شبهای باشکوه سلیمانیه با حضور استاد شجریان
مردم هنردوست و هنرپرور کردستان ، که از ماهها قبل به انتظار حضور استاد شجریان نشسته بودند ، در آخرین روزهای تیرماه ، دل به آواز استاد دادند . استاد شجریان از ماهها قبل ، توسط همسر رئیس جمهور عراق به کردستان دعوت شده بود

اما به دلایلی از جمله بیماری استاد ، این سفر به تعویق افتاد .
با این حال ، هفته گذشته ، استاد شجریان ، به همراه گروه آوا ، دو شب کنسرت باشکوه را در سلیمانیه به یادگار گذاشتند این کنسرت با استقبال کم نظیر مردم کرد ، روبرو شد . آنگونه که در سالن 1600 نفری ، حدود 2000 نفر ، حضور داشته اند و همین تعداد ، هم بیرون از تالار ، در تلاش ورود به سالن بوده اند .
کنسرت در تالار هنر سلیمانیه برگزار شده است واجرای استاد شجریان ، نخستین برنامه و به گونه ای افتتاحیه این تالار بوده است .
ترکیب و ترتیب قطعات این کنسرت ، به مانند کنسرت سال گذشته استاد در تهران بوده است . تماشاگران ، در پایان این کنسرت ، "مرغ سحر" را از استاد خواسته اند . و جالب تر آنکه ، مرغ سحر را همراه با استاد خوانده اند .
هنرمندان ، مطبوعات ، و تلویزیون های کردستان ، حضور استاد را غنیمت شمردند . آنگونه که ، استاد در این سفر چند روزه به کردستان ، از شبکه kurdsat بازدید کردند و فعالیت هنرمندان کرد را از نزدیک نظاره
در اینجا ، برای اینکه پوشش خبری بهتری ، از حضور استاد در سلیمانیه ترتیب داده باشیم ، گزارش تصویری شبکه های ماهواره ای kurdsat و voa را به همراه تعدادی از عکسهای کنسرت در سلیمانیه را به شما تقدیم می کنیم .
دریافت کنید :
گزارش ویدئویی شبکه kurdsat از کنسرت سلیمانیه
گزارش تلویزیون صدای آمریکا voa از کنسرت سلیمانیه
مجموعه عکسهای خبرگزاری مهر از کنسرت سلیمانیه
منبع : http://delawaz.blogfa.com/post-281.aspx
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:39 توسط همايون
رموز ویولن ۳
در مورد چوب یک تکه هم برای صفحه زیر ویولون، در مقایسه با صفحه دو تکه که دو قطعه متقارن می باشند وبا برش از وسط واتصال آنها به یکدیگر تقارن خطوط سنی و موجها ایجاد میگردد، صحبتهای بسیاری میتوان نمود

یک قطعه چوب یک تکه برای صفحه پشت با پهنای مناسب و رگه های منظم می تواند از درختی قطور با کیفیتی مناسب تهیه شده باشد که در مکانی مناسب رشد و نمو کرده و شرایط زیستی مطلوبی را گذرانده باشد.
در حالی که چوب دو تکه را می توان از درختی جوان تر و با قطری کمتر نیز به دست آورد.
اما به لحاظ کیفیت چوب که ارتباط مستقیمی با اقلیم، خاک، نور، محیط و سایر پارامترهایی از این دست دارد، باید استانداردهای لازم را همچون صفحه یک تکه داشته باشد که در بالا ذکر کردیم.
البته بطور معمول انتخاب چوبها در هر دو مورد بوسیله افراد کارشناس و متخصص صورت گرفته و در شرایط استاندارد نگهداری می شوند.
به اين موضوع بعدا به طور مفصل اشاره خواهيم كرد.
ضمنا شخص سازنده در دوره های اولیه کار خود معمولا دچار دغدغه های تهیه چوب به صورت مستقیم از منابع نخواهد شد.
در بخش کلافها می توان به شش قسمت اشاره نمود که در اصل سه قسمت دوتایی می باشد. بخش بالایی، بخش میانی و بخش تحتانی که می تواند این سه قسمت، با سه قسمت متقارن خود در سمت دیگر الزاما تقارن دقیق نداشته باشد، که این موضوع دلیل و ریشه اش در انتخاب الگوهاست. باید به این موضوع توجه داشت که ترجیحا اگر، جنس چوب بکار رفته در این قسمت که افرا می باشد، از همان جنس چوب افرایی باشد که برای صفحه زیر استفاده شده است، کیفیت بهتری را به همراه خواهد داشت.
