين لحظه روي پله‌هاي تالار نشستند و بدون نگراني و وسواس تذكر به «مرغ سحر» گوش دادند. اين همان حرمتي است كه استاد براي دوستدارانش قائل است، چه باك اگر فردا و پس فردا اين كار را در فلان سايت اينترنتي ديده شود، لحظه‌اي خوش بودن مردم غنيمت است.

شجريان هم قشر روشنفكر را در ليست طرفداران خودش دارد و هم آدم‌هاي عادي را؛ درست برخلاف هنرمندان ديگر كه يا محبوب روشنفكرها و خواص هستند يا عامه پسند. در كنسرت شجريان مي‌توان تركيب اين دو قشر را ديد و حتي اختلاف سني مخاطبان هم چشمگير است.

اگر سري به وبلاگ‌ها بزنيد اين موضوع را مي‌توان به وضوح ديد. شادي يك بوشهري از خريد اينترنتي بليت كنسرت، نشان موقعيت استثنايي است كه يك هنرمند در بين مردم دارد. حضوري كه ساده به دست نيامده است و حفظ آن بسيار مشكل است. زماني كه خبرنگاران با يادداشت‌هاي خود رنجش خودشان را از عملكرد شركت دل آواز در رابطه با ندادن سهميه بليت خبرنگاري اعلام كردند، شجريان با خبرنگاران به گفت‌وگو نشست. آن هم زماني كه بليت‌ها به فروش رفته بود و نيازي به تبليغ و اطلاع نبود. شجريان حتي وقتي از مديران تلويزيون رنجيد و اجازه نداد هيچ قطعه‌اي از او در تلويزيون به نمايش گذاشته شود، باز به پاس همان حرمتي كه براي مخاطبانش در هر كجاي ايران و نيز براي خودش قائل است، اجازه داد قطعه زيباي ربنا را مردم از تلويزيون بشنوند.

اين همان حرمتي است كه شجريان براي مخاطبان خودش قائل است و ارزش رسانه را مي‌شناسد و مي‌داند كه رسانه پلي است ميان او و علاقه‌مندانش. البته در اين ميان نبايد از هوشمندي او به‌عنوان يك هنرمند غافل شد. دليل اصرار او به نگه داشتن اين موقعيت هم ساده است؛ او اين شأن و موقعيت را به راحتي به دست نياورده است كه به راحتي هم از دستش بدهد. مشخص است كه موقعيت و شأن اين هنرمند خود خواسته است و به راحتي مي‌تواند آن را كنترل و حفظ كند،‌ اين راز ماناي اوست.

  ندا انتظامي                                                                                                        


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گربدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد گو تو خود باش كه ما گوش به احمق نكنيم

 

گربدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد        گو تو خود باش كه ما گوش به احمق نكنيم

 

wkp7i7uffs0cj4dl9f7.jpg

 

در طي اين چند سال اخير متاسفانه عده اي از دشمنان آشنا و دوستان جاهل ، دانسته يا ندانسته هجمه اي نا جوانمردانه را عليه يگانه آواز ايران استادمحمد رضا شجريان آغاز نموده اند.اكثر اين انتقادات بي پايه و اساس در كلاسهاي آموزش موسيقي و به وسيله عده اي هم فكر و با برنامه ريزي قبلي انجام ميگيرد.

يكي از اين مثلا اساتيد ساز تار كه بسيار هم مدعي و غرق در هنر خود است در حين تدريس يكي از كلاسهايش به شاگردانش ميفرمايد: دليل جدايي استاد شجريان از اساتيد حسين عليزاده و كيهان كلهرتنها مسايل مادي و مربوط به نحوه تخصيص حق الزحمه كنسرتها بوده است.

هنوز چند صباحي از جدايي اين اساتيد نگذشته بود كه استاد عليزاده در مراسم مسجد ختم مادر استاد شجريان آنچنان وي را در آغوش  كشيد و غرق بوسه و مهر كرد كه همان منتقدان بي انصافي كه اكثرا در مجلس حضور داشتند شرمنده شدند.مگر ميشود چند نفر با هم اختلاف و كدورت داشته باشند وروابطشان به گرمي هر چه بيشتر ادامه يابد؟

مگر در كنسرت گروه آوا و استاد شجريان همگان حضور گرم و صميمي استاد كلهر را نديدند ؟ آيا اين رابطه عارفانه نشاني از كدورت و دلخوري داشت؟

 

qcujicvn4qwv0len51v4.jpg

يكي ديكر از اين هنرمندان(؟)مدرس ساز ويولن در كلاسش در جواب سئوال يكي ار هنر آموزان در خصوص بيان نظر وي پيرامون استاد شجريان ميگويد: از استاد شجريان بپرسيد بعد از انقلاب براي موسيقي ايران چه كرده ؟كدام آهنگ جاودان را ساخته است ؟

براستي كدام اثر موسيقيايي به اندازه نوا، بيداد، آستان جانان ، ماهور و .... توانسته مشتاقان موسيقي اصيل ايراني را تحت تاثير قرار داده و كام تشنگان اين عرصه را سيراب نمايد؟در تاثير استاد مشكاتيان در ايجاد اين جاودانگي هيچ شكي نيست اما اگر نوا  تنها به خاطر آهنگسازي ابشان ماندگار شده است  چرا ديگر آثار استاد مشكاتيان با خواننده هاي بعضا مطرح نتوانسته جايگاهي شايسته در عرصه موسيقي ايران زمين پيدا كند؟آيا اين دليلي بر تاثير عظيم استاد شجريان و آواز آسمانيش بر جاودانه بودن آثار مذكور نيست؟ آيا در زيبايي و ماندگار بودن آهنگهاي پيام نسيم ، آسمان عشق ، دل مجنون ،سرو چمان ، بي همزبان ، صنما ، دل بردي از من ،  ياد ايام ، يعني چه و ... شكي وجود دارد؟ بايد از اين دوستان پرسيد شما كه ادعاي اشراف بر موسيقي و خداوندگار ساز و آواز بودن را داريد براي موسيقي اين سرزمين چه كرده ايد؟ كدام اثرتان حتي به گوش مردم آشناست؟

متاسفانه شايعات و مواردي ديگر هم اين روزها مطرح ميشود كه لزومي به پاسخ گويي نديدم  چون مردم فهيم ايران زمين به خوبي ميدانند هنرمند كيست و هنر نما كه.

بياييد به جاي انتقاد هاي نا بجا و مغرضانه و گاه توهين آميز انصاف داشته باشيم وبه كوه استوار موسيقي ايران زمين درست و عادلانه نگاه كنيم نه به ابرهاي اطراف اين قله رفيع. هرچند به فرموده حافظ :

 

گربدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد   گو تو خود باش كه ما گوش به احمق نكنيم


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دوستش دارم با تمام وجود ...
 

دوستش دارم با تمام وجود ...

bkdht057jqlt7et4cace.jpg

با تمام وجود شجريان را دوست دارم. وقتی  در شب کنسرت وارد صحنه شد و برای‌اش از جا برخاستيم، از بن جان احساس غرور می‌کردم، به خاطر تمام آن سال‌هايی که زحمت کشيده است و به خاطر همه‌ی خدمتی که به موسيقی و فرهنگ ايران کرده است.


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
جزئيات كنسرت «استاد محمدرضا لطفي» در شيراز اعلام شد
 

جزئيات كنسرت «استاد محمدرضا لطفي» در شيراز اعلام شد

yqu6xee4ueelxbxh6dd.jpg

بهراد توكلي مدير برنامه محمد‌رضا لطفي در گفت و گو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: در حال حاضر مشغول برنامه‌ريزي براي اين كنسرت هستيم كه احتمالا شهريورماه در شيراز برگزار خواهد شد.
وي افزود:اين كنسرت كه 3 شب خواهد بود در دو بخش برگزار مي شود به طوري كه در قسمت اول «لطفي» به بداهه نوازي تار و سه تار مي پردازد و در بخش دوم نيز گروه همنوازان شيدا قطعاتي را اجرا خواهند كرد.
توكلي در ادامه در خصوص قطعات اجرايي اين كنسرت بيان داشت: همنوازان شيدا در اين اجرا قطعاتي از آلبوم «وطنم ايران» را به آهنگسازي «محمدرضا لطفي» و نيز قطعات كنسرت ارديبهشتشان را در تالار بزرگ كشور مي‌نوازند.
مدير برنامه‌ كنسرتهاي لطفي با اشاره به حضور اعضاي گروه همنوازان شيدا تصريح كرد: در حال حاضر برنامه‌ريزيمان براي حضور همه اعضاي گروه است اما اين اتفاق بستگي به شرايط و امكانات شيراز دارد.
توكلي در خاتمه خاطر نشان كرد: كنسرت «لطفي»احتمالا به مدت 3 شب در باغ عفيف آباد شيراز برگزار مي‌شود.
به گزارش فارس،«محمدرضا لطفي»به همراه گروههاي سه گانه شيدا ارديبهشت ماه به مدت 3 شب در تالار بزرگ كشور به اجرا پرداخت.


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
«استاد شجريان» در سليمانيه عراق مي‌خواند
 

«استاد شجريان» در سليمانيه عراق مي‌خواند

s1wtqywcbhwqr8pj1aj.jpg

 به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه احتمالا مردادماه خواهد بود، «شجريان»به همراه گروه آوا متشكل از نوازندگاني چون مجيد درخشاني، سعيد فرج پوري، حسين رضايي‌نيا و حسين بهروزي‌نيا در دو بخش به اجراي برنامه مي‌پردازد.
در اين اجرا گروه آوا قطعات اجرايي خود را در تور آمريكا و كانادا كه همگي از ساخته‌هاي فرج پوري در دستگاه شور و افشاري و درخشاني در دستگاه ماهور بود را مي‌نوازند.
به گزارش فارس، در اين كنسرت نيز همايون شجريان، پدر را در اجرا همراهي نخواهد كرد و اين در حالي است كه اين خواننده جوان خود را براي كنسرت مستقلش در تهران كه 1 تا 4 شهريور در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود، آماده مي‌كند


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
فرزند خلف خسرو آواز ایران

 

فرزند خلف خسرو آواز ایران

f15sp09orvne4r0wirj.jpg 

 وقتی برای اولین بار در کنسرتهای آمریکای استاد شجریان (یاد ایام - افتخار آفاق ) همایون شجریان را در کنار استاد بعنوان نوازنده تنبک دیدم دلم گرفت. یعنی فرزند آواز ایران تنها نوازنده تنبک است؟ چیزی که من در ذهن داشتم این بود که ایشان مشغول فراگیری ساز کمانچه هستند. سالها گذشت تا پس از ارائه آلبوم آهنگ وفا ایشان را بعنوان خواننده دیدم. چقدر صدایش صاف و زلال و شبیه صدای استاد بود. بسیار لذت بردم. سالها آمد و رفت و اوج هنرنمایی او را در کنسرت همنوا با بم دیدم. واقعا که فرزند برومند قله آواز ایران است.هنرمندی دارای تمامی صفات نیک . برعکس تمامی جوانان امروزی همایون به طور عجیبی نجیب و مودب است. هنکامی که میخواند بی درنگ تصویر پدر اسطوره اش در اذهان تداعی میگردد. بی شک اگر همایون به همین شکل به فعالیت هنریش ادامه دهد یکی از کاندیداهای اصلی میراث داری آواز موسیقی ایران زمین خواهد بود. جوانی دوست داشتنی و بسیار زیرک و باهوش. امیدواریم همایون شجریان هم چنان در طی این مسیر پر نشیب و فراز موفق و موید باشند. انشاالله.

