استاد لطفی همیشه در بحران ها بودند ولی تا به امروز هیچ اعتراض یا حرکتی از ایشان ندیده ایم و به نوعی می توان گفت موسیقی دان دوران بحران سکوت را انتخاب کرده اند و از قدیم هم گفته اند سکوت نشانه ی ... !

بدون شک اکثر علاقه مندان موسیقی سنتی، استاد لطفی را بخوبی می شناسند و ایشان را یکی از ستونهای اصلی موسیقی سنتی امروز ما میدانند. اگر آثار ایشان را که حدود ۴۰ سال از تاریخ امروز ما را بخود اختصاص داده بررسی کنیم، خواهیم دید که هرگاه بحرانی یا اتفاقی در جامعه یا موسیقی رخ داده استاد لطفی تاثیرات خود را با آثار ارزشمندشان گذاشته اند و موفق هم بوده اند.
وقتی که چند کوتاه فکر به استاد شجریان توهین میکنند، این فقط توهین به استاد شجریان و دوستداران استاد شجریان نیست، بلکه توهین به کل موسیقی و هنر ماست و سکوت استاد لطفی در این شرایط برای من تعجب آور است.
زمانی که استاد شجریان مانع از پخش آثارشان از صدا و سیما شده اند، استاد لطفی در مصاحبه ای که در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۶ داشته اند گفته اند که من به صدا و سیما اجازه می دهم کنسرت های مرا بطور مستقیم و رایگان پخش کنند تا تمام مردم استفاده کنند. صدا و سیمایی که ساز را نشان نمیدهد چطور می خواهد این در خواست استاد لطفی را عملی کند؟! (فیلم این مصاحبه در سی دی کنسرت کاخ نیاوران تابستان ۱۳۸۶ موجود است)
این سکوت ها و این درخواست های متضاد بی معنی نیست، این ۱۲ سالی که استاد شجریان و استاد لطفی با هم کار نمی کنند بی معنی نیست، این جوان گرایی ها که هر دو استاد انجام داده اند بی معنی نیست و خیلی چیز های دیگر که هیچ کدام بدون معنی نیستند و دلیلی دارند.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:27 توسط همايون
|
معرفی خانم هنرمند سپيده رئيس سادات زندگی نامه: سپيده رئيس سادات در سال 1359 در تهران به دنيا آمد. چهار، پنج ساله بود که درک و علاقه او نسبت به موسيقي اصيل و آواز خوشش مورد توجه فرود گرگين پور قرار گرفت و از آن زمان آواز و نواز بزرگان موسيقي ايران (بنان، عبادي، پريسا ، شجريان، ...) او را شيفته موسيقي اصيل نمود. از نه سالگي آموزش رديف آوازي به روايت محمود کريمي را نزد خانم پريسا آغاز نمود و همزمان در فراگيري و اجراي تصنيفهاي سنتي زير نظر جواد لشگري و ميلاد کيايي کوشيد. |
سلفژ غربي را نزد ايرج برخوردار فرا گرفت و نواختن سه تار را نزد ارشد تهماسبي و مسعود شعاري آغاز نمود.
در شانزده سالگي راهنماييهاي پرويز مشکاتيان پيوند او را با موسيقي بيش از پيش هماهنگ ساخت و براي نخستين بار اثر کنچ صبوري را با آهنگسازي پرويز مشکاتيان و همخواني علي رستميان اجرا نمود. در همان سال کنسرتي به مدت پنج شب در فرهنگسراي نياوران با گروه نوروز برگزار کرد. در سال 1377 خورشيدي در رشته گرافيک از هنرستان آزادگان فارغ التحصيل گرديد و در سال 1381 خورشيدي موفق به دريافت ليسانس در رشته نقاشي شد.
از سال 1382 در دانشکده ادبيات و فلسفه دانشگاه بولونيا در ايتاليا در رشته موزيکولوژي به تحصيل پرداخت و از همان سالها به ديدار محمدرضا لطفي شتافت که در آن زمان در کشور سويس اقامت داشت. استاد لطفي با دلسوزي فراوان اصول و ظرافتهاي آوازي را به او آموخت.
در ايتاليا با اجراي کنسرتهاي متعدد با آهنگسازان ايراني و غير ايراني در آشنايي بيشتر مردم آن مرز و بوم با موسيقي ايراني کوشش نمود.
|
آلبوم ها |
|
|
”کنج صبوري“
ساخته پرويز مشکاتيان، در ماهور مرکب.
