درباره آلبوم جوي نقره مهتاب به نوازندگي و آهنگسازي بهداد بابايي
«موسيقي به کلي از بيان هر چيزي عاجز است.» جمله يي که در اولين برخورد عجيب به نظر مي آيد. اين اظهارنظر معروف ايگور استراوينسکي (1971- 1882)، يکي از بزرگ ترين موسيقيدانان سده بيستم، در باب موسيقي است

آنتوني استور در کتاب «موسيقي و ذهن» پس از نقل اين جمله مي نويسد؛ «استراوينسکي به شدت با اين تعبير مخالف بود که مطابقت دقيقي ميان احساسات آهنگساز و آنچه او در نت هاي خود مي نويسد، وجود دارد و يک قطعه موسيقي تصوري متعالي است که به صورت موسيقي بيان مي شود... او مي گفت «موسيقي خود را بيان مي کند»... و «آهنگساز قادر به بيان چيزي در باب معاني نيست».»1 بايد توجه داشت آنچه در اينجا به عنوان موسيقي از آن صحبت شده است، موسيقي به تنهايي است، و آوازي آن را همراهي نمي کند، زيرا «در موسيقي آوازي محتوا از شعر ناشي مي شود نه از موسيقي».2 اگر از چند مورد استثنا- مانند «خلقت» اثر هايدن و «سمفوني روستايي» اثر بتهوون- چشم پوشي کنيم، بايد بپذيريم موسيقي از بيان انديشه يا تصوير عاجز است. در موسيقي ايراني نيز همچون موسيقي ملل ديگر اين موضوع صادق است. هرچند موسيقي ايراني اغلب به همراه آواز اجرا مي شود اما در رديف موسيقي ايراني قطعاتي موسوم به «رنگ» وجود دارد که جزء قديمي ترين قطعات سازي در موسيقي ما است. اين رنگ ها- حداقل در دوره قاجار- اغلب به همراه رقص اجرا مي شده است. در دوره قاجاريه ارزش چنداني براي موسيقي قائل نبودند و شايد اهميت موسيقي سازي از موسيقي آوازي نيز کمتر بود. اما در اواخر دوره قاجاريه به همراه تغييراتي که در همه حوزه هاي فرهنگي رخ داد، در نگرش به مقوله موسيقي و موسيقي سازي نيز تغييراتي ايجاد شد. خلق فرم پيش درآمد توسط درويش خان و ساخت چهارمضراب هاي متنوع و ضربي هايي بر اساس رديف، موجب تحکيم جايگاه موسيقي سازي در بين نوازندگان شد اما همچنان اين قطعات در خدمت موسيقي آوازي بود. در اوايل دوره پهلوي دوم برخي از نوازندگان شروع به تکنوازي بدون آواز کردند. بعدها رديف سازي و آوازي را از هم جدا کردند و رديف هاي سازي را ترتيب دادند؛ هر چند چندان تفاوتي بين اين دو ايجاد نشد. اين روند امروزه نيز ادامه دارد و در سال هاي اخير کمتر نوازنده شناخته شده يي وجود دارد که حداقل يک آلبوم تکنوازي را منتشر نکرده باشد. برخي براي قطعات سازي خود، نام هايي نيز انتخاب کردند اما آيا «دخترک ژوليده» ساخته کلنل علينقي خان وزيري تصوير يک دخترک ژوليده را در ذهن تداعي مي کند؟ «کاروان» صبا چطور؟ يا قطعه «مه» ساخته حسين عليزاده؟ در هيچ کدام از اين قطعات اگر نام آن را ندانيم و براي اولين بار به آنها گوش کنيم، نمي توانيم نام آنها را حدس بزنيم. البته اغلب آهنگسازان و نوازندگان نيز در پي ايجاد چنين تصويري در ذهن شنونده نبوده اند. اصولاً چنين نگرشي با موسيقي ايراني سازگاري ندارد. موسيقي ايراني، به کاوش در روح انسان مي پردازد؛ انسان را در محيطي خلأگونه رها مي کند؛ و ممکن است او را به تفکر وادارد اما نمي تواند تفکري را القا کند.