خالی از لطف نیست که دو تصنیف زیبا از آلبوم با ستاره های  این هنرمند دوست داشتنی را مجددا گوش کنیم. بفرمایید:

                                   غمگسار                                   

 

چه غریب ما ندی ای دل نه غمی نه غمگساری

نــه بــه ا نـتـظـــار یــاری ، نــه ز یـــار ا نـتــظــاری

غــم اگــر بــه کــوه گـویــم، بــگـریــزد و بــریــزد

کــه دگــر بــدیـن گــرا نـی نـتـوان کشیــد بــاری

سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته‌ ست

تــو بـکــش که تا نیفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاری

نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم

منـم آن درخـت پیـری که نـداشـت بـرگ و بـاری

   سنگ دل

سنـگ دلا چــرا دگــر جــور و جــفــا نـمــی‌کـنی
سنـگ دلا چــرا دگــر جــور و جــفــا نـمــی‌کـنی

جـــور و جــفــا بکـن اگـر،
جـــور و جــفــا بکـن اگـر ،
مـهـر و وفـا نـمــی‌کـنی

زخـــم دگـــر بــزن بــدل مــرهــم اگر نـمــی‌نـهی
زخـــم دگـــر بــزن بــدل مــرهــم اگر نـمــی‌نـهی

درد دگـــر بــده اگـــر خــســتـــه دوا نـمــی‌کـنی
درد دگـــر بــده اگـــر خــســتـــه دوا نـمــی‌کـنی

عهد هر آنچه می‌کنی وعده به هر که می‌دهی
عـهـــد ز یــاد مــی‌بــری وعــده وفـــا نـمـی‌کـنی


عهد هر آنچه می‌کنی وعده به هر که می‌دهی
عـهـــد ز یــاد مــی‌بــری وعــده وفـــا نـمـی‌کـنی

تیــر غـمــم زدی بـجــان تـا کـه بـخــون نشـانیــم
تـا کـه بـخــون نشـانیــم


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شبهای با شکوه کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز پایان یافت

 

شبهای با شکوه کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز پایان یافت

a02ak5mf6d71m2k874m.gif

استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده با حضور در شب پایانی کنسرت گرمی بخش برنامه بودند.
ضمن سپاس از مردم هنردوست کشورمان امیدوارانه تکرار برنامه هایی از این دست را به انتظار می نشینیم.
دز ادامه عکس های پشت صحنه برنامه شب پایانی و دیدار استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده با استاد محمدرضا شجریان را مشاهده می فرمایید.


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
 

ljy2hxrqjumpb8tvjyby.jpg 


ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو

زینت تاج و نگین از گوهر والای تو

آفتاب فتح را هر دم طلوعی می‌دهد

از کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو

جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا

سایه‌اندازد همای چتر گردون سای تو

از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف

نکته‌ای هرگز نشد فوت از دل دانای تو

آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد

طوطی خوش لهجه یعنی کلک شکرخای تو

گر چه خورشید فلک چشم و چراغ عالم است

روشنایی بخش چشم اوست خاک پای تو

آن چه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار

جرعه‌ای بود از زلال جام جان افزای تو

عرض حاجت در حریم حضرتت محتاج نیست

راز کس مخفی نماند با فروغ رای تو

خسروا پیرانه سر حافظ جوانی می‌کند

بر امید عفو جان بخش گنه فرسای تو


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
یا رب امان ده تا باز بینیم ...
 

یا رب امان ده تا باز بینیم ...

دیشب آخرین اجرای کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز بود. کنسرتی که با تمامی حواشی و مشکلات همیشگی پیش روی کنسرتهای استاد بار دیگر کام تشنه مشتاقان و عاشقان موسیقی اصیل ایرانی را سیراب نمود.

برای چند شب بار دیگر صدای جاودانی استاد شجریان آسمان موسیقی ناب ایرانی را نور افشانی نمود.استاد مانند همیشه و بسیار زیبا و هنرمندانه گوشه هایی از توشه ی سالیان اندوخته هنری خویش را به مشتاقانش تقدیم نمود. این کنسرت که بدون حضور همایون برگزار شد با وجود مشکلاتی که وجود داشت توانست علاقه مندان را راضی و خوشنود از سالن خارج کند.

در شب آخر کنسرت استادان نامداری همچون لطفی و علیزاده حضور یدا کردند. شاید حضور این اساتید مقدمه ای باشد برای پیوند مجدد این اسطوره های موسیقی ایران. شاید باز شاهد هم نوایی این اساتید باشیم.  همه مشتاقان موسیقی اصیل ایرانی منتظر این اتفاق فرخنده هستیم.

یا رب امان تا تا باز بینیم ...

           ۴                       ۳                         ۲                        ۱

           ۸                       ۷                         ۶                        ۵    

          ۱۲                    ۱۱                        ۱۰                        ۹ 

          ۱۶                    ۱۵                        ۱۴                       ۱۳ 

          ۲۰                    ۱۹                        ۱۸                       ۱۷


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
پرونده‌ي كنسرت استاد شجريان بسته شد
 

پرونده‌ي كنسرت استاد شجريان بسته شد

در نخستين هفته‌هاي تابستان، ‌20هزار نفر به آوازهاي نامي‌ترين آوازخوان ايران گوش سپردند

شامگاه گذشته آخرين اجراي گروه شهناز با استاد آواز ايران در تالار سه‌هزار نفري كشور به‌صحنه رفت و پرونده‌ي كنسرت تابستاني استاد محمدرضا شجريان بسته شد.

قرار است محمدرضا هنرمند فيلم اين كنسرت را بسازد. او دو شب پاياني كنسرت را براي تهيه‌ي فيلم اين دوره از كنسرت تصويربرداري كرده است.

محمدرضا لطفي و حسين عليزاده ميهمان‌هاي دو شب پاياني اين كنسرت‌ها بودند.

طبق اعلام، اين اجراها در شب‌هاي برگزاري، حدود 20 هزار نفر مستمع حضوري داشته است، اما به تعداد بليط‌هاي فروخته شده اشاره‌اي نشده است.

استاد آواز ايران در نشستي با خبرنگاران عنوان كرده بود: مشكل‌ترين كارها براي ما ارايه‌ي بليط به شكل عادلانه بوده است. من از سال 1350، همان روزهايي كه تالار رودكي يا همين تالار وحدت، نصف بليط‌ها را به مردم نمي‌داد و ديگر موارد، هميشه معترض بوده‌ام.

شجريان اعلام كرده بود كه با اين كنسرت مي‌خواهد توجه ايراني‌ها را به عارف انديشمند اين سرزمين - شمس تبريزي - جلب كند. او گفته بود دل‌مان مي‌خواهد بنيادي براي اين مرد انديشه داشته باشيم و بزرگان‌مان را براي خودمان نگه داريم.

"رندان مست" بخش نخست اين اجراها بود كه در دستگاه "همايون" و پيش‌درآمدي از ساخته‌هاي مجيد درخشاني آغاز مي‌شد و در بخش دوم، با "مرغ خوشخوان" در دستگاه شور ادامه مي‌يافت.

محمدرضا شجريان هفت شب با گروهش به درخواست مردم در صحنه مي‌ماند تا تصنيف "مرغ سحر" را سر دهد.

اين كنسرت‌ها به‌سرپرستي مجيد درخشاني برگزار شد و نوازندگان گروه جوان شهناز را سينا جهان‌آبادي - کمانچه، شاهو عندليبي - ني، حامد افشاري - قيچک باس، مهرداد ناصحي - قيچک آلتو، کاوه معتمديان - کمانچه، رادمان توکلي - تار، رامين صفايي - سنتور، حميد قنبري - تنبک، حسين رضايي‌نيا - دف، محمدرضا ابراهيمي - عود، مژگان شجريان - سه‌تار و مهدي اميني - بم تار و رباب، تشكيل داده بودند.

مژگان شجريان عهده‌دار طراحي صحنه‌اي بود كه زمينه‌ي آن با خوش‌نويسي‌هاي استاد يدالله كابلي همراه شده بود.

منبع : ايسنا


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
هنرمند كنسرت شجريان را كارگرداني كرد
 

هنرمند كنسرت شجريان را كارگرداني كرد

محمدرضا هنرمند از كارگردانان با سابقه سينما و تلويزيون با فيلمبرداري كنسرت استاد شجريان ، در حال آماده‌سازي برنامه تصويري اين كنسرت است كه شب گذشته (يكشنبه) پايان يافت

iigrw83v1jpiofcu6ja.jpg  



هنرمند پيشتر نيز كارگرداني تصويري برنامه‌هاي موسيقايي شجريان را عهده دار بوده است.

محمدرضا هنرمند از جمله كارگردانان مولف است، كه به خاطر كارهاي متفاوت سينمايي و تلويزيوني براي مخاطبان شناخته شده است.

كنسرت شجريان از بيست و نهم خرداد ، به مدت هفت شب در تالار بزرگ وزارت كشور آغاز شد، و شب گذشته با حضور بزرگان موسيقي فاخر ايران ، و استقبال گسترده مردمي پايان يافت.

اين نخستين كنسرت شجريان در سال جاري ، و با گروه شهناز بود كه در روزهاي ‪ ۳۰ ، ۲۹‬خرداد ، اول ، دوم ، ششم ، هشتم، و نهم تير در دوبخش اجرا شد ، كه بخش اول در دستگاه همايون و به نام رندان مست ، و بخش دوم در دستگاه شور و به نام مرغ خوشخوانبود.

سرپرست گروه شهناز در اين اجراها، مجيد درخشاني ، و ديگر نوازندگان اين گروه ، مژگان شجريان سه تار، حسين رضايي نيا دف و دايره، رامين صفايي سنتور، كاوه معتمديان، كمانچه، سينا جهان آباديكمانچه، شاهو عندليبي ني، حامد افشاري قيچك باس، مهرداد ناصحي قيچك آلتو، رادمان توكلي تار، حميد قنبري تنبك، محمدرضا ابراهيمي عود، و مهدي اميني، رباب بودند.

 منبع : ايرنا


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
آخرین شب کنسرت استاد شجریان برگزار شد
 

آخرین شب کنسرت استاد شجریان برگزار شد

آخرین شب از اجراهای محمدرضا شجریان به همراه گروه شهناز شب گذشته در تالار بزرگ کشور به پایان رسید



اجرای پایانی این کنسرت در حالی صورت گرفت که محمدرضا لطفی و حسین علیزاده از نوازندگان تار و سه تار که در سالیان گذشته، اجراهای متفاوتی به همراه  شجریان داشتند، نیز در میان مخاطبان حاضر بودند که به همین مناسبت نیز محمدرضا شجریان پیش از آغاز اجرا، از حضور این دو هنرمند ابراز خوشحالی و از آن ها تشکر کرد.

حضور شجریان در میان چهره های جوان گروه شهناز یکی از ویژگی های مهم اجرای امسال بود. مجید درخشانی تنها چهره ثابت این کنسرت با کنسرت سال گذشته بود .

غیبت همایون به عنوان هم خوان و نوازنده تنبک و حضور مژگان شجریان، یکی دیگر از رویدادهای کنسرت سال 87 بود. مژگان شجریان که تا کنون نامش را با عنوان طراح لباس کنسرت ها و طراح جلد آثار پدرش دیده بودیم این بار در میان هنرمندان به عنوان نوازنده سه تار حاضر بود و در بخش دوم در قسمت آواز در ابتدای قطعه به تک نوازی پرداخت.

در اجرای شب پایانی نیز پس از اتمام 2 بخش مختلف اجرا در دستگاه های همایون و شور، به درخواست حاضران، قطعه مرغ سحر با هم خوانی جمعی گروه و مخاطبان و با تنظیم جدیدی از درخشانی اجرا شد تا  این قطعه پایان بخش 7 شب اجرای کنسرت سال جاری محمد رضا شجریان در تهران باشد.

حاشیه

-شب آخر نیز برنامه با تاخیر 45 دقیقه ای آغاز شد.

-با وجود تلاش های فراوان شرکت دل آواز، برای اینترنتی کردن فروش بلیت به منظور جلوگیری از فروش به صورت آزاد و با مبالغ کلان،  بازار سیاه فروش بلیت های کنسرت در شب آخر در مقابل در تالار وزارت کشور، هم چنان داغ بود و بلیت های 10 هزار تومانی به مبلغ 100 هزار تومان به فروش می رسید.

-پس ازاتمام برنامه، محمدرضا شجریان، دخترش مژگان را به پاس قدردانی در آغوش گرفت و حاضران با شور و هیجان برای آنها کف زدند.

