شجریان، آوازخوانی برای همه زمان ها
بدون کمترین شک و شبهه ای و بدون هیچ حس متعصبانه و غیر منطقی اگر قرار باشد نام پنج موسیقیدان برجسته تاریخ موسیقی ایران را نام ببریم، از نام محمدرضا شجریان به راحتی نمی توانیم بگذریم. در واقع باید گفت که نام شجریان و موسیقی ایرانی به نوعی به هم گره خورده است. این را حق مسلم او هم می توان دانست. تلاش و کوشش و ممارست جدّی به علاوه استعداد و خلّاقیت و ذهن فعّال از هر شخصی یک استثنا به وجود می آورد، آن گونه که از حافظ و سعدی و فردوسی و باربد و نکیسا و شاملو و اخوان و پایور و صبا و ... به وجود آورد. این ذهن خلّاق نکته ای است که اگر نباشد، تلاش ها هم بی فایده می شود. انسان سال ها بکوشد، امّا از ابتکار و ابداع و پرواز ذهن و اندیشه در او خبری نباشد، درست عین ماشین آخرین مدل و سنگین قیمتی است که صاحب اش مجبور است هر روز، آن را با هل دادن روشن کند! هنرمند بدون خلّاقیت هم منتظر اندیشه دیگران باید بماند تا به او دیکته شود و او به طور صرف پیاده کننده آن اندیشه باشد. شجریان، بی خود شجریان نشده است.
ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم
اثر "نوا، مرکب خوانی" ماحصل جمع دو اندیشه است که به جرأت می توان گفت برترین اثر تاریخ موسیقی ایران زمین را به وجود آورده اند: شجریان و مشکاتیان به علاوه نوازندگانی که خود، دنیایی از اندیشه اند، امّا تفکر شخصی چون مشکاتیان، جهت آگاهانه تر و مثبت تری بدان داده است. گوشه نهفت در نوا که در اصل اوج آن مقام می تواند به حساب آید، به زیباترین و لطیف ترین و ظریف ترین شکل ممکن بر روی این بیت اجرا شده است که معلوم نیست ذهن چند خواننده و آوازخوان مملکت ما تا آن نقطه می تواند پرواز کند. این تنها یک بیت است که به ذهن ام آمد که بگویم. به همین دلیل است که از شجریان به عنوان تنها خواننده ای می توان یاد کرد که آوازهای اش، ماندگار است و مردم و علاقه مندان، آوازهای او را زیر لب زمزمه می کنند و حتـّی دیگر خوانندگانی که از وی می خواهند تقلید کنند، آوازهای او را تقلید می کنند! این مسأله، یعنی یک موفقیت بزرگ برای یک خواننده در جامعه ای که امروزه دیگر مردم اش حال و حوصله شنیدن چهچهه این و آن را ندارند و فوری می خواهند دستی بزنند و پایی بکوبند! امروزه حتّی رفتن به کنسرت های شجریان، خود، مایه مباهات و افتخار آن دسته ای است که هیچ چیزی از آوازهای شجریان درک نمی کنند! آنانی هم که علاقه دارند که دوست دارند که او تا چند شب برای شان بخواند!
مسیر صحیح آوازخوانی و تقویت صدا که متأسفانه اکثر قریب به اتفاق خوانندگان ما، از آن به طور کامل به دور هستند، نکته ای است که صدای شجریان را حتّی تا مرز هفتاد سالگی، همان طور سر پا و استوار نگه داشته است و همین مسیر و موفّقیّت های وی، تا بدان پایه بوده است که خوانندگان بسیاری مقلّد صرف او هستند، حال داستان شاگردان کلاس های آواز که دیگر سر جای خود بماند! در واقع چه بخواهیم و چه نخواهیم، او به معیار آواز ایرانی تبدیل شده است و همه انتظار دارند که بقیه هم مثل او بخوانند و هیچ کس هم مثل او نخواند!!!
در جایی از فراز و نشیب های آوازخوانان ایرانی گفتیم. باید گفت که به طور حتم شجریان تنها خواننده ای است که فراز و نشیب هایش به طور کامل اختیاری و از سر قصد و هدف خاص و آگاهانه بوده است. اگرچه آثار متعلّق به این دوره، علاقه مندان حرفه ای او را راضی نکرد، امّا واقعیت آن است که همین آثار غیر قابل انتظار هم در سطح بالاتری از آثار بسیاری از آوازخوانان دیگر قرار می گیرد. البتّه این که می گوییم بسیاری از خوانندگان، خب، همه می دانیم که کل خوانندگان معروف و قابل بحث این نوع موسیقی در ایران، به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد!
شعرشناس بودن و آشنایی با ادبیات، لازمه آوازخوان خوب بودن است، امر مهمّی که با اظهار تأسف باید گفت که آن را هم خیلی از خوانندگان و به خصوص عمده سرشناسان این رشته موسیقی، آن را چندان جدّی نگرفتند و به یک تحریر و چه چه زدن بسنده نمودند. امبا کسانی چون بنان و شجریان از این لحاظ در رأس قرار می گیرند که شعرشناس هم بودند. در روش نوین و منحصر به فرد آوازخوانی بنان، این امر به طور کامل واضح است و شجریان هم در ادامه طی مسیر موفّقیّت خود در سال های جوانی، به آن چه که در این مورد باید می رسید، رسید. همچنین ارایه تحریر که نیازمند درک زمان و موقعیت شعری و موسیقایی است، از ذهن تیز پرواز خواننده نباید دور بماند. بررسی کنیم ببینیم تعداد کسانی که غیر از شجریان، این امر را مورد توجه کامل و دقیق داشتند، به عدد و پنج می رسد یا نه!
رمز ماندگاری حافظ، بیان نو و اجتماعی اشعار او بود و همین رمز ماندگاری را هم شجریان در آوازهای اش آشکارا دارا است؛ یعنی همان چیزهایی که در ابتدا گفتیم: خلّاقیت، اندیشه والا و مبتکر، نگاه همه جانبه به ویژه نگاه اجتماعی و خاص بودن. سعدی، شعر خاص و پیچیده تر از حافظ سروده است و چون با نگاه فراتر از نگاه عام و خوش سروده است، پس او هم به نوعی دیگر رمز ماندگاری را در خود دارد. پس چنین اسن که خاص بودن را حسن بزرگی می توانیم به حساب آوریم.
یادمان باشد خیلی از آثار هم که در جمع های دوستانه و خصوصی ایجاد می شود، خیلی مواقع پر بارتر و پر احساس تر است که بهتر است علاقه مندان آن ها را هم بیابند. امّا کوتاه سخن آن که با رعایت و حفظ حرمت همه آنانی که در زمینه موسیقی آوازی، کشیده اند و می کشند و ضمن توجّه به تفاوت سلیقه ها و اندیشه ها، ولیکن با توجه به یک بحث کلّی که داریم، باید گفت که شجریان دیگر چیزی از آواز برای فرد دیگری نگذاشته است! به راستی از نوا و همایون و دشتی و راست پنج گاه و شور و ماهور و سه گاه و چهارگاه و بیات ترک و ابوعطا و ... چیزی هم برای کسی گذاشته است که بخواند؟!!! اگر این گونه باشد، او را به "آوازخوانی برای همه تاریخ" می توان ملقّب نمود. البتّه درست است که روش های آوازخوانی متفاوت است، امّا خب، مبحث ما در اینجا اصلاً روش آوازخوانی صرف نیست که "هزار نکته باریک تر ز مو اینجا است."
آن چه را که در مورد ذهن فعّال و خلّاق او گفتیم، در هنرهای پرشماری که دارد، به راحتی می توان دید و حدس زد، حتّی اگر به آوازهای اش هم گوش ندهیم! در خاطرمان باشد بیشتر از هر هنری، این شخصیت وی هست که نقش مهر ماندگاری را بر دفتر هنر او ثبت می کند، درست عین قهرمانی که پهلوانی اش سرّ ماندگاری او است.
ر.زارعي . وبلاگ نواهاي ايراني
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:50 توسط همايون
نمايشگاه سازهاي سنتي ايران در تهران برپا شد
اين نمايشگاه با هدف معرفي هنر ساخت ساز و ارايه گونههاي مختلف آن در نگارخانهي معرفت تدارك ديده شده است و فراز و نشيبهاي ساخت ساز ايراني، دستكم در دو قرن اخير، توسط سه استاد سازندهي آلات موسيقي را نشان ميدهد.
محسن حراجزاده و كاووس صابوني، تقديرشدگان در جشنواره سراسري موسيقي فجر و رحمت آييني، هنرمنداني هستند كه سازهاي دستساز آنان در اين نمايشگاه در معرض ديد عموم علاقهمندان قرار گرفته است.
سنتور، تار، تمبك و دف ساختههاي دست حراجزاده، عود، ديوان، تنبور، سهتار، ساختههاي صابوني و تار و كمانچه ساختههاي رحمت آييني هستند كه هر يك در اشكال و سبكهاي مختلف ارايه شده است.
از ويژگيهاي اين نمايشگاه، ارايه انواع بديع و ابتكاري سنتورهاي حراجزاده شامل: سل كوك، 7 كوك، 30 كوك، 2 كوك، در ابعاد 9 خرك، 12 خرك، 18 خرك است كه در برخي از آنها امكان اجراي موسيقي بدون تغيير كوك در 5 دستگاه مختلف وجود دارد.
اين نمايشگاه تا 30 تيرماه جاري، همهروزه از ساعت 9 تا 19 در نگارخانه معرفت واقع در شهر زيبا، شهران، پايينتر از فلكه دوم، ابتداي زيرگذر، فرهنگسراي تفكر، برپاست.
منبع : ايسنا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:45 توسط همايون
جای خالی بحر طویل در موسیقی امروز
تا چند دهه پیش، شکلی از شعر و ترانه تحت عنوان بحر طویل عموماً در موسیقی عامه پسند ایرانی رواج ملموسی داشت که با دگرگونی سیاسی سال 57 کم کم به فراموشی سپرده شد و تنها بخش کلامی اش جسته گریخته به حیات خود ادامه داد. بحر طویل نوعی شعر فارسی با چاچوب سنتی است که آزادی عمل حیلی زیادی به سراینده می دهد تا مفاهیم مورد نظرش را در حجم دلخواهی از واژه ها بیان کند. این قالب شعری از دوره صفویه شکل گرفت و در ابتدا جنبه كاملاً رسمی و جدی و محتوایی مذهبی یا عرفانی داشت. ولی از دوره مشروطیت به بعد، رنگ و بوی طنز پیرامون مسائل اجتماعی، سیاسی و گاه عاشقانه به خود گرفت و در نمایش های سیاه بازی هم رخنه کرد. از جمله نمونه ای با مطلع: "سال امسال بود سال فرنگی، عوضش مردم این ملک عجم، دور ز هر غصه و غم، خرم و سرشاد، کند یاد خدا را" و یا نمونه معروف تری که این گونه آغاز می شود: "برفتم بر در شمس العماره، همون جایی که دلبر خونه داره"
در سال های اخیر زنده یاد استاد ابوالقاسم حالت برجسته ترین سراینده این گونه اشعار بودند. بخشی از بحر طویل بسیار زیبای "عمو نوروز" وی را در اینجا می خوانید: عده ای نیز از آن پیش كه تحویل شود سال نو، افتند در اندیشه ی سیر و سفر و گردش و خیزند و گریزند ز شهر خود و رو جانب شهر دگر آرند و شتابند به قزوین و به گیلان و به نوشهر و به گرگان و به تبریز و به زنجان و به قوچان و فریمان و به سمنان و به یزد و قم و كاشان و به كرمان و صفاهان و خراسان و بروجرد و لرستان و به تبریز و به نیزیز و به ترشیز و به هر شهر و به هر قریه كه یك هفته در آن جای بمانند و بسی كام برانند و بر آنند كه هم خوش گذرانند و هم آخر برهانند گریبان خود از خرج پذیرایی نوروز و گرفتاری سال نو و بر دوش نگیرند چنین بار گران را .
بحر طویل همانند اشعار کلاسیک ایران، مصرع های مساوی ندارد. مصرع های آن هم دارای قافیه پایانی هستند و هم قافیه میانی. غالباً از تکرار تعداد نامحدوی ركن فعلاتن پدید می آید. در چند سال اخیر با نفوذ گسترده موسیقی رپ در ایران، برخی بر این باورند که بحر طویل، رپ فارسی است! اما پیشینه تاریخی و فرهنگی این گونه ملی و تفاوت های ساختاری زبان فارسی با زبان انگلیسی، چنین تشابه و مقایسه ای را تأیید نمی کند. از نظر ریتم موسیقی نیز، رپ انگلیسی به میزان بندی های دوچهارم وابسته است. در حالی که بحر طویل فارسی منحصراً در ریتم شش هشتم کاملاً ایرانی جاری می شود.
گیرایی بحر طویل، ترک زبانان را هم به وجد آورده و نمونه های ترکی-فارسی آن نیز پدید آمده است. یکی از آن ها این گونه آغاز می شود: بارالها سلام، سنه من هر نه تقاضا الیرم، هر نه تمنا الیرم، هر چقدر جیغ میکشم، داد میزنم، عربده آغاز الیرم، اصلاً بیلمیرم که تو کجایی؟ ایلده خالق مائی و سراغ من بیچاره نیائی! من اگر نیکم اگر بد، تو خودت یاقچی بیلیر سن، که منم نوکرت هستم. بایرام الوبدر، نه مصیبت نه حواسی، نه لباسی نه پلاسی، تو که ارباب جمیع بشری، ویر منه آخر خبری. منه بیر یاقچی جواب ویر.
بحر طویل ظرفیت های جالب توجهی دارد که امروز هم می تواند در خدمت موسیقی ایران باشد. به ویژه آن که این الگوی ملی تا کنون در اشکال طنز و جدی به خوبی توانسته قابلیت های خود را نشان دهد. بنابراین بازگشتی دوباره و البته حساب شده به چنین قالبی از شعر و ترانه می تواند، روح جدیدی به کالبد موسیقی دستگاهی، عامیانه و مذهبی امروز ایران بدمد.
منبع:موسیقی ما
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:36 توسط همايون
نشست رسانه ای کنسرت ارکستر ملی
نشست رسانه ای کنسرت ارکستر موسیقی ملی در باغ عفیف آباد شیراز به همت روابط عمومی و بینالملل بنیاد فرهنگی هنری رودکی 22 تیرماه در تالار وحت برگزار می شود
این نشست که فرهاد فخرالدینی رهبر ارکستر موسیقی ملی ، بابک رضایی ، مدیرعامل انجمن موسیقی ایران ، و سالار عقیلی، خواننده ارکستر موسیقی ملی در کنسرت شیراز در آن شرکت دارند، در تالار وحدت برگزار میشود.
ارکستر موسیقی ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی در روزهای ۲۵و ۲۶تیر در باغ عفیف آباد شیراز به مناسبت ولادت مولود کعبه حضرت علی (ع) توسط انجمن موسیقی ایران و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس به اجرای برنامه میپردازد.
منبع : ايسكا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:32 توسط همايون
دويست سال ساز ايراني با آثار 3 استاد
فرهنگسراي تفكر، نمايشگاه سازهاي سنتي را با هدف معرفي هنر ساخت و ساز و ارايه گونههاي مختلف آن در نگارخانه معرفت بر پا كرده است

نمايشگاه سازهاي سنتي را با هدف معرفي هنر ساخت و ساز و ارايه گونههاي مختلف آن در نگارخانه معرفت بر پا كرده است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:20 توسط همايون
موسيقي اصيل سنتي و ايراني نيازمند حمايت جدي است
ناصر مسعودي در گفتگو با خبرنگار فارس در رشت افزود: بزرگ ان موسيقي در واقع سكان و ستون موسيقي سنتي هستند كه جوانان بايد در نگهداري آنان تلاش كنند و جايي برسند كه موسيقي اصيل سنتي فراموش نشود.
وي ادامه داد: راه موسيقي وسيع است و اگر جوانان گيلان به موسيقي محلي و ملي خود توجه كنند ميتوانند اين جايگاه را در كشور بشناسانند و آن را حفظ كنند.
مسعودي گفت: متأسفانه موسيقي سنتي از حمايتي برخوردار نبوده و به تدريج به ورطه فراموشي سپرده ميشود كه از اساتيد و دلسوزان موسيقي ميخواهيم به اين امر توجه داشته باشند.
اين خواننده مطرح گيلاني و كشور درباره وضعيت موسيقي پاپ اظهار داشت: سالهاست كه موسيقي پاپ را ميشنويم و اگر از اين نوع موسيقي به درستي استفاده شود ميتواند جايگاه خوبي داشته باشد.
مسعودي افزود: هر موسيقي را نميتوان به نام موسيقي پاپ خواند زيرا موسيقي پاپ در نوع خود اگر درست اجرا شود بسيار مقدس است.
اين خواننده پيشكسوت گيلاني خاطرنشان كرد: بزرگان موسيقي و موسيقي سنتي و محلي نيازمند حمايت هستند و اگر به جايگاه اين نوع موسيقي توجه شود مورد تشويق جوانان قرار ميگيرد.
ناصر مسعودي به مدت 50 سال است كه خوانندگي ميكند و حدود 500 آهنگ تاكنون اجرا كرده و نخستين ترانهاي كه خواند و مورد استقبال قرار گرفت «بنفشه گول» بود كه به گفته خودش اين ترانه را در مركز صدا و سيماي تهران اجرا كرده است.
وي چند كار جديد نيز در دست تهيه و اجرا در صدا و سيماي مركز گيلان دارد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:51 توسط همايون
نمایشگاه پیراهن هنرمندان
در این نمایشگاه پیراهن هایی از حسین علیزاده، نادر مشایخی، رضا کیانیان، کامبیز درمبخش، پرویز کلانتری، حسین خسروجردی، کامران عدل، محمد صالح علا، آتیلا پسیانی، جعفر پناهی، هانیبال الخاص، اکبر عالمی، محمد احصایی و چند تن دیگر از هنرمندان به نمایش در آمده است