اجرای صحیح یک کلاف خوب و هنرمندانه بسیار مهم است زیرا ساختار اصلی بدنه ویولون را تشکیل می دهد. در مورد چوب دسته نیز باید افرا بکار برده شود و در این بخش نیز، همچون بخش کلافها باید کیفیت و نوع مشخصات آن متتناسب با صفحه زیر و حتی کلافها باشد؛ بدین صورت می توان گفت صفحه زیر، دسته و کلافها ترجیحا اگر از نوع افرای مناسب و از یک جنس باشند، مطلوب تر است. منبع : گفتگوی هارمونیک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:36 توسط همايون
نوازندگان سنتور : منصور صارمي
منصور صارمي به سال 1313 در شهر زيبا و سرسبز رشت متولد شد و هنوز دو سال از بهار زندگي او نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و تحت توجهات و سرپرستي برادرش روزگار را سپري كرد

پس از چندي ، وي همراه مادر و برادر و خواهر به تهران آمد . و از همين تاريخ ، برادر او براي سرگرمي خود يك سنتور مي خرد و روزها شروع به نواختن مي كند ، ولي همين كه او از خانه بيرون مي رفت ، منصور خان ساز او را برداشته و پيش خود تمرين و به ساز زدن مي پرداخت ، همين علاقه و پشتكار و تمرين هاي مكرر موجب شد كه او پيشرفتي قابل تحسين در نواختن اين ساز بنمايد به طوري كه برادرش در نواختن از او عقب مي ماند . ابوالقاسم صارمي برادر منصور صارمي نزد شخصي بنام " مش سيف الله " كه در همدان ، هم ساز مي ساخت و هم سنتور را به طور سينه به سينه آموخته بود تعليم مي گرفت وقتي استعداد شگرف و علاقه برادرش را در نواختن اين ساز مشاهده كرد ، سنتور خود را به او مي بخشد و وي را جهت شاگردي و تعليم نزد شخص مذكور مي برد ،منصور صارمي مدت چهار سال نزد اين شخص به فرا گرفتن و نواختن سنتور ادامه مي دهد ،ولي چندي بعد با احمد ابراهيمي كه شاگرد استاد " غلامحسين بنان " بود و در فرهنگ و هنر به هنر آموزان تعليم آواز ميي داد آشنا گرديد و نواختن رديفهاي آواز موسيقي ايراني را نزد وي آموخت و ديري نگذشت كه آقاي احمد ابراهيمي ، صارمي را به استاد مرتضي خان محجوبي معرفي و او چند سال زير نظر استاد كار كرد و با صلاحديد و نظر استاد محجوبي ، سنتور را طوري كوك مي كرد كه با پيانو پس از اين كوك روي سنتور پياده مي شد ، و در اين مورد بخصوص مي توان از چهار مضرابها و ضربي ها نام برد .
چندي بعد منصور صارمي با استاد " نورعلي خان برومند " آشنا شد و مدت چهار سال نيز از محضر استاد " برومند ظ بهره مند گرديد و در منزل استاد " برومند " چهار مضرابهاي مرحوم سماعي را بخوبي آموخت ولي دنبال " نت " نرفت مگر چند صباحي كه در اركستر ابراهيم خان منصوري همكاري داشت . منصور صارمي مدتي نيز سليست برنامه هاي كارگران بود و پس از مدتي توسط مرحوم رهي معيري براي شركت در برنامه " گلهاي جاويدان " و ساير برنامه هاي مشابه ، دعوت شد و شروع به همكاري نمود و اولين برنامه يي كه در " گلهاي جاويدان " اجرا كرد با استاد گرامي حبيب الله بديعي بود و مدت 10 سال در برنامه " گلها " متواليا با ساير هنرمندان اين برنامه همكاري داشت . منصور صارمي جهت اعتلاء و شناساندن سنتور ، اين ساز كهن ايراني به كشورهاي : پاكستان ، افغانستان ، تركيه ، دوبي ، كويت و اردن مسافرت و برنامه هايي در راديو هاي اين ممالك اجرا كرد و در حد و توان خود در بديهه نوازي خدمت شاياني به موسيقي اصيل و سنتي نمود . وي مردي است متواضع و فروتن و دور از ادعا و تكبر و با وجود اين كه ستاره درخشاني است در هنر موسيقي اصيل ايراني ، ولي خودش صريحا مي گويد كه من در مقابل اساتيد موسيقي اصيل ايراني ، مانند قطره يي در مقابل اقيانوس مي باشم . منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:32 توسط همايون
از کنسرت خیریه تا حراج ترانه صلح ، حشره ای به نام موزیسین صلح طلب ، رایس؛ جنگ افروزِ عاشق موسیقی ، آهنگ «به صلح فرصتی بده» جان لنون

از کنسرت خیریه تا حراج ترانهء صلح!