«جوي نقره مهتاب» آخرين آلبوم بهداد بابابي است. خود او در مورد انتخاب اين نام مي نويسد؛ «اين عبارت فصيح و متعالي علاوه بر خيال انگيز بودنش تاکيدي است بر جايگاه ويژه انديشه و تفکر در نگاه اين شاعر و انديشمند ارجمند کشورمان.» گذشته از اينکه چطور مي توان اين عبارت را متعالي قلمداد کرد و چگونه يک عبارت مي تواند جايگاه انديشه و تفکر را نشان دهد، به نظر مي رسد بابايي با نوشتن چنين جملاتي در وصف اين عبارت، مي خواهد موسيقي اش را چنين جلوه دهد. شايد او موسيقي را همچون شعر در نظر گرفته است و نام هايي که براي قطعاتش در نظر گرفته است نيز ما را به ياد شعرهاي شاعران معاصر مي اندازد؛ «از برکه هاي آينه»، «ضربان خسته تکرار»، «گريزپاي»، «سيل اندوه»، «بغض»، «تا مهتاب». او دليل انتخاب اين نام ها را تصويرسازي در ذهن مخاطب توصيف مي کند؛ «فقط به ارائه نام قطعه بسنده شد تا فرآيند تصويرسازي در ذهن مخاطب صورت گيرد.»3 گويي شنونده مي تواند مانند خواننده شعر جمله ها را کنار هم قرار دهد و به مرور تابلوي ذهني اش را کامل کند، «سيل اندوه» نام هشتمين قطعه اين مجموعه است؛ قطعه يي پرجنب و جوش و سريع که از لحاظ شنيداري نيز در مقابل اين نام قرار مي گيرد و شنونده را به جست وجوي اندوه در آن وادار مي کند. بيشتر نوازندگان در آلبوم هاي تکنوازي خود، به خصوص زماني که واژه بداهه نوازي را يدک مي کشند، از استفاده از چنين نام هايي براي تک تک قطعات و حتي براي کل اثر اجتناب مي کنند. نام هايي مانند کنسرت همايون، نوا و راست پنجگاه از اين جمله اند و براي قطعات نيز يا از هيچ نامي استفاده نمي کنند، مانند آلبوم «تا بيکران دوردست»، يا از نام هايي مانند ضربي، چهارمضراب و... استفاده مي کنند. استفاده از نام علاوه بر اينکه باعث نفوذ چيزي بيگانه در موسيقي مي شود، شنونده را گمراه مي سازد، و نه تنها کمکي به شنونده در درک اثر نمي کند بلکه او را از درک ابعاد مختلف يک اثر نيز محروم مي سازد. اين گفته زماني جالب تر مي شود که در جلد اين آلبوم توضيحاتي براي يکي از قطعات داده شده است؛ «فضاي آغازين قطعه تداعي کننده ضربان قلب است؛ حرکتي که چون ترجيع بندي تا پايان قطعه تکرار شده و به گونه يي نمادين، تکرار هاي زندگي آدمي را در بستري از فراز و نشيب ها به تصوير درمي آورد... »؛ جملاتي که احتمال هر گونه برداشت ديگري را رد مي کند و آنچه شنونده بايد در اين قطعه بشنود،را به او ديکته مي کند. شايد بابايي به طور کلي موسيقي را با هنر ديگري اشتباه گرفته است وقتي در مورد قطعات ريتميک اين مجموعه مي گويد؛ «هر کدام براساس موضوعي ساخته و پرداخته شده و هر يک مانند انشايي هستند با موضوعي خاص و خط و ربط و مقدمه، متن و نتيجه.»4
بهداد بابايي در بين کساني که موسيقي ايراني را دنبال مي کنند، به عنوان نوازنده يي پرتکنيک و پرسرعت شناخته مي شود. نيازي نيست که شما شنونده حرفه يي موسيقي ايراني باشيد يا نوازنده يا موسيقيدان، بلکه يک شنونده عادي نيز با گوش دادن به «جوي نقره مهتاب»، متوجه پرتکنيک بودن ساز بابايي مي شود؛ و همين مساله ضعف او محسوب مي شود زيرا زماني که بتوان تکنيک را از موسيقي جدا و آن را احساس کرد، آنگاه تبديل به عنصري بيگانه با موسيقي مي شود، و بين شنونده و نوازنده شکافي ايجاد مي کند. اين يکي از بغرنج ترين مسائلي است که در موسيقي ايراني ممکن است براي نوازنده رخ دهد. زماني که حين تکنوازي اين شکاف ايجاد شود، شنونده ديگر با موسيقي همراه نيست و دنبال کردن ادامه اجرا، براي او تبديل به فعاليتي ملال آور مي شود.
