تبليغاتX
 زنده در یاد
زنده در یاد
نکوداشت بزرگان موسیقی ایران زمین با نگاهی ویژه به جایگاه استاد شجریان
زنده در یاد
خانه | آرشيو | ايميل


اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ...
در هنر می شود نوای هستی را شنید
معراج در این عرصه روی می دهد :
پروازی به فرازستان معنا !

"محمدرضاشجریان"

------------------------

ماهنرمندان تمام عمر زير پروژكتور نگاه زندگي مي كنيم . الآن به خود مي گويم : آيا مي شود جايي بروم كه كسي مرا نشناسد ، آزاد باشم ، روي چمن بنشينم ، دراز بكشم و كسي چشم به من ندوخته باشد. من مي خواهم براي خودم زندگي كنم ، اما نمي شود . گاهي آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ، چون ديگر نمي تواند خودش را پيدا كند ، اينهاست كه بين هنرمند و مردم فاصله ايجاد مي كند. هنرمند حس مي كند كه از لحاظ عاطفي نمي تواند جوابگوي مردم باشد...واقعا آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ...آنچه كه بيش از همه براي من خوشحال كننده است ، آن است كه عده يي اهل دل به صداي من گوش مي كنند و از آن لذت مي برند و همين، بالاترين سعادت من است. وقتي مي بينم كه پس از سال ها زحمت و خدمت براي هنر اين سرزمين، گروهي پيدا ميشوند تا قدرشناسي كنند، خستگي ام بر طرف مي شود...از من انتظار مي رور كه توليد هنري در عالي ترين سطح داشته باشم ، شاگرد تربيت کنم ، مرتبا كنسرت برگزار كنم، ودر موسيقي ايراني پدري كنم ، واقعا از عهده ي يك نفر بر نمي آيد...من با مردم زندگي مي كنم وبا آنها درد مشترك دارم ، براي همين است كه مي دانم چه مي خواهند...
"استاد محمد رضا شجريان"

×××××××××××××××××


امکانات و ابزارها نوشته هاي پيشين
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
لينکدوني

به ياد مشكاتيان
دریچه نیمه باز
باران و باد
گريزي بر موسيقي اصيل ايراني
بازگشت به سوی او
حکایت دل
راميان دات كام
روان شناسی روابط
نكته هايي از قرآن کریم
وب‌گل
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
عاشقانه ترین 7 فیلم تاریخ
شیطونک
رابطه پنهان
ک. پ:تنها گناه من دروغ نگفتنه و بس...!
موسيقي ما
لينك باكس
بدو بازی
شاه بیت آواز ایرانی: استاد ایرج
من ایرانیم ....غرب هرگز
ایران میهن من
وعشق صدای فاصله هاست
جاویدان هنر
عکسهای ایرانی . مسعود شرقی
همایون شجریان
ghazi خبری - ورزشی
شاهگل
داستانسرا
سعدی و مولانا
گلزار سخن کرمانشاهان
ترانه هاي كودكان
همكنون
به منزل شخصی amoo خوش آمديد
شاه گل
سهیل پرنده
زنگهای موبایل از موسیقی ایرانی
زنده رود
استاد شجريان (سر عشق)
خدا و عشق
پهلوان خورشید
موسیقی ملی ایران
محمد رضا شجریان استاد آواز ایران
بزرگان موسيقي ايراني
کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
dj30ma.blogfa
عاشقان فیزیک دانشگاه پیام نور دامغان
دلشدگان
چکاد
استاد پرویز یا حقی
استاد گلپایگانی
بزرگان موسیقی ایران
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
]
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
اعتراض هوشنگ کامکار به نحوه صدور مجوزها

 

اعتراض هوشنگ کامکار به نحوه صدور مجوزها

بعد از اعتراض محمدرضا شجریان به سیاست های فرهنگی در حوزه موسیقی که در آخرین روز کنسرت گروه دستان بیان شد، دیروز هوشنگ کامکار سرپرست گروه کامکارها نیز نسبت به روند صدور مجوز کنسرت ها اعتراض کرد

گروه کامکارها قرار بود مردادماه در باغ عفیف آباد شیراز روی صحنه برود اما با عدم صدور مجوز کنسرت برگزاری این برنامه لغو شد. هوشنگ کامکار دیروز در اعتراض به این اقدام به ایلنا گفت؛«قرار بود کنسرت ما در شیراز دو هفته پیش باشد و ما برای آن تاریخ برنامه ریزی کرده بودیم اما به دلیل صادر نشدن مجوز لغو شد و همچنان درگیر کارهای صدور مجوز هستیم.» او در ادامه افزود؛«یک بار اسم پدرمان را می پرسند، یک بار می گویند شغل تان چیست، بار دیگر می گویند اسم کوچک تان را ننوشته اید. همه گروه ما را می شناسند و برنامه ما را می دانند. ما آزمایش خود را پس داده ایم. ضدانقلاب هم نیستیم. دلیلی نمی بینیم صدور مجوز اینقدر با مشکل همراه باشد.» این آهنگساز و سرپرست گروه کامکارها تاکید کرد؛«مجوزها زمانی صادر می شود که فقط چند روز به اجرای برنامه باقی است و زمانی برای تبلیغات نمی ماند. اصولاً مجوزها را باید دو تا سه هفته پیش از تاریخ ارائه شده صادر کنند تا بتوان تبلیغات آن را انجام داد.»به گفته هوشنگ کامکار کنسرت این گروه در شیراز به بعد از ماه رمضان و روزهای ۱۱ و ۱۲ مهرماه موکول شده است.
او تاکید می کند؛ «بیشتر از یکی، دو ماه است که برای صدور مجوز کنسرت گروه در شیراز اقدام کرده ایم اما هنوز هیچ جوابی به ما نداده اند.»به نظر می رسد با توجه به شرایط آب و هوا در پاییز در صورتی که صدور مجوز این کنسرت باز هم به تاخیر بیفتد امکان برگزاری چنین برنامه یی در فضای باز باغ عفیف آباد بعد از تاریخ ذکر شده دیگر امکان پذیر نباشد.«کامکارها» از جمله گروه های موسیقی ایرانی هستند که معمولاً حضور بین المللی پررنگی دارند. این گروه چندی پیش در کشور استرالیا روی صحنه رفت و حالا خود را برای حضور در انگلستان و فستیوال جهانی «باربیکن سنتر» شهر لندن آماده می کند. حضور این گروه در این فستیوال درست چند روز قبل از برنامه این گروه در شیراز خواهد بود.هوشنگ کامکار در تشریح برنامه این گروه در لندن به اعتماد گفت؛ «روز پنجم مهرماه با گروه «کرونوس کوارتت» که یک گروه امریکایی است کارهایی را به طور مشترک تمرین خواهیم کرد.در ششم مهرماه گروه کامکارها برنامه خود را در این فستیوال اجرا خواهد کرد. روز هفتم مهرماه هم با ارکستر سمفونیک «لندن سمفونیتا» ساخته هایی از من و ارسلان کامکار تمرین خواهد شد.»سرپرست گروه کامکارها از «سمفونی مولانا»، «سمفونی کردی»، «سمفونی بهاران» و تنظیم سمفونیک یک تم کردی به عنوان قطعاتی که در این تجربه مشترک تمرین خواهد شد، نام برد. او تاکید کرد این برنامه های مشترک تنها به شکل تمرین خواهد بود و هنوز تصمیمی برای انتشار این تجربه های مشترک گرفته نشده است.
با وضعیت پیش آمده به نظر می رسد از گروه کامکارها باید به عنوان غایب بزرگ کنسرت های امسال یاد کرد. هوشنگ کامکار احتمال اجرای گروه کامکارها در تهران را بسیار پایین می داند. او در این باره به اعتماد گفت؛ «شیوه کاری گروه کامکارها به گونه یی است که حداقل دو سال یک بار می تواند روی صحنه برود. باید برای مخاطب احترام قائل بود. بله، می شود رفت روی صحنه پیش درآمدی زد، چهار مضرابی نواخت و چند کار قدیمی هم اجرا کرد و فقط به فکر بازگشت مالی بود اما این کار با تفکرات گروه ما سازگار نیست. گروه باید چیزی برای ارائه دادن داشته باشد. در حال حاضر سه، چهار ماه است روی این موضوع فکر می کنیم که کنسرت بعدی گروه باید چه ویژگی هایی داشته باشد و در چه فضایی انجام شود، اما هنوز به ایده مشخصی نرسیده ایم.»این گروه برای برنامه شیراز خود نیز تصمیم دارد قطعات اجرا شده در برنامه سال گذشته شان در تالار وزارت کشور را اجرا کند.        گزارش : روزنامه اعتماد


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
وزارت نیرو پاسخ می دهد

 

وزارت نیرو پاسخ می دهد

در حالی كه برگزاركنندگان كنسرت‌های اخیر موسیقی در تهران از قطعی برق در حین برگزاری مراسم و خسارت‌های ناشی از آن گله‌مندند، توانیر پاسخ می‌دهد

كه برنامه‌ریزی نادرست خود برگزاركنندگان، علت این خسارت‌ها بوده است.
به گزارش خبرنگار ما ، پدیده خاموشی‌ها این روزها صدای اهل فرهنگ و هنر موسیقی و گروه‌های تئاتری را نیز درآورده است و اوج این اعتراض‌ها ۲ روز پیش و در آخرین روز برگزاری كنسرت همایون شجریان در تالار بزرگ كشور بود كه از سوی پدر وی محمدرضا شجریان و به تندی روی صحنه ابراز شد.
موارد مشابهی نیز در مجموعه سعدآباد و تالار وحدت كه اصلی‌ترین سالن‌های میزبان كنسرت‌های موسیقی هستند، در هفته‌های اخیر رخ داده است. بهرنگ تنكابنی، مسوول روابط عمومی گروه موسیقی دستان كه گروه همایون شجریان است، در‌این‌باره به خبرنگار ما می‌گوید: برق منطقه مربوط، پیرو نامه‌نگاری تالار كشور با آنها، ظهر روز آخر كنسرت اعلام كرده بود كه برق قطع نخواهد شد. اما به این وعده عمل نشد.
فرج‌پوری، یكی از آهنگسازان گروه دستان نیز به خبرنگار ما می‌گوید: با توجه به هزینه ۱۸ میلیون تومانی كه تالار كشور برای هر شب برگزاری كنسرت می‌گیرد و هماهنگی‌هایی كه می‌گوید كتبا انجام شده، درست نبود ۳۲۰۰ نفر را در گرما، تاریكی و استرس قرار می‌داد.
● یك شایعه‌
در این میان یك شایعه نیز در ماجرای تامین برق كنسرت‌ها و از جمله كنسرت همایون شجریان به گوش می‌رسد و براساس آن گفته می‌شود برخی شركت‌های برق منطقه‌ای، تامین برق كنسرت‌ها را به دریافت بلیت VIP از آن كنسرت منوط كرده و تذكر داده‌اند كه در صورت عدم استجابت این درخواست، برقی تامین نشده و حتی برق قطع می‌شود.
تهمورث پورناظری، مدیر و آهنگساز گروه موسیقی شمس كه چندی پیش كنسرتی در مجموعه سعدآباد برگزار كرد، نیز این شایعه را تایید می‌كند و به خبرنگار ما می‌گوید: به دوستانی كه در كاخ سعدآباد بودند، از طرف اداره برق منطقه اعلام شده بود كه اگر بلیت ما نرسد، برق ندارید.
خبرنگار ما برای دریافت اطلاعات بیشتر با عشرت شایق، عضو سابق كمیسیون اصل ۹۰ مجلس هفتم و مدیر فعلی مجموعه سعدآباد تماس گرفت.
وی با اظهار بی‌اطلاعی از این مورد خاص گفت: این كه از اداره برق شمیرانات یا سایر همسایگان دولتی مجموعه سعدآباد درخواست دریافت بلیت رایگان برای كنسرت‌های موسیقی شود كه وجود دارد و تعداد آن نیز زیاد است. این یك روند كلی در قضیه است؛ اما این كه اگر بلیت به اداره برق داده نشود،‌ در تامین برق مشكل ایجاد شود، چنین نیست و به دور از وجدان كاری هم هست.
● پاسخ توانیر
از سوی دیگر توانیر اشكالات طرح شده از سوی اهالی موسیقی و كنسرت‌گذاران را وارد نمی‌داند و استدلال می‌كند كه برق مناطق مختلف تهران براساس جداول اعلامی و بدون در نظر گرفتن هرگونه استثنایی قطع و وصل می‌شود. بر این اساس كنسرت‌گذاران یا باید مراسم خود را در خارج از ساعت‌های مندرج در جداول خاموشی برگزار كنند یا از بودن برق اضطراری كافی اطمینان یابند.
سعید مهذب ترابی، مدیرعامل شركت توزیع برق تهران‌بزرگ در این باره به خبرنگار ما گفت: ساختمان تالار كشور مانند هر اداره دولتی دیگری مشمول خاموشی منطقه مربوطه است و باید برگزاركنندگان كنسرت یا مسوولان تالار به این برنامه توجه و تمهیدات لازم را فراهم می‌كردند.وی افزود: مسوولان تالار به خوبی در جریان نامه استاندار تهران به كلیه مراكز دولتی بوده‌اند كه در تنظیم برنامه‌های خود به جداول خاموشی توجه و پیش‌بینی لازم را به عمل آورند.
وی اظهار كرد: اصولا مناطق برق امكان قطع یا وصل برق منطقه خود را ندارند و این كار تنها از عهده دیسپاچینگ مركزی توزیع تهران برمی‌آید. لذا امكان جابه‌جایی زمان پیش‌بینی شده وجود نداشته و اگر وعده‌ای هم احیانا داده شده، نادرست بوده است.
وی تصریح كرد: بعید می‌دانم تالار كشور مكاتبه‌ای با اداره برق منطقه مربوطه داشته و پاسخ كتبی مثبت گرفته باشد. چون اصولا درخواست غیرمنطقی و غیرقابل اجرا بوده است. چرا كه جابجایی ساعت خاموشی یك منطقه برای برگزاری یك كنسرت موسیقی به تحمیل خاموشی مضاعف به سایر نقاط تهران منجر می‌شود كه عادلانه نیست.
وی خاطرنشان كرد: با این حال شركت توزیع نیروی برق تهران به محض اطلاع از ضرورت تامین برق كنسرت آقای شجریان خارج از برنامه و دست‌كم یكساعت زودتر از زمان درج شده در جدول، برق منطقه را وصل كرد تا كمكی به حل مشكل كرده باشد.
از سوی دیگر تحقیقات خبرنگار ما نشان داد كه تالار كشور در گروه‌های جغرافیایی خاموشی تهران در گروه ۹ قرار دارد كه براساس برنامه خاموشی هفته جاری نوبت خاموشی صبح آن از ۶ تا ۸ و نوبت خاموشی عصر آن از ۲۰ تا ۲۲ بوده است؛ لذا برق تالار براساس جدول خاموشی و در موقع اعلام شده قطع شده است و مشكل را باید در نقص برنامه‌ریزی جستجو كرد، هر چند این واقعیت از مسوولیت تالارهایی كه میزبان برگزاری كنسرت‌های موسیقی هستند و اجاره‌های گزافی نیز دریافت می‌كنند، چیزی كم نمی‌كند.      روزنامه جام‌جم


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
به یاد تورج نگهبان

 

به یاد تورج نگهبان

بخشی از زندگینامه‌ی تورج نگهبان به همراه لینک دانلود دو برنامه‌ی «گلها» که نگهبان ترانه‌سرای آن بود. در این یادداشت همچنین می‌توانید سه آهنگ قدیمی را که ترانه‌ی آن‌ها از تورج نگهبان بوده، دانلود کنید

سرزمین عزیز ما  در طول تاریخ مهد پرورش شیرین سخنان شکر شکنی بوده است که با کلام آهنگینشان دل از کف هر مخاطبی میبردند .

چه آن زمانی که باربد با سحر سازش  روشنگر بزم خسرو شیرین بود و چه آن زمانی که رودکی با بوی جوی مولیانش امیر نصر را به بخارا برگداند همه دلیلی بر پیوند شعر موسیقی بر روح و جان ایرانیان است .

اما آنهایی که گفتم همه در دربار بودند ولی علاوه ی برآنها  چیزی که تا به امروز باقی مانده است ، آن کلامی است که از دل  مردم کوچه و بازار برخاسته و نشانگر امیال و آرزو های آنهاست . آن خواننده ی ناشناس دوره گردی که با قول و غزلش  سخن از  عشق ، مهر و مرارت های توده ی ملت میگفت بالطبع  موثرترین فرد در شکل گیری اندیشه های شاعران بنام دوره ی خودش بوده است . در دوره ی صد ساله ی اخیر تصنیف و ترانه به یکی از مهمترین آثار فرهنگی عصر تبدیل شد . تصنیف های نوین با سوز و گداز های عاشقانه ی شیدا در دل شب برای  دخترک ترسا آنچنان اثری بر موسیقی ایران داشت که پس از آن شادروان عارف با تصانیف میهنی اش به یکی از بزرگترین مبارزان بر ضد سلطه ی استبداد تبدیل شد . نام بزرگان زیادی در امر تصنیف وجود دارد ولی به همینقدر بسنده میکنیم که مرحوم ملک الشعرای بهار و محمد علی امیر جاهد هم از جمله سخنورانی بودند که با استادی تمام مردم را برای بیداری و پیشرفت جامعه  متنبه میکردند .

اما ترانه واژه ی جدید تری بود که تفاوت آن با تصنیف هنوز آنقدر خوب تبیین نشده است و نمیتوان مرز مشخصی برای آن دو قرار داد ولی در راه آن بزرگانی قدم نهادند که به استادی تمام از عهده ی آن برآمدند . از جمله ی آنها میتوان از رهی معیری ، کریم فکور ، نواب صفا ، معینی کرمانشاهی ، بیژن ترقی و شادروان تورج نگهبان نام برد . اما همه ی این گفته ها بهانه ای بود که بنام تورج نگهبان برسیم که متاسفانه مطلع شدیم ایشان چهارشنبه ی گذشته از پیش ما رفته اند . تورج نگهبان در سال 1311 در اهواز به دنیا آمد و تحصیلات متوسطه را در خرمشهر و تحصیلات عالی خود را در رشته های ادبیات انگلیسی و حقوق در دانشگاه تهران به پایان برد .

