خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران
متاسفانه خوانندگان صاحب نام ما نیز هرگز تلاشی جهت رفع این معضل فرهنگی و هنری نمی کنند، چرا که حل این مساله را به ضرر خود دیده و به عبارتی هیچ کاسبی در تلاش برای کساد کردن بازار خود نیست. در 30 سال اخیر با آمدن بزرگانی چون محمد رضا شجریان و شهرام ناظری و ... این مساله مشهود تر شده و این هنرمندان هرگز تلاشی برای کمرنگ کردن این ماجرا نکرده اند

شاید این هنرمندان با شکستن این تبعیضات هنری می توانستند به عنوان الگو هایی شاخص در جامعۀ هنری ما عملکرد متفاوتی داشته باشند، ولی حس شهرت طلبی و مال اندوزی اجازۀ چنین تصمیمی را به آنها نمی دهد و هر از چند گاهی شاهد اجرا های هنری این بزرگان با ارقام و قرارداد های نجومی هستیم، ارقام و قرارداد هایی که در آنها فقط به خواننده توجه شده و از جماعت نگون بخت نوازنده و حقوق هنری آنها هیچ خبری نیست.
اکثر این هنرمندان به خاطر اینگونه مسائل مالی دیگر حاضر نیستند با هنرمندان صاحب نام کار کنند و اگر هم فعالیتی صورت گیرد در حد 2-3 شب و به صورت مقطعی خواهد بود و پس از آن اختلافات مالی آنها به مطبوعات و روزنامه ها کشیده می شود که خود جای بسی تاسف است.
در این آشفته بازار هنری استاد شجریان می توانستند با توجه به جایگاه بالای هنریشان، سهم بسزایی در حل این معادلۀ مبهم داشته باشند.
ولی ایشان نه تنها تلاشی برای رفع این مساله نکردند، بلکه خود تبدیل به عاملی برای تشدید این مساله شدند.
در راستای فعالیت های هنری استاد محمد رضا شجریان شاهد بوده ایم که ایشان پس از نوار دستان که با گروه عارف منتشر شد، افت شدیدی در کیفیت آثارشان مشاهده شد به طوری که دیگر هرگز نتوانستند آثاری به آن کیفیت یا در حد آثار ماقبل آن تولید کنند.
پس از گروه عارف و هنرمندانش، همنوازان استاد شجریان روز به روز ضعیف تر و گمنام تر شدند در حدی که بعضی از آنها هرگز قادر به تعامل و رویارویی با توانایی های شاخص استاد شجریان نبودند.
پس از دستان و تصنیف زیبای صبح است ساقیا حتی یک تصنیف ماندگار و گوش آشنا از استاد شجریان نشنیدیم که مردم حاضر به زمزمه کردن آن باشند .
برای همین ایشان در کنسرت های اخیرشان به تصنیف قدیمی مرغ سحر متوسل شده اند گویی مردم 3 ساعت موسیقی های گمنام و نا آشنا را تحمل می کنند که در نهایت 5 دقیقه تصنیف مرغ سحر را بشنوند و راضی به خانه های خود بروند.
نکتۀ مهم دیگر آنست که هنرمندان بزرگوار ما مانند محمدرضا شجریان و شهرام ناظری، علاوه بر توانایی های شخصی و ظرفیت های بالای هنری خودشان، شهرتشان را مدیون زحمات آهنگسازان بزرگی مانند فرهاد فخرالدینی، فریدون شهبازیان، فرامرز پایور، محمد رضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان هستند.
برای همین هم شاهدیم این هنرمندان پس از قطع همکاری با این بزرگان دیگر نتوانستند آثاری به مانند آثار گذشته خلق کنند و روز به روز شاهد افت کیفی و هنری این هنرمندان هستیم.
متاسفانه امروز شاهد هستیم که زحمات آهنگسازی و سایر عوامل دست اندرکار ضبط یک مجموعۀ هنری مانند نوازندگان، ناظر ضبط و ... همه و همه در نهایت به اسم خواننده تمام می شود، در حالی که شاهدیم خواننده پس از آن همه زحمات سایر عوامل در انتها روی مجموعۀ از قبل آماده شده در عرض چندین دقیقه می خواند و این به معنی معطوف شدن ذهن همگان فقط و فقط به همین یک نقطه است. منبع : گفتگوی هارمونیک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 8:29 توسط همايون