در اين آلبوم براي قطعات آوازي از واژه بداهه نوازي استفاده شده است؛ عنواني که استفاده واژگاني از آن در موسيقي ايراني مرسوم است اما استفاده واقعي از آن نامرسوم. بارها و بارها درباره اينکه بداهه نوازي چيست و داراي چه شاخص هايي است، صحبت شده است و در اينجا نيازي به بحث در اين باره نيست. از آنجايي که جملات آوازي به صورت مشخص از رديف انتخاب شده و تنها تفاوت آن استفاده از تکنيک هايي جديد، مانند چپ دراب، و پنجه کاري هاي سريع است، عنوان «روايت رديف» صحيح تر از بداهه نوازي است. بداهه نوازي داراي نيرويي است که حال را شکل مي دهد و سنتي که به نام رديف از گذشته به دست ما رسيده است را در شکل امروزي اش ارائه مي دهد. با توجه به نحوه اجراي قطعات آوازي اين مجموعه، بعيد است که اگر دوباره اجرا شوند، تفاوتي با قبل داشته باشند. البته بايد گفت بابايي در روايت رديف موفق عمل کرده است و در اجراي هر گوشه، فضاي ايراني و بافت موسيقايي همگون تا پايان حفظ مي شود. اما زماني که اين گوشه ها در کنار هم قرار مي گيرند، از انسجام لازم برخوردار نيستند و در انتهاي هر گوشه تلاشي براي اتصال به گوشه بعد صورت نمي گيرد. اين نحوه اجرا اين گمان را در ذهن شکل مي دهد که روي هر گوشه به صورت مجزا تمرين شده و در زمان اجرا اين گوشه ها بدون تغيير در امتداد هم قرار گرفته است. اين مساله در استفاده از قطعات ضربي نيز احساس مي شود، به نحوي که تناسبي با قطعه آوازي پيش از خود ندارند و اين امر گسستگي را در کل اثر ايجاد کرده است.
«جوي نقره مهتاب» تلاشي است براي متفاوت بودن. بابايي اين موضوع را کتمان نمي کند و اعتراف مي کند؛ «در مسير تکوين اين کار سعي شده است به لحاظ محتوا و مختصات تکنيکي و جمله پردازي قدري متفاوت باشد و به نوعي مي توان گفت به عمد سعي در متفاوت بودن در آن اعمال شده است. با اين وصف، طبيعي است که در کل، کاري متفاوت از آب درآمده باشد.»5 اما نتيجه گيري او در انتهاي صحبتش صحيح نيست. تلاش کردن با هدف متفاوت بودن، او را «اندرخم تکرار» گرفتار کرده است. اگر سعي کنيم متفاوت باشيم، تکرار مي شويم اما اگر خودمان باشيم متفاوت مي شويم. منبع: اعتماد
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:11 توسط همايون
عبدالوهاب شهيدي» بعد از 30 سال در ايران كنسرت ميدهد
محمد جليل عندليبي نوازنده سنتور و آهنگساز در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: بعد از گذشت 30 سال ، چند ماه پيش عبدالوهاب شهيدي خواننده پيشكسوت موسيقي ايراني به ايران بازگشت كه به دنبال حضور اين خواننده برجسته در ايران، محمد حسين ايماني معاون هنري ارشاد به همراه محمدعلي خبري مديركل دفتر موسيقي ارشاد به ديدار وي رفتند.
در اين ديدار ايماني گفت:استادان و پيشكسوتان هنر موسيقي با تلاش و جديت مستمر و طولاني جايگاهي مهم در هنر دارند و ضرورت دارد كه نسل جديد موسيقي از تجربه، هنر و دانش آنها بهره بگيرند.
عندليبي ياد آور شد: استاد عبدالوهاب شهيدي اظهار تمايل كرد در آينده نزديك در كنسرتي با حضور ديگر استادان خضور يابد و به اجرا بپردازد.
وي در
خصوص چگونگي برگزاري اين برنامه بيان داشت: در اين برنامه كه به نوعي
بزرگداشت شهيدي است اركستر پيشكسوتان متشكل از اساتيدي چون هوشنگ ظريف،
منصور نريمان، هادي منتظري، محمد اسماعيلي، فروهري و ....به همراه بنده و
عبدالوهاب شهيدي به روي صحنه خواهيم رفت و قطعه معروف زندگي را با
خوانندگي شهيدي و چند قطعه از ساختههاي من را اجرا خواهيم كرد.