نمایشگاهی در گالری "مان هنر نو" در تهران گشایش يافته که در آن ۲۸ پیراهن از ۲۸ هنرمند برجسته ایرانی از رشته های مختلف چون موسیقی، سینما، کاریکاتور، نقاشی، تئاتر و.... به مدت یک هفته در قالب "هنرهای مفهومی" ( کانسپچوال آرت) به نمایش در می آید.
پیراهن های هنرمندان در این چیدمان هنری با امضای آنان به نمایش در آمده و برخی از هنرمندان بر روی پیراهنشان نقش هایی نیز کشیده اند.
علیرضا امیر حاجبی هنرمندی که این ایده را در قالب یک نمایشگاه هنری در گالری مان هنر نو به نمایش گذاشته است، درباره ویژگی این نمایشگاه می گوید: "این چیدمان هنری صحنه ای ایدآل را بازنمایی می کند که در آن هنرمندان ایرانی با هر عقیده و سلیقه در کنار یکدیگر قرار گرفته و پس از صرف اوقاتی محل را ترک کرده اند و تنها نشانه هایی از آنان بر جای مانده است، نشانه هایی چون پیراهن و امضا."
امیر حاجبی درباره علت انتخاب این هنرمندان می گوید: "هنرمندان دیگری نیز در فهرست اولیه ما بودند، اما در گفتگوهایی که داشتیم بنا به دلایلی که داشتند پیراهن هایشان را در اختیار ما نگذاشتند. بیش تر تلاش ما این بود که آدم های مختلفی باشند با سلیقه های مختلف."
در این نمایشگاه عکس هایی از هنرمندان نیز به نمایش گذاشته شده است که در حال امضای پیراهن های خود هستند.
این نمایشگاه هر روز از ساعت ۱۵ تا ۲۰برگزار می شود، اما گالری روزهای پنج شنبه و جمعه تعطیل است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:11 توسط همايون
هماهنگي براي برگزاري كنسرت شهرام ناظري
مديرکل ادارهي ارشاد قزوين: هماهنگي براي برگزاري كنسرت شهرام ناظري زمانبر است ، اساتيد موسيقي اگر سود برنامههايشان تضمين نشود برنامه اجرا نميكنند
مديرکل ادارهي فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قزوين اذعان داشت در موسيقي پاپ بيشتر از موسيقي سنتي مسائل ميتواند مورد سوءاستفاده قرار گيرد.
محمدحسين شفيعيها در گفتوگو با خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب اظهار کرد: سياست اداره ارشاد دربارهي موسيقي سنتي و پاپ يکسان است، اما به دليل نوع ضرباهنگ و ترانهها در موسيقي پاپ حساسيت در مورد اين موسيقي بيشتر ميشود.
مديرکل ادارهي فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قزوين با اشاره به تعداد قابل ملاحظه اجراي کنسرتهاي موسيقي سنتي در قزوين گفت: اجراي کنسرت موسيقي پاپ با رعايت قوانين و ضوابط در قزوين مانعي ندارد.
وي دربارهي برگزاري کنسرت اساتيد بهنام موسيقي در قزوين با اشاره به نبود سالن مناسب تصريح کرد: ما از اين برنامهها بهمنظور ارتقاي جايگاه هنر در شهر استقبال ميکنيم، اما بايد توجه داشت که اين اساتيد اگر سود برنامههايشان تضمين نشود به اجراي برنامه نميپردازند.
شفيعيها خاطرنشان کرد: اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي براي برگزاري کنسرتهاي بزرگ موسيقي وارد عمل نميشود بلکه بايد بخش خصوصي اين موضوع را برعهده بگيرند و اداره ارشاد ياريگر آنها در خصوص مسائل برگزاري باشد.
اين مقام مسؤول ادامه داد: براي برگزاري کنسرت شهرام ناظري در يکي از سالنهاي قزوين درخواستي از يک شرکت ارايه شده و هماکنون ساير مسائل مربوط به برگزاري اين کنسرت در حال انجام است.
وي گفت: مطابق قانون، اجراي کنسرت با جمعيت بيشتر از 500 نفر بايد مورد تاييد مرکز قرار گيرد و با دستگاههاي مختلف هماهنگي شود که اين مراحل تاحدودي زمانبر است.
منبع : ايسنا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:8 توسط همايون
عرض خود می بری و زحمت ما میداری
چند روز پیش یکی از هنرمندانی که مکررا صدا و سیمایش را در مناسبتها و رویدادهای مختلف از رادیو تلویزیون میشنویم و می بینیم در خصوص کنسرت و آثار استاد شجریان مغرضانه و تنها و تنها از روی کمبود و حسادت مطالبی را بیان نمودند.
من در اینجا هیچ نیازی به دفاع از استاد شجریان نمی بینم . چون ایشان نیازی به دفاع ندارند.آثار ارزشمند و جاودانیش خود دلیل و گواه است بر واهی بودن هر آنچه میگویند و مینویسند به ناحق نسبت به ایشان.
هر آنچه عیان است چه حاجت به بیانست
اما میخواهم در باره ی این هنرمند منتقد ناعادل مطالبی بیان کنم تا خود ایشان هم بداند که هیچ جایگاهی در میان مردم هنر دوست و هنر شناس ایران ندارد.
جناب آقای امین الله رشیدی براستی شما که حدود هفت دهه از عمر گهر بارتان را پشت سر گذاشته اید برای موسیقی اصیل ایرانی چه کرده اید؟ نکند عطر گیسو را شاهکار موسیقی ایران میدانید! نکند در خیال خود صدای آسمانیتان مردم را مات و مبهوت کرده است؟ حضرت آقا شما که خود را مردمی و مردمدار میدانید از همین مردم بپرسید کدامشان حتی یکی از آثار شما را میشناسند و ورد زبانشان است؟
آقای رشیدی اولین و مهمترین وظیفه یک هنرمند حفظ جایگاه و موقعیت اجتماعی خود است. در هر مجلس و محفلی حتی با پایینترین شان و جایگاه همواره شما را میتوان دید . شما متاسفانه در تمام این مجالس آثارتان را لب خوانی میکنید. نکته ای که تمامی اساتید شناخته شده ایران زمین آن را عملی بسیار سخیف میدانند.
حضرت آقا شما هم خواهشا آثار جاودانه موسیقی ایران را باز خوانی فرمایید تا همه بدانند که شما به هیچ وجه نمی توانید حتی به اجرای اصلی آن نزدیک شوید چه برسد به بالا بردن سطح اجرا . راستی چرا؟
دوست عزیز همه مردم فهیم ایران زمین قدر و جایگاه استاد شجریان را میدانند و به نقش ارزنده اش در احیای موسیقی اصیل ایرانی ایمان دارند و صحبتهای شما و دیگران در خصوص ایشان هیچ تاثیری در دیگاه مردم نخواهد گذاشت. به قول لسان الغیب :
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:52 توسط همايون
معرفی گروه جوان نهفت
ترکيبي از هنرجويان موسيقي است که از سال 1375 فعاليت خود را تحت سرپرستی جهانشاه صارمی آغاز و پس از حدود يکسال کار جمعی اولين کنسرت خود را در سال 1376 با اجرائي از آثار بزرگان موسيقی ايران ، برگزار کرد. از ديگر فعاليت های اين گروه جوان می توان به کنسرتهای بزرگداشت يکصدو بيست و پنجمين سال تولد استاد غلامحسين درويش ، بزرگداشت نود سومين سال تولد استاد علی اصغر بهاری تجليل از پنجاه سال خدمت استاد فرامرز پايور به موسيقی ايران ، اجرای کنسرت در جشنواره بين المللی فيلم سبز ، بزرگداشت يکصد و دومين سال تولد استاد علی اکبر شهنازی ، بزرگداشت سی سال فعاليت هنری استاد حسين عليزاده ، بزرگداشت نود و هشتمين سال تولد استاد ابوالحسن صبا ، بزرگداشت نود و هفتمين سال تولد قمر الملوک وزيری ، بزرگداشت يکصد و بيست و سومين سال تولد عارف قزوينی و تجلیل از چهل سال فعالیت هنری استاد محمدرضا لطفی و آثاری از استادان موسیقی کلاسیک ایران اشاره کرد.
گروه نهفت بر اساس رای هيئت داوران به عنوان گروه برتر چهاردهمين ( بهمن 77 ) ، پانزدهمين ( بهمن 78) و يکی از گروههای برگزيده هجدهمين (بهمن 81 ) جشنواره بين المللی موسيقی فجرانتخاب گرديد.
پرورش استعدادهای نوجوان در موسيقی ، دادن آموزشهای مختلف در زمينه گروه نوازی ، ارتقا سطح فرهنگ موسيقی هنرجويان وفراهم آوردن امکان اجرای کنسرت برای آنها ، از اهداف اصلی تشکيل گروه نهفت است.
هنرجويانی که تاکنون در گروه نهفت عضويت داشته و از آموزش های آن بهره مند شده اند:
تار : پريسا بهنيا ، سياوش بهنيِا ، اميد گلريز ، سما همايونی ، نادر همايونی ، سياوش کامجو ، گل گو فولادی ، سحر نيکزاد ، نگار اربابی ، گلشن دانش ، پریسا همایونفر ، میر ایمان ماجدی.
سه تار: نگار اربابی ، حسين اينانلو.
کمانچه : نگار خارکن ، نويد دهقان ، رعنا شيعه ، حسنا قرمزی ، مهسا ملکی ، پيام شمس ، سياوش سحابی ، پدرام بهنيا ، نسيم اربابی ، محمد مظهری ، حسام اينانلو، المیرا مردانه.
سنتور: ستاره رانتی ، آيدين جوانشير ، ميلاد طباطبايی ، پويا سرائی ، ياور طاهريان .
عود: علی نغمه ، حسين اينانلو ، جواد ربيعی.
نی : حسن محمد حسينی ، سعيد فهيمی ، مجتبی صفايی ، مهدی نبوی.
تمبک : عقيله دروديان ، اشکان الماسی ، غزاله جزنی مژگان قرسو، فاطمه سيد محمود ، حسين همتی ، نيماطالع پور ، سمانه گلکار.
دف : سام خواجه وند.
آواز: مريم پاليزبان ، تيوا پيشگر ، امير اثنی عشری ، گیلناز یوسفیان ، یاسمن کاظمی.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:54 توسط همايون
دولت و حمایت از موسیقی
اگر چه آمار روزآمدي از رفتارهاي فرهنگي ايرانيان وجود ندارد كه بتوان با تكيه برآن به شكل دقيق رفتارهاي فرهنگي ايرانيان، به خصوص در حوزه موسيقي را تفسير و تحليل كرد( به جز آمار سال 79 13مجموعه طرح «رفتارهاي فرهنگي ايرانيان»، منتشر شده از سوي وزارت ارشاد كه متاسفانه در دولت جديد اين طرح متوقف شد) ، اما برخي آمارهاي جسته و گريخته كه از سوي دست اندركاران فرهنگي انتشار مييابد، و نيز مشاهدات روزمره ، نشان ميدهد موسيقي در ميان تمامي اقلام فرهنگي كه در سبد هزينهاي مردم قرار دارد، ميزان تقاضا و مصرف بالايي داشته و با فاصلهاي شگفت انگيز با ساير اقلام فرهنگي مثل خواندن كتاب، نقاشي، تئاتر، و حتي سينما در قله مصرف قرار دارد.
اينكه استاندارد استفاده از موسيقي در شبكههاي راديويي و تلويزيوني در دنيا 85 درصد و در ايران 70 درصد، خود مويد اين ادعا است كه موسيقي بيشترين تقاضا و مصرف را در ميان اقلام فرهنگي دارد.
يك دليل چنين رفتاري باز ميگردد به ذات موسيقي كه بي هيچ واسطهاي در آدمي با هر زبان و بياني نفوذ و رسوخ مي كند و ديگري فطرت و طبيعت انسان كه با موسيقي انس والفت افزونتر دارد و در نهايت ارزان بودن مصرف موسيقي(در مقايسه با هنرهاي ديگري چون تئاتر و سينما و...) به صورت سي دي و آلبوم كه همه اينها دست به دست هم ميدهند تا موسيقي بر قله مصرف فرهنگي قرار بگيرد.
نحوه مواجهه دولت(در تمامي وجوه آن) با اين بازار مصرف، يا منفعلانه است يا اين كه يه قدري مانع بر سر راه توليد گران اين عرصه قرار ميدهد كه عطاي اين كار را به لقاي آن ببخشند.
بخشي از سخنان آقاي شجريان درباره ممانعت از برگزاري كنسرت در زادگاهش نمونهاي عمومي و قاعده مند و البته شاخص از نحوه رفتار و اصولا حمايت از موسيقي در ايران است و نشان ميدهد كه دست اندركاران فرهنگي و به خصوص موسيقايي هيچ نظريه فرهنگي دقيقي در اين زمينه ندارند و فقر و تشتت نظري در اين حيطه بيداد ميكند و همين تشتت در نظر ،چنين برخوردهايي در سطوح عملي را سبب ميشود:
«ما تقریبا فقط در اصفهان کنسرت داشتیم و چند سال پیش در شیراز. در سایر شهرستانها ما با مشکل مواجه هستیم. چون فضا در شهرستانها پیوسته در حال تغییر است یعنی با تغییر یک شهردار، استاندار، و یا امام جمعه همه سیاستها تغییر میکند. در چنین جوی نمیتواند کنسرت داد. ما با مشکلاتی از این قبیل روبرو هستیم وگرنه من ترجیح میدهم در داخل ایران برنامههای خود را اجرا کنم و مشکلات دوری از وطن و این سختی را دیگر نخواهم داشت. ولی مدیران دولتی و کسانی که در راس امور هستند مانع تراشی میکنند. برای مثال، من در شهر خود مشهد برای 30 سال است که نتوانستهام کنسرت بدهم. چون جوی بر این شهر حاکم است که گروهی که مخالف موسیقی هستند نمیگذارند کنسرتی برگزار شود.»(گفت و گو با سایت فارسی بی بی سی)
اين موانع بر سر راه هنرمندي قرار مي گيرد كه در يك تعريف دقيق همان نوع موسيقياي را توليد مي كند و رواج مي دهد كه تقريبا در مرافقت و همقراني با تعريف دولت جمهوري اسلامي از موسيقي قرار دارد. همان موسيقي كه از آن به عنوان «موسيقي فاخر»ياد مي شود. اما همين هنرمندي كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در مقدس ترين لحظات مذهبي( هنگام افطار) صداي وي را به عنوان سمبلي خاص از آواز مذهبي اشاعه مي دهد و پخش ميكند، در سوي ديگر با چنان موانعي روبرو شود كه نتواند در شهرستان زادگاه خود هم كنسرتي را برگزار كند.
در چنين فضايي كه هنرمندان موسيقي نه حمايت قانوني مي شوند و نه تلاشي براي توجيه گروههاي فشار يا نشان دادن اقتدار دولت در برابر آنها در شهرستانها صورت ميگيرد، طبيعي است كه تمامي اين اشتياق به سمت تهران سرريز شود.
اشتياقي كه شايد اگر حمايتهاي منطقي و اصولي و همراه با ا قتدار از آن صورت ميگرفت ، آن عدالت فرهنگي مورد انتظار و تمركززدايي و كم كردن تصدي گري بخش دولتي هم رخ ميداد.
سیدابوالحسن مختاباد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:46 توسط همايون
مصاحبه اختصاصی مهربد با پوریا منتظر از شاگردان دوست داشتنی استاد شجریان

سال شصت و پنج بود که آهنگی از استاد شجریان توسط یک کودک شیرازی در تلویزیون اجرا شد و مورد استقبال قرار گرفت آن کودک از شاگردان استاد شجریان بود که توانست با ان سن کم سرو چمان استاد را به خوبی اجرا نماید .
در حال حاضر ایشان جزء محدود جوانان و انگشت شمار کسانی می باشند که می تواند دستگاه کرد بیات را به خوبی اجرا نمایند .
در این بازار شلوغ موسیقی به خصوص از سال هفتاد و شش به بعد که اجازه کار بیشتری به جوانان داده شد و پس از آن نیز که در دو سه سال اخیر که نسل چندمی از خوانندگان به روی کار آمدند و رفتند و کار به اینجا رسید که هرکس از راه رسیده و یک سری جملات اکثر بی محتوا را که در خواب دیده بر روی ریتم های آماده و سمپل به وسیله رایانه های شخصی قرار داده و اسم آن را رپ فارسی گذاشته اند این کودک که حالا جوانی رعنا شده است در دوران جوانی فقط سکوت اختیار کرد تا این که به اصرار دوستان و آشنایان پس از سال ها مجدد گام به دنیای موسیقی گذاشت که سال ها برای یادگیری آن زحمت کشید . اگر او همه می خواست مثل همه اسم و رسم نشان دهد زود تر از این ها بر سر زبان ها می افتاد به هرحال از محضر استاد شجریان بهره مند گریده آن هم در کودکی و دستگاه کرد بیات را به خوبی اجرا می نماید و تسلط بر دو ساز سنتی سنتور و تنبک آن هم نه از نوع ادعا بلکه از جنس اعتنا خود نشان دهنده این است که هنوز جویای نام هایی هستند که به خاطر این که هر بچه دوست دارد به او بگوید خواننده و نوجوانان برایشان سر و دست بشکنند گوشه ایی را انتخاب نموده اند تا از این حواشی و هیاهو دور باشند زیرا آن ها عاشق هنرشان هستند .
با این مقدمه به مصاحبه ایی که با پوریا منتظر انجام داده ایم خواهیم پرداخت . پوریا منتظر در این مصاحبه به نکات قابل توجه ایی اشاره نمودن که می تواند برای جوانان ایرانی و مخاطبان موسیقی بسیار ارزنده و گران بها باشد .
از پوریای عزیز بسیار سپاسگذاری می نماییم که با خوش رویی و آغوشی باز و متانت و وقار خاص همچون نمونه کامل یک جوان هنرمند ایرانی پیشنهاد مصاحبه با وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران را پذیرفتند .
از خودتان بفرمایید . چه شد و چگونه شد که با موسیقی آشنا شدید ؟
من درسال هزار وسیصد و شصت در شهر شیراز در خانواده اصیل و فرهنگی و هنر دوست متولد و بزرگ شدم و طبعا این موضوع بر روی من اثر مثبتی را گذاشته که از کودکی علاقه به موسیقی اصیل سنتی داشته باشم و فکر کنم چند غریبی در خانواده ما نباشد .
سبک و نوع موسیقی شما چگونه است ؟
سنتی ایرانی
چگونه با استاد محمد رضا شجریان آشنا شدید ؟
از آنجا که پدر و برادرانم در جریان فعالیت های استاد و در جریان کنسرت های ایشان بودند لذا در سال هفتاد و دو که استاد جهت کنسرتشان به شیراز آمده بودند پدرم از طریق چند دوست ملاقاتی را با استاد برای من ترتیب دادند تا من از نزدیک با ایشان آشنا شوم . لازم به ذکر است که در آن سال من فقط دوازده سال داشتم .
چند سال در محضر استاد شجریان بوده اید ؟
من حدود پنج سال در محضر ایشان شاگردی کردم و دو تاییدیه از ایشان گرفتم .
در چه زمینه هایی شاگرد ایشان بوده اید ؟
آواز سنتی ایرانی
شما مدرک تحریر از استاد دریافت نمودهاید در این باره هم توضیح دهید ؟
در دیداری که با ایشان داشتم صدای مرا از همه لحاظ تایید و تاییدیه ایی به اینجانب دادند .
تاثیر استاد شجریان بر روی شما چگونه بوده است ایا هنوز آن تاثیر یا تاثیرات را در دو وجه هنری و شخصیتی حس می نمایید ؟
تاثیر زیادی داشتند از جمله علاقه من به این سبک موسیقی زیادتر شده و دوست دارم بیشتر به این موضوع بپردازم .

بر چه سازهایی مسلط هستید ؟ ساز تخصصی شما ؟
بر سنتور و تنبک مسلط می باشم و ساز تخصصی من سنتور می باشد .
بیشتر بر کدام دستگاه از موسیقی سنتی تسلط دارید و کدام دستگاه را بیشتر دوست دارید و می پسندید ؟ علت خاصی دارد ؟
بر دستگاه های کرد بیات و راست پنجگاه تسلط دارم و ماهور را بیشتر از این دو می پسندم زیرا دستگاه خوب و لطیفی است .
پوریای موسیقی ایران در یکی از سایت های اینترنتی وقتی که آهنگ شما را برای دانلود گذاشته بودند نوشته بودند که پوریای موسیقی ایران . . . به واقع چنین است ؟ با این احوال دوستداران موسیقی ایران مطمئن باشند که موسیقی ایران می تواند یک پوریا داشته باشد ؟
البته این لطف دوستان است . اما من خودم را هنوز یک شاگردی می دانم که باید همچنان در راه آموختن علم موسیقی توام با عمل سعی و کوشش فراوانی را به خرج دهم زیرا موسیقی سنتی ما وسیع و جامع است .
آهنگ سرو چمان استاد را به آن زیبایی می خواندید اما حالا دیگر قصد تکرار ندارید و عزم جزم کرده اید تا یک موسیقی تلفیقی از سنتی و پاپ ارائه دهید . علت چیست ؟ در این باره بیشتر توضیح بفرمایید ؟
از آنجایی که همه چیز رو به پیشرفت است و البته موسیقی سنتی هم جدا از این موضوع نیست و من علاقه مند بودم که در این سبک موسیقی تلفیقی را هم تجربه کنم فکر می کنم تجربه خوبی بود و استقبال زیادی از این موسیقی تلفیقی شد .
درست در زمانی که در ایران هنوز تازه کارها وارد عرصه نشده بودندو تنها اساتید به نام و با تجربه ادعای خوانندگی داشتند شما با آن سن کم خیلی ها را شگفت زده کردید . آن هم اثر استاد محمد رضا شجریان را در حد مطلوب خواندناما بعد دیگر خبری از شما نبود و حالا به قول بعضی از کارشناسان موسیقی در این کشتی به گل نشسته موسیقی آمده اید و نوع کاری را انتخاب نموده اید . یعنی موسیقی تلفیقی پاپ سنتی : علت اصرار شما بر این کا را فهمیدیم حالا در ادامه بفرمایید در این مدت چرا از شما خبری نبود ؟ و چه شد که بازگشتید ؟
فقط کمی به خاطر سنگینی درس ها کاری به آن صورت نتوانستم انجام بدهم ولی در حال حاضر وقت بیشتری برای این کار دارم .

