تبليغاتX
 زنده در یاد
زنده در یاد
نکوداشت بزرگان موسیقی ایران زمین با نگاهی ویژه به جایگاه استاد شجریان
زنده در یاد
خانه | آرشيو | ايميل


اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ...
در هنر می شود نوای هستی را شنید
معراج در این عرصه روی می دهد :
پروازی به فرازستان معنا !

"محمدرضاشجریان"

------------------------

ماهنرمندان تمام عمر زير پروژكتور نگاه زندگي مي كنيم . الآن به خود مي گويم : آيا مي شود جايي بروم كه كسي مرا نشناسد ، آزاد باشم ، روي چمن بنشينم ، دراز بكشم و كسي چشم به من ندوخته باشد. من مي خواهم براي خودم زندگي كنم ، اما نمي شود . گاهي آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ، چون ديگر نمي تواند خودش را پيدا كند ، اينهاست كه بين هنرمند و مردم فاصله ايجاد مي كند. هنرمند حس مي كند كه از لحاظ عاطفي نمي تواند جوابگوي مردم باشد...واقعا آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ...آنچه كه بيش از همه براي من خوشحال كننده است ، آن است كه عده يي اهل دل به صداي من گوش مي كنند و از آن لذت مي برند و همين، بالاترين سعادت من است. وقتي مي بينم كه پس از سال ها زحمت و خدمت براي هنر اين سرزمين، گروهي پيدا ميشوند تا قدرشناسي كنند، خستگي ام بر طرف مي شود...از من انتظار مي رور كه توليد هنري در عالي ترين سطح داشته باشم ، شاگرد تربيت کنم ، مرتبا كنسرت برگزار كنم، ودر موسيقي ايراني پدري كنم ، واقعا از عهده ي يك نفر بر نمي آيد...من با مردم زندگي مي كنم وبا آنها درد مشترك دارم ، براي همين است كه مي دانم چه مي خواهند...
"استاد محمد رضا شجريان"

×××××××××××××××××


امکانات و ابزارها نوشته هاي پيشين
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
لينکدوني

به ياد مشكاتيان
دریچه نیمه باز
باران و باد
گريزي بر موسيقي اصيل ايراني
بازگشت به سوی او
حکایت دل
راميان دات كام
روان شناسی روابط
نكته هايي از قرآن کریم
وب‌گل
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
عاشقانه ترین 7 فیلم تاریخ
شیطونک
رابطه پنهان
ک. پ:تنها گناه من دروغ نگفتنه و بس...!
موسيقي ما
لينك باكس
بدو بازی
شاه بیت آواز ایرانی: استاد ایرج
من ایرانیم ....غرب هرگز
ایران میهن من
وعشق صدای فاصله هاست
جاویدان هنر
عکسهای ایرانی . مسعود شرقی
همایون شجریان
ghazi خبری - ورزشی
شاهگل
داستانسرا
سعدی و مولانا
گلزار سخن کرمانشاهان
ترانه هاي كودكان
همكنون
به منزل شخصی amoo خوش آمديد
شاه گل
سهیل پرنده
زنگهای موبایل از موسیقی ایرانی
زنده رود
استاد شجريان (سر عشق)
خدا و عشق
پهلوان خورشید
موسیقی ملی ایران
محمد رضا شجریان استاد آواز ایران
بزرگان موسيقي ايراني
کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
dj30ma.blogfa
عاشقان فیزیک دانشگاه پیام نور دامغان
دلشدگان
چکاد
استاد پرویز یا حقی
استاد گلپایگانی
بزرگان موسیقی ایران
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
]
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
«خاطره پروانه» درگذشت
وداع با ساز و نواي مادري
 

 

خاطره پروانه و افلیا پرتو در کنسرت


 

