تبليغاتX
 زنده در یاد
زنده در یاد
نکوداشت بزرگان موسیقی ایران زمین با نگاهی ویژه به جایگاه استاد شجریان
زنده در یاد
خانه | آرشيو | ايميل


اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ...
در هنر می شود نوای هستی را شنید
معراج در این عرصه روی می دهد :
پروازی به فرازستان معنا !

"محمدرضاشجریان"

------------------------

ماهنرمندان تمام عمر زير پروژكتور نگاه زندگي مي كنيم . الآن به خود مي گويم : آيا مي شود جايي بروم كه كسي مرا نشناسد ، آزاد باشم ، روي چمن بنشينم ، دراز بكشم و كسي چشم به من ندوخته باشد. من مي خواهم براي خودم زندگي كنم ، اما نمي شود . گاهي آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ، چون ديگر نمي تواند خودش را پيدا كند ، اينهاست كه بين هنرمند و مردم فاصله ايجاد مي كند. هنرمند حس مي كند كه از لحاظ عاطفي نمي تواند جوابگوي مردم باشد...واقعا آدم دلش براي خودش تنگ مي شود ...آنچه كه بيش از همه براي من خوشحال كننده است ، آن است كه عده يي اهل دل به صداي من گوش مي كنند و از آن لذت مي برند و همين، بالاترين سعادت من است. وقتي مي بينم كه پس از سال ها زحمت و خدمت براي هنر اين سرزمين، گروهي پيدا ميشوند تا قدرشناسي كنند، خستگي ام بر طرف مي شود...از من انتظار مي رور كه توليد هنري در عالي ترين سطح داشته باشم ، شاگرد تربيت کنم ، مرتبا كنسرت برگزار كنم، ودر موسيقي ايراني پدري كنم ، واقعا از عهده ي يك نفر بر نمي آيد...من با مردم زندگي مي كنم وبا آنها درد مشترك دارم ، براي همين است كه مي دانم چه مي خواهند...
"استاد محمد رضا شجريان"

×××××××××××××××××


امکانات و ابزارها نوشته هاي پيشين
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته سوم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
لينکدوني

به ياد مشكاتيان
دریچه نیمه باز
باران و باد
گريزي بر موسيقي اصيل ايراني
بازگشت به سوی او
حکایت دل
راميان دات كام
روان شناسی روابط
نكته هايي از قرآن کریم
وب‌گل
دانلود ترانه های خاطره انگیز قدیمی
عاشقانه ترین 7 فیلم تاریخ
شیطونک
رابطه پنهان
ک. پ:تنها گناه من دروغ نگفتنه و بس...!
موسيقي ما
لينك باكس
بدو بازی
شاه بیت آواز ایرانی: استاد ایرج
من ایرانیم ....غرب هرگز
ایران میهن من
وعشق صدای فاصله هاست
جاویدان هنر
عکسهای ایرانی . مسعود شرقی
همایون شجریان
ghazi خبری - ورزشی
شاهگل
داستانسرا
سعدی و مولانا
گلزار سخن کرمانشاهان
ترانه هاي كودكان
همكنون
به منزل شخصی amoo خوش آمديد
شاه گل
سهیل پرنده
زنگهای موبایل از موسیقی ایرانی
زنده رود
استاد شجريان (سر عشق)
خدا و عشق
پهلوان خورشید
موسیقی ملی ایران
محمد رضا شجریان استاد آواز ایران
بزرگان موسيقي ايراني
کلکسیون موسیقی اصیل ایرانی
dj30ma.blogfa
عاشقان فیزیک دانشگاه پیام نور دامغان
دلشدگان
چکاد
استاد پرویز یا حقی
استاد گلپایگانی
بزرگان موسیقی ایران
طبقه بندي موضوعي
اخبار
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
]
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
درباره ساخت ساز‌هاي جديد براي اركستر‌ها

 

درباره ساخت ساز‌هاي جديد براي اركستر‌ها

آهنگسازان ايراني براي خارج كردن موسيقي خاص ايرانيان از زير سايه لقب «سنتي» در اين سال‌ها دست به تجربيات گرانبهايي زده‌اند تا اين موسيقي هرچه بيشتر «معاصر» باشد اما هر چقدر در حوزه طراحي صدا به‌سوي مرز‌هاي تجربه نشده حركت كرده‌ايم، در حوزه ساخت ساز‌هاي جديد چنان‌كه بايد نبوده‌ايم