منبع : مهر


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
عليزاده و لطفي ميهمانان آخرين شب كنسرت شجريان

 

عليزاده و لطفي ميهمانان آخرين شب كنسرت شجريان

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، حسين عليزاده و محمدرضا لطفي در آخرين شب كنسرت محمدرضا شجريان در رديف ميهمانان به تماشاي اين كنسرت نشستند.
درحالي است كه طي سال‌هاي اخير اين تصور وجود داشت كه بين بزرگان موسيقي از جمله شجريان، لطفي، عليزاده و مشكاتيان فاصله افتاده است اما لطفي و عليزاده و مشكاتيان در مصاحبه‌هاي جداگانه خود از همكاري با هم و بزرگان موسيقي ايران خبر داده بودند.
در عين حال حضور اين بزرگان در كنسرت‌هاي موسيقي يكديگر نيز احتمال برگزاري كنسرتي مشترك و هماهنگي بيشتر اين هنرمندان را قوت مي‌بخشد.

 

1qwe4jejrfejy0aqaw0.jpg

 

به امید آنروز رویایی


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
هنرمندان به پا خاستند؛جمعي براي بم آمدند...

 

هنرمندان به پا خاستند؛جمعي براي بم آمدند...

هنرمندان اين روزها آثار خود را در طبق اخلا‌ص قرار داده‌اند تا با كمك‌هاي معنوي و مادي ديگر دوستداران هنر در اقدامات انسان‌دوستانه و هم‌نوعانه خود گامي بزرگ بردارند

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان

جمعي آثار خوشنويسي خود را براي ياري به باغ هنر بم و مردم بم به نمايش گذاشتند و جمعي ديگر از هنرمندان آثار نقاشي و تجسمي خود را براي ياري رساندن به كودكان سرطاني در كنار هم قرار دادند. هر دوي اين نمايشگاه‌ها با همراهي مردم هنردوست با استقبال فراوان روبه‌رو شد. ‌

با اينكه بيش از 5 سال از سالروز زلزله بم مي‌گذرد و با وجود كمك‌هاي فراوان مردمي و جهاني، اين شهر هنوز به حالت اوليه برنگشته است. از همان زمان هم هنرمندان و علا‌قه‌مندان سعي كردند تا همراه مردم باشند. آنان چه آن روزها و چه هر بار در سالروز زلزله بم برنامه‌هايي براي يادآوري آن خاطره تلخ برگزار كردند تا شايد ياري‌گر مردمان آن ديار باشند؛ البته دولتي‌ها نيز فعاليت‌هاي خود را دارند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلا‌مي در اقدامي مشابه ساختن فرهنگسرايي براي جوانان را به پايان برد كه كمتر از دو هفته قبل افتتاح شد. ‌

استاد محمدرضا شجريان چندين و چند كنسرت براي بازسازي بم و ساخت يك بناي بزرگ فرهنگي - باغ هنر بم - برگزار كرد؛ ساختماني كه اينك به گفته خود او تنها 20 درصد آن به پايان رسيده است. شجريان براي فراهم كردن هزينه اين بنا اقدامات ديگري هم انجام داد، از جمله مجموعه‌اي از تابلوهاي نقاشي كه به او اهدا شده بود را به نمايش گذاشت. ‌ اين نمايشگاه با عنوان <هم‌نوا با بم> و با شعار <بم نبايد فراموش شود> در نگارخانه اصلي نياوران برپا است و از همان روز جمعه - اولين روز افتتاح آن - با استقبال فراوان روبه‌رو شده و حدود 150 ميليون تومان فروش داشته است. در اين نمايشگاه 80 تابلو خوشنويسي و معرق از آثار اهدايي عليرضا كدخدايي كه طي 50 سال فعاليتش نوشته به نمايش گذاشته شده است. اين آثار با امضاي شجريان همراه است و البته آثار قيمت پايه دارند كه كارشناسان آن را قيمت‌گذاري كرده‌اند اما قيمت‌هاي آن به صورت همت عالي است. ‌

محمدرضا شجريان خود در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه حضور داشت و در ميان جمعيت فراواني كه دورش حلقه زده بودند درباره اهداف برپايي اين نمايشگاه گفت: <امروز به سبب مسووليت انساني و اخلا‌قي كه نسبت به مصيبت‌زدگان بم در خود احساس مي‌كنيم دور هم جمع شده‌ايم. خط تنها هنري چشم‌نواز نيست بلكه هنري اصيل است كه با زيبايي خاص خود معنا را منتقل مي‌كند. بارها گفته‌ام و باز مي‌گويم كه آواز، ميراث شعري ما را حفظ مي‌كند، خط و آواز خويشاوند يكديگرند و هر دو ما را به جهان نامي شعر پيوند مي‌زنند.> ‌

وي درباره تابلوهاي حاضر در اين نمايشگاه به صحبت‌هاي نويسنده اين آثار خطاطي اشاره كرد و گفت: <سال گذشته آقاي كدخدايي در مشهد به من گفتند كه حدود 80 تابلو خوشنويسي را به من هديه مي‌كنند كه اين آثار بر اساس اشعاري است كه من در طول فعاليت‌هاي هنري خود خوانده بودم؛ بنابراين تصميم گرفتم اين آثار را به منظور كمك به ساخت باغ هنر بم به فروش بگذارم.>

اما استاد آواز ايران از فراموش شدن درد مردم بم نيز ابراز نگراني كرد و گفت: <امروز مي‌خواهم صريح‌تر حرف بزنم، دستاوردهاي هنر ايراني والا‌ و درخور ستايش است و بخش‌هايي از آن نه‌تنها ميراث ايراني بلكه ميراث جهاني است؛ انديشمنداني چون حافظ، مولا‌نا، فردوسي نه‌تنها به ايران كه به جهان تعلق دارند، من شيفته اين فرهنگم. هركس با اين فرهنگ آشنايي داشته باشد دل به آن مي‌سپارد. با اين‌حال بايد بگويم ما ايرانيان صفاتي هم داريم كه پسنديده نيست. يكي از مهم‌ترين آنها فراموش است. ما ملتي فراموشكاريم، خيلي‌زود فراموش مي‌كنيم.> شجريان از آن روز تلخ، از آن روز درد - روز زلزله بم - و همراهي همه مردم ياد كرد و گفت: <روزي كه زلزله بم روي داد همه خود را مصيبت‌زده مي‌دانستيم و درد اين زخم را بر روان خود احساس مي‌كرديم. ما به بازماندگان بم قول‌هاي بسياري داديم و اينكه دوباره بم را خواهيم ساخت. مردم بم بالا‌خره بم را دوباره خواهند ساخت، اما گرد زمانه بر دل ما نشست، زخم بم را فراموش كرديم و امروز نام بم ديگر دل كسي را نمي‌سوزاند.>

او صادقانه گفت: <امروز بايد براي كمك به مردم بم دست به ترفند و تبليغات بزنيم كه رسم خوبي در ميان ما نيست و اين همان نكته‌اي است كه مرا آزار مي‌دهد.> البته او تاكيد كرد: <انگيزه من تنها كمك به مردم بم نيست، بلكه مهم‌تر از آن فراموش نكردن آن است، چرا كه مردم بم سرانجام بم را خواهند ساخت، اما اين فراموشي سرانجام از ميان خودمان قرباني مي‌گيرد، به درون زندگي ما نفوذ مي‌كند و مثل موريانه ما را از درون مي‌پوساند. اول بم و سپس ديگر نزديكانمان را فراموش مي‌كنيم.>

محمدرضا شجريان باز هم از دغدغه‌اش گفت و از همه خواست كه <نگذارند مردم بم فراموش شوند و در اين نمايشگاه نيز ابتدا گامي براي كمك به مردم بم و احيا آن و سپس گامي براي گريز از فراموشي بردارند.>

در ادامه اين مراسم يدالله كابلي، هنرمند خوشنويس سخنراني كرد و در پايان از مجموعه خصوصي خود با عنوان <سياره عشق> تابلويي را به شجريان اهدا كرد تا براي كمك به باغ هنر بم به فروش گذاشته شود. ‌

علي جمشيدي مسوول اجرايي اين نمايشگاه درباره نحوه خريداري از اين نمايشگاه گفت: <علا‌وه بر اهداي لوح تقديري كه از سوي محمدرضا شجريان به رسم يادگار به خريداران اهدا خواهد شد، كتاب نفيسي از آثار اين نمايشگاه نيز در قطع رحلي تهيه خواهد شد و اسامي خريداران و قيمت اثر خريداري شده پاي هر تابلو نوشته خواهد شد، همچنين منتخبي از آثار اين نمايشگاه هم چاپ شده است كه فروش اين آثار نيز به منظور كمك به ساخت باغ هنر بم خواهد بود.>

وي همچنين در پايان روز اول خبر داد: <تاكنون در مجموع 100 ميليون تومان حاصل فروش 7 تابلو خوشنويسي بوده است و 4 تابلو نيز در مجموع به قيمت 50 ميليون تومان براي فروش رزرو شده است. مجموعه‌داران خصوصي، مردم مشتاق و علا‌قه‌مند به محمدرضا شجريان، فرهنگستان هنر، معاونت صدا و شركت‌هاي خصوصي از جمله خريداران نخستين روز فروش آثار اين نمايشگاه بودند.> بالا‌ترين قيمت 20 ميليون تومان براي يك اثر بود. ‌

همچنين آثارمعرق برادران صحراگرد نيز از امروز در كنار اين نمايشگاه برپا شده. اين تابلوها هم در برگيرنده اشعاري هستند كه محمدرضا شجريان در اين سال‌ها خوانده است. ‌ نمايشگاه <همنوا با بم> تا 14 تير ماه جاري همه روزه از ساعت 10 تا 20 برپا است. ‌

هنرمندان صاحب‌نام ايران شب گذشته در تالا‌ر آبي كاخ موزه نياوران، با فروش آثار اهدايي خود به نفع موسسه <محك> به ياري كودكان سرطاني شتافتند. ‌

همزمان با نمايشگاه فروش آثار خوشنويسي محمدرضا شجريان كه براي كمك به باغ هنر بم در فرهنگسراي نياوران برپا بود، هنرمندان نقاش ايران نيز در فاصله كوتاهي از اين مكان، در تالا‌ر آبي كاخ موزه نياوران براي كمك به كودكان سرطاني گرد هم آمده بودند تا با فروش آثار اهدايي خود به نفع كودكان سرطاني نگذارند كه هيچ كودكي به دلا‌يل ناشي از فقر زندگي را وداع كند. ‌

در نمايشگاه فروش آثار هنرمندان برجسته ايران شب گذشته در مراسم افتتاحيه و اولين روز فروش، 44 تابلو به قيمت 83 ميليون و 500 هزار تومان فروخته شد و 2 ميليون و 700 هزار تومان نيز از محل فروش كاتالوگ آثار نمايشگاه و كمك‌هاي نقدي مردم تامين شد. ‌

در اين نمايشگاه كه با عنوان <رنگ عشق> برپا شده بود، 103 تابلو نقاشي، خوشنويسي و عكس به همراه تعدادي اثر حجمي و مجسمه از 90 هنرمند به نمايش گذاشته شده بود. ‌ بر اساس اين گزارش، گران‌ترين تابلو اين نمايشگاه به اثري از محمد احصايي با عنوان <لا‌ اله الا‌ الله> اختصاص داشت كه به قيمت 27 ميليون تومان به فروش رسيد. ‌
خريداران اين آثار را مردم عادي، خيرين، مجموعه‌داران خصوصي و برخي نگارخانه‌داران تشكيل مي‌دادند. ‌

باني برگزاري اين نمايشگاه، فريال سلحشور مدير نگارخانه دي است كه از مدت‌ها پيش براي برگزاري اين نمايشگاه و جمع‌آوري آثار هنرمندان تلا‌ش كرد. قرار است كاتالوگ اين نمايشگاه به شكل نفيس چاپ و تبليغات وسيع آن در شهرهاي مختلف جهان چون لندن و نيويورك انجام گيرد. اين نمايشگاه تا فردا ساعت 20 ادامه خواهد داشت. ‌

منبع:اعتماد ملي


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
بيژن ترقي به علت سكته‌ي قلبي در بستر بيماري‌ است

بيژن ترقي ترانه سرای خاطره های ما به علت سكته‌ي قلبي در بستر بيماري‌ است

 اين ترانه‌سراي پيشكسوت 79ساله، پس از دو هفته بستري بودن در بخش سي‌سي‌يو بيمارستان پارس، سه‌شنبه‌ي گذشته (چهارم تيرماه) از بيمارستان مرخص شده و به خانه بازگشته است.