آشنایی او با همایون خرم، نوازنده ویلن و آهنگساز پای او را به عرصه ترانه سرایی باز کرد. تورج نگهبان از همکاران اصلی برنامه موسیقی گلها بود که از رادیو ايران پخش می شد و بیش از 700 ترانه بر روی آهنگهای ایرانی سرود.

او پیش از انقلاب علاوه بر ترانه سرایی، معاون اداره مطبوعات رادیو و سپس سرپرست انتشارات سازمان صنایع دستی ایران نیز بود.

از ديگر فعالیتهای او در پیش از انقلاب می توان انتشار مجله دستاورد (در زمينه هنرهای دستی) و صدا ( در زمينه موسیقی) اشاره کرد.

او پس از انقلاب نیز کار ترانه سرایی را دنبال کرد، به طوريکه بر روی بسیاری از تصنيفهای ایرانی که در این سالها - چه در لس آنجلس و چه در ایران- ساخته شد، اشعار او شنیده می شود.

تورج نگهبان در سالهای گذشته که در لس آنجلس زندگی می کرد، اجرای چندين برنامه مرتبط با موسیقی را در تلویزیونهای فارسی زبان این شهر بر عهده داشت.

اما او که مدتی بود از بیماری ریوی و کیسه صفرا رنج می برد در روز چهارشنبه 30 مرداد 1387 در سن 76 سالگی دعوت حق را لبیک گفت .

 

برای یاد بود زنده یاد تورج نگهبان دو برنامه گلها برای عزیزان در وبلاگ قرار میدهم که ترانه ی آنها مال آن مرحوم است :

۱ـ گلهای رنگارنگ برنامه ی شماره ۴۹۴ با همکاری الهه و عبدالوهاب شهیدی

۲ـ گلهای رنگارنگ برنامه ی شماره ۵۴۵ با همکاری مهستی و گلپایگانی

علاوه بر این دو ، برنامه ی پیشگامان موسیقی ایران ساخته ی محمود خوشنام را قرار میدهم که در این برنامه به شرح زندگی و مصاحبه با شادروان تورج نگهبان پرداخته میشود  . بشنوید

 لیست کاملی از آثار تورج نگهبان در وبلاگ وزین گلها به قلم دوست عزیزم سعید آمده است که با اجازه ایشان این لیست  و سه ترانه ای را که از مرحوم نگهبان قرار داده اند را  در وبلاگ قرار میدهم

 

عنوان – مطلع ترانه

آهنگساز

خوانندگان

شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده

؟

داریوش ، هایده ، هستی

روحم جسمم شد خسته از بازیچه گشتن

؟

مهستی

کج کلاه خان

؟

؟ (موسیقی فیلم)

از من مپرس ای دل چرا آشفته ام

؟

مهستی

دل از تو دلگیره بیا اشکم سرازیه

؟

مهستی

غم که با شادی هم آغوشی نداره

؟

هایده

با من افسرده دل این همه بد تا مکن

؟

هایده

نسیم سرد مهرگان ز مرگ من خبر دهد

آلوارو (آلمانی)

مهر پویا

در حریر گیسوانت دل زمانی خانه می کرد

بابک افشار

ویگن

بر تو و آن خاطر آسوده سوگند

بابک افشار

ویگن

رهگذار عمر سیری در فضایی روشن و تاریک

بابک افشار

داریوش

می گفتی بی تو هیچم

پرویز مقصدی

؟

بگذار امشب پر بگشایم (رنگارنگ 521)

جواد معروفی

الهه

بیا بیا دل ستمدیده مرا عاشق تر کن

حبیب الله بدیعی

مرضیه

روزگاری ای آشنای من همزبان من بودی

حبیب الله بدیعی

سرهنگ زاده

بی من تو هم روزگاری نداری

حبیب الله بدیعی

مهستی

سوزم از آتش جدایی

حبیب الله بدیعی

مرضیه

بخوان ز نگاهم (رنگارنگ 550)

حبیب الله بدیعی

رویا

زندگی یه آروزی مبهمه مگه نه ؟

صدرالدین مهوان

مهستی

چراغی از علی (ع) دارم

فخری ملک پور

بهزاد

نه آوایی نه دنیایی نه رویایی (رنگارنگ 556)

فریدون شهبازیان

الهه

شور و شیدایی همه در مستی ما باشد

مجید وفادار

مرضیه

نامهربونی نمی خواهی بدونی

محمد حیدری

الهه ، هایده ، مهستی

منم آنکه برای تو می میرد

محمد حیدری

هایده

در روح و جان منی ای وطن

محمد سریر

محمد نوری

گل و سکه نقل و نبات (عروسی)

محمد سریر

محمد نوری

ایران  ایران

محمد سریر

محمد نوری

چو گلها سراپا نشاط و شوری

محمد سریر

محمد نوری

خدایا عشقی خواهم (رنگارنگ 242)

مرتضی محجوبی

بنان

ناز بیجا مکن

مسعود میثاقیان

همایون پور

در غروب بی فروغ آشنایی

ناصر حسینی

محمد نوری

غم او با تو چه گفت

ناصر حسینی

محمد نوری

چشمی بدین سو کن (شاخه 286)

نصرالله زرین پنجه

الهه

بعد از تو هم در بستر غم (رنگارنگ 545)

همایون خرم

مهستی

ای گل زیبایم رفت و نوای غم

همایون خرم

مرضیه

دل پریشانم ز غم گرفته

همایون خرم

مرضیه

عشق من برتر از اندیشه خود

همایون خرم

پروین

باز آمدی ای آشنا تا من ز شادی پر گیرم

همایون خرم

عهدیه

ای کبوتر ناله سر کن

همایون خرم

ایرج (موسیقی فیلم)

آمدی که با دلم گفتگو کنی (رنگارنگ 510)

همایون خرم

الهه

دل مبند ای آشنا بر من

همایون خرم

مرضیه

چه بی تابم چه خاموشم می افتاده از جوشم

همایون خرم

مرضیه ، سرهنگ زاده

قسم به دلهای خسته خسته دلان

همایون خرم

مرضیه

ای گل جلوه این بستان بودی

همایون خرم

مرضیه

خداوندا چه می شد که بی وفا نمی شد

همایون خرم

مرضیه

قلب عاشقان را نوری و صفایی

همایون خرم

؟

منم مجنون کویت (494 رنگارنگ )

همایون خرم

الهه

بگذار از سینه سنگینت ای کوه (رنگارنگ 560)

همایون خرم

مهستی

درد عشق و انتظار (برخی به کریم فکور منتسب کرده اند؟!)

همایون خرم

پروین

 
 

1- تصویر خیال

آهنگ : همایون خرم

خواننده : پروین

 دانلود کنید

 

عشق من برتر از اندیشه خود در خیال از تو بتی ساخته ام

داده ام پیکر زیبای (تو را)3 آن چنان جلوه که نشناخته ام

چون دریا توفانزا دو چشمت آفریدم

سیه نقشی از شبها ز گیسویت کشیدم

به لبهای تو نقشی برتر از افسانه دادم

ز مینا مستی ، از گل رنگ و بو در آن نهادم

به خیالی که بوده ام بت خود را ستوده ام

گر دیدی خسته جان شدم ناتوان شدم در پی ات به سر هر طرف دویدم

پی آن نقش آرزو همه جا رو نموده ام

من از جان می پرستم آن نقش جاودان کز تو در خیال خود آفریدم

 

2- خسته دلان

آهنگ : همایون خرم

خواننده : مرضیه

دستگاه : همایون

دانلود کنید

 قسم به دلهای خسته خسته دلان

قسم به قلب شکسته خسته دلان

به آه بر لب نشسته خسته دلان

که من در این سینه جز غمی آشنا ندارم به دل همزبان ندارم

از او جدا مانده ام در این رهگذر ز یارم نشان ندارم

ببین به شام بی ستاره ام ، نکرده چاره ام ، نگاه چاره سازی

نخوانده با نوای خسته ام ، نی شکسته ام ، نوای دلنوازی

ز حسرتم آه بی ثمر بر لب تا کی ، یارب تا کی

به خلوتم شام بی سحر یا رب تا کی ، امشب تا کی

شنیده ای ترانه حزینم به نیمه شب کلام آتشینم

ز حسرتم آه بی ثمر بر لب تا کی ، یارب تا کی

چه کنم ؟ چه کنم ؟

 

3- سوگند

آهنگساز : بابک افشار

خواننده : ویگن

دانلود کنید

 بر تو و آن خاطر آسوده سوگند

بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند

بر آن لبخند جادویی ، بر آن سیمای روشن

کز چشمان تو افتاده ، آتش بر هستی من

عمری هر شب در رهگذارت ، ماندم چشم انتظارت

شاید یک شب بیایی

دردا تنهای تنها ، بگذشته بی تو شبها ، در حسرت و جدایی

عاشقی گم کرده ره یا بی آشیانم

مانده بر جا آتشی از کاروانم

زین پس محزون و خاموشم عشقت خاکسترم کرد

بر دست باد پاییزی نشکفته پرپرم کرد

 

روحش شاد و یادش گرامی

منبع : ghamarelmolok.blogfa.com


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
انگار که کنسرت همایون شجریان بود

 

انگار که کنسرت همایون شجریان بود

زنده در ياد

انگار که چهارم شهریور هزار و سیصد هشتاد و هفت بود انگار که آخرین شب اجرا بود و من هم بودم

انگار که محمد رضا شجریان، بابای خوبی‌ست، که اینقدر برای پسرش کم نمی‌گذارد.
انگار که خوب است مردم کنسرت‌های بزرگ و دهن پر کن را پاتوق قرار دلبرانه و دور هم جمع شدنِ دوستانه‌ کرده‌اند.
انگار این لازم است که ابهت فخر فروشی عده‌ای بخاطر نوازنده‌گی‌ِ خوب و معروفیت اسم، فرو ریخته شود.
انگار که بایستی اینقدر کنسرت برگزار شود تا فرهنگش دُلادُلا شتر سواری نکند.
انگار که سطوح مختلف روشن فکرها، بدجوری با نگاه، همدیگر را به استهزا می‌کشاندند.
انگار که برق رفت.
انگار که سالن با نورهای موبایل قشنگ شده بود.
انگار که یک ساعت بعد شجریانِ پدر کلافه شد.
انگار که آمد روی سن و گفت: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم.
انگار که شجریان اینبار شمشیر را از رو بسته بود.
انگار که مردم فقط بلدند بگویند "استاد دوست داریم.استاد دوست داریم." و نگذارند که جو به اندازه‌ی کافی سیاسی شود.
انگار که این مردم خیلی کم فهم‌تر از آنند که بدانند، کی بگویند "استاد دوست داریم" و کی نگویند.
انگار که عصبانی شدم و بر سر آدمهای طبقه دوم، خیلی بلند فریاد کشیدم: "خفه شید، بگذارید حرفش را بزند."
انگار که سکوتی سخت بر همه طبقه دوم برای چند ثانیه‌ای حاکم شد.
انگار که بعدش سردرد گرفتم.
انگار نیمه اول را که اصفهان زدند و من حتی یک لحظه هم به سن نگاه نکردم، لذت بخش‌ترین موسیقیی بود که تا بحال از هر کنسرتی شنیده بودم.
انگار که پژمان حدادی و بهنام سامانی ید درازی در تکنوازی و دو نوازی سازهای کوبه‌ای دارند.
انگار که زیاده روی کردند و کل حرکت کنسرت را با هنرمندی بی‌نظیر اما تقریبا طولانی و بی‌موقع‌شان به کرختی کشاندند.
انگار که شجریانِ پدر جو گیر شد و با پسرش باز هم مرغ سحر را خواند.
انگار من هم بودم و اینقدر برایم سوت می‌زدند و می‌پرستیدندم، همینقدر جو گیر می‌شدم.
انگار شجریان با دست به مردم اشاره کرد که همراهش تصنیف مرغ سحر را بخوانند و فریاد برآورند، اما مردم به جایش دستک زدند.
انگار که شجریان باز هم ته دلش دلگیر شد.
انگار که من خوشحال شدم، که شجریان از دست زدن مردم ته دلش دلگیر شد.
انگار که از مرغ سحر خسته شده‌ام.
انگار که دلم نمی‌خواهد خدا، فلک و طبیعت در کار ما دخالت کنند. دندمان نرم شام تاریکمان را سحر کنیم

منبع : http://www.segah.ir:80/Home.aspx?ID=42


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شوالیه‌گری در آواز

 

شوالیه‌گری در آواز

دوشنبه شب دو هفته پیش، آخرین شب كنسرت چهار روزه گروه مولانا به سرپرستی و خوانندگی شهرام ناظری در فضای باز كاخ نیاوران برگزار شد


شب آخر هر اجرا معمولا به لحاظ انسجام گروه و انطباق با شرایط و نیز رفع كاستی‌های فنی و غیرموسیقایی (دكور، صدابرداری، نورپردازی، استقرار مردم، كنترل بلیت و راهنمایی شركت‌كنندگان و...)، بهترین و بی‌نقص‌ترین اجراها را می‌تواند شاهد باشد و از طرفی هم خستگی‌ها و تحلیل‌های فیزیكی، برخاسته از بی‌نظمی‌ها، برق‌رفتن‌ها و بعضا رفع موانع و دفع مشكلات و ناهمراهی‌ها به شكلی مضاعف، همواره در شب آخر رخ می‌نمایاند! حضور جمعیتی بالغ بر پنج هزار نفر در هر اجرا و جمعا شركت تقریبی 20 هزار نفر در كنسرت مذكور با معدل قیمت بلیت حدود 25 هزار تومان، به لحاظ جامعه‌شناختی و پدیدار شناسی و همچنین ایجاد تحرك و پویایی در هنر و اقتصاد هنر و... نكته‌ای بسیار قابل اعتنا و شایسته توجه است و اساسا در كنسرت‌هایی اینگونه (اجراهای بزرگان موسیقی) چرخه‌هایی به حركت می‌افتد كه حمایت و تداوم و استمرار آنها به فرهنگ و هنر ملی و كهن و شناسنامه و تبارهمگانی و ایجاد روح وحدت و روحیه توانمندی از یك‌طرف و از سوی دیگر پیدایش مشاغل و مسوولیت‌های جدید و تزریق خون به رگ‌های كم‌رمق و محتضر هنر (در بخش اقتصاد و خودگرانی اقتصادی) كمك‌های فراوان خواهد نمود و این پتانسیل تنها در هنر موسیقی ممكن است و اینكه فردی هنرمند به تنهایی و با اتكا به سابقه و كارنامه هنری خویش و اعتبار نامش همچون محمدرضا شجریان یا شهرام ناظری در چند شب 20 هزار نفر را با تمامی مشكلات و عدم همراهی‌های سازمان‌ها و نهادهای دولتی، مشتاقانه به سالن‌ها و فضاهای برگزاری كنسرت جذب كنند، در حالی‌كه بلیت‌هایی با قیمت 50 هزار تومانی را هم در دست دارند (خریداری كرده‌اند) و این نكته نه فقط در تمامی شاخه‌های هنری منحصر به فرد است بلكه به جرات می‌توان گفت كه در محبوب‌ترین ورزش‌ها و حتی ورزشكاران نیز (در حال حاضر) چنین موردی را نمی‌توان سراغ گرفت. كنسرت مزبور طبق معمول با تاخیری قابل تحمل و با دف‌نوازی‌های سیاوش ناظری شروع شد و از همان ابتدا سیطره ریتم و كوبش و هیجان را نوید و مژده می‌داد. در ادامه نیز تصانیف و آوازهای ویژه و مخصوص شهرام ناظری همراه با نوآوری‌ها و تمهیداتی كه در هر اجرا او برای ارائه و نشان دادن توانایی‌های حنجره و قابلیت‌های آوازی و نیز پرهیز از تكرار و تكرر و دوری از كلیشه و یكنواختی به كار می‌برد را شاهد بودیم. اجرای بیات اصفهان بدون درآمد كردن و یا حتی متقدم و پیش‌تر و جلوتر از ساز و نوازندگان و همچنین اجرای تحریرها و غلت‌هایی كه منحصر به فرد و غیرقابل تقلید است (به‌دلیل فیزیك حنجره و شكل‌گیری تارهای صوتی و تلفیق و تركیب هوشمندانه او از تحریرهای كردی كه به تحریرهای كبكی معروفند با تحریرهای مكاتب آوازی مركز ایران یعنی مكتب اصفهان و تهران) و تكرار جملات آوازی و تاكید بر ضرباهنگ‌ها و سرضرب‌ها و ظرافت‌هایی كه به حنجره این امكان را می‌دهد كه در برخی از ادوات تحریری «پژواك مانند» و مثل سیم واخوان در ساز عمل كند و... همراه با انرژی و تحرك جالب توجهی كه در طول دو ساعت اجرای موسیقی یك نفس و یكسره با كاراكتری ویژه و فیگورهایی اختصاصی و ایستادن سرپا و با نشاط، شیوه‌ای را رقم زده است كه امروزه تنها شیوه متفاوت و غیرمتداول با روش آوازخوانی رایج ماست؛ یعنی شیوه‌ای كه به سبك و روش مرحوم سیدحسین طاهرزاده موسوم و متصف است و صدالبته با ظرافت‌ها و دقایق آوازی استاد شجریان اجرا می‌گردد و اغلب و اكثر قریب به تمامی خوانندگان امروز ایران را در بر می‌گیرد (كه البته مختصات این شیوه و بررسی و نقد و صیرفی آن و نیز بیان تفاوت‌ها و اشتراكات و چه‌وچه... موضوع سخن ما نیست). در بخش كردی برنامه، به‌ویژه موسیقی منطقه «شه‌كاك»، نوع بیان و لحن و ادای كلمات و شیوه بیان جملات و اسرارآمیزی و ناآشنایی با این ادبیات و موسیقی نوای رازگونه تنبور و همراهی با حنجره خواننده از یك‌سو و از سوی دیگر سكوت سرشار از همهمه حضار و تابش نور ماه كامل بر فضای باغ و وزش خفیف و رمزگونه نسیم در بین برگ‌ها و شاخه‌های درختان بلند قامت (كه خود هر كدام تاریخی زنده محسوب می‌شوند) و رنگ نقره‌ای مهتاب كه انعكاسی سیم‌گون از اشخاص و از چهره‌ها و اجزا و اشیا داشت، فضایی راز آلود و اثیری ایجاد كرده بود كه به روشنی حضور و پیوند موسیقی و سوررئال را احساس و تبلور می‌بخشند و این از جذابیت‌های این اجرا بود به همراه قطعه «قفل زندان بشكنم» كه شادابی و نشاط و هنگامه‌خوانی و سرخوشانه‌سرایی را یكجا می‌شد تجربه كرد و دید! پس از سخنان استاد عزت‌الله انتظامی كه در جهت تأدید و تهیه وجه برای پرداخت دیه و رهاندن نوجوانی از مرحله اعدام با حاضران سخن گفت و الحمدلله هم مفید واقع گشت، شهرام ناظری سه‌تار به دست با قامت افراخته قطعه‌ای را در راست پنجگاه به نام حلاج با شعر استاد شفیعی‌كدكنی اجرا نمود و این اجرا را تقدیم به روح بلند دو هنرمند درگذشته زنده‌یادان خسرو شكیبایی و قیصر امین‌پور نمود و توجه او به این مطلب نشان می‌دهد كه او چقدر مشمول الطاف حضرت حق واقع شده و چه درس‌ها كه آموخته و چه توشه‌ها كه بیاندوخته و چه شعله‌ها و شررها كه بر جان و جهان خویش برافروخته و به قول علامه بزرگوار محمد قزوینی «چه ملتفت‌ها كه نشده است» و این البته بعضا در خلال و لابه‌لای سوختگی‌های آوازش و همچنین انتخاب اشعارش عیان و عریان رخ می‌نمایاند. اگر ذكر خیر و یاد آوری از خسرو شكیبایی به‌دلیل اینكه هنوز یك ماه از درگذشت او برنگذشته، بدیهی و طبیعی می‌نمود اما یادی از قیصر امین‌پور و اینكه درك و شناخت و شأن هنری و جایگاه قریحگی او كجاست، هوشمندی‌ها و اهلیت و فضل ادبی شهرام ناظری را شهادت می‌داد و به‌راستی اینك او به‌دلیل دریافت نشان شوالیه و نیز سلوك و رفتار خاضعانه و روحیه محبوبیت‌آورش می‌تواند در بین رشته‌های موسیقی و سینما و شعر به‌عنوان حلقه اتصال و اتفاق و وجه مشترك و شخص موجه، نقش‌آفرینی كند و بر پیوستگی و همبستگی هنرمندان حوزه‌های مختلف در روزگار تحدید هنر و هنرمند موثر و گره‌گشا عمل نماید! شعر «با هر نسیم دست تكان می‌دهد گلی هر نامه‌ای زنام تو دارد نشانه‌ها – قیصر امین‌پور» شناخت شعر و احاطه بر حوزه‌های ادبی این سرزمین در انتخاب مثنوی مجذوبعلی شاه (حدود 20 سال قبل) از شهرام ناظری و همچنین قصیده «كیش مهر»، بیان‌كننده ادعای نگارنده این سطور بر سطح ارزشمند ذوق و شعور شعری اوست؛ به حدی كه معرفی و شناساندن مجذوب را مدیون او هستیم و این اثر با عنوان خاطره انگیز و نوستالژیك، (یك شب آتش در نیستانی فتاد) در انتهای برنامه پایان‌بخش این كنسرت پرهیجان و پرتحرك بود.
حاشیه
1 – رسانه‌ ملی گویا هنوز به اهمیت و ارزش فرهنگی این نوع اجراها (اجرای كنسرت شجریان، ناظری، پورناظری، عارف و...) كه پی‌نبرده هیچ، بلكه اساسا به آنها حتی به یك اتفاق اجتماعی هم نگاه نمی‌كند و انعكاس خبری توجه و حضور مستقیم 20 هزار نفر در یك برنامه را انگار جزء وظایف رسانگی ‌ملی خویش نمی‌داند و نتیجه هم همین می‌شود كه در موسیقی صدا و سیما به‌ویژه آهنگ‌ها و تصانیف تیتر و پایانی سریال‌ها می‌بینید كه روز به‌روز شاهد افول و سقوط معیارهای هنری در آنها هستیم.
2 – گروه مولوی به‌ویژه شهرام غلامی و كمتر شروین مهاجر در تكنوازی‌ها و جواب آوازها- كه جواب آواز شهرام ناظری به‌راستی مشكل و دشوار است- خیلی خوب عمل كردند و نیز آقای محمدی و نوازنده تار هم. نكته دیگر دكور بسیار نامناسب، كتیبه‌‌های آسمانی‌رنگ ناهمگون، صدابرداری و باندها، صندلی‌های «ظروف كرایه‌ای» و نكات منفی دیگر، امیدوارم مانع اجرای مجدد در فضای باز باشد. ان‌شاءالله.         منبع : كارگزاران