ماسه ایی کوچک برای مردی بزرگ اثری که مخاطبانتان با آن انس گرفته اند اما خود شما از این اثر رضایت ندارید ؟ چرا ؟
دوست داشتم وقت بیشتری را به آن اختصاص می دادم تا بهتر از این ها می شد متاسفانه وقتی که برای ضبط این اثر گذاشته شده بود خیلی کم و با عجله بود البته بیشتر کارهای من در نیم ساعت تا یک ساعت ضبط شده یعنی این که کارهای من یک الی دو بار خوانده ام و ضبط نهایی انجام شده است .
ملودی فیلم حضرت محمد رسول ا... (ص) با صدای شما که باز هم تاکید می کنم که شما از آن کار رضایت ندارید اما مخاطبان آن اثر را دوست دارند . آیا اصرار آهنگساز این اثر این بود ؟چرا این ملودی ؟
بله - نظر آهنگساز این بود که به صدای من نزدیک است .
این اثر در کمتر از هفت ساعت به صورت ارکستر سمفونیک ساخته شده است . در این باره بفرمایید ؟
واقعا کار پرمحتوا و خوبی بود در این جا از آهنگساز عزیزم جا دارد تشکر کنم که من را برای این کار انتخاب کرد و تجربه ایی بزرگ برای من بود .
اثر حماسه ایی کوچک برای مردی بزرگ را به تعدادی از کارشناسان موسیقی معرفی کردم ونظر خواستم آنان گفتند که پوریا هنوز قدرت صدای خوبی دارد اما در این اثر نمایان نیست . نظر خودت چیست ؟
کاری که هفت ساعته انجام شود باید هم صدایم چنین شود نظر خودم هم چنین است باید بیشتر تمرین می کردم تا قدرت صدایم نمایان شود حداقل یک هفته باید تمرین می کردم .
چرا جوانان اینگونه موسیقی تلفیقی پاپ سنتی را بیشتر می پسندند و علاقه مند هستند ؟
از همان دوران کودکی آواها و نواهای ایرانی در گوششان بوده و مهمتر این که ایرانی هستند اما با توجه به نیاز روحیه جوانان همچون انرژی و سن آنان تلفیق هر دو برایشان جذاب و تامین کننده افکار و نیازشان می باشد .
شاید صحیح نباشد که نام موسیقی تلفیقی بر این نوع آثار گذاشت اما چیزی که همه به این نام می شناسند . حالا در همین زمینه دکتر محمد اصفهانی بسیار موفق عمل کردند و چندی بعد احسان خواجه امیری آمد و اثبات کرد که هنوز جای کار در این زمینه وجود دارد . اثبات این گفته استقبال پرشور از کنسرت های ایشان است . می دانیم که آقای محمد اصفهانی و احسان خواجه امیری هر دو سابقه فعالیت و تجربه موسیقی سنتی را دارند و شما هم چنین بوده اید . احسان یک گام بلندتر از آقای اصفهانی برداشت شما بفرمایید آیا حالا شما هم می خواهید یک گام از احسان جلوتر بردارید یا اینکه به همین راهی که آنان رفتند خواهید رفت ؟
به نظر من کسانی که در عرصه موسیقی فعالیت دارند باید در تمام سبک ها خود را محک بزنند و تجربه کسب کنند و من هم این کار را دوست داشتم و اجرا کردم و شاید در آینده در این زمینه اجرای دیگری هم داشته باشم ولی ترجیح می دهم اجراهایم بیشتر دارای تمایل در سبک موسیقی سنتی باشد .
می دانید که در خارج از کشور از لحاظ مالی چون کارها تحت قانون حق تکثیر قرار میگیرند با مشکلی بر نمی خورید اما در ایران کار از استودیو بیرون می آید بدون اجازه و رضایت صاحب اثر برای دانلود قرار می گیرد . با این مسائل چرا وسوسه نشدید که از ایران بروید و در خارج از کشور کار خود را ادامه دهید ؟
من ایرانی هستم و برای ایرانی می خوانم برای ایرانی که روحیه ناب و خاص و خالص خودش را که سرشار از احساسات زیباست دارد و این روحیه تنها در خود ایران یافت می شود .
این روزها شاهد هستیم هرکس از راه می رسد یک ته صدایی چهچه می زند و با یک تومبا و جاز در کنار ملودی گیتار موسیقی تلفیقی را به مردم عرضه می کنند که از نظر کارشناسان و اهالی موسیقی از نظر علمی و عملی بسیار ضعیف و بد می باشند که این نوع کارها گذری و با آزادی چند صباحی گوش ها را خراب می کنند و میروند نظر شما چیست ؟
همه این ها گذری هستند می آیند و می روند . هیچ فایده ایی ندارد . موسیقی سنتی پا برجاست . هر روز دنیا به کام یکی است . این همه رپ خوان آمدند و رفتند این ها هم مثل همان آن ها شک نکنید که چنین است و مردم فهیم ایران خود شاهد بوده اند .
درباره جدیدترین اثری که شما به جوانان هنر دوست و با احساس ایرانی هدیه داده اید به نام آهنگ زیبای فراق بفرمایید . آهنگی که پاپ سنتی خوانده اید اما با ظرافت خاصی احساس لطیف و دلنشین ملودی ها و دستگاه های سنتی را در وجود شنونده جاری می نمایید ؟
این آهنگ یکی از قطعات آلبوم آینده من می باشد که برای همین یک آهنگ بسیار زحمت کشیده شده است و دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران می باشد که از همین جا از همه مسئولین محترم تشکر می نمایم . آهنگ ساز این اثر با نام فراق جناب آقای ناصر فروزی می باشند تنظیم هم بر عهده اقای علی رضا تهرانی بود که بسیار زیبا کار کردند و شعار اثر هم آقای دکتر واحد حسینی از شاعران خوب و با سواد ایران می باشند .
نگاه شما به آینده ایی که در موسیقی پیش رو دارید ؟
نو - زیبا - جوان پسند و خارج از مادیات
آیا قصد داریداز اشعار حافظ در کارهای پاپ سنتی استفاده نمایید ؟ اگر چنین قصد داشته باشید نیاز زمان و کار بسیار دارد . شما چگونه با این اشعار کار خواهید کرد ؟ منظور این است که تلاش خواهید نمود شعر به موسیقی زیبایی بخشد یا اینکه موسیقی شعر را به جوانان القا نماید ؟
بستگی به کار دارد . زیرا شعر حافظ شعر بسیار خوبی است و نباید همین جور از آن در اصطلاح بهره جست . باید دید آهنگساز چه کسی می تواند باشد . اگر شعر حافظ باشد حرفی در آن نیست پس بنابراین سعی می کنم که موسیقی شعر را به جوانان القا کند .
هنر و هنرمند از نگاه شما ؟
هنر زیباست و هنرمند عاشق زیبایی
طبق رسم همه مصاحبه های اختصاصی وبلاگ تخصصی موسیقی و نامداران دو کلمه را با عنوان مطلب ازاد واگذار می نمایم به مصاحبه شونده تا هر آنچه تمایل داشته باشند بفرمایند و حالا شما مطلب آزاد ؟
از همه جوانان خواهشمند هستم که چشم و گوششان را باز کنند و بفهمند که چه چیزی را گوش می کنند . به فرض احسان خواجه امیری گوش می دهند و در همین حین می گویند که فلان رپ خوان هم عجب صدایی دارد ! اگر او صدا دارد پس این دیگر چیست ؟ !
مواظب باشند تا گوششان منظور گوش موسیقیایی آنان است خراب نشود و از سر تفریح هم به هر چیزی گوش ندهند .
منبع : http://www.naha.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:41 توسط همايون
ای کاش باز هم ....
ای کاش باز هم عمرمان کفاف دهد و صدای ساز روحانی استاد لطفی را همراه با صدای حنجره ی آسمانی استاد شجریان بشنویم.
ای کاش باز هم این دو استاد بزرگ هنر ایران زمین خالق آثاری چون سپیده و بیاد عارف و جان جان و ... باشند.
ای کاش باز هم شاهد آوازی چون "فتنه ی چشم تو چندان ره بیداد گرفت " در کنار نوای ساز پر از لطف استاد باشیم.
ای کاش استاد لطفی را در ایران در کنار خسرو آواز ببینیم و از نزدیک کنسرت رویاییشان را ببینیم.
وقنی در آخرین شب کنسرت استاد شجریان اسطوره های موسیقی ایران زمین اساتید بزرگ لطفی و علیزاده را در آغوش استاد دیدم به حقیقت یافتن این رویا بسیار امیدوار شدم
انشاالله
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:32 توسط همايون
قطعات محلي ايراني با گيتار اجرا ميشود
ليلي افشار» نوازنده گيتار در قالب يك كنسرت در تالار وحدت قطعات محلي ايراني را در كنار آثار آهنگسازان ديگر كشورها اجرا ميكند
اين نوازنده گيتار در اين اجرا كه 30 و 31 تير در تالار وحدت خواهد بود در دو بخش به تكنوازي گيتار ميپردازد.
بنا بر اين گزارش، او در اين كنسرت سه قطعه از «كاپريسهاي گويا» از ساختههاي آهنگساز ايتاليايي، «كاستلنوو تدسكو»، قطعه «ميسيونرا» از ساختههاي «فرناندو بوستامانته» آهنگساز آرژانتيني و قطعه «رقص» و «يواكيم رودريگوئز» از تنظيمهاي خودش را نيز به همراه دو قطعه آذربايجاني (عاشق ويسل) و دو قطعه محلي ايراني را اجرا ميكند.
به گزارش فارس، افشار بعد از اجرا در تالار وحدت 16 و 17 مرداد در خانه هنرمندان نيز كنسرت ديگري را برگزار ميكند.
اين مدرس همچنين قرار است در روزهاي 26،27و28 تير ماه در موسسه فرهنگي هنري باربد كارگاههاي آموزشي ساز گيتار را برپا كند.
منبع : فارس
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:11 توسط همايون
ماه رمضان، حال و هوای عجیبی برای من دارد. البته من که همیشه دنبال همین جور حال و هواها بوده ام و بر من حرجی نیست. اما اگر شما هم حس می کنید که با فرارسیدن ماه رمضان یک حال دیگر پیدا کرده اید (البته غیر از حال گرسنگی و تنبلی!) حتما آن را جدی بگیرید.
به هر حال، تصمیم گرفتم در طول ماه مبارک رمضان، تا جایی که می توانم هر شب یک افطاری کوچولو مهمانتان کنم و چه بهتر از مناجات آشنای شجریان در مثنوی افشاری.
برخی ابیات این شعر، از مثنوی معنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی انتخاب شده اند و برخی دیگر را در آن کتاب نیافتم. فکر می کنم ترتیب این ابیات به صورت و این که هر کدام متعلق به شعری دیگر بوده اند ابتکار کسی پیش از شجریان باشد. احتمال زیادی وجود دارد که شجریان این مناجات را از یکی از اساتیدی که نزد آن ها تلمذ کرده یا شاید پدر یا یکی از اساتید قرآنش و یا حتی استاد صبحدل آموخته باشد. اما مطمئنم کسی به پختگی و زیبایی شجریان نمی توانسته چنین مثنوی خوانی بکند، طوری که می توان این اثر را یکی از شاهکارهای همیشگی وی شمرد.
لب فرو بند از طعام و از شراب سوی خان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آنش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر یک شبی بیدار شو دولت بگیر
![]()
![]()

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:41 توسط همايون
پیرنياكان و گروه شهنازي
گروه موسيقي شهنازي به سرپرستي «داريوش پيرنياكان» خود را براي اجرا در پاييز آماده ميكند
گروه شهنازي به زودي تمريناتش را شروع خواهد كرد تا خود را براي اجرا در پاييز آماده كند.
وي افزود: در اين اجرا كه هنوز زمان و مكان دقيق آن مشخص نشده، قطعاتي از ساختههاي من در دستگاه بيات ترك،ابوعطا و دشتي اجرا خواهد شد.
اين آهنگساز با بيان اينكه قطعات براي اين اجرا هنوز به طور كامل ساخته نشده،اظهار داشت: من هم اكنون نيز در حال نوشتن تصنيفهايي هستم و تصميم ما اين است كه پس از آماده شدن تصانيف، آنها را هم با گروه ضبط كنيم و هم پائيز امسال در قالب كنسرت به اجرا درآوريم.
پيرنياكان ادامه داد: تاكنون تركيب اصلي گروه شهنازي براي اجرا در پاييز به طور كامل مشخص نشده است.
سخنگوي خانه موسيقي در ادامه از انتشار 2 آلبوم تكنوازي خود خبر داد و افزود:اين دو آلبوم شامل تكنوازي تار در دستگاه ماهور و چهارگاه است كه آنها را براي انتشار در اختيار انتشارات ماهور قرار دادهام و اميدوارم با انجام مراحل پاياني كار و انتخاب اسم آلبوم، تا 2 ماه آينده در بازار موسيقي منتشر شوند.
پيرنياكان در خاتمه خاطرنشان كرد: تاكنون تركيب اصلي گروه شهنازي براي اجرا در پاييز به طور كامل مشخص نشده است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:43 توسط همايون
گروه مولوی باصدای شهرام ناظری دور ایران
شهرام ناظری به همراه گروه مولوی و با همت مؤسسه فرهنگ وهنر حافظ كنسرت هایی را در شهرهای قزوین، تهران، یزد، اصفهان، شیراز، كرمان ، رشت و ساری برگزار می كند
در نشست مطبوعاتی كه صبح دیروز با حضور شهرام ناظری و سراجی - مدیر مؤسسه فرهنگ و هنر حافظ - در خانه هنرمندان برگزار شد ناظری گفت: نخستین كنسرت در روزهای ۲۵ و ۲۶ تیرماه در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی شهر قزوین و دومین برنامه نیز از ۱۷ تا۲۲ مردادماه نیز در تالار بزرگ كشور برگزار خواهد شد.
وی در این نشست تصریح كرد: «تا جایی كه امكان داشته سعی كرده ام تا از تقلید پرهیز كنم. تغییراتی در نوع بیان و حسم به وجود آمده و آثار جدید با نوعی خلاقیت و نوآوری همراه است.»
ناظری با بیان این مطلب كه ظرف دو دهه اخیر در حوزه هنر بخصوص آواز، شبیه خوانی و تقلید بسیار زیاد شده افزود: «چون خط مشی صحیحی برای موسیقی تعیین نشده این هنر از مدار اصلی خود رها شده و هنرمندان دیگر كمتر به اجرای كارهای خلاقه می پردازند و هرچه كه هست تكرار كارهای گذشته است.»
وی درباره استفاده از شعر نو در آواز گفت: «من جزو اولین كسانی بودم كه شعر نو را به صورت آواز آزاد اجرا كردم و این در زمان خود یك نوآوری بود. در اجراهای جدیدم نیز هم از شعر كلاسیك استفاده كرده ام و هم از شعر نو».
این هنرمند افزود:
وظیفه هنرمند بالابردن سطح فرهنگ مردم است. هنرمند واقعی كسی است كه مطابق میل دیگران كار را انجام نمی دهد بلكه هدفش متعالی تر است و آن بالابردن درك هنری اجتماع است كه این امر ممكن است در یك دوره كوتاه امكانپذیر باشد و گاهی هم طول می كشد و یا حتی در زمان حیات فرد نمی گنجد اما آنچه مسلم است این است كه هر تحول فرهنگی نیازمند زمان است و باید به هنرمندان زمان داد كه بتوانند در این راه به درستی گام بردارند.»
شهرام ناظری در پاسخ به این سؤال كه چقدر به كاركردن با جوانان در حوزه موسیقی و آواز اهمیت می دهد گفت: «حضور جوانان در عرصه موسیقی و آواز زمانی سودمند است كه به جوان اجازه داده شود تا هویت و ذات خود را نشان داده و از تقلید و شبیه خوانی بپرهیزد. با توجه به این اهمیت، كنسرتی كه سال ۸۰ در سعدآباد برگزار شد كاری بود با همكاری گروهی جوان كه انتخاب اعضا و تمرینات آن به عهده حافظ ناظری بود و خوشبختانه اجرای خوبی هم داشتیم. »
وی با بیان این مطلب كه یكجا ماندن در عالم هنر، ركود و تكرار را به همراه می آورد، گفت: در اجتماعی كه هنر خوب تقویت نشود هنر روبه سطحی شدن گرایش پیدا می كند به همین خاطر باید به هنرمندی كه در راه تعالی تغییر می كند احترام بگذاریم.»
بلیت های تور كنسرت شهرام ناظری به همراه گروه مولوی در شهرستانها طبق برنامه اعلام شده در همان شهر و در تهران از طریق اینترنت و دفاتر موسیقی به فروش می رسد كه زمان شروع پیش فروش و فروش بلیت ها از طریق روزنامه های كشور به اطلاع علاقه مندان خواهد رسید.
منبع : روزنامه ايران
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:20 توسط همايون
بداهه نوازي ني استاد کسايي
استاد حسن کسايي آلبوم جديدي از تازه ترين بداهه نوازي هاي خود را با نام " قصه هاي عشق مجنون " را اواسط مرداد سال جاري راهي بازار مي کند