علي رستميان (آواز)، سپيده رئيس سادات (همخوان)، گروه عارف
ضبط در تهران، سال 1379
نشر توسط شرکت فرهنگي و هنري چهارباغ در سال 1379، ضبط شده در استوديو پژواک | |
|
”20 سال با آثار پرويز مشکاتيان“
آثاري از پرويز مشکاتيان.
ايرج بسطامي (آواز)، عليرضا افتخاري (آواز)، علي رستميان (آواز)، علي جهاندار (آواز)، سپيده رئيس سادات (همخوان)
نشر زمستان 1385، تهران
|
|
|
”خنياگر“
ساخته مهدي آذرسينا، هم آوازي، در همايون.
سپيده رئيس سادات (آواز)، مهدي آذرسينا (آواز)، بهزاد ميرلو (کمانچه)، نويد افقه (ضرب)، عماد حنيفه (تار)
ضبط در تهران، سال 1381؛ نشر سال 1384
|
|
|
”قطعاتي از حافظ و مولانا“
قطعاتي در ماهور، اصفهان، و چهارگاه.
سپيده رئيس سادات (آواز)، ايمان وزيري (تار)، لعيا اعتمادي (کمانچه)، علي رحيمي (ضرب)
ضبط در تهران، سال 1380
|
|
|
| |
|
| |
|
موسيقي فيلم |
|
|
”Terra Sancta“ (سرزمين مقدس)
ساخته سيرو مرلو، کارگرداني فيلم توسط سرجو ماتزوکي و فابريتزيو پالافري.
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار)، گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني
ضبط در بولونيا، ايتاليا، سال 1385؛ نشر سال 1386
| |
|
| |
|
| |
|
اجراي کنسرت |
|
|
”راست پنچگاه“
ساخته ارشد تهماسبي؛ گروه نوروز.
سپيده رئيس سادات (آواز)، ارشد تهماسبي (تار)، حميدرضا خبّازي (تار)، مرحوم داريوش زرگري (ضرب)، محمدرضا ابراهيمي (ديوان)
فرهنگسراي نياوران، تهران، سال 1379
| |
|
فستيوال ”Musica in Villa“وب سايت
قطعاتي از آوازهاي اصيل و محلي؛ گروه عشّاق
اجراي قطعاتي توسط پژمان تديّن و سپيده رئيس سادات. سپيده رئيس سادات (آواز، سه تار)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، فرزانه جورابچي (آواز، سه تار)، لورنزو بنيولي (ضرب، دف)
اسکانديچي، ايتاليا، سال 1383
| |
|
”Salam tempo di pace“ (زماني براي صلح)وب سايت
گروه ساراوان; ؛ بداهه خواني در دستگاه ماهور، همراه با قطعاتي از پرويز مشکاتيان و علي اکبر شيدا.
سپيده رئيس سادات (آواز)، بهداد بابايي (سه تار), محسن کثيرالسّفر (ضرب)
تئاتر آمبرا جووينلي، رم، ايتاليا، سال 1383
| |
|
”Sarawan Trio“ (سه نوازي ساراوان)
گروه ساراوان با همکاري آندريا پارودي
اجراي آواز با همکاري گروهي از هنرمندان ساردينيايي در همايون؛ اشعار فارسي از مولانا، سعدي، و نيما به همراه آوازهاي محلي از ساردينيا. سپيده رئيس سادات (آواز، سه تار)، آندريا پارودي (آواز)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، محسن کثيرالسّفر (ضرب)
ساردينيا، ايتاليا، سال 1383
| |
|
”کنسرت Siena - Piazza del Campo“وب سايت
گروه ساراوان با همکاري ماورو پاگاني
بداهه خواني؛ در ابوعطا، اشعار از حافظ. سپيده رئيس سادات (آواز)، پژمان تديّن (تار، سه تار)، محسن کثيرالسّفر (ضرب)
پياتزا دل کمپو، سينا، ايتاليا، سال 1383
| |
|
”آواز صلح اديان“
ساخته سيرو مرلو.
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار)، گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني
کليساي آنتونيانو، بولونيا، ايتاليا، سال 1385
| |
|
| |
|
| |
|
برنامه هاي تلويزيوني |
|
|
”زبور - 121“وب سايت
پخش زنده تلويزيوني "زبور - 121"، در کليساي صليب مقدس اورشليم در رم؛
ساخته سيرو مرلو؛ اشعار فارسي از سحر سخايي سپيده رئيس سادات (خواننده سولو)؛ گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني
شبکه تلويزيوني RAI EDU 2، کليساي صليب مقدس اورشليم در رم، ايتاليا، مهرماه 1387
| |
|
”La Pascqua“ (عيد پاک)
ساخته سيرو مرلو.