به گفته‌ي همسر ترقي، او به علت دو سكته‌ي قلبي در بيمارستان پارس بستري شده و با نظر مساعد پزشكان و منوط به رعايت حال بيمار، اجازه‌ي ترخيصش داده شده است.

وي يادآور شد: ترقي وضعيت نقاهت پس از سكته را طي مي‌كند؛ از اين‌رو نيازمند مراقبت شديد و مستمر است. در حال حاضر، مشكل هوش و حواس ندارد؛ اما مشكل تنفسي اذيتش مي‌كند و به همين دليل، نمي‌تواند واضح حرف بزند و كلمات را به سختي ادا مي‌كند. درواقع نفس ندارد حرف بزند و حتا پسرم كه از آمريكا تماس گرفت تا صداي پدرش را بشنود، خيلي ضعيف سلامي كرد؛ همين.

همسر ترقي با تشكر از تيم پزشكي اين هنرمند و تلاش‌هاي آن‌ها، يادآور شد: پزشكان به شرطي اجازه‌ي مرخص شدن بيمار را دادند كه خانه نيز همان شرايط بخش سي‌سي‌يو را داشته باشد و عيادت‌كننده و تنش نداشته باشد، تا دوره‌ي نقاهت را به سلامت سپري كند.

شاعر «آتش كاروان» آذر سال گذشته در حالي كه از بيماري آرتروز رنج مي‌برد، به خبرنگار ايسنا گفته ‌بود: وضعيت جسمي خوبي ندارم. آرتروز باعث شده عضلات پايم خشك شوند و تقريبا نمي‌توانم پاهايم را تكان دهم. وضعيت تنفسي‌ام هم خوب نيست و به‌سختي نفس مي‌كشم.

او در اين گفت‌وگو افزوده بود: در اين پنج سال كه از بيماري‌ام مي‌گذرد، پزشكان بسياري مرا معاينه كرده‌اند؛ اما درمان هيچ‌كدام مؤثر نبوده است. من با اين تن ناتوانم براي شعر و موسيقي بسيار زحمت كشيده‌ام. با اين‌كه مردم هنوز ترانه‌هاي مرا زمزمه مي‌كنند، از يادها رفته‌ام. از وقتي مريض شدم، كسي احوالي از من نمي‌پرسد. از همه‌ي تلاش‌هايي كه در اين سال‌ها كرده‌ام، چيزي برايم باقي نمانده است. كتابخانه را تعطيل كردم و خانه‌ام را براي تأمين هزينه‌هاي درمان فروختم. بيمه هم كاري براي من نكرد، فقط يك بار آمدند و ديگر پشت سرشان را هم نگاه نكردند. هزينه‌هاي درمانم را خودم پرداخت كردم و الحمدالله راضي‌ام.

بیژن ترقی زاده ۱۲ اسفند سال ۱۳۰۸ خورشیدی در شهر تهران شاعر و ترانه‌سرای ایرانی است. وی از سال ۱۳۳۵ همکاری خود را با رادیو آغاز کرد آتش کاروان با صدای دلکش یکی از پرآوازه‌ترین ترانه‌های اوست.

مجموعه‌ي «از پشت ديوارهاي خاطره» شامل خاطرتي از نيما يوشيج، شهريار، رهي معيري و... و «آتش كاروان» دربرگيرنده‌ي مجموعه‌ي سروده‌ها، از آثار منتشرشده‌ي او هستند.

تصنیف‌های نام‌دار او می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • می‌زده شب چو ز میکده باز آیم
  • برگ خزان
  • به زمانی که محبت شده همچون افسانه
  • صبرم عطا کن
  • پشیمانم
  • مرا نفریبی
  • بهار نورسیده
  • به خاطر تو

منبع:هم آواز


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ای کاش دوباره ...

 ای کاش دوباره ...

هر وقت آثار قدیمی موسیقی اصیل ایرانی را گوش میکنم دلم بد جوری میگیره. بغضی عجیب سر تا سر وجودم را می گیره.آثاری با هنرمندی اساتیدی چون لطفی ِشریف ِ ظریف ِموسوی ِ مشکاتیان ِ خرم ِ ملک ِ عبادی ِ بهاری ِ علیزاده ِ یاحقی ِ و ... 

 کنسرت اخیر استاد شجریان را با گروه شهناز دیدم. اما هیچ نشانی از صلابت و قدرت در گروهی که با خسرو آواز ایران کنسرت میدهد مشاهده ننمودم. کمانچه استاد کلهر کجا و ساز جهان آبادی کجا ! نی استاد کسایی و استاد موسوی و عندلیبی کجا و صدای نی پر از باد شاهو کجا ! تار درخشانی کجا و صدای تار روحبخش استاد شریف کجا ! چرا نباید مشتاقان و تشنگان موسیقی ایرانی شاهد در کنار هم بودن این مفاخر هنر ایران زمین باشند؟

چرا با و جود اکثر این اساتید باید همکاری مجددشان رویایی دست نیافتنی شود؟ یعنی میشود دوباره موسوی و شجریان در کنار هم جان عاشقان را بنوازند؟ آیا دوباره صدای ساز استاد شریف با آوای آسمانی استاد شجریان هم نوا میگردد؟

یاد گروه عارف بخیر. یاد دستان و بیداد و نوا و سر عشق و آستان جانان .  ای کاش عمری بود و سعادتی تا دوباره شاهد آن لحظات جاودانه باشیم. ای کاش دوباره ...


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گزارش تصويري نمایشگاه هم نوا با بم
 

فروش آثار اهدایی به استاد شجریان  در نمایشگاه هم نوا با بم ( روایت تصویر )

 

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

شجريان در حاشيه نمايشگاه هم‌نوا با بم/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم با حضور شجريان/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم /منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم/منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم /منا هوبه فكر-ايسنا

گشايش نمايشگاه "هم‌نوا با بم/منا هوبه فكر-ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
استاد لطفي در شيراز کنسرت مي دهد

 

 استاد لطفي در شيراز کنسرت مي دهد

محمدرضا لطفي به همراه يکي از گروه هاي سه گانه شيدا يعني گروه هم نوازان در شيراز کنسرت مي دهد



محمدرضا لطفي به همراه يکي از گروه هاي شيدا هفته اول شهريور در شهر شيراز کنسرت مي دهد.

اين برنامه در دو بخش مجزا اجرا مي شود که در بخش اول استاد لطفي به تک نوازي و بداهه نوازي خواهد پرداخت و در بخش دوم نيز  گروه هم نوازان برنامه اي مشابه آنچه ارديبهشت ماه در تهران اجرا کرد را به روي صحنه خواهد برد.

اين نخستين بار است که لطفي پس از 25 سالي دوري از ايران و پس از برگزاري دو کنسرت در تهران ، در شهري غير از پايتخت برنامه اجرا مي کند.

اعضاي گروه هم نوازان شيدا را «فرخ مظهري»: تار،«حميد سكوتي»:سه‌تار ابريشم ، «حميد خبازي»، «پويان بيگلر» و «مازيار شاهي» :تار، «هادي آذرپيرا»:عود، «فرهاد زالي» و «هوشمند عبادي»:ني‌، «آرش كامور»، «روزبه اسديان» و «حميدرضا خلعتبري»:كمانچه،«آريا محافظ»:سنتور،«عيسي شكري»:دايره،‌ «شهريار فاميل‌نظري»:دف و «احمد مستنبط»:تمبك و «محمد معتمدي»:خواننده تشكيل مي‌دهند واحتمالا گروه با همين ترکيب در شيراز کنسرت خواهد داد.

پس از بازگشت لطفي به ايران گروه هاي سه گانه شيدا حدود يك سال است كه تمرينات خود را زير نظر او و در محل مكتب‌خانه ميرزاعبدالله آغاز کرده اند و قرار است کنسرت هاي خود را همراه با استاد لطفي ادامه دهند. گروه هاي سه گانه شيدا، روزهاي 26، 27 و 28 ارديبهشت 87  به سرپرستي محمدرضا لطفي در تالار کشور کنسرت دادند

منبع:اعتماد


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نگاهی به کنسرت محمدرضا شجریان با گروه شهناز - 7
 

نگاهی به کنسرت محمدرضا شجریان با گروه شهناز- ۷

کنسرت گروه شهناز و محمدرضا شجریان را نه به دلایل صرفاً فنی، اما به دلایل رسانه یی و از آنجایی که یکی از محبوب ترین خوانندگان ایرانی در آن برنامه اجرا می کرد