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:5 توسط همايون
شجریان و حافظ
از دیرباز شعر پارسی و موسیقی ایرانی در یك آمیختگی جداییناپذیر ذهن و دل جماعت ایرانی را به خود مشغول كرده، بهطوری كه هرجا شعری به میان آمده، ناخودآگاه دلها به سوی نغمهای شتافته و هرجا نغمهای شنیدهاند، جام شعرشان سرریز شده است. به همین دلیل میبینم خواندن اشعار بزرگان پارسی با نغمات موسیقی از قرنها پیش تاكنون به صورت یك سنت مقبول و مطبوع جریان دارد. هرجا سخن از رزم و حماسه و جنگاوری است، اشعار فردوسی با نغمهی همایون و چهارگاه بر زبان پهلوانان جاری میشود و هر جا صحبت شوریدگی و عرفان است، ناخودآگاه شعر مولوی به رقص میآید.
توجه جدی استاد محمدرضا شجریان به شعر حافظ، از سالهای 55 به بعد و بهطور مشخص در كنسرتهای گروه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی برگزار شده در جشن هنر شیراز، شكل میگیرد. این روند در مقطع انقلاب به دلیل نیاز اجتماعی و سیاسی وقت، موقتاً تعطیل شد تا اینكه با از سرگیری فعالیتهای وی در قالب كنسرت و نوار، از سال 58 به بعد با کنسرت ابوعطا به همراه تار محمد رضا لطفی، شعر حافظ دوباره زینتبخش آثارش گردید. از این پس، دقت نظر استاد در انتخاب شعر با توجه به ضروریات زمانه و درك مخاطبان، باعث شد تا شماری از غزل های حافظ كه تا دیروز روشنیبخش خلوت اهل دل بود، امروز برای غالب مردم مأنوس و ملموس گردد. نگاهی به آلبومهای "عشقداند"، "بیداد"، "ماهور"، "آستان جانان"، "دستان"، "سرو چمان"، "پیام نسیم"، "یاد ایام"، "چشمه نوش"، "معمای هستی" و بسیاری از كنسرتها و كاستهای فراوان، میزان علاقهمندی شجریان به شعر حافظ را آشكار میكند. البته، صرف رویآوری به یك شعر جاودان برای جاودانه شدن كفایت نمیكند. چهبسا غزلهای ناب حافظ و سعدی در حنجرهی برخی خوانندگان كمدانش از معنی اصلی خود دور افتادهاند. عكس این قضیه نیز در مورد شجریان مصداق مییابد. غزلهایی كه در حالت عادی برای عموم مردم، مفهوم روشنی نداشتند، با آواز و تحریرها و تأكیدهای استادانه او معنی تازه ای یافتند. بیجا نیست اگر بگوییم اشعار حافظ در هر بار خواندن استاد، دوباره سروده شدند و این مرهون سختگیری خوانندهای است كه به زعم خود برای انتخاب یك شعر مناسب جهت اجرا، گاهی تا چهار ماه وقت میگذارد! اجرای بدیع برخی از غزلهای حافظ چه به صورت آواز و چه در قالب تصنیف، چنان قوی و روان صورت گرفته كه كمتر هنرمندی جرأت طبعآزمایی در این خصوص را به خود داده است و البته در بخش تصنیفخوانی نقشی بیبدیل آهنگسازی چون پرویز مشكاتیان را نمیتوان نادیده گرفت. در اینجا مطلع چندی از غزلهای مزبور را مرور میكنیم.
یاری اندركس نمیبینم یاران را چه شد - گوشه بیداد و در ادامه دستگاه شور
روز وصل دوستداران یاد باد – دستگاه همایون
باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش - دستگاه همایون و در ادامه شور
دلم رمیده و غافلم من درویش - دستگاه شور ـ همایون
در نظر بازی ما بیخبران حیرانند - آواز ابوعطا
طفیل هستی عشق اند آدمی و پری - آواز ابوعطا
صبح است ساقیا قدحی پرشراب كن - دستگاه چهارگاه
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست - دستگاه شور
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی - دستگاه شور
روشن از پرتو رؤیت نظری نیست كه نیست - دستگاه راست پنجگاه
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را - دستگاه ماهور
نکته پایانی اینکه رویکرد آشکار و پر رنگ استاد شجریان به شعر حافظ هیچ گاه وی را از دیگر قله ادب پارسی غافل نکرد. از جمله در اثر "نوا" -مرکب خوانی- با همنوازی تکرار ناشدنی محمد موسوی، غزل های زیبایی از سعدی را جان دگر بخشید. وی کاری را به انجام رساند که دیگران یا اصولاً توانش را نداشتند و یا هیچگاه دغدغه ذهنی شان نبود. البته رویکرد ستودنی ایشان به شعر حافظ یک عارضه منفی هم داشت که ظاهراً گریز ناپذیر است و آن اینکه شعر حافظ در حنجره خوانندگان بعد از ایشان دیگر لطفی ندارد. زیرا گوش های مردم به کیفیتی از غزل حافظ و آواز ایرانی عادت کرده است که به سادگی نمی توان آن را کنار زد، مگر اینکه شجریانی از جنس دیگر ظهور کند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 8:6 توسط همايون
پاسخ به اظهارات کسی که صدای گوشخراشش ...
جناب آقای امین االله رشیدی اظهار نظر شما بعد از به پایان رسیدن کنسرت استاد محمد رضا شجریان را که تحت عنوان "مرغ سحر" در روز یازدهم تیرماه در صفحه ی بیست روزنامهی اعتماد به چاپ رسیده بود ، خواندیم
همانطور که سال پیش اظهار نظر جنابعالی پس از کنسرت استاد شجریان و گروه آوا را خوانده بودیم. خوشبختانه دو روز بعد از انتشار مطلب شما در روزنامه ی اعتماد مسئولان این روزنامه در روز سیزدهم تیر ماه اقدام به چاپ مقالهای با عنوان "شباویز" کردند که در واقع پاسخی بود به گفتههای جنابعالی که حتماً مطالعه فرمودهاید.
"استاد شجریان" در مورد این دو نوشته ی شما هیچ واکنشی نشان ندادهاند. دلیل این موضوع در نظر ما این است که خدمتتان می نویسیم: "اعتقاد داریم بزرگی و وقار هر هنرمندی در پاسخ ندادن به اظهارنظرهای بی اساس نیز هست . آنچه انسانهای بزرگ را بزرگ می دارد آن است که هیچ گاه جایگاه خود را برای پاسخ گویی به اظهار نظرهای بی ارزش پایین نمی آورند و شان خود را برای بحث در مورد هر گفته ای نزول نمی دهند ." همین دلیل کفایت میکند که استاد شجریان هرگز با شخص شما در مورد سخنانتان وارد بحث نمیشوند. در کنار این مشغلههای فراوان شجریان که برخی از آنها فعالیت در عرصهی موسیقی وتربیت شاگردان است اجازهی پاسخگویی به شما را نمیدهد. خوشبختانه شما از آنجایی که چندان مشغلهای از برای فعالیت در زمینهی موسیقی ندارید با فراخ کامل میتوانید برای دلتان دست به قلم شوید. به هر شکل ما به عنوان نمایندگانی از خیل میلیونی طرفداران استاد آواز ایران برآن شدیم که در این نوشته پاسخی به اظهارات شما بدهیم. برای بیان این مطلب که همیشه برای پاسخگویی به اظهارات بیاساسی که در سطح وسیع رسانهای منتشر میشوند بیدار و آمادهایم و نه برای دفاع از "شجریان" چراکه معتدقدیم بزرگان نیازی به وکیل مدافع ندارند. جناب آقای امین الله رشیدی سوابق کاری استاد شجریان و تواناییهای ایشان در امر آواز و موسیقی ایرانی بر هیچ کس پوشیده نیست. بنابر رأی اکثر موسیقیدانان هم عصر استاد شجریان ایشان از بزرگترین آواز خوانان ایرانی هستند و بنابر نظر بسیاری بزگترین آنها. با قطعیت میتوان گفت اکثر فعالان عرصهی موسیقی در این چهار دههی اخیر بر قدرت صدا و تواناییهای اجرای دقیق گوشهها و آوازهای موسیقی ایرانی توسط ایشان صحّه نهادهاند به طوری که ایشان را اکنون از بزرگترین ردیفدانان موسیقی ایرانی میدانند. هر شخصی با شناخت از موسیقی دستگاهی ایران میتواند با تحلیل آثار استاد شجریان این موضوع که ایشان بر بام موسیقی ایران ایستادهاند را تصدیق کند که اساتید کردهاند. آنچه گفته شد سخن ما نبود بلکه گفتهی تمام اساتید موسیقی ایران و صاحبنظران این عرصه است. جناب آقای امین ا... رشیدی جان کلام در هر دو نوشتهی اخیر شما این است که شجریان و بسیاری از آنهایی که امروز در موسیقی ایرانی فعالیت دارند هیچ اثر قابل قبولی از خود بر جا ننهادهاند و آنچه برای عرضه دارند همانهایی است که از گذشتگان به ارث بردهاند. هر چند این گفتهی شما بر عدم توانایی بزرگانی چون "برومند" و "مهرتاش" و "ورزنده" و "عبادی" و "بنان" و "ظلی" و "تاج" و "طاهر زاده" و ... درتربیت شاگردان دلالت دارد از خواندن آن این سؤال در ذهن ما و تمامی اهالی موسیقی ایرانی ایجاد میشود که چطور شما از تمامی آثار جاودانهای که توسط هنرمندان بزرگ این سرزمین در این سالها تولید شده و در بالاترین سطح آثار خلق شده در کل تاریخ موسیقی ایرانی قرار دارند بیاطلاعید . آیا تعصب بیمورد شما موجب شده این جرأت را به خود ندهید که طی این سالها به این نواها گوش فرادهید و از آنها لذت ببرید؟ آثار مختلف خلق شده توسط اساتیدی چون "محمد رضا لطفی"٬ "حسین علیزاده" ٬ "استاد پایور"٬ "استاد رضا شفیعیان"٬ "شهرام ناظری"٬ "مشکاتیان" ٬ "پرنیاکان" ٬" کامکارها " ٬ "موسوی" ٬ "فرهنگفر" و ... در این سالها هر چند از حس و حال "کوچه بازاری" تهی هستند اما سرشار از توانایی و بیداری این اساتید می باشند ... هرگز قصد دفاع از این اساتید و آثارشان را ندارم چرا که ایشان و آثارشان در قلههای هنر این سرزمین جاودان شدهاند. بسیارند آثاری که از چشم کوتاه شما به دور ماندهاند. متأسفانه شما از شنیدن آثار جاودانه ی استاد محمد رضا شجریان که آشکارا روحی تازه در آواز و موسیقی آوازی ایران دمیدهاند بیبهره بودهاید و صد حیف که نابترین و ماندگارترین نواهای ایرانی را فقط به خاطر تعصبتان نشنیدهاید و از آنها بیاطلاعید . قصد نداریم به محضر مبارک شما جسارت کنیم اما از سویی از بیان نکردن واقعیات بیزاریم. متأسفانه همین تعصب و کوتهبینی علاوه بر این که موجب شده شما برترین آثار موسیقی ایرانی را از دست بدهید موجب شده بود سالها خود را در گوشه نشینی و انزوا ببینید و هیچ نام و نشانی از شما در هیچ محفل موسیقایی کشور یافت نشود. هر محدودیتی که انسان بیدلیل برای خود از روی تعصب ایجاد کند سر انجام با انفجاری همراه خواهد بود که وی را در مسیر سقوط قرار میدهد و به سرعت از ارزش و اعتبار وی میکاهد. شما سابقهی همکاری با اساتیدی چون معروفی و یاحقی و خرم و ... را دارید اما امروز هیچ جایگاه مناسبی در موسیقی دستگاهی ایران ندارید. آیا فکر نمیکنید محدودیتهایی که برای خود طی 30 سال ( و یا شاید بیشتر ...) ایجاد کرده بودید ، از چند سال گذشته تاکنون موجب نزول شخصیت هنری شما گشته و شما را در مسیر پست سقوط قرار داده است؟ به عنوان افرادی که اعتقاد به تقدّس هنر داریم این سؤال را از شما میپرسیم که دلیل حضور بیوقفهی شما در صدا و سیما در این سالها چیست؟! در هر جشن و مناسبتی میتوان روی مبارک شما را بر صفحه تلویزیون نظارهگر بود. صدا و سیمایی که چندین سال است به دلیل توهینها و کم ارزشیهایی که به موسیقی ایرانی کرده است از سوی اساتید آن با کمرویی و تحریم مواجه است. ایرج ٬شهناز٬ پایور ٬ شفیعیان ٬علیزاده ٬ مشکاتیان ٬ خرم ٬شریف و بسیاری دیگر همگی از اساتیدی بودهاند که در تمامی این سالها در کنار فعالیتهای سرشار برای پیشبرد موسیقی ایرانی صدا و سیما را برای اعتراض به موارد مختلف عملکرد توهین آمیز همچون به نمایش در نیاوردن ساز در تحریم قرار دادهاند. مرحوم تجویدی و مرحوم یاحقی نیز در این سالها همین رویه را داشتهاند. شجریان نیز سالهاست با نگارش نامهای پخش آثار خود را از صدا و سیما ممنوع کرده است. اما چهرهی شما را در حال لبخوانی که هر استادی امروزه از آن بدور است و مایهی کمارزشی هر موسیقیدانی است میتوان در هر مناسبتی بر صفحهی تلوزیون دید. جالب است بدانید جناب محمد اصفهانی که از اساتید بنام موسیقی هم به شمار نمیروند ، سال پیش در برنامهای تلویزیونی اعلام کردند که قصد دارند در شیوهی خود برای حضور در صدا و سیما تجدید نظر کنند و این کار را هم همانطور که امروز شاهدیم کردهاند. جناب آقای رشیدی ما به عنوان طرفداران موسیقی فاخر ایرانی که بر آواز و موسیقی دستگاهی پایهگذاری شده همچنان در انتظاریم آثار منسجم شما در زمینه ی آواز را با گوش جان بشنویم. اما با وجود کثرت تعداد دفعات حضور شما در تلویزیون هرگز جز دو یا سه ترانهی قدیمیتان چیز دیگری نشنیدهایم. البته میدانیم تعدادی آواز در گوشههای موسیقی ایرانی اجرا کردهاید اما نه در حد مرکب خوانی و گشت و گذار در تمامی فرازهای یک گوشه و همه ی گوشههای یک آواز یا دستگاه. این در حالی است که تمام اهالی موسیقی بارها و بارها مرکب خوانیهای محمد رضا شجریان را در گوشههای مختلف موسیقی ایرانی شنیدهاند و آگاهاند که استاد طی پنج دهه فعالیت به گونهای ماهرانه به اجرای گوشههایی پرداختهاند که سالها به دلیل پیچیدگی و دشواریشان مهجور مانده بودند. البته بنابر آزادی بیان شما و هر کس دیگری میتوانید در مورد شجریان و دیگر بزرگان موسیقی اظهار نظر کنید ؛ اما نکته اینجاست که نظراتی از این دست چندان مورد توجه و تحلیل قرار نمیگیرند. چرا که در هر زمینهای آن دیدگاههایی دارای اهمیت هستند که از زبان اشخاصی که خود در آن زمینه فعالیت ارزشمند داشتهاند بیان شده باشند. جناب آقای رشیدی لبخوانی امروز به حرکتی ناپسند و دون شأن در موسیقی ایرانی بدل شده است. شاهد بودید که علاقهمندان با یکی از خوانندگان مطرحی که در یک اجرای زنده دست به این کار زده بودند چه برخوردی کردند. اما دلیل اینکه در این مورد به شما انتقادی وارد نمیشود دو چیز می تواند باشد: جناب آقای رشیدی امروز موسیقی ایرانی به لطف تلاشهای هنرمندان مختلف در دو دههی اخیر بسیار بیشتر از سالهای پیش از آن در جهان شناخته شده است. البته متأسفانه با شواهد و دلایلی واضح میتوان گفت شما در این فرآیند نقشی نداشتهاید. جناب اقای رشیدی بسیاری از آثار استاد شجریان با همکاری اساتید همدورهی شما چون بدیعی و معروفی و خرم و پایور و یاحقی و و بیگجه خانی و ... رقم خورده و جاودان شدهاند. ما از شما میخواهیم اثری از خود معرفی فرمایید تا در دفتر آثار ماندگار موسیقی ایران ثبت شده باشد. جناب آقای رشیدی خیل دوستداران استاد شجریان و دوستداران واقعی موسیقی ایرانی آگاهتر و روشنتر از آناند که با سخنان مغرضانهی شما تحت تأثیر قرار گیرند. لذا خواهشمندیم به عنوان شخصی که لااقل نامتان در بین اهالی موسیقی ثبت شده است بیش از این به شخصیت هنریتان ضربه وارد نکنید که این موجب نگرانیِ ما نیز هست. خواهشاً اظهار نظر در مورد استاد محمد رضا شجریان و دیگر اساتید بزرگ را به صاحبان فنّ بسپارید که انتقادات آنها قطعاً مورد پذیرش استاد شجریان و دوستداران ایشان خواهد بود. جناب آقای رشیدی به عنوان نماینده از سوی خیل طرفداران "شجریان " و دیگر اساتید موسیقی ایران به شما پیشنهاد میکنیم تا فرصت از کف نرفته به آثار شگفتانگیزی که در این سالها خلق شده گوش فرا دهید چرا که در غیر اینصورت گنجینههایی را از دست خواهید داد که امروزه مورد توجه بسیاری در ایران و خارج از آن قرار گرفتهاند. آنگونه که همه جا از این آثار سخن بر سر زبانهاست. هدایایی چون "نشان رسمی دولت فرانسه" ٬ "نشان ارزشمند پیکاسو" ٬" کاندیداتوری اسکار موسیقی یا همان گرمی" و ... که در این سالها توسط افرادی چون ناظری ٬ شجریان ٬ علیزاده و ... برای هنر این سرزمین کسب شده نشان این پیشرفتها و تأثیرگذاریهاست . جناب رشیدی در طول این سالها بارها از اساتیدی چون شجریان و گروههایی چون "کامکارها " ٬ "دستان" و ... برای اجرای برنامه در فستیوالهای معتبر جهانی مثل فستیوال فز مراکش دعوت به عمل آمده است. اما تاجایی که ما مطلعیم شما هیچ تجربهای در این زمینه نیز ندارید. همینها بس تا بدانیم که شما صلاحیت نقد بزرگان موسیقی را ندارید. هنر آن است که تاجایی که می توانیم از تعصب و غرض ورزی به دور باشیم و با نگاهی به جایگاه خود و با راهکارهایی انسانی و صادقانه در صدد ارتقای منزلت خود برآییم . مخاطبان اصلی هنر مردم هنر دوست هستند. هنر غذای بشریت در تمام طول تاریخ بوده ؛ مردم قضاوت کنندگان اصلی هستد. این را دیگر هر شخصی میتواند بگوید که کدام هنرمندان مورد قبول مردم قرار گرفتهاند و کدام خیر. کدام هنرمندان محبوبیت بیشتر طی زمان در بین مردمشان کسب کردهاند و کدام کمتر و کدام هیچ ... ؟! هنر یعنی همراه شدن و گام برداشتن با مردم. هنر یعنی همان ندایی را سر دهیم که مردم سر میدهند. از دردها و رنجهای مردم و از شادیها و خوشیهای آنها بگوییم و بنگاریم و با آنها نقش ببندیم. آیا شما با مردمتان همکلام بودهاید ؟! قضاوت با مردم است ... زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست جناب رشیدی در مورد اجرای مرغ سحر در کنسرتهای استاد شجریان فرموده بودید: "ظن غالب بر آن است که ممکن است روزی از این روزها فرزندان و نوادگان مؤلفان مرغ سحر که آهنگساز آن مرحوم مرتضی خان نی داوود و شاعر آن شادروان ملک الشعرای بهار است و هنوز در قید حیات هستند، حق السهم شرعی و قانونی خودشان را از اجراکنندگان این تصنیف ماندگار مطالبه فرمایند و در غیر این صورت از اجرای آن جلوگیری کنند." زمانی که شجریان این توانایی را دارد که این تصنیف جاودانه را به بهترین شکل ممکن اجرا کند چرا ایشان این تصنیف شورانگیز و محرک را اجرا نکنند؟! مگر ایشان اجرای آنرا توسط دیگران منع کردهاند؟ زمانی که محمد رضا شجریان با اجرای این تصنیف روح آن را میان هنردوستان زنده میکند، چرا آنرا اجرا نکند؟ جناب رشیدی وکیل مدافعان نیداوود و بزرگان درگذشتهی موسیقی ایران همان اکثریت هنرمندان و نیز مردماند. هنرمندان و مردمی که معتقداند ، شجریان مرغ سحر را به بهترین نحو اجرا میکند. این اجراها همواره مورد تأیید اهالی بزرگ موسیقی قرار گرفته همانطور که هنگامی که ایشان آثاری چون "زمن نگارم " درویش خان ٬ " من از روز ازل " و "مرا عاشقی شیدای " بنان و .... را اجرا کردند تمام اهالی موسیقی به نشانهی تأیید و تصدیق سر فرود آوردند . جناب رشیدی فرموده بودید: " چنین میتوان گفت که ملت نجیب و هنردوست ایران به خصوص دوستداران موسیقی سنتی، در زمره قانعترین و وفادارترین و فداکارترین ملتهای جهان جای دارند. اینان بی خیال از شعر آن شاعری که گفت؛ فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر / سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر هیچگاه انتظار شنیدن آهنگهای تازه و نو را از خواننده مورد علاقه خود ندارند و حاضراند برای شنیدن مکرر در مکررترانه «مرغ سحر» و هکذا سرود «ای ایران» از کله سحر تا دمیدن سپیده صبح صادق و سرزدن آفتاب عالمتاب در پشت گیشه بلیت فروشی کنسرتها در صفوفی منظم یا نامنظم سرپا بایستند و از سر و کول هم بالا روند و بلیتها را با قیمتهای آنچنانی تهیه کنند تا آنجا که حتی بعضی از مرفهین دردمند - نه بی درد- بلیت کنسرت را از بازار سیاه (اگر مساله بازارگرمی در میان نباشد) تا حدود مبلغ یکصد و پنجاه هزار تومان وجه رایج مملکتی ابتیاع فرمایند و در همین جاست که باید آوازخوانها و نوازندگان کنسرتها تشکرات عمیق خود را از این مردم به طور رسمی در رسانهها اعلام فرمایند " پاسخ اصلی به این گفته ی شما در دست همان مردم" هنر دوست " و نجیبی است که شما از آنها نام برده اید. آنها خود پاسخ شما را خواهند داد. آنچه همین علاقهمندان را پایبند به حضور در اجراهای استاد شجریان کرده تواناییهای ایشان در عرصه موسیقی است. آنچه آنها را پایبند نگاه میدارد دقت و تأمل شجریان در انتخاب اشعار و مفاهیم بر اساس موقعیت زمانه است. آنها خود پاسخ شما را میدهند که در ۴ دههی گذشته با چه شوری در کنسرتهای شجریان حاضر شدهاند و همواره آثاری با رنگ و بوی تازه و سرشار از توانایی و آگاهی را شنیدهاند. لازم است به خدمتتان عرض کنیم که چند سالی است استاد در انتهای برنامهها آنهم بهخواست شرکتکنندگان در کنسرتها به اجرای مرغ سحر میپردازند. مردم میخواهند چرا که به گفتهی شما هنر دوستاند و هنر دوستی یعنی درک دقیق شرایط زمانه و ارتباط برقرار کردن و مأنوس شدن با آثار جاودانهای که از جان و روح بلند یک هنرمند بزرگ نشات گرفته. به هر شکل در این بخش از نوشتهتان به شکل ناگواری از ناآگاهی خود دم زدهاید . چرا که از خواست "مردم هنر دوست" برای اجرای قطعاتی چون "مرغ سحر " بی اطلاع بودهاید و خود مچ خود را گرفتهاید و حال آنهایی که نوشتهی شما را میخوانند اگر در زمره ی آن چند صد هزار نفری باشند که به کنسرتهای شجریان می روند و یا آرزوی رفتن را دارند حتماً به این ناآگاهی شما میخندند. در مورد نرخ بلیتها هم گفته بودید و متاسفانه شخصیت هنری خود را به عنوان یک موسیقیدان تا بدینجا هم نزول داده بودید. اما در جواب خدمت شما عرض میکنیم طی چند سال اخیر بهای بهترین بلیت همه کنسرتهایی که توسط همهی بزرگان موسیقی در سالن وزارت کشور برگزار شده یکسان بوده و البته مشمول قیمتهای پایینتر هم میشود. آنچه در این مورد دارای اهمیت است آن است که فروش بلیتها با قیمت گزاف و آنچه شما فرموده بودید در بازار سیاهی رخ میدهد که از تقاضای بسیار علاقهمندان موسیقی ایرانی برای از نزدیک شنیدن نوای "شجریان " و تعداد محدود بلیتها ناشی میشود. هر چند ضعف در سیستم خدمات اینترنتی در کشورمان نیز از دلایل آن است اما دلیلی بسیار کوچک و کم اهمیت به شمار میرود. خوشبختانه این مشکلات در صورتیکه شما تصمیم به برگزاری کنسرت بگیرید وجود نخواهد داشت و گمان نمیکنیم فروش بلیت کنسرتهای احتمالیتان با مشکل مواجه شود و از این جهت خیال خود و طرفدارانتان بسیار راحت است. خوشحالیم که وجود چنان علاقهای به "شجریان " موجب به وجود آمدن چنان مشکلاتی در عرضهی بلیت گشت و نتیجتاً موجب شد برای اولین بار در ایران فروش بلیت با این حجم تقاضا کاملاً به شکل اینترنتی انجام شود و راهکارهای مناسبی برای تمام مراحل خرید بلیط در نظر گرفته شود. خوشحالیم که آغاز کنندهی تلاش برای رفاه مردم و نزدیک شدن به تکنولوژی روز دنیا برای خرید بلیت در این حجم " استاد شجریان " هستند و چه خوش میاندیشیم که با این تجربیات اکنون راههای مناسب فروش غیرحضوری بلیت برای تمامی برگزار کنندگان کنسرت در این کشور باز شده است. در بخش بعدی نوشته تان به رویکرد صدا و سیما و مسئولان آن در به نمایش در نیاوردن ساز خرده گرفته بودید. اما متاسفانه آنطور که در قسمتی دیگر نوشته بودیم خودتان هرگز برای اعتراض به این رویکرد با سایر هنرمندان همگام نشدهاید بلکه اشتیاقی وصفبرانگیز برای حضور در صدا و سیما دارید. جناب رشیدی ... حساسیت شما بر عدد "یکصد و پنجاه" هزار تومان در نوشتهتان بسیار به چشم میخورد. امید داریم این حساسیت شما ناشی حسادت نسبت به هنرمندان این سرزمین نباشد. چرا که در این سالها کنسرت بزرگان موسیقی بیش از اندازه مورد توجه قرار گرفته اما فعالیتی برای اجرای کنسرت و یا حداقل در جهت تربیت شاگردانی برای اجرای برنامه از سوی شما مشاهده نشده است. قیمت بلیتها بماند ... . فرموده بودید : " متأسفانه دیگر دوران تصنیف سازی و ترانهسرایی به سرآمده ... " این گفتهی شما بدان معنی است که دوران موسیقی ایرانی به سر آمده است. چرا که در طی این سالها که موسیقی ایران جاری بوده شاهد خلق تصانیفی بودهایم که بنابر رأی اکثر اهالی موسیقی در زمرهی برترین تصانیف تاریخ تصنیفسازی ایران قرار میگیرند. اما افسوس که شما گوش شنیدن این آثار را ندارید. در صورتیکه از هر کدام از اهالی موسیقی بخواهید بهراحتی میتوانند تعداد بسیاری از این آثار را به شما معرفی کنند. هرچند اگر بخواهیم بنابر گفتهی شما صحبت کنیم باید بگوییم: « ... همچنان منتظریم تا جنابعالی روحی تازه در تصنیف سازی موسیقی ایرانی بدمید .». در پایان : این را هم ما و هم شما میدانیم که همواره در طول تاریخ انسانهای بزرگ و ارزشمند جان برکفترین عاشقان و سرسختترین دشمنان را داشتهاند. دشمنان هرگز با اظهار نظرهای باطل خود از شأن و منزلت بزرگان نکاستهاند بلکه نام خود را از اذهان بشریت شستهاند و از درون پوسیدهاند و نیست شدهاند و نامشان اکنون در هیچ صحنهای به یادگار نمانده است. آنها نامشان را با خود به خاک بردهاند. آقای رشیدی عزیز توهین به بزرگان هنر این سرزمین که مورد قبول مردم قرار گرفتهاند هرگز بیپاسخ نمیماند و کوچکترین پاسخش فراموش کردن است. مردم آنهایی را که به هنرمندانشان توهین کنند خیلی زود از یاد میبرند. در آخر باز به جنابعالی پیشنهاد میکنیم با توجه به تواناییهایی که در درک موسیقی دستگاهی ایران دارید آثار زیبا و ماندگاری که در این سالها خلق شدهاند را از دست ندهید . سربلند و پایدار باشید . پی نوشت : منبع : شجریانی ها
نخست آنکه علاقهمندان موسیقی ایرای غالباً شما و آثارتان را چندان مورد ارزیابی جدّی قرار نمیدهند و یا اینکه انتظاری جز این از شما ندارند.
... خــرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
حتما میدانید هنگامی که آن پادشاه افغان قصد تخریب آرامگاه حافظ را داشت و به پیشنهاد همراهان تفالی به دیوان خواجه زد حضرت حافظ با کدام بیت و چگونه به او پاسخ داد.
لازم است بدانید اکثر خوانندگان مقالهی منتشر شده در روزنامهی اعتماد در وبلاگها و سایتهای مرتبط با بهرهجویی از آن بیت مشهور حضرت حافظ اعتراض خود را نسبت به بیانات جنابعالی اظهار داشتند ...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:47 توسط همايون
فاخر بودن موسیقی لزوما سنتی بودن آن نیست

