تبليغاتX
 زنده در یاد
زنده در یاد
نکوداشت بزرگان موسیقی ایران زمین با نگاهی ویژه به جایگاه استاد شجریان
زنده در یاد
خانه | آرشيو | ايميل


اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ...
در هنر می شود نوای هستی را شنید
معراج در این عرصه روی می دهد :
پروازی به فرازستان معنا !

"محمدرضاشجریان"

------------------------

ماهنرمندان تمام عمر زير پروژكتور نگاه زندگي مي كنيم . الآن به خود مي گويم : آيا مي شود جايي بروم كه كسي مرا نشناسد ، آزاد باشم ، روي چمن بنشينم ، دراز بكشم و كسي چشم به من ندوخته باشد. من مي خواهم براي خودم زندگي كنم ، اما نمي شود . گاهي آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ، چون ديگر نمي تواند خودش را پيدا كند ، اينهاست كه بين هنرمند و مردم فاصله ايجاد مي كند. هنرمند حس مي كند كه از لحاظ عاطفي نمي تواند جوابگوي مردم باشد...واقعا آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ...آنچه كه بيش از همه براي من خوشحال كننده است ، آن است كه عده يي اهل دل به صداي من گوش مي كنند و از آن لذت مي برند و همين، بالاترين سعادت من است. وقتي مي بينم كه پس از سال ها زحمت و خدمت براي هنر اين سرزمين، گروهي پيدا ميشوند تا قدرشناسي كنند، خستگي ام بر طرف مي شود...از من انتظار مي رور كه توليد هنري در عالي ترين سطح داشته باشم ، شاگرد تربيت کنم ، مرتبا كنسرت برگزار كنم، ودر موسيقي ايراني پدري كنم ، واقعا از عهده ي يك نفر بر نمي آيد...من با مردم زندگي مي كنم وبا آنها درد مشترك دارم ، براي همين است كه مي دانم چه مي خواهند...
"استاد محمد رضا شجريان"

×××××××××××××××××


امکانات و ابزارها نوشته هاي پيشين
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
لينکدوني

به ياد مشكاتيان
دریچه نیمه باز
باران و باد
گريزي بر موسيقي اصيل ايراني
بازگشت به سوی او
حکایت دل
راميان دات كام
روان شناسی روابط
نكته هايي از قرآن کریم
وب‌گل
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
عاشقانه ترین 7 فیلم تاریخ
شیطونک
رابطه پنهان
ک. پ:تنها گناه من دروغ نگفتنه و بس...!
موسيقي ما
لينك باكس
بدو بازی
شاه بیت آواز ایرانی: استاد ایرج
من ایرانیم ....غرب هرگز
ایران میهن من
وعشق صدای فاصله هاست
جاویدان هنر
عکسهای ایرانی . مسعود شرقی
همایون شجریان
ghazi خبری - ورزشی
شاهگل
داستانسرا
سعدی و مولانا
گلزار سخن کرمانشاهان
ترانه هاي كودكان
همكنون
به منزل شخصی amoo خوش آمديد
شاه گل
سهیل پرنده
زنگهای موبایل از موسیقی ایرانی
زنده رود
استاد شجريان (سر عشق)
خدا و عشق
پهلوان خورشید
موسیقی ملی ایران
محمد رضا شجریان استاد آواز ایران
بزرگان موسيقي ايراني
کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
dj30ma.blogfa
عاشقان فیزیک دانشگاه پیام نور دامغان
دلشدگان
چکاد
استاد پرویز یا حقی
استاد گلپایگانی
بزرگان موسیقی ایران
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
]
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نظر سنجی
 
نتایج نظرسنجی
 
با سلام خدمت تمامی دوستداران فرهنگ و هنر ایران زمین. حدود سه ماه است که در وبلاگم برترین اثر استاد شجریان را به نظر سنجی گذاشتم. از شما باردید کنندگان عزیز خواهشمندم که در این نظر سنجی شرکت فرمایید. نتیجه نظرات شما دوستان تا این لحظه به شرح ذیل است: 
 
نتایج نظرسنجی

« زنده در یاد »
 
برترین اثر استاد شجریان به نظر شما کدام است:

1- نوا مرکب خونی
.
.
 94رای - 49.4%
.

2- بیداد
.
.
 18رای - 9.4%
.

3- دستان
.
.
 7رای - 3.6%
.

4- سر عشق
.
.
 4رای - 2.1%
.

5- آستان جانان
.
.
 6رای - 3.1%
.

6- یاد ایام
.
.
 5رای - 2.6%
.

7- پیام نسیم
.
.
 1رای - 0.5%
.

8- دل مجنون
.
.
 3رای - 1.5%
.

9- همه آثار استاد
.
.
 37رای - 19.4%
.

10- آثار دیگر استاد
.
.
 15رای - 7.8%
.


عنوان نظرسنجی: زنده در یاد
تاريخ شروع نظرسنجی: 1387/3/11
مجموع نظرات: 190
آدرس: http://daryad.blogfa.com

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
بحران موسیقی ما بحران بی هویتی است

 

بحران موسیقی ما بحران بی هویتی است

سید حسام الدین سراج گفت : رسانه می تواند کمک بسزایی در رشد موسیقی درست داشته باشد و باید زمینه را برای بالندگی موسیقی درست ایجاد کند

حسام الدین سراج در گفتگو با خبرنگار موسیقی گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" در پاسخ به این پرسش که برخی معتقدند موسیقی شما موسیقی عرفانی ست و این را می شود در ساز بندی آثار ارائه شده توسط شما هم دریافت ، گفت : قائل به اینکه نوعی از موسیقی را موسیقی عرفانی بنامیم نیستم، به عنوان مثال موسیقی سنتی ما بر اساس اشعار عرفا تنظیم شده است، از آن طرف هم موسیقی مقامی که در مناطق مختلف هنرمندان مقام هایی را می نوازند اشعارش سبقه عرفانی دارد ، هر نوع موسیقی جدی می تواند عرفان را در بطن خود داشته باشد .


** گرایش به موسیقی پاپ

وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه رابطه اش با موسیقی پاپ چگونه است خاطرنشان کرد: موسیقی پاپ نیز همچون انواع دیگر موسیقی سطوح مختلفی دارد، ممکن است در این نوع موسیقی شعر مولانا با ساز بندی غربی خوانده شود و یا غزلواره ای را از شاعران متاخرین بخوانند، قاعدتا اولی به جهت شعر مولانا ارزش بیشتری دارد اما به عقیده من این اشکال وارد است که ظرف و مظروف با هم سازگار نیست و و این ناهماهنگی نوعی بی احترامی به شعر است.

سراج افزود: خوشبختانه اخیرا شاهد این مسئله هستیم که هنرمندانی که در حوزه موسیقی پاپ فعالیت می کنند علاقه و گرایش شان به این سمت است که ملودی و شعر اثری که خلق می کنند خوب باشد که این نکته نیز در خور توجه و تقدیر است.


** جامعه سرشار از استرس و روزمرگی نیازمند موسیقی آرام است
این خواننده موسیقی سنتی کشورمان در خصوص آثار موسیقی که در رسانه شنیداری کشورمان پخش می شود گفت: متاسفانه ما در رادیو شنونده آثاری هستیم که دارای شعر های بسیار سخیفی است که در یک جمع جدی نمی توان به آن گوش داد و فضای آن یک فضای فرهنگی و معنوی و ارزشمند نیست.

وی در ادامه گفت: ما نمی گوییم که همه تولیدات موسیقیایی جدی باشد، اما برای جامعه ای که به اندازه کافی استرس ها ی ناشی از زندگی روزمره در آن است نیاز به یک آرامش و فضای معنوی وسکوت ضروری ست و شعر موسیقی باید پیام معنوی و فرهنگی داشته باشد .


** بحران موسیقی ما بحران بی هویتی است
سراج با بیان اینکه بحران موسیقی ما بحران بی هویتی است تصریح کرد:موسیقی که با جاز ساخته می شود و خواننده ای که نمی داند چه می خواند و فقط تقلید می کند و بر اساس کارگردانی آهنگساز اثری را می خواند ، اگر از همین خواننده بپرسید که به چه شیوه ای می خواند و نزد کدام استاد موسیقی را فراگرفته نمی تواند جواب درستی بدهد در این وضعیت موسیقی از بی هویتی رنج می برد.


** هنر باید جنبه ماندگاری و ازلی و ابدی بودن داشته باشد
وی با اشاره به اینکه هنر با هر گرایشی باید به سمت ازلی و ابدی بودن برود و در موسیقی کلام ابدی به ماندگاری اثر کمک می کند خاطرنشان کرد: مباحث اجتماعی می آیند و می روند اما انسان همیشه هست ، خداوند جود دارد، حتی اگر انسان نباشد به همین دلیل زمانی که شعر عرفا را می خوانید ازلی و ابدی بودن در آثارشان نمود دارد ، اگر شما یک موسیقی را با محتوای اجتماعی گوش کنید آن شعر ده سال دیگر کابرد ندارد شاید این مدت زمان کمترهم باشد اما شعر بزرگانی چون حافظ، سعدی همیشه تازگی دارد .

وی تاکید کرد: هنر باید جنبه ماندگاری و ازلی و ابدی بودن را داشته باشد شعر بزرگان ما نیز اینگونه بوده است.

سراج جایگاه شعر را در موسیقی جایگاه بزرگ ومهمی دانست و گفت: صنعت شعر ظرافت های خاص خود را دارد ، حتی اگر کسی ترانه می گوید وظیفه سنگینی بر عهده دارد ، ترانه سرایی کار پیچیده و سختی است به همین دلیل است که در دوره معاصر تعداد ترانه سرای های موفق به انگشتان دست هم نمی رسد.


** دوست دارم موسیقی ام آرامش بخش باشد

سراج در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه از آنجایی که بیشتر مخاطبان صدای این خواننده را افراد میانسال تشکیل می دهند آیا فعالیتی برای جذب جوانان به موسیقی سنتی کرده و آیا دغدغه ای برای این مسئله دارد یا خیر گفت: بعضی از آثار من مورد پسند افراد میانسال قرار می گیرد و گاهی جوان تر ها به برخی قطعاتی که خوانده ام ابراز علاقه می کنند و آن قطعاتی است که نوع سازبندیشان به روحیه جوان ها نزدیک تر است و هیجان بیشتری دارد توجه به جوانان همیشه یکی از دغدغه های من بوده و هست، اما نمی توانم از روحیه خودم فاصله بگیرم .
وی در ادامه پاسخ همین سوال افزود: من دوست دارم موسیقی ام آرامش بخش باشد درست است جایی هم نیاز به هیجان در موسیقی داریم اما من آرامش را ترجیح می دهم خودم هم همیشه موسیقی که آرامش می دهد را گوش می کنم.


** در موسیقی ایرانی به تنظیم و حال و هوای جدیدی برسیم
سراج گفت: سال گذشته کاری داشتم که آهنگساز آن جوان بود و ملودی های خاص بود با انتخاب های خودم تفاوت داشت اما کار می کردم و احساس می کنم این ضرورت وجود دارد
که در موسیقی ایرانی به حال و هوا و تنظیم جدیدی برسیم و می توانیم از همان سازبندی و ردیف استفاده کنیم و اثر جدیدی خلق کنیم و هنرمندان جوان ما در حوزه موسیقی در این زمینه ذهن خلاقی دارند.


** رسانه باید زمینه ساز بالندگی موسیقی درست باشد
وی به نقش رسانه در رشد موسیقی درست اشاره کرد و افزود : رسانه می تواند کمک بسزایی در رشد موسیقی درست داشته باشد و باید زمینه را برای بالندگی موسیقی درست ایجاد کند .
سراج گفت : برخی مواقع از رسانه موسیقی سخیف و گاهی مبتذل پخش می شود احساس ناامیدی به انسان می دهد و این تصور ایجاد می شود که معیار فرهنگ برای رسانه ما همین است .