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
وطن
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
آلبوم كنسرت «پورناظري‌ها» ماه آينده

 

آلبوم كنسرت «پورناظري‌ها» ماه آينده

كنسرت سال گذشته گروه شمس به همراه سماع‌گران قونيه، ماه آينده در بازار موسيقي منتشر مي‌شود

«سهراب پورناظري» خواننده گروه شمس در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: سال گذشته گروه شمس به مناسبت بزرگداشت سال مولانا در كاخ سعد‌آباد كنسرتي را برگزار كرد. اين اجرا كه به مدت 4 شب برگزار شد توسط «محمد‌رضا هنرمند» كارگردان سينما و تلويزيون تصويربرداري شد و قرار است تا ماه آينده در قالب يك آلبوم موسيقي در بازار منتشر شود.
به گزارش فارس، در اين كنسرت گروه موسيقي شمس با همكاري سماع‌گران قونيه در دو بخش موسيقي سنتي و موسيقي تنبور را بر اساس اشعاري از مولانا اجرا كردند كه 9 ميهمان از تركيه، 3 سماع‌گر و يك نوازنده ني از قونيه و3 نوازنده چنگ و ويولن سل از فرانسه اين گروه را همراهي كرد.
كار تصوير‌برداري و ضبط كنسرت گروه شمس در كاخ سعدآباد برعهده «محمد‌رضا هنرمند» كارگردان سينما و تلويزيون بوده است.   منبع : فارس


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دانلود صحبتهای شجریان در خصوص همايون

 

دانلود صحبتهای شجریان در خصوص همايون

دانلود صحبتهای محمد رضا شجریان در خصوص كنسرت همايون شجريان و گروه دستان و مشكلات بوجود آمده در كنسرت



دریافت صحبتهای استاد شجریان

منبع : delawaz.blogfa.com


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
تصنيف «كاروان» محجوبي در چهلم شكيبايي

 

تصنيف «كاروان» محجوبي در چهلم شكيبايي

در چهلمين روز درگذشت خسرو شكيبايي ، فاضل جمشيدي به همراه دو نوازنده تصنيف قديمي «كاروان» اثر مرتضي محجوبي را اجرا مي‌كند

اين مراسم كه 9 شهريور در خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود، بنده به‌همراه «علي پژوهشگر» نوازنده عود و پاشا حنجني نوازنده ني ، تصنيف قديمي كاروان را كه از ساخته‌هاي مرتضي محجوبي است، براساس اشعاري از رهي معيري در مايه دشتي اجرا خواهيم كرد.
وي با اشاره به اين اجرا افزود: چندي پيش در بزرگداشت جمشيد مشايخي، اجرايي داشتم كه به دنبال آن برگزاركنندگان مراسم چهلم شكيبايي نيز از من براي اجرا، دعوت به عمل آوردند.
اين خواننده با اشاره به نوع اجراي اين قطعه بيان داشت: به‌واسطه فضاي خاص مراسم من نيز براي اين اجرا از ساز ني و عود كه به نوعي اندوه را در درون خود دارند، استفاده مي‌كنم.
مراسم چهليمن روز درگذشت خسرو شكيبايي 9 شهريور در خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود.      منبع : فارس


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
همايون شجريان از مردم عذرخواهي كرد

 

همايون شجريان از مردم عذرخواهي كرد

در پي قطع برق و بروز مشكلات در برگزاري كنسرت طي دو روز پاياني اجراي همايون شجريان و گروه دستان، گروه و برگزاركنندگان با انتشار نامه‌اي خطاب به علاقه‌مندان حاضر در سالن از بروز اين حواشي عذرخواهي كردند

عليرغم پيگيري‌هاي جدي شركت دل‌آواز و تيم برگزاري كنسرت همايون شجريان و گروه دستان به منظور عدم قطع برق در ساعت‌هاي اجرا، اين مشكل در دو روز پاياني برگزاري كنسرت موجب اخلال در روند برپايي برنامه شد. به همين دليل همايون شجريان و اعضاي گروه دستان درنامه‌اي عذرخواهي و از كليه علاقه‌مندان به خاطر شكيبايي‌شان قدرداني كردند.
متن كامل اين نامه به اين شرح است:
دوستان، همراهان و مهربانان عزيزي كه يكشنبه و دوشنبه شب در كنسرت حضور داشتيد؛
از اين كه به خاطر قطعي ‌بي‌برنامه برق كه در نيمه اول كنسرت رخ داد، سختي كشيديد، پوزش مي‌خواهيم. مي‌دانيد كه كنترل اين بي‌برنامگي از حوزه اختيارات ما و برگزاركنندگان خارج بود. علي‌ايحال بابت تاخير در شروع برنامه، گرماي سالن، عدم پخش تصوير از نمايشگر‌ها و كيفيت نامناسب نور صحنه در بخش اول اجرا پوزش مي‌خواهيم و از شكيبايي شما سپاسگزاريم. اميد است كه بخش دوم كنسرت جبران كمبودها را كرده باشد.
كنسرت همايون شجريان و گروه دستان شب گذشته در تالار بزرگ كشور پايان يافت.  منبع : فارس


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نامه همایون خطاب به علاقه‌مندان موسیقی

 

نامه همایون خطاب به علاقه‌مندان موسیقی

در پی قطع برق و بروز مشکلات در برگزاری دو شب پایانی کنسرت منتشر شد نامه همایون شجریان و گروه دستان خطاب به علاقه‌مندان موسیقی



در پی قطع برق و بروز مشکلات در برگزاری کنسرت طی دو روز پایانی اجرای همایون شجریان و گروه دستان، گروه و برگزارکنندگان با انتشار نامه‌ای خطاب به علاقه‌مندان حاضر در سالن از بروز این حواشی عذرخواهی کردند.

به گزارش روابط عمومی کنسرت، علیرغم پیگیری‌های جدی شرکت دل‌آواز و تیم برگزاری کنسرت همایون شجریان و گروه دستان به منظور عدم قطع برق در ساعت‌های اجرا، این مشکل در دو روز پایانی برگزاری کنسرت موجب اخلال در روند برپایی برنامه شد. به همین دلیل همایون شجریان و اعضای گروه دستان درنامه‌ای عذرخواهی از کلیه علاقه‌مندان از شکیبایی آنان قدردانی کردند. متن کامل این نامه به این شرح است:

دوستان، همراهان و مهربانان عزیزی که یکشنبه و دوشنبه شب در کنسرت حضور داشتید؛
از این که به خاطر قطعی ‌بی‌برنامه برق که در نیمه اول کنسرت رخ داد، سختی کشیدید، پوزش می‌خواهیم. می‌دانید که کنترل این بی‌برنامگی از حوزه اختیارات ما و برگزارکنندگان خارج بود. علی‌ایحال بابت تاخیر در شروع برنامه، گرمای سالن، عدم پخش تصویر از نمایشگر‌ها و کیفیت نامناسب نور صحنه در بخش اول اجرا پوزش می‌خواهیم و از شکیبایی شما سپاسگزاریم. امید است که بخش دوم کنسرت جبران کمبودها را کرده باشد.   
منبع : دل آواز

همایون شجریان و گروه دستان

۰۵ شهریور ۱۳۸۷

 


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گزارش تصویری حاشیه آخرین شب کنسرت همایون شجریان
 

گزارش تصویری حاشیه آخرین شب کنسرت همایون شجریان

قطع برق منجر به اعتراض استاد شجریان پیش از شروع برنامه شد

درمیان شگفتی حاضرین استاد در کنار همایون شجریان نشست و تصنیف زیبای مرغ سحر را اجرا کرد

بوسه استاد حسین علیزاده بر پیشانی همایون شجریان


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کنسرت دستان با اعتراض شجریان به پایان رسید

 

کنسرت دستان با اعتراض شجریان به پایان رسید

آخرین شب از کنسرت گروه دستان و همایون شجریان به دلیل قطع برق و نارسایی در به کار انداختن سیستم اضطراری برق با اعتراض شدید استاد شجریان مواجه شد
خاموشی تالار بزرگ کشور دقایقی پس از استقرارحاضرین در سالن صورت گرفت و تماشاگران یک ساعت و نیم در سالن گرم و نیمه تاریک و بدون تهویه برای شروع کنسرت به انتظار نشستند.

با آمدن برق و قبل از ورود گروه به سالن استاد محمدرضا شجریان با چهره ای برافروخته به روی صحنه آمد و خطاب به حاضرین در سالن چنین گفت : دست همه شما را می بوسم ، ما هم مانند شما میهمان تالارکشور هستیم و نمی دانم که با اوضاعی که پیش آمد چطور می شود میزبان از حال مهمان خود خبر نداشته باشد و نداند که این همه نارسایی از کجاست. متاسفانه باید بگویم قطع برق و نارسایی از جانب برخی دوستان بوده که همه ما را شرمنده کرد.

استاد شجریان درمیان انبوه جمعیت و تشویق بی امان آنها با اشاره به آمادگی اعضای گروه دستان گفت : اعضای گروه دستان از این اتفاق خیلی عصبی و دچار آشفتگی روحی شدند اما صبر و حوصله شما باعث روحیه دادن به آنها شد ولی تمام دوستانی که می خواستند این برنامه را خراب کنند باید بدانند که جلوی رشد موسیقی را نمی توان گرفت تا زمانی که زبان فارسی هست موسیقی اصیل ایرانی هم زنده خواهد ماند.

پس از پایان صحبت های استاد آواز موسیقی ایران گروه "دستان" به روی صحنه آمدند و قبل از شروع اعلام شد که به دلیل تکمیل فیلمبرداری از برنامه برخلاف شبهای گذشته قطعات بخش دوم کنسرت دستان به آهنگسازی سعید فرجپوری در مایه بیات اصفهان در بخش اول اجرا خواهد شد.

قطعه بی کلام "اشتیاق"، آغازگر این کنسرت بود که با ساز و آواز، تصنیف "چین زلف" با استفاده از اشعار عطار نیشابوری، ساز و آواز "عشق پاک" با شعری از فریدون مشیری ، تصنیف "اسرار عشق" براساس شعری از حافظ ، ساز و آواز "دلشده" با شعر عراقی ادامه پیدا کرد و با تصنیف ملی میهنی "وطن" با شعری از سیاوش کسرایی به پایان رسید.

پس از آنتراک کوتاه بخش دوم کنسرت "دستان" با عنوان " قیژک کولی" با تصنیف "عاشقانه" و شعری از حمید متبسم آغاز شد و پس از آن ساز و آواز ، تصنیف " قیژک کولی" با شعر محمدرضا شفیعی کدکنی ، قطعه بی کلام "مستانه "، ساز و آواز" کمند زلف" براساس شعری از حافظ اجرا شد و همچنین تصنیف" زهی عشق " با شعری از مولانا پایان بخش قسمت دوم از کنسرت گروه موسیقی "دستان" بود.

پس از پایان بخش دوم کنسرت و در پی تشویق های بی امان و تقاضای حاضرین برای اجرای تصنیف" مرغ سحر" اعضای گروه موسیقی "دستان" به روی صحنه آمدند ودوباره برجای خود نشستند؛ همایون شجریان درحرکتی غیر قابل پیش بینی از سکو پایین آمد و از پدرش خواست تا در اجرای "مرغ سحر" او را همراهی کند و آنگاه هر دو به روی صحنه آمدند و پدر و پسر تصنیف خاطره انگیز "مرغ سحر" را همراه با جمعیت یکصدا خواندند.

* حاشیه

- در آخرین شب از کنسرت همایون شجریان "حسین علیزاده"،" مجید درخشانی" و جمعی از هنرمندان موسیقی حضور داشتند. 

- علیرغم قطع برق و تاخیر یک ساعت و نیم در اجرای کنسرت، جمعیت حاضر در سالن همچنان مشتاقانه در سالن نشسته و با صبر و حوصله منتظر اجرای کنسرت گروه "دستان" بودند.

- در خاموشی سالن نور موبایل ها و تشویق های تماشاگران شور و حال خاصی به کنسرت بخشیده بود.

- دو شب از چهار شب برنامه گروه دستان با قطع برق مواجه شد.     منبع : مهر


آخرين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان شب گذشته در حالي به پايان رسيد كه قطع برق باعث ناراحتي و اعتراض «محمدرضا شجريان» شد.
بنابراين گزارش، قطع برق زماني اتفاق افتاد كه بسياري از مردم به داخل تالار بزرگ كشور راه يافته بودند اما متاسفانه اين خاموشي يك ساعت و ده دقيقه به طول انجاميد.البته در اين مدت برخي از مخاطبان به اين مسئله اعتراض كردند كه مسئولين آنها را به برگزار كنندگان كنسرت (كه شركت دل آواز بود) ارجاع مي‌دادند.
به گزارش فارس،زمان وصل شدن برق و قبل از ورود گروه دستان به صحنه ، محمدرضا شجريان به روي سن آمد و گفت: من دست همه شما را مي‌بوسم، ما هم مانند شما ميهمان تالاركشور هستيم و نمي دانم كه با اوضاعي كه پيش آمده، چطور مي‌شود ميزبان از حال مهمان خود خبر نداشته باشد و نداند كه اين همه نارسايي از كجاست.
وي ادامه داد: متأسفانه قطع برق و نارسايي از جانب برخي دوستان بوده كه همه ما را شرمنده كرد.
پس از صحبت‌هاي شجريان، اعضاي گروه دستان به روي صحنه آمدند و به اجراي بخش اول كنسرت خود با عنوان قيژك كولي پرداختند و پس از استراحتي كوتاه براي اجراي بخش دوم كه خورشيد آرزو نام داشت به صحنه آمدند.
كنسرت گروه دستان شب گذشته با حضور حسين عليزاده،بيژن كامكار،محمدرضا درويشي و ... در حالي به پايان رسيد كه همايون شجريان از پدر خواست تا در اجراي تصنيف مرغ سحر او را همراهي كند.
در واقع با آمدن شجريان به روي صحنه، اين همايون بود كه در برخي قسمت‌هاي قطعه پدر را همراهي كرد.    منبع : فارس


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
همایون شجریان و کمال مطلوب

 

همایون شجریان و کمال مطلوب

همایون شجریان بدون شک خواننده ای خوش صدا،توانا و با تکنیک است اما اینها شرط کافی برای رسیدن به کمال مطلوب نیست

چهار شب کنسرت گروه دستان وهمایون شجریان در تالار بزرگ کشور برگزار شد و دیشب به پایان رسید. در مورد گروه دستان و حرفه ای بودن این گروه و توانایی های بالقوه و بالفعل نوازندگان آن زیاد گفته و نوشته شده است.