سپيده رئيس سادات (خواننده سولو، سه تار): قطعاتي از انجيل ترجمه شده به زبان عربي
گروه کر زکينو دورو (Zecchino d'oro)، به رهبري سابرينا سيموني: به زبان عبري شبکه تلويزيوني RAI 3، ايتاليا، 1385
|
|
|
| |
|
| |
|
سمينارها و کارگاههاي آموزشي | |
|
”ساز شناسي“
دانشگاه بولونيا، ايتاليا، 1382
|
|
|
”تاريخ موسيقي ايران - قبل و بعد از اسلام“
دانشگاه بولونيا، ايتاليا، 1384
| |
|
”تکنيکهاي آواز اصيل ايراني“
کارگاه آموزشي تکنيکهاي آواز اصيل ايراني؛ با همکاري جرمانا جيانيني
مرکز هنر و آواز بولونياي ايتاليا، اسفند 1386، تير و شهريور 1387
| |
| ”راست پنجگاه“، گروه نوروز ضبط در تهران، 1380 |
|
| |
| ”کنج صبوري“، پرويز مشکاتيان ضبط در تهران، سال 1379 نشر توسط شرکت فرهنگي و هنري چهارباغ در سال 1379، ضبط شده در استوديو پژواک |
|
| |
| ”20 سال با آثار پرويز مشکاتيان“ نشر زمستان 1385، تهران |
|
| |
| ”قطعاتي از حافظ و مولانا“، ايمان وزيري ضبط در تهران، سال 1380 |
|
| |
| ”موسيقي محلي ساردينيا“، آندريا پارودي و سپيده رئيس سادات ساردينيا، ايتاليا، سال 1383 | |
| |
| ”زبور - 121“ شبکه تلويزيوني RAI EDU 2، کليساي صليب مقدس اورشليم در رم، ايتاليا، مهرماه 1387 |
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 20:11 توسط همايون
چرا آثار جاويدان موسيقي تكرار ناپذيرند؟

نويسنده يادداشت ضمن اشاره به آثاري كه در ابتداي انقلاب و از سوي برخي از هنرمندان شاخص موسيقي سنتي ايران خلق شدند،ميپرسدكه چرا اين قطعات تكرار ناپذيرند
در این روزها شاهد برخي مباحث درباره استفاده و بکارگیری چندین و چندباره از سرودهای دوران انقلاب بودیم .این ماجرا من را بر آن داشت که حقیقتی را در این زمینه بازگو کنم که توجه ویژه جامعه موسیقیمان را میطلبد.
مسئله این است که در دوره اول انقلاب و مبارزات آن، موسیقی ویژهای با همدلی و همکاری جمعی از موسیقیدانان زمان بوجود آمد که گویی هر گاه جریانی مشابه با آن دوره و هم سو و هم نوا با آن بروز میکند با مروری بر گذشته مناسبتر از آن را در حافظه و آرشیو خود نمییابیم.
حال ذکر چند نکته در این میان ضروری است. یکی اینکه هر حرکت اجتماعی و جریان فکری برای پیشبرد اهداف خود بسرعت نیازمندی خود را نسبت به موسیقی مناسب با حال و هوای خود ایجاد میکند. همه محققین و پژوهشگران موسیقی در این موضوع اتفاق نظر دارند که موسیقی از بدو خلقت خود در جوامع بشری به عنوان پدیدهای احساس برانگیز و مهیج نقشآفرینی کرده است. افلاطون به بیش از این معتقد است و میگوید وقتی در جامعهای قوانین و مسائل بنیادی تغییر میکند، موسیقی آن جامعه نیز تغییر خواهد کرد. به همین دلیل است که ما شاهد خلق و بروز موسیقی با کاربردهای مختلفی برای استفاده در جنگ و کارزار ، فراغت ، جشن و شادی، زراعت و غیره در طول تاریخ برای اقوام وملل مختلف بودهایم.