حمیدرضا منبتی- اعضای گروه «بلک آیدپیز» به منظور کمک به زلزلهزدگان اخیر چین قرار است در یک کنسرت خصوصی در شانگهای به روی صحنه بروند. این برنامه در تالار کنسرت شانگهای و در حضور 700 نفر از میهمانان اجرا خواهد شد. این کنسرت برای حمایت از صلیب سرخ در جهت کمک به آسیبدیدگان زلزله اخیر چین است که بیش از 69 هزار کشته برجای گذاشت. 700 نفر مهمان این کنسرت را مدیران کمپانیهای بزرگ چین و خبرنگاران تشکیل میدهند.
حشره ای به نام موزیسین صلح طلب!
یک زیستشناس آمریکایی و استاد دانشگاه کارولینای شرقی که از طرفداران موسیقی «نیلیانگ» (خواننده معترض و صلحطلب آمریکایی) نیز هست، پس از کشف یک گونه جدید از نوعی عنکبوت، نام علمی آن را از روی نام نیلیانگ انتخاب کرده است! Myrmekiaphila neilyoungi اسم گونه عنکبوت مذکور است که سال گذشته در آلاباما پیدا شد. «جیسون باند» در این باره گفت: «نیل یانگ یکی از بزرگترین هنرمندان موسیقی است که من همواره از آثارش لذت بردهام و همیشه او را به عنوان یک فعال در زمینه گسترش صلح و عدالت در جهان تحسین کردهام.»
رایس؛ جنگ افروزِ عاشق موسیقی
کلوپ هواداران گروه راک «کیس» یک عضو دوآتشه جدید دارد: «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا! رایس برای سخنرانی در کنفرانسی درباره عراق در استکهلم به سر میبرد و اعضای کیس نیز همزمان برای اجرای کنسرتی در پایتخت سوئد بودند که در لابی هتل شرایتون با کاندولیزا رایس برخورد کردند. رایس در این باره به خبرنگاران گفت: «من بسیار هیجانزده بودم. دیدن جین سیمونز و رفقایش خیلی جالب بود.»
آن ها در هتل عکسها و تیشرتهای گروه را امضا کردند و به عنوان یادگاری به رایس دادند و در نهایت از او خواستند که پس از جلسه با وزیر امور خارجه سوئد، شام را با آن ها صرف کند و رایس به سادگی پذیرفت. کاندولیزا رایس که خودش یک پیانیست حرفهایست، به آن ها گفت که مجموعه خوبی از موسیقی دارد؛ از بتهوون گرفته تا بروس اسپرینگزتین، که در این میان کیس هم حضور دارد. او آهنگ مورد علاقهاش از میان کارهای کیس را Rock and Roll All Night عنوان کرد. هرچند که اعتراف کرد تا به حال کنسرتهای آن ها را از نزدیک ندیده است.
«به صلح فرصتی بده» حراج می شود
زنی که صاحب متن دستنوشته آهنگ «به صلح فرصتی بده» جان لنون است، میخواهد آن را در یک حراجی به فروش برساند. «گیل رینارد» کانادایی 16ساله بوده که لنون و همسرش «یوکو اونو» به هتل ملکه الیزابت مونترال میآیند و ماه عسل معروفشان را در آنجا برگزار میکنند. گیل پنهانی خود را به اتاق لنون رسانده و در آنجا بوده که جان این دستنوشته قیمتی را به او هدیه میدهد. دستنوشتهای که در همان اتاق نوشته شد و برای مدت 40 سال نزد این زن کانادایی نگهداری شد. حالا رینارد تصمیم دارد دستنوشته فوق را در روز دهم جولای در جریان حراج کریستی به فروش برساند. تخمین زده میشود که قیمت پایه این کاغذ 500 هزار دلار باشد. منبع : خبرنگاران صلح
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:20 توسط همايون
فرجامی ققنوسوار؟
کنسرت گروه «عارف»، واقعهای است که در فضای موسیقی ایرانی به سختی میتوان از آن گذشت

بازگشت «مشکاتیان» بزرگ آنهم پس از این همه مدت توجه شنوندگان موسیقی را به خود جلب کرد. امسال را باید سال کنسرتهای بزرگ نام گذاشت؛ سالی که بسی از موسیقیدانان مشهور سالهای انقلاب و استادان امروز را نه کنار هم اما دستکم در یک سال جمع کرد.