این خواننده گفت: گرایش بعد از مسمومیت ایجاد می شود و زمانی که فضا مسموم شد جوانان به این فضای مسموم گرایش پیدا می کنند.


** برگزاری کنسرت باعث رشد هنر و هنرمند می شود

سراج درخصوص جشنواره های موسیقی و برگزاری کنسرت که در سطح ملی و فراملی برگزار می شود گفت : جوانان با برگزاری کنسرت رشد پیدا می کنند و از آنجایی که برگزار کنسرت در ایران کار بسیار دشواریست رشد هم سخت است زمانی که یک نوازنده یا خواننده می خواهد هنر خود را به اجرای عمومی بگذارد بتید قوی تر عمل ند وقتی فضای مناسب برای اجرای کنسرت وجود نداشته باشد آن هنرمند هم رشد نمی کند .
وی با بیان اینکه درایران سالن اجرای موسیقی نداریم تصریح کرد: یک سالن نیمه استاندارد برای موسیقی در ایران داریم که تالار وحدت است ، سالن وزارت کشور نیز اصلا مناسب اجرای موسیقی نیست و ما در ایران سالن بزرگ و مناسب برای اجرای موسیقی در ایران نداریم که اگر این امکان وجود داشت به لحاظ مسائل اجتماعی نیز بهتر بود زیرا مردم برای وقت شان برنامه ریزی می کردند که از یک فضای فرهنگی به نحو احسن استفاده کنند .


** مشکلات برگزاری کنسرت خواننده را با استرس به روی سن می برد
وی در خصوص مشکلات برگزاری کنسرت در ایران گفت : مجوزهای یک کنسرت به سختی صادر می شود و بسیاری از فعالیت های دیگر را خواننده باید پیگیری کند و زمانی که روی سن می رود تا کنسرتی را برگزار کند با استرس حاضر می شود و این اصلا خوب نیست .


** موزیسین های اهل عمل کمتر مطالعه می کنند

سراج با بیان اینکه پژوهش های خوبی در حوزه موسیقی انجام می شود اظهار داشت: خوشبختانه پژوهش های بسیار غنی و خوبی در حوزه موسیقی توسط پژوهشگران دلسوز انجام می شود امازمانی این پژوهش ها به نتیجه می رسد که محلی برای بروز عملی داشته باشد، من بر اساس تجربه ام دریافته ام که موزسین های اهل عمل کمتر مطالعه می کنند و پژوهش هایی که انجام می شود در سیستم اجرایی ما عمل نمی شود .

وی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز مبنی بر اینکه به کدام یک از نوازنده های قدیمی علاقه دارد گفت : من به استاد کسایی و جلیل شهناز علاقه خاصی دارم زیرا هم از نظر غنی بودن مطالبی که می نوازند و هم لطافت ،زیبایی و نوآوری در آثارشان است و هم به لحاظ شخصیتی بسیار قابل احترام هستند.

سراج از موسیقی های نواحی ایران به موسیقی خراسان و کردستان گرایش و علاقه بیشتری دارد.


** درخواست سراج از دفتر موسیقی وزارت ارشاد
وی در پاسخ به سوالی مبنی براینکه اگر از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درخواستی داشته باشد چه می گوید ، گفت : من خواستار این مسئله هستم که به موسیقی ارشمند ارزش بیشتری قائل شوند و مجوز های کنسرت را سریع تر صادر کنند .

وی همچنین از اجرای کنسرتی پاییز ماه امسال خبر داد و گفت: احتمالا پاییز ماه درتالار وحدت کنسرتی داشته باشم .


** آلبوم های جدید سراج
وی گفت: آلبوم "گریه بی بهانه" با اشعاری از ابتهاج، قیصر امین پور، سنایی، مولانا و ساعد باقری به زودی منتشر خواهد شد.

سراج از انتشار آلبوم دیگری خبر داد و افزود: مجموعه دیگری با 5 تصنیف با عنوان فعلی "قصه گیسو" با همکاری شرکت آوای نوین اصفهان منتشر خواهد شد.


** در باره سید حسام الدین سراج


در سال 1337 در شهر اصفهان در خانواده ای صاحب ذوق دیده به جهان گشود. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . ایشان بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استاد جلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن کسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود. در چنین محیطی جوانه های عشق و علاقه به شعر و موسیقی در جان و دل وی شکوفا شد .
سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است .
در برخی از آثار که باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است .

تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراک هنرها دارد که بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا" به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است .

آثار موسیقی که تاکنون از او منتشر شده است عبارتند از :

نینوا , باغ ارغوان , وصل مستان , شمس الضحی , یاد یار , آفاق عشق ( خسرو شیرین , لیلی مجنون ) , طریقت عشق , شرح فراق , آئینه رو , دل آرا , بی نشان , نگاه آسمانی , نرگس مست , بوی بهشت , شهر آشنائی , رویای وصل , وداع , عشق و مستی , نازنین یار , ماه نو و آئینه و آه و ...

تا کنون کنسرت های موسیقی موفقی در کشورهای فرانسه ،انگلستان، سوئیس ، هلند ،آلمان ، یونان ،اسپانیا ، چین ، ترکیه ،کره ، کانادا ، آمریکا و روسیه داشته است  .   منبع : ايسكا


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گروه شمس به آمريکا مي رود

 

گروه شمس به آمريکا مي رود

گروه موسيقي شمس تور کنسرت هاي خود در امريکا را با عنوان "نغمه هاي مولانا و صلح "ا ز 15 مهر ماه در شهر نيويورک آغاز خواهد کرد

تهمورث پورناظري آهنگساز و نوازنده گروه شمس در گفتگو با خبرنگار سرويس هنري برنا گفت : ما قصد داريم يک تور 4 کنسرته را با عنوان "نغمه هاي مولانا و صلح " از 15 مهر ماه تا 4 آبان ماه در امريکا به روي صحنه ببريم که محور آن اشعار مولانا است.
 
وي در ادامه افزود : اين کنسرت ها به دعوت يکي از معروف ترين کمپاني هاي موسيقي جهان ترتيب داده شده و قرار است در جريان اين تور در معروف ترين سالن کنسرت نيويورک به اجراي برنامه بپردازيم. پس از اين برنامه کنسرت هاي ديگري را نيز در شهرهاي سانفرانسيسکو ، لس آنجلس و واشنگتن برگزار خواهيم کرد.
 
اين آهنگساز همچنين درباره قطعاتي که در اين تور اجرا خواهد شد گفت : ما در اين کنسرت ها ترکيبي از اجراهايي را که در کنسرت امسال گروه شمس و همچنين در سال مولانا(سال 1386) اجرا کرده ايم به روي صحنه مي بريم . آهنگسازي کار را خودم من بر عهده دارم و  خوانندگي کار نيز سهراب پور ناظري است .
 
پور ناظري در ادامه گفت : در اين کنسرت از کشورهاي مختلف نيز هنرمندان مهمان حضور خواهند داشت که نوازندگاني از کشورهاي هند ، انگلستان ، ارمنستان ، عراق ، فرانسه ، ترکيه و هلند با اعضاي گروه شمس همکاري مي کنند.
 
نوازندگاني چون گوران اسميت از ترکيه با ساز سرنا و بالابان ، هژار زهاوي با سازهاي کوبه اي از انگلستان ،روبن واسي از فرانسه با سازهاي کوبه اي آفريقايي و برزيلي، گوران گامبل از هلند با چنگ ، گروهي از سماع گران ترکيه اي از جمله اين نوازندگان هستند.
 
گفتني است در اين اجرا علاوه بر نوازندگان خارجي و پورناظري ها ، نجمه تجدد به عنوان هم خوان ، حميد رضا تبري با سنتور ، ندا حکاک با تنبور ، کاوه گرايلي با تنبور و سه تار ، سحر افشان با تنبور و مصباح قمصري با سازهاي کوبه اي همکاري دارند.      منبع : برنا

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نظر سنجی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
توجه به ریتم اساس موسیقی دستان است

 

توجه به ریتم اساس موسیقی دستان است

توجه به ریتم با تکیه بر موسیقی آوازی و ردیف دستگاهی ایرانی از جمله موفقیت های گروه موسیقی"دستان" است که خوشبختانه طی سالها فعالیت به آن دست پیدا کرده ایم

حسین بهروزی نیا نوازنده بربط با بیان این مطلب درخصوص کارکرد گروه موسیقی دستان در جهت معرفی موسیقی ایرانی به نسل جوان علاقمند موسیقی ایرانی در نشست نقد و بررسی این گروه که در محل خبرگزاری مهر برگزار شد گفت : گروه موسیقی "دستان" بین ایرانی ها و غیر ایرانی ها نامی شناخته شده است و بسیاری از جوانان ایرانی خارج از کشور موسیقی ایرانی را به واسطه این گروه شناخته اند و از آغاز همین هدف را مدنظر داشته و دوست داشتیم موسیقی ایران را به جهان ارائه کنیم؛ در واقع یکی ازراههایی که برای ارتباط جوان ایرانی مقیم خارج از کشور با موسیقی ایرانی وجود داشت کنسرت هایی بود که توسط دستان برگزار می شد.  

این آهنگساز در ادامه به اهمیت جایگاه موسیقی آوازی در گروه دستان اشاره کرد و گفت : دسترسی به ریتم های جدید و استفاده از آنها بستری مناسب را در جهت نشان دادن موسیقی آوازی و ردیف دستگاهی به وجود می آورد و اگر قرار باشد که طی برنامه های مختلف آواز را از موسیقی گروه کم ویا حذف بکنیم در واقع از اصل خود دور شده ایم و دراین صورت به موسیقی ایران خیانت می کنیم ؛ هدف اصلی ما این است که در عین حفظ موسیقی خودی این فرهنگ را با یک فرم جدید در سطح جهان اشاعه دهیم .

سعید فرجپوری نوازنده کمانچه با اعتقاد بر اینکه گروه موسیقی دستان درطی سالیان سال به گویش خاصی دسترسی پیدا کرده است گفت : تجربه به من ثابت کرده که در حال حاضر در شرایطی زندگی می کنیم که فرم اجرای موسیقی ایرانی به شکل گذشته تغییر کرده است وآن الگوی اجرای سنتی که با یک پیش درآمد آغاز و به آواز و بعد هم چهارمضراب و... ختم می شود در شرایط فعلی پاسخگو نیست ، با توجه به این مطلب به گمان من گروه موسیقی دستان در حال حاضر به گویش خاصی دست یافته است که این گویش برای جوانان علاقمند به موسیقی ایرانی و کسانی که شناختی از این نوع موسیقی ندارند خیلی جذاب تر و تاثیر گذارتر است .

وی در پایان گفت: شیوه کار دستان ممکن است به مذاق خیلی ها خوش نیاید اما گروه موسیقی دستان در شرایط کنونی به جایی رسیده است که مخاطبان خاص خودش را دارد و قرار نیست همه سلیقه ها را پاسخ دهد؛بالاخره یک عده با این نوع موسیقی ارتباط برقرار می کنند و یک عده دیگر هم نه؛ اما ما به این نتیجه رسیده ایم که راهی که آمده ایم مسیر خوبی بوده و باید ادامه دهیم..  منبع : مهر


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
آلبوم "بي من مرو" منتشر شد

 

آلبوم "بي من مرو" منتشر شد

آلبوم "بي من مرو " با آهنگسازي شاهين شهبازي و خوانندگي مرتض فلاحتي ( بامداد) توسط انتشارات ماهور منتشر شد

اين آلبوم در دستگاه نوا و شور تنظيم شده است که در آن از ادوار ريتميک که در موسيقي سيستان ديده مي شود و همچنين از موسيقي دستگاهي و رديفي ايران استفاده شده است.