اين
نوازنده سنتور با بيان اينكه اين كنسرت در آينده نزديك در تالار وحدت
برگزار ميشود، اظهار داشت: طبق برنامه ريزيهاي به عمل آمده اين كنسرت به
مدت 3 شب برگزار ميشود اما انتظار ميرود تقاضاي مردم در اين خصوص زياد
باشد كه در اين صورت تعداد شبها را تمديد خواهيم كرد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:50 توسط همايون
سه تار نوازی ذوالفنون در امریکا
جلال ذوالفنون از 14 مرداد بدون حضور برخی از اعضای گروهش در دانشگاه ایندیانای امریکا به روی صحنه خواهد رفت
آرش زنگنه با اعلام این خبر گفت : قرار بود این برنامه در 4 شب توسط گروه ذوالفنون اجرا شود اما متاسفانه به دلیل مشکلات فراوانی که در گرفتن ویزا برایمان پیش آمد تنها استاد ذوالفنون راهی امریکا شدند.
این عضو گروه ذوالفنون در ادامه افزود: البته پسر جلال ذوالفنون در امریکا سکونت دارد و در آنجا به استاد می پیوندد؛ به احتمال فراوان یکی از نوازندگان ایرانی سازهای کوبه ای نیز از میان دوستان ذوالفنون انتخاب می شود تا همراه با وی به روی صحنه برود.
وی همچنین درباره قطعات اجرایی ذوالفنون در این اجرا تصریح کرد: تمامی قطعاتی که برای این کنسرت انتخاب شده بود از ساخته های ذوالفنون محسوب می شد؛ اما با توجه به شرایط پیش آمده احتمالا فهرست برنامه تغییر خواهد کرد و بر اساس بداهه پردازی هایی که در سال های اخیر توسط استاد ذوالفنون انجام شده برنامه ای اجرا خواهد شد.
زنگنه در پایان گفت: این کنسرت در جریان برگزاری فستیوال موسیقی "سیتوریت" که به موسیقی اقوام و فرهنگ های جاده ابریشم اختصاص دارد برگزار می شود. منبع : مهر
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 21:8 توسط همايون
حمایت هیئت مدیره خانه موسیقی از شجریان

خانه موسیقی نسبت به اتهام وارده به محمدرضا شجریان ( رئیس شورای عالی موسیقی) از سوی برخی رسانه ها با صدور بیانیه ای خواستار رسیدگی موضوع و برخورد مسئولان با این رسانه ها شد.
به گزارش مهر، در این بیانیه هیئت مدیره خانه موسیقی بدون ذکر نام هیچ
رسانه ای از برخورد هتاکانه برخی از نویسندگان نسبت به وارد کردن اتهام به
رئیس شورای عالی خانه موسیقی گله کرده است. متن این بیانیه چنین است:
"متعاقب رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر مردم با فرهنگ و فهیم
ایران متاسفانه یکبار دیگرشاهد هتاکی برخی قلم به دستان مغرض به اهالی
فرهنگ بودند و این بار جناب آقای محمدرضا شجریان، این نگین هنر و استاد
اسطوره ای موسیقی اصیل کشور مورد تهاجم وهتک حرمت قرارگرفت.
هجوم این عوامل ضد فرهنگ و بستن افترا و اتهام واهی به هنرمندی که به واقع
در قلب همه ایرانیان فرهنگدوست در سراسر دنیا جای دارد به نوعی اهانت و
گستاخی به همه ایرانیان اهل علم و فرهنگ قلمداد می شود که باید به شدت از
سوی مراجع ذیصلاح با آن برخورد شود.
نویسندگان و پرونده سازان که اندیشه ای جز تضغیف و تحلیل فرهنگ ملی ایران
و تحقیر هنرمندان وبزرگان علم و اندیشه و هنر را در سر نمی پرورانند استاد
شجریان را به خاطر استیفای حقوق حقه خود با زشت ترین الفاظ و بدترین
اتهامات مواجه کردند.
خطاب قراردادن رئیس شورای عالی خانه موسیقی (عالی ترین شورای تخصصی هنر
موسیقی در کشور) به عنوان مهره استعمار و وطن فروش اتهام بزرگی است که نه
تنها ایشان و دیگر اعضای برجسته این شورا بلکه شأن وجایگاه طیف گسترده ای
از شاگردان، هنرجویان و همچنین هزاران عضو نهاد مدنی خانه موسیقی را نیز
ملکوک کرده و موجبات رنجش ومشوه جلوه دادن فعالیتهای فرهنگی این نهاد را
فراهم آورده است.