می توان یکی از بزرگ ترین رویدادهای فرهنگی در چند ماه اخیر به حساب آورد. متاسفانه در اینجا همیشه حاشیه، برتری مطلقی نسبت به متن دارد و همین عامل همواره از کیفیت کارهای ارائه شده می کاهد؛ چرا که به قدری انرژی برای درک و هضم این همه حاشیه مصرف می شود که توانایی پذیرش و امکان لذت بردن از اصل به شدت پایین می آید. کنسرت اخیر نیز از این حاشیه ها مصون نبود و از همان روزهایی که خبر اجرای این کنسرت و نحوه تهیه اینترنتی بلیت ها به طور رسمی اعلام شد، حرف و حدیث ها نیز بالا گرفت. بلیت فروشی آنلاین برای مردمانی که از پایین ترین میزان سرعت وصل شدن به اینترنت برخوردار هستند در نوع خود بزرگ ترین اشتباه به حساب می آمد و همین ارائه نادرست بود که قیمت بلیت را در بازار سیاه تا دویست هزار تومان بالا برد و بسیاری از مشتاقان را از دیدن این کنسرت محروم کرد. حاشیه هایی از این دست در بسیاری از موارد چنان آزاردهنده بودند که مشتاقان صدای شجریان را دلزده کرد تا جایی که بسیاری شاید عطای دیدن این کنسرت را به لقایش بخشیدند.
از سوی دیگر محل برگزاری اجرا و عوامل محیطی بسیار تاثیرگذار بودند. تالار بزرگ کشور اصولاً از نظر آکوستیک مکان مناسبی برای برگزاری کنسرت نیست؛ صدابرداری های نامناسب، عدم هماهنگی، تاخیرهای پرسش برانگیز و تهویه نامناسب، همه و همه حکایت از این دارند که برای رفتن به کنسرت در چنین مکانی باید صبر ایوب داشت و اعصابی از پولاد (هرچند هنگام اجرای کنسرت گروه های سه گانه شیدا این معضلات بسیار کمتر و قابل تحمل تر بودند). از سوی دیگر تالاری با گنجایشی در این حد، اصولاً در تهران (بخوانید ایران) وجود ندارد تا بتواند مشتاقانی را که از جای جای کشور به شوق دیدن کنسرت خواننده محبوب شان می آیند در خود جای دهد؛ متولیان امور فرهنگی کشور که دم از حمایت از «موسیقی فاخر» می زنند، باید از همین امروز به فکر حل مشکلاتی از این دست باشند تا شاید در آینده یی نه چندان دور بتوان این گونه معضلات را، که در بسیاری از کشورهای پیشرفته از نظر فرهنگی بسیار پیش پا افتاده هستند، حل کرد.
نکته دیگری که در نوع خود بسیار بحث برانگیز بود، مساله بلیت رسانی به رسانه ها بود. اختصاص دادن تنها یک بلیت، تنها برای یک شب و آن هم پس از درگیری ها و مشکلات فراوان در نوع خود بسیار تعجب برانگیز و بی سابقه بود و این سوال را در ذهن همگان برمی انگیخت که آیا گروه شهناز تنها به فروش بلیت ها می اندیشد یا نقد شدن را نمی پسندد؟ چون به طور معمول برای هر شب اجرا باید دست کم یک بلیت در اختیار رسانه ها قرار گیرد که هم وظیفه اطلاع رسانی شان را انجام دهند و هم منتقدان فن بتوانند با درک بالاتر و ذهنیتی آماده شده درباره اجرا بنویسند که این موضوع در نوع خود بسیار مایوس کننده بود.
به هر صورت اجرای شنبه شب(یک تیرماه) نسبت به اجرای شب های پیشین اش دارای حاشیه کمتری بود (البته به گواه شنیده ها از حاضران در آن شب ها). این بار نه میکروفنی سوت زد، نه شجریان از ضبط برنامه توسط تلفن های همراه خبردار شد و نه عکسی با فلîش گرفته شد؛ خوشبختانه شجریان این بار اجرایش را برای گوشزد کردن نکاتی از این دست قطع نکرد. هرچند به نظر می رسد فرهنگ سازی تنها نباید منحصر به استادیوم های فوتبال باشد و برای بافرهنگ ترین مردمان دنیا در یکی از مهم ترین رویدادهای فرهنگی کشور نیز باید به کرات تذکر داد تا نه صدایی ضبط کنند و نه عکسی بگیرند. با همه این اوصاف شنیدن صدای ضبط شده از قسمت اول کنسرت در آنتراکت میان دو اجرا توسط آن دسته از تماشاگرانی که کمتر بویی از فرهنگ کنسرت رفتن برده اند، در نوع خود بسیار مایوس کننده بود؛ چرا که وقتی مخاطبان برنامه هایی از این دست، تا این حد از ضعف فرهنگی رنج می برند نباید انتظار بهبود فرهنگی در زمینه های دیگر داشت.
این گونه معضلات را باید ریشه یابی کرد و با کار درست و زیربنایی سعی در اصلاح آن داشت چرا که اینجا آن دسته از حاضرانی که به حقوق دیگران احترام می گذارند و دوست دارند شبی به یادماندنی را پشت سر بگذارند خیلی جدی حق شان توسط موبایل به دستانی که در حال ضبط صدا و تصویر یا مشغول مکالمه تلفنی با دوستان و آشنایان هستند، پایمال می شود.
عدم هماهنگی مناسب نیز یکی از معضلات اصلی این کنسرت بود. تاخیر ۴۵ دقیقه یی اعضای گروه به قدری خسته کننده بود که عکس العمل اعتراضی حاضران را به همراه داشت؛ تماشاگران وقتی این اندازه تاخیر را نتوانستند تحمل کنند به تشویق و دست زدن روی آوردند تا شاید گروه شهناز و شجریان را متوجه این اعتراض کنایه دار کنند؛ روشی که موثر واقع شد و چند دقیقه پس از آن بود که اعضای گروه روی سن آمدند. نکته عجیب و غریب دیگری که به شدت پرسش برانگیز بود، ورود بسیاری از تماشاگران به سالن پس از اجرای اولین تصنیف بود که بار دیگر فرهنگ بسیار بالای تماشاگران در وقت شناسی و نظارت و کنترل ناصحیح مسوولان تالار کشور را به رخ همگان می کشید،
کنسرت از دو قسمت تشکیل شده بود که قسمت اول در دستگاه همایون و دومی در دستگاه شور بود. هر دو قسمت از نظر فرمال بسیار سنتی و فاقد هرگونه نوگرایی بودند؛ پیش درآمد، ساز و آواز، احیاناً چهارمضرابی یا تصنیفی و باز ادامه ساز و آواز و در نهایت یک تصنیف برای حسن ختام که البته خوب و بایسته است که این سبک از رپرتوار حفظ شود ولی هنگام ارائه یک کار نو و کنسرتی با این همه سر و صدا انتظارات شاید کمی متفاوت باشد. البته عدم اجرای رنگ پس از تصنیف پایانی را نمی توان نوگرایی تلقی کرد،
اینجاست که ذهن شنونده حرفه یی و مشتاق موسیقی ایرانی ناخودآگاه به سمت مناظره قلمی لطفی و شاملو در سال هایی نه چندان دور معطوف می شود و این پرسش که «تا کی باید اسیر این سبک اجرای سنتی باشیم؟» ذهن را آزار می دهد؛ چرا که حتی بزرگان موسیقی ایرانی (مانند شجریان و لطفی) نیز راهی نو و حرکتی متفاوت را ارائه نمی دهند و همچنان اسیر همان روند همیشگی ردیف نوازی و اجرای چندباره از یک رپرتوار ثابت باقی مانده اند.
اینکه به هر جهت خیل مشتاقانی که برای شنیدن صدای شجریان به کنسرت رفته بودند، شاید کمتر به دنبال این گونه نوآوری ها و نوگرایی ها بوده اند، در جای خود قابل تامل است. در هر حال این سبک از اجرای برنامه مطمئناً برای خود طرفداران زیادی هم دارد و شاید شجریان به مخاطب همیشگی اش بهای بیشتری می دهد. مساله اینجاست که به هر روی هنرمند بهتر است قدمی جلو تر از مخاطب باشد، نه در کنار وی. این ذهن پویا و خلاق هنرمند است که باعث به وجود آمدن تحولات و پیشرفت در هر زمینه هنری می شود. نمونه هایی از این دست نه در موسیقی غربی کم هستند، نه در موسیقی ایرانی و مثال آوردن و ذکر نام برای آگاهان تنها اتلاف وقت است. مدت هاست که در زمینه موسیقی ایرانی این طرز برخورد و گویی این نیاز به جلو رفتن دیده نمی شود و در این میان حاشیه از متن پررنگ تر و تفکر خلاق و دوری جستن از کلیشه ها کمرنگ تر می شود.
در واقع باید مطلب مهمی را مورد توجه قرار داد؛ اینکه تا این حد از کنسرتی مانند کنسرت اخیر شجریان یا گروه های سه گانه شیدا استقبال می شود صرفاً دلیلی بر موفقیت موسیقایی این کنسرت ها نیست و عواملی کاملاً فرا موسیقایی هستند که ذهنیت مخاطب را تحریک می کنند تا استقبالی چنین صورت گیرد. عواملی مانند احیای دوباره گروه شیدا، یا حضور شجریان؛ تنها شاید نام شجریان برای ایجاد انگیزه کافی باشد و مطمئناً مرد آواز ایران آنچنان در کار خود استادانه عمل می کند که در نهایت کسی ناراضی از اجرای شخص وی نخواهد بود. ولی دقیقاً در همین جایگاه است که انتظار می رود هنرمندی مانند شجریان را جلو تر از زمانه خود بخواهیم. یک بررسی موسیقی-جامعه شناختی در این زمینه شاید تا حد زیادی بتواند پاسخگوی این قبیل انتظارات باشد و ممکن است بتواند به نوعی راهکارهایی را نیز پیشنهاد دهد، چه برای پیشکسوتی مانند شجریان، چه برای هنرمندان جوانی که در این برهه از زمان آشفتگی هایی را تجربه می کنند که امثال لطفی و شجریان کمتر تجربه کرده بودند. از نظر آهنگسازی، قسمت دوم (شور) را می توان تا حدی برتر از قسمت اول دانست؛ در مجموع ساخته های شجریان بسیار منطقی تر و پخته تر بودند چرا که در ساخته های مجید درخشانی تکرار های بیش از حد جملات در برخی از قسمت ها واقعاً آزاردهنده و تا حد زیادی بی دلیل و خسته کننده جلوه می کردند.
تنظیم چندصدایی این قطعات تا حد زیادی توانست این ضعف ها را جبران کند؛ اما به هر صورت همین تنظیم ها نیز بسیار پیش بینی شده و تا حد زیادی فاقد هرگونه نوآوری ویژه یی بودند چرا که تنظیم چندصدایی از این دست را پیشتر در آثار مشکاتیان و علیزاده در دهه های ۵۰ و ۶۰ شاهد بوده ایم. سوال و جواب سازها در بسیاری از قطعات یادآور تنظیم های قدیمی تر فرامرز پایور بودند و به طور کل درخشانی نتوانست چیزی به این سبک از موسیقی نویسی اضافه کند؛ کاری که حمید متبسم در سال های آغازین دهه ۷۰ با آلبوم بامداد انجام داد که بسیار آوانگارد تر از تنظیم های درخشان علیزاده و مشکاتیان بود تا جایی که هنوز برتر از آن، در این نوع از موسیقی نویسی دیده نشده است. اصولاً اینکه موسیقی ایرانی که با این رپرتوار (کاملاً سنتی) ارائه می شود تا چه حد قابلیت و ظرفیت این گونه تنظیم های چندصدایی را دارد در جای خود قابل بحث است ولی به هر صورت این گونه نوشتن برای موسیقی ایرانی مدت هاست که باب شده و تا حد بسیار زیادی سلیقه شنیداری مخاطبانش را نیز تغییر داده است.
به طور کل با وجود اینکه نمونه هایی از این دست بارها و بارها شنیده شده اند، تنظیم درخشانی در همان جایگاه، قابل قبول و کم نقص بود. البته در این میانه باید به حرکت های کوچکی اشاره کرد که در نوع خود حرکت هایی نوین و قابل تامل بودند؛ به طور نمونه دونوازی قیچک ها (آلتو و باس) در ابتدای یکی از تصنیف ها ایده یی بسیار جالب و ارزنده بود؛ فرود همان تصنیف با آوازخوانی آزاد و وصل آن به چهارمضراب نیز در نوع خود قابل تامل بودند. ولی تمامی اینها در حد همان حرکت های لحظه یی بود و روح کلی سازبندی و اجرا، همانی بود که در ذهن مخاطب وجود داشت. مïدگردی کم نظیر و استادانه شجریان از بیداد همایون به سه گاه را می توان نقطه اوج کل این برنامه دانست که به قدری ماهرانه انجام شد که جز سر تعظیم فرود آوردن در برابر مرد آواز ایران نمی توان کاری کرد. شجریان که پیشتر در زمینه مرکب خوانی آثار ارزنده یی ارائه کرده بود این بار نیز شنونده را با این نمونه از مرکب خوانی تحت تاثیر قرار داد، به گونه یی که همین تغییر فضای موسیقایی را تا حد زیادی می توان یک حرکت حساب شده و نو برشمرد. بازگشت شجریان از سه گاه به همایون نیز بسیار با ظرافت انجام شد و یکی از نکات تحسین برانگیز در این اجرا بود. ای کاش نمونه هایی از این دست، کمی بیشتر در این برنامه به چشم می خوردند.
کلاً نقاط قوت این کنسرت آوازخوانی های شجریان بود که با جواب آواز های مناسب تکنوازان همراه بود. شجریان در این برنامه به قدری استادانه و بی غلط خواند که نظیرش را در اجراهای زنده نمی توان به این آسانی یافت چرا که اصولاً اشتباهات، جزیی از اجرای زنده هستند و مطمئناً کسی به مهارت خواننده (یا نوازنده) یی که در مواردی اندک دچار لغزش و خطا می شود، شک نمی کند؛ اما اجرای شجریان فرا تر از آنی بود که کسی بتواند حتی برای لحظه یی امکان خطا را متصور شود. شجریان مانند همیشه استادانه و به دور از هرگونه خودنمایی آواز خواند و از حرکات اضافی دست (که به تازگی میان برخی خوانندگان متداول شده) دوری جست و ذهن شنونده را به جای معطوف کردن به این گونه حرکت های نمایشی و بی دلیل (و در بسیاری موارد آزاردهنده)، تنها به سمت موسیقی و صدا معطوف کرد که این نشان از اوج اعتماد به نفس و اطمینان خاطر وی دارد.
نکته یی که نباید از کنار آن به سادگی عبور کرد، اجرای بسیار خوب نوازندگان بود. تکنوازانی که شجریان را در ساز و آواز ها همراهی می کردند نشان دادند این شایستگی را دارند که در کنار مرد بزرگ آواز ایران بنوازند. برای مثال سینا جهان آبادی (کمانچه) از جمله این نوازندگان بود. شاهو عندلیبی (نی) نشان داد وامدار خوبی برای پیشکسوتانش است؛ محمدرضا ابراهیمی (عود) نیز هنگام جواب آواز بسیار خوب عمل کرد، هرچند در کنار نوازندگان دیگر، بیشتر در اجرای قطعات گروهی بود که تاثیرگذاری اش را نشان داد (مانند دیگر نوازندگانی که شرح وظایف شان به گروه نوازی محدود بود). در این میان رامین صفایی (سنتور) را می توان بدون شک نقطه قوت این گروه برشمرد.
تکنیک بالا، درکی عالی از موسیقی، جواب آوازهای مناسب و ذهنیت درست از گروه نوازی باعث شد به دور از هرگونه خودنمایی یک سر و گردن بالاتر از دیگر اعضای گروه قرار گیرد. این را نیز باید اضافه کرد که هماهنگی اعضای گروه شهناز در قطعات ضربی و تصنیف ها تحسین برانگیز بود و اینجا نقش مهم درخشانی در مقام سرپرست گروه، قابل تقدیر است. رعایت به موقع نوانس ها، اجرای بی نقص هنگام تغییر ریتم و در کل وجود یک روحیه گروه نوازی مناسب باعث شد این برنامه در حرفه یی ترین درجه ممکن از اجرا قرار گیرد. البته نکته یی که بسیار سوال برانگیز بود و تا حد زیادی ذهن بسیاری از شنوندگان را درگیر خود کرده بود، حضور مژگان شجریان در مقام نوازنده سه تار بود.
چون نه تنها هیچ گونه همراهی آوازی از وی شنیده نشد، بلکه در اجرای قطعات ضربی به همراه گروه نیز در میان انبوه صداهای دیگر نوازندگان، نوایی از ساز وی به گوش نرسید؛ حال اینکه سازی مانند سه تار تا چه حد در اجرای قطعات گروهی می تواند صدادهی داشته باشد، یا اینکه صدابرداری چقدر می تواند به بهبود این امر کمکی کند، خود بحثی است علی السویه؛ شاید صدابرداری نه چندان مناسب باعث شد «فرزند استاد» نتواند قابلیت هایش را به رخ حاضران بکشد. البته ضعف بزرگ صدابرداری در جایی مشخص می شد که نوازنده دف (حسین رضایی نیا) گروه را همراهی می کرد. درجه صدای میکروفن این نوازنده به قدری زیاد بود که تمام کار گروه را به شدت تحت تاثیر قرار می داد و هر ضربه یی که به دف می خورد مانند پتکی بود که بر سر شنوندگان کوبیده می شد و ای کاش مسوولان صدا کمی به این موضوع بیشتر توجه نشان می دادند تا از کیفیت کار گروه و ارزش های بی بدیل رضایی نیا در اجرای فوق العاده اش تا این اندازه کاسته نمی شد.
یکی دیگر از مسائلی که در این اجرا کمتر به آن توجه شده بود (آگاهانه یا ناآگاهانه اش بر ما پوشیده است)، تشویق تماشاگران در خلال اجرای برنامه بود. منطقاً شنوندگان باید تا آخرین لحظه اجرای برنامه ساکت باشند و تنها در پایان آخرین قطعه به تشویق هنرمندان بپردازند؛ ولی در اجرای شنبه شب بعد از هر تصنیف، هنرمندان مورد تشویق قرار می گرفتند که از شنونده حرفه یی بعید است. شاید بد نباشد عوامل اجرایی در اجراهای بعدی، قبل از شروع برنامه از حاضران تقاضا کنند تنها در پایان برنامه هنرمندان را تشویق کنند؛ روشی که در اجراهای ارکستر سمفونیک به کار گرفته شده و جواب خوبی داده است و همین عمل تا حد زیادی به فرهنگ چگونه شنیدن کمک کرده است.