 
شاهين شهبازي آهنگساز اين اثر نيز درباره " اين آلبوم گفت:قطعات اين کار اساسا بعد از انتخاب اشعار قدما و با توجه به آنها ساخته شده که با صداي خواننده جواني مانند (بامداد) حس و حال تازه اي را در اين اشعار به وجود آورده است.
 
اين آهنگساز همچنين افزود : "بي من مرو " از 10 قطعه تشکيل شده است که عبارتند از چهار مضراب ،ساز و آواز نوا ، تصنيف درد عشق ،تکنوازي سه تار، تصنيف آشنايي، ساز و آواز اجراي گوشه هاي اوج ، تصنيف نوا ، قطعه هاي ضربي ، تکنوازي سه تار، تصنيف بي من مرو.        منبع : برنا

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دانلود تصنیف زیبای وطن با صدای همایون شجریان
 

دانلود تصنیف زیبای وطن با صدای همایون شجریان

شعر زيباي وطن كه همايون در كنسرتش به اوج زيبايي خواند

 

وطن! وطن!
نظر فکن به من که من
به هر کجا، غریب وار
که زیر آسمان دیگری غنوده ام
همیشه با تو بوده ام

اگر که حال پرسی ام
تو نیک می شناسی ام
من از درون قصه ها و غصه ها برآمدم،
حکایت هزار شاه با گدا
حدبث عشق ناتمام آن شبان
به دختر سیاه چشم کدخدا
ز پشت دود کشت های سوخته
درون کومه های سیاه
ز پیش شعله های کوره ها و کارگاه
تنم ز رنج، عطر و بو گرفته است
رخم به سیلی زمانه خو گرفته است
اگر چه در نگاه اعتنای کس نبوده ام
چه غمگنانه سال ها
که بال ها
زدم به روی بحر بی کناره ات
که در خروش آمدی

به جنب و جوش آمدی


به اوج رفت موج های تو
که یاد باد اوج های تو


در آن میان که جز خطر نبود
مرا به تخته پاره ها نظر نبود
نبودم از کسان که رنگ و آب
دل ربودشان به گودهای هول
بسی صدف گشوده ام
گهر ز کام مرگ در ربوده ام
بدان امید تا که تو
دهان و دست را رها کنی
دری ز عشق
بر بهشت این زمین دل فسرده واکنی
به بند مانده ام
شکنجه دیده ام
سپیده هر سپیده جان سپرده ام
هزار تهمت و دروغ و ناروا شنوده ام
اگر تو پوششی پلید یافتی
ستایش من از پلید پیرهن نبود
نه جامه، جان پاک انقلاب را ستوده ام
کنون اگر که خنجری میان کتف خسته ام
اگر که ایستاده ام
و یا ز پا فتاده ام
برای تو، به راه تو شکسته ام
اگر میان سنگ های آسیا
چو دانه های سوده ام
ولی هنوز گندمم
غذا و قوت مردمم
همانم آن یگانه ای که بودم ام

سپاه عشق در پی است
شرار و شور کار ساز با وی است
دریچه های قلب باز کن
سرود شب شکاف آن
ز چار سوی این جهان
کنون به گوش می رسد
من این سرود ناشنیده را
به خون خود سروده ام
نبود و بود برزگر را چه باک
اگر برآید از زمین
هر آنچ او به سالیان
فشانده یا نشانده است
وطن! وطن!
تو سبز جاودان بمان که من
پرنده ای مهاجرم
که از فراز باغ با صفای تو
به دوردست مه گرفته پر گشوده ام


"
سیاوش کسرایی"

.

وطن را دریافت کنید و بشنوید


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
نکته هايي درباره کنسرت اخير گروه شمس

 

نکته هايي درباره کنسرت اخير گروه شمس

از همان نخستين سال هاي پس از انقلاب، تحولي در موسيقي ايران رخ داد و ميداني وسيع براي موسيقي سنتي پديد آمد که تا آن لحظه تاريخي سابقه نداشت

اين در حقيقت يک اتفاق هم سنخ و طبيعي در انقلاب ايران بود و گرايشات سنت گرايانه، روزنه محدود موسيقي سنتي ايراني را گشوده تر ساخت. استقبال کنندگان بيشتر شدند و عميق تر و جدي تر به اين عرصه گام نهادند. البته کاهش عرضه در عرصه هاي متنوع موسيقي، خصوصاً موسيقي پاپ دلايل ديگر اين رونق بود. به زودي سياستگذاري هاي تازه و تمايلات رسمي، همراه با ترويج و تبليغ راديو و تلويزيون نيز بر تثبيت موسيقي ملي ايران- هر چند با محدوديت- کار را به نفع موسيقي کلاسيک ايران يکسره ساخت. موسيقي رديفي و مقامي همراه با برخي نوآوري ها و تلقي هاي متفاوت، جاي موسيقي پاپ را گرفت؛ چنان که درنهايت تنها برخي سرودهاي تند و انقلابي در جنب حياط خلوت خود يافت. اين سرودها هم البته رقيبي براي موسيقي سنتي ما نبود و نمي توانست باشد، بلکه زمختي و فقدان ذوق و بصيرت هنري در اغلب آنها همراه با سستي اشعارشان مزيتي تازه بود که ظرافت مينياتوري و ژرفاي کلاسيک و اشرافي موسيقي سنتي را برجسته تر مي ساخت.

باري، در چنين شرايطي، طبعاً اتفاقات نادر و مهمي بايد در عرصه موسيقي سنتي مي افتاد. اين اتفاقات افتاد و از همان ابتدا گروه هاي برجسته و قدرتمندي نظير شيدا، عارف، شمس و... ظهور کردند و هر چند کامشان در سراسر دهه هاي 1360 و 1370 به شرنگ مميزي ها و محدوديت ها و دخالت هاي غيرتخصصي تلخ بود، کار خود را پيش برده و کتاب کهن و ژرف موسيقي ايراني را همچنان باز نگه داشتند. بر همه آنان درود مي فرستيم و همت شان را آفرين مي گوييم.

گروه شمس در سال 1359 به وسيله کيخسرو پورناظري پايه گذاري شد. کارشان تازه و جالب بود اما به نظر مي رسيد به مقتضاي شرايط و در پي موج هاي فرهنگي و سياسي آن ايام ظهور کرده اند و دولت مستعجل خواهند بود، اما عمرشان دراز بود و هم اينک قريب به سه دهه نواي ناب سازهاي کلاسيک و ارجمند ايراني را به سمع ايرانيان و بسياري غيرايرانيان رسانده اند. پورناظري دانشجوي عمران در دانشگاه بود، اما ناگاه شور و عشق هنري که از طفوليت و از طريق پدرش به او القا شده بود، طغيان کرد، درس و دانشگاه را کنار زد، به سرزمين آبايي نزديک شد و در کرمانشاه به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمد. با وقوع انقلاب اندک وقفه يي در کارهايش پديد آمد، اما از پا ننشست و با علاقه يي که به ساز مهجور تنبور داشت، آن را احيا کرد و گروهي از تنبورنوازان فراهم ساخت که نخستين اجراهاي آنها در سال هاي 1359 و 1360 عرضه شد. با وفق آفاق و توافق ايام، از قضا اين کار به تصوف و عرفان تعبير شد و سخت مقبول افتاد. در آن فضاي معنويت گرا که استاد و معلم و کارگر کارخانه سخن از عرفان و معنا مي گفتند، اين همنوازي هنري و همسنخ با شعر و مفاهيم درويشانه، مکملي بي جايگزين بود . اين گروه براي اولين بار، اين ساز باستاني را به صورت همنوازي مورد استفاده قرار دادند و در کنار آن براي اولين دفعه، صداي دف را به عنوان عضوي رسمي در کنسرت- و بلکه رکني مهم در مجموعه صداهاي همنوا- به کار گرفتند. اين دو ساز که مناسبتي تام با سماع صوفيانه و احوال عرفاني داشت، وقتي با بهره گيري از اشعار مولانا شنيده مي شد، غوغا مي کرد. نخستين توليد رسمي گروه شمس اين گونه بود و نامش «صداي سخن عشق». اين اثر در سال 1360 به عنوان اولين حضور رسمي- و بلکه اعلام ظهور- گروهي قدرتمند در هنر موسيقي ايران محسوب مي شد؛ اثري که تقليدهاي بسيار از آن شده است.

سال هاي متمادي در سطوحي متفاوت و غالباً پايين تر تکرار شد. گروه شمس که در ابتدا به گروه تنبور شمس معروف بود، با اين پشتوانه کار خود را پيش برد و ده ها و صدها کنسرت در ايران و سراسر جهان برگزار کرد. ويژگي تنبور و همخواني اشعار عارفانه جزء لاينفک آنها بود و برخي کارهاي مشترک با صداي شهرام ناظري و نوربخش و اخيراً سهراب پورناظري نيز در زمره آثار موفق ايشان محسوب مي شود. به تدريج گسترش سازهاي ضربي و کوبه يي نيز رنگ و تجلي متفاوت و جالبي در تنظيم قطعه ها و ايجاد تحرک و احساس در آهنگ ها ايجاد کرد. آنان با وفاداري به تنبورنوازي، که خود به آن «موسيقي عرفاني تنبور» مي گويند، همچنان بر دو زمينه مهم و عميق موسيقي در اين آب و خاک به پيش مي روند؛ موسيقي سنتي ايران و موسيقي پرتنوع و جذاب کردستان.

آخرين کنسرت گروه شمس، در روزهاي 23 تا 25 مرداد در محوطه کاخ سعدآباد با عنوان «بر آفتاب خليج فارس» برگزار شد. تنوع موسيقي، سازها و اشعار و آوازهاي اين کنسرت بسيار شنيدني بود، هر چند خالي از نقص و نقض و معضل و مشکل نبود، در پايان برخي از آنها را که ناخواسته و تحميلي يا خواسته و قابل رفع است، برمي شمريم.

ترديدي نيست که گروه شمس با هسته پورناظري ها، در آهنگسازي چيره دستند و بلکه صاحب سبک و ابداع. آنان تنها نوازندگاني ماهر نيستند و خلاقيت و بصيرت جالب توجهي در کار آهنگ دارند. استخوان گروه همچنان کيخسرو پورناظري است و حال و هواي اوليه همچنان در کارهاي گروه ديده مي شود، اما نوآوري ها و ابداعات جوان ترها به وضوح همچون گوشت و پوست بر اين استخوان محکم ديده مي شود. در واقع گروه شمس، هم تغيير کرده و هم ثابت مانده است. بر اصول اوليه موسيقي سنتي ايراني و کردي درنگ کرده و در تلفيق سازها و نواهاي دلچسب و کم آشنا از آن گذشته و بدايع ارجمندي خلق کرده اند، گويا تلاش شان بر نوآوري در عرصه سنت است. چنان که از هيچ تمهيد و تلفيقي، اگر مبناي محکم موسيقايي داشته باشد، ابا ندارند، قبلاً کمتر اين کار را مي کردند و در سراسر دهه هاي 60 و 70 با احتياط به اين تلفيق ها مبادرت مي کردند، اما در اين سال ها به عنوان يک روش آزموده و با اعتماد به نفس بسيار، جزئيات تازه را به فضاهاي صوتي خود افزوده و حجم تجربه هايشان را فراتر برده اند.

