آواز ربنا که در حقیقت میتوان آن را تلاوت آوازی قرآن کریم نامید (چون با هر یک از قرائتهای ۷ گانهی مشهور قرآن کریم متفاوت است)، بیان آوازی آیات ۱۹۳ و ۱۹۴ سورهی مبارکهی آل عمران است که آیهی شریفهی ۱۹۳ را اساتید حوزهی ادبیات و شعر، بهترین ملاک و برترین نمونهی صنعتترصیع دانستهاند. در این اثر بهخوبی میتوان تأثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کرد که البته ربنای شجریان بسیار شکیلتر و زیباتر اجرا شده است. این اجرا تقریباً فاقد تحریر بوده و بهجز چند نت، تماماً بهوسیلهی قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانهی آن بسیار چشمگیر است. گردش نغمات و ملودیها بهگونهیی است که ناخودآگاه آن حس ایرانی و شرقی بودن را بهزیبایی تداعی میکند. ::در اصول قرائت قرآن کریم داریم که هر گونه تلاوت که در دستگاههای معمول نگنجد، در دستگاه «عجم» قرار میگیرد و «عجم» هم یکی از همین دستگاههای قرآنیست. پس جملهی "با هر یک از قرائتهای ۷ گانهی مشهور قرآن کریم متفاوت است" که در متن خبر آمده، نمیتواند درست باشد. منبع:خبرگزاری فارس
وارثان استاد شجریان و سينا سرلك

ستاد حاج قربان سلیمانی "سینا سرلک" را به شجریان معرفی کرد و در سن دوازده سالگی به شاگردی استاد شجریان در آمد
وي در جشنواره فجر سال گذشته شركت كرد و مورد تقدير قرارگرفت
سينا سرلك آبان ماه ۱۳۶۱ در شهرستان اليگودرز متولد شد. موسيقي را از دوران كودكي زير نظر پدر و با ملودي هاي بختياري شروع كرد. 6-7 سال بيشتر نداشت كه در سريال تلويزيوني شاخه طوبي ترانه اي محلي خواند. {سینا سرلک} به خاطر میآورد که در شش سالگی با صدای تار پدرش به وجد میآمده و پیش خود زمزمه میکرده است. وی ساز تنبك را در شهرستان اليگودرز و با حسن جزايي شروع و براي تكميل از محضر جمشيد محبي استفاده كرد و سپس مدت شش سال خدمت زنده ياد ناصر فرهنگ فر بود. سرلك در چندين دوره جشنواره فجر مقام اول آواز و تنبك را كسب كرد. در كنار آواز و تنبك مدتي هم نزد كيوان ساكت تار آموخت. وی در اسفند ماه سال ۱۳۸۲ از طرف سازمان ملي جوانان به عنوان جوان نمونه ايران در حوزه هنر انتخاب شد. وي در جشنواره فجر سال گذشته نيز شركت كرد و مورد تقدير قرارگرفت.
استاد حاج قربان سلیمانی پس از شنیدن صدای وی، او را به استاد شجریان معرفی می کند و در سن دوازده سالگی به شاگردی استاد محمد رضا شجریان می رسد. ؛«استاد من را خواستند. من هم پس از اجرا در تالار وحدت با همان لباس بختیاری رفتم منزلشان. شب به یادماندنی و مثال زدنی ای بود. تا صبح با چند نفر دیگر از جمله برادر استاد، سیامک شجریان، علی آبچوری و حاج قربان. استاد هم یک قطعه با سه تار مژگان و تمبک همایون اجرا کردند که هیچ وقت یادم نمی رود».
تنها نوجوان هایی که استاد پذیرفت یکی همایون بود؛ پسرش و دیگری سینا سرلک و این دو تنها کسانی هستند که اصول صدا سازی روی صدایشان توسط استاد پیاده شده است. شجریان بارها نام سینا را به عنوان خوانندهای با استعداد و نمونه ذکر کرده است.
- تیتراژ پایانی سریال خانه ای در تاریکی که داستانی است از ایل بختیاری و سریال مرده متحرک نیز با صدای سینا از تلویزیون پخش شد.
- وی در پرونده کاری خود همکاری با ارکستر موسیقی و گروه کر دختران هنرستان موسیقی یزد را نیز ثبت کرده است.
- همکاری وی با گروه موسيقي ايراني با همراهي نوازندگاني چون شهريار فريوسفي ،علي پژوهشگر ، پدرام درخشاني در فستيوال جهاني AMG که پیش از این نیز در شهر های لس آنجلس ، سانفرانسيسکو، آتلانتا ، ميامي ، شيکاگو ، دالاس و هيستون و در سالن هايي همچون دانشگاه UCLA و کاديلاک برگزار شده بود، از دیگر کارهای با ارزش او محسوب می شود.
- سرلک سپتامبر2007 در فستيوال جهاني کاسا اسپانيا به همراهي آرش کامور ، مهدي رستمي و مسعود نادري شرکت کرده بود و اوايل سال 2008 نيز در فستيوال ديگري با نام گلدن کانادا در شهر هايي همچون ادمونتون ، ونکوور، کلگري ، تورنتو ، اوتاوا و مونترال برنامه هايي را اجرا کرده است.
- سرلك پس از مدتی توانایی های خود را درخواندن آثار اركسترال نشان داد و شروع به همکاری با اركستر ملي کرد که با استقبال بی نظیری روبرو شد.
اولین اثر وی آلبومی است به سرپرستی و آهنگسازی نوید دهقان، با نام "راه و ماه" که قطعه شاه خرابات در این آلبوم به استاد پرویز مشکاتیان تقدیم شده است. آخرین آلبوم وی "بی گاه" نام دارد که باز هم حاصل همکاری سینا و نوید دهقان است. به گفته وی دغدغه شان در این آلبوم بیشتر مسائل اجتماعی امروز بوده است و به همین خاطر از اشعار شاعران نو پرداز استفاده کرده اند.
سرلک در مصاحبه خود اعلام کرده است که پس از ماه رمضان کنسرتی با گروه رومی به سرپرستی و آهنگسازی پدرام درخشانی برگزار خواهد کرد. وی در مورد انتشار آلبوم تازه ای با نام افسانه عشق که ترکیبی از سازهای کلاسیک غربی و موسیقی ایرانی است نیز خبر داد. منبع : آهنگ سرا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:53 توسط همايون
فروش بليت كنسرت «ذوالفنون» آغاز شد
فروش بليتهاي گروه موسيقي جلال ذوالفنون ـ هنرمند آهنگساز و نوازنده سهتار ـ كه از تاريخ 24،23 و 25 مهرماه در فرهنگسراي نياوران برپا ميشود، آغاز شد

در اجراي اين كنسرت، سهيل ذوالفنون (تار)، آرش زنگنه (دف) و مرتضي فلاحتي به عنوان خواننده وي را همراهي خواهند كرد.
به گفته اين آهنگساز و نوازنده سهتار اين برنامه در سه شب و در دو بخش مجزا اجرا ميشود.
فروش بليت كنسرت جلال ذوالفنون از طريق گيشه فرهنگسراي نياوران و انتشارات دارينوش از روز گذشته آغاز شده است.
گفته ميشود اين كنسرت قرار بود در تاريخهاي 9،8 و 10 برگزار شود كه به دليل تقارن با ماه مبارك رمضان به دهه سوم مهرماه موكول شد. منبع : ايسنا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:48 توسط همايون
چرا شجریان استاد است
اول مهر ماه، سالروز تولد استاد بی همتای آواز ایرانی است. به این مناسبت با چند روز دیرکرد، جشن تولد کوچکی برای ایشان می گیرم