موسیقی فاخر از جمله مباحثی است که محل بحث و تبادل نظر بسیاری بوده است . در این گزارش به بخشی از اظهار نظرات کارشناسان این عرصه اشاره می شود
مدتی است هر جا سخن از هنر و به خصوص موسیقی می شود در کنار آن واژه فاخر هم به کار می رود «موسیقی فاخر» اما هیچ وقت تعریف مشخصی از فاخر بودن موسیقی ارائه نشده است . وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید بسیاری به این نکته داشته و دارند و این مسئله را بارها ابراز کرده اند که «جامعه امروزی نیازمند موسیقی فاخر ایرانی است» اما تا زمانی که تعریف مشخصی از این نوع موسیقی ارائه نشود مردم به برطرف کردن این نیاز نخواهند رسید و تولید کنندگان هم در عرضه محصولات موسیقیایی خود دچار مشکل خواهند شد . این در حالی است که بسیاری از مردم فکر می کنند که موسیقی فاخر موسیقی سنتی است و هر نوع موسیقی که از این شیوه خارج باشد دلیلی بر عدم فخر آن است در حالیکه توجه به ان نکته بسیار حائز اهمیت است که کارشناسان این نظر را کاملا رد می کنند و می گویند فاخر بودن لزوما سنتی بودن را به همراه ندارد.
● دکتر محمد حسین احمدی: هر نوع موسیقی که نگاه زمینی انسان را به ملکوت بیندازد فاخر است
مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص تعریف موسیقی فاخر به خبرنگار ایسکانیوز گفت: ما موسیقی را هنری آسمانی می دانیم و بنا به گفته و روایت بزرگان معنای اخص موسیقی در جایگاهش در ملکوت آسمان است،هر نوع موسیقی که نگاه زمینی انسان را به این ملکوت بیندازد و آن را کمال ببخشد و این نگاه را به ملکوت و جایگاه کمالاتی انسان برساند فاخر است. وی افزود: در بسیاری از موارد می بینیم هر جا که موسیقی این وقار و ارزش را در انسان رشد دهد این موسیقی فاخر است.
● خشایاراعتمادی: کلام موسیقی است که باید فاخر باشد
خشایار اعتمادی، خواننده موسیقی پاپ در خصوص اصطلاح موسیقی فاخر داشت : من با اصطلاح موسیقی فاخر موافق نیستم چرا که به نظر من این کلام است که باید فاخر باشد ، موسیقی "علم" است و "علم "نمی تواند فاخر و غیر فاخر باشد شعر فاخر شعر مودب و محترم است ، هر چیزی را می توان تحمل کرد مگر بی ادبی را موسیقی علم است فقط سبک و سیاقش متفاوت است کلام فاخر کلامی است که محترم نباشد بر مبنای تعریف های اجتماعی ما باشد، هدفدار باشد، هدفش متعالی باشد، شعر بی ادب نظم اخلاقی اجتماعی را به هم می زند.
● محمد سریر: باید از منظر جامعه به تفاخر موسیقی رسید
دکتر محمد سریر در تعریف موسیقی فاخر گفت: اگر بر عکس مفهوم کلامی بررسی کنیم موسیقی فاخر معنایش این است که پدید آورنده به آن افتخار کند بنابراین پدید آورنده در حد فرهنگ عمومی و دانش خود از موسیقی و نوع خلاقیت های ذهنی و سلیقه ای اثری را خلق و فکر می کند کار خوبی است.
وی افزود: پس زمانی که می گوییم موسیقی فاخر است از منظر پدید آورنده می گوییم، پدید آورنده ها هم مدافع کاری هستند که می کنند ولی آنچه در خارج است موسیقی فاخر در جامعه موسیقی است که نوعی اندیشه ورزی در آن باشد و بتواند ضامن ماندگاریش بشود آن ضمانت ماندگاری است که می توان به آن فخر کرد، پس در حقیقت از منظر جامعه باید به تفاخر اثر فکر کرد نه از منظر فرد چراکه هر فردی به آن اثری که خلق می کند فخر خواهد کرد.
● عبدالحسین مختاباد : موسیقی فاخر به ساز و سبک خاصی محدود نمی شود
مختاباد پیرامون اصطلاح فاخر که چندیست در هنر ایران در باره هنرهای مختلف به کار می رود و به نوعی از موسیقی هم اطلاق می شود گفت: به طور کلی در فرهنگ موسیقی جهانی، موسیقی فاخر مترادف با ART MUSIC شناخته می شود و مختص به یک ژانر موسیقی خاص نیست. در واقع موسیقی فاخر وابسته به ساز و یا دستگاه خاصی نیست بلکه المان های خاصی وجود دارد که مشخصه موسیقی فاخر به حساب می آید بنابراین موسیقی ای فاخر است که دارای المان هایی نظیر: کلام درست، تنظیم مناسب و موسیقی هماهنگ باشد.
وی افزود: اما متاسفانه در کشور ما موسیقی اصیل ایرانی تنها به عنوان موسیقی فاخر شناخته می شود در حالیکه اگر هر یک از ژانرهای مختلف موسیقی دارای آن المان های خاص باشند موسیقی فاخر محسوب می شوند و در واقع موسیقی ایرانی به هیچ وجه نمی تواند نماینده موسیقی کشور باشد.
وی ادامه داد:این غلط است که بگوییم موسیقی سنتی موسیقی فاخر است و موسیقی پاپ فاخر نیست بلکه هر دو می تواند با توجه المان های موسیقی فاخر ، فاخر باشد یا بدون توجه به آن فاکتور ها فاخر نباشد پس فاخر بودن موسیقی ارتباطی با ساز و سبک موسیقی ندارد.
● مجید اخشابی: گوش مردم در انتخاب موسیقی خوب اشتباه نمی کند
اخشابی به ایسکانیوز گفت : زمانی هر اثری که جنس موسیقی پاپ داشت با استقبال رو به رو می شد و تولید کنندگان هر اثری را تولید می کردند و مردم با هر کیفیتی آن را می خریدند و همین تولیدات بی رویه باعث شد که سلیقه ها فروکش کند ومردم ناخودآگاه هر چه می آمد گوش می کردند همین تکرار گوش کردن ها موجب شد که سلیقه ها ارتقا پیدا نکند.اما بعد از مدتی این تاثیر از بین رفت و مردم دقتشان در گوش کردن بالا رفت و هر کاری را مورد توجه قرار نمی دادند.
وی افزود:اگر کاری فاخر نباشد ممکن است مردم مدتی به آن توجه کنند اما در دراز مدت آن را پس می زنند و مردم ممکن است در مقطع دچار اشتباه شوند ولی در درازمدت حتما متوجه می شوند و راه درست را انتخاب می کنند.
● شاهین فرهت: موسیقی خوب، همواره قسمتی از زندگی مردم بوده است
شاهین فرهت گفت: اگر با موسیقی مخالفت میشود، منظورموسیقیهای سبک ومبتذل است که من هم بهعنوان یک آهنگساز و موسیقیدان و خادم این کشور از دوران نوجوانیام که به امر موسیقی در این کشور مشغول بودهام با این جنس موسیقی مبتذل مخالف بوده و مبارزه هم کرده ام.
وی با تاکید بر اینکه موسیقی خوب، همواره قسمتی از زندگی مردم بوده و هست خاطرنشان کرد: من به دفعات با آقای صفار هرندی صحبت کرده ام و ایشان هم به موسیقی فاخر اشاره داشتند. موسیقی فاخر به زعم ایشان موسیقیای است که دارای ارزش هنری باشد. مانند آثار آهنگسازان بزرگی که تاریخ بر آنها صحه گذاشته ونیز کارهایی که به ردیف دستگاهی ایران مربوط میشود و آنچه کلاً تفکر انسانی و عالی هنری در آن به چشم میآید.
فرهت با اشاره به اینکه موسیقی امروز در کشور ما دچار مشکلاتی است تاکید کرد: اگر همه مؤسسات و متولیان مرتبط با موسیقی دست به دست هم بدهند و برای رفع مشکلات ریشهای و اساسی موسیقی اقدام کنند، خواهند توانست به نتایج خوبی برسند و موسیقی ما را درجهت درستی قرار دهند. ما موسیقیدانان برای رسیدن به این هدف، همواره آمادگی خودمان را اعلام کردهایم.
● کامبیز روشن روان : موسیقی فاخر از خلاقیت هنری برخوردار است
کامبیز روشن روان گفت: موسیقی فاخر برای تعالی فکر ، اندیشه و روح انسان بوجود می آید . البته کسی که موسیقی را خوب فراگرفته و تحصیلات آکادمیک خوبی را پشت سرگذاشته باشد می تواند این نوع موسیقی را تولید کند
وی درادامه اظهارداشت : موسیقی فاخر در انواع موسیقی پاپ ، کلاسیک ، سنتی و نواحی به شرط دور بودن از تجاری بودن و تفریحی بودن می تواند وجود خارجی داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه شناخت موسیقی فاخر به عهده اهالی موسیقی است ، خاطرنشان کرد : کسی که می خواهد نوع و سطح موسیقی را مشخص کند ، باید صلاحیت و دانایی این کار را داشته باشد . البته مردم جامعه ما انسان هایی باهوش و با سلیقه هستند که همیشه از موسیقی با وقار ، سنگین ، خلاق و پیشرو با زمان استقبال کرده اند..
روشن روان اظهار داشت : هرچه سطح فکری جامعه از طریق ایجاد موسیقی اندیشمندانه بالاتر رود به همان اندازه خدمت به فرهنگ و موسیقی فاخر آسان تر و ملموس تر است.
منبع : خبرگزاری ایسکانیوز
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:23 توسط همايون
شجریان ، شجریان است
من شجریان را دوست دارم، تو شجریان را دوست داری، او شجریان را دوست دارد، ما شجریان را دوست داریم، ایران شجریان را دوست دارد
چون استقبال از کنسرت هایش این را می گوید. اما آنانی که شجریان را دوست ندارند، نمی گویم ایران را دوست ندارند، لابد دوست دارند، چون کسی که فارسی صحبت کند، نمی تواند ایران را دوست نداشته باشد. کسانی شجریان را دوست ندارند که مثلاً بلیت کنسرت او را به راحتی بلیت جشنواره فجر به دست نمی آوردند اما از جشنواره با همه خوب و بدش به نیکی یاد می کنند. راه دوری نمی روم، از هم صنفی خود- جواد طوسی- می گویم. او بلیت همه جشنواره های سینمایی را در دست دارد و بفهمی نفهمی به این و آن هم کادو می دهد البته ما که ندیدیم چون بلیت کنسرت استاد تا همیشه آواز ایران را هدیه اش ندادند قلم را به راهی کشاند که من به همه قضاوت های این چند ساله اش که اتفاقاً خوشنام است شک کردم. او چند اسم از ترانه های استاد را ردیف کرد، اطمینان دارم، فرزند و نوه و نتیجه و نبیره و هر کس که بعد از ما فارسی را چون شکر بداند و بخواند هزاران بار این تصنیف ها را در نبود من و طوسی و زبانم لال شجریان می شنوند و به ترنمی عاشقانه دل به زیبایی شعر و موسیقی فارسی و آواز همیشه ماندگار شجریان می بندند که با شیر آمده و با شیره جان می رود.
بی انصافی است «بیداد» استاد را که همه «داد» است به سخره بگیریم که مثلاً آنلاین نبودیم و بلیت به ما نرسید. اگر حال و حسی است که هست، بگذار در خلوت خود عاشقانه به ترنم بنشینیم و دیگرانی که تازه راز و رمز صوت داودی استاد را کشف کرده اند و از هم سن و سالان من و جواد طوسی آنلاین تر هستند در ردیف های جلو، صدای آسمانی داود همه دوران ها را در صحنه ببینند. نگارنده که استاد می داند شیدای صدای اویم، برای رفتن به همه کنسرت هایش پیش قدم بودم اما مشتاقی و مستی را از دیگرانی که عاشق تر بودند، دیدم، حتی بلیتی که با زحمت و بی خواب شبانه به دست آورده بودم به آن جوان شهرستانی دادم که با همه سحرخیزی به بلیت نرسید، وقتی که لقمه یی نان خشک از کوله پشتی که اتاق خواب و آشپزخانه و بانک و لباس سفر و حضرش بود بیرون آورد تا رفع گرسنگی کند و نم اشکی که این بار هم نشد.
خدا کند پس اندازم دوسه روزی همراهی ام کند تا پشت دیوارهای بلند سالن کنسرت صدای استاد را حس کنم و شاید دورادور او را ببینم، وقتی بلیت را به او دادم همه پولش را جلویم گرفت که بلیت رفتن دارم و لقمه یی نام هم در کوله پشتی. گفتم این بلیت هدیه است برو استاد را ببین. گویی جیحون از سیمای مظلومش جاری بود. در ناباوری به من نگاه کرد که از او دور می شدم، من با بی خوابی ام او را به سالن فرستادم تا از پشت ده ها ردیف صندلی استاد را حس کند و هنوز از فلان شهر غرب ایران به من زنگ می زند که شب ها با کنسرت استاد به خواب می روم و روزها اشعار تصنیف های او را زمزمه می کنم. من از جواد طوسی، اویی که به قضاوتش ایمان دارم، گله مندم که بابی را گشوده تا دیگران از مرغ سحر و همیشه مرغ سحر خواندن استاد را در پایان هر کنسرت به سخره بگیرند. لابد استاد از اینکه همه شنوندگان در پایان برنامه مرغ سحر را می طلبند به هر دلیل، شاید برگزار نشدن دوباره کنسرت، به زبانی دیگر ناراحت باشد. اما مرغ سحر حکایت پرغصه دیروز و امروز و فرداست، زیرا دیگر مرتضی خان نی داود و ملک الشعرای بهار کنار هم نمی نشینند تا شعر و آهنگی بسرایند و جای مرغ سحر را پرکند.
من جواد طوسی را می شناسم. اما امین الله رشیدی را نه، یکی دو بار در نشست های بزمی تلویزیون در ساعاتی که حال و هوایی خاص می طلبد، او را بر صفحه تلویزیون دیدم و چون حداقل با حال من ساز نبود به سوز دیگری پناه بردم اما وقتی این پاراگراف «... هیچ گاه انتظار شنیدن آهنگ های تازه و نو را از خواننده مورد علاقه خود ندارند و حاضرند برای شنیدن مکرر در مکرر ترانه مرغ سحر و هکذا سرود ای ایران از کله سحر تا دمیدن سپیده صبح صادق و سرزدن آفتاب عالمتاب در پشت گیشه بلیت فروشی کنسرت ها در صفوفی منظم یا نامنظم سرپا بایستند...» را خواندم، متوجه شدم که ایشان هم از مجرایی که همیشه بلیت برایش می رسید، این بار محروم شده که به سرود ای ایران هم تاخته.
برای یادآوری ایشان می گویم؛ سرود ای ایران را هر فارسی زبانی که شنیده، نم اشکی بر گونه هایش جاری شده من زیرسایه چنارهایی که حسین گل گلاب کرمانی همشهری ام در خبر بافت کرمان نشسته و سرود ای ایران را سروده بود، نشسته ام و با آب جاری کوهسار بافت سر و صورت را صفایی دادم و به کوه های اطراف این ناحیه ساعت ها نگاه کردم که چه شوری خداوند در نهاد این آدم نهاد که آن شعر را گفت که بی اغراق با شنیدن آن مو بر تن آدمی سیخ می شود. وقتی روح الله خالقی که اتفاقاً او هم در کرمان به دنیا آمد و از سوز کویر سازها را ساز کرد براین شعر آهنگی ساخت به درستی می دانست تا روزی که مرغ سحر می خواند آهنگش به همراه سرود ای ایران در سبزه زار و صحرای بیکران روح ناآرام ایرانی طنینی تا ابد جاودانه خواهد داشت. رشیدی را که خانواده ام می گویند خواننده است شور و شوق مردم را نه به خاطر حضور در فضایی که مترنم از انفاس گرم و مسیحایی استاد است به خاطر عدم نمایش چهره و ساز نوازندگان از طرف سیما می دانند و به همین اعتبار بلیت ۱۵ هزار تومانی اگر که ساز را تلویزیون نشان می داد به کمتر از ۱۵ هزار تومان هم وعده به راحتی تهیه دیدن را می دهند.
فراموش کرده اند که سی دی تصویری هم نوا با بم استاد شجریان دیواره رقابت را فرو ریخته و چون برگ زرد در هرخانه یی و اتومبیلی یافت می شود، حتی جوانانی که موسیقی از نوع دیگر را دوست دارند لابد باید از دیدن ساز و سوز حسین علیزاده و شور و شوق کیهان کلهر و دلدادگی و هم آوایی همایون و محمدرضا شجریان دل زده باشند اما چرا این سی دی که هم ساز را نشان می دهد و هم خواننده را این همه خریدار دارد. می ماند توهین به شنوندگانی که به گفته جواد طوسی آنلاین هستند که در این زمانه به گفته رشیدی، آنچنان شناختی از موسیقی سنتی ندارند، اما در عالم خیال ادای اشراف اروپایی در عهد موتزارت را درمی آورند. واقعاً این نوشته توهین آمیز به استاد شجریان که نه دست تنگ است و نه بی آهنگ بلکه خواست همه ایرانیان است که امضای آقای شجریان در پایان هر کنسرت مرغ سحر باشد؛ مرغ سحری که ناله می کند و داغ هر دلی را تازه، هرچند با کشف آقای رشیدی، مرغ سحر دیگری هم داریم و البته از سعدی بزرگوار است که عشق را از پروانه می آموزد و بوالعجب که آفتاب باید دلیل آفتاب باشد و در مورد این ترانه که آقای رشیدی مرغ سحرش نامیده و سعدی این گونه می سراید؛
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کان را که خبر شد خبری باز نیامد
باید عرض کنم؛ همین استاد شجریان خوانده است. سخن آخر اینکه؛
بزرگش نخوانند اهل هنر
که نام بزرگان به زشتی برد
منبع :روزنامه اعتماد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:17 توسط همايون
کنسرت گروه دستان به همراه همایون شجریان
گروه موسیقی دستان بعد از یازده کنسرت در اروپا، ماه آینده چند کنسرت به همراه همایون شجریان در ایران برگزار خواهد کرد. گفتوگویی با حمید متبسم، آهنگساز و سرپرست گروه درباره این همکاری و کم و کیف برنامههای آتی گروه دستان

گروه دستان: حسین بهروزینیا، سعید فرجپوری و حمید متبسم (ایستاده از راست)؛ بهنام سامانی و پژمان حدادی (نشسته از راست)