گروهی که بعد از کامکارها به عنوان یکی از گروههای پیشینه دار و موفق شناخته شده و فعالیتهای فرامرزی آن نیز قابل تامل و تقدیر است اما قضیه همایون شجریان فرق می کند. این خواننده خوش آتیه و جوان پر شوری که در موسیقی و آواز،هوش سرشار و تواناییهای بالایی دارد تازه اول راه است. استقبال گرم وگسترده از کنسرت و حتی تیراژ بالای آثار و مسائلی از این دست هرچند که بسیار مهم بوده و برای خیلی از اهالی هنر مفصد و هدف محسوب می شود اما به هیچ وجه ملاک و معیاری قابل اعتنا برای موفقیت و ماندگاری هنرمند محسوب نمی شود.

همایون شجریان از تمامی محاسن و مزایای فرزند بودن استاد یگانه آواز بهره مند بوده و هست. اگر چه گاه این تواناییها ناخواسته و ناروا به حساب فرزند شجریان بودن می رود ولی چه می توان کرد که اگر آن شیرینیها هست این تلخیها را نیز باید چشید. به هر حال همایون بر سر چشمه نشسته و در این چند سال هم نشان داده است که استحقاق بهره مندی از این آب زلال را دارد ولی نکته مهم و اساسی در این مسیر تعیین افق دید و گزینش راه و روشی مناسب از سوی اوست. قطعا راه پدر با همه ویژگیهای مثبت و ارزشمندی که داشته و دارد برای همایون بهترین راه نیست.

در یک نگاه کلی و ارزیابی ساده از کنسرت اخیر چنین برداشت می شود که همایون همین راه را انتخاب کرده است. حتی او در انتخاب اشعار و اجرا کمی افراط از خود نشان داده است. شاید این تصمیم از نظر تکنیک،جذب مخاطب بیشتر، اجرای کنسرت و به طور کل از جمیع جهات و ملاحظات مرسوم روز تصمیم درستی باشد اما قطعا از نظر استراتژی برای فعالیت یک هنرمند جوان که چند دهه فعالیت حرفه ای در پیش رو دارد نمی تواند بهترین تصمیم باشد.

به هر حال باید پذیرفت که انتخاب راه و مسیری جداگانه که بتواند در انتها هم شأن و همسنگ با مکتب و شیوه با شکوه استاد شحریان باشد کار ساده ای نیست اما خطر کردن در جوانی آن هم به پشتوانه پیر دیر آواز ممکن است منجر به ظهور یک شجریان دیگر با رنگ و بویی دیگر شود و آنگاه این اتفاق راه تازه ای را برای موسیقی ایران وآواز پرآوازه اش می گشاید.       منبع : مهر


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
سومين شب كنسرت «همايون شجريان

 

سومين شب كنسرت «همايون شجريان

سومين شب اجراي «همايون شجريان» به همراه گروه «دستان» شامگاه گذشته درحالي سپري شد، كه اجراي مراسم تحت‌تاثير قطع برق در تالار بزرگ كشور قرار گرفت

به گزارش خبرنگار موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درحالي كه براساس برنامه‌ قرار بود اجراي گروه از ساعت 20 آغاز شود و علاقه‌مندان زيادي در انتظار حضور گروه روي سن و آغاز اجراي اين برنامه موسيقي بودند، برق تالار بزرگ كشور ساعت 20 قطع شد و خاموشي كامل سالن اجرا و محوطه بيروني را فرا گرفت!

درپي اين اتفاق كه براي لحظاتي نظم سالن را برهم زد، تالار بزرگ كشور چند دقيقه در خاموشي كامل به‌سر برد كه پس از آن مسئولين برگزاري با استفاده از برق اضطراري، بخشي از چراغ‌هاي سالن اجرا و محوطه بيروني را روشن كرده و از حاضران خواستند براي اجراي مراسم در مكان‌هاي مخصوص خود قرار بگيرند.

حاضران در سالن شاهد تلاش گروه برگزاري براي فراهم كردن برق اضطراري براي پروژكتورهايي كه روي سن را روشن مي‌كرد و باندهاي پخش صدا بودند كه بالاخره در ساعت 30/20 پروژكتور‌هاي روي سن روشن شد و در اين ميان نيز مردم با دست‌زدن به‌نوعي اعتراض خود را اعلام مي‌كردند.

بالاخره گروه با 50 دقيقه تاخير روي سن آمد و همايون شجريان در همان ابتدا با عذرخواهي از مشكلات پيش‌آمده، عنوان كرد: علت تاخير در اجرا قطع برق بوده كه هنوز مشخص نيست به علت مشكل محل برگزاري است يا از سوي اداره نيرو اين اتفاق افتاده است، هرچند كه برنامه اجرا خواهد شد و اميدواريم همه‌چيز به‌خوبي پيش برود.

گروه درحالي برنامه خود را آغاز كرد كه تاثير قطع برق در كيفيت اجرا كاملا مشهود بود، به‌طوري كه‌صداي برخي از باندها نيز حتي پس از گذشت چند دقيقه از آغاز برنامه وصل نشده بود، علاوه براين خاموشي سيستم تهويه نيز باعث گرمي سالن شده‌بود و بسياري از حاضرين از اين وضعيت گلايه داشتند.

همايون شجريان و گروه «دستان» درحالي پس از اجراي قطعات «عاشقانه»، «قيژك كولي»،‌ «مستانه»، «كمند زلف» و«زهي عشق» به‌كار خود در بخش اول كنسرت پايان دادند كه همزمان با اعلام تنفس در ساعت 22 و پايان نيمه اول اجرا، برق سالن نيز مجددا وصل شد.

نيمه دوم كنسرت كه پس از 45 دقيقه تنفس آغاز شد شايد آن‌چه بود كه گروه از ابتدا انتظار آن را داشت، چرا كه حاضراني كه پس از زمان تنفس وارد سالن شدند، تازه متوجه زيبايي دكور پشت سر گروه شده و با بهبود كيفيت اجرا در فضاي يك كنسرت واقعي قرار گرفتند.

درحال كه كيفيت صوتي اجرا به وضوح بهتر شده‌بود، مانيتورهايي كه تصاوير گروه را درحال اجرا پخش مي‌كرد، در اين نيمه روشن شده‌بود كه باعث شد افرادي كه در صندلي‌هاي دورتر سالن نشسته‌بودند هم بالاخره بتوانند اعضاي گروه را از نزديك ببينند!

به گزارش ايسنا، برنامه اجراي همايون شجريان و گروه «دستان» در بخش دوم هم با اجراي قطعات «اشتياق»، «خورشيد آرزو»، «چين زلف»، «عشق پاك»، «اسرار عشق»، «دلشده» و «وطن» به پايان رسيد، ولي درحالي كه گروه پس از تشويق‌هاي فراوان سالن را ترك كرده ‌بود، با تداوم تشويق‌ها مجددا روي سن قرار گرفت و قطعه «مرغ سحر» را با همنوايي مردم اجرا كرد.    منبع : ايسنا


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
هوشنگ کامکار : به ما مجوز نمي دهند

 

هوشنگ کامکار : به ما مجوز نمي دهند


به گفته سرپرست گروه كامكارها ، اين گروه بيش از دو ماه است که درخواست براي اجراي کنسرت در شيراز را به دفتر موسيقي ارشاد ارائه داده ، اما هنوز از طرف اين مرکز  پاسخي داده نشده است

"هوشنگ کامکار"، سرپرست گروه کامکارها در گفت و گو با CHN عنوان کرد:« بيش تر از دو ماه است که درخواست خود را براي اجراي کنسرت در شيراز به دفتر موسيقي ارائه داده‌ايم، اما تا امروز به ما پاسخي نداده اند. حتي پس از آنکه چندين بار نيز موضوع را پيگيري کرديم، اما باز هم جوابي دريافت نکرديم و به ما مجوز نمي دهند.»

 
وي ادامه داد:« براي اينکه در خارج از کشور کنسرتي برگزار کنيم، هيچ مشکلي نداريم، اما متاسفانه براي دريافت مجوز و اجراي کنسرت در داخل کشور، با مشکل مواجهيم.»
 
سرپرست گروه کامکارها از حضور در جشنواره موسيقي لندن خبر داد:« روزهاي سوم و چهارم مهر در محل "بابي سنتر" لندن کنسرت برگزار مي‌کنيم. اين کنسرت يکي از برنامه‌هاي جشنواره موسيقي لندن است که يکي از جشنواره هاي معتبر موسيقي جهان محسوب مي‌شود.»
 
کامکار اضافه کرد:« در مدتي که در لندن هستيم، تمريناتي هم با ارکستر سمفونيک شهر لندن براي يک اجراي مشترک خواهيم داشت، که البته زمان قطعي اين اجرا مشخص نشده است.» منبع :  ميراث فرهنگي

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
قطع دو ساعته برق در کنسرت همايون شجريان

 

قطع دو ساعته برق در کنسرت همايون شجريان

قطع دو ساعته برق در کنسرتي که بيش از 3 هزار نفر براي ديدن آن آمده اند هم يکي از آن دسته اتفاقاتي است که فقط در کشور ما مي توان شاهد آن بود



شب گذشته سومين شب کنسرت همايون شجريان به همراه گروه دستان در حالي برگزار شد که قطعي دو ساعته برق فرصت تجربه جديد ديگري را در زمينه استفاده از برنامه هاي فرهنگي هنري براي دوستداران و اهالي فرهنگ و موسيقي به وجود آورد.

قطع برق سالن وزارت کشور

کنسرت گروه دستان طبق اعلام قبلي در رسانه ها قرار بود راس ساعت 20 در تالار بزرگ کشور آغاز شود. اما طبق معمول برنامه کنسرت هاي داخلي، تعداد بسياري از مخاطباني که بليط هاي کنسرت را در دست داشتند ساعت 20 همچنان در حال ورود به تالار بودند.

راس ساعت 20 و همزمان با ساعتي که براي آغاز برنامه اعلام شده بود برق تالار بزرگ کشور و محله هاي اطراف آن قطع شد و سيستم هاي الکترونيکي کنترل بليط نيز از کار افتادند تا جمعيت بيرون تالار که حدود نيمي از مخاطبان را شامل مي شدند پشت درب ها منتظر وصل مجدد برق بمانند.
 
پس از تلاش هاي عوامل اجرايي ،برق اضطراري تالار وزارت کشور 15 دقيقه بعد وصل شد.اين در حالي بود که از 4 سيستم الکترونيکي کنترل بليط تنها يکي از آنها پس از حدود 5 دقيقه به کار افتاد.
 
در داخل تالار نيز برق اضطراري تنها تعداد کمي از چراغ هاي سالن کنسرت را روشن کرده بود و قسمت هاي انتهايي سالن و همچنين سالن ورودي با مشکل نور و تهويه هوا مواجه شده بودند.
 

شروع کنسرت با 50 دقيقه تاخير

ساعت 20 و 50 دقيقه اعضاي گروه دستان به همراه همايون شجريان در ميان تشويق حاضران بر روي سن حاضر شدند که همايون با حالت ناراحتي از قطعي برق عذر خواهي کرد و گفت : از همه شما به دليل مشکلات پيش آمده ناشي از قطعي برق عذر خواهي مي کنم . اين تاخير پيش آمده به دليل قطع برق بود که نمي دانم تقصير از وزارت نيرو بوده يا از سوي مسئولان تالار وزارت کشور که باز هم عذر خواهي مي کنم و ما مجبوريم که بالاخره با همين وضع کار را شروع کنيم.
 
بخش اول برنامه با وجود مشکل نور ، تهويه هوا و صداي دهي نامناسب سيستم هاي صوتي به پايان رسيد و در زمان انتراک 45 دقيقه اي کنسرت بالاخره برق مجموعه تالار بزرگ وزارت کشور راس ساعت 22 وصل شد.
 
بخش دوم برنامه نيز با اين توضيح حميد متبسم نوازنده تار گروه دستان آغاز شد که گفت: قرار است از قسمت دوم کنسرت فيلم برداري شود که احتمالا گاهي مشکلي در مسير ديد برخي از حاضران به وجود مي آيد و پيشاپيش عذر خواهي مي کنيم."
 
قسمت دوم برنامه گروه دستان نيز در مايه اصفهان اجرا شد که مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و در پايان برنامه همايون تصنيف "مرغ سحر" به در خواست حاضران اجرا کرد.       منبع : برنا

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گفت‌و‌گویی کوتاه با سعید فرج‌پوری

 

گفت‌و‌گویی کوتاه با سعید فرج‌پوری

فرج‌پوری : ‌معمولاً در هر کاری یک طرح و ایده‌ی اولیه مطرح می‌شود که آن‌ را هم باید یک ذهن به‌وجود بیاورد

گروه دستان به‌ياري چند نوازنده فعال اكنون يكي از مطرح‌ترين گروه‌هاي موسيقي ايراني در داخل و خارج از مرزهاي كشورمان است.

به‌واقع همدلي و تلاش‌هاي متعدد افراد گروه دستان از آن يك الگو ساخته كه دست يافتن به آن چندان هم ساده نيست. سعيد فرج‌پوري نوازنده كمانچه اين گروه، علاوه‌بر اينكه عضو بسيار مؤثري است در گروه آوا به خوانندگي محمدرضا شجريان نيز مشغول است. كار كردن با دو گروه بسيار مطرح و حضور در كنسرت‌هاي مختلف نيازمند صرف زمان زيادي براي رسيدن به آمادگي است. فرج‌پوري متواضع و به دور از غرور  رايج ميان برخي از اهالي موسيقي، زايا و خلاق و پرانرژي است. به بهانه كنسرت گروه دستان به خوانندگي همايون شجريان سراغ وي رفتيم.

  • شروع يك قطعه كه گروه دستان آن را ارائه مي‌كند، چگونه زده مي‌شود؟

معمولاً در هر كاري يك طرح و ايده اوليه مطرح مي‌شود كه آن‌هم بايد توسط يك ذهن به‌وجود بيايد. در گروه دستان ابتدا يكي از اعضاي گروه به‌عنوان آهنگساز، قطعه يا قطعاتي را پيشنهاد مي‌دهد و بقيه آن را گوش مي‌دهند. در مرحله بعدي، آثار ارائه شده به شور و مشورت گروهي گذاشته مي‌شود. مهم نيست كه كدام‌يك از افراد گروه كاري ساخته‌اند؛ مهم اين است كه شالكه اصلي يك قطعه يا يك پروژه شكل گرفته باشد. در اين شرايط است كه آهنگساز پروژه‌اش را با پيشنهاد يك خواننده مطرح كرده و حالا گروه درباره تنظيم و حال و هواي نهايي پروژه تصميم مي‌گيرد.

  • پس به نظر مي‌رسد رابطه انتخاب خواننده و حال و هواي رپرتوار يك رابطه دو سويه و متقابل باشد ؟

دقيقا همين طور است. به عنوان مثال  در همين كنسرت‌كه ‌يك رپرتوار در مايه بيات اصفهان ساخته‌ام، ديدم بهتر است همايون شجريان آن را بخواند. پيشنهاد دادم به گروه كه چنين پروژه‌اي دارم.

  • اين پيشنهاد تا چه ميزان بايد كامل شده باشد؟ آيا انتخاب يك خط ملودي و شعر متناسب كافي است؟

معمولاً انتخاب شعر، ريتم و ملودي در ارائه يك طرح ضروري است و همه اينها را آهنگساز انجام مي‌دهد. اينجاست كه نظر گروه مطرح مي‌شود، براي تنظيم قطعات. به‌قول خودمان نوبت مي‌رسد به «دستانيزه» كردن پروژه. آن‌وقت هر كس هر نظري داشته باشد، مي‌دهد. بالاخره به‌خاطر سال‌ها همكاري و آشنايي با سلايق يكديگر به راهكارهاي مناسبي كه نظر همه اعضاي گروه را تأمين كند، مي‌رسيم.

  • حالا اگر پيشنهادهاي مطرح شده توسط افراد گروه با نظر آهنگساز   يا صاحب پروژه همخواني نداشته باشد چه مي‌كنيد؟

 در چنين شرايطي حق انتخاب را مي‌دهيم به مؤلف اثر كه همان آهنگساز باشد. طبيعي است كه يك آهنگساز براساس خواسته‌هاي خودش يك قطعه را ساخته است  و اگر قرار باشد در نهايت موسيقي آن چيزي نباشد كه مد نظر او بوده، آن اثر ديگر متعلق به او نيست. اما معمولاً سر اين قضيه هيچ مشكلي پيدا نمي‌كنيم. دليلش را قبلاً گفتم كه سلايق و علايق ما حالا خيلي به هم نزديك شده و نظرات‌مان به همديگر مي‌خورد.

  • از واژه «دستانيزه» استفاده كرده‌ايد كه حاكي از يك چارچوب از پيش تعريف شده است. اين چارچوب و اصول چيست كه قطعات شما را دستانيزه مي‌كند؟

اين چارچوب خيلي تعريف شدني نيست. به هر حال سا‌ل‌ها همكاري كردن با يكديگر موجب شده صدايي كه از گروه ما بيرون مي‌آيد، شناخته شده باشد. اين چيزي است كه سال‌هاي سال همكاري، آن را خودبه‌‌خود تعريف كرده است. وقتي يك آهنگ يا يك هنرمند وارد گروه مي‌شود به‌واسطه همان مشورت‌ها به اين صداي مشخص نزديك يا به‌قولي دستانيزه مي‌شود. اين صدا مثل يك رنگ است. مثل يك تصوير است. رنگ و تصويري كه نمي‌توان تعريف كرد. الان خيلي از شنونده‌هاي گروه دستان بدون اينكه بروشور اثر را ببينند، مي‌فهمند كه محصول گروه دستان است. گروه دستان خود به خود به يك امضا و مهر رسيده كه درواقع رنگ‌‌آميزي گروه موجب آن شده است.