تا کنون دو مطلب پیرامون ویژگی های خوانندگی جناب شجریان با توجه ویژه به طرز بیان کلام در زبان فارسی خواندید. این بار از همان منظر به تصنیفی ماندگار ساخته حسین علیزاده و اجرای محمد رضا شجریان در اوایل دهه شصت می پردازم، تصنیف منحصر به فرد "میهن" در دستگاه چهارگاه. متأسفانه نام شاعر تصنیف را نمی دانم. پیش از ورود به بحث، یادآوری می کنم که این کار مشترک متعلق به دو بزرگ موسیقی معاصر ایران، حسین علیزاده در مقام آهنگساز و محمد رضا شجریان به عنوان خواننده است و من دقیقاً نمی دانم در آفرینش اثر، ایشان نقشی بیش از این داشته اند یا نه. اگر فرصتی پیش آمد و دیداری با هر یک از این دو عزیز گرامی دست داد، میزان نقش هر یک در خصوص نکات مطرح شده در این نوشته را خواهم پرسید. ولی فعلاً همه را به حساب استاد شجریان می نویسم تا بعد چه پیش آید.
تصنیف "میهن" از نظر کلام، چند شخصیت متفاوت دارد. یعنی بخشی از مضمون را یک راوی با حالت های گوناگون روایت می کند و بخش دیگری را اعضای گروه کر به نمایندگی از ملت ایران می خوانند. در این میان شجریان به عنوان خواننده، هر دو نقش را به دوش می کشد. او در ابتدای تصنیف به عنوان راوی، ابیاتی را در گوشه زابل از دستگاه چهارگاه می خواند. لحن وی در این بخش تا حدی بی طرفانه است و صرفاً قصد دارد یک اتفاق پیش روی ملت ایران را به تصویر بکشد.
ایران خورشیدی تابان دارد
با جان پیوندی پنهان دارد
مهرت جاویدان باد ای ...
بخش نخست از تصنیف میهن را بشنوید
در بخش میانی تصنیف، شجریان دیگر راوی خارج از گود نیست. بلکه با ورود به گوشه حصار از دستگاه چهارگاه، عملاً در صف ملت ایران قرار می گیرد و در نتیجه لحن آوازش آشکارا تغییر می کند. کسانی که مختصر آشنایی با گستره صوتی حنجره استاد دارند، نیک می دانند خواندن گوشه حصار چهارگاه با کوک معمول "دو" خیلی دشوار نیست و ایشان به راحتی آن را می خوانند. اما در این تصنیف منحصر به فرد، چنین می نماید که در خواندن بخش حصار، صدایشان را رها نکرده اند. به راحتی می توان نوعی ذوق زدگی ناشی از یک پیروزی و موفقیت غیره منتظره را در خوانش این بخش احساس کرد. او دیگر راوی بی طرفی نیست که با آرامش در گوشه ای بنشیند و افق ملت ایران را با صدای کم نظیرش به تصویر بکشد. وی اکنون خود ملت ایران است و نمی تواند شادمانی اش را از این موضوع پنهان کند. در نتیجه با صدایی نسبتاً گرفته و کنترل شده که ناشی از یک شوق وصف ناپذیر است، فریاد می زند:
شوری دیگر در سر ماست
شوق اوجی در سر ماست
پس از ان گروه کر که نماینده ملت ایران هستند، به کمک تکخوان می آیند و می خوانند:
آزادی دامن بگشا
آهنگی دیگر سرا
این بند، به همین ترتیب یک بار دیگر تکرار می شود و پس از آن، استاد از جمع ملت ایران فاصله می گیرد و در مقام یک راوی، صدایش را حتی بالاتر از گوشه حصار به طور کامل رها می کند. در این جا دیگر، لحن ذوق زدگی پیشین وجود ندارد و او با توجه به تصاویر خلق شده از موضوع، با لحنی عامرانه و حماسی فریاد می زند:
از خود گذر کن
هر سو نظر کن
بنگر ایران را
نور تابان را
بخش دوم از تصنیف میهن را بشنوید
شجریان در پایان تصنیف، گویا دیگر یک راوی نیست و نقش رهبر جریانی مردمی را پیدا کرده است. با صدای بم و با حالتی نصیحت گونه، خطاب به اعضای گروه کر و در واقع ملت ایران می گوید:
جانانه میهن
افسانه میهن
امید ما را
کاشانه میهن
آه ...
اعضای گروه کر نیز با این توصیه به وجد می آیند و بلافاصله ابیات آغازین تصنیف را با سرعت و شور و حرارت بیشتری تکرار می کنند.
ایران خورشیدی تابان دارد
با جان پیوندی پنهان دارد
مهرت جاویدان باد ای ...
بخش سوم از تصنیف میهن را بشنوید
منبع : http://samani.orq.ir
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:45 توسط همايون
انتشار آلبومهای همایون شجریان و دستان
طبق وعدهی داده شده از سوی شرکت «دلآواز»، امروز هفتِ هفتِ هشتاد و هفت، آلبومهای صوتی کنسرت همایون شجریان و گروه دستان در قالب نوار کاست و سیدی منتشر شد

این آلبومها حاصل ضبط صحنهای اجرای برلین در تاریخ ۹ فوریهی ۲۰۰۸ است که توسط آرمین کارباف در استودیوی «آفتاب عالمتاب» پالایش شده و البته از لحاظ کیفیت صدا بسیار خوب از آب درآمده است. بهطوری که اگر صدای دست زدن جمعیت هم نبود، تشخیص استودیویی یا صحنهای بودن کار دشوارتر میشد!
بخش اول با عنوان «قیژک کولی»، توسط حمید متبسم در دستگاه شور و آواز دشتی ساخته شده و شامل تصنیف «عاشقانه» (با کلام حمید متبسم)، ساز و آواز «بوی عشق» (با غزل سعدی)، تصنیف «قیژک کولی» (با کلام شفیعی کدکنی)، قطعهی بیکلام «مستانه»، ساز و آواز «کمند زلف» (با غزل حافظ) و تصنیف «زهی عشق» (با غزل مولانا) میباشد. مجموع مدت زمان این بخش ۶۲:۲۰ است. تنها تفاوت آلبومها با اجرای تهران در همان ساز و آواز اولیست که در کنسرت اخیر تهران، بهجای آن، شعری دیگر از سعدی انتخاب و ارائه شد.
بخش دوم بهنام «خورشید آرزو»، توسط سعید فرجپوری در مایهی بیات اصفهان آهنگسازی شده و بهترتیب شامل قطعهی بیکلام «اشتیاق»، آواز «خورشید آرزو» از همایون شجریان (با کلام فریدون مشیری)، تصنیف «چین زلف» (با غزل عطار نیشابوری)، ساز و آواز «عشق پاک» (با کلام فریدون مشیری)، تصنیف «اسرار عشق» (با غزل حافظ)، ساز و آواز «دلشده» (با غزل عراقی) و تصنیف «وطن» (با کلام سیاوش کسرائی) میباشد. نکتهی جالب آنکه ساختهی جاودانهی مرتضیخان نیداوود یعنی «مرغ سحر» هم در انتهای این آلبوم شنیده میشود. مدت زمان کل بخش دوم ۵۹:۲۸ است.
جا دارد از طراحی گرافیک فوقالعادهی خانم مژگان شجریان و خوشنویسی استاد یدالله کابلی هم که وزن خاصی به جلد اثر داده، یاد کنیم. داخل جلد اثر هم تمامی اشعار نوشته شده؛ اما نکتهی جالب اینجاست که هیچ عکسی از همایون شجریان یا گروه دستان به چشم نمیخورد. در حالی که بر روی هر پنج آلبوم پیشین همایون، تصویر او نقش بسته بود. این قضیه، ضربالمثل «نه به آن شوری شور و نه به این بینمکی» را به ذهن متبادر میسازد!
در مجموع میتوان گفت این دو آلبوم از شانس بالایی برای تصاحب عنوان «بهترین آلبوم موسیقی سنتی سال ۸۷» برخوردارند و تا مدتها جزو پرفروشترین آثار موسیقایی خواهند بود.http://homayounshajarian.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:42 توسط همايون
تمرین گروه شهناز با حضور استاد محمدرضا شجریان عکس: آوا مشکاتیان
منبع:دل آواز










۰۶ مهر ۱۳۸۷
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 23:29 توسط همايون
در باب پرکاری بیسر و صدای اخیر شجريان
استاد شجریان به طرز قابل تأملی پرکار شده است. طی سال گذشته و به طور ویژه طی ماه (ماههای) گذشته ایشان به طور واقعی به یکهتازی در عرصهی موسیقی ملی تبدیل شدهاند که گویی به تنهایی وظیفهی حفظ و حراست وترویج این موسیقی را بر عهده دارند