گفتوگوی دویچه وله با حمید متبسم، سرپرست گروه دستان، را از طریق لینک زیر گوش کنید!
منبع : dw-world.de
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:8 توسط همايون
کنسرت گروه مهربانی با آواز آقای مظفر شفیعی در تاریخ 3 و 4 مرداد برگزار میشود
در این کنسرت که در فرهنگسرای هنر برگزار میشود آقایان مطفر شفیعی :آواز ، فرید خردمند : ضرب ، سید احسان عابدی :نی ، احمد رضا خواه :سنتور ، محمد باقر زینالی :عود و سلمان سالک :سرپرست گروه و نوازنده تار به نوازندگی می پردازند.
علاقه مندان برای تهیه بلیط میتوانند شماره تلفن های 88744303 و 88740769 تماس حاصل نمایند.
منبع : هنر و موسيقي
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:30 توسط همايون
گزارشی از پنجمین شب کنسرت محمدرضا شجریان در تالار بزرگ کشور
ساعت 20:50 : جمعیت هنوز در حال ورود به سالن و جرو بحث با متصدیان برای پیدا کردن جاهایشان هستند که ناگهان صدای تشویق بلند می شود. نوازندگان و محمدرضا شجریان به روی صحنه می آیند. انگار آن ها هم از این انتظار طولانی خسته شده اند. نوازندگان شروع به نواختن “ پیش درآمد ” ساخته مجید درخشانی می کنند، اما هنوز در سالنی که حالا تاریک هم شده غوغا و رفت و آمد ادامه دارد.
تعداد بی شماری از مردم علاقمند شنیدن صدای محمدرضا شجریان هستند، به طوری که همیشه می بینیم بلیت ها با چه سرعتی به فروش می روند و به گفته کاظمی یکی از دست اندر کارهای سایت “دل آواز”: “هجوم مردم به سایت فروش بلیت وحشتناک است و ما در هیچ جای دیگر با چنین استقبالی مواجه نمی شویم به طوری که بار لحظه ای روی سیستم در بعضی از لحظات با بار روس سایت هایی چون گوگل و یاهو قابل ملاحظه است.” (1) اما معلوم نیست چرا این تماشاگران مشتاق آنقدر با تاخیر به سالن کنسرت می آیند؟
فصل اول بعد از “ پیش درآمد ”، قطعه سازی “زنگ شتر” برگرفته از ردیف میرزاعبدالله نواخته شد. قطعات سازی این کنسرت به نحوی تنظیم شده بودند که همه نوازندگان جوان گروه “شهناز” فرصت تکنوازی را، هر چند کوتاه، بدست آوردند.
گروه “ شهناز ” از تعدادی نوازنده جوان و حرفه ای تشکیل شده است که عمدتاً از اعضای گروه “خورشید” هستند. انتخاب نوازندگان را محمدرضا شجریان به همراه مجید درخشانی، سرپرست هر دو گروه یاد شده، انجام دادند.
نام شهناز را هم این خواننده به احترام استاد جلیل شهناز پیشنهاد کرده است.
“ شهناز ” ترکیب بسیار خوبی داشت و اعضا بسیار با هم هماهنگ بودند و نشان می داد که مدت زیادی برای این کنسرت تمرین کرده اند. اما هنوز نمی توان قدرت تکنوازی این نوازندگان را با اساتیدی چون: جلیل شهناز، فرامرز پایور، محمد موسوی، محمد اسماعیلی، حسین علیزاده، کیهان کلهر و … مقایسه کرد.
فصل دوم: عضو جدیدی از خانواده شجریان به روی صحنه می آید.
در این کنسرت جای خالی همایون شجریان بسیار احساس می شد؛ ولی سن تالار بزرگ کشور، عضو جدیدی از خانواده شجریان را به خود دید. مژگان این بار در ترکیب اعضای گروه قرار داشت و با نواختن سه تار پدر را همراهی می کرد. او پیش از این هم با طراحی بروشور، صحنه و دکور با استاد همکاری کرده بود، اما تا به حال کسی مهارت او در نواختن سه تار را روی صحنه ندیده بود. شاید یکی از دلایل حساسیت زیاد استاد شجریان در این کنسرت برای انتخابی بودن عکاس ها هم این موضوع و در کل جوان بودن همه اعضای ارکستر بود؛ زیرا در نشست مطبوعاتی هم نماینده امور رسانه شرکت “ دل آواز ”، گفت : “ هر شب چهار عکاس که ما گزینش کرده ایم ، اجازه حضور دارند و عکس کنسرت را خود در اختیار رسانه ها قرار می دهیم و علت ممانعت از ورود عکاسان به درخواست خود آقای شجریان بوده، چرا که به دلیل تاریکی سالن و روشن بودن تنها قسمتی از صحنه، عکاسان از لنزهای بزرگ استفاده می کنند و صدای شاتر دوربین قدرت تمرکز اعضای گروه را از بین می برد، به همین دلیل استاد اجازه حضور عکاسان به شکل گسترده را ندادند. ” این موضوع باعث به راه افتادن بحث های زیاد و رنجش عده ای از اصحاب رسانه شد.
فصل سوم : موسیقیدان محبوب محمدرضا شجریان همیشه در کنار مردم بوده و شعرهایی که انتخاب کرده همواره متناسب شرایط روز مردم کشورش بوده است؛ نمونه این همراهی را بارها مثلاً زمان زلزله دل خراش بم یا اوایل پیروزی انقلاب اسلامی دیده ایم. همین شجریان را جاودان و متمایز از دیگران می کند. چنین تنوع و گستردگی مخاطب را تعداد کمی از موسیقیدان های حرفه ای جهان دارند.
در بین طرفداران او خانم بسیار مسنی بود که به نظر می رسید سواد چندانی هم نداشته باشد، او می گفت تا پیش از آشناییش با شجریان، به سعدی و حافظ چندان علاقه ای نداشته؛ آواز این خواننده باعث علاقه او به این شاعران شده است. این گفته استاد را تایید می کند: “ تا زمانی که شعر فارسی برقرار است آواز هم می تواند به حیات خود ادامه دهد؛ شعر فارسی با آواز سنتی دقیق تر درک می شود و می توان گفت این آواز است که مددرسان شعر برای درک عمیق تر است. ”
طراحی 5 قیمت بلیت هم جزو ابتکارات و حرکات قابل توجه شجریان بود. آن ها با بررسی تک تک صندلی ها، بلیت ها را در 5 رنج قیمتی (پایین ترین 10 هزار تومان و بالاترین 35 هزار تومان) تقسیم کردند. با کار علاوه بر آن که عدالت رعایت شد، علاقمندان قشر متوسط هم راحت تر توانستند بلیت تهیه کنند.
فصل چهارم قسمت اول کنسرت با “چشم یاری”، ساخته محمدرضا شجریان، تصنیف “باد صبا ” ساخته حسام السلطنه مراد، آواز شوشتری، چهار مضراب بیداد و تصنیف “رندان مست” ساخته مجید درخشانی که همگی در دستگاه همایون بودند، پایان یافت.
آنتراکت نسبتاً طولانی.
آثار اجرا شده در بخش دوم همگی از ساخته های محمدرضا شجریان با تنظیم مجید درخشانی در دستگاه شور بودند. شجریان در این قسمت اشعار حافظ و مولانا را خواند. این کنسرت یادآوری بنیاد شمس تبریزی بود؛ زیرا به گفته شجریان :“ما می خواستیم مردم، با این مرد با اندیشه و عرفان بیشتر آشنا شوند و نیز ما هم نام بزرگانمان را گرامی داریم.”
در این بخش شجریان تصنیف “ پیام نسیم ” را خواند و کنسرت با تصنیف “ مرغ خوش خوان ” که شعر “یوسف گمگشته با آید به کنعان غم مخور ” حافظ بود، به پایان رسید.
ناگهان سالن غرق هیاهو شد. صدای تشویق قطع نمی گشت. احتمالاً محمد رضا شجریان به خاطر همین استقبال پر شور و گسترده هوادارانش است که با وجود تمام مشکلات و کمبودها کماکان در ایران کنسرت می دهد. در میان صداهای تشویق، فریادهای “ مرغ سحر” تماشاگران شنیده می شد. این اثر تبدیل به عضو ثابت کنسرت های شجریان شده است، تنها با شروع آن سالن دوباره آرام شد! حاضرین تا جلوی صحنه آمده بودند و ایستاده با خواننده همراهی می کردند که فضایی شبیه به کنسرت های پاپ درست کرده بود. صدای تشویق حاضران و سالنی که کم کم دارد خالی می شود.
موخره
یکی از مشکلات همیشگی کنسرت ها در ایران سالن های نا مناسب آن هاست. سالن وزارت کشور که اصلاً به این منظور ساخته نشده است، یکی از بدترین این سالن هاست. در بعضی از قسمت های آن صدا به سختی و با کیفیتی نه چندان خوب شنیده می شود. آکواستیک نبودن سالن هم بر مشکل صدا، در آن می افزاید.
شماره نداشتن صندلی های ردیف آخر هم خود ماجرایی بود! هر کس که می آمد باید صندلی ها را می شمرد تا جای خود را پیدا کند و گاه در این شمردن ها اشتباه هم پیش می آمد.
در نهایت همه فعالان و علاقمندان موسیقی امیدوارند هر چه زودتر خبر ساخته شدن یک سالن کنسرت استاندارد را بشنوند.
(1) روزنامه همشهری ، سپیده سمایی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:55 توسط همايون
صادق تبريزي 15 تابلو به شجريان اهدا خواهد كرد
علي جمشيدي مدير اجرايي نمايشگاه باغ هنر بم در گفت و گو با خبرنگار هنرهاي تجسمي فارس با اشاره به استقبال هنرمندان مختلف در جهت ياري شجريان و كمك به مردم بم گفت: تاكنون يدالله كابلي يكي از آثارشان را به استاد شجريان اهدا كردهاند كه براي كمك به اين جريان به فروش گذاشته شود و همچنين صادق تبريزي از پيشكسوتان نقاشي مدرن ايران نيز براي ياري كردن شجريان در اين پروژه قرار است حدود 10 تا 15 تابلوي نقاشي را خلق كنند.
وي افزود: استاد شجريان نيز از حمايت هنرمندان استقبال كرد و قرار است كه جريان برگزاري نمايشگاههاي هنري به منظور كمك به پروژه ساخت باغ هنر بم همچنان ادامه يابد و تابلوهاي جديد هنرمندان مختلف جايگزين آثار فروخته شده شود.
جمشيدي همچنين از حمايت هنرمندان جوان از اين جريان خبر داد و گفت: ما كمكهاي هنرمندان جوان را هم ميپذيريم كه البته سعي خواهيم كرد شأن و عيار نمايشگاه را نيز حفظ كنيم.
مدير نگارخانه شمس و مدير اجرايي نمايشگاه «همنوا با بم» درباره ميزان فروش تابلوهاي اهدا شده به شجريان كه به نفع باغ هنر بم به فروش گذاشته شده است نيز توضيح داد: تاكنون بيش از 100 ميليون تومان از اين آثار فروخته شده و بيش از 100 ميليون تومان از اين آثار نيز براي فروش رزرو شده است.
وي افزود: فروش آثار به منظور كمك به پروژه باغ هنر بم، به صورت همت عالي صورت ميگيرد و آثار به كسي داده ميشود كه مبلغ بيشتري را براي آنها پرداخت كند.
جمشيدي تصريح كرد: اين مبالغ قيمت يك تابلو نيست بلكه كمكي است كه براي كمك به باغ هنر بم دريافت ميشود.
جمشيدي بالاترين رقمي را كه بابت يكي از اين تابلوها اهدا شده، 20 ميليون تومان اعلام كرد و گفت: قيمتهايي كه براي هر تابلو اعلام شده است، تنها قيمت پايه اين آثار است و اگر قرار بود بنا به قيمتهاي اعلام شده آثار فروخته شوند، همان روز اول تمامي آثار فروخته ميشد. اما اين نمايشگاه براي كمك به مردم بم و به صورت همت عالي ترتيب يافته و بنابراين هر كس مبلغ بيشتري بابت اين آثار پرداخت كند، تابلو را از آن خود خواهد كرد.
نمايشگاه «همنوا با بم» روز جمعه 14 تيرماه در فرهنگسراي نياوران خاتمه يافت، آثار به مؤسسه فرهنگي هنري دلآواز منتقل شده و علاقهمندان براي مشاركت در تكميل پروژه باغ هنر بم از طريق خريد آثار ميتوانند به نگارخانه شمس مراجعه كنند.
نگارخانه شمس در بلوار آفريقا، نرسيده به چهار راه جهان كودك،كوچه كمان،پلاك4 واقع شده است.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:28 توسط همايون
حمید متبسم و سالار عقیلی در اتریش
26 July 2008
Hamid Motebassem, Salar Aghili & Mezrab Ensemble in the Festival of Krems in Austria
Ensemble Mezrab & Salar Aghili | Iran
HAMID MOTEBASSEM | Tar, Setar, composition; SALAR AGHILI | voice; PEJMAN ZAHEDIAN | setar (long-neck lute); RAMIN AZIMIAN | bamtar (bass lute); PASHA KARAMI | tonbak (drum)
“Three strings”—the translation of “setar”—used to be enough for the Persian mystics to express their innermost thoughts through music. Only in the 19th century was the forth string added to the long-neck lute and became one of the central instruments for the performance of Persian art music which had then developed from the music of oral tradition.
Hamid Motebassem comes from Mashad (Iran) and is one of the most highly gifted setar masters. For more than ten years he has brought the tradition of Persian art music, the “radif”, on European stages with his two ensembles Mezrab and Dastan. The way Hamid Motebassem develops the musical modes embodies an essential characteristics of the “radif”, based on seven tonal models, the “dastgah”: how to handle (“dast”) music and which “gah” (place and time) one chooses decides upon the spiritual reflections and emotional reactions of every single piece of music.
Improvisation is a main feature in Persian music. It lives through the musicians’ inner moods and the audience’s sensitivity. The dialogue is inflated by the power of poetry. which finds its most perfect artistic form of expression in its connection with music. Due to his art of performing and articulation, Salar Aghili from Teheran is called “sweet tongue”. He sings of the old Hafis myths in the tradition of his master Ta’rif, as well as contemporary Persian poetry.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:33 توسط همايون
شوراي عالي و هيئت مديره خانه موسيقي به رياست محمد رضا شجريان تشكيل شد
شوراي عالي و هيئت مديره خانه موسيقي در نشست روز 15 تيرماه خود كه به رياست محمد رضا شجريان تشكيل شد

برخي مسائل مبتلابه موسيقي از منظر صنفي و فني را مورد بررسي قرار داده و بر پي گيري و به نتيجه رساندن آن تاكيد كردند به گزارش سایت خانه،متن بيانيه به شرح زير است. موسیقی ایران بعد از سالها دارای نهادی صنفی شد و همین امر ایجاب می کند همگی هنرمندان موسیقی با همدلی و مشارکت جدی و گسترده و بیان انتقادات و پیشنهادات خود در بالیدن و تقویت این صنف 8 هزار نفری بکوشند. طبیعی است نمایندگان هر نهاد صنفی از جمله خانه موسیقی( شورای عالی و هیئت مدیره) هنگامی میتوانند در برابر فشارهای مختلف ایستادگی کرده و اولویتهای صنفی و فنی اهالی موسیقی را پی گیری کنند که پشتگرم به حمایت جدی و همدلانه اعضای نهاد خود باشند. بر این اساس و با توجه به بررسی های به عمل آمده شورای عالی خانه موسیقی و هیئت مدیره آن در سومین نشست خود به این جمع بندی رسیدند که مسائل زیر از نظر صنفی و فنی در زمره اولویتهای اهالی موسیقی است که باید برای آن تدبیری اندیشید. حقوق مولفان و مصنفان موسیقی: به رغم وجود قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان ، اما همچنان این قانون با بیاعتنایی نهادهای دولتی و خصوصی(به خصوص در زمینه موسیقی) روبرو است و وزارت ارشاد هم به عنوان مجری قانون در این زمینه هنوز به جمع بندی نرسیده است که همانند حمایتی که از سینماگران در قاچاق سی دی و فیلم داشته ، از هنرمندان موسیقی هم حمایت کند و متاسفانه کپی های غیر مجاز و توزیع گسترده آن سبب شده است تا هم شرکت های تولیدی موسیقی دچار آسیبهای جدی شوند و هم هنرمندان موسیقی . از سوی دیگر صدا و سیما هم به رغم شفافیت این قانون هنوز از اجرای آن و پرداخت حقوق هنرمندان موسیقی سرباز میزند. شورای عالی و هیئت مدیره خانه موسیقی قصد دارد با رایزنیها و تعامل جدی با دستاندرکاران صدا و سیما ،ارشاد و نیز مجلس شورای اسلامی و به خصوص کمیسیون فرهنگی مجلس، پی گیر مشکلات و موانعی شود که بر سر اجرای این قانون وجود دارد. نیروی انتظامی و برگزاری کنسرتها: چند سالی است که برگزار کنندگان کنسرت در تالارهای مختلف با پدیدهای تازه به نام حق خدمات نیروی انتظامی روبرو شدهاند که تامین این هزینه را باید هنرمندان موسیقی بپردازند. خانه موسیقی ضمن ارج نهادن به تلاشهای برادران نیروی انتظامی در حفظ نظم وامنیت شهر ، معتقد است تا کنون قانون و آیین نامهای خاص در این زمینه وجود ندارد تا هنرمندان موسیقی بر اساس آن ملزم به پرداخت چنین وجهی به برادران نیروی انتظامی شوند. ضمن آنکه قاعده این است که مجوز کنسرت را وزارت ارشاد میدهد و مجوز سالن و یا تالار را بخش اماکن نیروی انتظامی ، از این منظر اهالی موسیقی هیچ گونه رابطهکاری با بخش اماکن ندارند. بر چنین بنیادی طبیعی است که نسبت به پرداخت چنین هزینهای معترض باشند. خانه موسیقی وظیفه خود می داند در تعاملی جدی با دست اندرکاران محترم نیروی انتظامی و رایزنی با مدیران ارشاد به توافق نامهای جدی در این زمینه دست یابد و امیدوار است که این تعامل باب همکاریهای موثرتری را برای اعتلای هنر موسیقی سبب شود. ملکیت خانه موسیقی: از سالها قبل که به همت دولت قبلی و آقای خاتمی و همکاری شهردار وقت( جناب آقای احمدی نژاد) محل کنونی خانه موسیقی در اختیار این صنف گداشته شد، زمان زیادی میگذرد. اما هنوزمالکیت خانه بر ملک در اختیارخود در خیابان فاطمی تحقق کامل پیدا نکرده است و دلیل آن هم عدم توانایی مالی خانه در پرداخت مابقی تعهدات است. سال گذشته آقای قالیباف ، شهردار تهران، وعده دادند که در صورتی که وزارت ارشاد نیمی از مبلغ باقیمانده( 150 میلیون تومان) را پرداخت کند، مابقی آن را شهرداری پرداخت خواهد کرد و ملک خانه موسیقی میتواند به نام این خانه سند زده شود؛اما به رغم آنکه وزیر محترم فرهنگ وارشاد اسلامی، جناب صفار هرندی، چه در دیدارهای قبلی و چه در دیدار اواخر زمستان سال گذشته وعده دادند که اولین مبلغ پرداختی وزارت در سال جدیدهمان مبلغ خواهدبوداما تا کنون چنین اقدامی صورت نگرفته است. همین امر برنامه ریزی خانه موسیقی برای کارهای جدی تر روی این ساختمان را با مشکل روبرو ساخته است . ما ضمن آنکه مجددا از متولیان ارشاد میخواهیم که به وعدههای خود عمل کنند ، در صدد آنیم برای تقویت بنیه مالی خانه و در صورت عدم تحقق وعده وزیر ارشاد، کنسرتهایی را برای جمع آوری این مبلغ برگزار کنیم که در نخستین گام ، استاد گرانمایه، محمد رضا شجریان، که خود ریاست شورای عالی را عهده دارند، گام پیش نهاده و تقبل کرده است که در جشن خانه موسیقی کنسرتی برای این منطور برگزار و درآمد حاصل از آن را به این امر اختصاص دهد. رایزنی ها با برخی دیگر از بزرگان، همانند استاد فخر الدینی وارکستر ملی از حمایت ضمنی از این ایده حکایت می کند که به نظر میرسد با استقبال دیگر بزرگان هم روبرو شود. شورای عالی و هیئت مدیره از تمامی هنرمندانی که علاقه مند به مشارکت در این امر هستند، دعوت میکند تا با مشارکت در این امر بار دیگر بر همبستگی و همدلی اهالی موسیقی برای د رتماس با خانه بر این بنیاد ما مجددا متولی اصلی خود را اماکن میدانند و معتقدند که پی گیری مطالبات صنفی خود تاکید ورزند. محمد رضا شجریان، مصطفی کمال پورتراب، فرهاد فخرالدینی، شاهین فرهت، داود گنجهای، هوشنگ ظریف(اعضای شورای عالی)-کامبیز روشن روان به دلیل مسافرت تنهاعضو غایب شورای عالی بود.- محمد سریر، داریوش پیرنیاکان، رامین جزایری، حمید رضا نوربخش(اعضای هئیت مدیره) و سید ابوالحسن مختاباد(بازرس خانه موسیقی).
منبع : خانهی موسیقی ایران
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:23 توسط همايون
شجريان در جشن خانه موسيقي ميخواند
محمد رضا شجريان، ظهر شنبه در سومين نشست شوراي عالي خانه موسيقي با هيئت مديره اين نهاد مدني از موافقت خود براي اجراي برنامه در جشن خانه موسيقي خبر داد
به گزارش همشهري آنلاين محمدرضا شجريان با اعلام اين كه هنرمندان موسيقي بايد با يكديگر باشند و به بركشاندن خانه موسيقي به عنوان نهاد مدني و صنفي خود همت بگمارند از ديگر هنرمندان هم خواست كه در اين امر مشاركت كنند و درآمدهاي حاصل از اين كنسرت را به تملك كامل ملك در اختيار خانه موسيقي اختصاص دهند.
در اين نشست نكات ديگري هم درباره مسائلي چون دفاع از حقوق صنفي اهالي موسيقي، وضعيت كنسرتهاي هنرمندان خانه موسيقي و برگزاري نشستهايي درباره موسيقي ايراني و چندصدايي مطرح شد كه قرار شد در بيانيهاي جدا اعلان عمومي شود.
بر اساس اين گزارش در اين نشست دكتر مصطفيكمال پور تراب ،فرهاد فخرالديني، داود گنجهاي، شاهين فرهت، هوشنگ ظريف از شوراي عالي خانه موسيقي و محمد سرير، داريوش پيرنياكان، حميد رضا نوربخش و رامين جزايري از هيئت مديره و سيد ابوالحسن مختاباد به عنوان بازرس خانه موسيقي حضور داشتند.
جشن خانه موسيقي به دبيري داريوش پيرنياكان قرار است مهرماه امسال برگزارشود و با توجه به پيش بينيهاي صورت گرفته امكان دارد هنرمنداني چون حسين عليزاده، شهرام ناظري و اركستر ملي و اركستر سمفونيك هم به همراه شجريان براي خانه موسيقي كنسرت دهند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:20 توسط همايون
یادی از آلبوم زندگیم
در وبلاگم برترین اثر استاد شجریان رو به نظر سنجی گذاشتم که حدود ۶۰ در صد از علاقه مندان موسیقی و استاد شجریان به آلبوم جاودانه نوا مرکب خوانی رای داده اند.راستشو بخواین خود من هم با این آلبوم زندگی میکنم. لذا مجددا مروری میکنیم بر این اثر عارفانه:
نوا ( مرکب خوانی )
گروه عارف
آواز : محمدرضا شجریان
محمد فیروزی : بربط
جمشید عندلیبی : نی
اردشیر کامکار : کمانچه، قیچک
ارژنگ کامکار : تنبک
بیژن کامکار : دف
منصور سینکی : تار، بم تار
پرویز مشکاتیان : سنتور
همنواز آواز : محمد موسوی
سال اجرا : 1361 / سال انتشار : 1365
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
(درآمد نوا)
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
(جمله اول گردانیه و تحریر نغمه)
رویار به روی ما نکنی حکم از آن توست
باز آکه روی در قدمانت بگستریم
(عشاق و قرچه)
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
(4.الف.گَوِشت و فرود به نوا / 4.ب.بیات راجع)
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم
(3.جمله دوم گردانیه و نغمه / 5.اوج بیات راجع)
ما با توایم و با تو نه ایم، نیست بوالعجب
در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم
(جمله اول رضوی)
نه بوی مهر می شنویم از تو ای عجب!
نه روی آنکه مهر دگر کس بپروریم
(جمله دوم رضوی)
از دشمنان برند شکایت به دوستان
چون دوست، دشمن است، شکایت کجا بریم؟
(جمله اول سلمک)
ما خود نمی رویم دوان در قفای کس
آن می برد که ما به کمند وی اندریم
(جمله دوم سلمک)
سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند
چندان فتاده اند که ما صید لاغریم
(فرود در شور)
( سعدی-دیوان اشعار-غزلیات )
ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
(نهفت)
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند آنیم
(نهفت)
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمی دانیم
(نهفت)
چون دلارام می زند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
(نهفت)
دوستان در هوای صحبت یار
زرفشانند و ما سر افشانیم
(نهفت)
هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزار دستانیم
(عشاق)
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بُستانیم
(رهاب (فرود با تحریر بسته نگار))
تو به سیمای شخص می نگری
ما در آثار صُنع حیرانیم
(گردانیه)
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
(درآمد ابوعطا)
سعدیا! بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم
(درآمد ابوعطا)
( سعدی-دیوان اشعار-غزلیات )
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟
(1.الف.درآمدی بر بیات ترک / 1.ب.قطار)
نه قوتی که توانم کناره جستن از او
نه قدرتی که به شوخیش در کنارم کشم
(قطار)
نه دست صبر که در آستین عقل برم
نه پای عقل که در دامن قرار کشم
(قطار)
چو می توان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم
(جامه دران)
شراب خورده ساقی ز جام صافی وصل
ضرورت است که درد سر خمار کشم
(رهاب)
گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید
کمین دیده سعدیش پیش خار کشم
(رهاب ورود به سه گاه)
( سعدی-دیوان اشعار-غزلیات )
الهی! آتش عشقم به جان زن
شرر زآن شعله ام بر استخوان زن
چو شمعم بر فروز از آتش عشق
در آن آتش دلم پروانه سان زن
(جمله های اول و دوم درآمد سه گاه)
هزاران غم به دل اندوته دیرم
به سینه آتشی افزوته دیرم
(مویه)
به یک آه سحرگاه از دل تنگ
هزاران مدعی را سوته دیرم
(فرود به نوا)
( باباطاهر-دیوان اشعار-دوبیتی ها )
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 9:48 توسط همايون
بزرگانمان را برای خودمان نگه داریم
۲۰ هزار نفر از علاقهمندان موسیقی سنتی در کنسرت تابستانه محمدرضا شجریان شرکت کردند
این کنسرت یک هفتهای که حواشی بسیاری را هم با خود به همراه داشت، در آخرین شب اجرا در تالار سه هزار نفری وزارت کشور به پایان رسید.
میهمانان دو شب پایانی این کنسرت محمدرضا لطفی و حسین علیزاده بودند. محمدرضا هنرمند ساخت فیلمی از این کنسرت را برنامهریزی کرده و در دست اجرا دارد.
فارغ از بحث قیمت بلیت، تهیهی آن یکی از مشکلات علاقهمندان به کنسرت شجریان بوده است. تعداد زیاد علاقهمندان و محدود بودن فضای اختصاص یافته به اجراها، همیشه دوستداران کنسرتهای شجریان را آزار داده است.
شجریان در نشستی با خبرنگاران با اشاره به این مساله گفته بود: «مشکلترین کارها برای ما ارایهی بلیت به شکل عادلانه بوده است. من از سال ۱۳۵۰، همان روزهایی که تالار رودکی یا همین تالار وحدت، نصف بلیتها را به مردم نمیداد و دیگر موارد، همیشه معترض بودهام.»
وی با اعلام اینکه با این کنسرت میخواهد توجه ایرانیها را به عارف اندیشمند این سرزمین شمس تبریزی جلب کند، گفته بود: «دلمان میخواهد بنیادی برای این مرد اندیشه داشته باشیم و بزرگانمان را برای خودمان نگه داریم.»
این در حالی است که او در یک نشست خبری اعلام کرد: «برای پروژهی بم هنوز هم به کمک احتیاج دارم، اما هرگز نگفتهام که به پروژهی شمس تبریزی کمک مالی میکنم. بلکه قرار است یادآوری و توجه دادنی باشد. عواید این کنسرت صرف ساخت مقبره شمس نمیشود.»