يكي از دلايل دامنه نه‌چندان متنوع موسيقي ايراني را مي‌توان در محدوديت دامنه صوتي اركستر ايراني جستجو كرد؛ چنانچه سال‌هاست كه آهنگسازان ايراني به كمبود صدا‌هاي باس و بم در اركسترهاي ايراني اشاره كرده‌اند. اين محدوديت صوتي باعث مي‌شود كه دست آهنگساز براي رفتن به سوي مرز‌هاي جديد بسته باشد و دايره خلاقیت هرچه تنگ‌تر. براي نمونه توجه داشته باشيد كه تجربيات زيادي در حوزه موسيقي دراماتيك در قالب موسيقي خاص ايراني انجام نشده است. دليل آن را هم نمي‌توان تنها به كم‌كاري هنرمند و آهنگساز نسبت داد. نكته اينجاست كه اركستر ايراني با توانايي‌هاي فعلي خود امكان تصوير يا توصيف بعضي از احساسات و احوالات انسان امروز را ندارد. وقتي پاي موسيقي دراماتيك به ميان مي‌آيد - چه از نوع موسيقي فيلم، چه تئاتر، چه اپرا و چه موسيقي صرف كه دغدغه شخصيت‌پردازي و دراماتيك بودن دارد- به‌خاطر تنوع حس‌هايي كه ممكن است در يك اثر دراماتيك وجود داشته باشد موسيقي ايراني دست خود را در مقابل بعضي از اين حس‌ها و احوالات بسته مي‌بيند. كنسرت‌هاي امسال نشان مي‌داد كه بسياري از آهنگسازان و گروه‌هاي موسيقي اين ضعف را دريافته‌اند و به همين دليل شاهد رونمايي از ساز‌هاي جديد در اركستر‌هاي ايراني بوديم. در كنسرت گروه اشتياق به آهنگسازي علي قمصري و خوانندگي عليرضا قرباني، ساز «كمانچه باس» مورد استفاده قرار گرفت. (اين ساز سال‌ها قبل توسط استاد قنبري طراحي شده بود اما گويا در كنسرت گروه اشتياق ساز طراحي شده فرد ديگري مورد استفاده قرار گرفت). در كنسرت محمدرضا شجريان و گروه شهناز از دو ساز «صراحي» و «بم‌ساز» رونمايي شد كه به خصوص بم‌ساز مي‌تواند نقش مهمي در اركستر‌هاي ايراني به عهده بگيرد. اين ساز در كنسرت گروه شهناز به شكل تك‌نوازي مورد استفاده قرار گرفت اما در صورتي كه شكل تكامل‌يافته‌تري به خود بگيرد مي‌توان نقش مهمي در اركستر‌هاي ايراني به عهده بگيرد (خود محمدرضا شجريان نيز اشاره كرده باتوجه به طول بيشتر زمان حيات صدا‌هاي بم در فضا، مي‌توان پدالی براي اين ساز طراحي كرد كه نوازنده و آهنگساز كنترل بيشتري روي صداي اين ساز داشته باشند). در كنسرت گروه دستان نيز پژمان حدادي از دايره‌هاي كوك‌شونده استفاده كرد. اين دايره‌ها كه چند سال است در تركيب ساز‌هاي كوبه‌اي ‌گروه «دستان» مورد استفاده قرار مي‌گيرد در بعضي از موارد مي‌توانند صداي بم‌تري نسبت به تنبك، دف و كوزه توليد كنند. در اين كنسرت‌ها به وضوح مي‌شد تشخيص داد كه اين ساز‌هاي جديد چقدر در توليد صدا‌هاي جديد و رفتن آهنگسازان به‌سوي ايده‌هاي تازه‌تر نقش داشته‌اند. برخلاف آنكه از موسيقي خاص ايراني تحت عنوان موسيقي سنتي ياد مي‌كنيم اين موسيقي هيچگاه از پس‌زمينه سنتي شفافي برخوردار نبوده است. تعداد رساله‌هاي به‌جا مانده در حوزه موسيقي قبل از قاجار به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسد. تكوين موسيقي قاجاري هم تقريباً همزمان بوده است با حضور موسيقي غربي در ايران. يعني سنت‌هاي موسيقايي ايراني را نمي‌توان هموزن و معادل با سنت‌هاي ادبي، براي مثال در حوزه شعر قلمداد كرد. شايد هم به‌خاطر فقدان اين سنت‌هاست كه تحولات در موسيقي ايراني كم‌وزن‌تر و كمرنگ‌تر از تحولات در ادبيات و شعر ايراني بوده است. شايد وجود اين سنت‌ها باعث مي‌شد كه آهنگسازان ما با آرامش بيشتر به‌سوي مرز‌هاي تجربه نشده حركت كنند اما عدم وجود يك تاريخ موسيقايي شفاف باعث شده كه آهنگسازان معاصر ما بيشتر به دنبال تعريف و اثبات هويت خود باشند. به‌هرحال به‌نظر مي‌آيد كه محدوديت دامنه صوتي اركستر‌هاي ايراني اين روز‌ها به يكي از دغدغه‌هاي آهنگسازان ايراني تبديل شده است. نكته اينجاست كه جهان صوتي هر آهنگسازي از يك بخش ورودي صدا و يك خروجي صدا تشكيل شده است. صدا‌هاي پيرامون آهنگساز ايراني فعال در حوزه موسيقي خاص و صرف ايراني را نمي‌توان با امكانات فعلي اركستر ايراني به‌طور كامل به موسيقي ترجمه كرد. به همين خاطر است كه گاهي احساس مي‌كنيم اين موسيقي از معاصر خود با فاصله ايستاده است. اضافه شدن ساز‌هاي جديد به اركستر موسيقي ايراني باعث خواهد شد كه ورودي و خروجي جهان صوتي آهنگساز به يكديگر نزديك‌تر شوند. اما نكته اصلي اينجاست كه از اين ساز‌هاي جديد نمي‌توان توقع داشت صدايي را توليد كنند كه ويژه و منحصر باشد آن‌گونه كه صداي ني‌، كمانچه، سه‌تار و... صرفاً ايراني است و در اركستر و ساز‌هاي فرهنگ‌هاي ديگر نمي‌توان آن را جستجو كرد (فرهنگ‌های هم‌ریشه همسایه را نمی‌گویم). در زمان پيدايش اين ساز‌ها جهان صوتي يك ايراني از استقلال و ويژگي‌هاي منحصر بيشتري برخوردار بوده است در نتيجه وسيله توليد صداي اين فرهنگ هم بسيار خاص و منحصر بوده است. اما امروز در پيرامون خود، به صداي جاري در يك خيابان گوش كنيد آنچه مي‌شنويد در نيويورك، پاريس، توكيو و... هم قابل شنيدن است پس ساز طراحي شده در اين روز‌گار هم مي‌تواند به همين ميزان صدايي همگاني‌تر توليد كند.      منبع : فرهنگ آشتي