گرچه همواره از استاد شجریان به عنوان «پرچمدار» و «یکهتاز» و «یگانه مدافع» آواز ایرانی نام برده شده است، اما فعالیتهای اخیر ایشان تا حدی سینه به سینهی ازخودگذشتگی و تعهد وجدانی میزند و نشانگر عمق پایبندی او به موسیقیای است که متاسفانه و با هزارها افسوس، کالبد کمجانش (اگر نگویم بیجان) به سختی نفس میکشد.
ویژگی فعالیتهای اخیر استاد شجریان این است که مثال قدیمی «پرمایهی بیادعا» را به ذهن میآورد. سکوت رسانهای...
گاهی به طور کامل فعالیتهای ایشان را بدون اطلاعرسانی رها میکند و افسوس که درصد بسیار کمتری از آن مردمی که باید متوجه فعالیتهای او بشوند، واقعا متوجه میشوند. کارگاه تخصصی آواز استاد شجریان یکی از آن کارهاست که استاد کاملا بیسر و صدا در حال پیگیری آن هستند و با ابتکارات بسیار جالبی نیز همراه شده است. در خبرها خواندیم که استاد تعدادی هنرجو را به عنوان هنرجوی ممتاز برگزیدهاند و اینها کسانی هستند که مستقیما درس میگیرند و سپس درس پس میدهند و استاد ایرادات را به آنها گوشزد میکنند و در واقع اینها شاگردان اصلی کلاسند. در کنار این، به تشخیص استاد، تعداد بسیار بیشتری از متقاضیان کارگاهها که حائز شرایط اینچنینی نبودهآند به عنوان تماشاچی میتوانند در کلاس حضور فیزیکی داشته باشند و از صحبتها و تدریسهای کلاس استفاده کنند، ضمن اینکه بنا به گفتهی استاد، ایشان گاهگاهی به فراخور وقت به طور تصادفی سؤالهایی نیز از آنها میپرسند تا میزان دلبستگی و مطالعهی آنها نیز مهم باشد. در کنار این کلاس، یک CD نیز از آوازهای منتخب استاد در گوشههای منتخب که برای پیگیری بحث کلاس لازم بوده است تهیه شده و به هنرجویان داده شده است. همهی اینها را بگذارید در کنار فرآیند طولانی و طاقتفرسای فراخوان ثبتنام کارگاهها و سپس چندین مرحله فیلتراسیون و تشکیل سه یا چهار جلسه کلاس تا این زمان، و همچنین نظارت بر تهیهی CD آموزشی هنرجویان، که خود کاریاست مهم و وقتگیر که نشان میدهد استاد شجریان خوشبختانه در عرصهی آموزش بسیار فعال شدهاند و در این عرصه نیز مثل هنر آواز بیهمتایش، مسیر نوآوری را در پیش گرفته است تا تعداد بیشتری از علاقهمندان بتوانند از محضرش بهره ببرند. کنسرت نیز در طول ماه و سال اخیر به شدت از طرف استاد شجریان پیگیری شده است و این تا حدی به همهی اینها اضافه کنید نیمنگاههای استاد به پروژهی باغ هنر بم و نیز انتشار DVD کنسرت غوغای عشقبازان تهران که به هر حال در مراحل تدوین و ضبط نهایی نیازمند دقت و حضور استاد شجریان است. این فعالیتها را در شرایطی در نظر بگیرید که اغلب اساتید بزرگ موسیقی ما فعلا در چنین سطحی در حال فعالیت نیستند، فضا همچنان فضایی دلگرمی دهنده و تشویق کننده برای چنین فعالیتهایی نیست و فقط عشق و خون جگر لازم است تا کسی خود را در کام چنین شیری بیندازد. در این میان به نظر میرسد که شجریان خط قرمز بزرگی بر تمام گفتههای پیشیناش در باب عدم برگزاری کنسرت در ایران به خاطر وجود مشکلات بیش از حد کشیده است و به این نتیجه رسیده است که تشنه را باید سیراب کرد، ولو آب کشیدن از چاه به قیمت جان تمام شود. البته عدهای هم داستان پرآب چشم بیماری استاد را مطرح میکنند و گمانهزنیهای غمناکی که گویی استاد خبر از واقعهای ناگزیر دارد و قصدش این است که در این سالهای باقیمانده، به اندازهی لازم گل در گلستان بکارد تا نسلهای بعد، بیگل نمانند و رنگ و بوی گل پرشکوه و افتخار موسیقی ایرانی از گلستان ایران نرود. در پایان، همان افسوس همیشگی است که چرا کسی قدردان نیست و چرا دست گرمی به فشردن دستان سخاوتمندش دراز نمیشود. آیا به طور کافی و شایسته ممنون حضور و ماندن و خواندنش بودهایم و هستیم؟ شما تا چه حد با نظریههای پاراگراف قبلی موافق هستید؟منبع : http://shajarianfans.com/post/176.aspx
است که پس از اجرای اخیر استاد با گروه شهناز، مجددا در انتظار برگزاری کنسرتی دوباره از استاد شجریان و همین گروه در روزهای بعد از ماه رمضان هستیم و نظرسنجی مربوط به فروش بلیت آن هماکنون در سایت کنسرتهای استاد شجریان در حال انجام است. استاد شجریان به طرز بیسابقهای اقدام به برگزاری کنسرت کردهاند و شروع این جنب و جوش از فروردین 1386 و تور آمریکایی و اروپایی ایشان بود. ایشان در سال 1384 و دو سال بعد از کنسرت همنوا با بم (1382) کنسرت برگزار کردند، و سپس در سال 1386 نوید کنسرت مجدد را دادند و همین نظم دو سالانه باعث شد تا بسیاری از علاقهمندان ایشان بپندارند که استاد قرار را بر این گذاشتهاند که هر دو سال یک کنسرت برگزار کنند، غافل از اینکه در بهار 1386 ایشان تور دو دنیا را برگزار کرده و در مرداد غوغای عشقبازان را در تهران و سپس در آبان همین سال در اصفهان روی صحنه بردند. همهی این تلاشها با وجود فوت ناگهانی مادر ایشان بود. سپس و بعد از عمل جراحی ریه، استاد بار دیگر در سال 1387 بسیار پرکار بود و بعد از کنسرتهای خارج از کشور اینبار با گروه بسیار جوان شهناز در تهران کنسرت برگزار کردند. سپس همراهی و دلگرمی همایون شجریان را در اولین کنسرت مستقل او با گروه دستان را شاهد بود و اینک مدتی است که اعلام برگزاری مجدد کنسرت با گروه شهناز را کرده اند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 9:33 توسط همايون
آیا باید به گیتاریست های دیگر گوش کرد؟
پاسخ کوتاه به این سوال این است:بله البته باید گوش دهید.یاد گرفتن اجرای یک قطعه ی موسیقی مستلزم گرفتن تصمیمات بسیاری است
تصمیماتی در رابطه با تمپو،تغیرات ریتمیک،انگشت گذاری،آرتیکولاسیون،رنگ صوتی،جمله بندی وغیره.گرفتن چنین تصمیماتی نیازمند دانش وتجربه است.چرا از دانش و تجربه ی اساتید گیتار از طریق گوش دادن به چگونگی اجرای آنها در قطعه ای که شما در حال یادگیری آن هستید،استفاده نکنیم؟ممکن است پپه رومرو،جان ویلیامز و اندرس سگویا چیزهایی بدانند که شما نمیدانید.
فکر اینکه شما به تنهایی می توانید از پس تمام این تصمیمات برآیید تقریبا مثل این است که فکر کنید بدون استفاده از مشورت ونظرات دیگران میتوانید زندگی کنید.آیا باید با او ازدواج کنم؟آیا باید آن سهام را بخرم؟آ
یا هم اکنون به پیوند قلب نیاز دارم؟اگر مجبور باشید چنین تصمیمات مهمی بگیرید،آیا بدون مشورت با دیگران این کار را میکنید؟
آیا تنها به خود اتکا میکنید؟آیا تنها از احساس درونی خود پیروی میکنید؟آیا تنها به فهم ودرک خود تکیه میکنید و دیگران را نادیده میگیرید؟ نه!این کوته فکری است و عواقب خطرناکی دارد.
مسلم است که استفاده از اطلاعات ناکافی در رابطه با پیوند قلب عواقب خطرناکتری از استفاده از یک انگشت گذاری بد در یکی از اتودهای سور دارد،اما اگر شما بخواهید گیتاریست خوبی باشید،نیازمند اطلاعات مفیدوکارآمدی هستید.وقتی روی صدا کار میکنیم،بهترین راه برای بدست آوردن اطلاعات،گوش دادن به دیگران خصوصا گیتاریست های حرفه ایست.
اینکه ما از بیش از یک منبع ومرجع استفاده میکنیم،امر مهمی است.برای گرفتن یک تصمیم عاقلانه باید به دنبال منابع مختلف زیادی برای کسب اطلاعات ونقطه نظرات باشیم.هدف این است که از تلفیق تجربیات شخصی خود وتجربیات و نقطه نظرات دیگران به فکرونظر خود جهت دهیم،که این در زمینه ی موسیقی بسیار مهم است.
ما نه میخواهیم فقط به یک سی دی وبرداشت وتعبیر یک نوازنده از یک قطعه گوش دهیم و نه باید تنها به نظر یک معلم بسنده کرد.حتی اگر آن معلم از بهترین ها باشدوشما به کارش ا یمان داشته باشید.به هر حال اوتنها یک نقطه نظر دارد وشمابه نظرات زیادی نیاز دارید.
من باید خودم باشم…من باید خودم باشم.
بارها شنیده ام که گیتاریست ها میگویند:”نمیخواهم به اجرای کسی گوش بدم چون نمیخوام ازش تقلید کنم.میخوام برداشت و تفکر خودم رو داشته باشم.میخوام سبک خودم رو داشته باشم.”
درسته! قطعا سبک منحصر به خود را داشتن هدف درستی است.اما شما میتوانید سبک خود را داشته باشید بدون اینکه مثل کبک سرتان را توی برف کنیدوغافل از گذشته وزندگی اطرافتان باشید.ما از موفقیت ها و حتی شکست های دیگران درس های زیادی می آموزیم.ما میتوانیم بدون تقلید از دیگران به اجرای آنها گوش دهیم.در حقیقت هر چه بیشتر به اجراهای مختلف گوش دهید متوجه میشوید که حق انتخاب های زیادی در چگونگی اجرای جنبه های مختلف یک قطعه در اختیارتان قرار می گیرد.
به قول رهبر بزرگ برونووالتر:”ما گوش نمیدهیم ویاد نمیگیریم که آنچه را که قبلا انجام شده را تکرارکنیم یا تنها قوانین را بیاموزیم،ما گوش میدهیم و می آموزیم تا تصوراتمان را آزاد کنیم.این یک مفهوم مهم و ماندگار است.” دوباره بخوانید،” ما گوش میدهیم تا تصوراتمان را آزاد کنیم.”
گوش دادن به دیگران برانگیختن،آزاد و روشن کردن تخیلات است،خصوصا اگر ما به تعداد زیادی نوازنده که یک قطعه را اجرا کردند،گوش دهیم.در حقیقت ما باید به هر چند نوازنده ای که میتوانیم گوش دهیم.اگر این کار را بکنیم، متوجه میشویم که هر کدام کاملا متفاوت از دیگری اجرا کرده اند.
برای مثال، ممکن است حدس بزنیم یا بهمان گفته شده باشد که قطعه ی جدیدی که تمرین میکنیم، قطعه ی آرامی است.اجرای گیتاریست اول را گوش میدهیم، بله، او آن را آرام اجرا میکند.سپس به اجرای گیتاریست دوم گوش میدهیم، او کمی تندتر اجرا میکند و اما گیتاریست سوم آرامتر از گیتاریست اول اجرا میکند.
سوالات زیادی در ذهنمان ایجاد میشود.من متوجه میشوم که حدود تمپوی این سه گیتاریست بین 60-80 برای هر دولاچنگ است.من الآن میدانم که میتوانم قطعه را در این حدود اجرا کنم.اما فکر میکنم… آیا میتوانم کمی آرامتر از 60 اجرا کنم؟ چه طور به نظر میرسد؟ شرط میبندم میتوانم آن را سریعتر از 80 هم اجرا کنم. حداقل میتوانم امتحانش کنم. چرا که نه؟!
قبل از گوش کردن به این اجراها، اگر معلمتان به شما گفت یا خودتان حدس زدید که تمپوی 72 درست است، کارتان خیلی ساده میشود و از گرفتن بسیاری از تصمیمات دیگر راحت شدید.برای مثال دینامیک و خصوصا آرتیکولاسیون که اغلب بر اساس تمپو تعیین میشود.
برای کارآیی بهتر این نوع آموزش، مهم است که به چندین اثر ضبط شده یا اجراهای زنده ی یک قطعه گوش داده شود.اگر شما تنها به یک اجرا گوش دهید، در خطر تقلید از آن اجرا قرار میگیرید، حتی به غیر عمد. صدا در ذهن شما ثبت میشود و شما بارها آن را به همان شکل میشنوید وفکر میکنید که قطعه باید به همین گونه باشد.
این اتفاق غالبا زمانی می افتد که یک هنرجوی گیتار بدون فکر و استدلال از روباتوی گیتاریست دیگری تقلید میکند.شخص با ریتم کش دار قطعه مواجه میشود زیرا بی فکر آنچه را که شنیدن اجرای آن قطعه از یک گیتاریست در ذهنش جای گرفته را تقلید میکند.
گوش دادن ویا حتی تقلید از چندین گیتاریست بهتروسالمتر است.زیرا در آن صورت صداهای مختلف، تغییرات و رنگ های صوتی زیادی را تجربه میکنید.نتیجه بسیار متفاوت تر از تنها گوش کردن به یک گیتاریست و اساس قرار دادن تمامی قضاوت ها وتصمیمات موسیقایی روی آنچه او اجرا میکند است.
از گوش کردن به آثار ضبط شده یا اجراهای زنده هم میتوان چیزهایی آموخت.برای مثال وقتی به گیتاریست های دیگر گوش میدهیم، میتوانیم جمله بندی، چگونگی استفاده از تغییرات رنگ صوتی، دینامیک، تغییرات تمپو و روباتوی آنها را بشنویم.میتوانیم انگشت گذاریشان راآنالیز کنیم.برای مثال اینکه آنها یک پاساژ را برای شفافیت صدا روی سیم اول اجرا میکنند یا برای صدایی گرم تر روی سیم سوم. و یا اینکه آنها روی یک گام تند کجا تغییر مکان میدهند یا از چه انگشت گذاری استفاده میکنند.
گوش دادن به گیتاریست های مختلف برای شنیدن صدای کلی گیتارشان بسیار مهم است،خصوصا برای گیتاریست های مبتدی و متوسط گوش دادن به کیفیت صدای گیتاریست های برجسته کمک زیادی به شکل گیری صدایی زیبا در اجرای شخصیشان میکند.اگر ما درک وتصور واضحی از یک صدای خوب نداریم به آسانی نمیتوان بهبود آن را در اجرای شخصی مان انتظار داشت.من شخصا با گوش دادن به صدای اندرس سگویا بزرگ شدم –کیفیت صدای عالی- وتا به امروز این صدا در ذهنم به عنوانچیزی که همیشه آرزویش را دارم باقی مانده.من همیشه وضوح صدای جان ویلیامز نظرم را جلب کرده و هم چنین رنگ صوتی جولیان بریم.تمام این اشخاص و بقیه در ذهنم جمع شدند و در شکل گیری صدای ” داگلاس نیت ” دست داشتند http://www.guitar4all.com/?p=322
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:19 توسط همايون
آلبومهاي همايون فردا منتشر ميشود
كنسرت گروه دستان به خوانندگي همايون شجريان در قالب دو آلبوم با عنوان «خورشيد آرزو» و «قيژك كولي» فردا در بازار موسيقي منتشر ميشود