نکته دیگر اینکه نیتمندی(intentionality) و بار عاطفی که برای ساخت یک قطعه در ذهن سازنده و اجراکنندگان بر حسب مناسبت بوجود میآید، از ارکان مهمی است که تاریخ مصرف آنرا در مضمون و پسزمینه فرهنگی آن جامعه تعیین میکند. بطور ویژه میتوان گفت به میزانی که شور و شوق، خلوص و همدلی، در آفرینندگان یک اثر موسیقی از مقدار بالایی برخوردار باشد آن قطعه میتواند برای یک فرهنگ ومردم تا مدت زیادی کاربرد داشته باشد تا حدی که کاربرد آنرا در میان یک قوم جاودانه سازد.
خوشبختانه ما در موسیقیمان شاهد بروز چندین اثر با این نوع ویژگی که ذکرشد، بودهایم و آن هم بی دلیل نیست. زیرا همزمان با مبارزات علیه رژیم شاه موسیقیدانان فارغ از هر گونه تعلقات با همدلی وخلوص تمام بدور هم جمع میشدند و صرفاً برای مبارزه و تحولات روز جامعه خود موسیقی میساختند تا در جریانات اجتماعی عصر خود تاثیر گذار باشندکه این، خود شاخص و تمایز موسیقی از سایر هنرهاست.
شاید در آنروزها شجریان، لطفی، علیزاده و مشکاتیان و سایر هنر مندان نمیدانستند که مشغول ساخت و اجرای قطعاتی جاودان برای موسیقی ایران زمیناند.[درباره سواران دشت اميد و حصار]
در آن ایام تنها چیزی که آنها را دور هم جمع کرده بود دغدغه پیروزی ملت ایران و همدل و هم صدا شدن با آنها بود اما شاهدبودیم که قطعاتی که پس از آن دوران به مناسبتهای مختلف ساخته شد، متاسفانه اغلب فاقد آن کیفیات بود و عجیب نبود که نتوانند به آثاری جاودان تبدیل شوند. اما اگر هم اکنون نیز هنرمندان موسیقی ما بتوانند فارغ از دغدغههایی از قبیل کیش شخصیت، تامین معاش، حقالسهم سالنهای کنسرت، میزان استفبال مردم از آثارشان، میزان فروش بلیط و سایر استرسها و فشارها، دور هم جمع شوند و به همان پاکی دوران انقلاب با تمرکز بر افکاری متعالی، دلهایشان را همسو نمایند قطعاً باز هم شاهد بوجود آمدن آثاری جاویدان همچون"سپیده"خواهیم بود.[نگاهي به اجراي دوباره چاووش 6 و 8 زير نظر محمد رضا لطفي]
آثار دوران مذکور باید به عنوان الگویی موفق برای نسل جوان آهنگسازان، نوازندگان و آوازخوانان ما باشد.
بدانیم که همدلی، خلوص، اهداف و افکار پاک انسانی، ویژگیهایی مطمئن برای خلق آثار هنری جاودان هستند با بهره گیری درست از ویژگیهای مذکور و توجه به پس زمینه تاریخی این مرز و بوم میتوان آثاری برجسته بوجود آورد.
موسیقی و سازهای ما توانایی بالایی برای لحاظ نمودن بیان بار عاطفی و نیات ذهنی و روحی آهنگسازان و اجرا کنندگان موسیقی دارند بطوریکه شاید بتوان گفت از این جنبه تواناتر از سایر موسیقی های شرقی باشد، چرا که بطور خاص میتوان به ساخت موسیقی حماسی دوران انقلاب اشاره کرد که با قابلیتها و بضاعت موسیقی زمان خود خلق آثاری بیبدیل را باعث شد.