اينک تلفيق يک عنصر اصلي و پايه در کار آنان است. گويا حرکت اوليه از يک ساز، آنان را تحريص کرده که حالا به هر ساز و نواي تازه يي در مجموعه کنسرت شمس ميدان مي دهند و البته نه بي حساب و کتاب، بلکه با شناخت و دقت و بصيرت زيباشناسانه يي که از چنين هنروران اصيلي انتظار مي رود. اين ترکيب ها که در ابتدا به سازهاي ايراني

- اعم از کهن و متداول- محدود مي شد و از ترکيب دف و تنبور آغاز شد، نهايتاً در سال هاي اخير وسعتي جهاني يافته و نواهاي متنوعي از ملل و فرهنگ هاي متفاوت را درهم تنيده است. در همين کنسرت اخير هم ملودي هاي ترکي و عربي و نواهاي زهي و ضربي و کوبه يي هندي و حتي شرق دور را مي شد در هماهنگي با موسيقي کلاسيک ايراني و کردي و حتي نواهاي محلي نظير بختياري تشخيص داد. صداي هند و آذربايجان و لبنان و در حقيقت نواي اصيل ملل شرق بر بستر باشکوه موسيقي ايراني با حاشيه يي از ملودي هاي محلي و نواهاي پرشور مقامي مناطق ايران درآميخته بود. سازها لهجه داشتند و نوازندگان به مهارت سازها را مي نواختند و گوش ها را نوازش مي کردند.

مي دانيم که به رغم اقبال و استقبال مردم از موسيقي سنتي همواره محدوديت ها و کارشکني هاي زيادي در اين عرصه وجود داشت. قوانين ناکافي و بلکه نامناسب، مميزان کم ذوق و استعداد، متعصبان، غوغاي عوامانه و عوامفريبانه برخي متظاهران، فقدان امکانات و مکان هاي مناسب، تحريم سازها در تلويزيون و حرمت و تحقير اين هنر والاي معنوي و بالاخره عدم حمايت از آموزش فراگير و مطمئن موسيقي در آموزش و پرورش و دانشگاه ها و حتي آموزشگاه هاي نيمه رسمي به نحوي که حتي کلمات موسيقي و آهنگ و ترانه و آواز را کنار زده و عنوان نادرست و بي مسماي «سرود» به رسميت شناخته مي شد... سبب شد در همين زمينه سنتي و محدود هم از همسايگان و ساير کشورها به شدت عقب بيفتيم. نه سالن ها ي خوب و متعدد داريم، نه اسپانسرهاي بزرگ و مطمئن از گروه هاي موسيقي حمايت مي کنند، نه سرمايه وسيع و اقتصاد قابل توجهي با رقم هاي درشت در موسيقي ايراني مي بينيم، نه سازهاي استاندارد، نه آموزشگاه هاي علمي و نظام تربيتي استانده و نه نظم و نظامي براي اجرا.

اينها همه واقعيات هنر موسيقي در کشور ما است، اما به رغم همه اين ناملايمات و محدوديت ها، فطرت هنرجو و فرهنگ اصيل ايراني، همراه با ذوق و پشتکار اقليتي از اهل موسيقي، چراغ خانه را روشن نگه داشته و کوک سازها را در راه شور و شيدايي قرار داده است. عشق به موسيقي همچنان رواج دارد و نواي موسيقي رديفي و مقامي ايراني و نواهاي زيباي کردي و خراساني و بختياري و ترکي و بلوچي و بندري شنيده مي شود. اي کاش اين همت موسيقايي، بر زمين و زمينه و زمانه يي حمايت شده قرار مي گرفت تا صدايش جهاني مي شد و همچون موسيقي شرق دور، از فيلماهنگ تا کنسرت هاي بزرگ را درمي نورديدند يا همچون نواهاي يوناني و مجاري و امريکاي لاتين و حتي عربي، همه جا شنيده مي شد و رسميت مي يافت. هنر ايراني نبايد در پنهانکده و سايه سار بماند، بايد بدرخشد و دل ها را به لطف و نور اين فرهنگ بيارايد.

در اشعار متنوع و متعددي هم که گروه شمس برگزيده بود، اتفاقاً همچون سازهايشان تنوعي ديده مي شد. جز يکي دو قطعه کردي که من به درستي بر زبان اشعار واقف نبودم، همچنان گزينشي خوب و سنجيده از اشعار مولانا پايه آوازها بود.

در کنار آن غزل زيبايي از هلالي جغتايي به مطلع

«يار آمد و من، طاقت ديدار ندارم

از خود گله يي دارم و از يار ندارم»

و نيز اشعاري از هومن ذکايي استاد دکتر محمدرضا شفيعي کدکني با شعر «زير باران» که حال و هوايي خاص با صداي سهراب پورناظري يافته بود؛

«از خانه بيرون مي زنم، در زير باران

تا بفکنم در کوچه يي بي صبري ام را،

بردارم از دوش، اين گليم ابري ام را...»

همخوانان خاصه خانم نجمه تجدد بر وسعت و استحکام صداي خواننده اصلي افزوده و درهم آميزي صداها که با اوج و فرودهاي پي در پي و حلقه يي يکديگر را دنبال مي کردند، فضايي مه آلود و لطيف ايجاد مي کرد. کاري پرزحمت و زيبا بود و گاه با وقايع غيرقابل پيش بيني نظير تکنوازي فلوت، دودوک يا شيرين کاري طبل و خصوصاً نواهاي طبيعي و شبه طبيعي دمام و کوزه و ديجريدو همراه مي شد. حتي نواي سرخوش و حماسي سرنا و دهل بختياري که ويژه رقص

سه پاي بختياري هاست و خواب از سر هر مخموري برمي گيرد، حالتي خاص و به يادماندني داشت و پايان بندي گروه شمس را از کنسرت هاي مشابه متمايز مي ساخت.

اينها ارزش ها و زيبايي هايي بود که بيان آنها اداي دين به گروهي است که بيش از ربع قرن به موسيقي ملي ما خدمت کرده و بر زمينه اصيل آن وفادار مانده اند و نيز بيان برخي ابداعات و نوآوري هاي جوانان گروه شمس براي استمداد از موزيک شرق در جهت غنا بخشيدن به موسيقي اصيل ايراني است، اما نکته هاي کوچک و بزرگي هم بود که نگفتن آنها روا نيست، هرچند گفتن نيز دل ها را مي رنجاند و عمدتاً به وضع عمومي موسيقي ايراني بازمي گردد.

کنسرت اخير پورناظري ها و به عبارت بهتر «گروه شمس» در دو بخش و با خطابه مفصل و گلايه آميز و کنايي رهبر گروه کيخسرو پورناظري آغاز شد. در بخش دوم هم سهراب پورناظري مسائلي را مطرح کرد که حدود 10 تا 15 دقيقه طول کشيد، اما در مجموع اين دو خطابه مقدماتي شايد سه تا چهار دقيقه مفيد وجود داشت و آن هم بيان محظوراتي که قبل از کنسرت پيش آمده و طبق روال جاري در سياست هنري و متوليان آن بخش هاي جالبي از حرکات موزون و سماع و آواز و حتي سازها را حذف و محدود کرده بودند. شنونده و بيننده کنسرت در ايران البته مثل تاخير در پرواز هواپيماها يا قطع نامنظم برق چندان تعجبي از اين مسائل ندارد. اما به جز اين توضيح مفصل و شمرده و متل وار آنچه در بروشور کنسرت به اختصار و دقت منتشر شده و در اختيار همگان بود لزومي نداشت. اين دو خطابه نابجا حکم درآمد خارج و ناهماهنگي براي چنين موسيقي درخشاني را داشت که اتفاقاً همان مقدار وقت هم به کوک سازها اختصاص داده و در سه مورد با تکنوازي هاي تکراري و فاقد بداعت از جذبه ساير قسمت ها کاستند. از جمله نخستين درآمد که تکنوازي مفصل تنبور بود و بر تاخير در شروع کنسرت خطابه مفصل و کوک کردن طولاني سازها ضرب شد و مستمعان نشسته بر صندلي هاي غيراستاندارد و بسيار نامناسب سعدآباد را تا حدي کسل و خسته کرد. همين جا بد نيست بگويم مسوولان کنسرت که در قسمت A بليت هاي 40 هزار توماني عرضه کرده بودند بد نبود به فکر صندلي هاي راحت تري باشند و از رنج چهار ساعت و نيم نشستن بر صندلي هاي خشک و کوچکي که غالباً در مجالس عروسي کرايه مي شود، کمي بکاهند. شايد آخرين شب اجرا- که راقم شاهد آن بود- چنين ويژگي هايي داشت. اما نورپردازي هم بسيار ساده و گاه فاقد هماهنگي با موسيقي بود. حال آنکه نورپردازي گواه و مکمل کنسرت هاي زنده است و نبايد با خست و بي توجهي از کنار آن گذشت. اجراي خوبي مثل کنسرت سعدآباد، نبايد بر پلکاني بي روح- البته به جز شمع هاي روشن در زمينه- به کار مي رفت. مي شد دکوري متناسب تدارک ديد، خاصه آنکه سماع و رقص درويشان مولوي و حرکات موزون پس زمينه هم حذف شده بود. اتفاقاً يکي از دو پرده تلويزيوني نصب شده در محوطه هم ايراد داشت و بر ذهن و زمينه بصري کنسرت اثري نامطبوع مي نهاد.

اينها نکات کوچک و بزرگي بود که يک شنونده مشتاق اما وفادار و پايبند به موسيقي اصيل ايران زمين ديده، شنيده، فهميده و بيان کرده است. مشکلات هست اما ارزش ها، زيبايي ها و ملاحت روح نواز و رنگارنگ موسيقي نيز هست؛ موسيقي که اين بار با دستان پرمهارت گروه شمس بر جان هاي خسته از خشکي و خشم و... دامني از گل مي افشاند.  منبع:اعتماد


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کلهر و نوربخش در جشنواره جاده ابريشم

 

کلهر و نوربخش در جشنواره جاده ابريشم

"کيهان کلهر" به خوانندگي "حميدرضا نوربخش" در مجموعه برنامه "جاده ابريشم" در آمريکا کنسرت مي‌دهند

کيهان کلهر ، "حميدرضا نوربخش"،"سيامک آقايي" نوازنده سنتور و "سيامک جهانگيري" نوازنده ني در جشنواره "جاده ابريشم" که مهر 87 در آمريکا برگزار مي‌شود، کنسرت مي‌دهند.

 
برنامه گروه ايراني که ششم مهر 87 در ايالت کاليفرنيا برگزار مي‌شود، به سرپرستي "کيهان کلهر" انجام مي‌گيرد، ضمن آنکه گروه جاده ابريشم به سرپرستي "يويوياما" برنامه اجرا خواهد کرد.
 
 
پيش از اين اجرا گروه جاده ابريشم از 17 تا 27 شهريور( 7 تا 15 سپتامبر) در مرکز موسيقي "تانگلوود" در ايالت ماسوچست گردهمايي کارگاهي برگزار مي‌کند.
 
يک روز پس از پايان اين گردهمايي يعني 28 شهريور( 18 سپتامبر) جشنواره "وستبو" با اجراي گروه در دانشگاه ايالتي "آگوستا" آغاز خواهد شد.
 
گروه جاده ابريشم سال‌هاست در تمام نقاط دنيا کنسرت برگزار مي‌کند و تاکنون چندين آلبوم نيز منتشر کرده است.
 
"کيهان کلهر" نوازنده و آهنگساز ايراني نيز موسيقي متن فيلم جاده ابريشم را که محصول سال 2005 است، ساخته است.
 