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
استاد كابلي تابلوي مرغ سحر را به شجريان اهدا كرد
 

استاد كابلي تابلوي مرغ سحر را به شجريان اهدا كرد

تابلوي «مرغ سحر» كه هفت سال قبل توسط استاد يدالله كابلي خوشنويسي شده بود، به استاد شجريان اهدآء شد تا در پروژه باغ هنر بم به فروش برساند



استاد يدالله كابلي استاد نامدار خوشنويسي و خط ضمن اعلام اين مطلب به همشهر‌ي آنلاين گفت: من اين خوشنويسي را با الهام از صداي استاد شجريان نوشتم و تذهيب كردم.

وي با اشاره به اين كه شعر مرغ سحر از معدود اشعار ماندگار ايراني است كه زن و مرد و پير و جوان با آن احساس همدلي و نزديكي مي كنند گفت: اين شعر و ترانه آن درخاطره قومي ما ايرانيان بر جاي خواهد ماند و يكي از دلايلي كه اين تابلو را به دست گرفته و خوشنويسي كردم همين تاثير شگفتي بود كه اين اثر در روح و روان من نهاد.

مرغ سحر نام تصنیف مشهوری است كه در دستگاه ماهور ساخته شده و  نخستین بار با صدای ملوک ضرابی و بعد با صدای قمرالملوک وزیری اجرا شد. شعر تصنیف مرغ سحر را ملک‌الشعرای بهار سرود و آهنگ آن، از مرتضی خان نی‌داوود نوازنده  و رديف دان نامي تار است.

اين تصنيف بعدها توسط نادر گلچين هم اجرا شد، اما اوج اين اجراها را محمد رضا شجريان در آلبوم پيغام نسيم اجرا كرد و بعدها اين تصنيف بيت الغزل كارهاي وي شد به نحوي كه در هر اجرا مردم از شجريان مي خواهند كه اين تصنيف را به عنوان پايان بندي كار خود ارائه كند.

شگفت آنكه سال قبل وقتي شجريان براي تنوع هم كه شده از خواندن اين تصنيف سرباز زد كه اين كار تنها دو شب دوام آورد.[شجريان مرغ سحر نخواند] بعد از آن شجريان دوباره خواندن اين تصنيف در انتهاي كار خود را از سر گرفت.

یکی از محبوب‌ترین اجراهای این تصنیف از محمدرضا شجریان است که اغلب به خواست مردم در کنسرت‌های شجریان به گوش می‌رسد.


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
به بهانه‌ی برگزاری کنسرت همایون شجريان
 

به بهانه‌ی برگزاری کنسرت همایون شجريان

تمرین، ممارست، تمرکز، عشق به کار و اعتماد و اعتماد به نفس... این‌ها لازمه‌ی برپایی کنسرت و موفقیت در صحنه‌ی اجرایی موسیقی می‌باشد

حتماً هم لزومی ندارد (و امکان پذیر هم نیست) که برای شروع کار، در سطح کشوری و جهانی کنسرت بر پا نمود ؛ پس جوانان هنرمندی که به‌صورت حرفه‌ای در موسیقی کار می‌کنند، در ابتدا می‌توانند از همین محافل کوچک هنری و جمع‌های خصوصی شروع نموده و رفته‌رفته خود را محک بزنند و برای اجراهای بزرگ‌تر آماده شوند. آینده را بایست روشن تصویر و تصور نمود و بر این باور بود که با در پیش گرفتن مسیری درست، می توان بر وصول به مقصود امید داشت.

البته در محافل خصوصی و مجالس شب‌نشینی، شاید بیش از هر جای دیگری، مراقبت از گوهر هنری برای جوانان هنرمند ضروری می‌باشد. این محافل اگر در مسیری نادرست باشد که تکلیفش معلوم است و اگر جنبه‌ی هنری هم داشته باشد، باز حساسیت خاص خود را دارد. به‌عنوان مثال می‌توان به تعریف‌ها و تمجیدهایی که در این قبیل مجالس به زبان آورده می‌شود اشاره نمود. این تمجیدها و ستایش‌ها اگر چه برای تشویق، دلگرمی و ادامه‌ی کار می‌تواند مؤثر باشد؛ با این حال نباید موجبات خوشوقتی صرف و درجا زدن را فراهم آورد. باید توجه داشت که در محافل یادشده، چنین تشویق‌ها و تأییدهایی عمدتاً از سوی افرادی‌ست که متخصص در امر موسیقی نبوده و فقط شنونده‌ای معمولی می‌باشند ؛ بنابراین سخنان آنان نباید ناخواسته، جوانان پاک و هنرمند را به آفت غرور دچار ساخته و از ادامه‌ی آموزش و احترام به استادان و پیشکسوتان باز دارد.

اما صحبت از اجرای صحنه‌ای بود. ورود در اجتماع مردم، توان هنرنمایی در جمع و در یک کلام «خاک صحنه» تأثیرات شگفتی را در رشد و اعتلای هنر و هنرمند به‌جای می‌گذارد. هنرمندی که در صدد رسیدن به مرحله‌ی اجرای کنسرت است، می‌بایست در کنار تخصص و تکنیک از روحیه‌ای نترس و قوی نیز برخوردار بوده و در نهایت حرف دل مردم را واگویه نماید.

همایون شجریان این توفیق را داشته است که در این سن و سال، حدود دو دهه (تقریباً هجده سال) به‌صورت رسمی و بر روی صحنه‌های جهانی و کشوری به اجرای کنسرت بپردازد. چنین توفیقی برای وی فرصتی مغتنم و تجربیاتی گران‌بها را به‌دنبال داشته است، که اگر این روال همچنان ادامه‌دار بوده و با دیگر فعالیت‌های جانبی و کندوکاوهای عمیق پژوهشی همراه گردد؛ مطمئناً او را به یک چهره‌ی ماندگار برای این سرزمین مبدل خواهد نمود.

راقم به جرئت می‌تواند بگوید یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت و محبوبیت همایون شجریان، تواضع و اخلاق نیکوی او همراه با احترام به استادان و پیشکسوتان می‌باشد. وی با چنین شهرت و بهره‌مندی از مظاهر دنیوی، از خودبرتربینی و بی‌اعتنایی به عموم مردم به‌دور بوده که این خود می‌تواند نکته‌ی آموزنده‌ای برای جوانان هم‌سلک او باشد.

این آوازخوان جوان، چند ماه قبل، نخستین کنسرت مستقل خود را (با گروه دستان) در اروپا، با موفقیت پشت سر نهاد ؛ که این موضوع خود سرفصل جدیدی را در کارنامه‌ی هنری او گشوده است. اکنون که این گل پرطراوت بوستان هنر، عزم خود را جزم نموده است تا در مسیر برپایی کنسرت‌های مستقل گام بردارد ؛ در واقع خود را به مرحله‌ای جدید، حساس و خطیر وارد نموده که دقت عمل در همین گام‌های نخستین، برای او از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد. برخی از موارد مهم در این مرحله شامل همکاری با هنرمندان وزین و خوش‌فکر، شناخت بسترهای اجتماعی و حرکت در مسیر ارزش‌های ملی و میهنی خواهد بود.

هر چند که همایون شجریان از سال ١٣۷٠ به این سو (یعنی از سن ١۵ سالگی) در کسوت تنبک‌نواز و بعدها همخوان آواز، بر صحنه‌های میهنی و بین‌المللی هنرنمایی نموده و تجربیات فراوانی را اندوخته است؛ با این حال ژرفای فرهنگ ایران‌زمین و عمق نگرش مردمان فرهنگ‌دوست در سراسر ایران و جهان (به‌عنوان مخاطبان موسیقی) وی را از ادامه‌ی آموختن و تجربه‌اندوزی و آماده بودن لحظه به لحظه برای مواجهه با نکته‌ها و ظرافت‌های نو و تازه بی‌نیاز نخواهد نمود.

یک نکته بیش نیست غم عشق و این عجب          کــز هــر زبـان که می‌شنــوم نامکــرر اســت

منبع :همایون شجریان


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گزارش تصويري از كنسرت استاد شجريان
 

گزارش تصويري از كنسرت استاد شجريان


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
كنسرت گروه موسیقی "خنیا" به‌سرپرستی "پری ملکی"
 

كنسرت گروه موسیقی "خنیا" به‌سرپرستی "پری ملکی"

گروه موسیقی "خنیا" به‌سرپرستی "پری ملکی" كه قرار است روزهای ۲۰، تا ۲۲ تیر ماه جاری کنسرتی را به‌صورت هم‌خوانی و هم‌نوازی در تالار وحدت اجرا كنند، معرفی شدند

گروه موسیقی "خنیا" به‌سرپرستی "پری ملکی" كه قرار است روزهای ۲۰، تا ۲۲ تیر ماه جاری کنسرتی را به‌صورت هم‌خوانی و هم‌نوازی در تالار وحدت اجرا كنند، معرفی شدند.
در این برنامه با عنوان "عاشقان دیروز" در دو بخش دستگاه چهارگاه، دستگاه نوا و آواز افشاری، قطعاتی از ساخته‏های پری ملکی، فرامرز پایور، حسین علیزاده و چند تصنیف قدیمی اجرا خواهد شد.
در این برنامه جلال امیر پورسعید - تار، آوا ایوبی - تارباس، نیما رحمانی - سنتور، بهرنگ آزاده - کمانچه، آزاده شمس - قیچک باس، سینا خشک بیجاری - پنداریک و دایره، بامداد ملکی - تنبک، نیما نیک‏طبع - دف و دایره، صدای هم‌خوانان پری ملکی، فاروق کسمایی، یاسمن کاظمی، نیما نیک‏طبع و بامداد ملکی را همراهی می‏کنند.
این کنسرت با همکاری ماهنامه فرهنگی و هنری ماسوله تدارك دیده شده است و در ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه تاریخ‏های یادشده برگزار می‏شود.