 
خاطره پروانه(خاوري) رديف دان موسيقي ايراني بامداد روز چهارشنبه در سن 78 سالگي درگذشت. به گزارش مهر خاطره پروانه خواننده موسيقي اصيل ايراني به دليل شکستگي استخوان پا که از سال گذشته در بستر بيماري به سر مي برد پس از تحمل هشت ماه بيماري ساعت سه بامداد امروز در خانه خود درگذشت. اين هنرمند پيشکسوت موسيقي ايران در گفت وگويي که بهار امسال در ديدار نوروزي با خبرگزاري مهر کرده بود آرزو داشت مي توانست در سال جديد بار ديگر در کنار ساير بانوان هنرمند، پيام صلح و دوستي ايرانيان را با زبان موسيقي به گوش جهان برساند که اجل مهلت نداد. خاطره پروانه در سال 1309 در خانواده يي متوسط، اصيل و هنردوست به دنيا آمد.پدر او خياط بود و مادرش «پروانه» از خواننده هاي عصر قاجار و به ويژه دوره ناصري بود و در حالي که کمتر از 30 سال سن داشت به دليل بيماري سل از دنيا رفت. در آن زمان خاطره پروانه تنها چهار سال داشت. وي در سال 36 به طور حرفه يي کار خود را با ارکستر استاد صبا آغاز کرد و در ادامه با زنده ياد حسن رادمرد، حسين دهلوي، فرامرز پايور و افليا پرتو کنسرت هاي متعددي داد. خاطره پروانه درخصوص چگونگي آشنايي خود با موسيقي چنين گفته است؛ با ساز و نواي مادرم موسيقي را شناختم و پس از آن آموختن در من نهادينه شد و در تمام دوران کودکي تا نوجواني و جواني با موسيقي همراه بودم. زماني که ازدواج کردم و همسرم علاقه ام را به آواز ديد راه را براي من هموار کرد. در همان دوران در مدرسه «بني احمد» درس مي دادم و در زمان بيکاري براي بچه ها مثنوي مي خواندم. در همين بين مدير مدرسه از من خواست تا سرود صبحگاهي براي بچه ها بخوانم،من هم پذيرفتم و بعد از آن براي ضبط کار به استوديو رفتيم و از همان جا بود که با استاد صبا آشنا شدم. خاطره پروانه يکي از لذت بخش ترين لحظه هاي زندگي خود را اجراي تصنيف هايي چون «آب حيات» و «صبح شد» مي دانست که اغلب آنها با ارکستر استاد صبا اجرا شده است.او همچنين تصنيف هايي چون «دلم شکسته»، «من سروش آسمانم»، «نيمه شب ها با دعا» را با گروه فرامرز پايور اجرا کرده و بهترين هاي اين آثار را اجراي قطعاتي چون «صبحدم ز مشرق» در دستگاه سه گاه از آثار درويش خان و همچنين «ناديده رخت» در آواز اصفهان مي دانست. خاطره پروانه همراه با گروه موسيقي «ياران» در بيست وچهارمين جشنواره موسيقي فجر (امسال) اجراي کنسرت داشت و قرار بود جمعه 17 آبان ماه نخستين تمرين خود را با اين گروه آغازکند. مراسم تشييع و خاکسپاري وي پس از رسيدن فرزندش که خارج از کشور به سر مي برد مشخص خواهد شد. در همين حال افليا پرتو از درگذشت خاطره پروانه اظهار تاسف کرد و گفت؛ « او براي من يک همکار نبود بلکه رفيق، دوست و سنگ صبورم بود.» سرپرست گروه موسيقي «ياران» به ايسنا گفت؛ از صبح تاکنون در حال گريه هستم اما اين غم آنقدر بزرگ است که سبک نمي شوم.ما با هم زندگي کرده بوديم و او همه کس من بود. او عنوان کرد؛ خاطره پروانه يک سال بود به دليل شکستگي پا در بستر بيماري بود و هيچ کس در اين يک سال سراغي از او نگرفت و اميدوارم حالا که او از ميان ما رفته، حداقل کاري را که مي توانيم براي او انجام دهيم. درگذشت خاطره پروانه در حالي بود که افليا پرتو و گروه «ياران» به تازگي تمرينات خود را براي شرکت در بيست وچهارمين جشنواره موسيقي فجر آغاز کرده و قرار بود خاطره پروانه در کنار اين گروه حضور داشته باشد.

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
زنده در یاد
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
بدون شرح
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
حراج عمر یک انسان، تا کی؟

 

حراج عمر یک انسان، تا کی؟

درست به‌خاطر ندارم که چند روز پیش بود که داشتم یکی از وبلاگ‌های بلاگفا را می‌دیدم که ناگهان چشم‌ام به تبلیغ کنار صفحه افتاد



درست به‌خاطر ندارم که چند روز پیش بود که داشتم یکی از وبلاگ‌های بلاگفا را می‌دیدم که ناگهان چشم‌ام به تبلیغ کنار صفحه افتاد. از همان تبلیغ‌هایی که بلاگفا روی وبلاگ‌ها نشان می‌دهد. بیایید اوّل با هم نگاهی به این تبلیغ بیندازیم. تصویر زیر را ببینید:


 

می‌توانید حدس بزنید که چه حالی شدم؟ با کنجکاوی روی تبلیغ کلیک کردم. می‌خواستم بدانم که این ناجوانمردانی که اقدام به فروش و حتی تبلیغات کل تلاش‌های یک هنرمند بزرگ در طی چند دهه کرده‌اند، چه قیمتی بر روی پیشنهاد خودشان گذاشته‌اند. دیدم که کل مجموعه را به قیمت 5200 تومان می‌فروشند.

یعنی ۳۸ آلبوم و ۲ کنسرت به‌قول خودشان زیبا!!! از استاد شجریان را 5200 تومان می‌فروشند. آیا این جنایت نیست؟ آیا این جرم مشهود و علنی نیست؟ آیا این ناجوانمردی نیست؟ ‌آیا این یک رفتار کاملاً ضداخلاقی و ضدانسانی نیست؟ اسم این عمل چیست؟ شما چه نامی برای این‌کار انتخاب می‌کنید؟ آیا کسانی‌که اقدام به کپی‌زنی این آلبوم‌ها و کنسرت‌ها کرده‌اند خودشان دستی در هنر دارند؟ آیا موسیقی ایرانی را می‌شناسند؟ حالا ایرانی هیچ، آیا تا به حال آلبوم ضبط کرده‌اند؟ حالا آلبوم هیچ، چگونه وجدان آن‌ها اجازه می‌دهد که حاصل زحمات بیش از 45 سال یک هنرمند را به راحتی هر چه تمام‌تر و با خیالی هر چه آسوده‌تر به حراج بگذارند؟ چگونه وجدان آن‌ها راضی می‌شود که کنسرت‌هایی که برای برگزاری هرکدام از آن‌ها خون‌ دل‌ها خورده شده است و ماه‌ها و سال‌ها تمرین و زحمت افراد و هنرمندان زیادی برای هر کدام از آن‌ها اتفاق افتاده است، و اگر بخواهیم دست‌اندرکاران انتشار آن‌ را بشماریم سر به آسمان می‌گذارد که باید از طراح جلد و تکثیرکننده‌ی سی‌دی و چاپ‌خانه و... هم در کنار هنرمندان نام ببریم، چگونه وجدان آن‌ها راضی می‌شود که تمام این‌ها را 5200 تومان حراج کنند؟

آیا این یک عمل زشت غیرانسانی نیست؟ آیا این تجارت است؟ آیا این کسب‌وکار است؟ در اینجا واقعاً مایل‌ام این نکته را روشن کنم که کسانی‌که می‌توانند تبلیغات این کار خود را در سایتی مثل بلاگفا و سایت‌های مشابه منتشر کنند قطعاً آن‌چنان بی‌پول و محتاج یک قران و دو هزار نیستند،‌ بلکه صرفاً آز و حرص دارند و به حق خود قانع نیستند.