به دنبال برگزاري كنسرت گروه دستان به همراه همايون شجريان در تالار بزرگ كشور ،آلبوم اين اجرا به صورت 2 سي دي و كاست فردا از سوي موسسه فرهنگي- هنري دل آواز منتشر ميشود.
بنا بر اين گزارش، اين دو اثر دربرگيرنده همان قطعات اجرايي كنسرت است به طوري كه در آلبوم قيژك كولي به آهنگسازي حميد متبسم، قطعاتي چون تصنيف عاشقانه ،قطعه بيكلام مستانه، ساز و آواز كمند زلف از حافظ، تصنيف قيژك كولي براساس اشعاري از شفيعي كدكني و تصنيف زهي عشق از مولانا در مايه شور شنيده ميشود.
به گزارش فارس، آلبوم خورشيد آرزو به آهنگسازي سعيد فرجپوري در مايه بيات اصفهان است كه شامل قطعاتي چون اشتياق، ساز و آواز خورشيد آرزو از ساختههاي همايون شجريان براساس اشعاري از فريدون مشيري، تصنيف چين زلف از اشعار نيشابوري ساز و آواز عشق پاك از فريدون مشيري، تصنيف اسرار عشق از حافظ، ساز و آواز دلشده از عراقي و تصنيف وطن از سياوش كسرائي است.
بنابر اين گزارش، اين دو اثر كه ابتدا قرار بود همزمان با كنسرت منتشر شود اما به دليل عدم اتمام كار اين اتفاق نيفتاد.
كنسرت همايون شجريان و گروه دستان 31 مرداد تا 4 شهريور در تالار بزرگ كشور برگزار شد. منبع : فارس
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:17 توسط همايون
فروش بليت كنسرت مهرماه محمدرضا شجريان
شركت دلآواز در تاريخ شنبه 13 مهرماه 87 فروش اينترنتي بليتهاي اين كنسرت را از طريق سامانه (سايت) www.shajarianconcert.com آغاز خواهد كرد