  • اعضاي گروه دستان در گروه‌هاي ديگر نيز حضور دارند. اين حضورهاي متعدد آسيبي به فعاليت‌هاي گروه دستان‌نمي‌رساند؟ علاوه بر اينكه شما به‌لحاظ جغرافيايي از يكديگر فاصله داريد و هر كدامتان در يك كشور زندگي مي‌كنيد.

ما به‌عنوان افرادي حرفه‌اي با اين قضيه نيز حرفه‌اي برخورد مي‌كنيم. نوازنده حرفه‌اي بايد اين توانايي را داشته باشد كه همزمان با هم درچند برنامه قدرت اجرايي داشته باشد. اين است كه ما علاوه بر فعاليت در گروه دستان در گروه‌هاي ديگر هم ساز مي‌زنيم. بعد مسافت هم اهميت چنداني ندارد. ما علاوه بر اينكه در طول يك سال بارها در كنار همديگر هستيم و كنسرت مي‌دهيم و به استوديو مي‌رويم  از هر راهي كه ممكن باشد يكديگر را از حال و احوال و كارهاي هم باخبر مي‌كنيم.

  • دستان يكي از معدود گروه‌هايي است كه توانسته سال‌ها به‌طور مستمر توليد موسيقي داشته باشد. شما راز اين موفقيت را در چه مي‌دانيد؟

اگر هر نوازنده‌اي در هر گروهي اين احساس را داشته باشد كه جايگاهش با ساير اعضاي آن گروه برابر است و هيچ تكروي‌اي وجود ندارد، طبيعي است كه به حركت و فعاليت دلسوزانه خود با تمام انرژي ادامه مي‌دهد. گروه دستان سعي كرده است كه اين برابري را ميان اعضاي خودش به‌وجود بياورد و فكر مي‌كنم خوشبختانه در اين امر موفقيت حاصل شده است. وقتي كوچكترين مسئله مادي و معنوي در اين گروه وجود ندارد، پيداست كه حيات دستان استمرار خواهد داشت. اما در گروهي كه همه چيز در قيد يك نفر است و تمام تصميم‌ها توسط يك نفر گرفته مي‌شود، فعاليت‌ها چندان ادامه نخواهد داشت. گروه دستان در 2 سال گذشته نزديك به   5 اثر توليد كرده كه چندان آسان نيست.

درياي بي‌پايان و سعدي‌نامه كه خوانندگي هر دو به‌عهده سالار عقيلي بود و همين‌طور اثري باعنوان «به‌نام گل‌سرخ» كه به زودي منتشر خواهد شد و دو آلبوم با همايون شجريان كه آهنگسازي آنها را آقاي متبسم و من انجام داده‌ايم. غير از اين آلبوم‌ها، ما كلي كنسرت هم داشته‌ايم كه خوشبختانه بلااستثناء و با استقبال روبه رو شده است. طبيعي است كه امروز اعضاي چنين گروهي بايد احساس امنيت و رضايت‌خاطر داشته باشند از حضورشان در دستان كه اين حجم از فعاليت را به فرجام برسانند. البته فراموش كرد‌م كه بگويم يك پروژه سنگين داشتيم با اركستر سمفونيك ليژ. روي اين پروژه خيلي سرمايه‌گذاري كرديم و انرژي زيادي از ما گرفته است.

  • ملاكتان براي انتخاب همايون شجريان در كنسرت اخير چه بود؟

اصولاً يك گروه حرفه‌اي با اسم و رسم سراغ خواننده‌اي مي‌رود كه علاوه بر توانا بودن، ميان مردم محبوب و شناخته شده باشد. اين اولين اصل و ملاك براي گروه دستان است.

  • گروه دستان باوجود اينكه به شيوه و صداي خاصي رسيده است، همچنان ميل به تجربه دارد. چرا؟

فراموش نكنيد كه موسيقي براي ما حكم زندگي را دارد. درست است كه اين كار ماست اما از صبح تا شب و حتي گاهي در خواب در ما حضور دارد. پس طبيعي است كه آدمي در زندگي‌اش به تنوع و تجربه نياز دارد.

  • ويژگي اين رپرتوار كه براي صداي همايون شجريان ساخته‌ايد، به لحاظ معنوي و روحي چيست؟

اين رپرتوار گوياي حال و هواي امروز من است. اين رپرتوار به شما مي‌گويد كه من امروز چگونه فكر مي‌كنم و حرف دلم چيست. سعي كردم اين رپرتوار ترجمان سعيد فرج‌پوري‌اي باشد كه آن را دوست دارم. اصولاً موقع ساختن  به دلم مراجعه مي‌كنم نه اينكه بيايم و قبل از ساخت به فكر تعداد سازها و نوع ريتم و تمپو باشم. موسيقي من از دلم برمي‌آيد.         منبع : همشهري


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
چون دوست دشمن است ، شکایت کجا برم ؟

 

چون دوست دشمن است ، شکایت کجا برم ؟

در پی قطع برق در کنسرت همایون شجريان، محمدرضا شجریان، استاد مسلم آواز ایرانی آمد روی صحنه و از تک تک جمعیت عذرخواهی کرد و گفت: دست‌های شما را می‌بوسم که تحمل کردید

امشب رفته بودم کنسرت همایون شجریان. همه چیز مطابق معمول در حال انجام بود و البته جمعیت زیادی هم آمده بود که من فکرش را نمی کردم چنین جمعیتی برای همایون بیایند. اعلام کردند که بروید داخل سالن ها تا برنامه را اجرا کنیم. رفتیم. همین که جاگیر شدیم و صدای دست و سوت بلند شد که یعنی همایون و گروه دستان دارند می آیند روی صحنه ، ناگهان برق رفت. ظلمات شد آن سالن وزارت کشور که چشم چشم را نمی دید. موبایل ها بکار افتاد تا بلکه دقیقه ای بعد از طریق ژنراتور همه چیز عادی شود. اما نشد. یک ربع گذشت. هیچ اتفاقی نیفتاد و از گروه دستان و همایون خان نیز حتی یک نفر هم نیامد که توضیحی بدهد که این خلق الله چه کنند. بروند. بمانند. بروند هواخوری . نروند  هواخوری.

 صدای سوت ها بلند شد و بعد صدای دست های اعتراضی. اما باز نه برق آمد و نه مدیر برنامه. مدت زمان که طولانی تر شد صدای سوت ها تبدیل به هو شد. جسته و گریخته. این طرف و آن طرف سالن. و هوای دم کرده و گرفته سالن دیگر جای ماندن نداشت. جالب این جا بود که سالن انتظار برق اضطراری داشت و روشن بود اما سالن اجرا ابدا. همچنان همه در ظلمات بودند و البته دست های اعتراضی.

 یک ساعت گذشت. خبری نشد. خلاصه با هزار زور توانستند چند تا لام÷ کم مصرف در سالن اجرا روشن کنند و بعد میکروفن و بلند گوها را راه بیندازند. جمعیتی که بیرون رفته بود برگشت. صدای میکروفن آمد : "چک چک " وناگهان جیغ جمعیت بلند شد.

 محمد رضا شجریان استاد مسلم آواز ایرانی آمد روی صحنه و از تک تک جمعیت عذرخواهی کرد و گفت : دست های شما را می بوسم که تحمل کردید. اما باور نمی کنم که این اتفاق به سادگی افتاده باشد. مگر می شود برق اینجا برود در حالی که وزارت کشور همین پشت است و آنها می دانند چنین برنامه امشب می خواهد اجرا شود.   از دشمنان برند شکایت به دوستان/چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟ برخی نمی خواهند موسیقی داشته باشیم اما بدانند تا زمانی که زبان فارسی هست موسیقی فارسی هم هست.....

صدای شجریان در هیاهوی مردم گم شد و شکوه می کرد که با این کاری که کردند اعصاب بچه ها ( گروه دستان ) را بهم ریختند و ....

نهایت نیز مجددا عذرخواهی کرد و با تشویق پی در پی مردم سکو را ترک کرد تا همایون بیاید و برنامه ای را که عقب افتاده بود اجرا کند.

 اما ماجرا تمام نشد. نیم ساعت یا کمی بیشتر از برنامه گذشته بود که وسط آواز همایون ناگهان همین برق اضطراری نیز قطع شد و سالن یک پارچه سیاه شد. مردم همایون را تشویق کردند و بلافاصله برق آمد و همایون آواز را گام های بلندتری از پی گرفت.

 چه صدایی و چه آوازی و چه شبی . خصوصا تصنیف وطن که سراسر سیاسی بود و از مردی سخن می گفت با شانه های  تکیده و زخمی که با سختی ها و رنج ها را تحمل می کند اما وطنش را ترک نمی کندو آن را عاشقانه دوست می دارد.           منبع : akmont.blogfa.com


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گفت و گو با عبدالحسين مختاباد

 

گفت و گو با عبدالحسين مختاباد

سيد عبدالحسين مختاباد يکم فروردين ماه 1345 در روستاي امره از توابع شهر ساري متولد شد. دوران دبستان، راهنمايي و دبيرستان را در شهر ساري گذراند

 و همزمان به تعزيه خواني در گروه هاي تعزيه محله اش هم پرداخت. از سال هاي اوليه انقلاب با شنيدن آلبوم هاي گروه چاووش و صداي محمدرضا شجريان به موسيقي سنتي علاقه مند شد و تمرين و رديف خواني را با سرمشق قرار دادن کارهاي شجريان پي گرفت. سال 1363 با قبولي در رشته جامعه شناسي دانشگاه تهران به اين شهر آمد و از همان زمان به کلاس درس استاد کريم صالح عظيمي در راديو رفت و آموزش رديف آوازي را نزد ايشان تا سال 70 ادامه داد. مختاباد از يک سال بعد به واحد موسيقي حوزه هنري پيوست و همراه حسام الدين سراج و محسن نفر در شکل دهي به اين بخش نقشي جدي ايفا کرد. اواسط سال هفتاد وي نخستين آلبوم خود با عنوان «تمناي وصال» را به بازار موسيقي عرضه کرد. در اين آلبوم که با آهنگسازي زنده ياد حسين فرهادپور ضبط شده بود، مختاباد برخي از ملودي هاي تصانيف را هم خود پرداخت کرد. مختاباد در فاصله سال هاي 72 تا 77 بيش از 10 آلبوم موسيقي را خواند و آهنگسازي کرد و در اين مدت هم نزد محسن الهاميان، کامبيز روشن روان و برخي ديگر از استادان موسيقي با علومي چون سلفژ، هارموني و آهنگسازي آشنا شد. در ميانه هاي سال 77 مختاباد براي ادامه تحصيل به کانادا رفت اما پس از اقامت دوساله در اين کشور تحصيلات خود را در دانشگاه گلد اسميت انگليس پي گرفت و زير نظر جان بيلي دوره هاي فوق ليسانس و دکتراي خود را گذراند. آخرين اثري که عبدالحسين مختاباد منتشر شده آلبوم «ماه مجلس» است که چندي پيش روانه بازار شد. او به همراه گروه رودکي از شش تا هشت شهريور در تالار وحدت روي صحنه خواهد رفت به همين بهانه به گفت وگو با او نشستيم.

---

-جناب آقاي مختاباد، در اولين آلبوم شما به نام «تمناي وصال» محوريت سازبندي با سازهاي ايراني بود و برخي سازهاي ارکسترسمفونيک، نقش همراهي را ايفا مي کردند. پس از آن شما تجربه هاي گوناگوني داشتيد. در همکاري که با آقاي فريدون شهبازيان داشتيد، موسيقي کاملاً بر عهده ارکستر زهي بود، يا مجموعه يي با ترکيب آواز و پيانو داشتيد، همچنين در برخي کارهايتان موسيقي به سبک و سياق ارکستر استاد پايور بسيار نزديک مي شود. پس از اين تجارب گوناگون به چه جمع بندي رسيده ايد و فکر مي کنيد کدام بيان قوي تر است؟

نمي شود تفاوتي گذاشت که کدام بيان قوي تر است. هر آهنگسازي در مواجهه با الهام، در کنار ايده ملوديک، ترکيب بندي جديدي دريافت مي کند. گاهي موسيقي را بر اساس يک ساز تنها مي شنود، گاهي يک گروه سازي کوچک و گاهي يک ارکستر بزرگ. در حقيقت اين موضوع به تصويري که در ذهن آهنگساز شکل مي گيرد بستگي دارد. من به شخصه هيچ پايبندي به ارکستراسيون ثابتي ندارم و در هر اثر جديد در مورد ارکستراسيون قطعه تصميم مي گيرم و در کار همه موسيقيدان هاي دنيا اين مطلب به چشم مي خورد.

-هنرمندان در جواني به تجربه مي پردازند و در دوره ميانسالي بعد تنوع تجارب کمتر و ثبات جايگزين مي شود. آيا شما به ژانر خاصي متمايل نشده ايد؟

به نظر من يک آهنگساز با يک ساز يا يک ژانر پيوند اخوت نبسته بلکه آهنگساز با موسيقي پيوند بسته. در آهنگسازي، اصلي هست که ساز در خدمت آهنگساز است و تشخيص او است که تعيين مي کند چه سازي، چه نغمه يا چه مايه يي را اجرا کند. اتفاقاً هيچ آهنگساز بزرگي با يک ساز يا يک ژانر پيوند ابدي نبسته است. مثلاً بعضي نغمات و ايده ها براي سنتور بهتر است تا براي تار... من هم اين تجربيات را پيگيري مي کنم و هيچ گاه به اين اعتقاد نرسيده ام که ديگر تجربه و جست وجو کافي است.

-براي شما اقدام به تجربه جديد، صرفاً يک ميل و کشش دروني است يا به خاطر ديدگاه هنري تان است که تجربه را يک حسن و يک اصل هنري قلمداد مي کند يا به دليل بازخوردي که از مخاطبان تان در قبال آثار قبلي تان در جامعه مي گيريد به تجربه روي مي آوريد؟

من هيچ گاه به خاطر اينکه اثر قبلي ام با اقبال مواجه شده اقدام به سري سازي نکرده ام. هر کاري يک تجربه يي است که به پايان مي رسد. البته در کار يک هنرمند مجموعه يي از الهامات دروني و بازخوردهاي بيروني به اثرش شکل و سمت و سو مي دهد. اين موضوعي است مسلم. من در طول روز زمان زيادي را به شنيدن موسيقي مي پردازم و حس مي کنم هيچ کتابي، هيچ دستور العمل موسيقايي بهتر از شنيدن نيست. من معمولاً صبح زود از خواب بيدار مي شوم و کار ترجمه را شروع مي کنم. از 5 تا 8 صبح؛ در مدت ترجمه به موسيقي نيز گوش مي دهم. از موسيقي کلاسيک گرفته تا موسيقي معاصر کلاسيک تا آثار موسيقيدان هاي ايراني. و اصلاً هم با خودم قرار نگذاشتم در طول کار به موسيقي با دقت کامل گوش بدهم. همين طور که با موسيقي همراه هستم، يک قطعه کوتاه، يک ترکيب جالب، باعث مي شود دست به خلق يک ملودي کوچک بزنم و بعد آن را بسط و گسترش دهم. براي من مجموعه تعاملات دروني و بيروني، تصنيف موسيقي را کليد مي زند.

-دو نگاه کلي در مورد خلق اثر هنري وجود دارد. اولين نگاه بر اين پايه است که هنرمند تشخيص خود را مبناي خلق اثر هنري قرار مي دهد و هيچ توجهي به قضاوت ديگران در مورد اثر هنري اش ندارد. نگاه ديگر سليقه و خواست مخاطبان را ملاک خلق اثر هنري قرار مي دهد. در نگاه اول هنرمند ممکن است به اين ورطه بيفتد که اثري را خلق کند که جز خودش هيچ مخاطبي نداشته باشد يا مخاطبان اندکي را متوجه خود کند و به طور کلي باعث دور شدن هنرمند از جامعه و مردم شود. در نگاه دوم اين امکان وجود دارد که هنرمند به قدري به سليقه و خواست مردم تن در دهد که به ابتذال کشيده شود. گو اينکه البته هنرمند مي تواند با حفظ خواست عموم مردم به بيان ديدگاه هاي زيبايي شناسانه خود و تاثير خاص خود جامعه نائل شود. شما خودتان را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

هنرمندي که در کار خود دانش داشته باشد، اين ترکيب برايش سخت نيست. اگر کسي به ابتذال سوق پيدا کند نشان دهنده اين است که او دانش ندارد. مسلم است که در تعامل هنرمند و جامعه، هنرمند بايد خودش را به روز کند. به اين معني که مطالعه داشته باشد، با خودش ارتباط و خلوت داشته باشد، با آثار هنري در ارتباط باشد، با جامعه ارتباط داشته باشد و از اتفاقات بيروني تاثير بگيرد و در قبال آن واکنش نشان دهد. حتي ناهنجاري هاي اجتماعي مي تواند در اثر هنرمند منعکس شود و در قبال آن موضع گرفته شود.

-بزرگ ترين چالش هنرمندان موسيقي اين است که يا آثاري خلق کنند که ديگران قادر به درک آن نباشند که آنگاه شنونده از سوي هنرمند، متهم به سطحي نگري مي شود يا اينکه به سمت سليقه مخاطب بروند و آثاري خلق کنند که از سوي همکاران شان به بازاري شدن متهم شوند. کمتر پيش مي آيد کاري هم محبوبيت عام زيادي داشته باشد و هم مورد تاييد ديگر هنرمندان باشد...