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
كدام ترانه یادت هست؟

 

كدام ترانه یادت هست؟

 امروز با کودکی سال‌ها فاصله دارم اما دفتر خاطرات کودکانه‌ام، در یاد و خاطرم همچنان باز است و مرور آنها شور کودکی را در وجودم زنده می‌کند. هرگاه که بخواهم لالایی‌ها، ترانه‌ها و اشعاری که آن روزها شنیده و یا از برکرده‌ام در گوشم نجوا می‌کند و در این روزگار پرهیاهو، آرامشی را که دیگر هیچ کجا نشانی از آن پیدا نمی‌شود برایم به ارمغان می‌آورند



شاید اولین و ساده‌ترین شعری که هر کودکی یادمی‌گیرد همان «یه توپ دارم قلقلیه» معروف و دیرآشنا باشد که هیچکس هم نمی‌داند کی، کجا و توسط کدام شاعر سروده شده است. اما این شعر به قدری ساده و روان و کودکانه است که با وجود هزاران هزار بار شنیده شدن، باز هم از زبان هر کودکی، زیبایی و شیرینی دیگری پیدا می‌کند. بسیاری از اشعار هستند که انگار هیچوقت کهنه نمی‌شوند و هرچه بر عمرشان افزوده می‌شود، ماندگارتر می‌شوند و گاه بهانه سروده شدن اشعار دیگری نیز می‌شوند. مثل قالی کرمان که هرچه پا می‌خورد، زیباتر و قیمتی‌تر می‌شود. بی‌شک کلمات این اشعار از دل برآمده‌اند که همچنان بر دل می‌نشینند، وگرنه تا به حال باید با گذشت زمان و بیشتر و بیشتر شدن اشعار کودکانه، از یاد و خاطره‌ها محو و به دست فراموشی سپرده می‌شدند. چنین اشعاری در ذهن سراینده آن همچون چشمه‌ای می‌جوشد و راه خود را در دل خاک و سنگ باز می‌کند و پیش می‌رود. اغلب اشعاری که از جوشش ذوق و قریحه شاعر پدید می‌آیند، ماندگارتر و دلنشین‌تر از اشعاری می‌شوند که شاعر می‌کوشد تا آنها را بسراید.
امروزه استفاده از شعر و موسیقی در برنامه‌های مخصوص کودکان رشد چشمگیری داشته و جایگاه ویژه‌ای هم پیدا کرده است. تجربه هم نشان داده چنین برنامه‌هایی، پرمخاطب‌تر، جذاب‌تر و تاثیرگذارتر از سایر برنامه‌ها هستند. بسیاری از برنامه‌ها و برنامه‌سازان در این راه موفق بوده‌اند و بعضی هم نه. شعر و کلام آهنگین همیشه دلنشین بوده و هست، اما استفاده درست و بجا از آن هم، مقوله بسیار مهمی است.
هر روز شعرهای بسیاری سروده می‌شود و موسیقی‌های بسیاری هم برای آنها ساخته می‌شود اما چه تعداد از این ترانه‌ها واقعا کودکانه هستند؟ چه تعداد از آنها ماندگار و دوست‌داشتنی می‌شوند؟ هر کودکی چند تا از این ترانه‌ها را به خاطر می‌سپارد و به زبان کودکانه خود می‌خواند؟ بار آموزشی و عاطفی‌ این ترانه‌ها چقدر است؟ و ... تازه همه این چراها، در مورد آن دسته از ترانه‌هایی است که شعرهایشان، شعر هستند نه کلمات و واژه‌هایی که به ضرب موسیقی آهنگین شده و به‌خورد کودکان داده می‌شوند.
بعضی تصور می‌کنند که کار برای کودکان بسیار سهل و راحت است اما واقعیت خلاف این تصور است. یادمان نرود کودکان، کوچک هستند اما دنیای ذهن و خیالشان بسیار بزرگ و پیچیده است. در هر فعالیتی که به‌گونه‌ای با کودکان در ارتباط باشد، فعالان آن حوزه در مسیر کاری خود، روی لبه بسیار باریکی در حال حرکتند که لحظه‌ای غفلت می‌تواند باعث افتادن خودشان و رسیدن آسیب به روح حساس کودکان شود و اینجاست که کار برای کودک، دشوار می‌شود. سرودن شعر برای کودکان و ساخت و تنظیم موسیقی برای اشعار کودکانه هم، کاری است دشوار که نیازمند عشق، ذوق، تجربه، تخصص و مهارت است. انگار ما آشپزهایی هستیم که به‌جای غذای جسم برای کودکان غذای ذهن و روح می‌پزیم و وای و افسوس به‌حالمان اگر غذایی که می‌پزیم، آب و دان جدا، بی‌مزه و بی‌رنگ و لعاب شود. آن روز است که باید به بچه‌ها حق بدهیم رغبتی برای خوردن دستپخت ما نداشته باشند. اما سعی و تلاش همه این است که چنین روزی هرگز نرسد.
 