آلات موسیقی از مهمترین ابزار برای استفاده آهنگسازان در پس زمینه موسیقایی هر قوم و فرهنگی است. برای مثال و با توجه به موارد ذکر شده سازکمانچه برای استفاده مذکور بسیار توانمندتر از ویلن است اگرچه ممکن است بتوان ایرادهای ساختاری به آکوستیک کمانچه نسبت به ویلن گرفت اما برای بیان، نیات و اجراهایی از این دست اثرگذارتر از ویلن عمل می کند وبه همین منوال سایر ساز های سنتی ایران دارای چنین مزیت هایی نسبت به مشابه های خود میباشند. [سخنان لطفي درباره كمانچه و كمانچه نوازي]
اتفاقاًدر همین مواقع است که موسیقی سنتی یک ملت قابلیتهای منحصر به فردش را به رخ کشیده و نقش تاریخی خود را ایفا میکند، بویژه زمانی که مبتنی بر احساسات ونیاتی ناب و توام با مشارکت هنرمندانی ماهر باشد. در این زمان است که هر مولفه از اثر به سایر عناصر آن، چنان غنایی میبخشد که برای ادوار مختلف، یک قوم یا یک ملت با بروز حال و هوایی مشابه، با مراجعه به حافظه تاریخیشان از آن بهره میبرند، زیرا با گذشت زمان وتثبیت در ناخود آگاه جمعی به کار کرد های خاص آن نیز افزودهاند. منبع : همشهري
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:53 توسط همايون
نگاهی به «آه باران» جدیدترین اثر استاد شجریان

این آلبوم همونطوری که خود استاد هم قبل از انتشار آلبوم گفته بود توی حال و هوای برنامه ی گلهای رنگارنگ رادیو ایران قبل از انقلاب هست. تصنیفها هم به جز یه مورد از تصنیفهای قدیمی همون دوره انتخاب شده که بتونه همون فضا رو بازسازی کنه
آلبوم با مقدمه ی دشتی ساخته مزدا انصاری و با اجرای ارکستر شروع میشه که خیلی خوب آهنگسازی شده و ترکیب سازهای سنتی و کلاسیک خیلی خوب صورت گرفته به طوری که در بیشتر طول قطعه صدای تار و تنبک به صورت واضح شنیده میشه .

بعد از مقدمه ی دشتی , ساز و آواز با تار هست که استاد شریف یکی از قشنگترین همنوازیهای خودشونو با آواز استاد اجرا میکنه. آواز دشتی با شعر حافظ با مطلع (گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد/ بسوختیم در این آرزوی خام و نشد). نکته ی جالب این ساز و آواز صدای نفسهای استاد شریف هست که هنگام تار زدن شنیده میشه که حاکی از سن بالای استاد و تحمل فشار زیاد هنگام ساز زدنه.
بعد از تمام شدن شعر حافظ دوباره ارکستر با تصنیف قدیمی (نوای نی) به آهنگسازی مرتضی محجوبی و شعر رهی معیری کارشو شروع میکنه و استاد هم به زیبایی هر چه تمام تر این تصنیف قدیمی رو اجرا میکنه . این تصنیف با تنظیم دوباره مزدا انصاری با کیفیت و قدرت بهتری اجرا شده و خاطره ی ترانه های قدیمی ارکستر رادیو تلویزیون ملی ایران رو در ذهن تداعی میکنه. در ترک بعد 4مضرابی در گوشه ی عشاق با تار استاد فرهنگ شریف و همراهی تنبک همایون شجریان اجرا میشه که به نظر بنده این 4مضراب قبل از ساز و آواز اول اجرا شده ولی برای فاصله انداختن بین 2 تصنیف در وسط آلبوم گنجانده شده.
بعد از 4مضراب تصنیف قدیمی (دیدی ای مه) از کارهای حسین یا حقی و با ترانه ی رهی معیری با ارکستر اجرا میشه که جزء تصنیفهای سنگین هست و در این دوره کمتر از این نوع تصنیفها ساخته میشه که البته در نوع خودش خیلی حرفه ای و زیباست.
در قسمت بعد سازو آواز شعر عطار به همراه پیانوی خانم فخری ملک پور اجرا میشه. خانم فخری ملک پور چون شاگرد مستقیم مرتضی محجوبی بوده سبک نوازندگی قدیم پیانو رو توی ساز زدنش میشه شنید که در نوع خودش کم نظیره.
در آخرین قسمت آلبوم هم تصنیف آه باران از ساخته های استاد شجریان و با شعری از فریدون مشیری اجرا میشه که گل سرسبد آلبوم هست و جزء آهنگسازیهای منحصر به فرد استاد به حساب میاد که البته در زمان مرگ فریدون مشیری ساخته و در همان زمان هم با ساز استاد علیزاده در مراسم بزرگداشت فریدون مشیری اجرا شده.
در کل آلبوم به سبک برنامه ی گلهای رادیو ایران بسته شده و تصنیفها و سازو آوازها و نوع چینش تراک ها آلبوم به سبک قدیم هست که در سالهای اخیر کمتر آلبومی به چنین فرمی ساخته شده به همین دلیل کسایی که به کارهای گلها و سبک قدیم علاقه دارند بیشتر از کسایی که کارهای قدیم رو گوش نکردن میتونن با آلبوم ارتباط برقرار کنند.
اساتیدی که در مجموعه ی این آلبوم حضور دارند همه پا به سن گذاشته هستند که امیدواریم تا سالهای سال بتونند به کار خود در زمینه ی فرهنگ و موسیقی ادامه بدن.