اين مطلبي است که منحصر به ايران نيست بلکه در سراسر دنيا رخ مي دهد. با رواج موسيقي پاپ، موسيقي هنري و جدي در دنيا هم دچار مشکل شده. مثلاً شرکت هاي موسيقي کمتر به توليد و اجراي آثار کلاسيک اقدام مي کنند. خيلي از آثاري که در اين زمينه منتشر مي شود با حمايت نهادهاي دولتي و البته با بودجه هاي سنگين به توليد مي رسند. بخشي از وظيفه دولت در اروپا اين است که از موسيقي جدي و هنري حمايت مستقيم کند. و اين کار بودجه مخصوص به خود را دارد. براي مثال ممکن است محصول توليد شده در کل دنيا بيشتر از سه چهار هزار نسخه فروش نرود ولي سيستم حمايتي موظف است به طور منظم به کار اجراي مجدد و انتشار آثار موسيقي کلاسيک بپردازد زيرا موسيقي کلاسيک هويت آنها است. موسيقي ايراني هم هويت ما است. اين زمينه مساعد وجود دارد که موسيقي ايراني وارد عرصه اجتماعي شود و موفق هم باشد ولي متاسفانه موسيقي جدي در ايران متولي دولتي ندارد؛متولي که بتواند اين موسيقي را در سطح ملي و در سطح بين المللي مطرح کند. اگر موسيقي هنري، متولي داشته باشد هنرمند ديگر به فکر اين نيست که اثرش فروش مي رود يا نه. در همه جهان ما شاهد رواج موسيقي پاپ به مفهوم موسيقي مصرفي و بازاري هستيم ولي دولت ها از هنر جدي بدون چشمداشت مالي حمايت مستمر و گسترده مي کنند. در آنجا شبکه هاي تلويزيوني وجود دارد که منحصراً به پخش موسيقي مي پردازند. يا جشنواره هاي فراواني در سطوح مختلف که در جهت حمايت از موسيقي جدي فعاليت مي کنند و جالب اين است که اکثراً مخاطبان چند ده هزار نفري دارند و بليت هاي اجراهايش از چند هفته جلوتر کاملاً به فروش مي رسد. چنين برنامه ريزي ها و جريان هايي مي تواند هنرمند را روي پاي خودش نگه دارد. بنابراين هنرمند بايد به کار خود بپردازد، متولي هم بايد ساز و کار مناسب را ايجاد کند و البته در خصوص پرسش شما همواره سعي کرده ام رفتار بينابيني داشته باشم. يعني هم سعي کرده ام خبرگي خودم را در ساخت اثر نشان بدهم و هم سعي کنم اثر را طوري بسازم که مخاطب ارتباط نزديک تري با آن برقرار کند.

- شما تلويحاً اشاره کرديد که دغدغه فروش داريد.

صد درصد. براي اينکه جريان هنري دنيا در حال تغيير است. آن رفتارهاي اتوکشيده يي که موسيقي هنري با مردم داشته در حال تغيير است و موسيقيدان سعي مي کند در ارتباط مثبت و رويارو با جامعه و مخاطبان خودش باشد.

- جناب آقاي مختاباد، معمولاً هنرمنداني که خاستگاه هاي قومي قوي تري دارند، به موسيقي قومي خودشان گريزي مي زنند و چه بسا در آن ژانر بتوانند تبحر بيشتري بروز بدهند. آيا شما در اين خصوص تلاش هايي داشته ايد؟

بله. در جشنواره موسيقي فجر يک قسمت از برنامه را منحصراً به موسيقي مازندراني اختصاص داده ام. همچنين آلبومي با عنوان « دل گپ » به معني صحبت دل را با همکاري آقاي ترابي نژاد کار کرده ايم.

-اين اولين اقدامات شما بوده است؟

خير. من همواره به صورت جسته و گريخته در کنسرت هايم موسيقي مازندراني اجرا کرده ام. و هيچ وقت اين موسيقي را فراموش نکرده ام. و احساس دين به اين موسيقي دارم و بخشي از پروژه هايم براي آينده اين است که به اين موسيقي بپردازم.

- در تجربه آلبوم «شبانگاهان» که با تنظيم آقاي فريدون شهبازيان بود، گمان مي کنم ملودي ها را شما ارائه کرده باشيد زيرا پيشينه تان در تعزيه خواني به گيرايي آن اثر بسيار کمک کرد. در اين کار يک خميرمايه مذهبي در خدمت يک کار نه الزاماً مذهبي قرار گرفته و خوب هم از کار درآمده. از آنجا که تم هاي مذهبي هم در ميان مردم محبوبيت دارند و هم به موسيقي اصيل ما نزديک هستند آيا قصد کرده ايد چنين تجربه يي را تکرار کنيد؟

اتفاقاً من برخي ملودي هايي را که از نوحه خوان ها و تعزيه خوان ها در ذهنم بوده يادداشت کرده ام و روي آنها کار مي کنم. در اروپا خاستگاه موسيقي کلاسيک، کليسا و موسيقي مذهبي است. اگر باخ را از موسيقي کلاسيک بگيريم ديگر نه موتسارت به وجود مي آيد، نه بتهوون و نه ديگران. بنابراين کليسا خاستگاه موسيقي بوده است. ولي در حال حاضر در ايران از موسيقي مذهبي خيلي افراطي استفاده مي شود. بماند که در حال حاضر مرز بين موسيقي عزاداري و موسيقي مولودي قابل تشخيص نيست. خدا مرحوم پدر را رحمت کند؛ ايشان وقتي نوحه مي خواند، من شنونده لذت مي بردم از آن ملودي ها، از آن اشعار. در گذشته من موسيقيدان، به سراغ نوحه خوان ها و مداح ها مي رفتم و برداشت مي کردم. الان برعکس شده، و آنها از ترانه هاي سطح پايين که بعضاً از خارج از ايران وارد مي شوند مايه مي گيرند، جريان لوث شده. معکوس شده. نوحه ها و مولودي هايي که در رسانه ملي در عزا و عيد پخش مي شوند هم با هم فرقي نمي کنند. فقط با اولي سينه مي زنند و با آن يکي دست مي زنند، و شايد شنونده بپرسد امروز جشن است يا عزا؟ مصرف بيش از حد ملودي موسيقي مذهبي و برعکس شدن چرخه ياد شده، در من حسي ايجاد مي کند که اگر بخواهم به آن ژانر نزديک شوم به ريا کاري متهم مي شوم. گرچه ملودي هاي خوبي جمع آوري کرده ام و در حال کار روي آنها هستم ولي در شرايط فعلي اين رشد بي حد و حصر و بي رويه اين نوع موسيقي مذهبي مانع مي شود که به خودم اجازه بدهم وارد اين حيطه بشوم. و بسيار هم متاسفم که کار به اينجا کشيده شده. من نذر دارم هر سال در عاشورا بخوانم و هر سال در همان روستاي خودم، نذر خودم را ادا مي کنم. در همان روستا مي بينم که يک نوحه خوان جوان از يک ترانه لس آنجلسي مايه گرفته و مي خواند. يا يک ترانه کوچه بازاري را رويش نوحه گذاشته. و اين نشان از نقصان در هدايت تشکلات مذهبي است. البته در همان روستا شاهدم که هنوز پيرمرد ها، با چه آدابي و چه اشعاري به اجراي نوحه بر اساس موسيقي مذهبي اصيل مي پردازند. بنابراين من احساس مي کنم زمان، زمان مناسبي براي اين کار نيست.

- از بيست سال پيش به اين طرف، چه خود موسيقي و چه تنظيم، پيچيده تر و فني تر شده، در همه گونه ها. ولي خيلي واضح است که آثار به مرور از حس دور شدند. به ديگر بيان، تکنيک جاي حس را تنگ کرده و بر آن غلبه دارد. شما در آثار خودتان اين موضوع را مشاهده مي کنيد؟

من هميشه سعي کرده ام تکنيک و احساس را با هم آشتي بدهم و هر دو، مقوله هاي بسيار عميق در هر هنري است. اگر هنرمند تکنيک نداشته باشد، نمي تواند احساساتش را بيان کند و بر عکس. احساسات بدون تکنيک خيلي لخت و عاري از بيان هنري است. البته جمع کردن اين دو بسيار سخت است.

-منظور من تکنيک به معني تکلف، به معني به رخ کشيدن توانمندي ها به مخاطب است.

بله اين موضوع ديگري است که در همه انواع موسيقي بوده و هست. بسياري از آهنگسازان عملاً نوازنده را به چالش مي کشند. اما بايد گفت در موسيقي ايراني هنوز خيلي نياز پرداختن به تکنيک وجود دارد و هر چه به اين مقوله پرداخته شود خوب و سازنده است و ما بايد استقبال کنيم و اجازه بدهيم اين نوازنده که معمولاً جوان و انباشته از توانمندي و تکنيک است خودش را بروز دهد. ولي اين بايد هدايت شده باشد. تا به مرور، نوازنده در مقام مصنف به يک پختگي و عمق نائل شود و البته اين معمولاً تا حد زيادي در درون خود نوازنده با بالا رفتن سن به طور دروني رخ مي دهد. بايد اضافه کرد اين روند به ارتقا و کشف امکانات ناشناخته ساز نيز مي انجامد.

- قرار است به زودي به همراه گروه رودکي روي صحنه برويد. لطفاً درباره برنامه يي که پيش رو داريد مقداري توضيح دهيد.

اين کنسرت از ششم تا هشتم شهريورماه در تالار وحدت اجرا مي شود.

-اين برنامه از چه بخش هايي تشکيل شده؟

در اين برنامه با موسيقي مواجه خواهيد شد که مانند آن را در آلبوم «بهشت من» شنيده ايد، به علاوه چند کار ديگر از آلبوم موسيقي « ماه مجلس» اجرا خواهد شد، همچنين در يک بخش آوازي اتودي را که روي يکي از اشعار احمد شاملو کار کرده ام، اجرا خواهم کرد. برنامه از دو قسمت تشکيل شده؛ در قسمت اول من به همراه گروه موسيقي رودکي به سرپرستي آقاي محسن حسيني به اجراي برنامه خواهيم پرداخت. در بخش دوم، ترکيب تغيير مي کند و آقاي احتشامي (پيانو) به همراه دو نوازنده تنبک و دف من را همراهي خواهند کرد. در اين کنسرت، ساخته هاي خود من، آقاي حسيني سرپرست گروه رودکي، آقاي احتشامي نوازنده پيانو و ديگر اعضاي گروه اجرا خواهد شد.

- تنظيم قطعات به چه نحو بوده است؟

خود من، آقاي حسيني و آقاي احتشامي در تنظيم قطعات همکاري کرده ايم.

-چرا تالار وحدت را براي اجرا انتخاب کرديد؟

علت اصلي انتخاب من به اين خاطر بود که اين سالن جزء معدود سالن هاي جدي موسيقي کشور به حساب مي آيد. در حال حاضر به دليل فقدان سالن هاي استاندارد موسيقي، کنسرت هاي موسيقي براي مخاطب و هنرمند، ايجاد زحمت و مشقت هاي متعدد مي کند؛ از دسترسي به سالن، ترافيک اطراف سالن و محل پارک خودرو گرفته تا تجهيزات فني و صوتي و امکانات رفاهي سالن، چه براي هنرمند، چه براي مخاطب. براي مثال کنسرتي که قرار است در مدت سه ساعت آغاز شود و خاتمه يابد به خاطر عدم طراحي و برنامه ريزي مناسب از لحظه ورود اولين حضار تا انتهاي برنامه بيش از پنج ساعت به طول مي انجامد. در چنين شرايطي جنازه هنرمند به خانه مي رسد، قطعاً هيچ تقصيري متوجه هنرمند نيست؛ سالن پاسخگوي نياز اين خيل جمعيت نيست. بسياري از اين سالن ها، محل برگزاري اجتماعات هستند. در يک سخنراني هر کسي مي تواند در خلال برنامه وارد يا خارج شود ولي در يک کنسرت معمولاً کسي نمي تواند و نمي خواهد در ميانه اجرا وارد يا خارج شود. از اين مورد که بگذريم مثلاً در يک کنسرتي که اخيراً برگزار شد، در يک شب اجرا نوازندگان در آسانسور گير کردند و کنسرت با تاخير اجرا شد. اين در حالي است که متولي سالن براي هر شب، چندين ميليون تومان به عنوان اجاره دريافت کرده. در همين سالن براي محل استقرار و استراحت هنرمندان سرويس بهداشتي طراحي نشده و هنرمند مجبور است مثل بقيه مخاطبان در صف انتظار سرويس بهداشتي بايستد، شما خودتان قضاوت کنيد که هنرمند در چنين شرايطي با چه روحيه يي به روي صحنه مي آيد. اينها موضوعاتي ابتدايي هستند. مسائلي مانند کيفيت پخش صدا و سيستم تهويه مطبوع و خدمات رفاهي ديگر مسائلي هستند که هنرمند و شنونده با آنها مواجه هستند و کج دار و مريز مي کنند. به هر تقدير به دليل اينکه تالار وحدت سالن استاندارد و مناسبي است، من اين مکان را انتخاب کردم.      منبع : اعتماد


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
به یاد زنده یاد تورج نگهبان

 

تورج نگهبان زنده در یاد

از سال های دهه سی خورشیدی به بعد، " تصنیف های قدیمی" که دیگر از تکرار خویشتن به امان آمده بودند، در جریان یک استحاله ملایم و تدریجی جای به ترانه های سنتی نوتر سپردند

محتوای این ترانه های تازه، دیگر تنها بر محور "شمع و گل و پروانه" دیگر نمی چرخید. اندیشه و احساسی را در خود می پرورانید، تصویری از زندگی پیرامون، عرضه می کرد و این همه را در قالب زبانی نوتر می ریخت.

بدیهی است که در این دگرگونی، آهنگسازان نوگرا از یک سو و ترانه سرایان نو اندیش از سوی دیگر نقش ایفا می کردند.

از همان آغاز دهه سی از میان ترانه سرایان معروف که تعدادشان از انگشتان یک دست متجاوز نمی کرد، صدایی برخاست که جوان تر از صداهای دیگر می نمود. او تورج نگهبان نام داشت که در رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران تحصیل می کرد. مثل بسیاری دیگر از جوانان هم سن و سال به سرودن شعر علاقه می ورزید. پدرش دستی به قلم داشت، یکی دو زبان خارجی می دانست و از قریحه شاعری برخوردار بود.

به قول تورج این قریحه تنها میراثی است که از پدر به او رسیده بود. همین قریحه سبب آشنایی او با "همایون خرم" آهنگساز نو آور آن سال ها شد که به روزی به دوستی و همکاری انجامید.

یادی بزرگ

تورج پیش از آن نیز از سر تفنن با "امین الله رشیدی" که خواننده ترانه های خود نیز بود، و نیز با "مجید وفادار" همکاری کرده بود و پس از آشنایی با "خرم" کار ترانه سرایی را حرفه اصلی خود قرار داد و از آن پس متن های اورا خوانندگان نام یافته ای چون دلکش و مرضیه و پروین می خواندند. ترانه هایی چون: خداوندا چه می شد، خسته دلان، جلوه بستان، بستر غم و تصویری در خیال ، نام تورج نگهبان را زبانزد همه ساخت.

تورج خود ثبات در همکاری های میان آهنگسازان و ترانه سرایان را مهم ترین سبب پیشبرد کارترانه در آن سال ها می دانست. زوج های هنری مشخص شده بودند و در اثر استمرار همکاری ، چم و خم کار خود را دریافته بودند و شعر و آهنگی که می ساختند پیوند دقیق تری پیدا می کرد. تجدیدی با معینی کرمانشاهی کار می کرد، پرویز یاحقی با بیژن ترقی و همایون خرم با تورج نگهبان، ولی تورج با یک ویژگی مهم از همتایان خود متمایز می شد. تنها در قلمرو سنت باقی نمی ماند و در عرصه موسیقی مصرفی روز (پاپ) نیز کار می کرد و آن قدر به کار پاپ سازها علاقه داشت که به شیوه های مختلف به آنها یاری می رسانید.

بزرگ ترین یاری وی در جریان بنیاد استودیو طنین جاری شد که باید آن را بزرگترین جایگاه و پناهگاه موسیقی پاپ در ایران به شمار آورد. هنگامی که رادیو تصمیم می گیرد از تولید ترانه خودداری کند و آن را از پخش خصوصی بخرد نگهبان پیشقدم می شود و به یاری دو سه تن از دوستان، استودیو طنین را برای تولید ترانهای نو در تهران بنیاد می کند.

تورج در سال های پیش از انقلاب در شورای ترانه های رادیو ایران نیز عضویت داشته و در تهیه و تدارک برخی از شوهای موزیکال رادیویی و تلویزیونی از جمله "زنگوله ها" سهیم بوده است.

ترانه های آخر

تورج نگهبان نیز چون بسیاری دیگر از همتایان خود، در سال های نخستین پس از انقلاب از ایران مهاجرت کرده و در لس آنجلس در ایالات متحده آمریکا اقامت گزیده بود و هم چنان به فعالیت های فرهنگی می پرداخت. با یکی دو فرستنده رادیویی و تلویزیونی برون مرزی همکاری داشت و هم چنان ترانه می سرود. آخرین ترانه های او در یکی دو سال اخیر بر روی آهنگ هایی از نوع دیگر از "مهین زرین پنجه" آهنگساز ایرانی مقیم فرانسه نشسته و با صدای " بهزاد" ضبط و پخش شده است.

با مرگ تورج نگهبان، حوزه ترانه سرایی ایران یکی از چهره های برجسته خود را از دست داد.

یادش همیشه در یادها زنده باد


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
ریشه در موسیقی ایران دارم

 

ریشه در موسیقی ایران دارم

موسیقی ایرانی به واسطه موسیقیدانان و نوازنده های ایرانی که در نقاط مختلف دنیا حضور دارند پیوسته در حال معرفی و اجرا است .جاوید افسری نوزانده سنتور از جمله هنرمندانی است که سالها در نروژ فعالیت داشته و در رشته موسیقی تحصیل کرده است

افسری حدود 21سال پیش به نروژ مهاجرت کرده است و پس از سال ها فعالیت برای معرفی موسیقی سنتی ایران و ارایه و اجرا آثار تلفیقی در اروپا و به ویژه نروژ اینک یکی از شناخته شده ترین موزیسین های ایرانی در اروپا به شمار می رود. 

وی نوازندگی سنتور را از اصفهان آغاز کرده و فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه اسلو است. موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان فرا گرفته است.

جاوید افسری که هم اکنون درگروه "ضربانگ" فعالیت دارد اخیرا در یک سفر ده روزه به ایران آمد و با حضور در محل خبرگزاری مهرطی گفتگویی در خصوص چگونگی فعالیت خود وگروههای موسیقی خارج از کشور سخن گفت.

*خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : "ضربانگ" از جمله گروههای موسیقی است که در خارج از کشور مشغول فعالیت است این گروه از چه زمانی فعالیتهای خود را آغاز کرده است؟

جاوید افسری : گروه موسیقی "ضربانگ" در حقیقت مشتق از گروه "دستان" است که 8 سال پیش فعالیت خود را رسما آغاز کرده و بیش از هرچیزی درصدد معرفی سازهای کوبه ای ایران و ریتم های متنوع آن است و من هم چون سازی می زنم که حالت ضربه ای دارد از همان سالهای اولیه تشکیل ضربانگ جایی در این گروه پیدا کردم و خوشبختانه همه اعضا خلق و خویی نزدیک به هم داریم خصوصا اینکه همه اعضا مقیم خارج از کشورهستیم و همین مسئله موجب نزدیکی بیشترنوازنده ها به یکدیگر شده است.