شاید وقتش رسیده که به خودمان بیشتر سخت بگیریم و اگرچه وسواس اصلا خوب نیست، اما با وسواس و دقت بیشتری برای کودکان، قصه و شعر بنویسیم و ترانه بسازیم. مگر نه اینکه یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است؟! گاهی اوقات یک ترانه خوب و تاثیرگذار بهتر از صدها ترانه قشنگ و سرگرم‌کننده، اما بی‌تاثیر است. خوشی و شادمانی لحظه لحظه زندگی بچه‌های این مرز و بوم مهم است، ولی کافی نیست. زندگی زوایای ساده و پیچیده دیگری هم دارد که باید به آنها پرداخت و پرورششان داد.
حقیقت این است که دنیای امروز همه چیزش با دنیای دیروز فرق دارد و کودکانش هم از این قاعده مستثنی نیستند. هرچه علم و هنر و تکنولوژی پیشرفت می‌کند، ذهن کودکان هم جستجوگرتر و مشکل‌پسند‌تر می‌شود و مسئولیت، سنگین‌تر و کارمان هم سخت‌تر.
هر شعری که سروده می‌شود، هر ترانه‌ای که خوانده می‌شود، هر قصه‌ای که نوشته می‌شود و هرگامی که برای کودکان برداشته می‌شود، نقشی است که بر لوح سپید ذهنشان به یادگار می‌ماند و آینده‌شان را رقم می‌زند. هرچه نقش و نگار این لوح سپید، چشم‌نوازتر و پسندیده‌تر شود، فردایی که قرار است به دست کودکان امروز ساخته شود هم روشن‌تر و پربارتر خواهد شد.
فراموش نکنیم بچه‌های ما عشق، محبت، مهربانی،‌ دوستی، بردباری، استقامت، گذشت، فداکاری و راه و رسم زندگی را از خود ما می‌آموزند و به‌خاطر بسپاریم که وقتی قرار است قدمی برای کودکان برداریم و نقاش لوح سپید ذهن آنها شویم، باید دیدنی‌ها را با چشم‌های آنها ببینیم، شنیدنی‌ها را با گوش‌های آنها بشنویم، گفتنی‌ها را با زبان آنها بگوئیم و زندگی را مثل خودشان لمس و تجربه کنیم.          نویسنده : فرهنگ آشتي

[ ]
+
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
گفتگوی جالبی با دختر محمدرضا شجریان

 

گفتگوی جالبی با دختر محمدرضا شجریان

در خانواده‌های هنری٬ کسانی که به سمت هنرهای دیگر مثل طراحی و گرافیک می‌روند که به نسبت کم‌حاشیه‌تر از موسیقی است و به نظر می‌رسد که راه‌شان را انتخاب کرده‌اند اما شما به هر حال به سمت کنسرت دادن در موسیقی کشیده شده‌اید



مژگان شجریان: حقیقتش این است که یکی از رشته‌هایی که من در آن کار کرده‌ام موسیقی است٬ من هم لیسانش موسیقی هستم و هم لیسانس نقاشی و بعد از آن فوق لیسانس گرافیک را گرفتم اما حکایت موسیقی جداست. ما در خانواده ای هستیم که موسیقی رکن اساسی زندگی ماست. از بچگی هم موسیقی را شنیده‌ایم و هم کار کرده‌ایم و من در دانشگاه هم این موسیقی را ادامه داده‌ام ولی متأسفانه بعد از ازدواج نتوانستم آن‌را پیگیرانه دنبال کنم. در کنار همسرم یک شرکت تبلیغاتی داشتیم و من این کار را بیشتر ادامه دادم و بیشتر روی آن پافشاری کردم. کار من بیشتر طراحی‌هایی بود که روی موسیقی انجام می‌شد و تزهایی هم که در دانشگاه داشتم بیشتر در ابطه با موسیقی٬ رنگ و کلاً طراحی که می‌توان روی موسیقی انجام داد. من این کار را هم در نقاشی انجام دادم و هم در گرافیک و شاید بشود گفت که کار اصلی و تخصصی من همین است و به همین علت بیشتر در این زمینه کار کردم.

آرش نصیری: فکر می‌کنم این کار را از اول با کارهای پدر شروع کردید؟
مژگان شجریان: بله و بعد هم در حقیقت خارج کار پدر روی موسیقی کار گرافیکی دیگری انجام ندادم. البته آن زمان که شرکت تبلیغاتی داشتیم کارهای دیگری راهم در کنارش انجام می‌دادیم و عمده تمرکزم روی موسیقی بود.