اين گروه که اعضاي اصلي آن را "گابريلا لنا فرنک"،"رابين ابو خليل"، "جيوواني سوليما"، "سنديپ داس"، "سيامک آقايي" و "کالين جکسون" تشکيل مي‌دهند،سال 1998 توسط "يويوياما"، هنرمند و نوازنده ويلن سل چيني ساکن امريکا تاسيس شد.       منبع : خبرگزاري ميراث فرهنگي

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
دعاي ربنا با صداي شجريان ثبت ملي مي‌شود ؟

 

دعاي ربنا با صداي شجريان ثبت ملي مي‌شود ؟

در سال جاري اذان موذن زاده اردبيلي كه در مايه بيات ترك اجرا شده ، و رديف‌هاي موسيقي ايراني، دو اثر معنوي هستند كه پرونده آنها در سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگردي جهت ثبت ملي گشوده شده است

ramazan2


براي مردم همانقدر كه اذان موذن زاده ، بهترين آواز در رديف دستگاهي ايراني است ، دعاي ربنا با صداي استاد آواز ايران،كه آياتي از سوره بقره را در بر مي‌گيرد، بهترين مناجاتي است كه شنيده اند.

استاد محمدرضا شجريان كه در سال ‪ ۱۳۱۹‬در مشهد به دنيا آمد از هشت سالگي تلاوت قرآن را در نزد پدر آغاز كرد، و به دليل صداي خوش و آشنايي كه براي قاريان قرآن با رديف‌هاي دستگاهي لازم است، و استاد اين دو پشتوانه را دارا بود، به زودي در اين زمينه پيشرفت شاياني كرد.

شجريان ، از نه سالگي شركت در مجمع تلاوت قرآن را آغاز كرد، و بيش از پيش با زمينه‌هاي موسيقايي نهفته در تلاوت قاريان ايراني آشنايي يافت و جان و دلش با قرآن هم آذين شد.

وي از ده سالگي در نشست‌ها و اجتماعات سياسي كه آن سالها در غوغاي مبارزات ميهن دوستانه برپا مي‌شد به عنوان قاري قرآن كه با تلاوت او ، برنامه‌هاي نشست‌ها آغاز مي‌شد ، حضور يافت، حضوري كه آوازه‌اش به سرعت در استان خراسان پيچيد، و شجريان دوازده ساله به دعوت رييس راديو خراسان ، تلاوت قرآن در اين راديو را آغاز كرد.

اما اين همه داستان نبود. وي توانست در جشنواره‌هاي داخلي و جهاني قرآن، موفق به كسب جوايزي در زمينه تلاوت قرآن كريم شود.

امروزه آنچه حافظه تاريخي ملت ما را ، با دعاها و مناجات‌هاي ماه رمضان پيوند مي‌زند، مناجات معروف به ربنا است كه استاد آياتي از سوره بقره را تلاوت كرده است.

دو نقل قول درباره چگونگي اجراي دعاي ربنا توسط استاد شجريان وجود دارد.

در نقل قول اول كه در همه جا گفته مي‌شود استاد در سال ‪ ۱۳۵۸‬براي تدريس به دو هنرجو، اين دعا را در يكي از استوديوهاي راديو ضبط مي‌كند.

در روايت دوم كه سنديت آن بسيار كم است ، گفته شده استاد شجريان در اواخر دهه ‪ ۴۰‬شمسي ، اين اثر را براي اجرا در برنامه‌هاي ماه رمضان مي خواند ، و براي آنكه به حس متعالي اين دعا برسد، به كوه رفته ، و در خلوتگاهي مناجات ربنا را مي‌خواند و ضبط مي‌كند.

هر كدام از اين دو روايت درست باشد، آنچه واضح است ، آن مي‌باشد كه دعاي ربنا روي دستگاههاي تلاوت آيات قرآن در ايران خوانده شده كه با تلاوت قرآنا در دستگاه‌هاي عربي متفاوت است.

تلاوت اين آيات از دستگاهراست شروع مي‌شود و در پايان به دستگاه عجم در دستگاه تلاوت قرآن مي‌رسد كه در رديف دستگاهي موسيقي ايران ، شبيه به ماهور است.

ماه رمضان ، ساعاتي ديگر آغاز مي‌شود، و ما اين ماه را با خاطره دعاي ربنا به حافظه تاريخي خود سپرده ايم. به نظر مي‌رسد اين اثر ، از آثار معنوي ايران باشد.     منبع : ايرنا


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شجريان ، عليزاده و کامکارها در جشن خانه

 

شجريان ، عليزاده و کامکارها در جشن خانه

محمدرضا شجريان»،« حسين عليزاده»،«کامکارها» و «ارکستر ملي» در جشن امسال خانه موسيقي برنامه اجرا مي کنند



در آخرين روز جشن يک هفته اي خانه موسيقي مراسم اعلام و اهداي جوايز برگزار مي شود.

 
روزهاي ديگر جشن کنسرت هاي از سوي هنرمندان خانه موسيقي برپا مي شود. گروه ها و هنرمنداني که تا به حال قرار است در اين جشن شرکت کنند محمدرضا شجريان، حسين عليزاده، کامکارها و ارکستر موسيقي ملي هستند.
 
دبيرخانه نهمين جشن خانه موسيقي با رسيدن آثار ارسالي براي جايزه، در ساختمان خيابان فاطمي فعال شد.
 
به گزارش سايت خانه با ارسال آثار از سوي ناشران و نزديک شدن به زمان جشن خانه موسيقي، دبيرخانه دائيمي اين دبيرخانه در ساختمان خيابان فاطمي به صورت فعال درآمد.
 
اين دبيرخانه هماهنگي فعاليت هاي جشن يک هفته اي خانه و ارسال آثار جايزه براي داوران و پيگيري ساير امور را بر عهده دارد.
 
تاکنون آثاري از ناشران مختلف موسيقي از جمله چهارگاه، سروش، آواي باغ مهر، رهگذر هفت اقليم، هرمس، نواي ني لبک شرق، آهنگ پارسيان، آواي خورشيد و ماه ريز به دبيرخانه ارسال شده است. ناشران تا 15شهريور ماه فرصت دارند آثار خود را به آدرس خانه موسيقي خيابان فاطمي پلاک 284 ارسال کنند.     منبع : خبرگزاري ميراث فرهنگي

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
رمضان و سی سال ربنای شجریان

 

رمضان و سی سال ربنای شجریان

سفره افطار ما ایرانیان سی سال است که با ربنای استاد شجریان و اذان موذن زاده اردبیلی رنگ و بوی دیگری یافته است و چه بسا بسیاری از هموطنان خارج از کشور که آنها هم با گوش سپردن به ربنای استاد روزه خود را باز می کنند

مراحل ضبط و تولید ربنای استاد شجریان توسط زنده یاد حسین صبحدل که خود او نیز یکی از استادان تلاوت قرآن و موسیقی بود شکل گرفت. وی در جلسات مذهبی آیت الله طالقانی در مسجد هدایت، نشو و نما یافت و بعدها مسئولیت برنامه های مذهبی حسینیه ارشاد را نیز به عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد.

ربنای استاد مسلم آواز موسیقی ایرانی با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی او و در روزهایی که در محضر پدر آموزشهای قرآنی می دید شکل گرفته است و در تیرماه سال 1358 برای نخستین بار در یک استدیویی ضبط شد. این قطعه بعدها در آلبوم " به یاد پدر" ضبط و اجرا شد.

استاد محمدرضا شجریان درباره چگونگی اجرای این اثر می گوید : "انگیزه اصلی من در خواندن این دعا تدریس آن به دو هنرجو بود و پس از اینکه این قطعه کامل شد برای ضبط امتحانی به همراه این دو شاگرد به یکی از استودیوها رفتیم و این دعا را بدون هیچ زمینه قبلی اجرا کردم و نسخه ای از این اجرا را را برای آموزش شاگردانم به آنها دادم اما پس از مدتی این قطعه بدون اجازه از رادیو پخش شد".

آواز ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی الحان قرآنی خوانده شده است این قطعه از دستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه ماهور) مدلاسیون می شود ( نام عجم براین دستگاه که یکی از دستگاههای هفتگانه قرآنی است نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی است). 

آواز ربنا که در حقیقت می توان آن را تلاوت آوازی قرآن کریم نامید ( چون با هر یک از قرائتهای 7 گانه مشهور قرآن کریم متفاوت است )، بیان آوازی آیات 193 و 194 سوره مبارکه آل عمران است که آیه شریفه 193 را اساتید حوزه ادبیات و شعر بهترین ملاک و برترین نمونه صنعت ترصیع ( مرصع کاری ، جواهرنشاندن ) دانسته و به دانشجویان خویش چون تمثیل و استناد و مدل و الگو توصیه می کنند.    منبع: مهر


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
شهرام ناظري» مهرماه در شيراز

 

شهرام ناظري» مهرماه در شيراز

مسئول برگزاري كنسرت ناظري از اجراي اين خواننده اواسط مهرماه در شيراز خبر داد

محمود سراجي مسئول برگزاري تور كنسرت‌ شهرام ناظري در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: به دنبال برگزاري تور موسيقايي شهرام ناظري به همراه گروه رودكي در شهرهاي مختلف ايران ، قرار است كنسرت ايشان 25 و 26 در يزد برگزار شود اما به احتمال خيلي زياد قبل از يزد به مدت 2 شب در شيراز كنسرت خواهند داشت.
وي افزود: طبق برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده بعد از اجرا در شيراز و يزد،شهرام ناظري به همراه گروه رودكي در شهرهايي چون ساري، كرمان، اصفهان ، رشت و احتمالا تبريز به روي صحنه مي‌روند.
مدير موسسه فرهنگ و هنر حافظ ادامه داد: تاكنون صحبت‌هاي اوليه براي برگزاري اين كنسرت‌ها صورت گرفته اما هنوز تاريخ دقيق آنها مشخص نشده است.
سراجي در خاتمه با اشاره به برگزاري نشست‌هاي شهرام ناظري با هنرمندان موسيقي شهرهاي فوق اظهار داشت: پيشنهادي مبني بربرگزاري نشست‌هايي با حضور ناظري و هنرمندان موسيقي شهرهاي مورد نظر ارائه شده است، به طوري كه ناظري بعد از كنسرت شب اول و قبل از اجراي شب دوم نشست‌هايي را با هنرمندان موسيقي همان شهر برگزار كند. اين اقدام هم اكنون در حال بررسي است كه اميدواريم با تاييد اين مسئله بتوانيم آن را برگزار كنيم.    منبع : فارس


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
موسیقی باید مخاطب را متاثر کند نه متحیر

 

موسیقی باید مخاطب را متاثر کند نه متحیر

هنر موسیقی برای متاثر کردن شنونده است نه برای متحیر کردن ولی متاسفانه شاهد هستیم که اکثر نوازنده ها به این جنبه از موسیقی بیشتر بها می دهند و گمان می کنند که تنها سرعت در نوازندگی آن هم به شیوه های عجیب و غریب کافی است

حمید متبسم نوازنده تار و آهنگساز گروه موسیقی "دستان" با بیان این مطلب درانتقاد به شیوه های معمول نوازندگی در نشست نقد و بررسی این گروه که در محل خبرگزاری مهر برگزار شد گفت :داشتن توانایی و مهارت در شیوه نوازندگی از ملزومات اجرای خوب یک اثر است اما شرط کافی محسوب نمی شود. اگر نوازنده ای فقط با سرعت زیاد بنوازد و یا با پاساژهای مکرر و بالا و پایین رفتن روی دسته ساز بخواهد هنرنمایی کند چندان مطلوب نیست و چه بسا تاثیرات منفی در برقراری ارتباط اثر با مخاطب بگذارد.