* گروه "ضربانگ" آثار خود را سفارش می گیرد ؟

- نه اینطور نیست که سفارش کار بگیریم و اجرا کنیم بلکه اعضای گروه خودشان آهنگسازی می کنند و آنها را برای اجرا به گروه می دهند و من هم قطعات ملودیک گروه را می نویسم و آهنگسازی می کنم. البته هنرمندانی چون آقای علیزاده به عنوان آهنگساز مهمان برخی از آثار خود را برای اجرا در اختیار گروه قرار می دهند و یا اینکه در گروه حضور پیدا می کنند و قطعاتی را همراه با ما اجرا می کنند برای نمونه سال گذشته من به همراه یک نوازنده هندی با ایشان همکاری داشتیم و روی یک ملودی بداهه نوازی کردیم که آقای علیزاده خیلی خوشش آمد.

*اعضای اصلی گروه چه کسانی هستند؟    

- پژمان حدادی ، بهنام و رضاسامانی ، حکیم لودین (نوازنده افغان مقیم آلمان) از اعضای اصلی گروه هستند و در برخی موارد بعضی از نوازنده ها هم به عنوان مهمان گروه "ضربانگ" حضور دارند برای مثال دربهارگذشته کنسرتهای موفقی در آمریکا اجرا کردیم و یکی از جذابترین بخشهای کنسرت قطعات جدیدی بود که مرشد مهرگان با استفاده از اشعار باستانی اجرا کرد که علاوه بر نوازندگی،مرشد را در همخوانی نیزهمراهی کردیم.

*با توجه به مدت زمان طولانی خود در نروژ چه تاثیراتی از موسیقی اروپا گرفتید؟

-حدود 20 سالم که بود به نروژ مهاجرت کردم تا 8 سال اول اقامتم به خودم اجازه نمی دادم که موسیقی دیگری غیر از موسیقی ایران گوش دهم در این مدت با نوزانده کشورهای دیگرهم ارتباط برقرار نمی کردم چرا که معتقد بودم بایستی از موسیقی اصیل ایرانی مراقبت می کردم اما بعد از مدتی متوجه شدم که این تعصب بی مورد است چرا که هنر موسیقی مدام در حال تغییر و تحول است؛ همانطور که موسیقی ایران در صد سال اخیر تغییرات بسیاری کرده قطعا موسیقی دنیا هم دچار همین تغییرات شده است، بنابراین نباید این ترس را داشت که موسیقی را دراختیار فرهنگ دیگری قراربدهیم .اصولا یکی از چالشهای بزرگ من در زندگی همین مسئله است که موسیقی ردیف دستگاهی ایران را به شکل درست ارائه کنیم چرا که معتقدم این نوع موسیقی هنوز جا برای کار دارد اما متاسفانه می بینیم که هم مردم و هم آهنگسازان می ترسند از اینکه تغییری در آن ایجاد کنند می ترسند که با این تغییر خدشه ای به این نوع موسیقی وارد شود.

* سنتور را در ایران آموزش دیدید یا اینکه پس از مهاجرت در نروژ یاد گرفتید؟

- من از17 سالگی نواختن سنتور را در ایران و نزد اساتیدی چون پروز مشکاتیان و فرامرز پایور تعلیم دیدم خوب به یاد دارم که قبل از رفتن به نروژ از اصفهان به تهران می آمدم و دوره می دیدم یک سال نزد استاد مشکاتیان رفتم و پس از آن تا قبل از سفرم پیش استاد فرامرز پایور آموزش دیدم و در 20 سالگی به نروژ آمدم و از آن زمان تا کنون هم ادامه دادم؛ اما همیشه به این موضوع فکر می کنم که این دو مرد چه تاثیر عمیقی بر من گذاشتند که حتی پس از مهاجرتم خیلی مصمم بودم که همین ساز را ادامه دهم ؛ ضمن اینکه در نروژ نوازنده ایرانی وجود نداشت و من تک و تنها این ساز را ادامه دادم اما این دو بزرگوار آنقدر تاثیرات عمیق و شگرفی برمن گذاشتند که بر خود این وظیفه را قائل بودم که سازم را کنار نگذارم و در همان دوران تمرین های خودم را با جدیت دنبال می کردم .

* سالها از آن دوران گذشته در حال حاضر نسبت یه موقعیت کاری و اجتماعی در نروژ چه احساسی دارید؟

- خیلی خوشحالم که هنر موسیقی را ادامه دادم و در این رشته تحصیل کردم ولی همیشه آرزو داشتم که موقعیتی پیش آید تا بتوانم در ایران کنسرت دهم من در اولین دوره جشنواره موسیقی فجر با گروه اصفهان ساز زدم و از آن سال به بعد هیچگاه هیچ برنامه ای در ایران نداشتم اما دوست دارم که این موسیقی و مجموع تلاش هایی که در این راه انجام داده ام را به مخاطب هایی عرضه کنم که با این نوع موسیقی ارتباط مستقیم دارند. 

* خب چرا درایران کنسرت برگزار نمی کنید؟

- گمان می کنم که شرایط کسب مجوز و گرفتن سالن در ایران مشکل تر از آمریکا و اروپا است و هر زمان که به طی کردن این مراحل و برگزاری کنسرت در تهران فکر می کنم این احساس را دارم که با سد بزرگی مواجه خواهم بود که عبور از این سد بسیار دشوار و انرژی براست البته شاید این فقط تصور و حدس و گمانهای من باشد.  برای نمونمه "اسلو" پایتخت نروژ شهری است با 500 هزار جمعیت که در مقایسه با تهران دهکده کوچکی به شمار می رود ولی در همین شهر کوچک هرهفته صدها کنسرت برگزار می شود چرا که شرایط برگزاری کنسرت بسیار ساده تر از اینجا است و من امیدوارم مسئولان شرایط بهتری برای برگزاری کنسرت فراهم کنند .     

* آیا زندگی در خارج از کشور در شیوه نوازندگی موزیسن های ایرانی تغییری ایجاد کرده یا می کند؟

- زمانی که نوازندگی سنتور را شروع کردم با هنرمندان و موزیسنهای ایرانی که برخورد می کردم متوجه یک مطلب شدم و آن این بود که موسیقی غرب،ارکستر سمفونیک و هارمونی موجود در ملودیها موزیسینهای ایرانی را خیلی به خود جذب می کرد و خوب من هم دوست داشتم به این نوع موسیقی نزدیک شوم اما بعدها متوجه شدم که موسیقی سرزمین مادری ام قابلیتهایی دارد که شاید در موسیقی غرب چنین قابلیتهایی وجود نداشته باشد اما متاسفانه اغلب کسانی که موسیقی غربی را تحصیل کرده اند به کارایی موسیقی خود توجه نداشتند و به نوعی دنباله روی غربیها بودند در نتیجه وقتی آثار این دسته از موزیسینها را می شنیدم متوجه شدم که آنها همان آثار غربیها را در سطحی بسیار نازل تر و حتی برخی از موارد آثاری تقلیدی ارائه می کنند.

البته این هم دلیل دارد موسیقی کلاسیک بیش از 400 سال روی هارمونی کار کرده است و این با فرهنگ موسیقایی ما فرق می کند فرهنگ موسیقی ایران براساس ملودی و یک صدایی پایه ریزی شده و حالا ما باید ویژگی سازهای و دستگاههای موسیقی خود را پیدا کنیم و ببینیم روابط هارمونیک در این نوع موسیقی چگونه است و بعد آنها را در اختیار ارکسترهای غربی بگذاریم به عقیده من این راه بهتری است چرا که اگر ما بخواهیم از همان روشی که غربی ها در ساخت موسیقی استفاده می کنند استقاده کنیم به نتایج مطلوبی دست نخواهیم یافت. 

*شیوه خود شما چگونه است آیا قطعاتی که می سازید براساس فواصل موسیقی ایرانی طراحی می شود یا اینکه از فواصل موسیقی غرب هم استفاده می کنید؟  

- من از شیوه تک صدای استفاده کردم به این صورت که همه ارکستر یک صدای واحد داشته باشند و در عین حال روی تزئیناتی که آنها روی سازهای خود انجام می دهند خیلی تکیه داشته ام چراکه معتقدم یک ملودی که در حال نواختن است را باید حس کرد بنابراین از ربع پرده ها و هارمونی که خاص موسیقی ایران است استفاده کردم در واقع سعی کردم این ارکستر را که متشکل از نوازنده های نروژی هستند را به سوی ایرانی زدن بکشانم.     

*آیا نوازنده های نروژی موسیقی ایرانی را دوست دارند و با اثاری که شما می نویسید تا آنها اجرا کنند ارتباط برقرار می کنند ؟

- آواز در موسیقی از مقوله های ارزشمندی است که نزد اروپاییان و همه کسانی که به موسیقی هنری بها می دهند بسیار اهمیت دارد و از آن به عنوان نوعی موسیقی علمی یاد می کنند برای نمونه یک بار آواز دشتی اجرا کردیم بعد یکی از نوازنده های نروژی به من گفت که موسیقی دشتی به شکلی نیست که بتوان همیشه گوش داد اما هر وقت که گوش می دهیم احساس خوبی دست می دهد دستگاه ماهور برای آنها آشنا است البته خود نروژیها هم موسیقی خاص خودشان را دارند آنها سازی دارند به نام "هاردانگ فیدل" که این سازی کششی شبیه به ویلون است و موسیقی خاصی برای خودش دارد.

* مخاطبان نروژی چطور؟آنها با این نوع موسیقی ارتباط برقرار می کند؟

- ببینید موسیقی پدیده فرهنگی است که هم می تواند پیام آور باشد و هم احساسات و عواطف انسانی را برمی انگیزد از همین رو موسیقی ایران بسیار مورد توجه آنها است البته بخشی از آن به تب مولانا و موسیقی صوفی گری در بین مردم اروپا و آمریکا برمی گردد غیر از این هم موسیقی ما از کیفیتهایی برخوردار است که با موسیقی ملل دیگر فرق می کند.    

* برنامه آینده خودتان در حوزه موسیقی ایرانی چیست؟

- در چند زمینه مختلف کار می کنم و همزمان با هم آنها را جلو می برم یکی از کارهای بزرگم کار سمفونی "ماه در چاه" است که بالاخره پس از سالها توانستم مجوز پخش آن را از رادیو و تلویزیون نروژ بخرم. این سمفونی را سال 2006 که شامل 8 قطعه است را برای رادیو و تلویزیون نروژ نوشتم که در آنجا پخش شد و بابت این کار جایزه ای به من دادند که بازتاب خوبی داشت .

* پس حق و حقوق این سمفونی را به شما سپردند؟ 

- نه فقط برای نوشتن و آهنگسازی این کار به من پول دادند و تمام آنچه ضبط شده بود متعلق به رادیو و تلویزیون نروژ بود و من اجازه نداشتم آن را در جایی اجرا کنم و یا به فروش برسانم اما بعد از دو سال به توافق رسیدم که "ماه در چاه" را از آنها بخرم و امیدوارم که بتوان با یک شرکت نروژی قرارددی ببندم تا پس از انتشار در نروژ امکان انتشار آن را در ایران نیز داشته باشم .کار قبلی ام با عنوان "کاروان شرق"  را موسسه ماهور منتشر کرده بود.

* سخن آخر...   

یکی از آرزوهایم این است که این سمفونی و تمام آثار دیگر را درموقعیتی مناسب در ایران اجرا کنم. دلم برای ایران خیلی تنگ می شود چون هرچه سن انسان بالاتر می رود آدم احساس می کند که در جای دیگری که وطنش است ریشه دارد و من خیلی دوست دارم که مانند بقیه سهمی در موسیقی ایران داشته باشم و آنها را در اختیار نسل جوان بگذارم.         منبع : مهر


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
با ربنا ی شجریان به استقبال ماه رمضان برویم

 

با ربنا ی شجریان به استقبال ماه رمضان برویم

برای بسیاری از ما ایرانیان لحظات افطار با ربنای استاد شجریان معنا می‌شود و بدون آن افطار رنگ و بویی ندارد. چگونگی خواندن این اثر را از زبان شجریان در این یادداشت بخوانید



-ربنا تیری که از کمان در رفت!

برای بسیاری از ما ایرانیان لحظات افطار با ربنای استاد شجریان معنا میشود و بدون آن افطار رنگ و بویی ندارد.

.....................................................................

استاد شجریان در کتاب راز مانا(که در مطالب بعد به معرفی کامل آن میپردازم)در مورد چگونگی شکل گیری این اثر جاودان چنین گفته اند:

من ربنا را برای پخش نخوانده بودم،برای درس(دادن)خواندم و یکی دو نفر از خوانندگان،آن را فرا گرفتند و در استودیو ضبط کردیم. یک روز قبل از ماه رمضان نوار را دادم.بعد دیدم ربنا را با صدای خودم پخش کردند.تلفن زدم و گفتم چرا پخش کردید؟گفتند:تیر از کمان در رفت!تیر ماه سال1358 ربنا را خواندم.قبلا ربنا را ذبیحی خوانده بود.گفتند حالا که انقلاب شده،بهتر است برنامه ماه رمضان مامتناسب و هم شأن انقلاب باشد.سه الی چهار ماه من کلاس درس گذاشتم،ولی همه دعاها را خواندم.می رفتم داخل استودیو و می خواندم.بعد به شاگردان میگفتم:تو بخوان،سپس صدای خودم را در می آوردم و صدای آنها را سر هم میکردم تا نوار شد.خیلی کار کردم.

...................................

ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس " دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای آن برای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست! و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود می رسد.(البته ربنایی که از صداوسیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن است دور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی با این وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که به آنها اشاره شد حدودی هستند).]این بنداز سایت گفتگوی هارمونیک است[

.....................................................................

 

در پایان  این بخش،متن این دعا و امکان گوش دادن و دانلود کردن آن را برای علاقه مندان قرار میدهم.

 

متن دعا:

 

ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة إنك أنت الوهاب [آل عمران - ۸]

 

(پرودرگارا! دل‌های‌مان را، بعد از آن‌که ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان؛ و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای)

 

… ربنا آمنا فاغفر لنا وارحمنا وأنت خير الراحمين [مومنون - ۱۰۸]

 

(… پروردگارا! ما ایمان آوریدم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن: و تو به‌ترین رحم‌کنندگانی)

 

… ربنا آتنا من لدنك رحمة وهيئ لنا من أمرنا رشدا [کهف - ۱۰]

 

(… پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجات‌ای برای ما فراهم ساز)

 

… ربنا افرغ علينا صبرا وثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين [بقره - ۲۵۰]

 

(… پروردگارا! پیمانه‌ی شکیبایی و استقامت بر ما بریز؛ و قدم‌های ما را ثابت بدار؛ و ما را بر جمعیت کافران پیروز بگردان)

دانلود کنید:

دانلود ربناي استاد محمد رضا شجريان

دانلود

 لینک کمکی (برای کسانی که نمی توانند از لینک بالا دانلود کنند)

 دانلود

 حجم فایل: 563 کیلو بایت

.....................................................................

2-مثنوی افشاری(این دهان بستی .... دهانی باز شد)

یکی از آواز هایی که استاد شجریان بسیار زیبا خوانده اند همین مثنوی افشاری است که با ماه رمضان مانوس شده ولی متاسفانه به دلایل نا معلومی درچندسال اخیر زیاد از رسانه ها پخش نمیشود و اگر هم پخش شود به طور نصفه و نیمه است.فکرکنم این آواز در سال 1359تهیه شده.به مثنوی افشاری ، مثنوی پیچ هم گفته می شود . ]این قسمت از وبلاگ دود عود است[

بعد ازمشاهده شعر این اثر میتوانید آن را دانلود و به صورت آنلاین گوش کنید.

.....................................................................

 شعر:

 این دهان بستی دهانی باز شد     تا خورنده ی لقمه های راز شد

 لب فروبند از طعام و از شراب     سوی خوان آسمانی کن شتاب

 گر تو این انبان ز نان خالی کنی     پر ز گوهرهای اجلالی کنی

 طفل جان از شیر شیطان باز کن     بعد از آنش با ملک انباز کن

 چند خوردی چرب و شیرین از طعام     امتحان کن چند روزی در صیام

 چند شب ها خواب را گشتی اسیر     یک شبی بیدار شو دولت بگیر 

مثنوي معنوي - مولوي

 دانلود کنید:

دانلود

 لینک کمکی (برای کسانی که نمی توانند از لینک بالا دانلود کنند)

 دانلود

 حجم فایل:318 کیلو بایت

 منبع : awaz.blogfa.com


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نگاهي دیگر به كنسرت گروه دستان و همايون شجريان؛

 

زهي عشق و زهي شور...!

كنسرت همايون شجريان

اولين شب كنسرت موسيقي گروه دستان به خوانندگي همايون شجريان پس از اتمام تور اروپايي اين گروه در تالا‌ر وزارت كشور طنين افكند و خيل عظيم مشتاقان اين هنر اصيل را به وجد آورد. گروه دستان با كارنامه و پيشينه‌اي شناخته‌شده در حالي آواز همايون شجريان را در گروه خود داشت كه اجراي اين گروه در شب اول ميهماني ويژه هم داشت و اين ميهمان كسي نبود جز استاد محمدرضا شجريان. هنگام استقرار گروه روي سن براي اجراي برنامه، همايون شجريان لحظاتي از گروه جدا شده و در كنار پدر، مادر و همسرش با آنها به خوش و بش پرداخت و از حضورشان قدرداني كرد. ‌ بخش اول برنامه به تنظيم و آهنگسازي حميد متبسم بود و با تار نوازي خود او آغاز شد.