حفظ و صیانت ازحریم و حقوق اولیه هنرمندان خدوم و تاثیرگذار که چراغ عمر
خود را در راه اعتلای فرهنگ وهنر این مرز و بوم بر افروخته اند از وظایف
اصلی و اساسی همه کارگزاران و مسئولان کشور و بویژه اصحاب رسانه ها به
شمار می رود و حال آنکه استاد محمدرضا شجریان و خدمات او چنان بسیط و
گسترده و چنان تابناک و درخشان است که نیاز به هیچ شرح و توضیح اضافی
ندارد.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 12:20 توسط همايون
پیرنیاكان،
در رابطه با حکم محکومیت محسن نامجو که توسط قاضی شعبه 1083 دادگاه عمومی
استان تهران به علت سخیف خواندن آیات قرآن صادر شده بود، اعلام کرد؛ «ما
اصلا آقای محسن نامجو را موزیسین نمیدانیم كه از ایشان دفاع كنیم».لازم به ذكر است كه مدتی قبل عباس سلیمی، قاری قرآن از محسن نامجو به دادگستری تهران شكایت كرد. سلیمی علت شكایت خود را پخش ترانهای اعلام كرد كه در آن این موزیسین جوان، آیاتی از قرآن را با ساز و صدایی نامتعارف خوانده بود. به گفته سلیمی رأی دادگاه چندی پیش صادر شد و نامجو را به 5 سال حبس تعزیری محكوم كرد.البته انتشار این خبر، واكنش حمید نامجو، برادر این موزیسین را درپی داشت، چرا كه او معتقد بود هیچ احضاریهای برای حضور در دادگاه به دست محسن نامجو و خانوادهاش نرسیده و این حكم غیابا صادر شده است. بنابراین نامجو امكان دفاع از خود را در دادگاه نداشته است.
این موضوع را با پیرنیاكان در میان میگذاریم و از او میپرسیم قرار است تا خانه موسیقی چه اقدامی در پیگیری دادگاه این موزیسین انجام دهد. این نوازنده تار كه عضو هیأت مدیره خانه موسیقی است در جواب سئوال ما میگوید؛ «خانه موسیقی هیچ برنامهای برای دفاع از آقای نامجو ندارد».پیرنیاكان در ادامه گفت؛ «واقعیت این است كه آقای نامجو را موزیسین نمیدانیم. اول این موضوع مشخص بشود كه ایشان در كدام نوع و سبک موسیقی كار میكند؟ بعد درباره دفاع خانه موسیقی از او صحبت كنیم.»
عضو هیأت مدیره خانه موسیقی در ادامه گفت: «ایشان اصلا موسیقی نوع ایرانی كار نمیكند كه خانه موسیقی بخواهد برای محكومیت قضایی او اقدامی انجام دهد.»این نوازنده تار در ادامه تاكید كرد: «خانه موسیقی برای محكومیت ایشان هیچ اقدامی را لازم نمیداند.»
لازم به ذكر است كه محسن نامجو از جنجالبرانگیزترین موزیسینهای ایرانی در دهه اخیر بوده و خود او اعتقاد دارد كه كار موسیقیاش تلفیقی از گامهای موسیقی كلاسیك ایرانی و گامهای موسیقی راك و جز غربی است.پیش از این، از این خواننده، نوازنده و آهنگساز ایرانی آلبوم «ترنج» در داخل كشور منتشر شده و برخی قطعات آن بارها در صدا و سیما پخش شده است. همچنین نامجو در زمان حضور در ایران 2 بار بهصورت مهمان در رادیو حضور پیدا كرد و قطعات خود را بهصورت زنده اجرا كرد. منبع : موسیقی ما
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 15:20 توسط همايون
استاد تو بخوان ...

استاد محمدرضا شجريان برايم هميشه عزيز و گرامي بودهاند، شايد بيش از سهدهه بود كه شب و روز من و اينك ساعات معْظم تحقيقات آوازي مرا صدا و روش موسيقايياش پر ميكند
.
در مقالهاي كه در بزرگداشتش تحت عنوان عيب من نوشته بودم مبسوطا شرح اين
آشنايي و به زباني شيدايي را بيان كردم حتي در صفحاتي از تز دكترايم.