آرش نصیری: به نظر می‌رسد هر کار دیگری که انجام می‌دادید از موسیقی گریزی نداشت؟
مژگان شجریان: به هر حال ما با موسیقی پیوند داریم و هیچ وقت نمی‌توانیم فکر کنیم که از آن جدا شده ایم.

آرش نصیری:
جدا از کار کردن روی حاشیه موسیقی٬ خودتان هم آواز کار کرده‌اید؟
مژگان شجریان: بله، به همراه خواهرانم و همایون جان یک مقدار با پدر کار کردیم که بیشتر مرحله صداسازی و یکی دو دستگاه موسیقی بود. ولی بعداً برای ما این مسئله کم شد و ادامه ندادیم و آن تبدیل شد به اینکه گاه و بیگاه با پدر صداسازی و دستگاه‌های موسیقی را کار کنیم. البته خیلی کم پیش می‌آمد که ایشان وقت داشته باشند و همه ما باشیم و بتوانیم با هم کار کنیم.

آرش نصیری: حتی همایون که با استاد همراه‌تر بود و کنسرت برگزار می‌کرد و جدی‌تر آواز را ادامه می‌داده هم‌ در مصاحبه به ما گفت که خیلی وقت نمی شد با پدر به صورت منظم و منسجم کلاس داشته باشد. شما که دیگر دور بودید و ازدواج هم کرده بودید قطعاً کمتر هم می‌توانستید به این کار بپردازید؟
مژگان شجریان: بله، به هر حال من دوره‌ای کامل را نتوانستم با ایشان طی کنم ولیکن در حد پایین‌تر کار کردیم و دستگاه‌های بیات اصفهان و همایون را کار کردیم و خیلی وقت نشد. خواهرانم ازدواج کردند و بعد من ازدواج کردم و زمان های زیادی بود که پدر کنسرت داشتند و در خارج از کشور تشریف داشتند و زمان‌هایی را هم که در ایران بودند کار های دیگری داشتند. بنابراین کلاس‌ها خیلی پیگیرانه دنبال نشد.

آرش نصیری: ولی کلاس ساز را خودتان ادامه دادید؟
مژگان شجریان: بله، ساز را از وقتی که کلاس پنجم بودم در مراحل مقدماتی کار در خدمت استاد لطفی شروع کردم و بعد هم مدتی خدمت استاد علیزاده رفتم. این‌ها همه در مرحله مقدماتی بود. بعد از آن موقعی بود که که چاووش را بستند و تعطیل شده بود و اساتید اصلاً در دسترس نبودند که بشود از محضرشان استفاده کرد. بعد از مدتی من و خواهرم خدمت استاد مشکاتیان ردیف ماهور را کار کردیم و بعد از آن من شخصاً این مسئله را دنبال کردم و بعد از ان هم وقتی وارد دانشگاه شدم ردیف‌ها را خدمت سرکارخانم مهربانو توفیق کار کردم. یک مدت خیلی کوتاهی هم خدمت آقای شعاری تکنیک نوازندگی را کار کردم.


آرش نصیری: موقعی که خدمت آقای مشکاتیان کلاس می‌رفتید همان موقع‌هایی بود که بعد از آن افسانه خانم با آقای مشکاتیان ازدواج کردند؟
مژگان شجریان: بله ... بله! همان موقع ازدواج کردند. و کلاس‌های ایشان هم به این علت که استاد مشکاتیان از هنرمندان بنام بودند و کنسرت‌ها و کارهای مختلفی داشتند خیلی مداوم و پی‌درپی نبود و من خیلی کم توانستم در محضر ایشان باشم. اما خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم. بعد از دانشگاه حدود دوازده سال ساز را به طور جدی کنار گذاشتم تا این اواخر که گروه شهناز داشت شکل می‌گرفت. من از پدر خواهش کردم که اگر می شود برای اینکه دوباره تمرین‌هایم را شروع کنم در کنار استاد درخشانی و بچه‌ها کمی کار کنم. بعد که شروع کردم خیلی تشویق کرند که در گروه شرکت بکنم و برای من هم یک افتخار بود که در کنارشان باشم بنابراین به خودم اجازه دادم که این جسارت را به خرج دهم و در کنارشان باشم.

آرش نصیری: اینطوری به نظر می‌رسد که پدر دوست داشت در گروهش همیشه یکی از اعضای خانواده‌اش باشد و بنابراین وقتی مقرر شد که همایون نباشد به شما گفتند در گروه نوازندگی کنید؟
مژگان شجریان: من خودم از پدر خواهش کردم که فقط برای تمرین در کنارشان باشم. وقتی استاد درخشانی اسامی را می‌دادند و اسم من [را] هم دادند من گفتم اصلا توقع ندارم که به عنوان یکی از اعضای گروه باشم. منتها خودشان گفتند که تو آن‌قدر خوب کار کردی که حیف است در گروه نباشی. ایشان به پدر گفتند که اگر می شود مژگان هم در گروه ما باشد و پدر هم قبول کردند. در حقیقت پیشنهاد بچه‌های گروه بود که من در گروه باشم و پدر هم پذیرفتند.و وقتی من به پدرگفتم نظر شما چیست گفتند: من خودم خیلی دوست دارم ولی نمی‌خواستم بچه‌ها را تحت فشار قرار بدهم که حتماً تو را بپذیرند. می‌خواستم خودشان این مسئله را بخواهند.