تصنيفي با نام <عاشقانه> و سپس ساز و آواز در درآمد‌هاي سه‌گانه شور (همراهي تحرير و آواز) گروه را به سمت اجراي تصنيف بسيار زيبا و خوش‌ساخت <قيژك كولي> رهنمون ساخت. تغيير ريتم تصنيف در قسمتي از شعر دكتر شفيعي‌كدكني كه خواستار عدم تغيير كوك ساز از سوي <كولي> و ادامه سرخوشي اوست جالب توجه به نظر مي‌رسد. ساز و آواز در حالي ادامه مي‌يابد كه همايون اصراري بر به رخ كشيدن تكنيك صدا و تحريرهاي حنجره‌اش ندارد و همانطور كه خود در مصاحبه‌هاي قبل از كنسرت گفته بود چند خط از درآمد شور را به خواندن گوشه‌هاي <رضوي و قرچه و سلمك و شهناز و حسيني> ترجيح داده است. تصنيف انتهايي قسمت اول برنامه هم <زهي عشق> نام داشته و بر اساس شعري از مولا‌نا بود كه شور و حالي بر فضا حاكم كرد.

استاد شجريان پس از پايان بخش اول برنامه بعد از رفتن گروه به پشت صحنه مي‌رود، معلوم نيست اين رفتن براي گريز از مهلكه امضا دادن‌ها و عكس و احيانا مصاحبه گرفتن‌هاي پي در پي است يا براي خوش و بشي با گروه و احتمالا‌ مشاوره و راهنمايي دادن به آنها؟ به هر حال هر چه هست حضور وي در شب اول اجرا مي‌تواند از علا‌قه او به كار فرزند و گروه حرفه‌اي دستان حكايت كند.

‌ بخش دوم برنامه در دستگاه همايون است. در بخشي از آوازخواني‌ها همايون شجريان براي لحظاتي اوج‌خواني مي‌كند، تسلط او بر شعر و اداي صحيح واژه‌ها تحسين‌برانگيز است و نشان از آن دارد كه بارها ديوان شاعران را براي انتخاب شعر و انس گرفتن با دنياي شعر تورق كرده است، هرچند در بخشي از آواز كلمه‌اي از يك بيت را هم فراموش مي‌كند كه با تكرار مجدد بيت و اصلا‌ح آن خيال گروه كمي راحت مي‌شود. يعني اينكه در اوج شور و حال برنامه هميشه نيم‌نگاهي به دفترچه <نت> كه پيش روي تمام اعضاي گروه است را در اجراهاي زنده نبايد فراموش كرد.بخش دوم برنامه هم مانند بخش اول كه با دونوازي زيباي كوزه و تمبك از سوي پژمان حدادي و بهنام ساماني همراه بود با همنوازي‌هاي زيباي استادان حميد متبسم و سعيد فرجپوري به همراه آواز همايون شجريان گوش‌نواز به نظر مي‌رسد. ضمن اينكه نقش پررنگ بربط در طول برنامه و چيرگي حسين بهروزي‌نيا در بربط‌نوازي چه در بخش نخست و چه در اين بخش انكارناشدني است. تنها ايرادي كه در اين لحظه به ذهن مي‌رسد اين است كه گاهي جمله‌بندي‌ها در تصنيف‌ها كمي طولا‌ني‌تر از حد معمول و خسته‌كننده به نظر مي‌رسند، به نحوي كه براي تماشاگر هم گمراه‌كننده است و نمي‌داند كدام خط از شعر را كجا بايد دنبال كند و چگونه؟ و آيا اساسا چنين جمله‌بندي‌هايي براي تلفيق شعر و موسيقي آهنگ را براي شنونده غيرحرفه‌اي هم جذاب مي‌كند يا نه؟ اين البته ايرادي نيست كه تنها به گروه دستان وارد باشد، ايرادي است كه هم به گروه‌هاي ديگر آهنگساز كه چند سالي است معمولا‌ جمله‌بندي‌ها را خيلي طولا‌ني مي‌نويسند برمي‌گردد و هم به گوش‌هاي ما شنوندگان موسيقي كه هنوز عادت نكرده‌ايم مثل همراهي با ساز و آواز، گروه نوازي‌ها را هم جمله به جمله همراهي كنيم.

در كل بايد به جز صدابرداري بي‌نقص گروه صدابردار در شب نخست كنسرت، از هماهنگي گروه دستان و تجربه قرار گرفتن چند ساز كوبه‌اي در كنار كمانچه و تار و بربط به نيكي ياد كرد. گروه 6 نفره دستان شب نخست داراي 9 ساز بودند، كه از اين ميان نقش سازهاي كوبه‌اي پررنگ‌تر و نوآورانه‌تر بود. دف، كوزه، دايره، بم دايره و تمبك سازهاي كوبه‌اي گروه بودند كه نقش اساسي خود را در تمام گروه‌نوازي‌ها به خوبي و با تسلط ايفا كردند، به جز اصرار بيش از حد به دونوازي در بخش نخست برنامه كه كمي طولا‌ني و تكراري شد و البته تشويق‌هاي تماشاگران مابين آن نشان داد كه براي آنها جذاب بوده است. پايان‌بخش برنامه نيز تصنيف خوش‌ساخت و بسيار دلنشين و حماسي <وطن> با شعري از سياوش كسرايي و ساخته سعيد فرجپوري بود كه تحسين همگان را برانگيخت. گفتني است در انتخاب اشعار نيز به شعراي معاصر همپاي اشعار بزرگان و قدما بها داده شده بود و علا‌وه بر حافظ و مولوي و سعدي و عطار كه در اكثر كنسرت‌ها شعري از آنان خوانده مي‌شود شاهد شنيدن اشعاري از محمدرضا شفيعي كدكني، فريدون مشيري و سياوش كسرايي نيز بوديم. ‌

پايان‌بخش برنامه نيز تشويق بي‌امان و از سر رضايت تماشاگران بود كه پس از ترك سن توسط گروه ادامه اين تشويق‌ها باعث شد گروه براي اجراي تصنيف نوستالژيك <مرغ سحر> كه ديگر تيتراژ پاياني اكثر كنسرت‌ها شده است روي سن حاضر شده و به درخواست تماشاگران براي اجراي آن پاسخ مثبت دهند.   منبع:اعتماد ملی


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
كنسرت «همايون شجريان» تمديد نمي‌شود

 

كنسرت «همايون شجريان» تمديد نمي‌شود

كنسرت «همايون شجريان» به همراه گروه دستان بعد از پايان اجرا در تالار بزرگ كشور تمديد نمي‌شود



كنسرت همايون شجريان به همراه گروه دستان به دليل سفر اعضاي گروه دستان به خارج از كشور بلافاصله بعد از اجرا ،تمديد نخواهد شد.
بنا بر اين گزارش، كنسرت گروه دستان به خوانندگي همايون شجريان از 31 مرداد در تالار بزرگ كشور آغاز شده و تا 4 شهريور نيز ادامه دارد.
در اين كنسرت كه با استقبال زياد مخاطبان روبرو شده گروه متشكل از نوازندگاني چون حسين بهروزي‌نيا:بربط، حميد متبسم: تار، سعيد فرج‌پوري: كمانچه، پژمان حدادي: تمبك، دايره، بم‌دايره، بهنام ساماني: دف، كوزه و دايره به همراه همايون شجريان در دو بخش به اجراي برنامه پرداختند.
در بخش اول كه با عنوان قيژك كولي در دستگاه شور برگزار شد،گروه قطعاتي چون مستانه، ساز و آواز كمند زلف از حافظ، تصنيف قيژك كولي براساس اشعاري از شفيعي كدكني و تصنيف زهي عشق از مولانا را به آهنگسازي حميد متبسم اجرا كردند.
بنابر اين گزارش:دستان در بخش دوم كه با عنوان خورشيد آرزو در مايه بيان اصفهان برگزار شد، قطعه بي‌كلام اشتياق، ساز و آواز خورشيد آرزو از ساخته‌‌هاي همايون شجريان براساس اشعاري از فريدون مشيري، تصنيف چين زلف از اشعار نيشابوري، ساز و آواز عشق پاك از فريدون مشيري، تصنيف اسرار عشق از حافظ، ساز و آواز دلشده از عراقي و تصنيف وطن از سياوش كسرائي را به آهنگسازي سعيد فرج‌پوري را نواختند.
كنسرت همايون شجريان 4 شهريور در تهران به پايان مي‌رسد.     منبع : فارس


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کنسرت گروه موسیقی "دستان
 

گزارش تصویری کنسرت گروه موسیقی "دستان

پژمان حدادی-نوازنده تمبک

همایون شجریان-خواننده

حمید متبسم-نوازنده تار

حسین بهروزی نیا - نوازنده بربط

كنسرت همايون شجريان

محمدرضا شجريان در كنسرت پسر خود

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

كنسرت همايون شجريان

 

 


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گزارش تصویری اهدا مدال نوشین منتقدان تئاتر به شجریان

 

گزارش تصویری اهدا مدال نوشین منتقدان تئاتر به شجریان

 

توران مهرزاد- محمدرضا شجریان

ایرج راد- محمدرضا شجریان- فرهاد آییش

ایرج راد- محمدرضا شجریان



علی نصیریان- محمدرضا شجریان

عزت‌الله انتظامی- محمدرضا شجریان


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
قطعه‌ي «وطن» و نواي «مرغ سحر»
 

قطعه‌ي «وطن» و نواي «مرغ سحر»

مردم شب گذشته با نواي «مرغ سحر» در اولين شب اجراي همايون شجريان، تالار وزارت كشور را ترك كردند



همايون شجريان شامگاه 31 مرداد ماه نخستين كنسرت مستقلش را در ايران با همراهي گروه «دستان» با قطعه «وطن» به پايان برد.

شجريان پسر، در ابتداي ورود به صحنه پس از اداي احترام به تماشاچيان، با ديدن پدر خود به پايين صحنه رفت و پدر را در آغوش كشيد و سپس به صحنه رفت و برنامه را آغاز كرد.

در بخش اول اين كنسرت كه نوازندگان همه سياه پوش بودند، گروه در مايه‌ي دشتي و با آهنگ‌سازي حميد متبسم تصنيف «عاشقانه»، ساز و آواز، تصنيف «قيژك‌ كولي»، «مستانه»، ساز و آواز «كمند زلف» و تصنيف «زهي عشق» را با كلامي از شفيع كدكني، حافظ و مولانا اجرا كردند و سپس در قسمت دوم در مايه بيات اصفهان با آهنگسازي سعيد فرج‌پوري، اشتياق، ساز و آواز «خورشيد آرزو»، تصنيف «چين زلف»، ساز و آواز «عشق پاك»، تصنيف «اسرار عشق»، ساز و آواز«دلشده» و تصنيف «وطن» نواخته شد.

در اين اجرا، حسين بهروزي‌نيا نوازنده بربط، حميد متبسم تار، سعيد فرجپوري، كمانچه، پژمان حدادي تنبك، دايره، بم دايره، بهنام ساماني دف، كوزه و دايره، همايون شجريان را همراهي مي‌كردند.

سپس و در پايان برنامه‌ي گروه با تشويق مردم، نواي «مرغ سحر» را در تالار بزرگ كشور سر دادند.

مرغ سحر ناله سر كن داغ مرا تازه تر كن

زاه‌ شرربار اين قفس را بر شكن و زير زبر كن

بلبل پر بسته ز كنج قفس درا نغمه آزادي نوع بشر سرا ......

در حاشيه:

*برنامه‌ي طبق معمول هميشه با تاخير همراه بود و برخلاف اعلام قبلي در هنگام شروع برنامه درب‌هاي سالن بسته نشد و مردمي كه با تاخير مي‌آمدند در هرتايمي وارد سالن مي‌شدند و اين موضوع منجر به اختلال و بي نظمي مي‌شد.

*تماشاگران برخلاف تذكرات از برنامه فيلم و عكس مي‌گرفتند.

* دو پروژكتور نصب شده در سالن ديد تماشاچيان بالكن را محدود مي‌كرد.

گفتني است: نخستين كنسرت مستقل همايون شجريان طي روزهاي اول، سوم و چهارم شهريورماه سال جاري، به‌همراه گروه دستان در تالار بزرگ كشور ادامه دارد.

منبع : ايسنا


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
اهدا مدال نوشین منتقدان تئاتر به شجریان

 

اهدا مدال نوشین منتقدان تئاتر به شجریان

مدال نوشین هفتمین جشن انجمن نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر به استاد محمدرضا شجریان به عنوان یک چهره ملی اهدا شد



جشن انجمن نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر عصر روز پنجشنبه 31 مرداد با حضور استاد محمدرضا شجریان، عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، محمد محمدعلی، ایرج راد، اسدالله امرایی و جمعی از هنرمندان تئاتر در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.

در ابتدای این مراسم رسول صادقی رئیس انجمن با تشکر از حاضران از ریاست انجمن استعفا و مشکلات داخلی و مالی انجمن را دلیل این استعفا عنوان کرد. در ادامه فرهاد آئیش و مائده طهماسبی مجریان هفتمین جشن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر بخش بزرگداشت‌ها را آغاز کردند.

نخستین بزرگداشت با پخش کلیپی به استاد انتظامی اختصاص یافت و با حضور استاد شجریان مدال نوشین برای سال‌ها حضور در تئاتر و سینما به این بازیگر پیشکسوت اهدا شد. وی با تشکر از نویسندگان و منتقدان گفت: بعد از تحول تئاتر ایران سال‌هاست در صحنه حضور نیافته‌ام. اما هرگز از تئاتر دور نبوده و سعی کرده‌ام با دیدن نمایش و حضور در خانه تئاتر به تئاتر کمک کنم.

آقای بازیگر در ادامه با اشاره به استعفای صادقی گفت: در این سن همچنان سعی می‌کنم با حضور در خانه تئاتر، خانه هنرمندان و موزه سینما به هنر ایران خدمت کنم و دوست دارم جوان‌ها نیز به فعالیت صنفی خود ادامه دهند. متاسفم که شرایط برای انجمن نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر مهیا نیست.

بزرگداشت توران مهرزاد بخش بعدی این مراسم بود. مهرزاد پس از دریافت مدال نوشین از شجریان گفت: از برگزارکنندگان این جشن تشکر می‌کنم که مدال نوشین را به من اهدا کردند. بزرگترین افتخار زندگی هنری من شاگردی استاد نوشین است و افتخار می‌کنم نشان او را دریافت کرده‌ام.

پخش کلیپی از علی نصیریان آغازگر سومین بزرگداشت بود. نصیریان پس از دریافت مدال نوشین از شجریان با اشاره به اهمیت نقد گفت: نویسندگی و نقد بنیان هنر تئاتر است و متاسفم که کمی مهجور مانده است. باید بدانیم بنیان اگر سست باشد در رسیدن به تئاتر ملی است ناکام خواهیم ماند. نقد باید حمایت شود زیرا ریشه تئاتر است.

پس از پایان مراسم بزرگداشت از سه پیشکسوت تئاتر، ایرج راد مدیر عامل خانه تئاتر مدال نوشین را به استاد شجریان به عنوان هنرمند ملی اهدا کرد. شجریان پس از دریافت این مدال گفت: این افتخار نصیب من شد تا در این جشن هدیه این سه هنرمند و افتخار تئاتر و سینما را اهدا کنم و تشکر می‌کنم که این انجمن مدال نوشین را به من اهدا کرد.

استاد شجریان در ادامه با عذرخواهی از اینکه ناچار به ترک کردن مراسم شده گفت: این جشن با اولین شب کنسرت مستقل همایون در ایران مصادف شده و از شما اجازه می‌خواهم این جشن را ترک کنم و در کنسرت همایون حاضر شوم و قوت قلب او باشم.

معرفی نمایش‌های برگزیده سال 86 بخش دیگر جشن انجمن نویسندگان و منتقدان تئاتر بود. در بخش نمایش‌های کارگردانان بالای 40 سال "افرا" بهرام بیضایی بهترین نمایش سال اعلام شد. بیضایی به دلیل حضور در سفر غایب بود و یادداشت او را مرضیه برومند خواند: این انتخاب تعهد مرا به تئاتر و تماشاگر بیشتر می‌کند و اگر فرصت دیگری پیش آید به نمایشی بهتر می‌اندیشم.

در بخش کارگردانان زیر 40 سال انجمن نویسندگان و منتقدان تئاتر نمایش "مرغابی وحشی" نادر برهانی مرند را برگزید. وی پس از دریافت مدال نوشین از آزاده انصاری گفت: مثل پارسال که این جایزه را گرفتم به خودم می‌بالم که از منتقدان جایزه می‌گیرم و اگر قرار باشد باز هم در سال‌های آینده به من جایزه بدهند، باید در بخش بالای 40 سال باشم.

در ادامه به انتخاب نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر گروه تئاتر لیو برگزیده سال 86 شد و مدال نوشین را حسن معجونی سرپرست گروه گرفت. وی با اشاره به نمایش‌های این گروه که در دو سال گذشته فرصت اجرا پیدا نکرده گفت: این نشان را از طرف 24 عضو گروه لیو دریافت می‌کنم و خوشحالم چشم‌هایی هست که فعالیت‌های ما را ببیند و این خستگی ما را از بین می‌برد.

این مراسم با تقدیر ویژه از سهراب سلیمی به خاطر همکاری در جشن‌های روز جهانی تئاتر، پیگیری ساخت و ساز خانه تئاتر و برپایی کلاس‌های آموزشی تئاتر در شهر گرگان ادامه یافت. در بخش تقدیر از روزنامه‌نگاران پیشکسوت مدال نوشین را محمد محمدعلی به خاطر سال‌ها فعالیت مطبوعاتی به بیژن نفیسی اهدا کرد و حسن پارسایی منتقد سال انجمن شد.

هفتمین جشن انجمن نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر با اعلام برگزیدگان مسابقه سالانه مطبوعاتی انجمن ادامه یافت. پس از قرائت بیانیه هیئت داوران برگزیدگان این مسابقه جوایز خود را از اسدالله امرایی، رسول اولیازاده و افشین خورشیدباختری داوران مسابقه دریافت کردند.

در بخش گزارش فرشته حبیبی، در بخش گفتگو امین عظیمی و علی قلی‌پور، در بخش نقد فروغ سجادی و مهدی نصیری، در بخش مقاله محمودرضا رحیمی، در بخش یادداشت عباس غفاری و محمود ناظری و در بخش عکس سیامک زمردی برگزیدگان مسابقه مطبوعاتی انجمن نویسندگان و منتقدان خانه تئاتر بودند.

همچنین در بخش ترجمه به دلیل کم بودن آثار هیئت داوران از اعلام نفر و اثر برگزیده اجتناب کرد و در این بخش از فرزانه فخریان تقدیر شد. این مراسم با یادی از زنده‌یاد خسرو شکیبایی پایان یافت.   منبع : مهر


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
JavaScript Codes
Check Page Rank of any web site pages instantly:
This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service