همیشه دلمان میخواسته خوب عنوان شویم، همانجور که هستیم
مشکلاتی که برای تهیه کارت ورود خبرنگاران به وجود آمده بود و عدم اجازه عکاسی از کنسرتها امکان پوشش مناسب خبری را با مشکل مواجه کرده بود. او خود در همان نشست خبری با اشاره به این موضوع گفت:
«اگر عکاسان و خبرنگارها مزاحم کار و تمرکز بینندهها نشوند، کاری به آنها نداریم؛ اما نمیتوان مردم را معطل گذاشت که عکاسان از این سوی تالار به سوی دیگر بروند، جلوی مردم را بگیرد و مانع از دیدن و شنیدن آنها شود. ما مسؤولیم. همیشه دلمان میخواسته خوب عنوان شویم، همانجور که هستیم، نه بیشتر نه کمتر؛ شما خبرنگارها هم کار ما را خداپسندانه و مردمپسندانه مطرح کنید.»
او البته اضافه کرد: «مطلقاً توجه نکردن و بیحرمتی به خبرنگاران وجود نداشته، برای من هرکدام از مهمانان عزیز است. ما برای مردمی که میآیند همه کاری میکنیم که با احترام بیایند و بروند.همهی آنها مهمانهای خاصمان هستند.»
با این حال وبسایت «شجریانیها» و وبلاگ «همایون شجریان» در مطالبی، گزارشهای منتشرشده در رسانهها را درباره این کنسرت مغرضانه و بدون پایههای علمی دانسته و به طور مثال اینکه: در این سالها بسیاری از رسانهها در کنار نگارش گزارشهای مفصل از کنسرتها و ارایهی مداوم اخبار حوزهی استاد آواز ایران، از لحنی مغرضانه استفاده کردهاند و سعی میکنند در نوشتههای خود، به گونهای ماهرانه و در لفافه علیه وی موضعگیری کنند.
وب سایت شجریانیها، برگزار نشدن کنفرانس خبری پیش از اجرای کنسرت را عامل به وجود آمدن موج منفی از سوی رسانهها دانسته است.
به گزارش ایسنا، اجرای کنسرت محمدرضا شجریان، با گروه شهناز، در تالار بزرگ وزارت کشور، در حالی همراه شد، که این برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، به خاطر آنچه که «مستقر نشدن به موقع حاضران، گیر افتادن تعدادی از عوامل در آسانسور تالار و طولانی بودن صف سرویسها» اعلام شد، با تأخیر یک ساعته، در نخستین شب ساعت ۲۱ آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان شدن این عوامل حوالی ساعت ۲۰:۳۰ اجرا شد.
محمدرضا شفیعی کدکنی و هوشنگ ابتهاج از جمله میهمانهای ویژهی شجریان به شمار میرفتند. برخی از مسئولان و معاونان وزارت کشور نیز در این کنسرت حاضر بودند.

محمدرضا شجریان در آخرین شب اجرا
پس از اجرای نخستین قطعه در حالی که شجریان از تعداد زیاد دوربینهای موبایلی که در دستان حاضران به هوا بلند شده بودند، به خشم آمده بود، به حاضران تأکید میکرد در صورت ادامه عکاسی و فیلمبرداری اجرا را ادامه نمیدهد. این اعتراض در طول اجرا و شب دوم هم ادامه داشت تا جایی که وی حتی مورد به مورد تذکر میداد.
محمدرضا شجریان پیش از برگزاری کنسرتها خواسته بود تا در جمعی دوستانه و غیررسمی با نمایندگان رسانههای مختلف خبری گلایهها را بگوید و بشنود. در این نشست عکاسان دعوت شده اجازه عکاسی نداشته و تأکید آنها بر توجه جدی و به خبرنگاران بود.
در این جلسه «درد دل متقابل»، شجریان با تأکید بر اینکه نظر مردم برایش اهمیت دارد، به مشکلات و شایعاتی که در اطراف اجراهای او به وجود میآید، اشاره کرد و آنها را نتیجه استقبال بیش از حد مردم دانسته و طبیعی ارزیابی کرد.
شجریان در این نشست درباره همکاری با گروه آوا هم با خبرنگاران سخن گفت. او با اشاره به اینکه از گروه آوا جدا نشده است، بر ادامه همکاریاش با حسین علیزاده و کیهان کلهر تأکید کرد و گفت:
«وقتی برای مدتی با هم کار میکنیم، دلمان میخواهد کسان دیگری هم بیایند؛ پس برای تنوع کار سعی میکنیم با گروهی تازه به صحنه بیاییم. این امر به معنی جدایی نیست؛ بلکه میخواهیم تعداد بیشتری از هنرمندان را با خود همراه کنیم.»
شجریان در اشارهای به رسانه های داخلی گفت: «از سال ۱۳۴۵ دیگر جایی برای من در تلویزیون نبود. تا حالا هم دیگر به تلویزیون باز نگشتهام. عدهای کابارهدار آنجا را اداره میکردند؛ که البته پس از انقلاب دیگر جایی برای آنها نبود. موسیقی و آواز ایران هم با عنوان سرود و گاهی کم و زیاد میشد. در این فضا ما سعی کردیم کار خودمان را بکنیم.»
علاقهمندان حاضر در سالن در تمام هفت شب اجرای کنسرت، از شجریان و گروهش خواستند که مرغ سحر، را اجرا کنند و شجریان هر بار خواسته مردم را اجابت کرد.
ولب با وجود تمامی مطالب فوق جای همایون در این کنسرت بسیار خالی بود
منبع:زمانه
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:19 توسط همايون
طرهی دوست
در آن زمین که نسیمی وزد ز طرهی دوست
چه جای دم زدن نافههای تاتاریست
بیار باده که رنگین کنیم جامهی زرق
که مست جام غروریم و نام هشیاریست
خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست
که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست
لطیفهایست نهانی که عشق از او خیزد
که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست
جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال
هزار نکته در این کار و بار دلداریست
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
بر آستان تو مشکل توان رسید آری
عروج بر فلک سروری به دشواریست
سحر کرشمهی چشمت به خواب میدیدم
زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاریست
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 22:43 توسط همايون
دانلود دو تصنیف «بــاد صبــا» و «پیــام نسیــم»
تصنیف «باد صبا»
دستگاه: همایون
مایه: شوشتری
آهنگ: حسامالسلطنه مراد
آلبوم: خزان
شعر: ملکالشعرای بهار
باد صبا بر گل گذر كن، گل گذر كن، گل گذر كن
از حـال گـل، ما را خبـر كن، نازنيـن ما را خبر كن
با مدعی كمتر بنشين، نازنين ای مه جبين
بيچـاره عاشق، ناله تا كـی، ناله تا كی
يا دل مده يا ترک سر كن، ترک سر كن
شد خونفشان چشم تر من
پر خون دل شـد ساغـــر من
ای يـار عزيز، مطبوع و تميز
در فصل بهار، با ما مستيز
آخر گذشت آب از سر من
ببين چشم تر من
گـل چاک غـم بر پيرهـن زد، پيرهـن زد، پيرهـن زد
از غيرت آتش در چمن زد، در چمن زد، در چمن زد
بلبل چو من شد در چمن، دستانسرا بهر وطن
ديدی كه ظالم، تيشهاش را، تيشهاش را
آخـــر بـهپـای خويشتــن زد، خويشتــن زد
شد خونفشان چشم تر من
پر خون دل شـد ساغـــر من
ای يـار عزيز، مطبوع و تميز
در فصل بهار، با ما مستيز
آخر گذشت آب از سر من
ببين چشم تر من

| دانــلــود |
حجم فایل: ١.٨٢ مگابایت
مدت زمان: ۷ دقیقه و ۴۶ ثانیه
تصنیف «پیام نسیم» (اجرای بوستون)
دستگاه: شور
گوشه: ابوعطا
آهنگ: محمدرضا شجریان
نوازندگان:
داریوش پیرنیاکان - سهتار
جمشید عندلیبی - نی
مرتضی اعیان - تنبک
آلبوم: پیام نسیم
شعر: حافظ
ز ِ کــــوی یـــــار مـیآیـــــد نسیـــــم بـــــاد نوروزی
از ایـن بــاد ار مــدد خـواهـی چــراغ دل بـرافــروزی
چو گـل گر خردهای داری خـدا را صرف عشرت کن
که قـــارون را ضــــررهــا داد ســــودای زرانــــدوزی
بــه صحـــرا رو که از دامـن، غبــار غـــم بیفشـانـی
بــه گلــــزار آی کز بـلـبــــل غـــزل گفتــن بیـامـوزی
جدا شـد یار شیرینت کنـون تنهـا نشیـن ای شمـع
که حکم آسمان این است اگر سـازی و گر سـوزی
میای دارم چو جان صافی، صوفی میکند عیبش
خـدایــا هیــچ عـاقـــل را مـبـــادا بـخـــت بـــد روزی

| دانــلــود |
وبلاگ همایون شجریان
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:19 توسط همايون
شجريان» در موسيقي ما استثنايي است
داوود گنجهاي گفت:به اعتقاد من شجريان يك استثنا براي موسيقي ماست و حركتهايي كه ميكند دو وجهي است

داوود گنجهاي نوازنده كمانچه در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس در خصوص فعاليتهاي شجريان در سالهاي اخير گفت: مهمترين مسئله قابل تقدير شجريان اين است كه با شرايطي كه دارد بسيار مصمم و استوار براي هنر و اعتلاي موسيقي ما حركت ميكند.
وي افزود:به اعتقاد من شجريان يك استثنا براي موسيقي ماست و حركتهايي كه ميكند 2 وجهي است كه به نظر من موسيقي دان يكي از اين وجهها عاطفي است و با هر كسي كه دلش مي خواهد و توافق ميكند كنسرت ميدهد.
اين نوازنده كمانچه ادامه داد: همه ما توقع داريم برنامهها روي يك روال و در همان شرايط مطلوب انجام شود در حالي كه هنر چنين نيست و لحظه به لحظه با شرايط زمان، مكان، مسايل سياسي و اجتماعي،جو حاكم بر محل كنسرت ،شرايط فيزيكي و برخورد مسئولين با اين مقوله هنر تغيير ميكند.
وي با بيان اينكه شجريان الگوي بسيار خوبي براي هنر موسيقي ماست،اظهار داشت:ما از آقاي شجريان در تمام زمينهها از جمله مراسم مذهبي، جنگ و ... استفده كردهايم .وي در زمينه اعتلاي هنر نيز بسيار واقف به رديف و گوشههاي موسيقيها است و توانسته گوشههاي فراموش شده موسيقي را احيا كند.
گنجهاي ادامه داد:شجريان توانسته موسيقي را با شاعران بلند آوازه ما آشنا كند و آنها و پيامهايشان را نيز به مردم منتقل كند.
وي با اشاره به انتخاب گروه جوانتر از سوي شجريان گفت: زماني كه ما كار كرديم فضاي ديگري وجود داشت در حالي كه هم اكنون جوانها تغيير كردهاند .به نظر من همين كه جوانها به فرهنگ خودشان ولو باشدت و ضعف خدمت ميكنند و اينكه ما به جوانها بها دهيم كار خوبي است چرا كه اصولا زندگي ما در گرو پيشرفت جوانان كشور ماست و ما رسالتي جز اين نداريم.
عضو هيئت مديره خانه موسيقي بيان داشت:ما با مقوله هنر ميتوانيم صلح، دوستي، عشق، مودت، همبستگي و يگانگي را به جهان عرضه كنيم.
وي در خصوص آهنگسازيهاي اخيري كه براي كنسرت شجريان صورت ميگيرد ،گفت: در موسيقي ايراني كسي كه به حدي ميرسد كه ميتواند بداههنوازي كند ميتواند هر لحظه آهنگي را بسازد چون موسيقي ما فلسفي، حكمي و تربيتي است و كوچه بازاري نيست و بر يك اصولي مبتني است و براي همين ماندگار است.
گنجهاي در خاتمه خاطرنشان كرد: هرچه يك هنرمند روح لطيف و انساني داشته باشد و به مسائل سختافرازي موسيقي آشنايي داشته باشد ميتواند اثرات بسيار خوب و قابل عرضه داشته باشد و موسيقي فاخر را نيز به مردم عرضه كند.
منبع : فارس
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:17 توسط همايون
جايگاه «شجريان» فراتر از كنسرتها
محمد سرير آهنگساز گفت: جايگاه شجريان با خواندن در يك شب يا دو شب نبايد بررسي شود. بلكه مجموعه اي با هم در مطرح شدن او دخيل هستند

بررسي كارهاي شجريان در چند سال اخير مستلزم در نظر گرفتن اين نكته است كه «شجريان» مجموعهاي است متشكل از از فرد، اخلاق، فرهنگ عمومي و دانش در حوزه موسيقي. حالا اگر يك شب هم برنامهاش خوب نباشد مهم نيست ولي متأسفانه هيچ وقت هنرمندان اين چنين بررسي نميشوند.
اين آهنگساز ادامه داد: «شجريان» مجموعهاي از فرهنگ ، دانش و اخلاق است و معدل اين مجموعه به علاوه معارف، تجربيات و تواناييهاي او و شناسنامه كارياش در گذشته جايگاهش را در حوزه هنر مشخص ميكند.
سرير بيان داشت: شجريان يا هر هنرمند ديگري در برنامههاي خودش خلاقه است و معدل مجموعه معارف و تجربيات و تواناييهاي شخص و شناسنامه كارياش در گذشته جايگاهش را در حوزه هنر مشخص ميكند و اين جايگاه با يك برنامه كه ممكن است با جوانترها باشد تغيير نميكند و حتي نشان ميدهد كه يك آدم ميتواند با ظرفيتهاي ديگر جايگاه خودش را هميشه محكم نگه دارد.
رئيس هيئت مديره خانه موسيقي با بيان اينكه كار كردن در زمينههاي مختلف خلاقيت فرد را نشان ميدهد ،اظهار داشت: هيچ وقت جايگاه آدمها به طور تصادفي به دست نيامده است بلكه نشات گرفته از مجموعه تلاشهاي او در بلندمدت است كه اين مجمعه توسط جامعه معدل گيري شده است.
سرير با اشاره به اينكه پايه موسيقي سنتي بر بداهه نوازي است،گفت: بواسطه بداهه بودن موسيقي سنتي نميتوان گفت هنرمندي در يك دوره خوب عمل كرده و در دوره ديگري بد چرا كه اجرايش بستگي به شرايط موجود داشته است و به عقيده من نيز خوب و يا بد عمل كردن آدمها معدل كارشان نيست بلكه جايگاه آنها تعيين كننده است.
منبع : فارس
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 16:13 توسط همايون
در نظر سنجی ما شرکت کنید
از حدود یک ماه پیش برترین اثر استاد شجریان را از دید شما عزیزان به اظهار نظر گذاشتم. لطفا در صورتیکه محبت میکنید و به وبلاگ ناقابل من نظر مهر می اندازید در این نظر سنجی هم شرکت فرمایید. از همه شما بی نهایت سپاسگزارم
زنده در یاد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:52 توسط همايون
فاخته چهار كنسرت در ايتاليا اجرا ميكند
گروه فاخته بهسرپرستي "رضا موسويزاده" 19 تا 22 تيرماه جاري در كشور ايتاليا بهصحنه ميرود

اين گروه موسيقي 19 و 20 تيرماه در شهر "ترامو" و 21 و 22 همين ماه در شهر ميلان به اجراي موسيقي ميپردازد.
در اين كنسرت چهار روزه كه بخشي از آن بهخاطر برپايي جشنوارهي شهر ترامو تدارك ديده شده است، قرار است قطعاتي مانند سرّ نهان، مطرب غمها، عشق نواز، غباري در بيابان، رنگين كمان در دستگاههاي مختلف اجرا و اشعار و غزلهايي از حافظ شيرازي به زبان فارسي و ايتاليايي خوانده شود.
بهگفتهي سرپرست گروه، قطعات اين گروه به دو صورت بيكلام و همخوان اجرا ميشود.
افليا پرتو (پيانو)، غلامرضا صدرالديني (تنبك)، رضا موسوي زاده (تار)، مهيار شادروان (خواننده)، هاله وزيري (خواننده)، پژمان پارسي (سنتور)، شاين (نوازنده سازهاي كوبهيي)، شهرزاد پژمان (قيچك و كمانچه)، بهنوش بهنامنيا (كمانچه)، مرتضي خدابخشي (تار)، كيوان عليمحمدي (دف)، مهدي تيموري (ني)، رضا بابايي جهاني (تار)، نازنين تنساز (عود)، حسين يزدي (تنبك)، سارا سلطاني (مراژ)، اميرحسين نعمت الهي (كمانچه) اعضاي گروه فاخته بهشمار ميروند.
به گزارش ايسنا، گروه فاخته كنسرتي را هم در روسيه برگزار ميكنند كه زمان اجراي آن 13 مهرماه سالجاري، به مناسبت بزرگداشت شهر آستارا خان اعلام شده است.