من علاوه بر این‌که با نوشتن این یادداشت واقعاً خواستم کمی از فشار غصه‌ام را کاهش دهم و دردها را با شما قسمت کنم، مایل‌ام چند نکته را یادآوری کنم:

۱- برای من واقعاً جای سؤال است که سایت محترم بلاگفا (و البته سایت‌های مشابه) واقعاً چه سیاست‌هایی برای پذیرش یک تبلیغ دارند؟ البته بارها و بارها (و مخصوصاً به خاطر تبلیغات نرم‌افزارهای هک و جاسوسی و...) کاربران بلاگفا به خاطر تبلیغات این سایت به مدیران آن گله و شکایت کرده‌اند و ایشان هر بار داستان غم‌انگیز عدم توان مالی سایت و نیاز شدید آن به تبلیغ را از نو تعریف کرده‌اند و عمل خود را توجیه نمو‌ده‌اند، اما بالأخره یک سری سیاست‌هایی برای پذیرش تبلیغ باید وجود داشته باشد یا خیر؟ اگر ملاک اخلاق انسانی است که چنین تبلیغی ضداخلاقی است، اگر ملاک قوانین جاری کشور است که چنین کاری از نظر قانون (و دست کم روی کاغذ) جرم است. اگر ملاک مضربودن به حال جامعه‌ی فرهنگ و هنر است که چنین تبلیغی صددرصد مضر به حال همه‌ است. واقعاً جا دارد که مسئول محترم بلاگفا اقدام به ادای توضیح نمایند و دست‌کم اذهان ما شجریانی‌ها را روشن نمایند،‌  چرا که نه‌تنها ما چنین انتظاری از چنین سایتی نداشتیم،‌ بلکه این‌کار با گفتمان مدیریت بلاگفا و آن‌چه که این سایت می‌کوشد از خود در رفتار حرفه‌ای‌اش نشان دهد نیز تطابق ندارد. آیا لازم به یادآوری است که تعدادی از پربیننده‌ترین وبلاگ‌های بلاگفا متعلق به دوستانی است که مثل خود من از استاد شجریان و موسیقی ایرانی می‌نویسند؟

۲- از بلاگفا که بگذریم، من واقعاً نمی‌دانم از تعجب چه باید بگویم وقتی که روی تبلیغ کلیک می‌کنم و وارد فروشگاه اینترنتی‌ای می‌شوم که محصولات‌اش را از طریق شرکت پست می‌فروشد. حتماً شما هم دیده‌اید و به تازگی هم مد شده است که کسانی‌که نه فروشگاهی دارند و نه اسمی و رسمی،‌ یک قرارداد با پست امضاء می‌کنند و اقدام به دریافت سفارش می‌کنند و سپس شما سفارش را درب منزل تحویل می‌گیرید و پول آن را به متصدی پست تحویل می‌دهید.

واقعاً باید برای پست افسوس خورد که اقدام به توزیع و کمک به فروش چنین سی‌دی‌ها و مجموعه‌هایی می‌کند. سیاست‌های شرکت پست برای عقد قرار داد با مشتریان چیست؟ سیاست‌های این شرکت در پذیرش یا رد توزیع محموله‌ها چیست؟ واقعاً وقتی شرکت پست که خود بخشی از دولت است در چنین پروِژه‌هایی همکار است، می‌توان انتظار بهبودی داشت؟ به قول حافظ می‌توان «بوی بهبود ز اوضاع جهان» شنید؟

۳- تا زمانی‌که چنین وضعیتی در دنیای هنر و به خصوص موسیقی ما وجود دارد، تعداد زیادی از این آلبوم‌ها و آثار به دست کسانی می‌رسد که نباید برسد. به دیگر بیان، بسیاری از کسانی که اصلاً نه ساز و آواز ایرانی را دوست دارند و استاد شجریان را می‌شناسند،‌ صرفاً به خاطر قیمت پایین چنین مجموعه‌هایی و عناوین وسوسه‌کننده‌ی آن‌ها (آیا این وسوسه‌کننده نیست که شما 38 آلبوم و 2 کنسرت را 5000 تومان بخرید؟ حالا هر چی که باشد؟) اقدام به خرید می‌کنند و بعد از مدتی آن‌را در گوشه‌ای از اتاق‌شان رها می‌کنند. وجود چنین جریان‌هایی هرچه بیشتر به مظلوم ماندن موسیقی ایران و بگذارید ساده بگویم، فحش خوردن آن، کمک می‌کنند،‌ زیرا این آثار را به دست کسانی می‌رسانند که در صورتی که قیمت اصلی آثار روی آن‌ها بود، هرگز اقدام به خرید نمی‌کردند.

۴- این اقدامات ناجوانمردانه پیش از این در مورد آلبوم‌های صوتی وجود داشت که گویا هجمه‌ی این هجوم دل‌خراش قرار است کم‌کم به آلبوم‌های تصویری و کنسرت‌ها هم برسد. و این واقعاً ناجوانمردانه است.

۵- متأسفانه باید گفت که گرچه مسئولان محترم به‌طورکلی نسبت به «حق تکثیر» یا The right of copy بی‌تفاوت هستند، اما مدتی‌ست که حساسیت‌ها در زمینه‌ی سینما شروع شده است و تعدادی انیمیشین آموزشی و کارهای فرهنگی انجام گرفته است و در سینماها، کلوپ‌ها و اتوبوس‌های بین‌شهری فیلم‌های هشداردهنده و آگاهی‌دهنده‌ی زیادی تولید شده است و البته در این میان تحصن و اعتراض خود سینماگران هم بی‌تأثیر نبوده است، اما با کمال تأسف چنین حساسیتی از سوی مسئولان هنوز در حوزه‌ی موسیقی به‌هیچ وجه وجود ندارد و خدا نکند که این عدم وجود به خاطر نوع نگاه‌ها و برداشت‌ها نسبت به موسیقی باشد. امیدواریم که در این عرصه نیز هر چه زودتر حساسیت‌ها ایجاد شود و از پایمان شدن حقوق هنرمندان واقعی جلوگیری گردد.