استاد فرهنگ شریف قبل از انقلاب چند صد ساعت کار تکنوازی و همنوازی در رادیو اجرا کرده اند و بعد از انقلاب هم با بیشتر خوانندگان موسیقی سنتی همکاری داشته و کارهای تکنوازی هم اجرا کرده اند از جمله ی آلبومهای: جان افروز/ گل افروز/ مهرافروز/ سازونوا / غروب کوهستان/ عشاق/ عاشقانه ها/ شور معشوق/ اصفهان/ زخمه / کرشمه/ زمرد و ... .
خانم فخری ملک پور بیشتر به تدریس موسیقی پرداخته اند و البته چند آلبوم تکنوازی هم منتشر کرده اند .
آقای مزدا انصاری از جوانان خوش آتیه ی موسیقی کشور هستند که چند همکاری در اجرای آلبوم داشته اند ولی مشخص ترین کار ایشون آلبوم مرغ حق با صدای آقای کاوه دیلمی هست.
آلبوم آه باران رو شرکت دل آواز با قیمت 3000 تومان منتشر کرده.در آخر هم اشعار آواز و تصنیفها و همچنین اعضای ارکستر رو به شما معرفی میکنیم.
۱_ مقدمه دشتی (آهنگساز: مزدا انصاری)
۲_ ساز و آواز (شعر: حافظ/ تکنواز تار: فرهنگ شریف)
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد/ بسوختیم در این آرزوی خام و نشد
رواست در بر اگر می تپد کبوتر دل/ که دید در ره خود پیچ و تاب دام ونشد
پیام داد که خواهم نشست با رندان / بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد
به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم/ که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
فغان که در طلب گنج نامه مقصود/ شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد
دریغ و درد که در جستجوی گنج حضور / بسی شدم به گدایی بر کرام و نشد
هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر/ بدان هوس که شود آن نگار رام و نشد
۳_ نوای نی (آهنگساز: مرتضی محجوبی/ ترانه: رهی معیری/ تنظیم: مزدا انصاری)
چنانم بانگ نی آتش بر جان زد/ که گویی کس آتش بر نیستان زد
مرا در دل عمری سوز غم پنهان بود/ نوای نی امشب بر آن دامان زد
نی محزون داغ مرا تازه تر از لاله کند/ ز جداییها چو شکایت کند و ناله کند
که به جانش آتش هجر یاران زد
به کجایی ای گل من / که همچو نی بنالد ز غمت دل من
جز ناله دل نبود در عشقت حاصل من/ گدری به سرم نظری بر چشم ترم
کز غم تو قلب رهی خون شد و از دیدیه برون شد/ نوای نی گوید کز عشقت چون شد
۴_ چهار مضراب عشاق(تار: فرهنگ شریف/ تنبک: همایون شجریان)
۵_ دیدی ای مه (آهنگساز: حسین یاحقی/ ترانه: رهی معیری/ تنظیم: مزدا انصاری)
دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی/ پیوند الفت بریدی و رفتی
هر چه خواری به یاری کشیدم و دیدم / دامن ز دستم کشیدی و رفتی
بس ناله ها کردم به امیدی که رحم آری/ به فریاد من ای گل
فریاد از دل تو کز جفا/ فریاد من نشنیدی و رفتی
جانا گرچه بردی از یادم/ جان در کوی عاشقی دادم
ز پا فکندی به سر دویدم گوهر فشاندم/ بر اشک من خندیدی و رفتی
ساقی بده آن می را مطرب بزن آن نی را / که پای لاله پیاله خوش باشد
دل اسیران به ناله خوش باشد
علاج محنت بجز می نیست/ به غیر نالیدن نی نیست
۶_ ساز و آواز (شعر: عطار/ تکنواز پیانو: فخری ملک پور)
جانا مرا چه سوزی چون بال و پر ندارم/ خون دلم چه ریزی چون دل دگر ندارم
در زاری و نزاری چون زیر چنگ زارم/ زاری مرا تمام است چون زور و زر ندارم
گر پرده های عالم در پیش چشم داری/ گر چشم دارم آخر چشم از تو برندارم
در پیش بارگاهت از دور بازماندم/ کز بیم دورباشت روی گذر ندارم
روزی گرم بخوانی از بس که شاد گردم/ گر ره بود در آتش بیم خطر ندارم
عالم پر است از تو غایب منم ز غفلت / تو حاظری ولیکن من آن نظر ندارم
نه نه تو شمع جانی پروانه توام من/ زان با تو پر زنم من کز تو خبر ندارم
۷_ آه باران (آهنگساز: محمد رضا شجریان/ شعر: فریدون مشیری/ تنظیم: مزدا انصاری)
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید/ این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران
یا نه دریائیست گویی واژگونه بر فراز شهر/ شهر سوگواران
هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش/ ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر با تشویش
رنگ این شبهای وحشت را / تواند شست آیا از دل یاران
چشم ها و چشمه ها خشکند روشنیها محو در تاریکی دلتنگ/ همچنانکه نامها در ننگ
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد/ آه باران ای امید جان بیداران
بر پلیدیها که ما عمریست در گرداب آن غرقیم/ آیا چیره خواهی شد
آه باران
تکنوازان:
فرهنگ شریف: تار
فخری ملک پور: پیانو
همایون شجریان : تنبک
نوازندگان ارکستر:
ارسلان کامکار/ علی رحیمیان/ علی جعفری پویان/ سینا جهان آبادی: ویلن
میثم مروستی/ سهراب برهمندی: ویولا
کریم قربانی: ویلنسل
ناصر رحیمی: فلوت
ایمان جعفری پویان: کلارینت
علی رزمی: تار
همایون شجریان: تنبک منبع : dylaman.blogfa.com







[ ]
+ نوشته شده در ساعت 19:23 توسط همايون
زنده در یاد شهریار فر یوسفی

چند روز قبل خبر درگذشت یکی از مشهورترین و خوش نام ترین نوازندگان تار و سه تار ایران را شنیدیم...
شهریار فریوسفی به دلیل توانایی بالا در تکنیک نوازندگی، دشیفر بی نظیر و اخلاق بسیار نیکو، یکی از بهترین انتخابها برای آهنگسازان و نوازندگان بود. بارها از هنرمندان مختلف درباره همراهی های او در کنسرت و ضبط شنیده ام که چقدر بی حاشیه بودن و فروتنی او را ستایش میکردند.
شهریار فریوسفی، یکی از برجسته ترین دوره دیدگان هنرستان ملی بود، سونوریته و تنوع سبک او در نوازندگی، تنه به استادش هوشنگ ظریف میزد. از خصوصیات های مهم نوازندگی و تدریس هوشنگ ظریف، شناخت و اجرای سبک های شاخص تار نوازی است. هوشنگ ظریف و بسیاری از شاگردان او از جمله شهریار فر یوسفی، توانایی اجرای قطعات مختلف تار به همان اکولی است که آهنگساز در آن فضا آهنگسازی کرده است. مثلا شهریار فریوسفی یا هوشنگ ظریف سبکهایی که بسیار دور از هم به نظر می آید همچون، شیوه نوازندگی علینقی وزیری و جلیل شهناز را به خوبی اجرا کرده اند. این خصوصیت فریوسفی، یکی دیگر از دلایل علاقه هنرمندان به همکاری با او بود.
به عقیده نگارنده،، نوازندگی تار در واقع بعد از دعوت حسین دهلوی از هوشنگ ظریف بود که به این استاندارد رسید و ما در این عصر شاهد نوازندگانی بودیم که هنوز یکه تاز همنوازی و تکنوازی در کنسرت و استودیو ها هستند. البته نباید فراموش کرد که دهلوی از استادان دیگری همچون علی اکبر خان شهنازی نیز در بخش تدریس تار هنرستان استفاده میکرد که ناگفته پیدا است که تاثیر این اسطوره تار نوازی در هنرستان ملی یکی از بزرگترین شانس های هنرجویان بوده است.
شهریار فریوسفی نیز همچون بسیاری از هنرجویان هنرستان، از مکتب علی اکبر خان شهنازی استفاده کرد ولی این تعلیمات هوشنگ ظریف بود که نوازنده را از پایه روی خط سیری قانونمند و اصولی قرار میداد. تقریبا محال است که نوازنده ای با دیدن تنها مکتب هنرمندی مثل استاد شهنازی بتواند به توانایی کسی مانند شهریار فر یوسفی برسد، زیرا غیر از اینکه اصولا شیوه تدریس این هنرمندان به صورت گوشی و غیر نتی بود، تدریس تار هم به صورت سنتی بود و حرکت در سیستمی علمی و مطابق اصول استاندارد آموزش موسیقی نبود، غیر از همه این موارد، استادان قدیم اکثرا فقط به سبک شخصی خود با هنرآموز کار می کردند و اینگونه نبوده که مثلا استادی مانند شهنازی، نواختن به سبک جلیل شهناز یا بیگجه خانی را هم تدریس کند (که البته این دو نوازنده بسیار مورد تایید و علاقه علی اکبرخان شهنازی بوده اند)
با توجه به موارد گفته شده و نگاهی به فعالیت های هنری هنرآموختگان هنرستان ملی، واضح است که فریوسفی یکی از شاخص ترین دوره دیده های هنرستان و سیستم فکری آن بوده است.