چنین کنسرتی انتظاراتی زیاد را در شنوندگان برمیانگیزد. همه انتظار دارند عارف دههی 50 و 60 را ببینند و موسیقی همان باشد که در آن سالها بود. همانقدر کوبنده و پرخون؛ اما شرایط دیگر آن شرایط نیست و نمیشود در نظر نگرفت که حتا اگر آدمها نزدیک 30 سال مسنتر نشده و هنوز 20، 30 ساله بودند، دیگر آن بادِ تغییرات در جامعه نمیوزید که موسیقایییان را هم رقصان کند.
پرویز مشکاتیان از چند سال پیش دورهای جدید را در زندگی هنریاش آغاز کرده است. دورهای که با «لحظهی دیدار» شروع میشود. کاستهای بعدی و کنسرت سال 83 گروه عارف همه مربوط به این مرحله از زندگی هنری او است. باید پذیرفت که او «تغییر» کرده است و به گمان بیشتر آنان که صدایشان در فضای موسیقی کشور شنیده میشود این تغییر رو به تعالی ندارد. با این نگاه کنسرت اخیر نباید چندان شنوندگان را شگفتزده کند. حتا به نظر میرسد کمی هم از روند سالهای گذشته بهتر شده بود.
نگاهی به نام نوازندگان در بروشور کنسرت نشان میدهد که گروه عارف دیگر آن گروه قدیمی نیست. نوازندگانی جوان به گروه افزوده شدهاند.
بعضی از نوازندگان قدیمی هم که حاضراند، سلیقهی هنریشان عوض شده است. شنیدیم که گفته شد این گروه، گروهِ سرپرستان است (2) و همهی نوازندگان آن سرپرست یکی از گروههای فعال امروزیاند. همین امر نشان میدهد کار هماهنگ کردن آنها که هر یک، محور فعالیتی بودهاند، در جایی که تفکر کار گروهی چندان هم جا نیافتاده، چقدر دشوار است. خواهیم دید که این موضوع چگونه در جاهایی از همین اجرا دست و پای کل گروه را میبندد.
مشکاتیان با این پیشزمینهها کار را شروع میکند. از همین رو بیشتر قطعات انتخاب شده آشنا است و سالها پیش اجرا شده؛ چرا که همه عارف آن دوره را در ذهن دارند و آمدهاند که آنچه را ذهن دارند، بشنوند. از سوی دیگر نوازندگان هم دیگر آنگونه با هم نیستند، پس باید قطعاتی انتخاب شود که قبلاً هم اجرا شده باشد تا اعضای با سابقهی گروه بتوانند بهرغم سالها دوری از عارف، زود با آن اخت شوند و اعضای تازه وارد هم با آنها آشنایی داشته باشند.
پیش درآمد ابوعطا اولین قطعهی کنسرت است. پیش درآمدی به شیوهی مشکاتیان که آرایشی جدید یافته است (3). در چند جای این پیش درآمد جاهای خالی برای سوال و جواب و هنرنمایی نوازندگان فنی (به اصطلاح ویرتوئوز) وجود دارد. از همین جا بزرگترین اشکال کار گروه ظاهر میشود؛ نبودن همگنی و یکدستی در کار. چنان که خواهیم دید این ایراد تا پایان باقی میماند. تنها شکست ریتم در بخش پایانی این پیش درآمد است که اثری از مشکاتیان و گروه منسجم عارف دارد.
«چهارمضراب خسرو شیرین» هم همینگونه است، هر چند به دلیل فرم و تمپوی اجرای این قطعه، جایی برای نمایش سازهای تک نیست. همین امر باعث میشود این قطعه متجانستر از پیش درآمد باشد. تنها در بخشهای پایانی، لغزشهای ناخواستهای در ریتم این قطعه پیش آمد. در همین لحظات هماهنگی گروه به هم خورد به طوری که سازها ناهمزمان شدند.