وی در ادامه افزود : در واقع مهارت در تکنیک نوازندگی ابزاری برای بیان اندیشه و تفکر آهنگساز است و به هیچ عنوان جنبه نمایشی ندارد. از سوی دیگر، به کرات دیده و شنیده ایم که برخی از جوانان چند صدایی شدن موسیقی ایرانی را هدف نهایی خود می دانند و به هر شکل ممکن قصد دارند به این سو حرکت کنند در صورتی که اینگونه نیست. موسیقی چند صدایی در حقیقت یکی ازابزارهای هنرمند است و یک آهنگسازهر زمان که لازم بداند می تواند از آن استفاده کند. موسیقی چند صدایی هدف نیست،مضاف بر آن که موسیقی چندصدایی به نظر من الزاما موسیقی پیشرفته ای هم نیست چرا که خیلی سالها پیش اروپاییان به آن رسیدند و ما می خواهیم راه رفته آنها را طی کنیم.

این نوازنده تار در ادامه افزود : اگر آهنگسازی موسیقی چندصدایی کار نمی کند به این معنا نیست که توانایی ندارد بلکه چگونگی اجرای یک اثر بستگی به تفکر آهنگساز دارد و آنچه من در گروه دستان با همیاری سایر اعضا یاد گرفتم توجه به همین مطلب است ضمن اینکه توجه به کیفیت صدادهی سازها و اینکه چه صدایی را می توان با چه سازهایی و چگونه تولید کرد بسیار مهم است مثلا اینکه یک نغمه عاشقانه و یا یک نغمه حماسی را ازکدام ساز واز کجای سازمی توان به دست آورد نکته قابل توجهی است که بحث زیبایی شناسی در آن مطرح است .        

وی افزود : زمانی که آلبوم "بامداد" را نوشتم وقت وانرژی زیادی از من برد البته این کار تاثیر خودش را گذاشت اما دانش و تخصصم در آن دوران کمتر از حالا بود منتها در تازه ترین اثرم که تحت عنوان "به نام گل سرخ"به زودی بیرون خواهد آمد تمام این نکات رعایت شده و به نظرخودم شنیدنی تر از کارهای گذشته ام است.      

حمید متبسم در پاسخ به این سئوال که آیا تغییرات صورت گرفته در شیوه آهنگسازی وی طی سالیان گذشته با برنامه ریزی از قبل پیش بینی شده بود گفت : در زمینه هنر نمی توان یک حکم قطعی صادر کرد که مسیر و یا روند کاری یک هنرمند چگونه باید باشد چرا که یک آهنگساز همیشه یک نوع کار را ادامه نمی دهد و همواره سیر صعودی به لحاظ فنی و تکنیکی را طی می کند ضمن اینکه زندگی و کار هنری کردن یک کار فنی و تکنیکی نیست که مسیر مشخصی را از قبل و براساس فاکتورهای از پیش تعیین شده طی کند.    

این آهنگساز در ادامه در پاسخ به این پرسش که چرا آثاری شبیه به بامداد و یا بوی نوروز تولید نمی کنید گفت : برای پاسخ به این سوال مثالی می زنم. فرض کنید یک نقاش تابلوی عظیمی را می کشد که مورد توجه هم قرار می گیرد و یک زمان دیگر همان نقاش یک پرتره خیلی کوچک با یک قلموی کوچک می کشد که آن هم جز آثارش محسوب می شود. از این رو اگر کارهایی شبیه به بامداد و بوی نوروز دیگر تکرار نمی شود یک مقدار از آن به شرایط موجود برمی گردد به خاطر اینکه جمع کردن یک ارکستر بزرگ فارغ از نوشتن پیچیدگیهای خاص خودش را دارد ولی این به آن معنا نیست که من در این مدت در این زمینه فکری کار نکرده ام من همیشه بامدادی فکر می کنم.  

وی در ادامه به کم و کیف آلبوم جدیدش" به نام گل سرخ " اشاره کرد و گفت : در این آلبوم ترکیب جدیدتری از گروه دستان با سه نوازنده مهمان کار را اجرا کرده اند. پویا سرایی به عنوان نوازنده سنتور، رضا آبایی قیچک آلتو و یک نوازنده سیتار هندی هم هست که سیتار می نوازد وصدای سیتار به خاطر فضای شعری که دارد به کل اثر کمک کرده است. اشعار این مجموعه از شفیعی کدکنی است زیرا زبان شفیعی کدکنی مرز نمی شناسد.  

حمید متبسم در پایان افزود : "سیمرغ " یکی دیگر از آلبومهای در دست تولید من است که برای یک ارکستر25 نفری نوشته ام ولی اگر نوازنده های گروه "دستان" در این ارکستر حضور داشته باشند کمک می کند که از ارکستر صدای دستانی شنیده شود و من امیدوارم که از این اثرهم صدای دستان بیرون بیاید.     منبع : مهر


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

دانلود مناجات افشاری ، ربنای محمدرضا شجریان ، اذان موذن‌زاده‌ی اردبیلی ، دعای افطار ، دعای ماه رمضان ، تواشیح اسماء الحسنی و ...



  • مناجات افشاری
  • ربنا شجريان
  • تواشيح
  • اذان مؤذن‌زاده اردبيلي
  • دعای افطار
  • دعای ماه رمضان

    منبع : rezas.blogsome.com


  • [ ]
    +
    با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
    شجریان فقط ربنا نیست

     

    شجریان فقط ربنا نیست

    تلویزیون را که روشن کردم تازه اخبار ساعت 2 بعدازظهر شروع شده بود. مجری در همان کلام اول، آغاز ماه رمضان را تبریک گفت و مثل تمام سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) صدای استاد شجریان و ربنای ماندنی و زیبای او پخش شد



     

    تا تلویزیون بار دیگر به عنوان تنها سمبلی که بوی رمضان را ناگاه در مشام جان مردم ایران زنده می‌کند از آن استفاده کرده باشد. ربنا در طول این اخبار یکی دو بار دیگر و به بهانه‌های مختلف و با تصویر‌های مختلف دیگر نیز پخش شد و باز مثل سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) از تنها کسی که نامی برده نشد و ذکری نرفت، استاد شجریان بود.

    2)
    برای خود من این بیشتر شبیه یک لطیفه یا یک خبر شوک‌آور غیرقابل باور بود. واقعا دشوار است که درک کنیم شجریان از نظر مدیران و گردانندگان بخش موسیقی و فرهنگ کشور، کجاست و چه جایگاهی دارد. از یک سو، می‌بینیم که متاسفانه هنوز باور نشده است که محمدرضا شجریان به عنوان استاد اول آواز دستگاهی ایرانی و به عنوان یک هنرمند ملی (که نشان‌های بسیاری نیز به عنوان چهره‌ی ملی دریافت کرده است و آخرین آن‌ها مدال نوشین بود که طی روزهای گذشته به او اهدا شد) که در کار و هنر خود تنها به تعالی انسان می‌اندیشد و احساس و ادراک پاک و عمیق انسانی را در کارش نشان می‌دهد باید ارج نهاده شود، و از دیگر سو می‌بینیم که هنوز بانگ مؤذن رمضان بلند نشده، ربنای شجریان به تسخیر کانال‌های تلویزیونی آمده است. از یک سو می‌بینیم که برای کسی مهم نیست که شجریان از او انتقاد کند و پس از سال‌ها که کاسه‌ی صبرش از بی‌برنامگی‌ها و دشواری‌های کنسرت در ایران لبریز شد و لب به گلایه گشود، جوابی نیامد که نیامد، و از دیگر سو، بانگ ربنایش چونان بانگی مقدس و ارزشمند رواج دارد و ارج نهاده می‌شود. آیا وقت آن نیست که اولا به همه‌ی مردم ایران بگوییم که صدایی که ربنا را می‌خواند، محمدرضا شجریان است تا همه‌ی ‌آن‌ها بتوانند قضاوت بهتری بکنند و شناخت بهتری به دست بیاورند، و ثانیا باور کنیم که همین صداست که «مرغ سحر» را نیز می‌خواند و از «غوغای عشق‌بازان»، «فریاد» به میان می‌آورد؟

    3)
    استاد شجریان چند سالی است که گویا خط بطلانی بر گلایه‌های گذشته‌ی خویش از شرایط برگزاری کنسرت در ایران کشیده است و اقلا در یکی دو سال گذشته، با شدت و پشتکار و ممارست اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی زیبا و پرشکوه در ایران کرده است. کنسرت همنوا با بم در زمستان 1382 و پس از ‌آن کنسرت ساز خاموش و سرود مهر در 1384 و دگر بار کنسرت تهران و نیز اصفهان غوغای عشق‌بازان در 1386 و مجددا و با وجود بیماری کنسرتی دیگر با گروه شهناز در  1387. به همه‌ی این‌ها اضافه کنید یک دو چین کنسرت در آمریکا و اروپا و ... این برنامه‌ها نوید این را می‌داد که استاد سرحال و زنده‌ دل است و تصمیمش را گرفته است تا بیشتر برای مردمش بخواند. حتی شنیده شد که تلاش‌هایی شده است تا کنسرت‌ها در دیگر شهرستان‌ها نیز برگزار شود. اما اتفاقی که در کنسرت همایون افتاد و در اقدامی بی‌نظیر و بی‌سابقه، حضور شجریان روی صحنه و دست گرفتن میکروفن و انتقاد از سیاست‌های کشور، شاید گل جوان امید ما را پرپر کند ...

    4)
    این‌که این روزها در کشور ما برق می‌رود چیز غریبی نیست. همه‌ی ما هم عادت کرده‌ایم و فعلا با همین شرایط زندگی می‌کنیم. اما اینکه‌ در دو شب (شب‌های 2 و 4) کنسرت همایون شجریان برق قطع شود و در یک شب نیز علی‌رغم همه‌ی تذکرات و نامه‌نگاری‌ها با مسئولان سالن، برق اضطراری سالن صحیح و به موقع عمل نکند و پس از هماهنگی‌های کتبی و شفاهی به عمل آمده مجددا در شب 4 نیز برق قطع شود، استاد را به سخن آورد. شجریان گفت که کسانی که می‌خواهند موسیقی ایرانی و آواز ایرانی کمرنگ بشود بدانند که تا من هستم و شعر و ادب فارسی هست، آواز ایرانی هست.

    5)
    واقعا وقت این است که همه‌ی کسانی که زیر لب به شجریان و موسیقی او و کلیت موسیقی ناسزا می‌گویند،‌ بدانند ربنایی که دوستش دارند را شجریان خوانده است (و علی‌رغم همه‌ی تلاش‌های صدا و سیما هنوز که هنوز است حتی یک رقیب کوچک و ضعیف نیز نتوانسته است پیدا کند و حتی یک قطعه نیز به چنین درخششی دست نیافته است که چنین حسی را در مردم بیدار کند) و واقعا وقت این است که باور کنیم و باور کنند: «شجریان، فقط ربنا را نخوانده است.

    اگر او را دوست داریم، همه‌ی آوازهایش را دوست بداریم...»


    [ ]
    +
    با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
    اشتیاق» از نیاوران رفت

     

    اشتیاق» از نیاوران رفت

    آسمان هوای باریدن داشت چندباری هم رعد و برق نشانه ای شد که عوامل اجرایی مضطرب شوند که مبادا باران رحمت، زحمت چند روزه آنها را به یکباره از بین ببرد و مردم و گروه اشتیاق خاطره بدی از باران نیاوران را درخاطره نگه دارند

    کم کم به ساعت 20 نزدیک می شدیم و مردم بیشتر مشتاق گروه اشتیاق می شدند.