آرش نصیری: قرار بود در گروه نوازندگی سلو هم داشته باشید؟
مژگان شجریان: اوایل قرار نبود سلو داشته باشم ولی برای سه شب آخر کنسرت٬ پدر گفتند اگر بشود نوازندگی سلو داشته باشی خوب است و بنابراین در سه شب اخر کنسرت سلو زدم.

آرش نصیری:
پسر برای پدر جای خودش را دارد ولی معمول این است که پدر خیلی با دختر عیاق است.مخصوصاً دختر اخری. اینکه شما ساز سلو بزنید و پدر آواز بخواند فکر می‌کنم خیلی برای پدر دلچسب بود. این را قبول دارید؟
مژگان شجریان: دلچسب که هست و برای من هم افتخار بزرگی است ولی به هر حال در کنار بزرگانی چون استاد درخشانی قاعدتاً من نباید به خودم این اجازه را بدهم که این کار را بکنم.

آرش نصیری: جالب است که هکاری بچه‌ها با استاد شجریان از آخر شروع شد. یعنی اول همایون که از همه کوچک‌تر بود و بعد شما؛ شما و همایون به واسطه نزدیکی سن احتمالاً بیشتر با هم بودید؟ رابطه‌تان از بچی چطور بود؟
مژگان شجریان: از زمانی که ما ساز زدن را شروع کردیم این امکان را داشتیم که جلوی دیگران ساز بزنیم. بااینکه شاید هنوز چیزی بلد نبودیم ولی همیشه این جرأت را به ما می‌دادند که حتی اگر یک درس کوچولو را یاد گرفتیم آن‌را به دیگران ارائه بدهیم. در این مسئله جرأت من از بقیه خواهرانم بیشتر بود! و همین مسئله باعث شد که من این کار را بیشتر ادامه بدهم. از همان اول این جرأت در من به وجود آمد که بتوانم جلوی دیگران ساز بزنم با اینکه هنوز چیزی بلد نبودم. همایون هم زمانی ساز زدن را شروع کرد که وقتی ضرب را در دست خودش می‌گرفت ساز از خودش بزرگ‌تر بود. از همان بچگی هم ریتم را خیلی خوب ادا می‌کرد، و خدمت استاد فرهنگ‌فر هم کار می‌کرد. ما از بچگی جلوی دیگران ساز می‌زدیم و جرأت‌مان هم خوب بود.

آرش نصیری: و این امکان را هم داشتید که پیش خیلی از بزرگان موسیقی مثل استاد شهناز٬ مشکاتیان٬ لطفی٬ علیزاده و خیلی‌های دیگر تمرین کنید و ساز بزنید؟
مژگان شجریان: به هر حال ما در فضای موسیقی زاده شدیم. من البته در موسیقی چیز خاصی نشدم و واقعا ننوانستم حق موسیقی و موقعیتی را که داشتم ادا کنم ولی چیزی که هست این است که وقتی یک بچه در چنین محیطی بزرگ می شود موسیقی برایش مثل یک زبان می شود و با آن کاملا رابطه نزدیک پیدا می کند و یک کنش نهادی به موسیقی پیدا می کند.با اساتید بزرگ برخورد داشتیم و آنها لطف داشتند و به ما کمک می کردند ولی آن زمان ما خیلی کوچک بودیم و شاید در حدی نبودیم که انچنان که باید و شاید از محضرشان استفاده کنیم.من موقعی که ساز را شروع کردم در حد ابتدایی بودم و لابد برای استاد لطفی خیلی سخت بود که که به یک بچه درس مقدماتی سه تار بدهد.البته ایشان این زحمت را می کشیدند.من آن زمان نمی توانستم انچنان که باید و شاید از محضر ایشان استفاده کنم.الان مثلا خیلی بهتر می توانم تا آن موقع که بچه بودم چون یک بچه به هر حال به فراخور سن نمی تواند قدر درس استادش را بداند.

آرش نصیری: و نباید این را فراموش کرد که مادرتان هم دبیر بودند و اهل فرهنگ و طبیعتاً به دلیل مشاغل کاری پدر٬ ایشان برای ساماندهی فعالیت‌های تحصیلی و هنری‌تان خیلی نقش داشتند؟
مژگان شجریان: مادر در رشته‌های مختلفی دبیر بودند و خیلی زحمت کشید برای کلاس‌های ما. در آن شلوغی‌ها ما را می‌بردند کلاس و می‌آورند و خیلی در کار و تحصیل ما تاثیر داشتند و در حقیقت تشویق‌مان می‌کردند که به موسیقی گرایش داشته باشیم. زمانی که من موسیقی را شروع کردم مصادف شده بود با سال‌های انقلاب و کلاس‌ها تعطیل شد و من نتوانستم آن را ادامه بدهم. شاید اگر آن موقع آن کلاس‌ها پیگیرانه ادامه پیدا می‌کرد قضایا برای من یکی خیلی فرق می‌کرد.