۶- پیشنهاد شما برای جلوگیری از چنین کارهایی چیست؟ ‌آن هم در شرایطی که ما در کشور خود عملاً‌ قانون اجرایی خوبی برای این امر نداریم،‌ فرهنگ درستی در مورد حق تکثیر نداریم و حتی بسیاری معتقد هستند که با تکثیر غیرقانونی در واقع به‌رواج هنر کمک می‌کنند، و مباحثی از این دست؟ آیا امیدی هست که ما به نقطه‌ی درخشانی در زمینه‌ی قانون تکثیر و نسخه‌برداری برسیم؟

http://shajarianfans.com/post/222.aspx


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
علیزاده: دل همه‌ی هنرمندان پردرد است

 

علیزاده: دل همه‌ی هنرمندان پردرد است

حسین علیزاده که آهنگ‌سازی نمایش مهمان‌سرای دو دنیا را برعهده دارد در ابتدای نشست مشترک با خبرنگاران گفت: «من برای تئاتر موسیقی می‌سازم و دوست داشتم آقای سلیمی یک نمایش ایرانی را اجرا کند و من موسیقی آن را بسازم. با این حال نمایش‌نامه‌‌ خارجی بود و موسیقی آن‌را ساختم.»

وی ادامه داد: «همیشه موسیقی ایرانی را هم‌تراز با جامعه‌ی خودم سوژه‌یابی می‌کنم و بسیاری فکر می‌کنند که من یک موزیسین سنتی هستم، درحالی‌که این‌چنین نیست و صرف این‌که برای متون ایرانی موسیقی بسازم، هم این‌گونه نخواهد بود.»

وی یادآور شد: «هنگامی‌که سهراب سلیمی درباره‌ی این نمایش با من صحبت کرد، جذب نمایش‌نامه شدم و برای‌ام تأثیرگذار بود و ای کاش می‌توانستیم بحث عرفان را به‌راحتی و بدون شعارزدگی در نمایش‌های ایرانی نیز بیان کنیم.»
 
سهراب سلیمی درباره‌ی شکل‌گیری این همکاری نیز گفت: «همیشه نگاه‌ام را نسبت به سوژه‌ها به صورت شفاف بیان کرده‌ام و در طول این سال‌ها که با حسین علیزاده دوست بوده‌ام، علاقه داشتم تا یک همکاری با وی داشته باشم و برای این همکاری پله‌پله تلاش کرده‌ام. من از علیزاده خواستم که متن مهمان‌سرای دو دنیا را بخواند و او نیز قبول کرد. اگر از اسم «امانوئل اشمیت» فاکتور بگیرم این نمایش قصه انسان‌هایی است که دغدغه‌ی آن‌ها عشق است و همین عشق پیوندی میان من و علیزاده به وجود آورد.»

وی در ادامه تأکید کرد: «نام حسین علیزاده به عنوان یک هنرمند بزرگ جای خود را دارد. می‌دانستم چیزی که از این همکاری می‌خواستم، توانستم از آن نتیجه بگیرم.»

علیزاده نیز در ادامه بیان داشت: «من هر چیزی را که به آن نگاه می‌کنم تبدیل به صدا می‌شود وقتی متنی خوانده می‌شود، صدا و صوت از آن بیرون می‌آید و اگر خود را به آن بسپارم، آن صدا مشخص می‌شود. گاهی متنی را می‌خوانم اما با آن ارتباط برقرار نمی‌کنم اما این متن من را به خود جذب کرده است.»
 
حسین علیزاده درباره‌ی چگونگی ساخت موسیقی نمایش «مهمان‌سرای دو دنیا» نیز گفت: «من هنگامی‌که متن را خواندم هنوز تئاتر آن مراحل آخر را طی نکرده بود و قرار شد که با‌ آقای سلیمی صحبت کنم تا ببینیم در کجاهای نمایش می‌توان موسیقی را ساخت. در این مدت یک‌بار سر تمرین‌ها نبوده‌ام اما با مراوده و هم‌فکری سلیمی موسیقی را ساختم.»

وی در ادامه یادآور شد: «در سینما اینگونه است که موسیقی از قبل ساخته می‌شود و بعد کار کارگردان شروع شده و همه چیز بر اساس موسیقی ساخته خواهد شد. در نمایش نیز متن را خواندم و این مراوده فکری بود که باعث ساخت موسیقی شد. هنگامی‌که موسیقی ساخته می‌شود همه میزانسن‌ها بر عهده کارگردان است.»

وی افزود: «در تئاتر همیشه این‌گونه نیست که اوّل موسیقی ساخته شود و بعد نمایش کارگردانی شود و گاهی ممکن است موسیقی بر اساس کارگردانی تئاتر ساخته شود.»

وی در ادامه درباره‌ی موسیقی و آهنگ اوّل نمایش گفت: «اگر میزانسن‌ها با آهنگ مناسب نباشد ضعف در تطبیق آن‌ها بوده. من هنگامی‌که نمایش را دیدم احساس کردم که موسیقی اوّل نمایش باید کوتاه شود چراکه این موسیقی قرار است انتظار را ایجاد کند اما در نمایش این انتظار بیش از حد می‌شد و من این موضوع را به آقای سلیمی گفتم.»

وی سپس به همکاری و مشاوره گروهی اشاره کرد و گفت: «برای اهل هنر زندگی کردن با یک‌دیگر و با هم مهم است و یک کار جمعی، یک زندگی جمعی را می‌خواهد و هنگامی که گروه در کنار یکدیگر کار می‌کنند باید به لحاظ مادی و معنوی تأمین شده باشند.»