ساعت فروش براساس نتيجه نظرسنجي از كاربران در روز دوشنبه آينده، متعاقبا اعلام خواهد شد.
بنا بر اين گزارش، افرادي كه در كنسرتهاي پيشين ثبت نام كردهاند، نيازي به ثبت مجدد نخواهند داشت.
گروه برگزاري كنسرت از تحويل بليت به خريداراني كه داراي مغايرت كد ملي باشند معذور است و از تقاضاكنندگان خواسته شده تا مشخصات فردي خود را تا پيش از آغاز فروش اصلاح كنند.
شركت دلآواز از كليه علاقمندان خواسته تا پايان روز يكشنبه آينده در نظرسنجي سايت كنسرت شركت كنند. منبع : فارس
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:16 توسط همايون
مدیر کل دفتر ثبت آثار فرهنگی، طبیعی و معنوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گفت: «هماکنون ثبت دعای ربنای استاد شجریان در فهرست آثار ملی، توسط کمیتههای تخصصی در حال بررسی است.»
حسینعلی وکیلآبادی اظهار داشت: «در حال حاضر بررسی ثبت دعای ربنای استاد شجریان در کمیتههای تخصصی دفتر ثبت آثار فرهنگی، طبیعی و معنوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در حال انجام است. هنوز رایزنی با استاد شجریان در این مورد انجام نشده؛ اما پس از پایان بررسیهای کمیتههای تخصصی، این رایزنی و مذاکرات آغاز خواهد شد.»
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:5 توسط همايون

كلهر ريشههاي موسيقي ايراني را ميشناسد، از موسيقي فولكلوريك ايران و مناطق بسياري از جهان (مخصوصا قاره كهن آسيا) شناخت عميقي دارد. به همه اينها ميتوانيد تكنيك ناب نوازندگي او را هم اضافه كنيد، تكنيكي كه فقط خاص كلهر است و گاهي باعث ميشود، صداي كمانچهاش لحني پيدا كند كه تا به حال آن را نشنيده بودهايم.
كلهر اگرچه در ايران كمبرنامه اجرا ميكند، اما آلبومهاي موسيقياش بلافاصله بعد از انتشار در خارج از كشورمان، بازار داخلي را هم مينوازد. مجموعه آثار كلهر چنان است كه نسل جديد علاقهمندان موسيقي را شيفته صداي كمانچه و آهنگهايي كرده است كه اجرا ميكند.
همين باعث شده تا دايره مخاطبان كلهر خيلي وسيع شود، از علاقهمندان موسيقي سنتي گرفته تا طرفداران پر و پا قرص موسيقي پاپ و راك. شايد به خاطر همين ويژگيهاي منحصر به فرد است كه تا به حال داوران «گرمي» او را 4 بار به عنوان نامزد دريافت جايزه معرفي كردهاند؛ جايزهاي كه يكجورهايي در حد اسكار سينمايي است.
آخرين كار او كه قرار است در ايران هم منتشر شود، حاصل همكاري او با گروه بروكلين ريدر (Brooklyn Rider) است؛ كاري با عنوان «شهر خاموش» كه اجرايش در آمريكا تحسين شنوندگان و منتقدان بسياري را برانگيخته است.
روزنامه نيويورك تايمز در توصيف اين اثر نوشته؛ «شهر خاموش كاري هيپنوتيزم كننده است كه ياد حلبچه را در خاطره زنده ميكند.» كلهر اين بار راوي درد و رنج حلبچه است، تكنوازياش در زمينه سازهاي گروه بروكلين ريدر، فضايي خاص را آفريده كه هر شنوندهاي را متاثر ميكند؛ صداهايي كه از اعماق ژر فناهاي ديگر ميوزند.
كيهان كلهر با اين آلبوم در خارج از مرزها، خبرسازتر است تا در ايران، چرا؟ درست مثل آن موقع كه به پروژه جاده ابريشم پيوست. منبع : جام جم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 13:51 توسط همايون
نود و چهارمین شماره ماهنامه "هنر موسیقی" ویژه شهریورماه 87 منتشر شد

در تازه ترین شماره ماهنامه هنر موسیقی علاوه بر اخبارحوزه موسیقی، گفتگویی با رحیم معینی کرمانشاهی نویسنده ، شاعر و ترانه سرا انجام شده است .
در بخش هایی از این گفتگو که با عنوان "خانمان سوز بود آتش آهی ، گاهی" منتشر شده است این ترانه سرا درباره چگونگی جاگذاری شعر بر موسیقی ایران گفته است : " هر کسی نمی تواند روی موسیقی ایرانی که قبل از ترانه ساخته می شود و روی آهنگی از پیش ساخته شده ، کلماتی بگذارد که گویای حال آهنگ باشد این یک کار خاص است بسیاری از شعرا هم آمدند و دیدند که یک کار خاص است و کارهمه کس نیست".

بخش دیگر از ماهنامه هنر موسیقی به صحبت های پایانی حسن کسایی نوازنده نی و ساسان سپنتا موسیقی شناس با عنوان " موسیقی ایران، دغدغه های امروز!" اختصاص دارد؛ در بخشی از این گفتگوی دو نفره استاد حسن کسایی در خصوص ماهیت ردیف در موسیقی ایران چنین گفته است : "در موسیقی ایران ردیف اصفهان و یا ردیف تهران نداریم ردیف، ردیف موسیقی ایران است حالا به هرشکلی که اجرا شود البته باید سینه به سینه این ردیف را آموزش داد تا روح موسیقی از کالبدش جدا نشود".
گزارش از کنسرت شهرام ناظری و گروه مولوی با عنوان " ای طبیب جمله علت های ما" ، نقد و بررسی کنسرت گروه دستان با آواز همایون شجریان با عنوان "برای تو، به راه تو، شکسته ام"، گزارشی از حواشی برگزاری کنسرت "پاکو پنیا" در ایران با تیتر"کنسرت یا تفریح؟" و همچنین نگاهی به نرم افزارها و سازهای الکترونیک از دیگر بخش هایی است که در این ماهنامه منعکس شده است.
در بخش های دیگر از این ماهنامه نگاهی به آلبوم موسیقی ماندالا اثر کیتارو ، پژوهشی با عنوان "لیلاناچی های فراموش شده از موسیقی های متعلق به ایلات شاهسون" شده است. منبع : مهر
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:53 توسط همايون
«آذرستون» اثری خصوصی از محمدرضا شجریان است، با کلام مولانا و نوای نی محمد موسوی

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم/کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم/ بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم
وجدی نه که بر گرد خرابات برآییم / زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم
نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم/اینجا نه و آنجا نه چه قومیم و کجاییم
حلاج وشانیم که از دار نترسیم/ مجنون صفتانیم که در عشق خداییم
ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود/اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم
ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست/ گر سر برود سر تو با کس نگشاییم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است/ بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم
دریاب دل شمس خدا مفخر تبریز/ رحم آر که ما سوخته داغ خداییم
**********************************