آرش نصیری: ولی شاید جرأت خواندن با همایون را دارید به این دلیل که برادر کوچک‌ترتان است؟
مژگان شجریان: البته نه اینکه نتوانم ولی باید خیلی تمریناتم مداوم باشد تا صدایم را برگردانم به سر خط اول آن.
 



آرش نصیری:
با توجه به اینکه از همان اول موسیقی را با آواز شروع کرده بودید، فکر می‌کنید دوباره آواز را بیشتر تمرین کنید و با استاد همخوانی هم داشته باشید؟
مژگان شجریان: راستش نمی‌دانم. من خودم خیلی دوست داشتم آواز کار بکنم. آن موقع هم که کار می‌کردم صدایم خیلی آماده‌تر بود و به من کمک می‌کرد ولی متأسفانه آن زمان که باید روی صدایم کار می کردم٬ کار نکردم و الان یه کم مشکل است که برگردم سر خط اول. البته پدر گفتند که باید این را ادامه بدهم و صداسازی را شروع کنم. کار بکنم و فکر می‌کنم که بیشتر هدف ایشان این است که روی من برای تدریس آواز کار کنند تا اگر شد بعداً بتوانم کلاس‌های آواز را اداره کنم. اینکه من بخواهم در کنار پدر بخوانم خیلی جرأت می خواهد که فکر نمی‌کنم این اتفاق بیافتد.

آرش نصیری:
اینکه همایون هم از نظر چهره و هم از نظر صدا خیلی شبیه استاد هستند چه حسی را در شما بر می انگیزد؟ البته نمی‌خواهم مسئله حسادت یا رقابت و این حرف ها را مطرح کنم.
مژگان شجریان: فکر می‌کنم اینکه می‌شنوید صدای طبیعی خود همایون است. حالا اگر شبیه صدای پدر است یک حسن است برایش. فکر نمی‌کنم او سعی کند که صدایش را بسازد تا شبیه به صدای پدر شود و این صدای طبیعی خودش است که می‌خواند و خیلی هم خوب است و من خیلی خوشحال هستم و وقتی می‌خواند احساس می کنم شجریان دوم شکل گرفته و این باعث افتخار من است.

آرش نصیری: آقا همایون در مصاحبه به ما گفت که وقتی در کنسرت گوته در آلمان پدر سرما خورد و همایون به پدر گفت که او می تواند در بعضی جاها به جای ایشان بخواند پدر تعجب کرد. یعنی پدر خیلی شاهد تمرین‌هایش نبود. لابد او بیشتر تمرین ها و آوازخوانی‌هایش را در کنار شما بود. مخصوصاً شما که از لحظ سنی به او نزدیک‌ترید.
مژگان شجریان: نه٬ او خودش تمرین‌هایش را داشت و من هم آن زمان که همایون تمرین می‌کرد خیلی درگیر دانشگاه بودم. به دو دانشگاه می‌رفتم و کار تحصیلی خیلی فشرده‌ای داشتم و او هم به صورت مستقل تمرین‌های خودش را داشت و اگر بود در کنار همه بود و هیچ فرق نداشت که مثلاً چون من از لحاظ سنی نزدیک‌ترم بیشتر با من باشد.

آرش نصیری: کدام آهنگ همایون را بیشتر دوست دارید و برای خودتان زمزمه می‌کنید؟
مژگان شجریان: من همه آهنگ‌هایش را دوست دارم. هر کدامش حال و هوای وخودش را دارد. من دوستشان دارم. وقتی کارهایش را می‌شنوم خیلی لذت می برم. به او افتخار می‌کنم و تبریک می‌گویم.

آرش نصیری: همسرتان هم اهل موسیقی هستند؟
مژگان شجریان: نه؛ موسیقی رادوست دارد اما خودش نوازندگی و کار موسیقی انجام نمی‌دهد. ما بیشتر در زمینه طراحی و این‌ها کار می‌کردیم و تخصص ایشان هم بیشتر در زمینه چاپ است. تجربه زیادی در این مورد دارند و من بیشتر کارهای طراحی را می کنم و زحمت کارهای مربوط به چاپ هم به دوش ایشان می‌افتد.

آرش نصیری: فرزندانتان چطور٬ چند فرزند دارید؟
مژگان شجریان: من سه فرزند دارم. دخترم مهر دوازده سال دارد و الان چند سال است پیانو می‌زند. پسرهایم سام و سپهر هم دوقلو هستد و تازه شروع کرده‌اند به یاد گرفتن پیانو. خدا را شکر مثل اینکه هوششان هم بد نیست.

آرش نصیری: از آلبوم‌های که کار طراحی‌اش را انجام دادید کدامش را بیشتر دوست دارید؟
مژگان شجریان: راستش نمی‌توانم بگویم کدام را بیشتر دوست دارم.

آرش نصیری: با طراحی کدام آلبوم استاد شروع کردید؟
مژگان شجریان: اولین کارم یاد ایام بود که کاری است با براش انجام شده و بعد کارهای دیگر بود که هر کدام حال و هوای خودش را دارد. البته من دارم حس خودم را می‌گویم و شاید کسانی باشند که آن کارها را دوست نداشته باشند این حس خودم بوده در رابطه با آن موسیقی‌ای که برایش طراحی کردم. زمستان است را هم دوست دارم.