وی در ادامه گفت: «این تئاتر اجرا می‌شود اما وجود خارجی ندارد. اعتقاد دارم تئاتر در یک خفقانی اجرا می‌شود که در خارج از آن مجموعه هیچ بازتابی ندارد. متأسفانه ما دیالوگ هنری نداریم و اگر هم داشته باشیم کلیشه‌ای است.»

علیزاده در ادامه سخنان خود به فعالیت‌اش بعد از پیروزی انقلاب اشاره کرد و گفت: «من در سال‌های بعد از انقلاب، در زمینه موسیقی فیلم فعال شدم و بسیاری از ایده‌های موسیقی‌ام از سینما بوده است. سینما یک راه به راه‌هایم اضافه کرد که در موسیقی به دنبال صداهایی بروم و کار کنم. اگر برای تولید یک اثر وقت کافی باشد با مراوده و مشاوره‌ی کارگردان، بازیگران و دیگر عوامل می‌توان نمایش را ساخت.»

بر اساس این گزارش، سهراب سلیمی بعد از صحبت‌های علیزاده گفت: «زمان موسیقی اول نمایش را به این دلیل طولانی کردم چراکه تماشاگران با آمدن در سالن هنوز در حال قدم زدن و گفت‌وگو هستند و گفتم شاید با این کار همه ملزم به نشستن و سکوت خواهند شد و نمایش را می‌بینند. اگر من از موسیقی شناختی ندارم به خاطر ضعف آموزش در دوره‌ی دانشجویی بوده اما سعی کرد‌ه‌ام در کلاس‌های علیزاده آماده و کاری بیاموزم. در تئاتر امروز نمی‌توان از اصول که از قبل در ذهن بوده وارد شد و هیچ‌گاه در کارگردانی نمایش اجازه نمی‌دهم که کوچک‌ترین تخطی در قاب‌بندی‌ها ایجاد شود.»

وی هم‌چنین به اهمیت موسیقی تئاتر اشاره کرد و گفت: «ما همیشه موسیقی تئاتر را دستِ‌کم گرفته‌ایم. جایگاه موسیقی تئاتر بالقوه است و ما کمتر از آن اطلاع داریم.»

در پایان نیز علیزاده درباره صحبت‌های سلیمی گفت: «مطمئن‌ام هیچ چیزی در زندگی این‌قدر جدّی نیست که سلیمی با آن جدی برخورد می‌کند. بهتر است در این میان از چیزهای خوش‌مزه بگوییم. ما همیشه سختی‌‌ها را از صبح‌ تا شب می‌بینیم و در مورد آن صحبت می کنیم و حال لازم نیست در این جلسه نیز از همین سختی‌ها بگوییم.»

وی ادامه داد: «هنگامی که همه چیز را راحت بگیریم همه چیز خوب اتفاق می‌افتد. دل همه هنرمندان پردرد است به من هم هنگامی که کار را دادند با دست دیگرم از آن دفاع کردم. هنرهای با ارزش و آثار با ارزش زندگی آن چیزی را که در روزمرگی نیست به ما می‌بخشد معتقدم کارگردانی که کاری اجرا می‌کند باید روح‌اش راحت شود چراکه آن‌چراکه می‌خواسته روی صحنه برده است.»

وی گفت: «نباید همه چیز تبدیل به عادت شود که ما همیشه ناراضی باشیم و یا این که خودخوری کنیم.»

منبع:
خبرگزاری‌های فارس و ایسنا


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
کنسرت استاد شجریان، سال آینده در تهران
 

کنسرت استاد شجریان، سال آینده در تهران

مجید درخشانی، نوازنده‌ی تار و سرپرست گروه موسیقی «شهناز» از برگزاری کنسرت شجریان به‌همراه این گروه، سال آینده در تهران خبر داد. درخشانی می‌گوید: «بعد از اجرا در تهران، گروه شهناز تمرینات خود را برای اجرای جدید سال آینده آماده می‌کند.»

وی در خصوص چگونگی این اجرا می‌افزاید: «تاکنون تنها بخش اول کنسرت که در بیات اصفهان است، مشخص شده و قرار است در این کنسرت قطعاتی از ساخته‌های من را به‌همراه چند تصنیف از آقای شجریان و همچنین چند قطعه از ساخته‌های اعضای گروه، اجرا کنیم. در حال حاضر، بخش اول را تمرین خواهیم کرد تا قطعات و نحوه‌ی اجرای بخش دوم را هم انتخاب کنیم.»

درخشانی در خاتمه خاطرنشان کرد که شجریان تا سال آینده در تهران کنسرتی نخواهد داشت.

منبع:
خبرگزاری فارس


[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
جایزه‌ی پیکاسو از زبان استاد شجریان

 

جایزه‌ی پیکاسو از زبان استاد شجریان

موسیقی محمدرضا شجریان زبانی جهانی برای تعامل با ملل و فرهنگ‌ها و جوامع بین‌المللی‌ست

موسیقی شجریان در طول سال‌ها همکاری با هنرمندان موسیقی ایرانی، بارها مورد توجه جوامع بین‌المللی قرار گرفته است که صحبت از آن مجالی مناسب‌تر می‌طلبد. در ادامه، شرح دریافت جایزه‌ی پیکاسو از زبان استاد شجریان و هم‌چنین گفت‌وگویی با استاد پس از برگزاری سومین کنسرت در یونسکو را می‌خوانید...




شرح دریافت جایزه‌ی پیکاسو از زبان استاد

اوایل شهریور بود که آقای احسان نراقی از پاریس به من تلفن کردند و گفتند یونسکو شما را نامزد دریافت نشان پیکاسو کرده است و به‌همین منظور باید ۲۰ سپتامبر در برنامه‌یی که در یونسکو برگزار خواهد شد، شرکت کنید. چند روز بعد از آن هم آقای پروفسور صادقی، جراح قلب مقیم سوئیس با من تماس گرفت و این خبر را به من داد و در ضمن گفت: «شما که قصد دارید به پاریس بیایید، چون هم‌زمان با بزرگ‌داشت خیام، به‌عنوان منجّم، ریاضی‌دان وشاعر از سوی یونسکوست و من هم قرار است درباره‌ی مقام شاعری خیّام و رباعیات او صحبتی کنم، بسیار مناسب خواهد بود که کنسرتی به‌همین مناسبت در یونسکو برگزار کنید.»