گلستان جای تو ای نازنیننم/مو در گلخن به خاکستر نشینم
چه در گلشن چه در گلخن چه صحرا/چو دیده واکرم جز ته نوینم
زعشقت آتشی در بوته دیرم/در آن آتش دل و جان سوته دیرم
سگت ار پا نهد بر چشمم ایدوست/بمژگان خاک پایش روته دیرم
هزاران غم بدل اندوته دیرم/هزار آتش بجان افروته دیرم
بیک آه سحر کز دل برآرم/هزاران مدعی را سوته دیرم
غم عالم همه کردی ببارم/مگر مو لوک مست سر قطارم
مهارم کردی و دادی به ناکس/فزودی هر زمان باری ببارم
به آهی گنبد خضرا بسوجم/فلک را جمله سر تا پا بسوجم
بسوجم ار نه کارم را بساجی/چه فرمائی بساجی یا بسوجم
بدل درد غمت باقی هنوزم/کسی واقف نبو از درد و سوزم
نبو یک بلبل سوته به گلشن/به سوز مو نبو کافر به روزم
فلک کی بشنود آه و فغانم/بهر گردش زند آتش بجانم
یک عمری بگذرانم با غم و درد/بکام دل نگردد آسمانم
بیته گلشن چو زندان بچشمم/گلستان آذرستان بچشمم
بیته آرام و عمر و زندگانی/همه خواب پریشان بچشمم
خوش آن ساعت که دیدار ته وینم/کمند عنبرین تار ته وینم
نوینه خرمی هرگز دل مو/مگر آن دم که رخسار ته وینم
مو که افسرده حالم چون ننالم/شکسته پر و بالم چون ننالم
همه گویند فلانی چند نالی/تو آیی در خیالم چون ننالم
دانلود آلبوم موسيقي محمد رضا شجريان
منبع : ghamarelmolok.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:50 توسط همايون
ساعت فروش بلیت کنسرت استاد شجریان
ستاد اجرایی کنسرتهای استاد محمدرضا شجریان در راستای برگزاری هر چه بهتر فروش بلیت کنسرت، از علاقه مندان دعوت کرده است تا در نظرسنجی «ساعت فروش بلیت کنسرت»شرکت کنند

با توجه به اینکه این نظرسنجی به طور غیر رسمی طی 10 ساعت در تاریخ 1/7/87 انجام گرفت و متاسفانه برخی از کاربران بدون توجه به احترام رای دیگر عزیزان اقدام به ثبت غیر واقعی نمودند، ستاد اجرایی تصمیم گرفت جهت دریافت اطلاعات صحیح تغییری در برنامه دهد.
به گزارش ایسکانیوز، این ستاد ازعلاقه مندان درخواست کرده تا در سایت فروش با نام کاربری خود وارد شده و اقدام به دادن رای کنند و از تمامی کسانی که طی ساعات گذشته در رای گیری شرکت نمودهاند مجددا دعوت به نظرسنجی کرده است. منبع : ايسكا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:47 توسط همايون
شجریان، آوازخوانی برای همه زمانها
بدون کمترین شک و شبههای و بدون هیچ حس متعصبانه و غیرمنطقی اگر قرار باشد که نام پنج موسیقیدان برجستهی تاریخ موسیقی ایران را نام ببریم، از نام محمدرضا شجریان به راحتی نمیتوانیم بگذریم
درواقع باید گفت که نام شجریان و موسیقی ایرانی بهنوعی بههم گره خورده است...
این را حق مسلم او هم میتوان دانست. تلاش و کوشش و ممارست جدی به علاوه استعداد و خلاقیت و ذهن فعال از هر شخصی یک استثنا به وجود میآورد، آنگونه که از حافظ و سعدی و فردوسی و باربد و نکیسا و شاملو و اخوان و پایور و صبا و... به وجود آورد. این ذهن خلاق نکتهایست که اگر نباشد، تلاشهای هنری هم بیفایده میشود. انسان سالها بکوشد، امّا از ابتکار و ابداع و پرواز ذهن و اندیشه در او خبری نباشد، درست عین ماشین آخرین مدل و سنگین قیمتی است که صاحباش مجبور است هر روز، آنرا با هل دادن روشن کند! هنرمند بدون خلاقیت هم منتظر اندیشه دیگران باید بماند تا به او دیکته شود و او به طور صرف پیادهکننده آن اندیشه باشد. شجریان، بی خود شجریان نشده است. ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم بگذارید از این بیت مدد بگیریم و مثال خوبی بزنیم. اثر «نوا، مرکب خوانی» ماحصل جمع دو اندیشه است که به جرأت میتوان گفت یکی از برترین آثار تاریخ موسیقی ایران زمین را به وجود آوردهاند: گوشهی نهفت در نوا که در اصل اوج آن مقام میتواند بهحساب آید، به زیباترین و لطیفترین و ظریفترین شکل ممکن بر روی این بیت که البته ادامه پیدا میکند، اجرا شده است که معلوم نیست ذهن چند خواننده و آوازخوان مملکت ما تا آن نقطه میتواند پرواز کند! این تنها یک بیت و درواقع مشت نموهی خروار بود که به ذهنام آمد که بگویم به همین دلیل است که از شجریان به عنوان تنها خوانندهای میتوان یاد کرد که آوازهایاش، ماندگار است و مردم و علاقهمندان، آوازهای او را زیر لب زمزمه میکنند و حتـّی دیگر خوانندگانی که از وی میخواهند تقلید کنند، آوازهای او را تقلید میکنند! به عنوان مثال حتی این تصنیفهای خواندهی شده از سوی مرحوم استاد بنان هست که در اذهان باقی میماند، نه آوازهای وی. این مسأله که در مورد استاد شجریان گفتیم، یعنی یک موفقیت بزرگ برای یک خواننده در جامعهای که امروزه دیگر مردماش حال و حوصله شنیدن چهچهه این و آن را ندارند و فوری میخواهند دستی بزنند و پایی بکوبند! امروزه حتّی رفتن به کنسرتهای شجریان، خود، مایهی مباهات و افتخار آن دستهای است که هیچچیزی از آوازهای شجریان درک نمیکنند! آنانی هم که علاقه دارند که دوست دارند که او تا چند شب برایشان بخواند! مسیر صحیح آوازخوانی و تقویت صدا که متأسفانه اکثر قریب به اتفاق خوانندگان ما، از آن بهطور کامل بهدور هستند، نکتهایست که صدای شجریان را حتّی تا مرز هفتاد سالگی، همانطور سرپا و استوار نگه داشته است که در جوانی بود و همین موفّقیّتهای وی، تا بدان پایه بوده است که خوانندگان بسیاری مقلّد صرف او هستند! درواقع چه بخواهیم و چه نخواهیم، او به معیار آواز ایرانی تبدیل شده است و همه انتظار دارند که بقیه هم مثل او بخوانند! شعرشناس بودن و آشنایی با ادبیات، لازمهی آوازخوان خوب بودن است، امر مهمّی که با اظهار تأسف باید گفت که آنرا هم خیلی از خوانندگان، حتی سرشناسان این هنر، آن را چندان جدّی نگرفتند و به یک تحریر و چهچهزدن بسنده نمودند! اما کسانی چون شجریان از این لحاظ در رأس قرار میگیرند که شعرشناس هم بودند. در روش نوین و منحصربهفرد آوازخوانی بنان، این امر به طور کامل واضح است و شجریان هم در ادامهی مسیر موفّقیّت خود در سالهای جوانی، به آنچهکه در این مورد باید میرسید، رسید. همچنین ارایهی تحریر که نیازمند درک زمان و موقعیت شعری و موسیقایی است، از ذهن تیز پرواز خواننده نباید دور بماند. بررسی کنیم ببینیم تعداد کسانی که غیر از شجریان، این امر را مورد توجه کامل و دقیق داشتند، به عدد دو می رسد یا نه! رمز ماندگاری حافظ، بیان نو و اجتماعی اشعار او بود و همین رمز ماندگاری را هم شجریان در آوازهایاش آشکارا دارا است؛ یعنی همان چیزهایی که در ابتدا گفتیم: خلّاقیت، اندیشهی والا و مبتکر، نگاه همه جانبه به ویژه نگاه اجتماعی و خاص بودن. سعدی، شعر خاص و پیچیدهتر از حافظ سروده است و چون با نگاه فراتر از نگاه عام و خوش سروده است، پس او هم به نوعی دیگر رمز ماندگاری را در خود دارد. پس چنین است که خاص بودن را حسن بزرگی میتوانیم بهحساب آوریم. کوتاه سخن آنکه با رعایت و حفظ حرمت همهی آنانیکه در زمینهی موسیقی آوازی، کشیدهاند و میکشند و ضمن توجّه به تفاوت سلیقهها و اندیشهها، ولیکن با توجه به یک بحث کلّی که داریم، باید گفت که شجریان دیگر چیزی از آواز برای فرد دیگری نگذاشته است! بهراستی از نوا و همایون و دشتی و راست پنج گاه و شور و ماهور و سه گاه و چهارگاه و بیاتترک و ابوعطا و... چیزی هم برای کسی گذاشته است که بخواند؟!!! اگر اینگونه باشد، او را به «آوازخوانی برای همهی تاریخ و زمانها» میتوان ملقّب نمود. البتّه درست است که روشهای آوازخوانی متفاوت است، امّا خب، مبحث ما در اینجا اصلاً روش آوازخوانی صرف نیست که «هزار نکتهی باریکتر ز مو اینجا است.» آن چه را که در مورد ذهن فعّال و خلّاق او گفتیم، در هنرهای پرشماری که دارد، به راحتی میتوان دید و حدس زد، حتّی اگر به آوازهای اش هم گوش ندهیم! در خاطرمان باشد بیشتر از هر هنری، این شخصیت وی هست که نقش مهر ماندگاری را بر دفتر هنر او ثبت میکند، درست عین قهرمانی که پهلوانی اش سرّ ماندگاری او است. http://www.shajarianfans.com/Post/173.asp
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:45 توسط همايون
نی غلطم در دل ما بوده ای
آه که من دوش چه سان بوده ام
آه که تو دوش که را بوده ای
آینه ای رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بوده ای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بوده ای
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 18:27 توسط همايون
كيوان ساكت با اركستر كرمان در همدان
كيوان ساكت نوازندهي سهتار با همراهي اركستر كرمان از روز عيد سعيد فطر بهمدت سهشب در همدان به اجراي برنامه ميپردازد