آرش نصیری: برای چند آلبوم طراحی بروشور انجام دادید؟
مژگان شجریان: دقیقاً نمی‌دانم. فقط این را می‌دانم که بعد از یاد ایام تقریبا همه طراحی‌های آلبوم را من انجام دادم به جز ساز خاموش و سرود مهر که طراحی آن‌ها را دوست عزیزم آقای سیامک خیری‌زاده کار کردند. اگر اشتباه نکنم کار طراحی بقیه آلبوم‌ها من انجام دادم.

آرش نصیری: فکر می‌کنم بعد از دود عود که مرحوم استاد ممیز کار کردند بقیه کار شما بوده است؟
مژگان شجریان: بله؛ اکثراً من طراحی کار را به عهده داشتم.

آرش نصیری: آن موقع دانشجو بودید یا درس‌تان تمام شده بود؟
مژگان شجریان: آن موقع دانشجوی رشته نقاشی بودم و بیشتر کار نقاشی هم انجام می‌دادم.

آرش نصیری: آیا روابط مشکلات خانوادگی روی حس‌تان از موسیق تأثیر می‌گذارد؟ مثلا بروز مشکلاتی که به وجود آمده بود باعث می شد که شما یاد ایام یا طراحی بروشور آن‌را دوست نداشته باشید؟

مژگان شجریان: نه٬ این‌ها هیچ ربطی به هم ندارد. من هیچ‌وقت نمی‌توانم بگویم که از یک موسیقی خوشم نمی‌آید٬ به فرض آنکه با آهنگساز آن در مقطعی مشکل دارم. ذات هنر و موسیقی چیزی است که از بین نمی‌رود و رابطه‌ای که من با موسیقی برقرار می‌کنم ربطی ندارد با رابطه یا اختلافی که من با آهنگ سازش دارم.

آرش نصیری: اگر بخواهید از بین آلبوم‌های پدر یک آلبوم را انتخاب کنید کدام را انتخاب می‌کنید؟
مژگان شجریان: هر کدام حس خودش را دارد و من نمی‌توانم از بین‌شان انتخاب کنم. من با همه‌شان زندگی کرده‌ام و نمی‌توانم بگویم کدام را بیشتر دوست دارم. این مثل این می‌ماند که شما بخواهید بگویید کدام‌یک از خواهر و برادرانتان را بیشتر دوست دارید.

آرش نصیری: شما در موسیقی دنباله رو پدر شدید. ادامه‌دهنده کار شما در خانواده شما٬ خواهرزاده‌تان آوا مشکاتیان شد که کار گرافیک می‌کند.
مژگان شجریان: بله٬ آوا جان در رشته گرافیک کار می‌کند. واقعاً خوشحال هستم که می‌بینم آوا دارد طراحی می‌کند و کارهای پدرش را که طراحی کرده دوست دارم. بعضی‌هایش خیلی قشنگ است. آوا حس و حال خوبی در کارهایش دارد.

آرش نصیری: از شما نظرخواهی هم کرده است؟
مژگان شجریان: در کارهای که انجام داده نه٬ خودش مستقلاً کار کرده. به هر حال من هر کمکی که بتوانم به او بکنم خوشحال می‌شوم. اگر نیاز داشته باشد اما فکر نمی‌کنم که نیازی به من داشته باشد.

آرش نصیری: موسیقی در خانواده شما خیلی جدی است. اما وقتی که با هم و در جمع خودمانی هستید آیا همایون که استاد ضرب هم هست، آهنگ‌های ریتمیک و کوچه‌بازاری هم می‌خواند؟
مژگان شجریان: نه٬ ممکن است با پیانو یا ضرب آهنگ‌های ریتمیک بزند ولی اینکه بخواند نه٬ چیزی که از همایون یادم می‌آید این است که از بچگی می‌شد زندگی موسیقی را در او دید و واقعاً همه کارهایش با موسیقی و ریتم بود و خلاقیت موسیقی‌اش خیلی زیاد بود.

آرش نصیری: گفتید بچه‌هایتان موسیقی کار می‌کنند و طبیعتاً نوه های دیگر استاد هم هستند فکر می‌کنید این راه آن‌قدر ادامه پیدا کند که چند سال بعد یک گروه تشکیل داشته باشیم که همه شجریان باشند؟
مژگان شجریان: نمی‌دانم؛ زندگی خیلی فراز و نشیب دارد و هر اتفاقی ممکن است بیافتد. آدم نمی‌تواند پیش‌بینی کند در آینده بچه‌های آدم چه شکلی و چه کاره می‌شوند.

آرش نصیری: البته من دقت نکردم به اینکه فقط همایون می‌تواند گروه شجریان درست کند و بچه‌های شما رفیعی و مشکاتیان و این‌ها هستند؟
مژگان شجریان: بله؛ دقیقا (با خنده)


منبع : خبرسازان

[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!
JavaScript Codes
Check Page Rank of any web site pages instantly:
This free page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service