استاد شجريان بذر هنر موسيقي عميق، عرفاني، اسلامي و ايراني را در سرتاسر
ايران براي حداقل دو نسل كاشتهاند و الگوي هنري و فرهنگي بسياري از
جويندگان اين راه پر بلا بودهاند. گرچه او خود به تواضع نجوا ميكند كه:
بنده را نام خويشتن نبود
هرچه ما را لقب دهند آنيم
اما
او شهريار آواز ايراني در اين نيمقرن بوده و نامش بر فراز هنر موسيقي
ايراني همواره خواهد تابيد اما... استاد شجريان با تو ميگويم كه تو خود
از من بهتر ميداني كه صدها سال است كه در اين ملك اين شعر حافظ بر
زبانهاست:
«سخنداني و خوشخواني نميورزند در شيرازه»
مقالهاي
تحت عنوان «ما مثل او وطنفروش نيستيم» را در روزنامهاي خواندم بهواقع
از هم پاشيدم كه اين چه نوع برخورد و رفتار با يك هنرمند توانا و گرامي كه
اين همه براي فرهنگ ايراني زحمت كشيده است ميباشد ما به كجا ميرويم؟ چند
سال پيش در فستيوالي به نام جشن خلقت celebration of creatien از من دعوت
شده بود. كه اين فستيوال در حضور ملكه انگليس، همسر وي و چند نفر از سران
كشورهاي مختلف در شهر لندن برگزار ميشود كه با پيشنهاد استاد راهنمايم
پرفسور جان بيلي از دنياي اسلام من شركت كردم، در آن زمان دبير جشنواره در
ملاقات اوليهاش با من گفت كه ما در اين فستيوال به آقاي تونيبلر
«نخستوقت كشور انگلستان» اجازه ورود نداديم چون كه او تمايل به جنگ دارد
[حمله آمريكا به عراق هنوز شروع نشده بود] زيرا اين فستيوال تمايل دارد كه
از سران كشورها و نيز رهبران مذهبي بخواهد كه زمين را به سمت صلح و آرامش
هدايت كنند و نه جنگ و خونريزيهايي كه گفته بود كه از رئيس سازمان محيط
زيست دولت آقاي دكتر خاتمي نيز دعوت كردهاند كه متاسفانه ايشان نتوانستند
در اين فستيوال شركت كنند باري... هنوز دو روز مانده به اجراي برنامهام
روزنامهاي در صفحه اول خود مطلبي به نام «خيانت به اسلام و ايران» را به
چاپ رسانده بود و نويسنده اصرار داشت كه اينجانب بهخاطر شركت در اين
برنامه مشغول فروش ايران و خيانت اسلام عزيز هستم و حال در روزنامه ديگر
استاد محمدرضا شجريان به وطنفروشي متهم ميشود. سوال من از نويسنده محترم
اين به اصطلاح خبر ويژه اين است كه «اين استاد خواننده برجسته ايران» «يك
خواننده ديگر» كه در زمره برجستگان آواز ايراني محسوب ميشود «يكي ديگر از
اساتيد موسيقي» «يك آهنگساز پيشكسوت» كه هستند كه جرات اظهارنظر اينگونه
گرانسنگي را دارند اما از افشاي نام خود در هراسند؟ مگر آنها از شجريان
ميترسند؟ آيا شجريان باند و دستهاي دارد كه مخالفانش را سركوب كند؟ خطاب
من بعد از سالها «حدود هشت سال» به مقالهنويس در مورد حقير و نيز
مقالهنويس به اصطلاح خبر ويژهنويس روزنامه كيهان اين است: «عزيز برادر
در طول قرنها از سرگذشت اين «خاك بلاكش» ميگذرد هنرمندان و انديشمندانش
حتي اختيار سقفي براي شب را بهروز كردن نداشتند چه رسد به فروش وطن!