قطعه ای با صدای مهیار شادروان را گوش کنید
منبع : ايسنا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:35 توسط همايون
كنسرتهايي كه مرجع نميشوند
محمدرضا شجريان همواره مفهومي فراتر از يك اسم يا يك واژه است. خواننده مشهور و برجسته آواز ايراني، امروزه از جايگاهي اجتماعي برخوردار است كه او را به يك ستاره و چهرهاي مردمي تبديل كرده است
از اين رو هر حركت و عملكرد اين استاد آواز، به اخبار فرهنگي هنري و سخن روز محافل فرهنگي و حتي اجتماعي بدل ميشود.
در صدر اين گونه اخبار، بيترديد كنسرتهاي شجريان قرار دارد. كنسرتهاي او پس از انقلاب و بخصوص از دهه 70، در موقعيت ممتازي به لحاظ خبري قرار گرفت. در اين ميان، برخي اتفاقات نظير برهم زدن كنسرت نمايشگاه در سال 74 و عكسالعملها نظير اعلام عدم اجراي كنسرت در ايران از سوي شجريان، ميزان اهميت خبري اين كنسرتها را دوچندان كرد.
به هر روي از اواخر دهه 60 و بويژه در دهه 70 و با كنسرتهاي متعدد شجريان در خارج از كشور، ميزان علاقهمندي مردم به اجراي كنسرتي در ايران به آرزو تبديل شده بود.
زلزله بم در سال 82، سد ممنوعيت كنسرت شجريان را كه از سوي خودش پديد آمده بود، شكست. از سال 79 كه فصل جديدي در كنسرتها و فعاليتهاي شجريان با همكاري حسين عليزاده و كيهان كلهر شكل گرفت، ميزان توجه و علاقه جامعه موسيقي و در مفهومي عامتر، جامعه هنري ايران نسبت به اخبار اين كنسرتها افزايش يافت و آرزوي هر موسيقيدوست ايراني شد تا اين تركيب جديد در ايران نيز كنسرت دهد.
زلزله ويرانگر بم اين فرصت را فراهم آورد و اواخر ديماه 82، حدود 20 روز پس از زلزله محمدرضا و همايون شجريان، حسين عليزاده و كيهان كلهر، كنسرت همنوا با بم را اجرا كردند.از اين پس، ميل و رغبت شجريان به كنسرت در تالار وزارت كشور، تبديل به يك خواست تقريبا هر ساله شد.
ميزان استقبال، گستردگي پوشش خبري، توجه محافل فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي و بالاخره توجيه اقتصادي و عوايد نسبتا قابل توجه از كنسرتها، ازجمله عوامل موثر در اين تغيير روند بوده است.
آخرين كنسرت
آخرين كنسرت محمدرضا شجريان به همراه گروه شهناز طي 7 شب به صورت ناپيوسته (از 29 خرداد تا 9 تيرماه جاري) در تالار وزارت كشور برگزار شد. كنسرت در 2 بخش همانند بيشتر كنسرتهاي موسيقي ايراني در اين سالها، تنظيم شده بود. بخش اول در دستگاه همايون، عنوان رندان مست را بر خود داشت.
پيشدرآمد ساخته مجيد درخشاني، قطعه زنگ شتر برگرفته از رديف ميرزا عبدالله، ساز و آواز، تصنيف چشم ياري ساخته شجريان و تنظيم يك تصنيف قديمي يعني باد صبا از ساختههاي حسامالسلطنه مراد و قطعه بيداد، مجموعه اجرايي اين بخش بودند. بخش دوم كنسرت در دستگاه شور و با عنوان مرغ خوشخوان روي صحنه آمد.
تصنيف پيام نسيم، آواز مثنوي و تصنيف مرغ خوشخوان از ساختههاي شجريان و با تنظيم مجيد درخشاني اجرا شد. گروه شهناز متشكل از 14 نفر است. در اين گروه به استثناي مجيد درخشاني كه از نسل قديميترها است، نوازندگان جوانتري با ميانگين سني 30 سال، اعضاي گروه را شكل دادهاند. بيشتر اين نوازندگان، از اعضاي گروه خورشيد هستند كه توسط مجيد درخشاني به اين اجرا راه يافتهاند.
چند نكته
اول: تجربه شجريان با گروهي شبيه اين، پيش از اين نيز در گروه آوا اتفاق افتاده بود؛ گروهي كه اوايل دهه 70 با تركيب پيرنياكان، عندليبي و اعيان شكل گرفت و با همراهي فرجپوري، فيروزي، بطحايي و همايون شجريان تداوم يافت در اواخر كار با حضور جواناني همراه بود كه تا حدودي به تجربهاي شكستهيافته بدل شد.
استقبال نكردن از كنسرتهاي خارج از كشور و نداشتن اجراهاي خوب و فقدان قطعات و آهنگهاي قابل تامل، نتيجهاش به گسست گروه و آغاز همكاري با عليزاده و كلهر انجاميد. اينك به نظر ميرسد مسير يك بار رفته، توسط شجريان دوباره در حال پيمودن است.
شكي نيست كه فضايي براي حضور جوانان مستعد و توانا بايد باز شود. اين پرسش واقعي است كه تا كي موسيقي ايراني بايد وامدار نسل پيشين باشد؟ با اين حال بهانه حضور جوانان، نبايد به قيمت از دست رفتن موسيقي، كيفيت اجرا و ساختار اجرايي يا زيباييشناسي موسيقي تمام شود.
دوم: بازتاب اجراهاي محمدرضا شجريان در محافل فرهنگي و بخصوص موسيقي بسيار وسيع است. هميشه پس از كنسرت او تا مدتها بحث چگونگي اجرا ادامه دارد. آنچه در آخرين كنسرت به وقوع پيوسته، بحثهاي انتقادي فراواني به دنبال داشت. موسيقيدانان، موسيقيشناسان، هنرجويان موسيقي، دانشجويان و خبرنگاران، اغلب نگاهي انتقادي به اين اجرا داشتهاند.
فضاي فرهنگي ايران، مودت و دوستي هنرمندان، پرهيز از اظهارنظر صريح و ترس از دشمني سبب ميشود تا در فضاي رسمي همگان سكوت كنند، يا به تعريف و تمجيد بپردازند؛ اما در فضاي غيررسمي و در بحثهاي شفاهي بخصوص از سوي هنرمندان، ايرادات متعددي بر آخرين اجراي استاد آواز وارد آمده است.
ترديد درباره كاهش توان آوازي و اشاراتي به گاهگاه خارج خواندن، كيفيت اجراي نامطلوب گروه، تنظيمهاي نهچندان مناسب، كندي اجرا و نداشتن تحرك، انرژي و شادابي آن، طولاني بودن و ايجاد ملال، نشنيدن يك قطعه به يادماندني و جذاب و دلنشين، عدم اجراي مناسب و باكيفيت ساز و آواز ايراد اساسي به كيفيت اجرايي سازها در تكنوازي و جواب آوازها از جمله مهمترين مواردي بود كه بسياري از اهالي موسيقي از موسيقيدانان شاخص گرفته تا دانشجويان و هنرمندان جوان به آن اشاره داشتند.
آنچه از ظاهر امر برميآيد، شجريان به اين حرفها و نگاهها بياعتناست. او نهتنها از تكرار تجربه شكستخورده پيشين ابايي ندارد، بلكه اينبار در حد وسيعتر، با گروه بزرگتر و اجراهاي گستردهتري در داخل و خارج از كشور، مسير رفته را دوباره ميپيمايد.
شجريان در مورد اين گروه چنين گفته است: «در 200سال گذشته موزيسيني همچون جليل شهناز نداشتيم. براي همين نام گروهمان را شهناز انتخاب كرديم. با همكاري مجيد درخشاني بهترين جوانها را برگزيديم. آنها را ميشناسم حتي خانوادههايشان را به آنها اعتماد كامل دارم».
اين تغيير مسير همكاري از لطفي دهه 50، مشكاتيان دهه شصت، گروه آواي دهه 70، عليزاده دهه 80 و گروه شهناز كنوني، در نگاه شجريان در قياس و همسطح با يكديگر ارزيابي ميشوند.
در مصاحبهاي (سايت ايرانفستيوال) در اين مورد چنين ميگويد: «گروه آوا فرق چنداني به لحاظ اجرايي با آن گروه سابق نميكند. تنها به دليل آنكه كارها يكنواخت نشود، تنوع داشته و سليقههاي مختلف در موسيقي مطرح شود، هرازگاهي ما خودمان را عوض ميكنيم، يعني با گروههاي ديگر كار را دنبال ميكنيم... هر بار كه به صحنه ميآييم آهنگهايمان با دفعات قبل متفاوت است.
يك وقتي است كه آقاي حسين عليزاده آهنگ ميسازد، موقعي آقاي پرويز مشكاتيان يا سعيد فرجپوري يا مجيد درخشاني يا خود من. به هر حال اين آهنگها بهطور طبيعي از نوع حس آن با هم فرق دارند، ولي از نظر نوع موسيقي تفاوت چنداني ندارند».
ميگويند پيش از اينها و در يك مناظره و بحث جدلبرانگيز، شجريان يكبار گفته بود: «من شجريانم، با يك نوازنده چهارراه سيروس هم سر صحنه بروم، مردم مرا ميشناسند و به خاطر من ميآيند.» (البته اين گفته را استاد بارها تكذيب كرده، اما اينك شجريان نشان داده است كه اگر هم گفته باشد از نظر استقبال عموم حق با اوست).
اما آيا به لحاظ كيفيت موسيقي، ساختار اجرا و آهنگسازي نيز حق با ايشان است؟ آيا قطعات ساخته مشكاتيان و تصانيفي مانند جان جهان، شيدايي، آستان جانان، يادباد، رزم مشترك يا آثار عليزاده نظير ايران، بيتو به سر نميشود، يار دلنواز، گلچهره، اميد يا ساختههاي لطفي مثل به ياد عارف، سپيده، شبنورد و ... با ساختههاي ديگران يا ساختههاي خود ايشان همتراز است و برابري ميكند؟ شايد چنين باشد و تاريخ در آينده چنين قضاوت كند؛ اما پرسش آخرين ما اين است: چرا قطعات ساخته شده يا اجراهايي كه استاد آواز آنها را همتراز ديگران ميداند، هيچكدام در خاطرهها باقي نمانده و اهالي موسيقي هيچكدام از اين اجراها را مرجع قرار نميدهند؟
منبع :جام جم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:15 توسط همايون
آذر پژوهش؛ یک عمر با رادیو
«رادیو ایران» که در حقیقت قدیمیترین میهمان خانوادهها در ایران بوده است. خانم گویندهای که او نیز ۶۷ ساله است و سالها، گویندهی خبر، نویسندهی برنامههای رادیویی، گویندهی «برنامهی گلها» و صاحب یکی از به یاد ماندنیترین صداهای رادیویی ایرانی است.
«آذر پژوهش» الان در فرانسه زندگی میکند. او که در کوتاهترین زمان ممکن، تبدیل به یکی از محبوبترین مجریان رادیو ایران شده بود، در مصاحبه اي با راديو زمانه از روزهایی میگوید که کارش را شروع کرد. از شرایطی صحبت میکند که صداهای رنگارنگی وجود نداشت و از محدودیتها و روزهای خوب آن زمان!

آذر پژوهش
باور میکنید که بگویم من از پنج سالگی رفتم پشت میکروفون. پنج سال و نیمام بود. من در دبستان فردوسی قبل از ششسالگی ثبتنام شده بودم برای کلاس اول دبستان. حتی هنوز خواندن و نوشتن بلد نبودم. دکتر آذر که وزیر وقت بود، وزیر آموزش و پرورش دولت مصدق بود، آمده بود به مدرسه.
یک جشنی را مدرسه ترتیب داده بود، در تهران در دبستان فردوسی. مادر من هم آن وقتها آنجا معلم بود. آن روز شعری را به من دادند، شعری از پروین اعتصامی به نام «اشک یتیم»: «کودکی کوزهای شکست و گریست/ که مرا پای خانه رفتن نیست.» این شعر را من آن موقع حفظ کردم. اصلاْ بلد نبودم. خیلی تشویقم کردند بعد از خواندن این شعر. دکتر آذر بهخاطر این دکلمه، یک گلدان نقره به من جایزه داد. شاید از خانوادهام بود که من گویندهی رادیو شدم. برای این که خانوادهام خیلی تشویقم میکردند به یادگرفتن شعر ...
خب، پس آغاز کارتان میشود گفت که از پنج سالگی بوده، ولی بهطور جدی...
بهطور جدی... بعدها که آمدم رضاییه که دو سال در رضاییه (ارومیه فعلی) به مدرسه رفتم و بعد همان جا ازدواج کردم، رفتم به رادیوی رضاییه. در رادیوی رضاییه حدود یک یا یک سال و نیم کار کردم و در استانداری رضاییه، همان موقع روابط عمومی آنجا را اداره میکردم. من اخبار استان و اخبار شهر را، همه را، خودم تنظیم میکردم و میبردم به رادیو و آنجا میخواندم و از این کارها، که دیگر بچهی من مریض شد و به همین خاطر رضاییه را ترک کردیم و برای معالجهی بچهام آمدیم تهران.
باز هم تصادفی یک روز که رفته بودم به بازار برای خرید شیر خشت و اینها، نگاه کردم دیدم نوشته اداره کل انتشارات رادیو، همان وقتی که از اتوبوس پیاده شدم. خب من دو سه ماهی بود آمده بودم تهران و از بیکاری، از بیماری بچه و بیحوصلگی و خلاصه خیلی ناراحت بودم. به خودم گفتم خب چطور است به اینجا هم مراجعه کنم، شاید همین جا هم بشود رفت توی رادیو.
همان جوری رفتم توی رادیو و گفتم من آمدهام اینجا و خلاصه، آقایی بهنام «وفایی» مثل این که، من را فرستاد بالا و گفتند که باید بروی دفتر آقای معینیان و رفتم آنجا. خیلی ساده بود همه چیز، یعنی اصلاْ هیچ مسألهای نبود. به من گفتند باید اینجا بنشینی. آمدند و یک نوار گرفتند. آقای تقی روحانی هم آمد و دو سه جور مطالب به من داد؛ یک شعر و یک تکهی بریدهی روزنامه و یکی هم این که به من گفت، هر چه میبینی، همین جوری راجع به همین اتاقی که توی آن نشستهای، یک چیزهایی بگو.
من اینها را گفتم و شماره تلفنی و آدرسی هم گذاشتم و آمدم منزل. ساعت شش بعدازظهر به من تلفن کردند که شما فردا ظهر باید خبر بخوانی؛ ساعت دو بعدازظهر. آن موقعها خبرهای ساعت دو «مشروح خبرها» بود. یعنی شاید تنها گویندهای بودم که امروز وارد رادیو بشود و فردا ظهر، یعنی هنوز ۲۴ ساعت نگذشته، به او خبر مشروح بدهند که بخواند.
چه احساسی داشتید وقتی این خبر را به شما گفتند؟
برایم خیلی طبیعی بود. مثل ادامهی کارم در رادیو رضاییه بود. بعدها فهمیدم این مسألهی مهمی بوده است، [چون] من را بلافاصله گذاشتند در کشیک خبر. یعنی هفتهای دو روز، صبح و ظهر و شب من خبر میخواندم. آن موقع گویندههای دیگری هم بودند، مانند خانم کوکب پرنیان و خانم عاطفی که خبر میخواندند و به هر حال پنج-شش گویندهی زن بیشتر نبود. من آمدم جزو کشیک اصلی کار خبر و در تمام سالهایی که رادیو بودم، من خبر خواندم تا آخرین روز.
اصولاْ کار سادهای نبود آن موقع که آدم به عنوان گوینده بخواهد استخدام بشود. باید از مراحلی میگذشت؟
نمیدانم، من هیچ نمیدانم...
خب شما سابقه داشتید!
بله! سابقه داشتم و بعد هم... میخواهم به شما بگویم که هیچ نوع پارتیبازی، هیچ نوع سفارش، هیچ نوع زمینهی قبلی، هیچ چیزی نبود. به همین سادگی است که میگویم. به هر حال بعدها همین کاری که آقای روحانی کرد؛ این که من را امتحان کرد، بعدها نوارهای اشخاصی را که میخواستند بیایند رادیو، خودم گوش میکردم و نظر میدادم که این صداها مناسب هست یا نه.

آذر پژوهش در استودیوی رادیو ایران
یعنی در واقع شما در رادیو ایران آن زمان به عنوان گویندهی خبر، به عنوان گزارشگر، نویسنده، هنرپیشه، همه این کارها را انجام دادید...
بله. با آن که من چنین گویندهای بودم که با این فوریت نشستم سر کار، با این حال یک کلاس گویندگی برایم گذاشتند که من دورهی آن کلاس را گذراندم. کلاس هنرپیشگی گذاشتند که من آن کلاس را هم گذراندم. من هم هنرپیشگی رادیو را میکردم و هم در برنامههای «شما و رادیو» و در «داستانهای شب» شرکت میکردم و گاهی گویندگی این برنامهها هم بهعهدهی من بود. اصولاً فکر نمیکنم کاری در رادیو بوده باشد که من نکردم. انواع کارهای رادیویی را من انجام دادم.
بعدها برنامهی «با زندگی آشتی کنید» را مینوشتم که یک زمانی آقای شهریاری مینوشت و بعدها آقای گرگین نوشت و مدتی هم من نوشتم. برنامههای «هنر برای مردم» که با هنرمندان در گوشه و کنار مملکت همه جا میرفتیم، حتی خارج از کشور. اینها بود و برنامهی «گلها» هم بود که همیشه من، از حیاط رد میشدم که بروم بدو بدو برنامهای را اجرا بکنم.
واقعاْ خیلی کار میکردم. آقای پیرنیا میزد به شیشه. استودیویشان توی حیاط بود، سر راه. میگفت بدو بدو بیا اینجا و چند تا شعر میگذاشتند و میگفتند اینها را بخوان و برو. البته اینها بود، ولی با این حال این را بدانید که هیچ کدام از اینها را من سرسری نمیگرفتم و در عین حال، حواسم بود که اینها کارهایی جدی است.
اگر کوچکترین تردیدی داشتم، مرحوم دکتر معین، که میدانید همه کسی را راه نمیداد و تماس با ایشان خیلی سخت بود، اجازه داده بود به من که هر وقت میخواهم بتوانم از ایشان، حتی اگر در دانشگاه هستند و وقت هم ندارند، از همان جا با تلفن هر سؤال و هر اشکالی که دارم، بپرسم. در واقع مرحوم دکتر معین و آقای جلال همایی که گاهی به منزلشان هم میرفتم، جایی توی چارسو بود، در یک منزل قدیمی در تهران، این دو نفر بودند که اگر من کوچکترین اشکالی داشتم، ازشان سؤال میکردم و استاد بودند هر دو.
یعنی این که چقدر واقعاْ کار گویندگی اهمیت داشت و درست خواندن و درست تلفظ کردن.
بله! برای این که گوینده مسئولیت دارد؛ برای اینکه مردم رادیو را خیلی جدی میگیرند و رادیو حکم آخر و حجت است برای زبان آن مملکت. رادیو به زبانی هست، آن زبان را وقتی گویندهی رادیو به کار میگیرد، او دیگر مورد قبول مردم میشود به طور قطع. بنابراین اگر گویندهای کلمهای را غلط بگوید، یا تلفظش غلط باشد، بله، خب یک جامعهای را خراب میکند.
غیر از این، گوینده باید یک جوری هم با شنونده ارتباط برقرار بکند.
چیزی که شما خودتان هم یادتان میآید، یکی از خوشبختیهای همهی ما، محیط کارمان در رادیو بود. در زمان آقای معینیان که سالهای سال و بیشترین سالها را در آن زمان گذراندیم و بعدها دیگر همان وضع ادامه پیدا کرد. اگر یادتان باشد، ما همکارها همه عاشق هم بودیم؛ ما همه همدیگر را دوست داشتیم؛ از پیشرفت هم خوشحال بودیم. بهترین شنوندههای برنامهها، خود ما بودیم برای همکارانمان. ما بودیم که همدیگر را تشویق میکردیم. به یاد ندارم که یکی از همکارانم مثلاْ من را دوست نداشته باشد.
خاطرهای برایتان بگویم؛ خاطرهای عجیب و غریب. یک ظهر گرم مردادماه در ساعات تعطیلی از خانه آمدم بروم رادیو، خبر بخوانم. در میدان توپخانه بودم. دیدم یک کسی دستش را از ماشین درآورد و گفت: «وایسا، وایسا، وایسا.» کنار میدان توپخانه، وسط گرمای ظهر. توی آن ماشین آقای جواد بنایی بود و آقای زندینژاد. این دو با همدیگر یک استودیو صدابرداری هم داشتند و من گاهی با آنها کار میکردم. گفتند: «بیا، بیا، بیا.» رفتم توی ماشین آنها. گفتند: «بشین گوش بده!» یکی از برنامههای گلها داشت پخش میشد و این دو نشسته بودند توی آن گرما، کنار آن میدان و داشتند این برنامه را گوش میکردند و آن چنان در یک حالی بودند که اصلاْ وقتی من را دیدند، انگار فرشتهای از آسمان رسیده و میخواستند که من حتماْ ببینم که اینها چقدر دارند لذت میبرند از شنیدن این برنامه.
خب یک چنین چیزی یک دنیا تشویق است. این است که یک چنین گرمایی در خود آدم یک احساس خوب، مثبت و زیبا ایجاد میکند برای ارتباط؛ و شما آن چیزی را که از محیطتان میگیرید، در فضای آن محیط با صدایت پخش میکنید. غیرممکن است شما از محیطتان حسی منفی بگیرید و بتوانی موج مثبتی را در جامعه پخش بکنید. امکان ندارد!
خانم پژوهش حالا که از یک خاطره گفتید. من هم خاطرهای از شما دارم. آن زمانها من تازه به رادیو آمده بودم و در میدان ارک کار میکردم. شما با حسین توصفیان داشتید خبر میخواندید. خبرها هم آن موقع خیلی زیاد بود. مثلاْ گاهی یک ساعت و نیم طول میکشید. و شما همان خبر اول را که خواندید، خندهتان گرفت و بلند شدید آمدید بیرون که تا آخر خبرها را آقای توصفیان مجبور شد به تنهایی بخواند. یک موش سفید نشسته بود آنجا و قشنگ داشت گوش میکرد...
بله.... درست است. یک موش توی استودیو بود و... حالا خیلی جالب است. اگر یادتان باشد آقای پاشا سمیعی، روانش شاد، ایشان مدیر رادیو بود و خیلی آدم جدی و سختگیری هم بود. آقای سمیعی آمد پشت شیشه، به اصطلاح اتاق فرمان، که من چشمم به ایشان بیفتد و بتوانم خودم را کنترل کنم.
من بدتر شدم. یعنی با دیدن قیافهی جدی آقای سمیعی و این موشی که این روبهرو نشسته بود و من را نگاه میکرد، اصلاْ من دیگر نتوانستم خودداری بکنم. درست است. از این خاطرات خیلی داریم و همه اینها این دوران را برایمان زیبا و لذتبخش میکرد. به هر حال از محمود سعادت یاد بکنیم، از حسین توصفیان، از بهمنش که واقعا برای من بهمنش یک اسطوره است در کارش. یاد بکنیم از او که خیلی خیلی وجودش مغتنم بود، خداوند او را زنده نگه دارد؛ و از تقی روحانی استاد همهمان، از خانم پرنیان، خانم قدسی رهبری، مولود عاطفی و از فروزنده اربابی؛ یکی از اولین کسانی که ارتباط خیلی خیلی زیبا و صمیمی بین مردم و رادیو ایجاد کرد. البته دلیلش هم این بود که اولین بار یک برنامه به صورت محاورهای اجرا میشد در رادیو، با مانی، خدایار و...
علت، خود این برنامه هم بود. ولی صدای استثنایی و گرمای صدای فروزنده اربابی هم باعث شد که شنوندگان زیادی را جذب رادیو بکند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:50 توسط همايون







