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نخستين روز فروش آثار اهدايي به محمدرضا شجريان

 

نخستين روز فروش آثار اهدايي به محمدرضا شجريان

در نخستين روز از فروش آثار اهدايي به محمدرضا شجريان در نمايشگاه «همنوا با بم»، حدود 7 تابلو به قيمت 100 ميليون تومان به منظور تكميل پروژه ساخت باغ هنر بم فروخته شد


علي جمشيدي مدير نگارخانه شمس كه مديريت اجرايي نمايشگاه «همنوا با بم» را بر عهده دارد با اعلام اين خبر به خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس گفت:تاكنون در مجموع 100 ميليون تومان حاصل فروش 7 تابلو خوشنويسي بوده است و 4 تابلو نيز در مجموع به قيمت 50 ميليون تومان براي فروش رزرو شده است.
وي درباره خريداران اين آثارهم گفت: مجموعه‌داران خصوصي،مردم مشتاق و علاقه‌مند به محمدرضا شجريان، فرهنگستان هنر، معاونت صدا و شركت‌هاي خصوصي از جمله خريداران نخستين روز فروش آثار اين نمايشگاه بودند.
در اين نمايشگاه 80 تابلو خوشنويسي و معرق از آثار اهدايي عليرضا كدخدايي و برادران صحراگرد به محمدرضا شجريان به نمايش گذاشته شده بود كه در اولين روز از برپايي اين نمايشگاه حدود 7 تابلو به فروش رسيده است.
نمايشگاه فروش آثار خوشنويسي «همنوا با بم» با هدف كمك به احداث باغ هنر بم و با شعار «بم نبايد فراموش شود» با حضور شجريان عصر جمعه هفتم تير در نگارخانه اصلي فرهنگسراي نياوران گشايش يافت.


اين آثار با امضاي شجريان و به صورت همت عالي به فروش گذاشته شده است.
از آثار اين نمايشگاه كتابي نيز آماده چاپ است كه پاي هر اثر نام خريدار آن قيد خواهد شد.
نمايشگاه «همنوا با بم» تا 14 تير ماه جاري همه روزه از ساعت 10 تا 20 آماده پذيرايي از علاقه‌مندان است.
تعداد تابلوهاي فروخته شده 7 اثر و تابلوهاي رزرو شده 4 تا
4 رزرو ها حدود 50 ميليون تومان رزرو شده است


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گزارشي جديد از كنسرت استاد شجريان و گروه شهناز - 6
 

گزارشي جديد از كنسرت استاد شجريان و گروه شهناز - 6

در کنار استاد، از یک طرف مجید درخشانی، نوازنده‌ی تار و سرپرست گروه «شهناز» و در طرف دیگر دختر استاد، نوازنده‌ی سه‌تار، مژگان شجریان نشسته بود. گاهی ناخودآگاه احساس می‌کردم که استاد از وجود دخترش در کنار خودش و در گروه شهناز و هنرنمایی او با سه‌تار لذت می‌برد

استاد محمدرضا شجریان در کنسرت تابستان ٨۷ | عکس: حسین سلمان‌زاده



و اما کنسرت...

بلیت‌فروشی اینترنتی برای من و امثال من که در شهرستان زندگی می‌کنند، یک نعمت بوده برای رسیدن به یک آرزو، که روزی دست‌نیافتنی می‌نمود.

سال‌ها بود که لذت شنیدن صدای استاد را با سی‌دی و نوار و... تجربه می‌کردیم و حالا این شانس را داشتیم که در فاصله‌ی کمتر از ١٠ متر، از آوای استاد لذت ببریم. این‌گونه است که با وجود تکنولوژی‌های خیره‌کننده‌ای چون موبایل، ماهواره، هواپیما و غیره، باز هم «اینترنت» به‌عنوان بزرگ‌ترین اختراع بشر برگزیده می‌شود. هر چند که بلیت‌فروشی اینترنتی نیز به اعصاب‌خردی‌ها، دربه‌دری‌ها، صرف وقت و پشتکار فراوان و تحمل مشقات مخصوص به خودش انجام شد. پس از دو روز تلاش پیگیر، درهای سایت فروش بلیت بر روی علاقه‌مندان گشوده گردید و رؤیامان به واقعیت پیوست.

شوق دیدار استاد و شنیدن صدای گرم او، تحمل مسافرت بوشهر - تهران را آسان نمود. از شب قبل از کنسرت، صبوری از دلم نمی‌آمد و چشم‌هایم میل خوابیدن نداشت و این تقصیر دلم بود:

خواب را بر چشم خود کردم حرام          تا ببینم صبحدم سیمای دل

با کمی جست‌وجو «دل‌آواز» را یافتم و بی‌هیچ دردسری، در کسری از ثانیه بلیتم را دریافت کردم و این برایم جالب بود. ساختمان شرکت دل‌آواز همانند وب‌سایت آن، چیزی نبود که من در ذهنم مجسم کرده بودم. شاید هم واقعاً نیازی به ساختمانی مجلل‌تر از این نیست. بی‌تردید تا زمانی که نام «شجریان» بزرگ بر تارک دل‌آواز می‌درخشد؛ همین برای شکوه و عظمتش کافی‌ست. و حالا دیگر آماده بودم تا در هیاهوی چشم‌گیر بازی‌های جام ملت‌های اروپا، از لذت تماشای یک فوتبال ناب اروپایی بگذرم و از صدای مهربانی جان بگیرم که بسیاری با شنیدن آن، اشک‌شان جاری می‌شود و مرغ دل‌شان با «مرغ سحر» او به پرواز در می‌آید و اوج می‌گیرد.

زودتر از موعد مقرر، به تالار رسیدم و طبق معمول بازار آزاد خرید و فروش بلیت در آنجا به‌راه بود. با دیدن افرادی که حاضر بودند هر طور شده و به‌هر قیمتی، جایگاهی در این بزم شبانه به‌دست آورند، مرغ دلم بال‌بال می‌زد و من با وعده‌ای قریب‌الوقوع آرامش می‌یافتم که:

لحظه‌ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه‌ام، مستم
باز می‌لرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
ای نخورده مست
لحظه‌ی دیدار نزدیک است...

از گذرگاه کنترل بلیت‌ها عبور کردم و اینجا نیز سیستم الکترونیکی کنترل بلیت‌ها یاری می‌کرد تا خیلی سریع، اصل بودن بلیت تأیید شود و علاقه‌مندان بدون کمترین دردسر به درهای ورودی سالن برسند. مسئولین برگزاری کنسرت با لباس‌هایی متحدالشکل، در همه‌جا دیده می‌شدند و حضار را راهنمایی می‌کردند. در میان جمعیت مشتاق، وجود بانوان سالخورده که به همت فرزندانشان بلیت در دست داشتند، برایم جالب بود و اینجا دانستم عشق و عاشقی و دلدادگی سن و سال نمی‌شناسد. دسته‌های گل توسط برخی دیگر آماده شده بود تا تقدیم شمع تابناک آواز ایران‌زمین شود.

١٠ دقیقه مانده به ساعت ٨، درهای سالن باز شد و این در حالی بود که روی بلیت‌ها این عبارت خودنمایی می‌کرد: «درب‌ سالن رأس ساعت ٨ بسته خواهد شد»! تأخیر در هر چیزی، عادت مألوف ما ایرانی‌ها شده و به‌راحتی آن‌را می‌پذیریم که این جای سؤال و تعجب دارد.

وارد سالن می‌شویم. اندک‌اندک جمع مستان می‌رسند و بر صندلی‌های خود آرام می‌گیرند و خیره می‌شوند تا ستاره‌ای بدرخشد و ماه مجلس شود. پشت صحنه، با خط زیبای استاد کابلی آذین بسته شده؛ با غزلی از حضرت حافظ که قرار است امشب به‌عنوان حسن ختام کنسرت اجرا شود: «یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان، غم مخور...»

بیدلی در کنارم نشست.
گفتم: «حیف که این بار همایون نیست.»
گفت: «خودش چیز دیگری‌ست»
گفتم: «جایگاه ما خوب است، نه؟»
گفت: «مهم این است که در سالن باشی، هر جا که باشی عشق می‌کنی!»
و من دیگر هیچ نگفتم.

ساعت ۸:۳۰ را نشان می‌داد و حالا ظرفیت سالن تکمیل شده بود. انتظار و اشتیاق بود که از نگاه‌ها بر روی صحنه می‌ریخت. «دلم ز پرده برون شد؛ کجایی ای مطرب؟!» ...
و ۳ دقیقه بعد همه قیام کردیم و صدای تشویق حضار، سالن را پر کرد. استاد بزرگ آواز به‌همراه مجید درخشانی، از دو سمت جایگاه، پیشاپیش سایر هنرمندان گروه «شهناز» بر روی صحنه آمدند و دیگر اعضای گروه به‌دنبال آنها. هر که عاشق‌تر بود، بیشتر تشویق می‌کرد که معشوق در مقابل بود؛ بی‌هیچ پرده و حجابی.

ملامت‌گر چه می‌داند میان عاشق و معشوق          نبیند چشم نامحرم خصوص اسرار پنهانی

برای من و امثال من که اولین بار بود کنسرت استاد را تجربه می‌کردیم، همه‌چیز رنگ و بوی تازه‌ای داشت و هیجان انگیز بود. هنرمندان پس از پاسخگویی به ابراز احساسات حضار، بر جایشان نشستند و حالا همه‌چیز آماده بود. گوش‌ها منتظر و چشم‌ها خیره و نفس‌ها در سینه حبس.

دوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟          اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم؟

نمی‌توانم از اجرای کنسرت، چنان که باید و شایسته است بنویسم. اصلاً هر چه که بنویسم و هر طور که تشریح کنم به‌مصداق ضرب‌المثل «شنیدن کی بود مانند دیدن» باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود و علاوه بر این، من چیز زیادی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی نمی‌دانم.

در کنار استاد، از یک طرف مجید درخشانی، نوازنده‌ی تار و سرپرست گروه «شهناز» و در طرف دیگر دختر استاد، نوازنده‌ی سه‌تار، مژگان شجریان نشسته بود. گاهی ناخودآگاه احساس می‌کردم که استاد از وجود دخترش در کنار خودش و در گروه شهناز و هنرنمایی او با سه‌تار لذت می‌برد و افتخار می‌کند. نمی‌دانم، شاید این احساس را فقط من در بین حضار داشتم؛ چرا که خود نیز به این دخترم چنین حسی دارم.

با گوشه چشم درخشانی به اعضای گروه، پیش‌درآمد آغاز گردید و دل‌های مشتاقان بال و پر گشود و اندکی بعد نوبت به ساز و آواز رسید. شکوه لحظه‌های ماندنی از راه رسید، زمانی‌که استاد مطلع زیبای یکی از غزلیات خواجه‌ی شیراز را خواند:

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست          سخن‌شناس نه‌ای دلبرا خطا اینجاست

به‌راستی آنان‌که سخن‌شناس نیستند و ما را به‌خاطر پرداخت پول برای کنسرت و تحمل مشقات تهیه‌ی بلیت و... به باد ملامت می‌گرفتند، حالا کجایند؟ ای کاش بودند و می‌دیدند و می‌شنیدند:

آنکه را دیده در دهان تو رفت          هرگزش گوش نشنود پندی

آنها اینجا نیستند تا بی‌اختیار لگام از دل‌هایشان برداشته شود و در برابر شکوه و عظمت هنر بی‌بدیل تک‌ستاره‌ی پرفروغ آواز ایران زمین، سر تعظیم فرود آورند و چشم‌هایشان را در این زلال جاری بشویند و دنیا را جوری دیگر ببیند. هر چند که تمامی ایرانیان، خواسته یا نخواسته و دانسته یا ندانسته، بارها از این صدای ماندگار و ملکوتی لذت برده‌اند و دل و جان‌شان صفا یافته؛ آن‌گاه که در غروب‌های پربرکت ماه مبارک رمضان، ندای دعای «ربنا»ی شجریان را با گوش دل شنیده‌اند و بی‌اختیار بر صاحب این صدا آفرین گفته‌اند.