    طبق اعلام بروشور قرار بود قسمت اول در دستگاه همایون اجرا شود، دستگاهی که آوازش با شکوه، مجلل و پر از علو وعظمت است اما پیش از آغاز شنیدن این عظمت در دستگاه همایون صدای فریادی از میان یکی از ردیف ها برخاست یکی می گفت تخته هایی که روی حوض کاخ انداخته اند شکسته ویکی دو نفر میان استخر افتاده اند، دیگری می گفت بقیه هم درحال شکستن است و باید سریع ازروی صندلی ها برخاست ،همهمه ها زیاد شده بود و هرکس از ظن خود چیزی می گفت.
    عوامل اجرایی که درکار خود نیز تسلط داشتند سریع به فکر مساعد کردن شرایط بودند که بار دیگر صدایی از میان جمع برخاست متوجه شدیم صدا صدای فرورفتن پایه های آهنی صندلی در تخته های روی استخر بود. دوباره همه چیز به هم ریخت گروه حراست و اجرایی تصمیم گرفتند جای مردم را عوض کنند این کار اتفاق افتاد اما دیگر درآن ردیف نظمی برقرار نبود و جاها عوض شده بود.
    همه چیز به خوبی پایان یافت و شرایط به گونه ای شد که گروه اشتیاق توانستند روی استیج بیایند.
    علیرضا قربانی از حاضرین عذرخواهی کرد اما انگار اینبار باد نمی خواست اجرای گروه اشتیاق سامان یابد اما مشتاقی گروه اشتیاق و عشق کار خودش را کرد، پیش درآمد همایون و نغمه سوزان آغاز شد.
    ... و شب شط جلیلی بود.

    ایسکانیوز می افزاید،در گروه اشتیاق اسحاق چگینی( نی)،شروین مهاجر(کمانچه)، نوشین پاسدار، (عود)،سامان صمیمی(کمانچه)، اصغر عربشاهی( تار)، رشید کاکاوند( تمبک)، نگارکن (کمانچه آلتو)،علی قمصری (تار) و مصباح قمصری (کمانچه باس و دمام) می نوازند و سهراب پورناظری (کمانچه) وهمایون نصیری(ساز کوبه ای) نیز به عنوان نوازندگان مهمان در بخش اول این برنامه همکاری داشتند.
    همچنین گفتنی است کنسرت گروه اشتیاق به سرپرستی و خوانندگی علیرضا قربانی به همراه کوآرتت زهی ایرانی امشب هشتم شهریور ماه نیز در مجموعه فرهنگی، تاریخی نیاوران برگزار می شود.

    شب پایانی کنسرت علیرضا قربانی به همراه گروه اشتیاق و کوارتت زهی ایرانی شب گذشته در مجموعه فرهنگی و تاریخی نیاوران برگزار شد

    کنسرت کوارتت زهی و گروه اشتیاق به خوانندگی علیرضا قربانی با اجرای قطعاتی توسط گروه کوارتت در دستگاه همایون آغاز شد.
    در بخش نخست قطعاتی از ساخته های علی قمصری اجرا شد ابتدا پیش درآمد و سپس قطعه نغمه سوزان و در ادامه تصنیف های دردکشان با شعری از حافظ ،آتش با شعر مجذوب علی شاه و نیم جان بر اساس شعری از سعدی اجرا شد.
    قطعات این قسمت برنامه در دستگاه همایون و با تنظیم چند صدایی بر اساس موسیقی ایرانی نوشته شده بود که با اجرای خوب و دقیق اعضای گروه و نوازندگان ، تجربه موفقی را برای گروه کوارتت زهی رقم زد.
    در قسمت کوارتت زهی، سهراب پورناظری و شروین مهاجر کمانچه یک و دو ، نگار خارکن کمانچه آلتو و مصباح قمصری کمانچه باس می نواختند.
    به گزارش ایسکانیوز،قسمت دوم که در دستگاه نوا بود با مقدمه و پیش درآمد، ساخته علی قمصری و اسحاق چگینی آغاز شد و در ادامه تصنیف «غلام قمر» با شعرمولانا از ساخته های علیرضا قربانی اجرا و پس از ساز و آواز، قربانی تصنیف«پریزاد» را خواند .
    قطعه ضربی نهفت ساخته علی قمصری و تصنیف در عاشقی ساخته قربانی پایان بخش قسمت دوم بود و قطعه جدیدی به نام مستان سلامت می کنند که ساخته قربانی و با تنظیم قمصری در دستگاه چهارگاه بود اجرا کردند.
    این کنسرت اولین کنسرت گروه اشتیاق در ایران بود که با استقبال خوب مخاطبان برگزار شد شب نخست اجرای این کنسرت با حاشیه های مختلف و برخی مشکلات طی شد که با تسلط عوامل اجرایی حاضر در مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران به خوبی برطرف و این کنسرت در شب دوم خود به آرامی و بدون مشکل برگزار شد.
    ایسکانیوز می افزاید،در گروه اشتیاق اسحاق چگینی( نی)،شروین مهاجر(کمانچه)، نوشین پاسدار، (عود)،سامان صمیمی(کمانچه)، اصغر عربشاهی( تار)، رشید کاکاوند( تمبک)، نگارکن (کمانچه آلتو)،علی قمصری (تار) و مصباح قمصری (کمانچه باس و دمام) می نوازند و سهراب پورناظری (کمانچه) وهمایون نصیری(ساز کوبه ای) نیز به عنوان نوازندگان مهمان در بخش اول این برنامه همکاری داشتند.    
    منبع : ايسكا


    [ ]
    +
    با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
    تعويق در صدور مجوز كنسرت

     

    هوشنگ كامكار از تعويق در صدور مجوز كنسرت اين گروه توسط خانه موسيقي انتقاد كرد

    وي در گفت‌وگو با ايلنا، با انتقاد از اين وضعيت عنوان كرد: <بيشتر از يكي دو ماه است كه براي صدور مجوز برپايي كنسرت گروه در شيراز اقدام كرده‌ايم اما هنوز هيچ جوابي به ما نداده‌اند. قرار بر اين بود كه كنسرت ما در شيراز، دو هفته پيش باشد و ما براي آن تاريخ برنامه‌ريزي كرده بوديم اما به دليل صادر نشدن مجوز، لغو شد و همچنان درگير كارهاي صدور مجوز هستيم.>وي افزود:< يك بار اسم پدرمان را مي‌پرسند.يك بار مي‌گويند شغلتان چيست. بار ديگر مي‌گويند اسم كوچكتان را ننوشته‌ايد. همه، گروه ما را مي‌شناسند و برنامه ما را مي‌دانند.

    ما آزمايش خود را پس داده‌ايم و ضد انقلا‌ب هم نيستيم. دليلي نمي‌بينم كه صدور مجوز اينقدر با مشكل همراه باشد.>

    كامكار با ابراز نارضايتي عنوان كرد: <با اين شرايط مجوز زماني صادر مي‌شود كه فقط چند روز به اجراي برنامه باقي است و زماني براي تبليغات باقي نمي‌ماند. اصولا‌ مجوز ها را بايد دو تا سه هفته پيش از تاريخ ارائه‌شده صادركنند تا بتوان تبليغات آن را انجام داد.>

    به گفته وي برپايي كنسرت گروه كامكارها بعد از ماه رمضان در باغ عفيف‌آباد شيراز برنامه‌ريزي شده است كه در صورت عدم صدور مجوز تا آن زمان با سرد شدن هوا امكان برپايي كنسرت نبوده و برنامه لغو مي‌شود. ‌

    كامكارها در كنسرت خود در شيراز قرار است قطعات اجرا شده خود در برنامه سال گذشته‌شان در تالا‌ر وزارت كشور را اجرا كنند.

    همچنين شوراي‌عالي خانه موسيقي در قبال لغو كنسرت‌هاي اخير در آخرين جلسه هيات‌مديره (دوره چهارم) موضعگيري كرد.    منبع : روزنا


    [ ]
    +
    با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
    كنسرت شمس با اركستر فيلارمونيك اوكراين

     

    كنسرت شمس با اركستر فيلارمونيك اوكراين

    كنسرت گروه شمس با اركستر فيلارمونيك اوكراين كه دو سال پيش در تالار بزرك كشور برگزار شد به زودي در قالب يك آلبوم موسيقي منتشر مي‌شود

    اين كنسرت كه دو سال پيش همراه با اركستر فيلارمونيك اوكراين و به خوانندگي حميدرضا نوربخش در جشنواره موسيقي فجر برگزار شد قرار است به زودي در قالب يك آلبوم صوتي-تصويري در بازار موسيقي منتشر شود.
    به گزارش فارس،گروه شمس براي اولين بار با يك گروه بزرگ مثل اركستر فيلارمونيك اوكراين به اجراي برنامه پرداخت كه در اين اجرا «حميدرضا نوربخش» نيز اركستر را همراهي كرد.
    اين كنسرت سال 85 در جشنواره موسيقي فجر برگزار شد.    منبع : فارس


    [ ]
    +
    با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
    عليزاده و موسيقي نمايش مهمانسراي دو دنيا

     

    عليزاده و موسيقي نمايش مهمانسراي دو دنيا

    حسين عليزاده آهنگساز و نوازنده‌ي تار و سه‌تار، موسيقي نمايش «مهمانسراي دودنيا» را مي‌سازد

    طي گفت‌وگوهايي كه با حسين عليزاده انجام دادم، قرار است براي اين نمايش كه از دهم مهرماه در تالار اصلي تئاترشهر به صحنه مي‌رود، اين هنرمند برجسته، موسيقي بسازد.

    به گفته‌ي كارگردان «مهمانسراي دو دنيا»؛ طراح پوستر و بروشور اين نمايش نيز توسط ابراهيم حقيقي گرافيست برجسته انجام مي‌شود.

    اين نمايش كه نوشته‌ي اريك امانوئل اشميت است، باحضور بازيگراني هم‌چون محسن حسيني، علا محسني، پرديس افكاري، مينو زاهدي، آشامحرابي، علي سرابي، نويد جهان‌زاده و غزاله رشيدي به صحنه مي‌رود.

    «مهمانسراي دو دنيا» سومين توليد گروه تئاتر «صورتك» از متون اشميت است كه همچون ديگر متون اين نويسنده فرانسوي توسط شهلا حائري ترجمه‌شده و دراماتورژي آن را سليمي همراه با سهند عبيدي برعهده دارند.

    صبا و نيما عليزاده با ساخت افكت، منوچهر شجاع با طراحي صحنه و نگار نعمتي با طراحي لباس با اجراي اين نمايش همكاري دارند.

    به گزارش ايسنا، ديگر عوامل اين نمايش بدين‌ شرحند: مشاور كارگردان: سهند عبيدي، دستيار كارگردان: آرزو محمدي و مدير صحنه: جواد نوري.

    گفتني است: سهراب سليمي پيش از اين دونمايشنامه‌ي «خرده جنايت‌هاي زن و شوهري» و «نواي اسرار‌آميز» را از اشميت اجرا كرده است.     منبع : فارس


    [ ]
    +
    با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
    علیرضا قربانی با «اشتیـــاق» آمد

     

    علیرضا قربانی با «اشتیـــاق» آمد

    نخستین شب برگزاری کنسرت گروه «اشتیاق» و کوارتت زهی ایرانی با آهنگسازی علی قمصری و آواز علیرضا قربانی، شامگاه پنجشنبه ۷ شهریور ۸۷، در فضای باز مجموعه‌ی فرهنگی-تاریخی کاخ نیاوران برگزار شد

    عکس بلیت کنسرت گروه «اشتیاق» و کوارتت زهی ایرانی | آواز: علیرضا قربانی | موسیقی: علی قمصری



     

    که مانند بسیاری از برنامه‌های موسیقی در کشورمان، خالی از حواشی عجیب‌وغریب نبود!