فرم کلی این کنسرت، همان فرم آشنا و تجربه شدهی موسیقی ایرانی بود. سالها است که در اجراهای رسمی موسیقی دستگاهی فرم کلی به صورت اجرای زنجیروار قطعات با متر معین و گوشههای ردیف (بخشهای آوازی با متر نامعین) است. معمولا قطعات با متر معین (ضربی) به صورت گروهنوازی اجرا میشود. بخشهای آوازی را در شکل کلاسیکاش یک خواننده و یک نوازنده اجرا میکنند (4).
گاهی که نگاه گروه به موسیقی کمی غیرآوازی و تمرکز ارائهی موسیقی بر نوازندگی سازها است، تکنوازی با متر آزاد جای این بخش را میگیرد. این گونه تکنوازیها از یک سو فرصتی برای نمایان شدن تواناییهای فنی نوازندگان فراهم میکند و از سوی دیگر استراحتی در بافت کلی کنسرت پدید میآورد.
در اجراهای قدیمیتر چون منطق قطعات ضربی با تکنوازیهای میانشان تقریبا نزدیک بود، احساس عدم تجانس به شنوندگان دست نمیداد. امروزه بهخصوص برای گروههایی که نگاهی متفاوت به گروهنوازی دارند؛ این گونه تکنوازیها ایجاد اشکال میکند. برای رفع چنین اشکالاتی سه رویکرد وجود دارد: 1- قطعات آوازی حذف یا تا جایی که ممکن است کم رنگ شوند تا موسیقی انسجام درونی بیابد. 2- سعی شود قطعات آوازی در طول تمرینها متناسب با روح کلی موجود در موسیقی تمرین شود.
این کار نیاز به تمرین و دقت فراوان دارد. همچنین برای گروههایی که مدت کمی با هم تمرین میکنند انجاماش بسیار دشوار است. چرا که نیاز به شناخت دقیق از اعضای گروه و شکلگیری نوعی خرد جمعی دارد که در کوتاه مدت امکانپذیر نیست. 3- قطعات آوازی به بخشهایی از گروهنوازی تبدیل شود. این کار نیز نیازمند دقت نظر آهنگساز است. برای اجرای راهحل سوم آهنگساز باید از پیش به همهی زیر و بم اجرای یک قطعهی آوازی با گروه اندیشیده باشد و همه چیز را تحت فرمان خود در آورد. این موضوع هم با توجه به تجربههایی که تا امروز شده کار دشواری است (5).
در کنسرت گروه عارف بیشترین ناهماهنگی در همین قسمت اتفاق افتاد؛ چرا که هر یک از تکنوازان دارای بیان شخصی متفاوت از گروه بودند. نتیجهی کار هم نشان میداد که سیر تمرینهای گروه نتوانسته این ناهماهنگی را هموار سازد. بنابراین کل این کنسرت به شکل گروهنوازی به سبک گروه عارف که به وسیلهی تک نوازیها پارهپاره شده بود شنیده میشد.
پانوشت
1- این مقاله بر اساس اجرای شب سوم نوشته شده است.
2- برای مثال میتوان به سازبندی و تنظیم قطعهی ابتدای کاست صبح مشتاقان اشاره کرد.
3- مصاحبهی پرویز مشکاتیان در شهروند امروز، شمارهی پیاپی 58، (ص 58).
4- در اجراهای موسیقی دستگاهی نمونههایی وجود دارد که حتا این بخشها را هم کل گروه مینوازند؛ اینها آثاری است که پدیدآورندگانش سعی در ایجاد تغییراتی در همان فرم رسمی داشتهاند. این گونه برخورد در دههی 50 جزء نگاههای نوآورانهی موسیقی ایرانی محسوب میشد.
5- برای نمونه میتوان به «پرسه درآینه» اثر «محمدرضا فیاض» برای نوع اول، بیداد برای نوع دوم و کنسرت نوای گروه عارف با «فاطمهی واعظی» (پریسا) یا اجراهای گروه همآوایان اثر حسین علیزاده برای نوع سوم اشاره کرد. منبع : گفتگوی هارمونیک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 11:18 توسط همايون