از این فکر بیرون آمدم، زمانی‌که استاد ما را به بیت دیگری از غزل حضرت حافظ میهمان نمود و مرا به خود آورد:

در اندرون من خسته دل ندانم کیست          که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

نوای دلنشین سازها بود که فضا را می‌شکافت و احساس را جاری می‌نمود. ترکیب زیبای صدای سازها با صدای استاد بود که دل‌ها را مجروح می‌ساخت:

مکن یارا دلم مجروح مگذار          که هیچم درجهان مرهم نباشد

حسن ختام بخش اول کنسرت، تصنیف «رندان مست» بود. اوج زیبایی را در اینجا، با تمام وجود حس کردم و لذت بردم. دوست داشتم زمان متوقف شود و این تصنیف تا ابد، از حنجره‌ی استاد بی‌همتای آواز تکرار. صدای دف «رضایی‌نیا» دل را می‌لرزاند و من می‌دیدم که حتی اعضای گروه نوازندگان نیز چنین حسی دارند: «مستان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند»

و همه‌ی گروه به استاد جواب می‌دادند: «مستان سلامت می‌کنند...»

خدا را شکر کردم که این فرصت طلایی را عطا کرد تا این لذت بی‌مانند را حس کنم و حسرت خوردم که ای کاش همسرم هم در کنارم بود تا این همه شور و زیبایی را با او قسمت کنم ؛ اما حیف که به این خاطر نتوانست بیاید.

با اجرای این تصنیف زیبا، بخش اول کنسرت هم به اتمام رسید. گروه و حاضرین برای یک استراحت نیم‌ساعته سالن را ترک کردند. نکته‌ی قابل‌توجه آنکه تالار بزرگ وزارت کشور از داشتن یک نمازخانه محروم بود و مردم مجبور بودند در یک اتاق سه در چهار که گنجایش بیشتر از بیست نفر را نداشت، نماز بخوانند و باز جای شکرش باقی‌ست (!) که از آن جمعیت سه هزار نفری، فقط بخش اندکی نمازخوان بودند وگرنه معلوم نبود نمازهایشان را باید کی و کجا می‌خواندند؟!
بوفه‌ی تالار نیز رونق عجیبی داشت و با وجود گرانی جالب توجه اجناسش، حسابی شلوغ بود و مردمی که روحشان سیراب شده بود، حالا می بایست جسم‌شان را هم سیراب می‌کردند!

مشتاق‌تر از قبل به سالن برگشتم تا حتی یک لحظه را هم از دست ندهم:

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق          ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

بخش دوم کنسرت به‌زیبایی بخش اول آغاز گردید. «مجوی عیش خوش از دور واژگون سپهر...»
این قطعه‌ای بود که استاد خواند تا هر کسی، برداشتی داشته باشد از آن. نمی‌دانم، شاید هم استاد واقعاً سیاسی می‌خواند. اما کمی بعد که نسیم باد نوروزی از کوی یار آمد و بر جان مشتاقان نشست، همه از این نغمه‌ی روح‌نواز مددی گرفتند برای جدا شدن از تمام آن مسائل... دنیا و غم‌هایش را باز فراموش کردند و چراغ دل‌هایشان فروزان گردید.

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی           از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به بروشور نگاهی انداختم. چیز زیادی به پایان کنسرت نمانده بود و من تمام حواسم را متمرکز کردم تا چیزی از دست نرود. با این وجود گویا هر چه بیشتر می‌گذشت، تازه می‌فهمیدم چیز دیگری هم هست و استاد این را برایمان خواند تا مطمئن شوم از این امر که:

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست          آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

با این شعر، حسرت کنسرت سال‌های قبل که رفته بودند و من محروم و مشتاق و مهجور مانده بودم به دلم گذشت؛ اما خوشحال بودم که این بار در سالن هستم و بی‌هیچ واسطه‌ای.

هر دم که دل به عشق دهی خوش دمی بود          در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

حالا همه غرق بودند؛ نه تنها حضار که حتی اعضای گروه شهناز و حتی خود استاد همه به وجد آمده بودند از یک اجرای رؤیایی.

«رفت عمرم بر سر سودای دل»... با اجرای این مصراع، آرزو کردم که شجریان با مردمی که صمیمانه دوستش دارند و برایشان عاشقانه می‌خواند، جاویدان و همیشگی بماند.

دل به قصد جان من برخاسته          من نشسته تا چه باشد رای دل

معنای زیبای اشعار از یک سو و نوای زیبای استاد از طرف دیگر عقل و هوشم را می‌برد به جایی فراتر از افکار روزمره‌ی زندگی. کنسرت به تصنیف پایانی‌اش رسید و چه زود گذشت. این کنسرت سه‌ساعته، یکی از طولانی‌ترین اجراهای استاد بود؛ اما دیگر در حال اتمام بود و بالاخره استاد تصنیف پایانی را خواند: «یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان، غم مخور...»

شاید این شعر، این نوید را می‌داد که سال آینده هم امیدوار باشیم تا باز کنسرتی باشد و ما هم باشیم. ترکیب زیبایی بود. زیبایی کلام حافظ با زیبایی کلام استاد ؛ و این ترکیب زیبا ناگسستنی به‌نظر می‌رسید. حافظ و سعدی و مولوی گویا غزل‌هایشان را برای امشبی سروده بودند تا فرزند خلف آنها به حرف حرف غزل‌هایشان روح ببخشد و قرن‌ها پس از آنها، جاودانگی را برایشان تضمین نماید.

کنسرت به پایان رسید و همه مستانه به پا خاستند. جمعیت به احترام ِ گروه و گروه به احترام جمعیت. استاد و سایر هنرمندان را با تمام وجود تشویق کردیم و استاد، خاضعانه صدای «دوستت داریم» جمعیت را با حرکات دست‌هایش بر دیده می‌نهاد. گروه منتظر درخواست نهایی مردم بود: مرغ سحر... و گویا آنها از قبل می‌دانستند که مردم این بار هم مرغ سحر را می‌خواهند.
استاد به این تقاضای دوست‌دارانش پاسخ مثبت داد و گروه مجدداً بر جایگاهشان نشستند تا این بار هم مرغ سحر در آسمان تهران به پرواز درآید و مردم نیز مرغ دلشان را همراهش کنند. و این باز نیز مرغ سحر با زیبایی همیشگی‌اش اجرا شد و به پایان رسید و کنسرت نیز همچنین:

ای خدا! ای فلک! ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن...


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
يادي از هنگامه اخوان

    

هنگامه اخوان در سال 1334 در فومن دیده به جهان گشود. صدای خوش در خانواده ی وی موروثی بود ولی او تنها کسی بود که آموختن آواز را به طور جدی و حرفه ای دنبال کرد. هنگامه خواندن را از 10 سالگی با آموختن آواز دشتی(از متعلقات دستگاه شور که خود دارای گوشه های متنوع است) نزد پدرش آغاز کرد. اولین بار پدر با او در مورد قمرالملوک وزیری صحبت کرد. وی شخصیت قمر را نه به عنوان یک خواننده بلکه به عنوان انسانی خیر و نیکوکار می ستود.

akhavan1 هنگامه اخوان پس از اتمام تحصیلات ابتدایی برای دیدن خواهرش به تهران رفت. در هنگام اقامت در تهران خواهر و برادرش او را تشویق به ماندن در تهران و تکمیل تحصیلات موسیقی نمودند. وی در آزمون رادیو برای خوانندگی شرکت کرد. در کاستی که از صدای خود ضبط و ارائه کرده بود یکی از آثار استاد تجویدی و تعدادی از ملودی هایی که پدرش به او آموخته بود اجرا شده بود. هیئت داوران متشکل از پنج نفر بود: علی تجویدی. مرتضی حنانه. حبیب ا… بدیعی. جواد معروفی و فلاح که همه از موسیقیدانان مطرح زمان بودند. سه نفر از داوران او را پذیرفته ولی دو نفر از او خواستند در آزمون دیگری شرکت کند. در آزمون دوم هنگامه اخوان به دلیل ندانستن ردیف پذیرفته نشد. او در کلاس های ردیف رادیو ثبت نام کرد و پس از تکمیل آموخته های خود در آزمون پذیرفته شد.با تشویق مرحوم تجویدی هنگامه اخوان نزد استاد ادیب خوانساری(از اساتید بزرگ مکتب آوازی اصفهان) رفت و به آموختن ردیف و تکنیک های آوازی پرداخت. ابراهیم سرخوش(نوازنده ی مشهور تار) اغلب کلاس را به منظور کمک و همنوازی با هنرآموزان همراهی می کرد. هنگامه اخوان به مدت ده سال نزد استاد خوانساری تلمذ نمود. کلاسها ابتدا در رادیو و سپس در منزل استاد تشکیل می شد.

akhavan2 از سال 1354 هنگامه اخوان شروع به خواندن در رادیو کرد و کار خود را با بازخوانی آثار قمرالملوک وزیری آغاز نمود. همچنین با گروههای عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان. شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و …به عنوان خواننده همکاری داشت. وی کنسرت های زیادی در ایران و اروپا برگزار کرده است.در سال 1363 از سوی آرشیو صدا وسیما دعوت به همکاری شد.و هم اکنون در وزارت ارشاد به عنوان کارشناس موسیقی مشغول به کار است و به تدریس آواز نیز می پردازد. استاد نصرا… ناصح پور در مورد وی گفته است: هنگامه اخوان یکی از بهترین خوانندگان زن ایرانی و صدای او یادآور صدای آسمانی قمر است.

 

او در در چهارمين مجمع عمومي كانون خوانندگان خانه موسيقي به عنوان رئيس اين كانون انتخاب شد.

 <>  نام اثر : مرغ سحر                    <>
     <>  خواننده : هنگامه اخوان              <>
     <>  نوازنده تار - استاد لطفی           <>
     <>  شاعر : ملک الشعرا بهار             <>
     <>  دستگاه: ماهور                         <>
     <>   آهنگساز : مرتضی ني داوود      <>
     <>  سال آفرينش: ۱۳۰۴                  <>
     <><><><><><><><><><><><>

مرغ سحر ناله سر کن ................ داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، اين قفس را ............ برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را .. پر شرر كن !

ظلم ظالم ، جور صياد .................... آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت .......... شام تاريك ما را سحر كن

نوبهار است ، گل به بار است .......... ابر چشمم ، ژاله بار است
.................. اين قفس چون دلم تنگ و تار است ..................
شعله فكن در قفس اي آه آتشين ..... دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين ... بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران ............... مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
بند دوم:
عمر حقيقت به سر شد ................. عهد و وفا بي اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق ............... هر دو دروغ و بي ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ..... قول و شرافت همگي از ميانه شد
از پي دزدي ، وطن و دين بهانه شد .. ديده تر كن!

جور مالك ، ظلم ارباب ................... زارع از غم گشته بي تاب
ساغر اغنيا پر مي ناب .................. جام ما پر ز خون جگر شد
اي دل تنگ ناله سر كن ................. از مساوات صرف نظر كن

ساقي گلچهره بده آب آتشين ........ پرده دلكش بزن اي يار دلنشين
........................ ناله بر آر از قفس اي بلبل حزين ........................
كز غم تو ، سينه من ...................پر شرر شد ، پر شرر شد

ماهورمرغ سحر

 موسم گل - با صدای استاد هنگامه اخوان همراه با تصاويري زيبا

                                                         

 

گوش کنید به: ماهور ماهور .1
گوش کنید به: ماهور ماهور .2
گوش کنید به: افشاری افشاری .3
گوش کنید به: موسم گل موسم گل .4
گوش کنید به: افشاری افشاری .5
گوش کنید به: کرد بیات کرد بیات .6


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
JavaScript Codes
Check Page Rank of any web site pages instantly:
This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service