    عکس بلیت کنسرت گروه «اشتیاق» و کوارتت زهی ایرانی | آواز: علیرضا قربانی | موسیقی: علی قمصری

    در حالی‌که قرار بود این اجرا از ساعت ۲۰ آغاز شود، طبق یک عادت همیشگی در کنسرت‌های موسیقی، با حدود یک ساعت تأخیر آغاز شد. علت این تأخیر یک‌ساعته، مستقر نشدن به‌موقع حاضران در جایگاه خود و حادثه‌ی بی‌نظیری بود که دقایقی پیش از آغاز کنسرت رخ داد و باعث به‌هم ریختن غیرعادی نظم محل برگزاری شد. ماجرا از این قرار بود که در فضای مقابل سن کاخ نیاوران، استخر و آبنمایی وجود دارد که برای استفاده‌ی حداکثری از محوطه‌ی کاخ، بر روی این قسمت‌ها تخته‌های نسبتاً نازک و نامطمئن چوبی قرار داده، بر رویش فرشی پهن کرده و صندلی‌ها را بر روی آن چیده‌اند. پیش از آغاز کنسرت اما بخشی از این سازه‌ی ضعیف چوبی شکسته شد و صندلی‌های چند ردیف میانی به‌طرز هولناکی به‌سمت پایین نشست کرد و خدا با حاضران و برگزارکنندگان بود که کرنش تخته‌ها به گسیختگی‌شان ختم نشد؛ وگرنه اتفاقات تلخ‌تری هم پیش می‌آمد! این حادثه که فقط در کشور ما می‌تواند رخ دهد، موجب به‌هوا رفتن داد و فریاد گروهی از شرکت‌کنندگان و نگرانی تعدادی دیگر شد که حاضر نبودند در جایگاه ناامن خود بنشینند! بدین‌ترتیب مسئولان برگزاری، در صدد رفع و رجوع این دست‌پخت خود بر آمدند و یک‌ساعتی به‌طول انجامید تا به لطایف‌الحیلی همه‌ی حضار سر جای‌شان مستقر شوند.

    حوالی ساعت ۲۱ و در بدو ورود گروه به‌روی صحنه، باد شدیدی در کاخ نیاوران وزیدن گرفت تا جمع عوامل بازدارنده جمع شود! شدت باد تا حدی زیاد بود که صدای مهیب آن به‌واسطه‌ی میکروفن‌های پرتعداد نوازندگان تشدید شده و به‌گونه‌ی تأسف‌باری از کیفیت صدا می‌کاست. صدابرداران به‌ناچار صدا را پایین گرفته بودند تا با این مشکل مقابله کنند؛ اما در این زمینه چندان موفق نبودند.

    در بخش اول کنسرت که در دستگاه همایون و برای کوارتت زهی ایرانی تنظیم شده بود، علی قمصری (تار)، رشید کاکاوند (تنبک) و همایون نصیری (پرکاشن) می‌نواختند و سهراب پورناظری، شروین مهاجر (کمانچه)، نگار خارکن (کمانچه آلتو) و مصباح قمصری (کمانچه باس) کوارتت زهی را تشکیل می‌دادند. همگی قطعات این بخش از ساخته‌های علی قمصری، آهنگساز خوش‌ذوق و جوان بود.

    گروه پس از پیش‌درآمد، نغمه‌ی سوزان (برای کوارتت زهی)، تصنیف «دردکشان» با شعری از حافظ، قطعه‌ی «خرامان»، تصنیف «آتش» با شعری از مجذوب علی‌شاه و تصنیف «نیم‌جان» را با غزل سعدی اجرا کردند که علیرضا قربانی با صدای خوش و وسیع خود به‌همراهی پرداخت و تسلط تحسین‌برانگیز خود را در اجرای صحنه‌ای به‌نمایش گذاشت. همچنین در بین قطعات، علی قمصری، سهراب پورناظری و شروین مهاجر چند دقیقه‌ای تک‌نوازی داشتند که بسیار عالی از عهده برآمده و تکنیک بالای خود را نشان دادند.

    پس از انتراکتی بسیار کوتاه، ترکیب کامل گروه «اشتیاق» منهای نوازندگان مهمان پارت اول (سهراب پورناظری و همایون نصیری) با لباسی متفاوت به‌روی صحنه آمدند تا بخش دوم را در دستگاه نوا اجرا کنند. در این بخش سامان صمیمی (کمانچه)، اصغر عربشاهی (تار)، نوشین پاسدار (عود) و اسحاق چگینی (نی) هم به گروه اضافه شدند تا بر حجم صدادهی و تنوع رنگ موسیقایی قطعات افزوده شود. در مقایسه‌ای کلی می‌توان پارت دوم را با موسیقی اصیل ایرانی همخوان‌تر دانست که با توجه به کم شدن وزش باد و کیفیت بهتر صدا، اجرای موفق‌تری نسبت به بخش اول از آب در آمد.

    مقدمه‌ی نوا ساخته‌ی علی قمصری و پیش‌درآمد ساخته‌ی اسحاق چگینی با ریتم ۱۱تایی آغازگر بخش دوم برنامه بودند. در این بخش تصانیف شورانگیز «غلام قمر»، «پریزاد» و «در عاشقی» با آهنگ قربانی و غزل مولانا اجرا شد. همچنین قربانی با خواندن یک ساز و آواز در گوشه‌های دشوار دستگاه «نوا» ثابت کرد که علاوه بر تصنیف‌خوانی، به‌خوبی از پس آواز هم برمی‌آید. او به‌وضوح در بم‌خوانی پیشرفت کرده و برای خواندن اوج‌ها هم به‌مانند گذشته انرژی زیاد و غیرعادی مصرف نمی‌کند. در مجموع می‌توان گفت صدای علیرضا قربانی به پختگی و وحدت قابل‌قبولی در فواصل مختلف رسیده که جای امیدواری بسیار دارد. نقطه‌ی اوج این رپرتوار قطعه‌ی ضربی ساخته‌ی خلاقانه‌ی قمصری بود که با آواز قربانی در گوشه‌ی اوج دستگاه «نوا» یعنی «نهفت» همراه شده و شوری به حاضران بخشید. در نهایت هم گروه با یک مدلاسیون به مایه‌ی دشتی رفته و برنامه را با تصنیف «در عاشقی» خاتمه داد.

    همچنین در این بخش، تار، کمانچه، نی، تنبک و عود سولو داشتند که در این میان تکنیک تارنوازی، استیل نوازندگی، حرکات دست و زخمه‌های پرقدرت قمصری همانند بعضی آهنگ‌ها و حالات‌اش، ذهن بینندگان را به‌سمت دوران جوانی استاد حسین علیزاده سوق می‌داد. قمصری که از جمله جوانان بااستعداد عرصه‌ی موسیقی‌ست و تنها ۲۵ سال دارد، نخستین اثرش «نقش خیال» را سه سال پیش با همایون شجریان ارائه داد و قرار است تا چند ماه آینده، حاصل دومین همکاری این دو هنرمند هم با عنوان «آب، نان، آواز» توسط دل‌آواز منتشر شود. به‌طور کلی سبک آهنگسازی قمصری به‌گونه‌یی‌ست که از ریتم‌های بسیار پیچیده و متنوع، آکسان‌گذاری‌های بدیع و فواصل و نواحی مختلف صوتی استفاده می‌کند و این کار خواننده را برای همراه شدن با ارکستر دشوار می‌سازد. قمصری در بروشور کنسرت پیرامون انگیزه‌ی تشکیل نخستین کوارتت زهی ایرانی می‌گوید:

    «در هر ژانر (سبک) از موسیقی، دو بال «آهنگسازی» و «اجرا» وجود دارد که این دو تعاملی تنگاتنگ با هم داشته و تعالی و تنزل نفس موسیقی، بستگی تام به این دو مؤلفه دارد. در کشور ما، ساختاربندی آهنگسازی و مراتب تحصیل آن بر اساس متدولوژی غربی و کیفیت نوازندگی و آواز (اجرا) بر مبانی شرقی (ردیف دستگاهی ایران) پی‌ریزی گردیده و این دوگانگی در پیکره‌بندی موسیقی ایران، آن‌چنان شکافی به‌وجود آورده است که بکارت تعامل میان آهنگساز و مجری (اعم از خواننده یا نوازنده) را یک‌سره مخدوش می‌کند. بنابراین پرکردن این شکاف و خروج از مغاک این دوگانگی، اولین انگیزه‌ای بود که تلاش سال‌های مرا در این سبک از آهنگسازی به‌دنبال داشت و باعث باور این اصل [شد] که می‌توان با پلی استوار میان این دو اسلوب متفاوت، آشتی ایجاد نمود.»

    قمصری این کنسرت را گامی در برقراری این ارتباط و خروج از آن «مغاک» می‌خواند و مدعی‌ست که اجرای گروه زهی ایرانی در قالب کوارتت به‌همراهی آواز، تار و سازهای کوبه‌ای، برای اولین بار تجربه می‌شود. اما بر خلاف تئوری قمصری که هم‌خانواده بودن سازهای گروه زهی ایرانی را منتج به یکپارچگی صوتی دانسته، در عمل بنا به دلایلی از جمله ضعف صدابرداری، مناسب نبودن فضایی چون کاخ نیاوران برای یک اجرای موفق موسیقی و و به‌اعتقاد نگارنده، عدم هماهنگی کامل نوازندگان و درک صحیح حسی از یکدیگر، باعث شد در پارت اول صداهای ناواضح و بعضاً در هم و برهم و آشفته به‌گوش مخاطبین برسد. هرچند نمی‌شود از زحمات گروه برای خلق فضاهای جدید و چندصدایی به‌سادگی عبور کرد.

    در حاشیه:

    ۱. در پایان برنامه، با بازگشتن نوازندگان مهمان (پورناظری و نصیری) به‌روی صحنه، تصنیف «مستان سلامت می‌کنند» به‌عنوان قطعه‌ی «بیز» اجرا شد که با استقبال حاضران مواجه گردید. این قطعه توسط قربانی و با تنظیم قمصری در دستگاه «چهارگاه» ساخته شده بود.

    ۲. پژمان طاهری، نوازنده‌ی سنتور و سرپرست گروه «ایرانی» که در آلبوم «سوگواران خموش» به‌عنوان آهنگساز با قربانی همکاری کرده بود، از مهمانان ویژه‌ی این کنسرت بود. جالب آنکه در میان حاضران، «سعید حجاریان» هم دیده می‌شد.

    ۳. شدت وزش باد در هوای آزاد، موجب در رفتن مکرر کوک سازها می‌شد. به‌طوری که در بین هر قطعه، چاره‌ای جز کوک مجددشان نبود. باید ببینیم تا کی موسیقی‌دان‌های کوچک و بزرگ ما حاضر می‌شوند در مکانی به بی‌دروپیکری فضای باز کاخ نیاوران کنسرت برگزار کنند و ارزش کارشان و همه‌ی زحمات‌شان را به‌راحتی بر باد دهند!

    ۴. آلبوم این کنسرت احتمالاً تا پایان امسال با نام «نوا» روانه‌ی بازار خواهد شد. همچنین قرار است گروه «اشتیاق» همین اجرا را در کشورهای سوئیس، بلژیک، فرانسه و آلمان هم برگزار کند.منبع : وبلاگ همايون شجريان


    [ ]
    +

    قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
    ©2008 All rights reserved.

    Build Your Own Template!
    JavaScript Codes
    Check Page Rank of any web site pages instantly:
    This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service