به‌هر حال من هم پس از صحبت با اعضای گروه «آوا» و جلب موافقت آنان، پذیرفتم تا برنامه‌یی را به‌همین مناسبت در مقرّ یونسکو برگزار کنیم. در روز موعود هم آقای فدریکو مایور، دبیر کل یونسکو به‌روی صحنه آمدند و ضمن قرائت متن لوح، طیّ مراسمی نشان هنر پیکاسو را در حضور ایرانیان و خارجیان حاضر در سالن، به من دادند.

اصل متن به فرانسوی بود که‌ترجمه‌ی آن این است: «سازمان‌تربیتی و فرهنگی و علمی ملل متحد (یونسکو) به‌پاس تلاش‌های محمّدرضا شجریان در جهت موسیقی کلاسیک ایرانی و اشاعه‌ی آن به‌عنوان عامل گفت‌وگوی فرهنگ‌ها نشان مطلّای پیکاسو را به وی اعطا می‌کند.» جالب است بدانید این نشان به‌شکل بیضی‌ست و منحصراً برای یک هنرمند ساخته می‌شود و سازنده‌ی آن که یک اسپانیایی‌ست آن‌را به‌شکل چشم پیکاسو توضیح داده است: «چون چشم پیکاسو، دنیا را به‌شکل متفاوتی می‌نگریست.»

در پاسخ به صحبت‌های آقای مایور، من هم متقابلاً از ایشان و سازمان یونسکو سپاس‌گزاری کردم و گفتم: «از شما سپاس‌گزارم که معنویّت و فرهنگ کهن ایران‌زمین را شایسته‌ی دریافت نشان پیکاسو دانسته‌اید و بنده را به نمایندگی از هنرمندان و کسانی‌که برای فرهنگ ایران خدمت کرده‌اند، برگزیده‌اید. این نشان به من تعلّق ندارد بلکه نشان قدردانی از هنر، معنویّت و تمام استعدادهای ایرانی‌ست و من به نیابت از تمام صاحب‌هنران ایرانی، از شما تشکّر می‌کنم.» به‌هر حال ما هرچه داریم از اساتید و مردم خوب‌مان داریم و من به نمایندگی از آنان، این نشان را دریافت کردم. پس از آن هم کنسرتی را در ماهور و افشاری اجرا کردیم که بخش عمده‌ی آن مبتنی بر رباعیّات خیّام بود که با استقبال حاضران مواجه شد.

مراسم اهدای نشان پیکاسو به استاد شجریان - سال 1378
کنسرت استاد شجریان و گروه آوا در یونسکو، پس از اهدای نشان پیکاسو به استاد شجریان

این نشان هر چهار سال یک‌بار به هنرمند یا شخصیّتی که فعّالیت فرهنگی جهانی دارد و کارش از اصالت و خصوصیتی برخوردار است، اهدا می‌شود؛ «یهودی منوهین» موسیقی‌دان بزرگ و «نصرت فتحعلی‌خان» خواننده‌ی پاکستانی از جمله اشخاصی هستند که این نشان را دریافت کرده‌اند. «نصرت فتحعلی‌خان» که متأسفانه دو سال پیش درگذشت، در دوره‌ی قبل این نشان را دریافت کرده بود که دولت پاکستان پس از آن سروصدای زیادی در رسانه‌ها و مطبوعات پاکستان به‌راه انداخت. حتّا بعضی از رؤسای جمهوری که فعّالیت فرهنگی و هنری شاخصی در جهان انجام داده‌اند، این نشان را دریافت کرده‌اند. به‌هر حال، این نشان برای هر هنرمندی از نظر هنری و معنوی بسیار ارزشمند است چراکه بالاترین نشان فرهنگی بین‌المللی‌ست که از سوی یونسکو به هنرمندان جهان اهدا می‌شود.

آن‌چه که بیش از همه برای من خوشحال‌کننده است، آن است که، عدّه‌یی اهل دل به صدای من گوش می‌دهند و از آن لذّت می‌برند، و همین، بالاترین سعادت من است. وقتی می‌بینم که پس از سال‌ها زحمت و خدمت برای هنر این سرزمین، گروهی پیدا می‌شوند تا قدشناسی کنند، خستگی‌ام برطرف می‌شود. حال این موضوع از سوی سازمان بین‌المللی باشد یا مردمی که با تحمّل زحمات و مشکلات فراوان به کنسرت‌ها می‌آیند تا از آن استفاده کنند. تمام این‌ها موجبات خوشحالی مرا فراهم می‌کند.

گفت‌وگویی با استاد شجریان پس از سومین کنسرت در یونسکو

یک شب به‌یادماندنی دیگر در یونسکو با آواز شما و موسیقی استادانی که شما را همراهی می‌کردند پدید آمد. می‌خواستم در ابتدا بپرسم این چندمین‌ باری‌ست که شما روی صحنه‌ی یونسکو در این سال‌ها آواز می‌خوانید؟

محمدرضا شجریان: این سومین بار است. یک‌بار در سال ۱۹۹۹ بود که من برای دریافت جایزه‌ی پیکاسو آمده بودم و تقریباً سه‌ربع برنامه اجرا کردیم. رئیس یونسکو هم بودند. نخستین بار همان سال ۱۹۹۹ بود و بار دوم هم سه‌‌سال قبل بود و امشب هم سال سوم است.