امروز اگر وارد یک فروشگاه آثار موسیقی شوید شاید 70 تا 80 درصد تار و سه تار نوازی های این آثار متعلق به فریوسفی باشد که البته این موضوع کمی هم باعث گلایه بعضی از اهالی موسیقی بوده که چرا فریوسفی در بعضی از آثاری که همطراز سطح هنری او نبوده اند نواخته است، دلیل این اتفاق حتما کارمند صدا و سیما بودن و البته فروتنی بیش از حد او بوده است.
فراوان بودن آثار ضبط شده از شهریار فریوسفی، نباید این گمان را بوجود آورد که آثار او بدون توجه به توانایی های تکنیکی، فقط از نظر کمی قابل اهمیت است، چراکه فریوسفی در دهه 60 که آثار بی نظیر موسیقی جمعی ایران تولید شده، فعالیت بسیار زیادی داشته است. سونوریته و تکنیک درخشان فریوسفی، زیبنده آثار گرانمایه هنرمندانی چون، مرتضی حنانه، همایون رحیمیان، کامبیز روشن روان، کاظم داوودیان و ... بوده است که بدون شک با تداوم فرهنگ موسیقی ایران زمین، تداوم حیات خواند داشت.
فراموش نمیکنم که در اولین دیدارم با ایشان، یاد آور شدم "هنوز با صدای تاری که از شما در همنوازی پیانو محمد شمس (در فیلم "خانه آقای حق دوست" ساخته محمد شمس) شنیده ام، کیفیت تارها را می سنجم!"
تولید سونوریته خوب از ساز (مخصوصا سازهای تار و سه تار) رابطه مستقیم با شیوه نوازندگی، اکول دو دست، شکل مضراب و هماهنگی آن با ساز مورد استفاده دارد. متاسفانه نوازندگان نسل کنونی به خاطر بهره نبردن از شیوه های منطقی در آموزش این سازها، گاهی شناختی از این مقوله ندارند و اینجاست که نیاز به مدون کردن اکول نوازندگی احساس میشود. اشکالی که در نوازندگان دوره های قبلی که اکثرا شاگردان هوشنگ ظریف بوده اند دیده نمیشود. هنرمندانی که مخصوصا در استودیو با فریوسفی همکاری داشته اند، تایید میکنند که توانایی او در دشیفر تقریبا بی نظیر بوده است، حتی به شوخی گاهی میگفتند، "قطعه را از مدت اثر هم سریعتر مینوازد!" از این توانایی فریوسفی حتی در میان نوازندگان ارکستر سمفونیک هم یاد میشود.
در مراسم ختم استادم منصور سینکی، شهریار فریوسفی را دیدم که از شدت تاثر قادر به ایستادن نبود، مرگ زود هنگام دوستش منصور، آنقدر نا به هنگام و جانکاه بود که توان راست کردن قدش را نداشت. امروز درگذشت او دو سال بعد از فوت دوستش، غم بی حد و حصری را برای خانواده تار نوازی ایران و مخصوصا پدر این خانواده که همانا هوشنگ ظریف است بوجود آورده است.
شهریار فریوسفی و همسر هنرمندش، دو فرزند هنرمند نیز دارند که هر دو با وجود جوانی در میان نوازندگان موسیقی کلاسیک، شناخته شده هستند، پدرام و پانیذ فریوسفی، دو ویولونیست با ذوق که خوشبختانه از نظر هنر و اخلاق، شباهت های زیادی به پدر دارند.
هر چند عمر شهریار فریوسفی پنج دهه بود ولی بدون شک سونوریته و ادیت درخشان شهریار فریوسفی، همواره یاد او را با آثار بی شمار ضبط شده او زنده نگه خواهد داشت.
آنرا که زندگیش، به عشق است، مرگ نیست
هرگز گمان نبر که مر او را فنا بود سجاد پورقناد
روحش شاد و نامش در یادها زنده و جاوید
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 7:53 توسط همايون