و
اين را به آساني از نالههاي حافظ ناشنيدهپند كه ميگويد آب و هواي فارس
عجب سفلهپروراست تا نعره شاملوي بزرگ: بگذار بر سرزمين خود بايستم... بر
خاكي از براده الماس و رعشه درد، چونان آيينه عبرتي بزرگ اما غمبار در
برابر ما قد علم كرده است، ميتوان به آساني ديد. اينك سوال من از بزرگان
قوم و اهل معرف اين است كه واقعا ما را چه ميشود؟ چرا اسطورههاي عظيم
فرهنگي و هنري ما در تمامي اعصار بركناره ميروند. با هزار گونه سخن در
دهان، لبخاموشند؟
چرا ما به خود اجازت ميدهيم كه مقام استاد
عزيزي كه محبوب هزاران انسان عاشق فرهنگ و هنر اصيل اين مملكتند، اينگونه
پامال جفاهاي قلمي نابخرد و ناسنجيده شود؟ بياييد به اين سفلهپروري و
انديشهكشي پايان دهيم! و اما سخن پاياني من به استاد شجريان است؛ استادم
شنيدم كه شما قصد شكايت از نويسندهاي را داريد كه به عمد يا به طعن نام
بزرگي را به زشتي برد، شما را حوالت به اين شعر حافظ ميدهم؛
عدو چو تيغ كشد من سپر ميندازم
كه تيغ ما بهجز از نالهاي و آهي نيست
تو
فقط بخوان براي ايران و براي فرداي اين مرز پرگهر. قطعا دادگاه وجدان
بيدار نسلهاي آينده شكايتت را قضاوتي جانانه و عادلانهتر خواهد كرد و
صداي رويش تو را خواهد شنيد. من هيچگاه بر تو نميپسندم كه اينگونه
تهمتها و رفتارهاي نابخردانه را پاسخي اينجهاني دهد. همه تو را
ميشناسند و عشق سرشار تو را به خاك ايران عزيز، اين بهتان تنها به تو
نبود. در طول تاريخ اين مرزوبوم همه بزرگان و انديشمندان به گناه
وطنفروشي متهم بودهاند اما وجدان بيدار انسانها از اين به اصطلاح
خائنين مجسمهاي براي تمامي تاريخ برپا داشت و آن به اصطلاح وطندوستان را
به گرداب لعنت و فراموشي روانه نمود.
گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد
گو تو خوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم
و كلام آخرم به تو هنرمند فرزانه!
دگر زمنزل جانان سفر مكن درويش
كه سير معنوي كنج خانقاهت بس
وگر كمين بگشايد غمي زگوشه دل
حريم درگه پيرمغان پناهت بس
بهصدر مصطبه بنشين و ساغر مي نوش
كهاين قدر زجهان كسب مال و جاهت بس
فلك به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلي و دانش همين گناهت بس!
منبع: اعتماد ملی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:48 توسط همايون
جزئيات شكايت محمدرضا شجريان از صدا و سيما و كيهان

اين روزها، تركش تنشهای سياسی به دستاندركاران حوزهی فرهنگ هم برخورد میكند و طبيعتاً به سوی چهرههای مطرحتر، تركشهای اساسیتری پرتاب خواهد شد. ماجرای مطلب تند روزنامهی «كيهان» عليه محمدرضا شجريان را نيز میتوان در اين باب ارزيابی كرد. مطلبی كه شكايت شجريان عليه كيهان را بهدنبال داشت

محمدحسين آقاسی، وكيل استاد آواز ايران دربارهی علت انجام اين شكايت به «اعتماد ملی» میگويد: «مدتها بود كه استاد شجريان به صداوسيما تذكر میدادند كه آثار ايشان را بدون اجازه از شبكههای مختلف پخش نكنند، كتباً هم نامه نوشتند؛ اما صداوسيما به اين خواهش ايشان ترتيب اثر نداد. در نتيجه استاد شجريان در گفتوگو با يكی از شبكههای بينالمللی، در اينباره دوباره صحبت كردند كه اين صحبتها منجر به انتشار مقالهیی عليه ايشان در شمارهی روز ۱۴ تيرماه سال جاری در بخش خبرهای ويژه روزنامه كيهان شد. من شخصاً نمیتوانم درک كنم چطور يک هنرمند محبوب و ملی كه اصلاً هم چهرهیی سياسی نيست و فقط علاقهمند نيست كه آثارش از شبكههای مختلف صداوسيما پخش شود، «وطنفروش» ناميده شود. اين مسئله خجالتآور است و استاد هم از اين مسئله بسيار رنجيدهخاطر و ناراحتاند. به همين دليل هم تصميم گرفتند از روزنامهی كيهان شكايت كنند. روز چهارشنبه اين شكايت طرح شد، قطعاً دادگاه به اين شكايت رسيدگی خواهد كرد.»
ماجرای شكايت شجريان از كيهان چند روز پس از اعلام طرح شكايت او از صداوسيما منتشر شد كه بهزعم آقاسی به اعتراضات و خواهشهای شجريان بیتوجهی كردند: «بهرغم درخواستهای مكرر استاد از صداوسيما، اين سازمان در جريانات اخير، با ساختن كليپهايی از خيابانها و تصاوير اشخاصی كه مورد علاقهی ايشان نبودند، از صدای ايشان بهرهبرداری غيرمجاز كردند. اين تصاوير بهعنوان تبليغات تلويزيونی و توجيه اعمالی كه مورد قبول بسياری از مردم نبود، تهيه و روی آنها از سرودهايی از استاد استفاده میشد كه مربوط به دورهی اوليهی انقلاب بودند، بهنحوی كه بينندگان اين تصاوير اينگونه برداشت میكردند كه استاد همسو با بخشی از حكومت و در واقع بهعنوان تأیيدكنندهی آن تصاوير از پخش آنها رضايت دارد. به همين دليل هم به من مراجعه كردند و از من خواستند تا در اين زمينه اقدام جدی به عمل آيد.»