درباره‌ی برنامه‌ی امشب چه نظری دارید؟

محمدرضا شجریان: برنامه‌‌ی بسیار خوبی بود و شب تودیع یکی از فرزندان فرهنگی ایران زمین بود که وی سابقه‌ی بسیار خوبی در فعالیت‌های فرهنگی دارد و سال‌هاست که من ایشان را می‌شناسم. بر خودم واجب می‌دانستم که در شب تودیع ایشان شرکت کنم؛ به‌خاطر خدمات فرهنگی که به فرهنگ ایران کرده و به شناسایی ایران. من به‌پاس این خدمت ایشان گفتم که امشب می‌آیم تا در این تودیع شرکت کنم.


اکنون فرانسوی‌ها، به‌ویژه اروپایی‌ها، علاقه‌ی زیادی پیدا کرده‌اند به موسیقی سنتی ایران. شما فکر می‌کنید چرا؟


محمدرضا شجریان: موسیقی ما اگر خوب و به‌جا ارائه بشود، حرفی برای زدن دارد. برای کسانی که واقعاً گوش شنوایی دارند برای شنیدن موسیقی‌های جهان، موسیقی ما خیلی چیزها دارد که آن‌ها را جلب می‌کند و ما مطمئن‌ایم که اگر کارمان را خوب ارائه بکنیم، می‌توانیم شنوندگان جهانی را هم به خود متوجه کنیم.

در کنسرت قبلی شما در تئاتر شهر، دیدم که روزنامه‌نگاران فرانسوی نوشته‌اند که آوازهای شما شنوندگان فرانسوی را،‌ اگر بشود گفت، به نوعی مدیتیشن می‌برند. خودتان هم همین‌طور فکر می‌کنید؟

محمدرضا شجریان: تقریباً همین‌گونه است، چون آوازهایی که من دارم به شنونده تمرکز می‌دهد. یعنی من این آواز را می‌خوانم که به فکر وادارم. مدیتیشن هم همین را می‌خواهد که انسان با خودش فکر بکند و کانون‌مند بشود.

الان چندمین سال آوازخوانی شماست؟

محمدرضا شجریان: آوازخوانی من. شاید بگویم،‌ من از ۱۳، ۱۴ سالگی آواز خوانده‌ام، یعنی نزدیک به پنجاه‌و‌سه‌چهار سال است که آواز می‌خوانم. اما به‌طور رسمی که در رادیو ایران شروع کردم ۴۵ سال است. 

الان هم پسرتان با شما در گروه همراهی می‌کند. خودتان چه نظری دارید درباره‌ی همایون؟

محمدرضا شجریان: من خیلی امیدوارم که جای خوبی باز کند در میان خوانندگان، یعنی می‌شود به او امیدوار بود که بتواند آواز ما را نگه دارد و نگذارد به فراموشی سپرده شود. به‌هرحال او که تمبک را از ۴، ۵ سالگی زده و از ۱۲، ۱۳ سالگی هم که در کلاس‌های خودم شرکت کرده و چندین سال است، الان نزدیک شاید ۱۶، ۱۷ سال هست که با من روی صحنه برنامه اجرا می‌کند. من آینده‌‌ی خوبی برای‌اش در نظر گرفته‌ام و مطمئن‌ام که خیلی خوب خواهد شد. چون یک موزیسین است، همه‌ی سازها را می‌شناسد، تأثیرات موسیقی دارد و خیلی باهوش است و خیلی زود یاد می‌گیرد، خوب گوش می‌کند و گوش‌اش خیلی قوی‌ست. یعنی همه‌ی ویژگی‌هایی که یک خواننده و یک موزیسین باید داشته باشد را دارد و از این جهت،‌ من به او خیلی امیدوارم.

آیا صدای پدر را هم به ارث برده، خودتان که می‌شنوید؟

محمدرضا شجریان: بله، نسبتاً. منتها زمان می‌خواهد که مدام پخته‌تر و بهتر بشود. بله.

می‌شود یکی دو کلمه هم راجع به استادانی که امشب شما را همراهی می‌کردند بفرمایید؟

محمدرضا شجریان: عزیزانی که امشب من خوشحال بودم در کنارشان هستم، آقایان «محمد فیروزی» است که بربت می‌زنند و سال‌های زیادی‌ست با هم همکاری داریم؛‌ «سعید فرج‌پوری» که کمانچه می‌زنند و با ایشان هم سال‌هاست همکاری دارم و هم‌چنین «مجید درخشانی» که با ایشان هم سال‌هاست دوست هستم و برنامه اجرا می‌کنیم. ایشان آهنگ‌ساز هستند و گروهی دارند که این‌بار این افتخار را به من دادند که با من همکاری داشته باشند. فعلاً این نخستین برنامه‌ای بود که من با این گروه داشتم. نام این گروه «آوا»ست. قبلا هم گروه «آوا» بود، منتها افرادش فرق می‌کردند. الآن در این گروه دو نفرشان آقایان «فیروزی» و «فرج‌پوری» هستند و یکی هم همایون است و تنها یک‌نفر اضافه شده که آقای مجید درخشانی‌ست. من خوشحالم که با این گروه بتوانیم کارهای بسیار شایسته‌ای ارائه بدهیم.

قبلاً با آقای حسین علیزاده، کیهان کلهر و پسرتان همایون کار می‌کردید. کارهای جدیدی هم عرضه کردید،‌ از جمله یک‌مقدار شعر نو عرضه شد. چرا این کار ادامه پیدا نکرد؟

محمدرضا شجریان: چرا! ادامه پیدا می‌کند. من با هنرمندان زیادی تا حالا برنامه داشتم و از نظر تنوع کارم همیشه هر چندبار یک‌بار با هنرمندان جدیدی کار می‌کنم و آن برنامه هم ممکن است که در سال‌های آینده دوباره ادامه پیدا بکند و این گروه هم که هستند، یک کارهای دیگری ارائه می‌کنیم که کارها بیشتر جنبه‌ی اصیل کارهای قدیمی دارد. با آقای علیزاده و کلهر هم باز ممکن است کارهای جدیدی ارائه بکنیم.