دربارهي چگونگي اجراي اين برنامه توضيح داد: در كنار اين برنامه قصد دارم، با همكاري تعدادي از نوازندههاي «همدان» نيز اركستري را تشكيل دهم. تعداد افرادي كه دراين اركستر هستند حدودا 40 نفر است كه براي شهري مثل همدان خيلي قابل توجه است.
اين نوازندهي سهتار عنوان كرد كه فروش بليت براي كنسرت درهمدان اينترنتي نيست و از يك هفته قبل از اجرا شروع ميشود، زيرا اكثريت دسترسي به اينترنت ندارند.
ساكت همچنين از انتشار آلبوم جديدش با نام «گلهاي افسرده» خبر داد و گفت: اين آلبوم را به احتمال زياد شركت «هفتاقليم» منتشر خواهد كرد كه در آن قطعاتي همچون «بهار»، «گلهاي افسرده»، «شب غمگين»، «زندگي»، «سُل» سهتار و تار، و «باران» از قطعات آلبوم «گلهاي افسرده» است كه بهوسيلهي اعضاي اركستر اصفهان و نوازندههاي تهراني نواخته شده است.
به گزارش ايسنا، كتاب «شور و راست پنجگاه» ششمين كتاب آموزشي ساكت است كه بهزودي منتشر ميشود. منبع : ايسنا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:32 توسط همايون
شهر خاموش؛ آلبوم جدید کیهان کلهر
" شهر خاموش "کاری هیپنوتیزمی است که یاد حلبچه را در خاطر زنده میکند،(یک روستای کردنشین که توسط صدام حسین ملعون نابود شد)

کمانچه با ناله هایی که براساس ملودیهای باستانی ترکی سر میدهد فضای این موسیقی را به یک سوگواری بدل میکند.
"شهر خاموش" آلبوم جدیدیست که کیهان کلهر آن را به همراه کوارتت زهی بروکلین رایدر (Brooklyn Rider) اجرا کرده.
کار با زمزمه ی حزین بداهه نوازی سازهای زهی آغاز میشود که به گونه ی ترسناکی به نوای گردش غبار در ویرانه ها میگراید،با یک ملوی کردی که جلودار ساختن دوباره ی دهکده ی ویران شده ست و این برای کیهان کلهر یک طنین منحصر به فرد دارد.صدای کمانچه"گرم است و خیلی نزدیک به صدای انسان".این را کلهر در یک تماس تلفنی از تهران میگوید،جایی که در حال حاضر زندگی میکند.
او آموختن کمانچه را از هفت سالگی شروع کرد و در سن سیزده سالگی در ارکستر ملی رادیو و تلویزیون ایران مینواخت.کلهر بعد از انقلاب اسلامی کشور را ترک کرد(وقتی دانشگاهها برای چندین سال تعطیل بودند) و چند سال در کشورهای غربی از جمله کانادا(زمانی که در رشته ی آهنگسازی در دانشگاه Carleton در اتاوا تحصیل میکرد) زندگی کرد.او میگوید دلیل ترک کردن ایران،سیاسی نبود.

کیهان کلهر اعضای Brooklyn Rider را در سال 2000 و در Tanglewood و در جاده ی ابریشم یویوما ملاقات کرد. اعضای این کوارتت :

Colin Jacobsen ,violinist
Jonathan Gandelsman, violinist
Nicholas Cords, violist
Eric Jacobsen, cellist
"شهر خاموش " نتیجه ی هشت سال آموختن و آزمون است. "Cords” میگوید: "ما از ملاقات اولمان با هم خیلی لذت بردیم.مجذوب دنیایش شدیم،اما در ابتدا حتی رویای ساختن چنین اجرایی با هم را نداشتیم."
آغاز "شهر خاموش"بداهه نوازی شده ست،یک خاصیت که از موسیقی اصیل ایرانی جدایی ناپذیر است.چیزی که در آن نوازندگان کارشان را بر پایه ی منتخبی از ملودیها و مایه هایی قرار میدهند که در موسیقی ایرانی ردیف نامیده میشود.موسیقیدانان غربی به ندرت بداهه نوازی میکنند،اما بروکلین رایدر تمام تواناییهایش را در تعامل با کیهان کلهر قرار داد.”Cords”و “Jacobsen” در سفرشان به ایران در سال 2004 تحت آموزشهای پیش نیاز قرار گرفتند. ”Cords” میگوید:"بداهه نوازی بعنوان یک نتیجه ی دوستی ما محسوس بود."
اعضای کوارتت زهی همچنین باید می آموختند که چگونه نوای کوارتت را با اسلوبهای موسیقی خاور میانه وفق دهند.
کیهان کلهر در گروه نوازیهای میان فرهنگی متبحر است.او کارهای موفق فراوانی در این گونه همکاریها دارد،همچون غزل،یک موسیقی دونفره با شجاعت حسین خان،نوازندگی خوب کمانچه و سیتار.زیبا بودن غزل،به گفته ی کلهر "بیشتر به خاطر خویشاوندی دو فرهنگ " و ارتباطهای تاریخی بیشمار است.
او همچنین اجرایی با ارکستر فلارمونیک نیویورک و در فستیوال موتزارت داشته ست.در 18 اکتبر نیز در کارنگی هال)Carnegie Hall ( بر روی صحنه خواهد رفت.کلهر به خاطر دخالت دولت در اجرای کنسرت، بندرت در ایران برنامه اجرا میکند.
کیهان کلهر،تکنیکهای جدیدی را وارد کمانچه نوازی کرده مانند نواختن با انگشتان.همچنین او بر درک عمیق داشتن از فرهنگهای موسیقیایی،که با آنها سرو کار دارد ، اصرار می ورزد.
"امروزه با این همه همکاریهای موسیقیایی و موسیقی تلفیقی ،آشکار است که اجراکنندگان واقعا فرهنگ یکدیگر را نمیشناسند."
مانند هر موسیقیدان ایرانی که بارها در کشورهای غربی برنامه اجرا میکند،کیهان کلهر هم که مدتی در نیویورک زندگی کرده است(در سال 2003 به ایران بازگشت) ،به گفته ی خودش،به ناچار با مسائل سیاسی روبرو شده ست.اما او تاکید میکند که تنها یک پیامبر فرهنگیست."ما همیشه درگیر سیاست هستیم"(می خندد)"برای اجرای یک کنسرت میرویم و یک دفعه!سوالهای سیاسی درباره ی حکومت! رئیس جمهور! و...
به خاطر همین مسایل گروه موسیقی استاد شجریان،استاد علیزاده،استاد کلهر و همایون شجریان را "اساتید موسیقی پارسی"(The Masters of Persian Music) نام نهادند،نه "موسیقی ایرانی"
"به خاطر دلایل سیاسی ، ما نمیخواستیم مردم فکر کنند که گروه ما ربطی به مسائل روز سیاسی ایران یا آمریکا یا هر فرهنگ دیگری دارد"
توضیح میدهد:"فرهنگ پارس(Persia) (که نامش در 1935 به ایران تغییر یافت) به زمانهای خیلی دور بر میگردد .وقتی میگوییم پارس منظورمان مرزهای امروز ایران نیست."
ملودیهای سنتی ایرانی، الهام بخش قسمت عمده ی "شهر خاموش" بوده اند.اجرایی که قطعاتش توسط کلهر آهنگسازی و تنظیم شده اند.همچنین Colin Jacobsen (نوازنده ی ویولن)،نوازنده ی ایرانی سنتور،سیامک آقایی، Jeffrey Beecher (نوازنده ی ویولن سل)،Mark Suter (نوازنده ی سازهای ضربی) به نوازندگی پرداخته اند.
آلبوم با قطعه ی “ASCENDING BIRD”(الهام گرفته از داستان افسانه ای پرنده ای که میخواست تا خورشید پرواز کند) بر پایه ی یک ملودی است که Cords و Jacobsen در هنگام سفر به ایران شنیده بودند.این قطعه با نجواهای سودایی ملودی آغاز میشود و ناگهان به نوای شوریدگی و شیدایی بدل میشود.
در قطعه ی "پرواز"،با زمینه ی همان قطعه ی قبلی کلهر سه تارنوازی شفاف و بیدادگری میکند که صدای ساز بی قرار و پر التهابش بالای صدای سازهای زهی دیگر است.
آلبوم با قطعه ی "محبوبم! مگذار من دلسرد شوم"که نامش از شعر یک نویسنده ی ترک درباره ی عاشقان بیطالع برداشته شده ست یک قطعه ی مهیج است که آمیزه ای از موسیقی قرون وسطایی ایتالیایی میباشد که از منشور موسیقی خاور میانه عبور کرده ست.
ببینید و دانلود كنيد :
دانلود موسيقي کیهان کلهر و کوارتت زهی بروکلین رایدر I
دانلود موسيقي کیهان کلهر و کوارتت زهی بروکلین رایدرII
اجرای ۱۴ ژانویه ۲۰۰۸
بروکلین،نیویورک
منابع:
NY times
brooklynrider.com
http://kayhan-kalhor.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:29 توسط همايون
نوشته اي به بهانه سالروز تولد استاد شجریان
کودک بودیم و تازه میدانستیم که آهنگ چیست . نوارهایی داشتیم که با شنیدن آنها شاد میشدیم. نوارهای کودکانه گوش میدادیم و از آنها لذت میبردیم