بنا به گفتهی آقاسی با وجود درخواست شجريان پخش صدای او، كماكان از شبكههای مختلف راديو و تلويزيون ادامه داشت و با وجود اعتراضات فراوان به اين مسئله ترتيب اثر داده نشد: «من تاريخ پخش تمام اين سرودها را يادداشت كردهام. آخرين مرتبه پخش كليپهايی با صدای استاد از تلويزيون هم به زمان بازگشت پنج نفر از ايرانيان بازداشتشده در موصل عراق به كشور مربوط میشود.» اما صرف طرح شكايت از صداوسيما و كيهان شايد بيشتر يک حركت نمادين از سوی شجريان قلمداد شود تا شكايتی كه انتظار برخورد با متهم را در برداشته باشد. آقاسی در اينباره میگويد: «در مورد روزنامهی كيهان، صرفنظر از اينكه استاد قصد داشتند حركت ناشايست اين روزنامه را با اين شكايت تقبيح كنند، به احتمال بسيار قوی در اثر طرح موضوع در رسانههای مختلف، دادگاهی تشكيل خواهد شد. اما آنچه در سابقهی شكايت از كيهان به آن برخوردهام، محكوم شدن اين روزنامه به جريمهای معادل ۲۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان بوده است. البته اگر كيهان از انتشار اين مطلب عذرخواهی كند، از شكايت صرفنظر خواهيم كرد. اما دربارهی شكايت از صداوسيما بايد بگويم كه شكايت ما عليه معاونت راديويی صداوسيما و با ذكر اين نكته كه "هر كسی كه نسبت به پخش اين آثار در صداوسيما دستور داده"، به دادسرای كاركنان دولت ارائه شد. در حال حاضر، بازپرس پرونده كتباً از صداوسيما خواسته تا مجوز پخش آثار شجريان را اعلام كند. چون اگر مجوزی نداشته باشد كه ندارد، طبق مادهی ۲۳ قانون حمايت از حقوق مؤلفان و مصنفان بين ۳ تا ۶ سال حبس در انتظار كسانی است كه مسئوليت پخش اين آثار را به عهده دارند.» اما نكتهی اساسی اينجاست كه شبكههای مختلفی در عرصهی راديو و تلويزيون مشغول فعاليتاند و هر برنامهای هم تهيهكنندهای دارد كه خودش تصميم میگيرد چه قطعاتی در برنامهاش پخش شوند. در نتيجه كار پيدا كردن متهم بهصورت شخصی كار بسيار سختی خواهد بود؛ اما آقاسی به مسئلهی ديگری اشاره میكند: «بعد از طرح شكايت، بررسیهای زيادی در اينباره كردهايم و میدانيم كه بخشی در صداوسيما وجود دارد كه مركز موسيقی و سرود صداوسيمای جمهوری اسلامی ايران نام دارد و پخش يا عدم پخش هر گونه موسيقی با موافقت كتبی اين بخش به زير مجموعهها اعلام میشود. بنابراين در حال حاضر بالاترين مقام مرتبط با اين بخش تحت تعقيب قرار خواهد گرفت. چرا كه اگر مسئول اين بخش حق اجازهی پخش اين آثار را صادر نكند، هيچيک از تهيهكنندگان و كارگردانان شبكههای مختلف حق استفاده از آنها را ندارند.» اما اگر اين آثار دوباره از صداوسيما پخش شدند، چه بايد كرد: «فعلاً درصدد صدور دستور موقتی برای جلوگيری از پخش صدای ايشان در شبكههای مختلف هستيم؛ اگر اين روند غيرقانونی هم ادامه پيدا كند، تأثيری در ميزان مجازات نخواهد داشت.»
شجريان فقط اجازهی پخش «ربنا» را صادر كرده و بنا به گفتهی وكيلش تا زمانی كه وضعيت قلب واقعيتها در صداوسيما صورت میپذيرد. به پخش ساير آثارش از شبكههای مختلف آن رضايت نخواهد داد.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت 14:40 توسط همايون