نسل جوان ایرانی در امروز خیلی به موسیقی علاقه پیدا کرده و به‌طرفش رفته است. خود شما این موضوع را متوجه شده‌اید؟

محمدرضا شجریان: بله. خوشبختانه جوان‌ها، مخصوص در ایران، خیلی به موسیقی خودشان توجه کرده‌اند و هنرمندان جوان بسیار زیادی در سال‌های مختلف داریم که خیلی خوشحال‌کننده است و خیلی بیش از سابق است. این خود نشان‌دهنده‌ این است که مردم به اصالت‌ها و فرهنگ خودشان که زبان موسیقی‌شان است توجّه دارند و فرزندان‌شان را تشویق می‌کنند که این موسیقی را یاد بگیرند. اکنون هنرجویان بسیار زیادی در سرتاسر کشور داریم، چه در تهران چه در شهرستان‌ها، که شناسایی نشده‌اند،‌ ولی این‌ها کارشان را می‌کنند. امیدواریم که دولت به‌فکر بیافتد و راهی باز بکند که این استعدادها شکوفا و معرفی بشوند به جامعه، تا تشویق بشوند و به کارشان ادامه بدهند.

همین مسئله‌ای که فرمودید، فکر می‌کنید واقعاً امکانات به‌حد کافی در اختیار جوان‌ها گذاشته بشود؟

محمدرضا شجریان: من خیلی امیدوار نیستم. امیدوار نیستم که این‌ها توجّهی به این مسائل بکنند. به‌هرحال خود مردم هستند که بایستی فرهنگ‌شان را حفظ کنند.

چرا موسیقی ایران فرضاً مانند موسیقی هند جهانی نشده؟

محمدرضا شجریان: هنرمندان‌مان معرفی نشده‌اند! موسیقی هند به این خاطر خیلی به جهان معرفی شده که با مدیران برنامه‌ی حرفه‌ای کار کرده است‌ ولی موسیقی ما این‌طور نشد. نقش مدیریت بسیار مهم هست،‌ این‌که چگونه معرفی می‌کند، در چه سبکی و برای چه شنونده‌ای معرفی می‌کند. اگر این کار بشود، خیلی خوب ما را خواهند شناخت. من در این ۴، ۵ ساله که با آقایان علیزاده و کلهر بودم، یک مدیر برنامه داشتیم که در آمریکا خیلی خوب کار ما را معرفی می‌کرد. ما آن‌جا توانستیم موسیقی‌مان را بشناسانیم و اکنون شنوندگان زیادی در آمریکا و کانادا داریم، به‌خاطر فعالیتی که ایشان کردند و من معتقدم که یک مدیر برنامه‌ی خوب، مخصوصاً اگر یک خارجی باشد، می‌توانند کار ما را به خوبی معرفی کنند.

پرسش آخر من این است، با توجه به اینکه ما اکنون جوانترین کشور دنیا را داریم، فکر نمی‌کنید موسیقی سنتی باید یک تغییراتی بدهد، از حالت یک‌مقدار حزن و اندوه که در آن هست بیرون بیاید؟

محمدرضا شجریان: ببینید، حزن و اندوه زاییده‌ی تاریخ ماست. زاییده‌ی تاریخ ما، بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایی که سر مردم ما آمده. مردمی که آن‌قدر بدبختی می‌کشند، اغلب نمی‌‌توانند خیلی شاد باشند. همه‌جور حالت‌ها در موسیقی ما هست. از موسیقی رزم، موسیقی بزم، موسیقی عزا، موسیقی شادی و موسیقی‌ای که بشود به آن اندیشید و... و... و... ما همه جور موسیقی داریم. منتها بایستی موقعیت‌اش پیش بیاید و روحیه‌ی مردم ما و روحیه‌ی هنرمندان ما بخواهد که چنین کاری را ارائه بکند. موسیقی سنتی مثل تاریخ می‌ماند، مربوط به یک تاریخ خاصی‌ست. ما علت‌ها را خیلی دنبال نمی‌کنیم. آن‌چه ما دنبال می‌کنیم موسیقی اصیل است، ما بر اساس اصالت‌ها کار می‌کنیم و سنت‌ها. سنت‌های گذشته را به‌حال خودش گذاشتیم باشد. ما بر اساس اصالت‌های خودمان سعی می‌کنیم کارهای تازه و آهنگ‌های جدیدی ارائه بکنیم که اگر هم دقت کرده باشید، دراین چندین ساله به نسبت مثلاً ۴۰ یا ۵۰ سال پیش‌تر، اگر مقایسه بکنید، خیلی فرق کرده است. ۵۰ سال پیش را در نظر بگیریم تا الان، از نظر فرم و ارکسترهایی که داریم. می‌بینیم جوان‌هایی که می‌آیند هر کدام کارهایی می‌کنند که هر چند تازه است و خام،‌ اما نشان‌دهنده‌ی این است که جهش به‌طرف جلو می‌کنند.

برنامه‌های آینده‌ی شما در کجا خواهد بود و به چه صورت؟

محمدرضا شجریان: با همین گروه حدوداً ما از ماه می به بعد چند کنسرت در اروپا خواهیم داشت. حدود ۱۰، ۱۲ کنسرت در کشورهای اروپایی خواهیم داشت. همین‌طور در استرالیا و احتمالاً در ایران هم ممکن است بتوانیم کنسرت‌هایمان را ادامه بدهیم، اگر بتوانیم سالن خوبی پیدا کنیم.

منابع:
کتاب هزار گلخانه‌ی آواز (به‌کوشش کاظم مطلق، مهدی عابدینی)
گفت‌وگو: رادیو زمانه با ویرایش
شجریانی‌ها


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
JavaScript Codes
Check Page Rank of any web site pages instantly:
This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service