اما آنهایی که بزرگتر بودند در خانواده ما چیز دیگری گوش میدادند آهنگهایی که از دل برآمده و بر دل می نشستند . ما که چیزی از آنها نمی فهمیدیم از شنیدن این موسیقی ها شوق و شعفی وجودمان را فرا میگرفت و آنقدر آراممان میکرد که انگار سالیان سال است با این موسیقی عجین هستیم .
بزرگتر که شدیم و خواندن و نوشتن فراگرفتیم و قدرت درکمان که بالاتر رفت فهمیدیم آنکه میخواند و با صدای خود آراممان میکند کیست ؟ سیاوش ( محمدرضا ) شجریان استاد آواز ایران زمین که به حق ؛ موسیقی ایرانی را جانی تازه بخشید و آن را احیا ء نمود .
هرچه سن مان بالاتر میرفت تازه متوجه میشدیم که او چه میخواند . و حال که شیفته و وابسته او شده ایم باز هم شنیدن نواها و صداهای او برایمان تازگی دارد . گویا کسی نیست که همانند او بتواند درد عشق را بازگو کند . درد دوری و هجران و شوق دیدار و رسیدن به دوست . . .
نمیدانم کدام اثرش را نام ببرم و کدامیک را به عنوان زیباترین اثر انتخاب کنم که هریک زیبایی خاص خود را دارد و دلنشین است . یاد ایام یا دل مجنون ؛ سرو چمان یا گنبد مینا و شاهکار شب سکوت کویر ... مگر میشود در این بین نامی از آستان جانان نبرد که اگر اینگونه باشد نوا مرکب خوانی را چه و یا بوی بارانش را ؟ بسیار است افتخارات این بزرگ مرد موسیقی ایرانی .
ولی جای بسی تاسف است که مهجور مانده است نه تنها او . بلکه تمامی هنرمندان ما مهجور مانده
اند . هنری که جای خالی اش در رسانه ملی بسیار پیداست . هنری که نه تنها ترویج نمی یابد بلکه مورد بی مهری نیز قرار میگیرد . نه تنها مورد بی مهری قرار میگیرد بلکه تمسخر نیز میشود .
هنری که بجای اینکه روز به روز در بین جوانان رواج یابد با ورود موسیقی های موهن و بی پایه و اساس و بی معنی غربی جای خود را واگذار نموده است و متاسفانه مسئولانمان نیز از این اتفاق بسیار خرسند هستند . از مسئولانی که موسیقی را وسیله ای برای آرام کردن حیوانات و دیوانگان بیان میکنند چه انتظاری بیش از این میتوان داشت ؟
هنری که در سرکوب آن خود ما نیز از مقصران هستیم ؛ انتقادهای نابجا ومغرضانه و طرفداری های بیجا خود میتواند عاملی باشد برای از بین بردن این هنر .در حالیکه خود نمیدانیم که چه کرده ایم.
اول مهرماه 1387 سالروز تولد این هنرمند بزرگ موسیقی ایرانی است . هنرمندی که سهمش از موسیقی بیش از اینهاست و بر ماست که آنچه در توانمان است برای وی و هنر وی و هنر ایران زمین بکوشیم تا بتوانیم ذره ای از دینمان را به این هنر متعالی و هنرمندانی چون شجریان و لطفی و پایور و مشکاتیان و ... ادا کنیم .
چه زیباست مروری داشته باشیم بر آثار و آلبومهای رسمی و منتشر شده استاد محمد رضا شجریان تا خود تنها با مطالعه این آثار واقف شویم بر تلاشهای این بزرگمرد موسیقی ایرانی تا شاید تلنگری باشد بر ما و آنانی که ندانسته بر هنرمندانی چون شجریان میتازند .



- آهنگ وفا (ماهور)
- آرام جان (افشاری)
- آستان جانان (بیات زند و بیات کرد)
- آسمان عشق (سه گاه)
- بهار دلکش
- بهاریه (ماهور و چهارگاه)
- بیاد پدر 1 و 2
- بیاد عارف (بیات ترک)
- بی تو بسر نمی شود (راست پنجگاه)
- بیداد (همایون)
- بوی باران (افشاری و پرسه خوانی)
- بت چین
- چهره به چهره (نوا)
- چشمه ی نوش (راست پنجگاه)
- در خیال (سه گاه – بیات زند)
- دستان (چهارگاه)
- دل مجنون (بیات زند و افشاری)
- دلشدگان (شوشتری – بیات ترک)
- دیلمان
- دود عود
- انتظار دل (سه گاه - افشاری)
- عشق داند (ابوعطا)
- فریاد (نوا)
- گلبانگ 1 و 2
- گلهای رنگارنگ
- گنبد مینا (دشتی – ماهور و چهارگاه)
- همنوا با بم (نوا و راست پنجگاه)
- همایونمثنوی (همایون)
- جان جان (سه گاه)
- جان عشاق (بیات اصفهان - شور)
- جام تهی (ماهور)
- خلوت گزیده (شور)
- خزان
- معمای هستی (شور)
- نوا (مرکب خوانی)
- پیام نسیم (ابوعطا و دشتی)
- پیوند مهر (شور و ابوعطا)
- راست پنجگاه (راست پنجگاه)
- راز دل (دشتی)
- رباعیات خیام
- رسوای دل (سه گاه)
- سرو چمان (ماهور)
- سپیده (ماهور)
- سرّ عشق (ماهور)
- شب ، سکوت ، کویر
- شب وصل (ماهور)
- شاخه گل
- طلوع محمد
- یاد ایام (شور)
- زمستان است (داد و بیداد)
منبع : mjsahafi.blogfa.com
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:26 توسط همايون




























